ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۵۶۱.

اثرات کشت زعفران در تغییرات کالبدی – فضایی روستای فتح آباد (شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۱۰
هدف: بافت کالبدی سکونتگاه های روستایی بسته به گذر زمان و با توجه به شرایط متفاوت قابل تغییر است. این تغییر حاصل تعامل و ارتباط متقابل با عوامل و اثرات محیطی و اقتصادی و اجتماعی است. در این راستا، اقتصاد خانوارهای روستایی نقش قابل تاملی در تغییر بازی می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات درآمدزایی زعفران بر تغییر بافت کالبدی- فضایی روستای فتح آباد در شهرستان رشتخوار بوده است. روش پژوهش: در این پژوهش، نقش درآمدزایی زعفران در 355 خانوار زعفران کار ساکن در روستای فتح آباد بررسی شد. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گسترده ای از شاخص ها متناسب با شرایط روستای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع آوری داده ها براساس شاخص های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه های روستا و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری و نرم افزار SPSS استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش مؤید آن است که بین درآمدزایی زعفران و توسعه مسکن و ساخت وسازها در محدوده مورد مطالعه ارتباط معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی بین سطح زیرکشت زعفران و توسعه مسکن و ساخت وسازها 0/591 است که با توجه به مقادیر حاصل، با سطح اطمینان 99 درصد می توان گفت که بین این دو متغیر، ارتباط مستقیم و معنادار با همبستگی متوسط برقرار است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که هرچه سطح زیرکشت زعفران بیشتر شود، میزان تولید زعفران بیشتر و در نتیجه سطح درآمدزایی بیشتر می شود که در نهایت منجر به بهبود مسکن و توسعه ساخت وسازها در محدوده مورد مطالعه می شود.
۵۶۲.

سنتز پژوهی کیفی تاب آوری سکونتگاه های آینده در برابر سیل شهری؛ ارائه چارچوبی چند لایه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۳
هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری سکونتگاه های شهری در برابر سیلاب و ارائه چارچوبی چندلایه بر اساس روش سنتزپژوهی کیفی است. این پژوهش با روش سنتزپژوهی کیفی و بر پایه الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، ۳۰ منبع معتبر بین المللی (۲۰۱۰–۲۰۲۴) را تحلیل کرده و عوامل مؤثر بر تاب آوری شهری در برابر سیلاب را شناسایی نموده است. یافته ها نشان می دهد تاب آوری سکونتگاه ها در دو دسته اصلی کالبدی (زیرساخت های سبز و آبی، خدمات اکوسیستم، راه حل های مبتنی بر طبیعت و کیفیت فضایی) و غیرکالبدی (برنامه ریزی تطبیقی، ادراک ریسک، مشارکت اجتماعی و مدیریت بحران) قابل طبقه بندی است. بر اساس نتایج، تاب آوری مؤثر مستلزم هم افزایی این عوامل در سه لایه است: در لایه کالبدی، راهکارهای مبتنی بر طبیعت (NbS) و طراحی انعطاف پذیر نقش کلیدی دارند؛ در لایه اجتماعی، مشارکت جامعه محلی و حکمروایی یکپارچه اهمیت ویژه می یابند؛ و در لایه مدیریتی، برنامه ریزی انعطاف پذیر و سیستم های هشدار زودهنگام ضروری اند. نوآوری اصلی مقاله در ارائه «مدل چندلایه تاب آوری» است که تعامل میان عوامل فیزیکی، اجتماعی و نهادی را تبیین می کند و نشان می دهد راهکارهای فنی تنها در پیوند با سازوکارهای نهادی و مشارکت ذی نفعان اثربخش خواهند بود. این مدل می تواند مبنای تدوین راهبردهای یکپارچه برای معماران، برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد. توسعه پایدار، تقویت زیرساخت ها، برنامه ریزی شهری با توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و استفاده از داده های تجربی محلی می تواند تأثیر بسزایی در کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در برابر بحران های اقلیمی و سیلاب ها داشته باشد. پیشنهادهای کلیدی این پژوهش شامل؛ ادغام شبکه های سبز–آبی در طرح های توسعه شهری و روستایی، ایجاد ساختارهای نهادی یکپارچه و سیستم های هشدار هوشمند، و تمرکز بر مطالعه تطبیقی، توسعه مدل های ترکیبی، توجه به جوامع محروم، تحلیل فناوری های نوین، و ارزیابی بلندمدت راهکارهای طبیعی در پژوهش های آینده است.
۵۶۳.

