فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳۳
145 - 158
حوزههای تخصصی:
مدل سازی توزیع جمعیت در فضاهای جغرافیایی وظیفه مهمی در شناخت الگوهای جمعیتی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر الگویابی پراکندگی جمعیت در فضاهای جغرافیایی استان هرمزگان است. این تحقیق بر اساس روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و روش کتابخانه ای برای گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر را متخصصان و اساتید حوزه جمعیت شناسی و جغرافیایی استان هرمزگان تشکیل می دهند. به منظور بررسی و تحلیل الگوهای پراکندگی جمعیت از ضرایب موران گری و نرم افزارهای Excel،SPSS21 و Arc GIS استفاده شده است. نتایج تحلیل الگوی پراکندگی جمعیت در استان هرمزگان نشان دهنده خودهمبستگی فضایی و الگوی خوشه ای شدید است. نتایج تحلیل لکه های داغ در توزیع جمعیت استان هرمزگان نشان دهنده تمرکز لکه های داغ با سطح اطمینان 99 درصد در کل شهرستان قشم بخش جنوبی شهرستان بندرعباس، جنوب رودان شمال میناب و بشاگرد و نیمه غربی شهرستان بستک است. شهر بندرعباس با بیشترین جمعیت، 55.9 % از جمعیت استان را دربر گرفته که نشان دهنده تمرکز جمعیت در مرکز استان است. تجزیه و تحلیل توزیع و پخشایش جمعیت و بررسی وضع تراکم آن در کیلومترمربع در نواحی مختلف شهرستان های استان هرمزگان، ناموزونی شدید توزیع جمعیت در سطح این استان را نشان می دهد. همچنین در استان هرمزگان شاهد عدم تعادل پراکندگی شهرها و روستاها بر اساس فاصله از مناطق ساحلی هستیم. به این معنی که با کاهش فاصله از ساحل، جمعیت شهری بیشتری ساکن هستند. در مقابل، با افزایش فاصله از ساحل، جمعیت و نقاط روستایی بیشتر می شود. به این ترتیب می توان دریافت که پراکنش فضای جمعیتی در استان هرمزگان بسیار نامتوازن بوده و از تعادل فضایی لازم برخوردار نیست.
تحلیل تهدیدات تغییر اقلیم و تغییرکاربری اراضی بر افزایش ریسک سیلاب حوضه آبخیز شهرچای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
105 - 126
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر سیل خیزی و پیش بینی ریسک سیلاب های آینده حوضه آبخیز شهرچای واقع در استان آذربایجان غربی یکی از زیرحوضه های حوضه آبریز دریاچه ارومیه، پرداخته است. با توجه به رشد جمعیت، توسعه اجتماعی و اقتصادی و تغییرات آب وهوایی ناشی از گرمایش جهانی، خسارت های ناشی از سیلاب در این منطقه در حال افزایش است. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل اصلی موثر بر خطر سیل و پیش بینی احتمال وقوع سیلاب در آینده است. جهت دست یابی به هدف مطرح شده نخست جهت پایش و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی 7سال اخیر با استفاده از تصاویر Sentinel2 به روش شیءگرا و طبقه بندی تصاویر از الگوریتم SVM و جهت شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی در آینده از الگورتیم CA-MARKOV استفاده شد. درنهایت شبیه سازی رواناب با استفاده از مدل InVEST از متغیرهای بارش(جهت شبیه سازی بارش از نرم افزار LARS- WG ، از مدل اقلیمی CMIP6 با نام ACCESS-CM2 و با استفاده از دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 استفاده شده است، کاربری اراضی، گروه هیدرولوژیکی خاک و شماره منحنی مربوط به حوضه آبخیز مورد مطالعه تهیه و به نرم افزار InVEST معرفی شد. نتایج نهایی نشان می دهد برای سال های 2016، 2023 و 2030 در ضلع جنوبی حوضه آبخیز شهرچای، پتانسیل خیلی کم و کم برخوردار است. این درحالی است که در قسمت مرکزی حوضه آبخیز پتانسیل تولید رواناب متوسط و بالا می باشد. طبق نتایج پیش بینی برای سال 2030 پتانسیل تولید رواناب حداکثر و حداقل مقادیر رواناب با مقدار عددی 57/129 و 0 مترمکعب برآورد شد. بنابراین در اکثر بخش های حوضه آبخیز شهرچای رواناب افزایش خواهد یافت.
