فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
107 - 124
حوزههای تخصصی:
مجموعه های فرهنگی، در جهت حفظ، گسترش و صیانت دستاوردهای فرهنگی، اجتماعی یک جامعه و رفع نیازهای اساسی فرهنگی مردم و جامعه تأسیس می شوند. این مجموعه ها با عملکرد خود از طریق نمایش، شناخت و آموزش، نقش مؤثری در احیا، ترویج و پایداری فرهنگ و جامعه دارند. هدف از این پژوهش توصیفی تحلیلی و علی مقایسه ای، بررسی عوامل محیطی و معماری تأثیرگذار بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه می باشد. مجموعه های مورد بررسی شامل چهار مجتمع فرهنگی در شهر ارومیه درنظر گرفته شد و با بهره گیری از نظریات اساتید و دانشجویان معماری که سابقه حضور در این مکان ها را دارند، عوامل محیطی و معماری مؤثر در این مجموعه ها مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 200 نفر از اساتید و دانشجویان معماری که از طریق نمونه گیری هدفمند و دردسترس انتخاب شدند، در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فرم بیرونی بیشترین تأثیر و سپس فضای داخلی، اجتماع پذیری و کیفیت محیط به ترتیب بر تعاملات اجتماعی در این مجموعه ها تأثیرگذار بوده اند. این بدان معناست که طراحی در معماری از اهمیت بالایی برخوردار بوده و تأکید بر استفاده از هندسه و تناسبات، توجه به خوانایی و دعوت کنندگی در بنا، کیفیت مصالح و دقت در استفاده صحیح و کاربردی از عناصر الحاقی، توجه به ارتباطات فضایی در مجموعه، کیفیت مبلمان و تأکید بر راحتی و آسایش کاربران، ایجاد فضاهایی با قابلیت اجتماع پذیری بالا و توجه به تنوع فضایی در طراحی، ایجاد فضاهای مکث و پاتوق و در نظر گرفتن قابلیت فعالیت پذیری برای فضاها، توجه به امنیت، راحتی و آسایش کاربران در محیط بیرونی و توجه به مبلمان محوطه و محوطه سازی بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه تأثیر گذار می باشند.
شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
98 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت کشاورزی و اقتصاد دانش بنیان و فراهم کردن ملزومات توسعه شرکت های دانش بنیان کشاورزی، هدف از این تحقیق شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش-بنیان کشاورزی است. روش: پژوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل تم انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل متخصصان و مدیران شرکت های فعال در حوزه دانش بنیان کشاورزی بودند. مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تعداد مشارکت کنندگان نهایی 15 نفر بودند. داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش تحلیل تم در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته ها بیانگر این بود که در جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی 7 عامل اساسی نقش دارند. این عوامل شامل عوامل قوانین و مقررات حمایتی از بخش کشاورزی و فناوری، مالی-اقتصادی، ذات فناوری کشاورزی، زیرساختی، مدیریتی، بازاریابی محصولات دانش بنیان کشاورزی و حقوقی- سیاسی بودند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برای جذب سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی، به برخی از عوامل شناسایی شده در این پژوهش کمتر توجه شده است، عوامل شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه-ریزی های مرتبط با حوزه کشاورزی و شرکت های دانش بنیان فعال در این حوزه بایستی مدنظر قرار گیرند.
گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار نقشی کلیدی در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مناطق روستایی ایفا می کند. استان خوزستان، با دارا بودن توانمندی های متنوع سرزمینی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری روستایی دارد. با این حال، بهره برداری بهینه از این توانمندی ها مستلزم شناخت و اولویت بندی مناسب آن هاست. از این رو، مطالعه حاضر به گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. به اقتضای هدف پژوهش، یک مجموعه ۳۵ نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه مد نظر قرار گرفت. به منظور شناخت اقسام توانمندی های سرزمینی مناسب برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان، نتایج ضرایب نهایی شاخص ها حاصل از میانگین امتیازات روش های وزن دهی تصمیم گیری چندشاخصه نشان داد که شاخص های توانمندی های طبیعی و کشاورزی و صنایع دستی با دریافت امتیازات بین 26/0 تا 24/0 بیشترین ضرایب را به دست آوردند. همچنین، برای تعیین سطح شهرستان های استان بر مبنای توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی نتایج تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه و روش تجمیع نشان داد که شهرستان های دزفول و اهواز و اندیمشک با دریافت امتیازات بین ۰۰/۰ تا ۰۰/۲ بهترین رتبه ها را کسب کردند. افزون بر این، تحلیل نتایج حاصل از نقشه نهایی توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی در استان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان می دهد سهم طبقات زیاد و متوسط و کم از کل استان به ترتیب ۳/۳۳ درصد یا 10 شهرستان، ۳/۲۳ درصد یا 7 شهرستان، و ۳/۴۳ درصد یا 13 شهرستان است. این بدان معناست که نزدیک به نیمی از استان در وضعیت نامطلوب به لحاظ برخورداری از این نوع توانمندی ها قرار دارد.
سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
664 - 688
حوزههای تخصصی:
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.
تحلیل ابعاد فرهنگ سازمانی و نقش آن در مدیریت یکپارچه شهری (مطالعه موردی: کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
139 - 158
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی نقش مهمی در موفقیت مدیریت یکپارچه شهری ایفا می کند. این عامل نه تنها بر ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان اثر گذار است، بلکه به توسعه پایدار و همه جانبه شهر ها نیز منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف؛ تحلیل تأثیرات ابعاد فرهنگ سازمانی بر مدیریت یکپارچه شهری تهران تدوین شده است. در این راستا، از روش تحقیق کمی استفاده شده و داده های لازم از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردیده است. ابعاد مورد بررسی فرهنگ سازمانی شامل اجتماعی- آموزشی، عملکردی، نوآوری، فرهنگ سازمانی می باشد. جامعه آماری شامل مدیران و کارمندان شهرداری می باشد، روش نمونه گیری از نوع تصادفی می باشد، داده- های گردآوری شده با مدل PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. تمامی مقادیر آلفای کرونباخ برای سازه ها بالای 7/0 هستند که نشان دهنده قابلیت اعتماد خوب و سازگاری درونی بالای ابزار های اندازه گیری است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای تأثیر فرهنگ سازمانی از بعد اجتماعی-آموزشی بر مدیریت یکپارچه شهری تهران برابر با 37/4 است. این ضریب، تأثیر کلیدی فرهنگ سازمانی بر بهبود فرایند مدیریت یکپارچه شهری در کلان شهر تهران را نشان می دهد. همچنین، نوآوری در فرهنگ سازمانی با امتیاز 98/4 نه تنها به منجر به بهبود مدیریت یکپارچه می شود، بلکه نقش مؤثری در رشد و توسعه همه جانبه سازمان های مدیریت کننده سطح کلان شهر تهران دارد. به علاوه، شاخص های عملکردی فرهنگ سازمانی با امتیاز 63/2 نشان دهنده تأثیر عمیق آن بر مدیریت یکپارچه شهری است. شناسایی و تقویت عناصری مانند شاخص های اجتماعی- آموزشی، شاخص های عملکردی و شاخص های نوآوری، به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت مدیریت یکپارچه شهری تهران مورد تأکید قرار گرفته است. آموزش و توانمند سازی کارکنان، ایجاد سیستم های تشویقی و تنبیهی متناسب و توسعه ارتباطات مؤثر بین سازمانی منجر به تقویت فرهنگ سازمانی و تحقق مدیریت یکپارچه شهری خواهد شد.
تحلیلی بر بازآفرینی شهری در بافت تاریخی (مطالعه موردی: شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناحیه تاریخی شهرها میراث ارزشمند معماری و کالبدی و تجلی گاه ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردمانی است که در دوره های تاریخی در این بخش از شهر، روزگار سپری کرده و هویت فرهنگی آن را به ثبت رسانده اند. این نواحی شاهد زوال در توسعه شهری بوده و اقدامات اندک پیرامون بهسازی یا بازسازی آن ها قابل قبول نبوده است. هدف این پژوهش تحلیلی بر بازآفرینی شهری در بافت تاریخی (قدیم) شهر دزفول است. روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت پیمایشی است. جامعه آماری مطالعه حاضر کلیه ساکنان بافت تاریخی شهر دزفول می باشند که بر طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران، دارای جمعیتی معادل 29277 نفر می باشد. برای دستیابی به حجم منطقی از نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که تعداد 384 نمونه به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها در تحقیق حاضر؛ پرسشنامه می باشد. اما با توجه به تخصصی بودن پرسشنامه از روش های مصاحبه و مشاهده نیز برای تکمیل اطلاعات پرسشنامه ها استفاده شده است. نتایج حاصل از مدل های SWOT و QSPM نشان می دهد که از مجموع پنج راهبرد نهایی بازآفرینی بافت تاریخی دزفول دو راهبرد اول متعلق به راهبردهای تهاجمی است. بدین ترتیب مطالعه و طراحی امکان ایجاد پیاده راه ها در بافت تاریخی با توجه به تمایل روزافزون مردم به گردشگری فرهنگی و تاریخی و استفاده از فضای حاشیه رودخانه دز برای توسعه فضای سبز و طراحی کریدور سبز در امتداد رودخانه و بافت تاریخی را می توان به عنوان مهم ترین راهبردهای تهاجمی مطرح کرد.
بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
196 - 239
حوزههای تخصصی:
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
ارزیابی رویکرد ترکیبی فیلتر هدایت شده و الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای بهبود حذف نویز در داده های ابر نقاط لایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۴
61 - 80
حوزههای تخصصی:
داده های لایدار به عنوان ابزاری قدرتمند برای سنجش از دور سه بعدی و تحلیل های مکانی دقیق، به ویژه در محیط های شهری، شناخته می شوند. با این حال، این داده ها غالباً به دلیل شرایط جوی نامساعد، ویژگی های سطحی و خصوصیات سنسورها حاوی نویزهای متفاوتی هستند که این امر می تواند کیفیت داده ها را کاهش داده و بر دقت تحلیل های مبتنی بر آن ها تأثیر منفی بگذارد. بنابراین، حذف نویز از داده های لایدار ضروری است تا کیفیت داده ها بهبود یابد و جزئیات و ویژگی های کلیدی آن ها حفظ شود. در پژوهش حاضر، یک رویکرد ترکیبی شامل فیلتر هدایت شده و الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای حذف نویز از داده های ابر نقاط لایدار پیشنهاد شده است. فیلتر هدایت شده با بهره گیری از تنظیم پارامترها با استفاده از اطلاعات محلی، توانایی مؤثری در کاهش نویز ارتفاعی و حفظ ویژگی های مهم دارد. در ادامه به منظور بهبود نتایج حذف نویز، از الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای حذف نقاط پرت بر اساس تراکم پایین، آنها را شناسایی و حذف می کند. نتایج تحقیق نشان می دهند که این رویکرد ترکیبی به طور قابل توجهی عملکرد بهتری نسبت به روش های سنتی مانند فیلترهای آماری و مکانی و یا فیلتر هدایت شده به صورت مجزا داشته و ضمن حذف نویز، جزئیات ساختاری داده ها را حفظ می کند. ارزیابی های نتایج با استفاده از مقایسه مدل ارتفاعی رقومی، تحلیل پارامترهای آماری و نمایش گرافیکی ابر نقاط قبل و بعد از فیلتر انجام شده است. الگوریتم پیشنهادی با حذف کمترین تعداد نقطه و حفظ ویژگی های ساختاری داده، در تمامی بخش های داده موجب کاهش قابل توجه واریانس و انحراف معیار پس از اجرای فیلتر شده که نشان دهنده حذف مؤثر نویز و هموارسازی داده است. این روش با وجود زمان محاسبات پایین و سادگی مراحل اجرا، توانسته است به طور موثری نویز را کاهش دهد و جزئیات ساختاری داده ها را حفظ کند.
سرمایه های جوامع محلی و توسعه اقتصادی گردشگرمحور مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق ارزیابی نقش چارچوب سرمایه های جامعه روستایی در توسعه اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری استان زنجان است. به این منظور از هر یک از شهرستان های 8 گانه استان یک روستا به عنوان روستای هدف گردشگری از سوی سازمان گردشگری انتخاب شده است. جامعه آماری روستاهای نمونه است که در سال 1395 بالغ بر 8812 مورد بوده که حجم نمونه 327 نفر از طریق کوکران انتخاب شد. جمع آوری اطاعات از طریق پرسشنامه صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل t تک نمونه ای، رگرسیون خطی چند متغیره، همبستگی و جداول توافقی و کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان داد که تمامی ابعاد سرمایه های جامعه محلی بالاتر از مطلوبیت عددی مورد آزمون بوده و تفاوت معناداری را در سطح 99 درصد نشان می دهد و از بین ابعاد سرمایه جامعه روستایی به ترتیب سرمایه اجتماعی (3.8245) و سرمایه ساخته شده (3.9635) بیشترین تأثیر در توسعه اقتصاد روستایی داشته اند. از طرفی دیگر، توسعه گردشگری در روستاهای نمونه تأثیر مثبتی بر روی تنوع منابع درآمدی برای ساکنین (3.5315) و بهبود فرصت های اشتغال و درآمدی (3.3637) داشته است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی با توجه به ضریب تعیین (0.901) و مقدار آماره آزمون F برابر با 394.172 نشان داد که بیشترین تأثیر مستقیم ابعاد سرمایه های جامعه محلی در اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری از دیدگاه پاسخگویان ساکن روستاهای هدف گردشگری مورد مطالعه به ترتیب به سرمایه مالی (0.546) و سرمایه اجتماعی (0.512) اختصاص دارد.