تحلیل مؤلفه های شهر دوستدار زنان، مطالعه موردی: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
در بسیاری از کشورهای درحال توسعه مانند ایران، زنان با چالش های متعددی در استفاده از فضاهای شهری مواجه هستند. این مسائل شامل عدم دسترسی کافی به فضاهای ایمن، کمبود امکانات و محدودیت های فرهنگی - اجتماعی است که حضور و مشارکت آن ها را در محیط های شهری کاهش می دهد. این پژوهش باهدف ارزیابی وضعیت شهر اردبیل از منظر مؤلفه های "شهر دوستدار زنان" انجام شد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و به صورت پیمایشی بود و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ زن از شهر اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای در SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) در AMOS استفاده گردید. نتایج نشان داد که وضعیت شاخص های شش گانه مرتبط با شهر دوستدار زنان در اردبیل نامطلوب بوده و زیر سطح متوسط (عدد مرجع ۳)، کیفیت قرار دارد. همچنین، نتایج تحلیل مسیر در AMOS نشان داد که بعد محیطی (64/0= β) بیشترین تأثیر را بر بهبود کیفیت محیط های شهری دارد پس از آن، ابعاد کالبدی (56/0=β)، دسترس پذیری (54/0=β)، سلامت (46/0=β)، اجتماعی - فرهنگی (39/0= β) ایمنی - امنیت (37/0=β)، قرار دارند. این پژوهش بر اهمیت عوامل محیطی و کالبدی در شکل گیری فضاهای شهری مناسب برای زنان تأکید دارد؛ بنابراین، برنامه ریزان شهری باید این مؤلفه ها را در اولویت قرار دهند تا زمینه مشارکت بیشتر زنان در فضاهای شهری فراهم شود.
۵۶۴.

تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب در فناوری های نوظهور: اصول بنیادین در کشورهای پیشرو و راهبردهای ملی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
تحول دیجیتال و گسترش فناوری های نوظهور همچون هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء، بلاک چین و زیست فناوری ها، الگوهای سنتی حکمرانی را با چالش های جدی و پرسش های نوین مواجه ساخته است. این فناوری ها از یک سو ظرفیت های چشمگیری برای توسعه پایدار فراهم می آورند و از سوی دیگر، الزامات تازه ای در حوزه شفافیت، پاسخگویی، مدیریت ریسک و سیاست گذاری مشارکتی ایجاد می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی کیفی، به بررسی اصول بنیادین حکمرانی فناوری در کشورهای پیشرو شامل ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، کره جنوبی، سنگاپور، ژاپن و استونی پرداخته و تلاش کرده است درس آموخته های کاربردی برای ایران استخراج کند. یافته ها نشان می دهد که پنج اصل کلیدی در تجربه این کشورها به طور مشترک برجسته است: وجود نهادهای تنظیم گر مستقل، چارچوب های حقوقی منعطف، اخلاق محوری، مشارکت چندذی نفعی و توانایی سازگاری هوشمندانه با تغییرات. تحلیل منابع داخلی و بین المللی نیز نشان می دهد که پیوند میان حکمرانی خوب و توسعه فناورانه، ضرورتی انکارناپذیر برای مواجهه با تحولات آتی است و نیازمند بازاندیشی در ساختارهای سیاستی ایران می باشد. در پایان، مقاله با ارائه مجموعه ای از راهکارها، بر طراحی سیاست های هوشمند و بومی سازی الگوهای موفق حکمرانی فناوری تأکید دارد. دستاوردهای این پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین سیاست های فناورانه آینده نگر و مسئولانه در ایران قرار گیرد و چارچوبی تطبیقی برای تنظیم گری منعطف و پاسخگو فراهم آورد.  
۵۶۵.

طراحی مدل خط مشی های عمومی تقنینی در راستای توسعه پایدار مبتنی بر برنامه توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل خط مشی های عمومی تقنینی در راستای توسعه پایدار مبتنی بر برنامه توسعه است. پژوهش دارای رویکردی ترکیبی است. ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه و پرسشنامه است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل استادان دانشگاه، صاحب نظران خط مشی گذاری و قانون گذاری، نمایندگان ادوار و اعضای کمیسیون های مجلس شورای اسلامی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، متخصصان خط مشی گذاری در ستاد وزارتخانه های قوه مجریه و سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. حجم نمونه 13 نفر است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند؛ جامعه آماری بخش کمی مدیران و معاونان سازمان های دولتی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی ایران، 1019 نفر است. حجم نمونه براساس جدول کوهن 247 نفر است که به صورت خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای NVIVO، SPSS و SMART PLS انجام شده است. نتایج نشان می دهد مضمون های سازمان دهنده «رشد اقتصادی»، «تأمین اجتماعی و سیاست های حمایتی»، «ارتقای سلامت سیاسی و اجتماعی»، «مدیریت یکپارچه منابع انرژی»، «ارتقای نظام سلامت شهروندان»، «اصلاح نظام اداری»، «حمایت از محیط زیست»، «ارتقای نظام آموزشی» و «توسعه پایدار شهری» مدل نقش خط مشی های عمومی تقنینی در راستای توسعه پایدار مبتنی بر برنامه توسعه را تشکیل می دهند. همچنین مضمون سازمان دهنده «ارتقای نظام سلامت شهروندان» بخش بیشتری از مدل پژوهش را تبیین می کند. اجرای خط مشی های عمومی تقنینی نیازمند به کارگیری راهبردهایی برای توانمندسازی مجریان است تا با در نظر گرفتن بستر اجرایی شامل فرهنگ سازمانی ساختارهای تعامل و هماهنگی بین مجریان و تدوین کنندگان و تقویت زیرساخت های قوانین و مقررات، تعهد به خط مشی و محیط خط مشی اجرا شوند.
۵۶۶.

تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی: مطالعه موردی شهرستان کوهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر بر تمایل باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی می باشد. روش: اطلاعات مورد نیاز پژوهش، با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شدند. داده های گردآوری شده به وسیله نرم افزار های SPSS و Amos و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری این پژوهش را باغداران بخش مرکزی شهرستان کوهدشت استان لرستان (1000N=) تشکیل دادند که براساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 270 باغدار انتخاب شد. نتایج: نتایج به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل مسیر نشان داد، سازه های شدت درک شده، آسیب پذیری درک شده و منافع درک شده تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر تمایل رفتاری باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی دارند و در نهایت نیز نظریه ی اعتقادات سلامت می تواند 83 درصد از تغییرات متغیر تمایل رفتاری باغداران را پیش بینی کند. نتیجه گیری: در این راستا توصیه می گردد با برجسته کردن آسیب های ناشی از رفتار فعلی باغداران در زمینه برداشت، انتقال و فروش محصولات در بین باغداران و همچنین مزایای فروش محصولات به این صنایع از جمله افزایش درآمد، کاهش ضایعات، افزایش اشتغال و غیره به طور قابل توجهی مسیر انگیزش باغداران برای فروش محصولات خود به صنایع تبدیلی و تکمیلی را هموار نمود.
۵۶۷.

تبیین رفتار زیست محیطی مسئولانه سبزی کاران شهرستان کرمانشاه: یک مطالعه همبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: افزایش چالش های زیست محیطی در بخش کشاورزی و مصرف بیش از حد مواد شیمیایی در مزارع، تبیین عوامل موثر بر رفتار مسئولانه کشاورزان را به یک ضرورت پژوهشی تبدیل کرده است. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی با هدف تبیین رفتار مسئولانه زیست محیطی سبزی کاران انجام شد. جامعه آماری، سبزی کاران دهستان میاندربند در شهرستان کرمانشاه به تعداد 108 نفربودند. داده ها به شیوه سرشماری گردآوری شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSWIN22 و SmartPLSWIN3 انجام شد. نتایج: نتایج بیانگر نگرش زیست محیطی نسبتاً مثبت سبزی کاران بود. میزان خودکارآمدی در زمینه رفتار مناسب زیست محیطی نیز نسبتاً بالا بود. اما مسئولیت پذیری سبزی کاران در این زمینه، در حد کم تا متوسط بود. بر اساس نتایج مهارت های عملی سبزی کاران نسبتاً بالا ارزیابی شد. همچنین بر اساس نتایج سبزی کاران تا حد زیادی دارای رفتارهای زیست محیط گرایانه در فرایند تولید سبزی بودند. بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری خودکارآمدی، مسئولیت پذیری، آگاهی از پیامدهای زیست محیطی، راهبرد های عمل و مهارت های عملی سبزی کاران بر روی نیت آنها به انجام رفتارهای زیست محیط گرایانه تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج یک روند نگران کننده در زمینه اتکای سبزی کاران به مواد شیمیایی برای تقویت خاک وکنترل علف های هرز، آفات و بیماری ها در مزارع وجود داشت. بر این اساس آگاهی بخشی و تشویق سبزی کاران به پذیرش فنون مدیریت تلفیقی آفات و بیماری ها از راهبردهایی است که می تواند در کاهش مصرف مواد شیمیایی در مزارع سبزی تاثیرگذار باشد.
۵۶۸.