تحلیل اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی شهروندان در شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، تعین اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار هدف از زیست محیطی شهروندان در شهر ساری بوده است. پژوهش از نظر نوع کاربردی و روش پژوهش، پیمایش مقطعی بوده است. جامعه آماری پژوهش تمام شهروندان بالای 18 ساله بودند و حجم نمونه طبق فرمول کوکران با احتساب نمونه های پیش آزمون، 400 نفر تعیین گردید. شیوه نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. ابزار گردآوری داده ها، برای متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی پرسشنامه محقق ساخته و برای سنجش رفتارهای محیط زیستی از پرسشنامه کایزر و همکاران (1999) بود. در این مطالعه از نظریه فرهنگ زیست محیطی ژرژ تومه و سرمایه فرهنگی بوردیو به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. از اعتبار صوری برای سنجش روایی استفاده شد و پایایی ابزار در تمام متغیرها بالاتر از 7/0 به دست آمد. بررسی همزمان اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی به عنوان نوآوری این پژوهش می باشد. یافته ها نشان دادند که میانگین الگوهای رفتار زیست محیطی در بین افراد نسبتاً بالا بوده و میانگین آن از عدد 5 برابر با 78/3 است. میانگین سرمایه فرهنگی در بین افراد نسبتاً پایین بوده و میانگین آن 79/2 است. میانگین سرمایه اجتماعی برابر با 04/3 است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد: بین میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با رفتار زیست محیطی رابطه معنادار مثبت و مستقیم وجود دارد. برای ارتقای میزان رفتارهای زیست محیطی، باید میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را بالا برد. طبق تحلیل رگرسیون متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی حدود 1/23 درصد از تغییرات رفتار زیست محیطی را تبیین و پیش بینی می کنند. سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی اثرگذار هستند و اثر سرمایه اجتماعی بیش تر است.
مدل سازی تغییرات مکانی مؤلفه های کیفی آب با استفاده از متغیرهای ژئومورفومتری (مطالعه موردی: حوضه های آبخیز تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
329 - 351
حوزههای تخصصی:
آگاهی از تغییرات مکانی کیفیت آب رودخانه ها و عوامل موثر بر آن به جهت نیاز مبرم مصارف مختلف انسانی به آب سالم اهمیت اساسی دارد. تحقیق حاضر با در پیش گرفتن رویکرد سیستمی و با هدف مدل سازی روابط کمی بین خصوصیات هندسی حوضه آبخیز و تغییرات مکانی مولفه های کیفی آب در حوضه های آبخیز تالش انجام گرفت. ابزار تحقیق شامل نقشه های زمین شناسی، مدل رقومی ارتفاعی (DEM)، و داده های کیفی آب در 12 ایستگاه هیدرومتری بود. به منظور تشخیص و تعیین روابط کمی از تحلیل های همبستگی و رگرسیونی بین متغیرهای ژئومورفومتری (15 متغیر) و متغیرهای کیفی کل جامدات محلول (TDS) و قابلیت هدایت الکتریکی (EC) کمک گرفته شد. دست یابی به مدل کلی رگرسیونی از طریق روش های جبری و گام به گام میسر شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که روابط همبسته معنی داری بین 8 متغیر مساحت حوضه، متوسط ارتفاع، متوسط شیب، طول رودخانه اصلی، طول آبراهه ها، نسبت انشعاب، تراکم زهکشی، ضریب گراویلیوس، زمان تمرکز، شاخص ناهمواری و دو متغیر کیفی آب وجود دارد. ضرایب همبستگی از 6/0 تا 88/0 متغیر بود. به علاوه، با افزایش میزان متغیرهای مستقل فوق، میزان TDS و EC افزایش یافته و درنتیجه کیفیت آب کاهش یافت. در مدل های رگرسیونی حاصل از اعمال روش جبری، نزدیک به 98 درصد واریانس متغیرهای کیفی TDS و EC قابل توضیح بود. در مدل های رگرسیونی حاصل از اعمال روش گام به گام با استفاده از دو متغیر طول رودخانه اصلی و شیب حوضه به ترتیب 78 و 88 درصد واریانس متغیرهای کیفی TDS و EC قابل توضیح بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با تکیه بر داده های رقومی ارتفاعی و مدل های آماری رگرسیونی می توان به راحتی و با دقت کافی به مدل های کارا و مفید جهت پیش بینی تغییرات مکانی TDS و EC در رودخانه های تالش دست یافت که برای برنامه ریزان و طراحان منابع آب مفید می باشد.