لجستیک شهری در مراکز تاریخی با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی در شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی لجستیک به عنوان یکی از موارد مهم در برنامه ریزی حمل ونقل بار و کالا از اهمیت بالایی برخوردار است. نوآوری پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین لجستیک و فرم، بافت، منطقه بندی و کاربری زمین می باشد همچنین مسائل مربوط به سیاست ها، قوانین و مداخلات زیرساختی را جهت برنامه ریزی کاربری زمین ترویج داده شده و به بررسی لجستیک شهری در مراکز تاریخی شهر با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی پرداخته شده است. این پژوهش درصدد بررسی رابطه بین حمل ونقل شهری با کاربری زمین، بافت، منطقه بندی و برنامه ریزی شهری به منظور ایجاد استراتژی های لجستیک شهری جهت کمک به برنامه ریزی کاربری زمین و سازمان دهی جریان های لجستیکی در مرکز شهر سقز است. این روش عمدتاً مبتنی بر استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است که برای تشخیص تجمع وسایل نقلیه باری در مراکز تولید سفرهای باری در منطقه مرکزی شهر سقز علاوه بر این با استفاده از ارزیابی چند معیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی برای شناسایی نقشه تناسب مرتبط با فعالیت لجستیک شهری و سازگار با کاربری زمین استفاده شده است. همچنین از مدل تصمیم گیری چند معیاره (FUZZY AHP) وزن معیارها و سپس نقشه تناسب در محیط (ARC GIS) عملیاتی شده است. بااین وجود نتایج تناسب نهایی بر اساس تجمیع سیاست های پنج گانه حاکی از تناسب بالای محور شرقی، شمالی و جنوبی به مرکز شهر است. با تهیه نقشه های تناسب بر اساس هر یک از سیاست های پنج گانه امکان شبیه سازی سیاست ها و اقدامات لجستیک شهری بر اساس این سیاست ها فراهم گردید.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های گردشگری ورزشی در توسعه امنیت ملی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
169 - 196
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شاخص های کلیدی گردشگری ورزشی در راستای توسعه امنیت ملی کشور عراق انجام شده است. با توجه به نقش بالقوه گردشگری ورزشی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی کشورها، در این مطالعه کوشش شده تا مهم ترین شاخص های این حوزه در بستر ملی عراق شناسایی و بر اساس میزان تأثیرگذاری آن ها اولویت بندی شود. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصان حوزه گردشگری، ورزش و امنیت ملی در کشور عراق، شاخص های اولیه شناسایی شدند. در بخش کمّی، از روش «SIWES» که یک روش وزن دهی چندمعیاره است به منظور وزن دهی و اولویت بندی شاخص های شناسایی شده بر اساس نظرات خبرگان استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل: خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعّال در زمینه های گردشگری ورزشی، امنیت ملی و سیاست گذاری در کشور عراق بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمّی با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی انتخاب شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در توسعه امنیت ملی عراق از طریق گردشگری ورزشی، شاخص های تقویت ثبات اجتماعی و ایجاد اشتغال از بالاترین اهمیت برخوردارند. با این حال، بهره گیری از این ظرفیت برای بهبود وجهه بین المللی کشور با ضعف مواجه است. در سطح زیرشاخص ها، عوامل مرتبط با دیپلماسی ورزشی و ایجاد تجربه مثبت برای گردشگران خارجی در اولویت قرار دارند، در حالی که توسعه زیرساخت ها و خدمات عمومی با چالش هایی روبرو است که نیازمند توجه و سرمایه گذاری است.