تحلیل رفتار محیط زیستی جامعه میزبان در مناطق گردشگری روستایی: کاربست تلفیقی TPB و NAM در روستای آتشکده فیروزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش توصیفی-همبستگی با هدف شناسایی تعیین کننده های رفتار محیط زیستی در بین 291 خانوار میزبان در منطقه گردشگری آتشکده فیروزآباد انجام شده و در این راستا از نمونه گیری تصادفی خوشه ای از 166 خانوار صورت گرفته است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای ساختاریافته مبتنی بر تلفیق نظریه های رفتار برنامه ریزی شده (TPB) و فعال سازی هنجار (NAM) شامل سازه های نگرش، هنجارهای اجتماعی، درک از کنترل رفتاری، آگاهی از پیامدها، انتساب مسئولیت و هنجارهای شخصی است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان و پایایی آن با شاخص های آلفای کرونباخ (91/0-78/0)، پایایی ترکیبی (93/0-85/0) و میانگین واریانس استخراج شده (74/0-51/0) تائید شده و تمامی مقادیر از آستانه های مطلوب (70/0CR > و 50/0 AVE >) فراتر رفته و دلالت بر پایایی درونی مناسب و روایی همگرای قابل قبول است. داده ها با رویکرد PLS-SEM در نرم افزار SmartPLS3 و با روش بوت استرپینگ (5000 تکرار) تحلیل شده اند. یافته ها نشان داد که در چارچوب (TPB)، نگرش، هنجارهای اجتماعی و درک از کنترل رفتاری تأثیر معناداری بر قصد رفتار محیط زیستی دارند. در مدل (NAM)، آگاهی از پیامدهای محیطی منجر به انتساب مسئولیت و شکل گیری هنجار شخصی می شود. هنجار شخصی قوی ترین پیش بینی کننده مستقیم رفتار محیط زیستی است و از طریق قصد رفتار نیز نقش واسطه ای ایفا می کند. قصد رفتار و ادراک کنترل رفتاری تأثیر مستقیم و معناداری بر رفتار دارند، در حالی که هنجارهای اجتماعی تنها به طور غیرمستقیم (از طریق قصد رفتار) مؤثرند. این یافته ها بر تلفیق TPB و NAM به عنوان چارچوبی جامع برای درک رفتار محیط زیستی جوامع میزبان تأکید می کند. از این رو، مداخلات سیاستی باید همزمان بر تقویت احساس مسئولیت اخلاقی، افزایش آگاهی محیطی و بهبود توان عملیاتی ساکنان در اجرای رفتارهای پایدار تمرکز کنند.
۵۶۹.

ارزیابی شاخص های کیفیت مسکن با استفاده از فرایند تحلیل شبکه (ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۵۹
مسکن اولین فضایی است که تجربه روابط انسانی در آن آزموده و چارچوبی فیزیکی است که در آن منابع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فرد آمیخته می شود. عرصه مسکن به منظور تأمین رشد اجتماعی علاوه بر خود واحد مسکونی محیط پیرامون آن را نیز در برمی گیرد توجه به شاخص های کیفیت مسکن زمینه دستیابی به مسکن پایدار را فراهم آورده و مسکن پایدار زمینه های دستیابی به شهرپایدار را مهیا می سازد روند روبه رشد تقاضای مسکن و توسعه نگرش تک بعدی و کمیت گرا به مسکن سبب شده است تا توجه لازم به مسئله بنیادین کیفیت مسکن به معنای واقعی آن اعمال نشود. عدم دسترسی به مسکن مناسب، می تواند سبب بروز یا افزایش اختلالات روانی و مشکلات گوناگون شود. از این رو پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن شناسایی شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیت مسکن، با فرض یکسان نبودن وزن شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیت مسکن به رتبه بندی و اولویت بندی این شاخص ها بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در راستای دستیابی به هدف موردنظر در این پژوهش از مدل تحلیل شبکه (Anp) به منظور تعیین وزن و اولویت بندی هریک از شاخص ها و مؤلفه های کیفیت مسکن استفاده گردیده است. براین اساس پس از ارزیابی شاخص ها با استفاده از مدل تحلیل شبکه نتایج بیانگر آن است که از بین شاخص های موردبررسی، شاخص تسهیلات و امکانات مسکن (0.318)، امنیت مسکن (0.218) آسایش مسکن (0.145)، هم جواری با کاربری های سازگار (0.142)، استحکام مسکن (0.109) و همسازی مسکن با اقلیم (0.065) به ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند.
۵۷۰.