ارزیابی تغییرات شاخص های جریان پرآبی و کم آبی در رودخانه ای با رژیم جریان طبیعی (مطالعه موردی: حوضه آبریز بیطاس، بالادست رودخانه مهابادچای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
98 - 81
حوزههای تخصصی:
وقوع دوره های کم آبی و پرآبی در حوضه ها جزئی از رژیم رودخانه است. وقوع تغییرات جریان رودخانه و تشدید آن در سال های اخیر بر تولید و بهره برداری از جریان رودخانه ها و مدیریت آب تاثیر گذاشته است و مطالعه آن دارای اهمیت است. ارزیابی ویژگی های مختلف رژیم جریان رودخانه های طبیعی از مواردی است که می تواند در شناخت تغییرات آبدهی جریان رودخانه در اثر تغییر مولفه های اقلیمی و مدیریت آن در شرایط خشکسالی مورد استفاده قرار گیرد. شناخت و ارزیابی رژیم جریان یک رودخانه را می توان بر حسب شاخص های مختلف قابل توصیف است. در پژوهش حاضر، تغییرات شاخص های جریان پرآبی و کم آبی در حوضه بیطاس از زیرحوضه های مهابادچای با جریان طبیعی در بالادست سد مهاباد در بازه زمانی 1963 الی 2020 ارزیابی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد شاخص Number Spell در دوره پرآبی برابر 144 و در دوره کم آبی 253 است. شاخص Single Longest در دوره کم آبی 1635 و برای پرآبی 163 است. شاخص های میانگین دبی های پیک و میانگین مدت زمان میانگین اوج برای دوره های پرآبی 22/6 و برای دوره های کم آبی برابر 33/0 است. هم چنین میانگین مدت برای پرآبی 29/6 و برای کم آبی 82/54 است. هم چنین، بر اساس نتایج، شاخص کل مدت زمان پرآبی ها در دامنه 3 تا 163 نوسان داشته و شاخص کل مدت زمان کم آبی برابر عدد 241 است. یافته های پژوهش حاضر می تواند در درک تغییرات رژیم جریان طبیعی، تغییرات زمان و تعداد رویدادهای کم آبی و پرآبی و در نتیجه مدیریت بهینه دبی ورودی به سد مهاباد مورد استفاده قرار گیرد.
Empowering Growth: A Systematic Review of Education’s Role in Enhancing Human Capital and Advancing National Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Education plays a pivotal role in shaping societal development, influencing economic growth, social stability, governance, and individual well-being. By enhancing skills, abilities, and individual competencies, education contributes to the accumulation of human capital at both the individual and societal levels. It expands personal freedoms by increasing capabilities, which in turn fosters democratic participation and social resilience. There are two primary theoretical approaches to understanding education’s impact on human capital: the productivity approach and the capability approach. While the productivity approach views education as a means to enhance workforce productivity, the capability approach emphasizes broader cultural and social advancements, seeing increased productivity as an intermediate rather than an ultimate goal. Adopting a systematic qualitative literature review (SQLR) methodology, this study synthesizes peer-reviewed journal articles, policy reports, and scholarly books from reputable sources such as Google Scholar, JSTOR, Scopus, and institutional reports from UNESCO and the World Bank. A thematic analysis was conducted following Braun and Clarke’s (2006) six-step framework, identifying key themes such as education’s role in economic mobility, governance, and global competitiveness. Findings highlight that nations with well-designed educational systems, such as Japan and China, have achieved sustainable economic growth by leveraging high-tech and knowledge-based production. The study concludes that an appropriate educational system is a primary prerequisite for any country’s development, as it determines its position in the global economy. This review underscores the importance of context-specific educational policies that align with broader societal needs. It offers insights for policymakers seeking to bridge the development gap through strategic investments in education.
تحلیل اثرات آتش سوزی مزارع بر کیفیت هوا در استان مازندران با استفاده از داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آتش سوزی مزارع یکی از عوامل اصلی آلودگی هوا در مناطق کشاورزی محسوب می شود که اثرات زیست محیطی و بهداشتی جدی به دنبال دارد. این پژوهش با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای لندست، مودیس و سنتینل 5 به بررسی آلودگی ناشی از این پدیده در استان مازندران پرداخته است. ابتدا شاخص NDVI برای شناسایی پوشش گیاهی استفاده شد و با حذف جنگل ها، مناطق کشاورزی مشخص گردید. سپس، مناطق سوخته شده طی سال های 2022 تا 2024 با استفاده از شاخص آتش سوزی مودیس شناسایی شدند. صحت نتایج با تصاویر واقعی مودیس تأیید شد و داده های AOD،AAI و کربن مونوکسید از ماهواره های مودیس و سنتینل 5 استخراج گردید. همچنین، با داده های ایستگاه فتح تهران و اطلاعات ماهواره ای، مدلی رگرسیونی برای برآورد آلودگی در مزارع شهرهای بابل، آمل و فریدون کنار طراحی و نمودارهای روزانه و ماهانه AQI این شهرها برای سال 2022 رسم گردید. نتایج نشان داد که نواحی شرقی استان، شامل بابل، آمل، قائمشهر و ساری، بیشترین میزان آتش سوزی مزارع را داشته است، که با تصاویر ماهواره ای تأیید شد. نقشه آلودگی نشان داد که مناطق ساحلی و جاده های اصلی بیشترین آلودگی را تجربه کردند. تحلیل داده ها رابطه ای معنادار با ضریب تعیین 75/0 بین داده های واقعی و ماهواره ای را نشان داد. شاخص AQI پس از برداشت برنج، به بیش از 120 رسید. بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود به جای سوزاندن، از روش های جایگزین مدیریت بقایای کشاورزی مانند تبدیل کاه و کلش به بیوچار استفاده شود.
تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
251 - 267
حوزههای تخصصی:
بازاریابی گردشگری روستایی، به منزله رویکردی نوین در صنعت گردشگری، به ترویج و جذب گردشگران به مناطق روستایی و کمتر شناخته شده می پردازد. با وجود قابلیت های فراوان گردشگری در مناطق روستایی ایران، سهم این کشور در مقایسه با بسیاری از کشورهای گردشگرپذیر بسیار اندک است؛ ازاین رو، توجه به توسعه بازار آن و طراحی مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران مهم و اساسی است. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران است. روش پژوهش کیفی و نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش شامل بیست تن از خبرگان و متخصصان بخش گردشگری کشور و استادان خبره در این زمینه است که با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته برگرفته از چارچوب نظری است. داده های حاصل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. برای کدگذاری محوری داده های گردآوری شده از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شده است. سازمان ها، قوانین و دستورکار ها و ارزش ها و هنجارها برای مقوله محوری انتخاب شدند و مدل پارادایمی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران طراحی شد. یافته ها نشان می دهد شرایط علّی مدل شامل تدوین و اجرای برنامه راهبردی و توسعه بازار گردشگری است و عوامل زمینه ای شامل حمایت مالی، شرایط مداخله گر شامل چالش های سیاسی جناحی و کمبود دانش و آگاهی است. اقداماتی از قبیل بهبود زیرساخت ها، به کارگیری فنّاوری های نوین، به کارگیری سیاست های یکپارچه و گسترش تبلیغات به عنوان راهبردها و بهبود شرایط اقتصادی و بهبود سلامت پیامدهای مدل نهادی توسعه بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند
بررسی تراز و رفتار زمانی – مکانی غلظت وردسپهری NO2 با استفاده از سنجنده OMI و تأثیرش بر روی بارش (مطالعه موردی کشور ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۶۱-۲۴۸
حوزههای تخصصی:
نیتروژن دی اکسید یکی از عوامل کاهش کیفیت هوا در اکثر مناطق دنیا است. هدف از این تحقیق بررسی غلظت و روند تغییرات آلاینده ی نیتروژن دی اکسید در طی سال های 2018-2005 و همچنین ارتباط آن با مقدار بارش در منطقه می باشد. میانگین غلظت ستون قائم وردسپهری دی اکسید نیتروژن در بازه ی زمانی بین سال های 2005 تا 2018 توسط سنجنده ی OMI را روی ایران نشان می دهد که بیشترین غلظت نیتروژن دی اکسید روی ایران در حدود 3.07*10 +16 مولکول بر سانتی متر مربع از مقطع ستون هوای وردسپهری می باشد و در کلان شهر ها به ویژه کلان شهر تهران که بیشترین تراکم جمعیت و به دنبال آن بیشترین نقل و انتقالات جاده ای را دارا می باشد با بررسی روند تغییرات سالانه ی غلظت ستون قائم وردسپهری نیتروژن دی اکسید و متوسط سالانه ی بارش روی ایران مشاهده می کنیم که غلظت این آلاینده با افزایش جمعیت و فعالیت های انسانی از سال 2005 تا 2016 روند افزایشی و از سال2016 تا 2018 با توجه به رشد جمعیت روند کاهشی داشته است ولی در مجموع با شیب ((molecule×cm-2)×1013×year-152/3+) روند افزایشی داشته، در مقابل سری زمانی متوسط بارش سالانه روی ایران با شیب (mm×year-159/0-) روند کاهشی داشته و از مقایسه روند این دو پارامتر مشاهده می کنیم که روی یکدیگر تاثیر منفی گذاشته اند.