بررسی رابطه بین طراحی محیط شهری، کیفیت محیطی و روان شناختی فردی با بروز رفتارهای وندالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
49 - 26
حوزههای تخصصی:
متاسفانه بسیاری از هشدار هایی که در رابطه با وندالیسم داده شده بود، نادیده گرفته شد و اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه است. در سرتاسر جهان می توان شاهد ازادی تبعیض،خشونت و تعصبی بود که به واسطه پیدایش سیاست های نفرت و تفرقه پراکنی،نارضایتی های عمیق و تجربه طولانی طردشدگی و خشونت علیه جمعیت،عادی سازی بی عدالتی های روزانه و عدم پاسخگویی و... برانگیخته شده است همچنین الگوهایی هست که نشان می دهد شرایط خاصی بیش تر مستعد فوران هستند مکان هایی که در ان ها خیزش رخ می دهد، افرادی که در خیزش ها شرکت می کنند و اتفاقاتی که این افراد را تحریک می کنند و اقداماتی که انجام می دهند در اکثر کشور های جهان ویژگی های مشابهی دارند که برامده از دلایل در هم تنیده اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و... هستند لذا هدف تحقیق بررسی رابطه بین طراحی محیط شهری، کیفیت محیطی و روان شناختی فردی با بروز رفتارهای وندالیستی بود. تحقیق از نوع روش های پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کل جمعیت مناطق ده گانه شهر تبریز به تعداد 1584855 نفر بود. حجم نمونه 384 عدد برآورد شد که 400 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای طیف لیکرت 5 درجه ای استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد. محاسبات در نرم افزارspss نسخه 18 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روان شناختی فردی، کیفیت محیطی و طراحی محیط شهری با رفتارهای وندالیستی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (05/0 > p). این متغیرها در مجموع توانستند 55 درصد از تغییرات رفتارهای وندالیستی را تبیین نمایند
پهنه بندی جریان سیلاب برای دوره های بازگشت مختلف با استفاده از مدل هیدرودینامیکی HEC-RAS (مطالعه موردی: رودخانه گمناب چای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رودخانه ها سیستم های پویایی هستند که به دلیل بارش های سنگین و ناگهانی با افزایش قابل توجهی از میزان دبی مواجه شده و حالت سیلابی به خود می گیرند. هدف اصلی این پژوهش پهنه بندی جریان سیلاب برای دوره های بازگشت در طول رودخانه گمناب چای به طول تقریبی 5 کیلومتر (از روستای آناخاتون تا تلاقی رودخانه آجی چای) است. به همین منظور، از مدل هیدرودینامیکی HEC-RAS استفاده شده است. جهت پهنه بندی و تهیه نقشه پهنه های سیلابی برای دوره های بازگشت 2، 5، 10، 25، 50، 100، 200 و 500 ساله از آمار دبی ایستگاه هیدرومتری آناخاتون استفاده شده و دبی های حداکثر برای دوره های مذکور با استفاده از نرم افزار آماری EasyFit پیش بینی شد. لایه های مورد نیاز تحقیق جهت پهنه بندی سیلاب از قبیل خطوط مرکزی جریان، مقاطع عرضی و سواحل سمت چپ و راست رودخانه با استفاده از الحاقیه HEC-GeoRAS و در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که در سیلاب های با دوره های بازگشت 25، 50، 100 و 500 ساله به ترتیب حدود 150، 175، 190 و 225 هکتار از اراضی محدوده دشت سیلابی دچار آب گرفتگی می شوند. همچنین نتایج نشان داد که جریان سیلابی در بازه مورد مطالعه در دوره بازگشت های مختلف از حداقل 10 متر تا حداکثر 225 متر از کانال اصلی رودخانه خارج شده و وارد محدوده ی دشت سیلابی می گردد. لذا با توجه به نتایج به دست آمده، ضرورت دارد که اقدامات حفاظتی جهت جلوگیری از وقوع سیلاب در طول مسیر رودخانه از قبیل لایروبی بستر، حفظ حریم بستر رودخانه از تصرف انسان و ایجاد دیوار ساحلی صورت گیرد.
واکاوی موقعیت مکانی رودباد جنب حاره و شرایط همدید مؤثر بر ترسالی های شدید شمال شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
1 - 20
حوزههای تخصصی:
رودباد جنب حاره ای از مهم ترین سامانه های سینوپتیکی تراز فوقانی وردسپهر است که از طریق انتقال رطوبت در مقیاس بزرگ و تحریک دینامیکی، نقش مهمی در شکل دهی به الگوهای بارشی مناطق مختلف ایفا می کند. این پژوهش به بررسی ویژگی های مکانی، موقعیت استقرار و الگوی کشیدگی رودباد جنب حاره ای در سال های ترسالی شدید شمال شرق ایران پرداخته است. داده های بارش روزانه ایستگاه های استان های خراسان شمالی و رضوی در یک دوره آماری ۳۳ ساله، منطبق با چرخه های خورشیدی ۲۲ تا ۲۴، برای شناسایی سال های ترسالی شدید با استفاده از شاخص SPI و نرم افزار DIP به کار رفت. متغیرهای جوی تراز فوقانی شامل مؤلفه های باد مداری و نصف النهاری، نم ویژه و سرعت قائم (امگا) در ترازهای ۱۰۰۰ تا ۵۰۰ هکتوپاسکال از داده های بازتحلیل NCEP/NCAR و ECMWF استخراج شد. نتایج نشان داد که در دوره های بارش شدید، هسته رودباد اغلب به عرض های شمالی تر از ۳۳ درجه جابجا شده، ناپایداری جو را افزایش داده و موجب بارش گسترده می شود. موقعیت مطلوب هسته رودباد، منطقه ای بین غرب ایران، جنوب دریای خزر و استان سمنان است. همچنین، کم فشار سودان پرتکرارترین و مؤثرترین الگوی همدیدی مرتبط با افزایش بارش شناسایی شد. این نتایج نقش مؤثر الگوهای چرخش تراز بالا در تغییرپذیری اقلیم هیدرولوژیکی منطقه را نشان می دهد.