طراحی مدل بهینه سازی مکان یابی اسکان اضطراری در شرایط بحرانی (منطقه موردمطالعه: منطقه 2 کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
طرح مسئله: باتوجه به افزایش وقوع بحران های طبیعی و انسانی، تأمین اسکان اضطراری برای جمعیت های آسیب دیده یکی از چالش های مهم مدیریت شهری است. فقدان معیارهای دقیق و مدل های جامع برای انتخاب مکان های مناسب به کاهش کارایی، افزایش آسیب پذیری و ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای فوری در شرایط بحرانی منجر می شود. هدف پژوهش: در این راستا پژوهش حاضر به طور کامل این عوامل را تجزیه وتحلیل می کند و چارچوبی جامع برای به دست آوردن بینش درباره پیچیدگی های مرتبط با یافتن اسکان اضطراری ارائه می دهد. روش پژوهش: این تحقیق شامل بررسی جامع مطالعات قبلی درباره اسکان اضطراری با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای بود. به دنبال آن، پرسشنامه ای طراحی شد تا اهمیت پارامترهای مختلف را در شناسایی مکان های مناسب برای اسکان اضطراری اندازه گیری کند. سپس پاسخ های پرسشنامه با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی[1] (AHP)، با ورودی 30 نفر از متخصصان تجزیه وتحلیل شد. متعاقباً، یک مدل مفهومی و یک چارچوب ریاضی برای ایجاد رابطه بین پارامترها و معیارهای مختلف با در نظر گرفتن ضریب اهمیت نسبی هر پارامتر ایجاد شد. نتایج پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که فضاهای باز از شاخص مطلوبیت بالاتری در مقایسه با مراکز آموزشی برخوردارند. دانشگاه تبریز با شاخص مطلوبیت 068/1 (خیلی خوب)، بوستان شاهگلی با شاخص مطلوبیت 754/0 (خیلی خوب) و شهرک نیرو زمینی با شاخص مطلوبیت 207/0 (ضعیف) از اول تا سوم در اولویت قرار گرفتند؛ علاوه براین، پس از توزیع جمعیت نیازمند اسکان اضطراری در فضاهای موجود، مشخص شد که قسمت شرقی منطقه مطالعه شده با کمبود شدید فضای مناسب برای اسکان اضطراری مواجه است. این امر نیاز به اقدامات مناسب توسعه شهری را برای رفع این موضوع نشان می دهد.   [1] Analytical Hierarchy Process
۵۷۱.

واکاوی عوامل خانوادگی مؤثر بر فقر شهری با استفاده از مدل معادلات ساختاری (نمونه موردی: پلدختر لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۷
خانوارهای شهری پلدختر همانند سایر شهرهای متوسط و کوچک اندام کشور که رویه کشاورزی دارند، با مسائلی چون: بیکاری، فقدان نوآوری و فن آوری های، پایین بودن درآمد، عدم پایداری اشتغال و فقدان انگیزه برای زندگی مواجه هستند که این مسائل زمینه ساز مشکلات زیادی برای خانوار های این نوع شهرها شده و باعث بروز نابسامانی هایی چون مهاجرت و مهم تر از همه افزایش فقر آن ها شده است. در این زمینه مجموعه عوامل و سرمایه های خانوادگی بر فرصت های معیشتی و یا بر فقر آن ها تأثیرگذار است. شناسایی نوع عامل راه حل مفیدی برای برنامه ریزان توسعه شهری و کاهش فقر می باشد. در پژوهش حاضر به شناسایی عوامل و سرمایه های خانوادگی مؤثر فقر شهری پلدختر پرداخته شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری، خانوارهای شهری پلدختر است که با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی ساده 380 خانوار انتخاب شد. برای گردآوری داده ها با توجه به مدل ها و اهداف از پرسش نامه و سؤالات کمّی (طیف لیکرت) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و شناسایی عوامل خانوادگی از معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار « Amos » استفاده گردید. جهت شناسایی راهکارهای کاهش فقر نیز از روش های کیفی مانند مصاحبه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی/مالی با ضریب تأثیر 68/0، فیزیکی با ضریب 32/0، اجتماعی با ضریب تأثیر 11/0 و سرمایه انسانی با ضریب تأثیر 05/0 بیشترین تأثیر را بر فقر شهری داشته است. نتایج طرح در زمینه راهکارهای کاهش فقر نشان داد که ایجاد فرصت های شغلی انعطاف پذیر خانوادگی، سرمایه گذاری در محلات و مناطق محروم شهری، ارتقای آموزش و مهارت آموزی افراد فقیر شهری، حمایت از اقلیت ها، مهاجران و افراد فقیر (آموزش و خدمات)، مشارکت دادن ساکنان محله های فقیرنشین در تصمیم گیری های شهری، مبارزه با فساد و توزیع عادلانه منابع عمومی، بهسازی سکونتگاه های فقیر و غیررسمی و گسترش و توسعه حمل ونقل عمومی رایگان مهم ترین اقدامات کاهش فقر شهری در شهر پلدختر می باشد.
۵۷۲.