ارزیابی میزان آلودگی و توزیع مکانی فلزات سنگین موجود در گرد و غبار جاده ای (مطالعه موردی، مراکز بهداشتی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
59 - 78
حوزههای تخصصی:
افزایش آلودگی درنتیجه رشد صنعتی شدن و شهرنشینی به دلیل تاثیر بر سلامت انسان به یک نگرانی مهم در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. از این رو در مطالعه حاضر به منظور بررسی آلودگی، 70 نمونه گردوغبار خیابانی از مراکز درمانی شهر یزد جمع آوری و در آزمایشگاه برای تعیین محتوای عناصر آهن، کبالت، منگنز، روی، کروم، سرب، کادمیوم، نیکل، مس، آرسنیک و آلومینیوم با استفاده از روش طیف سنجی القایی هضم شدند. الگوی مکانی غلظت فلزات با استفاده از روش درون یابی IDW در نرم افزار GIS تهیه شد. همبستگی زوجی بین فلزات با استفاده از همبستگی پیرسون و طبقه بندی فلزات مشابه از نظر منشأ احتمالی با استفاده از خوشه بندی سلسله مراتبی انجام شد. همچنین سطح آلودگی با استفاده از شاخص های فاکتور غنی شدگی، شاخص زمین انباشت، شاخص آلودگی و آلودگی یکپارچه تعیین شد. بر اساس نتایج، روند میانگین غلظت فلزات به ترتیب آهن (16/23587)، آلومینیوم (94/18074)، روی (54/602)، منگنز (7/445)، سرب (95/80)، مس (86/60)، کروم (83/46)، نیکل (09/34)، کبالت (2/10)، آرسنیک ( 29/0) و کادمیوم (21/0) میلی گرم بر کیلوگرم برآورد شد. بر اساس الگوی توزیع مکانی بیشترین مقادیر غلظت فلزات در مراکز درمانی نزدیک به خیابان دوطرفه و ایستگاه خط واحد مشاهده شد. بیشترین مقدار غنی شدگی در عناصر روی و در نتیجه کلاس غنی شدگی زیاد مشاهده شد. همچنین بالاترین مقادیر شاخص زمین انباشت، درجه آلودگی و آلودگی یکنواخت نیز مربوط به عناصر روی و سرب بود. همبستگی معنی داری بین عناصر آلومنیوم-آهن-کبالت-منگنز-کروم، کادمیوم- کروم-سرب و نیکل-مس در سطح 1 درصد مشاهده شد در حالی که آرسنیک هیچ گونه همبستگی با سایر عناصر نداشت. بر اساس خوشه بندی سلسله مراتبی عناصر کبالت، منگنز، کروم، کادمیوم، سرب، نیکل، مس و روی منشأ انسانی، در حالیکه آلومینیوم و آهن منشأ طبیعی داشتند.
تدوین چارچوب مفهومی بازآفرینی شهری در فرآیند حکمروایی شهری، مطالعه موردی بافت قدیم شهر قشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی فاکتورهای مؤثر بر بازآفرینی شهری قشم با در نظر گرفتن فرآیندهای حکمروایی شهری انجام شده است. برای این منظور با بهره مندی از روش گراندد تئوری، در ابتدا به بررسی ابعاد مختلف مسئله بازآفرینی شهری و ارتباط آن با حکمروایی شهری پرداخته شد. مطالعه از نوع کتابخانه ای - میدانی بوده و از حیث روش، مطالعه کیفی به شمار می رود. در ادامه مؤلفه ها و فاکتورهای مؤثر بر این دو متغیر بر اساس مطالعات اکتشافی ارزیابی شده و بر اساس آن، شش فاکتور اقتصادی، زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی، قانونی و مدیریتی به همراه ریزفاکتورهای آنها به عنوان سازه های مدل وارد پرسشنامه شدند. بر اساس داده های بدست آمده از تحلیل مسیر می توان بیان نمود که تمامی متغیرهای مطالعه شده تأثیر معناداری بر بازآفرینی شهری در فرآیند حکمروایی شهری در قشم را نشان دادند. در این میان، متغیر اقتصادی (EQ) بیشترین تاثیر در بازآفرینی شهری در فرآیند حکمروایی شهری در قشم را دارد..سازه های مدیریتی و اجتماعی و زیست محیطی و در نهایت کالبدی (به ترتیب با ضریب مسیر برابر با 0.491 ، 0.453 ، 0.309 ، 0.291 و مقدار t=5.08، t=2.71، t=2.31 و t=1.99) در رتبه های بعدی قرار دارند.
آسیب شناسی مدیریت توسعه فضائی – کالبدی پایدار حریم جنوب کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 19
حوزههای تخصصی:
در میان کشورهای درحال توسعه، ایران از رشد شهرنشینی نسبتاً بالایی برخوردار بوده و یکی از اساسی ترین الزامات توسعه شهرنشینی تأثیر آن بر حاشیه و حریم شهرها می باشد. با توجه به افزایش جمعیت و تأثیر آن بر تحولات کالبدی شهر و اراضی پیرامون آن و فقدان راهبردهای مدیریتی، حریم شهرها را به محلی با مشکلات و معضلات پیچیده تبدیل نموده است که اگر مدیریت مؤثر، منسجم، جامع و یکپارچه ای در حریم و پیرامون شهرها ایجاد نگردد، دیری نخواهد پایید که فضاهای ذخیره و با ارزش حریم شهرها به صورت مغشوش و نامتجانس از بین خواهند رفت. پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی مدیریت توسعه فضائی – کالبدی پایدار حریم جنوب کلان شهر تهران به روش توصیفی - تحلیلی تدوین شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک SWOT و دلفی فازی استفاده شده است. با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان مهم ترین نقاط ضعف، قوت، فرص تها و تهدیدهای پیش روی مدیریت توسعه فضائی– کالبدی حریم جنوب کلان شهر تهران استخراج شدند. نتایج تحقیق پنج عامل رشد جمعیت و مهاجرت، سیاست ها و قوانین شهری، زیرساخت ها و خدمات عمومی، کاربری زمین و برنامه ریزی شهری و محیط زیست و منابع طبیعی به عنوان عوامل الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر را معرفی کرده است. در بخش رنبه بندی نیز نشان داده شد که شاخص کاربری زمین و برنامه ریزی شهری بیشترین نزدیکی را به جواب ایده آل مثبت و بیشترین فاصله را از جواب ایده آل منفی دارا می باشد و الویت نخست الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر از لحاظ معیارهای موردنظر برای تاب آوری الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر می باشد.
نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت های به دست آمده در دهه های اخیر در خصوص اجرای خط مشی اجتماعی و مسئولیت اجتماعی ، تا حدودی اهمیت آن برای تحلیل گران خط مشی روشن شده است. ولی هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در خط مشی گذاری به دست آورد و در بسیاری از کشورها ، به خصوص کشورهای جهان سوم به عنوان «حلقه مفقوده» از آن یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خط مشی های اجتماعی در راستای مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی صنایع مس ایران صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی (تحلیل مضمون)، مصاحبه با 16 نفر از مدیران و خبرگان حوزه خط مشی گذاری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی و مدیران شرکت مس ایران انجام شده است، برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی مصاحبه های عمیق با متخصصان و مدیران شرکت مس ایران، انجام شده است. با توجه به بررسی مصاحبه ها، در نهایت مفاهیم استخراج شده شامل 85 کد باز، 21 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان دهنده می باشد که تشکیل دهنده مدل خط مشی های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی مس ایران هستند.
تبیین تزیینات و آرایه های به کار رفته در خانه های قاجاری تبریز به منظور بکارگیری در آموزش طراحی برای خانه های امروزی (نمونه موردی خانه مشروطه، حریری و علی مسیو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
779 - 796
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تزیینات و آرایه های معماری خانه های قاجاری تبریز پرداخته است تا مفاهیم و الگوهایی برای استفاده در طراحی خانه های مسکونی معاصر استخراج کند. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل و شناسایی تزیینات به کار رفته در خانه های قاجاری تبریز و کاربرد آن ها در آموزش طراحی خانه های امروزی است. روش تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا بوده است. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز استفاده شده است که از طریق آن مفاهیم و مقوله های کلیدی شناسایی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان جمع آوری شد و سه خانه قاجاری تبریز (خانه های مشروطه، حریری، علی مسیو) به عنوان نمونه های موردی مورد بررسی قرار گرفتند تحلیل ها با نرم افزار Maxqda انجام گرفت. در این تحقیق، پس از پیاده سازی و تحلیل داده ها، ۳ مولفه اصلی شامل زیبایی شناسی، عملکردی و حس مکان شناسایی شدند که هرکدام شامل ۱۳ شاخص و ۲۹ زیرشاخص بودند. یافته های تحقیق نشان می دهند که تزیینات و آرایه های به کار رفته در این خانه ها، مانند گچ بری، آینه کاری، کاشی کاری و منبت کاری، تأثیر زیادی در شکل دهی به هویت معماری و تقویت حس مکان دارند. این تزیینات علاوه بر زیبایی شناسی، در بهبود عملکرد فضاها و ایجاد ارتباط معنوی با محیط تأثیرگذار هستند و می توانند در طراحی خانه های معاصر نیز مورد استفاده قرار گیرند. در نهایت نتایج تحقیق نشان داد که تزیینات و آرایه های خانه های قاجاری تبریز نه تنها از منظر زیبایی شناسی بلکه از لحاظ عملکردی نیز در طراحی فضاها اهمیت دارند و می توانند به عنوان الگوهایی برای طراحی خانه های معاصر در جهت حفظ هویت تاریخی و فرهنگی استفاده شوند.