تبیین گرانیگاه جریان های روستایی-شهری در راستای تعادل ناحیه ای، مطالعه موردی: شهرستان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
133 - 157
حوزههای تخصصی:
عدم تعادل در تخصیص منابع و شاخص های توسعه، سبب گردیده که تعادل ناحیه ای و منطقه ای در سطح کشور با چالش های بسیاری روبرو شود. این چالش ها در سطح استان های جنوبی، از جمله استان بوشهر پررنگ تر می شود. لذا هدف این پژوهش ارائه الگویی جدید به نام گرانیگاه است تا بتوان به کمک آن، جریان های روستایی-شهری را در راستای تعادل ناحیه ای، تبیین و با دقت زیاد بردارهای نیرو را در ابعاد مختلف مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد. به منظور کاهش محاسبات پیچیده ریاضی، شاخص ها و مؤلفه های تحقیق در ابعاد سه گانه اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیرساختی به ترتیب بر محورهای مختصات (X, Y, Z) منطبق گردید. پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع کاربردی و با توجه به ماهیت تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع اکتشافی است. در خصوص گردآوری اطلاعات مربوط به مبانی نظری تحقیق و پیشینه پژوهش از روش کتابخانه ای و جهت جمع آوری اطلاعات برای پاسخ به سؤالات پژوهش و آزمون تحقیق از روش میدانی استفاده شده است. یافته های تحقیق مشخص نمود که گرانیگاه جریان های روستایی-شهری با دقت زیاد قابل تبیین است به گونه ای که مقدار بردار نیروی گرانیگاه جریان های اقتصادی در مناطق موردمطالعه (244/0)، گرانیگاه جریان های اجتماعی-فرهنگی (223/0) و گرانیگاه جریان های زیرساختی (244/0) حاصل گردید. نتایج پژوهش ثابت نمود که مقدار بردار نیروی جریان های روستایی-شهری در گروه اول از مناطق روستایی کمتر و در گروه دوم بیشتر از میزان گرانیگاه است.
نزدیک سپاری و سیاست همسایگی در اقتصاد شبکه ای، درس هایی از تجربه مناطق آزاد مکزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
131 - 151
حوزههای تخصصی:
بعد از دهه های هفتاد و هشتاد میلادی با ایجاد تحولات در عرصه فن آوری اطلاعات و ارتباطات و هم چنین با خصوصی سازی بنگاه ها و شرکت ها جهان جدیدی به وجود آمد که به آن اقتصاد جهانی یا اقتصاد شبکه ای می گویند. درواقع اقتصاد شبکه ای و نزدیک سپاری به عنوان دو عامل کلیدی در شکل دهی به مناسبات اقتصادی بین الملل و تجارت میان کشورهای همسایه شناخته می شوند. مناطق آزاد تجاری-صنعتی مکزیک، نمونه ای از کاربرد این دو مفهوم می باشد که در عمل، به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی، ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی در منطقه هستند. لذا این پژوهش، به دنبال بررسی نزدیک سپاری و سیاست همسایگی در اقتصاد شبکه ای، با درس هایی از تجربه مناطق آزاد مکزیک با کشورهای همسایه خود، به ویژه ایالات متحده آمریکا است، که می تواند الگویی برای مناطق آزاد کشورهای کمتر توسعه یافته در جهان با کشورهای همسایه خود باشد. و با بکار گیری سیاست همسایگی برای مناطق آزاد این کشورها در جهت پیوند خوردن با اقتصاد شبکه ای باشد. از این رو مسئله اصلی این پژوهش به دنبال یافتن الگوی مناسبی برای پیوندهای مناطق آزادکشورهای کمتر توسعه یافته با اقتصاد جهانی می باشد. لذا پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از متون کتابخانه ای، تحلیل اسناد و مدارک، نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که راهبرد سیاست همسایگی با نزدیک سپاری در مناطق آزاد تجاری-صنعتی الگویی برای سیاست گذاران و فعالان اقتصادی می باشد که می تواند در اکثر کشورهای درحال توسعه جنبه اجرایی داشته باشد. علاوه بر این در جهت بهره مندی از مزایای اقتصاد شبکه ای و نزدیک سپاری در چارچوب سیاست همسایگی به عنوان یک راهبرد، مورد استفاده قرار بگیرد.