چالش های زنان در جامعه روستایی شهرستان دماوند در دستیابی به معیشت پایدار: دهستان ابرشیوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
علی رغم نقش های حیاتی اقتصادی و اجتماعی که زنان روستایی در شهرستان دماوند ایفا می کنند، با موانع قابل توجهی مواجه هستند. بنابراین هدف اصلی این تحقیق، شناسایی چالش های معیشت پایدار زنان روستایی در این شهرستان است. این تحقیق با جامعه آماری 976 نفر از زنان روستایی دهستان ابرشیوه در شهرستان دماوند انجام شد. با استفاده از جدول مورگان 201 نفر از زنان بر طبق روش نمونه گیری طبقه ای برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. داده ها به روش ترکیبی (کمی و کیفی) جمع آوری شدند. مصاحبه های نیمه ساختارمند با 15 نفر از زنان روستایی در بخش کیفی انجام شد و در بخش کمی، پرسش نامه ای بر اساس تحلیل محتوای داده های کیفی تنظیم شد. روایی پرسش نامه ها توسط صاحب نظران تأیید و پایایی آن با آزمون مقدماتی و با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که محدودیت های معیشت پایدار زنان روستایی در پنج عامل (موانع اجتماعی- فرهنگی، مالی، جنسیتی، شخصیتی و خانوادگی) خلاصه می شود که در مجموع 71 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مهمترین عامل، موانع اجتماعی- فرهنگی بود که شامل متغیرهایی مانند بافت مردسالاری، تعصبات خانوادگی و ناامنی اجتماعی بود. برای بهبود وضعیت زنان روستایی، اجرای برنامه های آموزشی، سازمان دهی زنان روستایی در قالب گروه ها و شبکه ها، ارائه اعتبارات خرد و وام های کوچک و بهبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی و تشویق مشارکت آن ها در فرایندهای تصمیم گیری پیشنهاد شده است.
۵۷۳.

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان (مورد مطالعه: روستاهای شرق گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
افزایش مشارکت سیاسی، دغدغه هر نظام سیاسی است. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت از مهمترین راهکارها برای مدیریت و افزایش مشارکت مردم در انتخابات محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان انجام شد. جامعه آماری تحقیق را جوانان روستاهای شرق گیلان در سال 1402 تشکیل داده که تعداد 241 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته در خصوص مشارکت سیاسی با 20 گویه و پرسش نامه عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی با 51 گویه بود. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل عامل تأییدی، پنج عامل فرهنگی - اجتماعی، خانوادگی، فردی، سیاسی و اقتصادی در مشارکت سیاسی جوانان روستایی مؤثر هستند که عامل فرهنگی - اجتماعی دارای بیشترین تأثیر و عامل خانوادگی دارای کمترین تأثیر بود. در نهایت بر اساس یافته ها، راهکار هایی به منظور افزایش میزان مشارکت سیاسی جوانان روستایی ارائه شد.
۵۷۴.

اندازه گیری کارایی مصرف انرژی و عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی مناطق روستایی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۰
سیب زمینی به عنوان یکی از محصولات استراتژیک بخش کشاورزی، نقش اساسی در تأمین امنیت غذایی و اقتصاد روستایی دارد. استفاده بهینه از منابع انرژی در تولید آن، ضمن افزایش کارایی، هزینه ها را کاهش داده و به کاهش اثرات زیست محیطی و پایداری کشاورزی کمک می کند. بدین ترتیب، هدف اصلی تحقیق حاضر اندازه گیری کارایی انرژی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی در مناطق روستایی شهرستان اردبیل با بهره گیری از رهیافت تولید مرزی تصادفی (تخمین تابع تولید ترانسلوگ همراه با مدل ناکارایی) است. اطلاعات و داده های مورد نیاز با مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه از 160 سیب زمینی کار منطقه در سال زراعی 02-1401 جمع آوری شد. سپس داده ها با استفاده از هم ارزهای استاندارد به میزان انرژی تبدیل شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی انرژی مزارع 86/15 درصد است. این نتیجه بیانگر آن است که در صورت استفاده بهینه و اصولی از منابع انرژی در تولید می توان انرژی خروجی محصول را حدود 14 درصد افزایش داد. بر اساس نتایج حاصل از محاسبه کشش تولید نهاده ها، کشاورزان از عوامل بذر، کود شیمیایی و تراکتور در محدوده اقتصادی تولید بهره می گیرند. همچنین کشش تولید نیروی کار و سم بیانگر استفاده کمتر از حد بهینه این نهاده ها در فرایند تولید است. در مجموع، هرچند که سیب زمینی کاران از برخی نهاده ها به طور اقتصادی استفاده می نمایند، لیکن توصیه می شود که در راستای رعایت اصول و عملیات کشاورزی پایدار، مقادیر بهینه نهاده ها مدنظر زارعین منطقه قرار گیرد. برابر یافته های تحقیق، عوامل سن، تجربه، سطح زیرکشت، مالکیت اراضی و شغل اصلی کشاورز دارای تأثیر معنی دار بر کارایی است. بر همین اساس پرداختن به تولید در مزارع وسیع تر گامی عملی برای بهبود کارایی انرژی محصول سیب زمینی محسوب می شود؛ ضمن اینکه بهره گیری از توانایی و تجربه کشاورزان باسابقه و دارای شغل اصلی کشاورزی نیز عملاً به افزایش کارایی مصرف انرژی منجر خواهد شد.
۵۷۵.