شناسایی و تحلیل عوامل موثر در ایجاد شهر دوستدار ورزش با رویکرد دیمتل فازی (مطالعه موردی: منطقه 20 شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
65 - 82
حوزههای تخصصی:
رشد شهر و شهرنشینی باعث فقر حرکت و فعالیت بدنی شده است در حالی که در سیستم شهرهای امروزی توجه به تندرستی و سلامت انسان همگام با رشد تکنولوژی یکی از ضروریات پایداری شهری است، ایجاد بیماری های متعدد که ناشی از کم تحرکی ساکنان شهری می باشد موجب بروز و ظهور مشکلات عدیده ای برای شهروندان و سیستم مدیریت شهری گردیده است. منطقه بیست شهرداری تهران نیز از مناطقی است که از این تحولات تکنولوژیکی دور نبود و به تبع آن از مشکلاتی که تحولات تکنولوژیکی برای ساکنین شهری ایجاد کرده است مصون نمانده است. لذا ایجاد شهرهایی که بتواند در کنار تحولات تکنولوژیکی به فکر سلامت و تندرستی شهروندان خود باشد امری ضروری است. هدف از این پژوهش شناسایی عوامل تأثیر گذار بر ایجاد شهر دوستدار ورزش منطقه 20 شهر تهران است با توجه به ماهیت پژوهش روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و علت –معلولی است که جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه انجام شده است، جامعه آماری شامل کارشناسان متخصصان که تعداد20 نفر را تشکیل می دهد و با استفاده از تکنیک دیمتل فازی به بررسی و شناسایی عوامل تأثیر گذار بر ایجاد شهر دوستدار ورزش پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داده که بر اساس مقادیر D-R، از بین متغیرهای مورد شناسایی و تأیید شده مدیریت تخصصی، .برنامه ها و اسناد بالا دستی، هماهنگی بین سازمانی، تبلیغات، توزیع مکان های ورزشی در سطح شهر و دسترسی به محیط های ورزشی به ترتیب تاثیرگذار ترین معیار ها در ایجاد شهر دوستدار ورزش می باشد و متغیرهای مکان ورزشی، هزینه، فضای عمومی، فرهنگ و نهادینه شدن به ترتیب بیشترین تأثیر پذیری را دارند.
ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
208 - 219
حوزههای تخصصی:
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد.
تحلیل زمینه ها و علل شکل گیری تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان طرقبه و شاندیز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی علل و زمینه های شکل گیری تعارض میان ذی نفعان مقاصد گردشگری روستایی شهرستان طرقبه و شاندیز صورت گرفته است. روش شناسی : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر ماهیت روش شناسی، کیفی می باشد. داده های مورد نیاز در بخش نظری از طریق روش اسنادی و در بخش میدانی با استفاده از مصاحبه باز با 81 نفر از نمایندگان 9 گروه ذی نفع شناسایی شده در 19 روستای گردشگری واقع در سه محور اصلی گردشگری شهرستان طرقبه و شاندیز، شامل: چهار روستا از دهستان ابرده در بخش شاندیز، پنج روستا از دهستان جاغرق و ده روستا از دهستان طرقبه در بخش طرقبه، در بازه زمانی سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳، جمع آوری گردید. همچنین، به منظور رتبه بندی و ارزش گذاری علل استخراج شده، از نظرات 17 نفر از خبرگان بهره گرفته شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ابزار توسعه کیفیت ( QFD ) و روش تجزیه و تحلیل اثرات و حالات خطا ( FMEA ) صورت پذیرفت و درنهایت، نمودار علت و معلول علل تعارض ترسیم گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین زمینه های تعارض میان ذی نفعان در مقاصد گردشگری روستایی طرقبه و شاندیز عبارت اند از: تفاوت در اهداف و ارزش ها، ضعف ارتباطات و همکاری بین ذی نفعان، ادراکات نادرست و ضعف اطلاعات، منابع رقابتی و مسائل ساختاری. نتیجه گیری و پیشنهادات : بر اساس این، مهم ترین علل مرتبط با این زمینه ها شامل عدم پذیرش و احترام به ارزش های سایرین، رفتارهای ناسازگار گردشگران، عدم آگاهی یا اطلاعات ناکافی، نادیده گرفتن حقوق و منافع سایرین و نارضایتی ذی نفعان از شرایط موجود و مسائل قدرت، منفعت، ساختارها، سیاست ها، قوانین و مقررات می باشد؛ لذا به منظور مدیریت تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی، داشتن رویکردی جامع و چندجانبه به موضوعات تعارض، احترام به جوامع محلی، بهبود ارتباطات و آگاهی ذی نفعان و اجرای سیاست های عادلانه و مشارکتی در فرآیند برنامه ریزی و توسعه گردشگری روستایی، پیشنهاد می گردد. نوآوری و اصالت : نتایج این پژوهش بر اهمیت شناخت دقیق این عوامل به منظور اتخاذ راهکارهای مؤثر در مدیریت تعارضات و پیشبرد اهداف توسعه پایدار گردشگری روستایی در منطقه مورد مطالعه تأکید دارد.
تحلیل فضایی شاخص های شهر خلاق با تأکید بر توسعه پایدار شهری (مورد پژوهی: شهر اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
172 - 195
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت توسعه پایدار در شهرها و محوریت این مفهوم در ادبیات علمی جهان در چند دهه اخیر و هم چنین مطرح شدن رویکرد شهر خلاق در چند سال اخیر در ادبیات علمی شهرسازی، در این تحقیق در پی تحلیل فضایی شاخص های شهر خلاق با تأکید بر توسعه پایدار شهری در شهر اهواز می باشیم. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، نظری- کاربردی و از نظر روش، دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. در این مطالعه سعی گردیده 35 متغیر در قالب 5 شاخص سرزندگی فضای شهری، تکنولوژی ارتباطی، تنوع شهری، کارایی و اثربخشی و مشارکت در مناطق هشت گانه شهر اهواز برمبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی بررسی شود. برای تحلیل داده های پژوهش، جهت سنجش اولویت و اهمیت شاخص ها و متغیرها از روش AHP و با بهره گیری از نظرات کارشناسان خبره دانشگاهی و نیز برای رتبه بندی مناطق شهر اهواز از مدل TOPSIS براساس نظرات مسئولان و مدیران مناطق هشت گانه شهر اهواز استفاده شده است. هم چنین، تجزیه وتحلیل کمی داده ها از طریق نرم افزارهای EXCEL و Expert Choice و تحلیل فضایی داده ها در محیط GIS صورت گرفت. تحلیل یافته ها نشان می دهد که، شاخص های سرزندگی فضای شهری و مشارکت به ترتیب، بیش ترین و کم ترین ارزش و اولویت را در میان شاخص های پژوهش دارا هستند. هم چنین، در بین مناطق هشت گانه شهر اهواز، مناطق 2 و 3 به ترتیب، رتبه های اول و دوم را به خود اختصاص داده اند و منطقه 6 از نظر میزان برخورداری از شاخص های شهر خلاق در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته و به عنوان محروم ترین منطقه شناخته شده است.
برنامه ریزی توسعه گردشگری شهری با رویکرد برندسازی (مطالعه موردی: نورآباد ممسنی)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
243 - 260
حوزههای تخصصی:
کشور ما با برخورداری از مزیت های متعدد جغرافیایی دارای پتانسیل بسیار بالایی در بهره مندی از مزیت های برندسازی شهری در زمینه گردشگری است. شهر نورآباد ممسنی نیز با دارا بودن میراث فرهنگی و هنری و تاریخی فرصت های بسیار مناسب برای جذب گردشگران از تمام نقاط دنیا و ایران داراست، اما با توجه به جاذبه های گردشگری فراوان و علیرغم وجود بسیاری از مواهب طبیعی و فرهنگی، مسئله گردشگری تا کنون جایگاه واقعی خود درا به دست نیاورده است. ضعف بازاریابی گردشگری و نبود نام تجاری (برند) در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مهمترین عامل عدم رشد روند گردشگری این شهر در می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری – کاربردی و از لحاظ روش مطالعه توصیفی و تحلیلی می باشد و مطابق با فرضیه های پژوهش، از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است. در فرضیه اول جهت شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر برند گردشگری شهر نورآباد ممسنی از تکنیک دلفی استفاده گردید. دراین راستابرای شناسایی عوامل مؤثر در شهرت برند گردشگری شهر نورآباد ممسنی، از پرسشنامه بازکه در اختیار 20 نفر از متخصصان و کارشناسان مربوطه قرار گرفت استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل محیطی (آب و هوا و جاذبه های طبیعی) با مقدار 80/4 و عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی با 31/4، مؤثرین نقش را در شکل گیری برندسازی گردشگری شهر نورآباد ممسنی دارد. در فرضیه دوم جهت بررسی تصویر شهر نورآباد ممسنی براساس وضع موجود برای ادغام نتایج سه گروه (شهروندان، گردشگران و کارشناسان) نیز ازآزمون T تست تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده با میانگین 31/3 از 4، حاکی از آن است که تصویر شهروندان، گردشگران و کارشناسان نسبت به وضع موجود شهر نورآباد ممسنی، در سطح متوسط به بالایی قرار دارد.
بررسی عوامل موثر بر رفتارهای زیست محیطی شهروندان (مطالعه موردی؛ منطقه 4 شهرداری اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
497 - 513
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش روزافزون چالش های زیست محیطی در شهرهای بزرگ، بررسی رفتارهای زیست محیطی شهروندان به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در توسعه پایدار شهری اهمیت ویژه ای یافته است. شهر اهواز به ویژه منطقه ۴ آن، با مسائل متعددی در حوزه آلودگی و مدیریت پسماند روبه رو است. درک عوامل مؤثر بر رفتارهای زیست محیطی ساکنان این منطقه می تواند به طراحی سیاست ها و برنامه های آموزشی و اجرایی مؤثر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل این عوامل، تلاش دارد تا گامی در جهت بهبود عملکرد زیست محیطی شهروندان و ارتقای کیفیت زندگی شهری بردارد.پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر رفتارهای زیست محیطی شهروندان شهر اهواز (نمونه موردی: منطقه ۴ شهرداری) انجام گردیده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی – نظری و از نظر ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. . جمع آوری داده های میدانی از طریق پرسشنامه صورت گرفته و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهای پیرسون و اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داد که بین دانش زیست محیطی، تحصیلات و جنسیت با رفتارهای مسئولانه در قبال زیست محیطی رابطه معناداری وجود دارد؛ اما بر عکس بین نگرش زیست محیطی با رفتارهای مسئولانه در قبال زیست محیطی رابطه ای وجود ندارد.