بازتاب بحران آب در حوضه آبریز قزل اوزن بر آینده استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری زیست و زیستگاه و ماندگاری زیستمندان در مفهوم کلان خود در خشکی ها کاملاً وابسته به منابع محدود آب شیرین است. این در حالی است که برخاسته از درهم تنیدگی و هم افزایی یک رشته مسائل محلی و جهانی، دسترسی به منابع آب کاهش یافته است. از این رو، تداوم این وضعیت؛ امنیت، توسعه، رفاه و کارکرد اکوسیستم های جغرافیایی را درگیر چالش های جدی کرده است. موقعیت خشک جغرافیایی ایران به همراه افزایش مصرف منابع محدود آب، کشور را درگیر بحران آب کرده است. این در حالی است که بازتاب این وضعیت در مناطق مختلف، متفاوت است. مقاله حاضر بازتاب بحران آب حوضه قزل اوزن بر امنیت آب فراروی استان گیلان را بررسی می کند. استانی که بخش عمده امنیت آب و اقتصاد آن به این رود وابسته است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard بررسی و مطالعه شده است. پژوهش آمیخته(کیفی- کمی) پیش رو، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان دانشگاهی و اجراییِ درگیر با مساله پژوهش است که با روش گلوله برفی 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این میان، متغیرهای ساخت بی رویه سد در بالادست رود، کندن چاه های غیر مجاز در پیرامون رودخانه، استفاده نکردن از بذرهای اصلاح شده با نیاز آبی کمتر، تغییر الگوی بارش و تغییرات اقلیمی، رعایت نشدن حقابه زیست محیطی و تهدیدات برخاسته از به کارگیری غیر اصولی سم و کود به عنوان متغیرهای کلیدی انتخاب شدند. در راستای متغیرهای کلیدی و حالت های احتمالی ممکن، خروجی نرم افزار Scenario Wizard در قالب سناریوهای قوی و محتمل، نشان دادند که از 21 وضعیت حاکم بر صفحه سناریو، وضعیت هایی که سناریوهای فراروی بحران آب قزل اوزن را بر امنیت آب استان گیلان در آستانه بحران بیان می کنند، بیشترین وضعیت های احتمالی ممکن را در بر می گیرند و 38/095 درصد از وضعیت های حاکم بر صفحه سناریو را به خود اختصاص دادند. بنابراین، تأثیر بحران آب بر امنیت آب فراروی استان در آستانه بحران نمود یافت. پیش بینی آینده تحولات پیونددار با این وضعیت از دید آینده پژوهی نیازمند پرداختن به سیاست های مدیریتی و اقتصادی دولت و رویکرد کارگزاران ملی- محلی در مدیریت بهینه منابع آب و کنترل بازتابِ عوامل کلیدی است.