The Application of the Principle of Not to Cause Significant Harm in the Tigris and Euphrates River Basin(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
The Tigris-Euphrates basin is of high regional and global significance; however, the lack of a comprehensive multilateral agreement among riparian states has transformed the management of this transboundary watercourse into a political, security, and environmental challenge. The central issue addressed in this research is the evaluation of the quality of the application of the 'no significant harm' principle within the basin. Specifically, the study investigates whether water resource utilization—such as constructing dams beyond the natural capacity of the rivers and excessive extraction of groundwater—complies with legal obligations and the principles of equitable and reasonable utilization. This study employs an innovative interdisciplinary approach that integrates legal and technical analyses. The legal framework is established by examining customary sources, international conventions, and the insights of prominent international law scholars regarding the definition and scope of "no significant harm." Concurrently, up-to-date technical data on dam capacities, river flow alterations, and groundwater extraction—sourced from reputable publications—serve as the empirical basis for assessing the practical application of the principle. The findings indicate that mismanagement practices in water resource development can inflict significant harm on the ecosystem, regional wetlands, and the livelihoods of local communities. Therefore, the formulation of a comprehensive framework and the advancement of multilateral cooperation for the equitable and reasonable use of the Tigris-Euphrates resources is imperative.
۵۷۶.

Geopolitical Dynamics and their Impact on Emerging Markets(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
Emerging markets are those developing countries that are not fully developed but moving away from the traditional economies to be more industrialized by adopting a free and open market or mixed economy. Fast economic growth, growing middle-class, huge population growth and working age population, as well as consumption growth are attracted the multinationals to invest in emerging markets. Despite of its opportunities, these emerging markets also bring out the risks that must be faced and overcome by multinationals through its strategies and approaches. Qualitative research has been used for this study. This paper will try to evaluate the emerging markets from its governance, rule of law, politics, market and corporate sectors, as well as its institutions and regulations, while taking BRICS countries as example to represent the emerging markets. The findings shows that emerging markets are attractive yet still has issues that mostly on its governance, political stability, rule of law, corruption, and institutional voids. Thus, multinational firms could undertake this challenges by implementing right strategies and approaches based on each markets domestic features, using the five context to recognize the institutional voids, and refer to the Analyze-Benchmarck-Calibrate of developing a globalization strategy.
۵۷۷.

Economic Leverage: The Role of Sanctions in Shaping International Relations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
Economic sanctions have evolved into a pivotal instrument of foreign policy, enabling states to exert pressure without direct military confrontation. Traditionally viewed as tools for punishment or coercion, their strategic function as instruments of economic leverage is receiving growing scholarly and policy attention. However, a conceptual gap persists in understanding how sanctions operate not only as punitive measures but as proactive mechanisms for shaping global behavior and diplomacy. This study aims to bridge this gap by critically examining sanctions as instruments of economic statecraft, focusing on their ability to influence state behavior, uphold international norms, and serve long-term strategic interests. Adopting a qualitative, doctrinal methodology, the article analyzes key international legal frameworks, sanctions regimes, and historical case studies involving major powers such as the U.S., EU, and China. The findings reveal that while sanctions are often framed within legal and moral justifications, their effectiveness depends heavily on multilateral coordination, economic integration levels, and the credibility of enforcement. Ultimately, the study concludes that sanctions, when strategically designed and legally grounded, can serve as effective tools of economic leverage, but their overuse or misuse risks undermining their legitimacy and the broader international legal order.
۵۷۸.

Navigating Tensions: Sanctions and Trade Law in Global Diplomacy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
In recent years, the increasing invocation of national security exceptions in trade disputes has strained the coherence of the multilateral trading system. This paper explores the legal and geopolitical implications of Article XXI of the GATT, focusing on how its growing use—particularly by powerful states—challenges the legitimacy of WTO dispute settlement mechanisms. Addressing a significant gap in legal scholarship, the research examines the tension between sovereign discretion and multilateral accountability, an area complicated by vague treaty language and political misuse. The study’s main objective is to assess whether existing WTO frameworks can effectively constrain the abuse of the national security exception while preserving state autonomy. Using a qualitative doctrinal methodology enriched by comparative legal analysis and a focused case study on Malaysia, the paper evaluates WTO rulings (notably DS512 and DS526), regional trade practices, and Malaysia’s middle-power diplomacy. The findings reveal a shift in WTO jurisprudence toward legal scrutiny of national security claims, emphasizing proportionality, necessity, and good faith. Malaysia’s cautious, multilateral approach offers a model for smaller states navigating coercive trade environments. The study concludes that reforming Article XXI is vital to maintaining the legitimacy of the rules-based trading order amid evolving geopolitical and economic challenges.
۵۷۹.