مکانیابی مراکز نظامی با رویکر پدافند غیرعامل (با تلفیق RS، GIS و مدل تحلیل فرایند شبکه ای (ANP) در شهرستان اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در این پژوهش جهت پهنه بندی شهرستان اردبیل با هدف مکانیابی مراکز نظامی از مدل تحلیل شبکه ای (ANP) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته شد. هدف اصلی، شناسایی و اولویت بندی مناسب ترین نواحی جهت استقرار پادگان نظامی با در نظر گرفتن معیارهای محیطی، اقلیمی، و انسانی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. برای این منظور، چهارده شاخص تأثیرگذار شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، پوشش گیاهی، دما، بارش، رطوبت خاک، فاصله از جاده، روستا، گسل، کاربری اراضی، فاصله از آبراهه در قالب سه گروه اصلی (اقلیمی، انسانی و محیطی) طبقه بندی شدند. ابتدا با استفاده از مدل ANP و نرم افزار Super Decisions وزن هر یک از معیارها (با استفاده از پرسشنامه و 30 نفر کارشناس و خبره) بر اساس مقایسه های زوجی و روابط داخلی و بیرونی میان آن ها محاسبه گردید. سپس با بهره گیری از محیط GIS، لایه های اطلاعات مکانی مربوط به هر شاخص تهیه و پردازش شده و با استفاده از ابزارRaster Calculator وزن نهایی هریک از لایه ها وارد تلفیق شدند. در گام بعد نقشه نهایی پهنه بندی مکان یابی پادگان به پنج طبقه از «کاملا مناسب» تا «کاملا نامناسب» تقسیم گردید. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که حدود 30 درصد از کل منطقه مورد مطالعه در طبقه کاملا مناسب و مناسب، قرار دارد که عمدتاً در بخش های مرکزی و غربی شهرستان واقع شده اند. در مقابل مناطق نسبتا مناسب در حدود 30 درصد منطقه را شامل می شود که عمدتا بخش های شمالی و قسمت های میانی منطقه را دربر می گیرد. همچنین 40 درصد از مساحت کل منطقه نیز در طبقه نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارد که بخش عمده آن شمال و جنوب شهرستان را دربر می گیرد. یافته های این تحقیق می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند تصمیم گیری نهادهای دفاعی و مدیریت شهری جهت استقرار بهینه پادگان ها مورد استفاده قرار گیرد.
تجزیه و تحلیل و توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل و توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین براساس مدل M GAM می باشد. شهرستان سرعین در شمال غرب ایران و در محدوده جغرافیایی 47 درجه و 48 دقیقه تا 48 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 3 دقیقه تا 38 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش آن توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکمیل پرسش نامه انجام شده است. در این پژوهش هشت ژئوسایت شهرستان سرعین (پل معلق ورگه سران، ویلادره، پیست اسکی آلوارس، گلدشت کلخوران، غارکنزق، دره علی درویش، دره ساری دره، امامزاده آتشگاه) با استفاده از ارائه ۲۰ پرسش نامه به گردشگران حاضر در مناطق مورد مطالعه و هم چنین ارائه ۲۰ پرسش نامه کتبی به کارشناسان و متخصصان به این ژئوسایت ها و جمع آوری داده های آن مورد ارزیابی قرار داده شد. در این پژوهش ابتدا برخی از لندفرم های ژئومورفولوژیکی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، پیمایش های میدانی و مصاحبه، شناسایی و محدوده آن ها تعیین گردید. سپس با بهره گیری از مدل M-GAM،پتانسیل های گردشگری لندفرم ها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج و یافته ها : نتایج حاصله از ارزیابی مدل M-GAMنشان داد که بر اساس ارزیابی نظر کارشناسان و بازدیدکنندگان منطقه ژئوتوریستی پل معلق ورگه سران بالاترین ارزش اصلی را به خود اختصاص داده است. از نظر ارزش های مکمل نیز بالاترین امتیاز برای امامزاده آتشگاه با امتیاز 91/11 بوده است و در مجموع امتیازات، بیش ترین امتیاز در درجه اول برای امامزاده آتشگاه و کم ترین مجموع امتیاز مربوط به ویلادره است. همچنین ماتریس M-GAMبا استفاده از ارزش اصلی و مکمل حاصل از تجزیه و تحلیل نشان می دهد که ژئوسایت های گلدشت کلخوران، امامزاده آتشگاه، دره ساری دره و پل معلق ورگه سران از نظر ارزش های اصلی در فیلدZ23 قرار گرفته اند و از نظر ارزش های مکمل دارای پتانسیل سطح بالا برای ژئوتوریسم هستند. ژئوسایت های دره علی درویش، غارکنزق و پیست آلوارس نیز از نظر ارزش اصلی و مکمل دارای ارزش متوسطی برای ژئوتوریسم هستند (ارزش اصلی و مکمل Z22) و در نهایت ویلادره از نظر ارزش اصلی در سطح متوسط و از نظر ارزش مکمل در سطح پایینی برای توسعه ژئوتوریسم قرار گرفته است. بنابراین نتیجه گیری می گردد که فضای زیادی برای بهبود ژئوتوریسم در این مکان ها وجود دارد و سرمایه گذاری برای بهبود زیرساخت این ژئوسایت ها و ارتقای برنامه ریزی و فعالیت های تبلیغاتی، این مناطق می توانند گردشگران و مسافران زیادی را جذب کنند که باعث ایجاد مشاغل و افزایش درامد مردمان محلی می شود. در نهایت پیشنهاد می گردد برای تجزیه و تحلیل و توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی شهرستان سرعین بر اساس هوش مصنوعی و مدل های بروز ژئوتوریستی هم مورد بررسی قرار گیرد.