تحلیل آثار گسترش افقی شهری بر رواناب و سیلاب با رویکرد مدیریت پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
گسترش افقی شهری با توسعه کنترل نشده و پراکنده مناطق ساخته شده یکی از الگوهای رایج رشد شهرها به شمار می رود. این پدیده، از طریق افزایش سطوح نفوذناپذیر، الگوهای رواناب و سیلاب های شهری را تغییر می دهد و به افزایش خطر آب گرفتگی در نواحی توسعه یافته منجر می شود. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر گسترش افقی بر گستره رواناب و سیلاب، تغییرات پوشش اراضی شهر اهواز را طی دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ تحلیل کرده است. در این زمینه، از تصاویر ماهواره ای Sentinel-1 و Sentinel-2 و مدل یادگیری ماشین XGBoost جهت طبقه بندی اراضی به دو کلاس مناطق ساخته شده و غیر ساخته شده استفاده شده است. همچنین، با استفاده از شاخص آنتروپی شانون تغییرات الگوی رشد شهری ارزیابی و پهنه های رواناب و سیلاب با روش آستانه گذاری اوتسو استخراج شده است. نتایج تحلیل آنتروپی شانون نشان می دهد که مناطق ساخته شده به سمت پیرامون شهر پیشروی داشته است. این امر سبب افزایش سطوح نفوذناپذیر و تشدید رواناب شده است؛ طوری که بیش از ۲ هکتار از اراضی توسعه یافته طی دوره مطالعه تحت تأثیر رواناب قرار گرفته اند. همچنین بیش از ۱۵ هکتار از مناطق ساخته شده در سال های منتهی به وقوع سیلاب های فروردین ۱۳۹۸ و آذر ۱۳۹۹، طی این وقایع، دچار آب گرفتگی شده اند. افزون بر آن، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می دهد گسترش شهری در کنار عامل میزان بارش نقش بسزایی در افزایش وقوع پدیده های سیلاب و رواناب ایفا می کند. یافته های این پژوهش بر اهمیت مدیریت هوشمند توسعه شهری از طریق به کارگیری زیرساخت های نفوذپذیر، توسعه فضاهای سبز، و بهینه سازی سیستم های زهکشی به منظور کاهش خطرات ناشی از رواناب و سیلاب تأکید دارد.
۵۸۰.

تعیین مکان های بهینه برای خدمات فرهنگی اکوسیستم در استان کرمان با تلفیق GIS و ارزیابی چندمعیاره (MCE)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
  مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمت فرهنگی استان کرمان در چهار دسته خدمات زیباشناختی، تفرجی، علمی - آموزشی و معنوی - مذهبی براساس روش ارزیابی چندمعیاره در محیط سامانه های اطلاعات جغرافیایی انجام گرفت. به این منظور به ترتیب 34، 28، 8 و 4 معیار عامل زیبای شناختی، تفرجی، آموزشی و معنوی - مذهبی در سه دسته اکولوژیک، اقتصادی - اجتماعی و بصری در نظر گرفته شد. همه معیارهای عامل، استانداردسازی و با کمک فرآیند سلسه مراتب تحلیلی AHP وزن دهی و ادغام آنها با روش ترکیب خطی وزن دار (WLC) انجام شد. در ادامه لایه های حاصل از WLC همه خدمات برای به دست آوردن ارزش کل خدمات فرهنگی با یکدیگر، جمع و این لایه به چهار طبقه تناسب تفکیک شد. نقشه طبقه بندی خدمات فرهنگی نشان داد که مناطق با تناسب زیاد و خیلی زیاد به ترتیب 9501028 و 1306668 هکتار را به خود اختصاص داده اند که بیش از 58 درصد از مساحت استان و عمدتاً در کاربری های جنگل و مرتع پرتراکم تشکیل می دهد. براساس نتایج به دست آمده توزیع جغرافیایی چهار نوع خدمت فرهنگی بررسی شده در این مطالعه در سطح استان یکسان نبوده است و خدمت معنوی پایین ترین توزیع را دارد. همچنین بخش های مرکزی و غربی استان از نظر کل خدمات فرهنگی غنی ترین و بخش شمال شرقی، شرقی و جنوبی ضعیف ترین وضعیت را دارد. یافته های این پژوهش می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری، برنامه ریزی فضایی و مدیریت پایدار سرزمین در راستای ارتقای بهره برداری از خدمات فرهنگی اکوسیستم در استان کرمان استفاده شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان