ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۸۴۱.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۸۴۲.

بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی: از منظرتأثیر طراحی فرم و فضا، مصالح و تناسبات معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
این پژوهش به بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی از منظر طراحی فرم، فضا، مصالح و تناسبات معماری می پردازد. هدف کلی این تحقیق تحلیل تأثیر عوامل معماری بر ادراک دانشجویان زن و مرد از فضاهای دانشگاهی با تأکید بر امنیت، تعلق، کارایی،مصالح، تناسبات و تعاملات اجتماعی است.برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ای با 23 سؤال بسته استفاده شد که به مقایسه ادراک جنسیتی دانشجویان در مقاطع تحصیلی مختلف و در دانشگاه های متفاوت می پرداخت. نمونه آماری شامل 150 نفر بود که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 100 پرسشنامه تحلیل گردید.تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که طراحی فرم و سازماندهی فضا تأثیر معناداری بر احساس امنیت و تعلق در میان زنان و مردان ندارد. همچنین، تفاوت معناداری در تعاملات اجتماعی دانشجویان در فضاهای دانشگاهی بر اساس جنسیت مشاهده نشد. با این حال، در زمینه تناسبات و مقیاس فضاها، نتایج حاکی از تفاوت های معنادار بین زنان و مردان بود. مردان به فضاهای بزرگ تر و بازتر علاقه بیشتری داشتند، در حالی که زنان فضاهای جمع وجور و متناسب را ترجیح می دادند. از سوی دیگر، در بخش مصالح و مواد، هیچ تفاوت معناداری بین ترجیحات دو جنس مشاهده نشد یافته های این تحقیق می تواند به معماران و طراحان در طراحی فضاهای دانشگاهی پاسخگو به نیازهای جنسیتی کمک کند و مدل هایی برای بهینه سازی طراحی بر اساس برابری جنسیتی ارائه دهد. این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی در طراحی معماری تأکید دارد تا محیط هایی امن، دلپذیر و کارآمد برای همه دانشجویان فراهم شود.
۸۴۳.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی در سطح جغرافیای استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
در عصر رقابت شدید بانکداری، بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی عوامل کلیدی موفقیت محسوب می شوند. با این حال، رفتارهای مخرب سازمانی می توانند این رابطه را تضعیف کنند. از این رو تحقیق حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بانک های دولتی و خصوصی استان کرمان در سال 1402 بودند که از بین آنها 480 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدل نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی از برازش قابل قبولی برخوردار است. براساس نتایج تحقیق بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی رابطه معنی وجود دارد. رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی نقش تعدیلگر دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد برای بهبود کیفیت خدمات بانکی، بانک ها باید با تقویت فرهنگ سازمانی و کاهش رفتارهای مخرب سازمانی، شرایطی فراهم کنند که بازاریابی رابطه مند به شکلی اثربخش تر در ارتقای تجربه مشتریان به کار گرفته شود.
۸۴۴.

تحلیل تأثیر مؤلفه های تاب آوری اجتماعی در افزایش احساس امنیت در محلات بافت تاریخی، مطالعه موردی: محله درب نو شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت شهرنشین، مسئله ی امنیت شهروندان به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شده است. بررسی های اولیه درباره ی امنیت شهروندی را می توان با رشد جرایم شهری از دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ مرتبط دانست؛ دوره ای که با افزایش محسوس ناامنی در شهرها همراه بود. امنیت یکی از نیازهای بنیادین انسان است و کاهش آن موجب سلب آرامش روانی و اختلال در زندگی اجتماعی می شود. از دیدگاه مازلو، امنیت بلافاصله پس از نیازهای اولیه در سلسله مراتب نیازهای انسانی قرار دارد و پیش شرط شکل گیری توسعه و ثبات اجتماعی محسوب می شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل ۳۸۶۰ نفر از ساکنان محله ی درب نو است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مؤلفه های تاب آوری اجتماعی شامل هنجارهای اجتماعی، تسهیلات اجتماعی و دانش و توانمندی اجتماعی، تأثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت شهروندان دارند. در میان این عوامل، مؤلفه ی «دانش و توانمندی اجتماعی» با ضریب مسیر 0.47 بیشترین اثر را بر احساس امنیت شهروندان داشته است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که احساس امنیت شهروندان تحت تأثیر ابعاد مختلف تاب آوری اجتماعی قرار دارد. بنابراین، برنامه ریزان شهری و مدیران محلی باید در راستای ارتقای امنیت اجتماعی، بر تقویت مؤلفه های تاب آوری اجتماعی و به ویژه افزایش آگاهی، مهارت و توانمندسازی شهروندان تمرکز ویژه ای داشته باشند
۸۴۵.

عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس استان همدان با تأکید بر تأثیر تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
با توجه به روند رشد جمعیت در اکثر جوامع، از جمله ایران، تقاضا برای مواد غذایی در حال افزایش است. تأمین امنیت غذایی در چنین شرایطی مستلزم بهبود زنجیره تأمین غذا از مزرعه تا سفره است. در سال های اخیر، پدیده تغییرات اقلیمی، سامانه های تولید غذا را با چالش هایی مانند خشک سالی مواجه کرده است. یکی از راهکارهای سازگاری با این تغییرات، بهبود تاب آوری واحدهای بهره برداری کشاورزی است که می تواند به بهبود امنیت غذایی خانوارهای کشاورزی و سایر بخش های جامعه منجر شود. این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس (زیر ۱۰ هکتار) استان همدان و با تأکید بر بررسی تأثیر تاب آوری انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۰۰ خانوار کشاورز بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و به روش نمونه گیری خوشه ای در دو مرحله انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته جمع آوری و اعتبار ابزار تحقیق توسط اعضای هیئت علمی گروه مدیریت و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران و تعدادی از متخصصان کشاورزی تأیید شد. پایایی ابزار نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی گردید. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SMART PLS3 و SPSSwin25 نشان داد که امنیت غذایی بیشترین تأثیر را از مشارکت اجتماعی، استفاده از فناوری های جدید و تاب آوری واحدهای بهره برداری پذیرفته است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از روش های زراعی-اکولوژیکی مانند کشت مخلوط و مالچ پاشی برای افزایش تاب آوری و تقویت امنیت غذایی استفاده شود. همچنین، سازمان های مرتبط با تشویق به تشکیل گروه های همکاری و افزایش مشارکت اجتماعی، می توانند به بهبود توانمندی های اجتماعی و امنیت غذایی خانوارها کمک کنند.
۸۴۶.

تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
۸۴۷.

عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب و کارهای فعال صنعت گردشگری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
گردشگری ایران در سایه بحران هایی مانند کرونا و عواملی مانند تحریم و مباحث مرتبط با حجاب اجباری در آستانه ورشکستگی است و برون رفت از این وضعیت نیازمند خط مشی هایی روشن، کاربردی و دارای ضمانت اجرایی است. با وجود این، در مطالعات پیشین کمتر به ارائه الگویی پیرامون خط مشی های گردشگری برای جلوگیری از این وضعیت پرداخته شده است. این پژوهش با هدف شناخت عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب وکارهای فعال صنعت گردشگری[1] کشور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی توسعه ای و براساس چگونگی گردآوری داده ها پیمایشی مقطعی است. داده های لازم برای پژوهش با روش های اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (مصاحبه و پرسش نامه) گردآوری شده است. گردآوری داده ها به صورت پیمایشی مقطعی در تیرماه 1402 آغاز شد و در بازه زمانی یک ساله به پایان رسید. از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی برای نیل به هدف پژوهش استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی دربردارنده استادان مدیریت گردشگری و مدیریت دولتی و مدیران و معاونان وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از دوازده مصاحبه اشباع نظری به دست آمد. جامعه آماری بخش کمّی دربردارنده کارشناسان و مدیران وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. حجم نمونه با قاعده تحلیل توان کوهن (1992) و نرم افزار جی پاور (G*Power) 140 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده ها در فاز کیفی از روش تحلیل مضمون با نرم افزار مکس کیودی ای و در فاز کمّی از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. یافته ها نشان می دهد که عوامل اقتصادی، قانونی، توان طبیعی و زیرساخت های گردشگری در فرهنگ گردشگری میزبان و سیاست گذاری گردشگری تأثیر می گذارند. درنهایت، تصویر کسب وکارهای گردشگری، آگاهی از کسب وکارهای منطقه و هویت برند گردشگری موجب توسعه کسب وکارهای گردشگری می شوند. در میان عوامل، تصویر کسب وکارهای گردشگری بیشترین تأثیرگذاری را داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت خط مشی های گردشگری می تواند در برون رفت از وضعیت موجود و جلوگیری از ورشکستگی فعالان حوزه گردشگری نقش آفرین باشد. این پژوهش از منظر موضوعی نوآورانه است، زیرا الگوی جلوگیری از ورشکستگی در مداخل علمی داخلی مورد عنایت پژوهشگران قرار نگرفته است. به علاوه، رویکرد آمیخته اکتشافی برای طراحی و اعتبارسنجی مدل می تواند به جنبه نوآورانه این پژوهش کمک کند.
۸۴۸.

طراحی مدل خلاقیت راهنمایان گردشگری ایران بر مبنای روش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
از مهم ترین اجزا در بخش عرضه گردشگری، راهنمایان گردشگری به عنوان واسطه بین مقصد و تجربه گردشگران هستند؛ ازاین رو، ارتقا و توانمندسازی این افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است، تا بتوانند پل اتصال محکمی بین مقصد و گردشگران باشند و تجارب به یادماندنی ایجاد کنند. پرورش خلاقیت در راهنمایان گردشگری از موارد مهم در خلق تجارب موفق به شمار می آید. در این پژوهش، الگوی راهنمایان خلاق گردشگری ایران با استفاده از روش کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کدگذاری باز مصاحبه ها و تحلیل محتوا با نرم افزار مکس کیو دی ای ارائه شده است. پس از مرور ادبیات و استخراج مؤلفه ها و شاخص های خلاقیت، پژوهشگر با خبرگان پژوهش که شامل راهنمایان گردشگری بوده اند و هدفمند انتخاب شده اند مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام داده و مؤلفه ها و شاخص های خلاقیت راهنمایان گردشگری ایران را با استفاده از کدگذاری باز در نرم افزار مکس کیودی ای استخراخ کرده است. یافته ها دربردارنده مؤلفه های انگیزش (مهارت انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری، سازمان دهی و قابلیت مقاومت نکردن در برابر ایده جدید)، هوش هیجانی (مهارت برقراری ارتباط مؤثر، قابلیت شناخت تیپ ذهنی مسافر و هوش درون فردی)، قابلیت مدیریت بحران (مهارت پیش بینی و پیشگیری)، ویژگی های شخصیتی (مهارت ارتباط دوستانه با رعایت حریم ها، ظرفیت زیاد مهمان پذیری، پویایی)، هوش فرهنگی (مهارت جزئی نگری، قابلیت هوش انگیزشی و هوش رفتاری)، مهارت شناختی (آموزش پذیری، قابلیت استفاده از روش بازی ها، مهارت مدیریت زمان و...) و تفکر خلاق (قابلیت استفاده از فنّاوری و مهارت حل مسئله) است. بر مبنای یافته ها، برنامه ریزان و دست اندرکاران حوزه گردشگری می توانند از مؤلفه ها و شاخص های استخراج شده از این پژوهش به منظور توانمندسازی راهنمایان گردشگری و ارتقای سطح گردشگری و درنهایت افزایش رضایت گردشگران بهره ببرند.
۸۴۹.

پیامدسنجی جامع ابرپروژه بزرگراه های شهری؛ مطالعه بزرگراه های امام علی(ع) و صیاد شیرازی در محدوده منطقه 7 کلان شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
ﺗﺴﻠﻂ دﯾﺪﮔﺎه ﺧﻮدروﻣﺪار در ﻧﻈﺎم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﺷﻬﺮی و حمل و نقلی ﮐﻼنﺷﻬﺮﻫﺎی ﮐﺸﻮر ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻌﺮﯾﺾﻫﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری، اﯾﺠﺎد ابرپروژه های ﺑﺰرﮔﺮاهی، اﺣﺪاث ﺗﻮﻧﻞﻫﺎ، دو یا چندﻃﺒﻘﻪ ﮐﺮدن ﺑﺰرﮔﺮاهﻫﺎ، اﺣﺪاث ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ های بزرگ مقیاس و گاهی نیز نامتجانس با بافت در ﻣﺮاﮐﺰ و پهنه های ﺷﻬﺮی اﺟﺮا ﺷﻮد ﮐﻪ پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بسیاری در ﺳﻄﺢ ﮐﻞ ﺷﻬﺮ و ﺑﻪوﯾﮋه در ﻣﺤﻼت ﻣﺠﺎور آنﻫﺎ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. با طرح رویکردهای توسعه پایدار، افزایش قابل توجه حساسیت های اجتماعی-فرهنگی و محیطی و افزوده شدن معیارهای غیراقتصادی و غیرکالبدی به تحلیل های هزینه-فایده ی اقتصادی در تصمیم گیری های شهری، رویکرد جامع پیامدسنجی و ارزیابی آثار به مثابه ابزاری موثر در راستای تحقق پایداری شهری مطرح شده است. پیامدسنجی جامع مستلزم طراحی مدل و تعریف معیارها و شاخص های عملیاتی سنجش وضعیت است. این معیارها، با تاکیدی که این پژوهش بر جامعیت در ارزیابی دارد، در ابعاد مختلفی اعم از اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، کالبدی-ترافیکی، حقوقی و نهادی، سلامت و بهداشت، امنیت، محیط زیستی و سیاستی تعریف می شوند؛ بزرگراه های امام علی (ع) و صیاد شیرازی، از عناصر اصلی پیونددهنده مناطق شمالی با مرکزی و جنوبی شهر در ساختار شبکه ای شهر تهران به شمار می آیند. پیامد اﺣﺪاث اﯾﻦ ابرپروژه ها، بدلیل در معرض قرار دادن محلات و پهنه های مختلف سنتی و البته متراکم و نفوذناپذیر با ویژگی های متفاوت از ﻟﺤﺎظ ﻣﻘﯿﺎس، ﺣﺠﻢ و ﮔﺴﺘﺮه ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﭘﮋوﻫشی یکپارچه اﺳﺖ. ازاﯾﻦرو، اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ در چهارچوب روش شناسی ارزیابی جامع نگر و یکپارچه و با اختیار روش پژوهش شبه تجربی مبتنی بر داده های آماری و فضایی مربوط به پیش و پس از مداخله بزرگراهی در محلات مداخله و کنترل، به شناسایی پیامدهای اﯾﻦ گذر ها ﺑﺮ محلات پیرامونی، با تاکید بر محدوده منطقه 7 شهر تهران، می پردازد. در نهایت پس از اعتبارسنجی نتایج به واسطه پیمایش های اجتماعی و بازدیدهای میدانی و تحلیل سیستمی آن به واسطه روش DPSIR راهکارهایی در ﺟﻬﺖ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﯾﺎ ﺟﺒﺮان پیامدهای ﻣﻨﻔﯽ و تقویت پیامدهای مثبت آن ﺑﺮ ﺷﻬﺮ ارائه می دهد. به عنوان نتابج پژوهشی مسائل راهبردی بروز یافته در پهنه های پیرابزرگراهی عبارتند از گسستگی و چندپارگی کالبدی و کاهش دسترس پذیری بین محله ای به ویژه در محدوده بزرگراه صیاد شیرازی .
۸۵۰.

متاورس و گردشگری محیطی پایدار: ارائه چهارچوبی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
این پژوهش با هدف توسعه چهارچوبی مفهومی و نوآورانه برای تحلیل تعاملات متاورس با ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی پایداری انجام شده و با بهره گیری از رویکردی کیفی و توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش متاورس در ارتقای گردشگری محیطی و پایدار پرداخته است. بدین منظور، برای جمع آوری داده ها، جست وجویی جامع در پایگاه های استنادی معتبر، با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. محورهای کلیدی و الگوهای موجود، با تحلیل محتوای کیفی منابع علمی منتشر شده در پانزده سال اخیر، شناسایی شد. این فرایند شامل استخراج مفاهیم مهم و کدگذاری باز و محوری داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS.ti، بوده است. نتایج نشان می دهد که با به کارگیری مدل مفهومی پیشنهادی، متاورس با ایجاد تعاملات مجازی فیزیکی و تجربیات غنی و شخصی سازی شده، نقشی اساسی در توسعه گردشگری پایدار ایفا می کند. همچنین این مطالعه با ایجاد شبکه الگوها، به بررسی فرصت ها و پتانسیل های پیش روی متاورس در صنعت گردشگری و ارائه راهکارهای عملی برای بهره برداری مؤثر از این فناوری پرداخته است.
۸۵۱.

ارزیابی روستاهای گردشگری از لحاظ مخاطره زمین لغزش در استان اصفهان با الگوریتم های تحلیل فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
طرح مسئله: برنامه ریزی مدیریت و توسعه گردشگری روستایی نیازمند شناخت مسائل مختلف آنها ازجمله مدیریت بحران و منابع طبیعی است. مخاطرات احتمالی ازجمله زمین لغزش از مهم ترین این مسائل است که روستاهای گردشگری همواره با آنها مواجهه هستند و باتوجه به تغییرات اقلیمی و محیطی انجام شده توسط بشر، درحال گسترش است. هدف: هدف پژوهش حاضر آن است که روستاهای گردشگری ازلحاظ مخاطره زمین لغزش در استان اصفهان ارزیابی و وضعیت آنها در دو سناریوی بدبینانه و خوش بینانه مشخص شود. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های مکانی است. تجزیه وتحلیل داده ها به روش بولین در دو سناریوی بدبینانه و خوش بینانه در نرم افزار Arc GIS انجام شد. داده ها در محیط نرم افزار استاندار دسازی و ازطریق الگوریتم های فضایی تحلیل شدند. نتیجه پژوهش: نتیجه نشان داد که در سناریوی خوش بینانه، فقط 27/1092 کیلومترمربع معادل 032/1درصد از مساحت به عنوان پهنه های با «احتمال زمین لغزش» و در سناریوی بدبینانه مساحت «احتمال زمین لغزش» 3/91521 کیلومترمربع معادل 53/86درصد افزایش پیدا می کند. همچنین نتیجه نشان داد که روستاهای گردشگری منطقه در هر دو سناریو، در معرض خطر زمین لغزش قرار دارند که می توان به روستاهای مشهد کاوه، هاردانگ، خفر، جاجا و دماب اشاره کرد. تبیین تفاوت درخور توجه میان دو سناریو نشان می دهد که مدیریت و برنامه ریزی محیطی و آمایش سرزمین برای کاهش ریسک زمین لغزش ضروری است. درصورت کنترل نکردن عوامل مؤثر بر ناپایداری زمین، بخش وسیعی از منطقه در سناریوی بدبینانه آسیب پذیر خواهد بود.
۸۵۲.

بررسی رضایتمندی باغداران نسبت به تسهیلات بلاعوض آبیاری قطره ای در شهرستان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۹
این تحقیق با هدف بررسی رضایتمندی باغداران از تسهیلات بلاعوض آبیاری قطره ای و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. رویکرد کلی تحقیق، کمّی به روش توصیفی - همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق، باغداران استفاده کننده از تسهیلات بلاعوض آبیاری قطره ای در شهرستان زنجان بین سال های 1396 تا 1401 بودند (142=N)، که تعداد 104 نفر از آنان به روش تصادفی طبقه ای نمونه گیری شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود، که برای بررسی روایی آن از دیدگاه صاحب نظران حوزه آب و اعتبارات کشاورزی استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (966/0-919/0=α) تأیید شد. طبق نتایج، در مجموع رضایتمندی باغداران از تسهیلات بلاعوض آبیاری زیر متوسط (7/2) بود. نتایج مقایسه میزان رضایتمندی از تسهیلات بین گروه های مختلف از باغداران موردمطالعه برحسب «نوع مالکیت منبع آب»، «سابقه شرکت در دوره های آموزشی آبیاری تحت فشار»، «موقعیت مکانی باغ»، «نوع مالکیت باغ»، «محل سکونت»، «زمینه شغل اصلی» و «عضویت در تشکل ها» تفاوت معنی داری نشان داد. طبق نتایج همبستگی، بین میزان رضایتمندی از تسهیلات با متغیرهای «قدمت باغ»، «مساحت باغ»، «سطح اجرای آبیاری قطره ای در باغ» رابطه منفی و معنی دار و با متغیرهای «سابقه استفاده از آبیاری تحت فشار»، «ویژگی های اجتماعی- ارتباطی» و «ویژگی های آموزشی- اطلاعاتی» رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت. همچنین بر اساس نتایج تحلیل رگرسیونی (35/0= R2adj)، به ترتیب چهار متغیر «ویژگی های آموزشی- اطلاعاتی»، «مزیت کاهش هزینه های تولید و بهبود راندمان منابع تولید»، «مساحت باغ» و «مزیت بهبود مدیریت زمان و مصرف آب آبیاری» به میزان 35 درصد از تغییرات متغیر رضایتمندی باغداران از تسهیلات را تبیین می کنند.
۸۵۳.

تحلیل نگرش ذینفعان از پایداری گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی پیرامون کلانشهرها (مورد: شهرستان شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۷
گردشگری خانه های دوم به عنوان یکی از اشکال پرطرفدار گردشگری در نواحی روستایی است که بیشترین ارتباط را با منابع محیطی داشته و بر ابعاد نواحی روستایی تاثیر دارد. بررسی و شناسایی نگرش ذینفعان نقش موثری بر شکل گیری و برنامه-ریزی برای حمایت آنها از توسعه این الگو داشته و از طرفی از این طریق می توان قابلیت ها، موانع و فرصتهای توسعه گردشگری خانه های دوم را در مقصدها به شکلی جامع شناسایی و در راستای تدوین سیاستگذاری های مناسب به منظور توسعه پایدار گردشگری خانه های دوم گام برداشت. بر همین اساس در پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی نگرش ذینفعان از پایداری الگوی گردشگری مذکور در روستاهای شهرستان شیراز پرداخته شده است. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات مبتنی بر دو روش اسنادی و میدانی است، در تدوین ادبیات نظری و پیشینه از روش اسنادی و روش میدانی مبتنی بر چهار پرسش نامه شامل: ساکنان محلی، گردشگران خانه های دوم، کارآفرینان و پرسشنامه مدیران محلی است. حجم نمونه برای ساکنان محلی با توجه به تعداد خانوار و براساس روش کوکران 250 خانوار تعیین شده است.حجم نمونه برای مدیران محلی 33 مدیر (در هر روستا شامل: دهیار، رییس شورا، یک عضو شورا). با توجه به عدم اطلاعات دقیق در مورد کارآفرینان و نیز صاحبان خانه های دوم، برای هر کدام از نمونه آماری در هر روستا 15 نمونه انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین نگرش ذینفعان تفاوت معنادارآماری وجود دارد و در مجموع توسعه گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی مورد مطالعه در سطح پایداری متوسط قرار دارد. همچنین از لحاظ پایداری گردشگری، در بین روستاهای نمونه تفاوت معناداری وجود دارد و در بین روستاها، روستای باجگاه با بیشترین امتیاز در سطح پایداری خوب و روستای قلات با کمترین امتیاز در سطح پایداری ضعیف قرار دارد.
۸۵۴.

تدوین راهبردهای توسعه گردشگری روستایی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۵
گردشگری به عنوان یک ظرفیت بالقوه می تواند نقش موثری در توسعه روستایی داشته باشد. هدف این تحقیق تدوین راهبردهای توسعه گردشگری روستایی در استان خوزستان بود که بدین منظور با استفاده از مرور ادبیات، لیستی از نقاط چهارگانه SWOT تهیه و سپس از طریق مصاحبه با کارشناسان خبره تعدادی از آنها حذف و اصلاح شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان متخصص در سازمان های مربوطه بودند که تعداد24نفر از آنان از طریق روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. پردازش اطلاعات با تکنیک SWOT-AHP-TOWS و با استفاده از نرم افزار Expert Choice11.0 و Excel 2019 انجام شد. نتایج حاصل از AHP نشان داد که «نقاط تهدید» با وزن نسبی 524/0بیشترین اهمیت برای توسعه گردشگری روستایی دارد و بعد از آن معیار «نقاط ضعف» با وزن نسبی422/0، معیار «نقاط قوت» با وزن نسبی232/0و در نهایت «نقاط فرصت ها» با وزن نسبی104/0در اولویت آخر بودند که این امر نشان دهنده غالب بودن فضای مخاطره آمیز گردشگری بر فضای مفید آن بود. در ادامه نتایج نشان داد که در اولویت بندی نواحی راهبردی، راهبرد اول WT یعنی راهبرد دفاعی، راهبرد دوم راهبرد ST یعنی راهبرد اقتضایی، راهبرد سوم WO یعنی راهبرد انطباقی، و آخرین راهبرد، راهبرد SO یعنی راهبرد تهاجمی بود. بنابراین نتیجه می گیریم که در حال حاضر به دلیل عدم توجه به برخی استلزمات گردشگری روستایی در استان خوزستان، معایب گردشگری غالب بر مزایای آن هست و در صورتی که سیاست گذاران از این موضوع غفلت نموده و از ظرفیت های گردشگری روستایی در منطقه استفاده نکنند مهاجرت روستایی بیشتر از قبل شده و روستاها خالی از سکنه خواهند شد.
۸۵۵.

واکاوی مفهوم انسجام سرزمینی و کاربست آن در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: با توجه به در دست انجام بودن مطالعات بازنگری طرح آمایش سرزمین استان فارس، می توان از مفهوم «انسجام سرزمینیِ» اتحادیه اروپا برای هدف گذاری و سنجش سطح انسجام در شاخص های موردپذیرش در دوره های گذشته استفاده کرد تا امکان سیاست گذاری بهتر برای آینده فراهم شود. با بررسی طرح های آمایشی و منطقه ای در استان فارس به دلیل ماهیت متعارض در اهداف طرح ها و نامتناسب بودن با شرایط موجود و فقدان مسیر مشخص و حالت بینابینی در شرایط گذار، ضرورت طرح چنین مفاهیم کلانی وجود دارد تا علاوه بر شکل گیری نگرش سیاسی همه جانبه نگر، امکان تثبیت موقت مفهوم در جهت کنش عمومی و امکان سنجش پذیری و ارزیابی فراهم شود. «انسجام سرزمینی» که در اسناد رسمی اتحادیه اروپا به عنوان اصول استراتژیک هم اهمیت با اصول لیسبون و گوتنبرگ مطرح شد، نمونه ای از چنین مفاهیمی است که در این پژوهش مورد واکاوی قرار گرفته و به کاربست آن در استان فارس پرداخته شده است. روش پژوهش: به منظور عملیاتی کردن مفهوم انسجام سرزمینی، ضرورت پرداختن از طریق تلفیق لنزهای ذات گرا/عملگرا و پوزیتیویستی/برساخت گرا وجود دارد، در این راستا در مطالعه حاضر از ساختار روش شناسی پروژه INTERCO -که به منظور تدوین شاخص های انسجام سرزمینی توسط ESPON به کار گرفته شد- استفاده گردید. رویکرد برساخت گرای مشارکتی به کاررفته ضمن اطمینان از محاسبه پذیری شاخص ها، انعطاف پذیری بیشتری جهت تثبیت موقت مفهوم ایجاد می کند. در این فرایند خلأ میان هدف گذاری سیاسی، فرایند علمی و تصمیم گیری سیاسی کاهش می یابد. یافته ها: با توجه به اینکه به طور مستقیم از مفهوم انسجام سرزمینی در طرح ها و اسناد استان فارس استفاده نشده است، با مرور الزامات، چشم اندازها، اهداف و راهبردهای اسناد از طریق تحلیل محتوای کیفی، مقوله ها و تم ها استخراج گردیدند؛ به طور موازی معیارها و شاخص های مورداستفاده در خصوص انسجام سرزمینی از مبانی نظری گردآوردی گردید و در اختیار متخصصین قرار داده شد. تم ها در مواردی با یکدیگر رقیب، غیرهمسو و یا در تعارض هستند که بحث و چانه زنی بر سر آن ها در کارگاه ها انجام گرفت (درمجموع سه کارگاه) و با عبور از فیلتر معیارهای مفهوم انسجام سرزمینی (مورداستفاده INTERCO)، چهار هدف سرزمینی کلان برای استان فارس مطرح و شاخص های سنجش هریک از اهداف و جهت مطلوب تغییرات موردتوافق قرار گرفتند. درنهایت وضعیت هر شاخص با محاسبه هم گرایی سیگما سنجیده شد تا وضعیت انسجام در هر یک از شاخص ها مشخص شود. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد از میان 35 شاخص بررسی شده، 14 شاخص در در وضعیت هم گرایی قرار دارند. همچنین فقدان داده جهت سنجش شاخص های محورهای حکمروایی، همکاری سرزمینی و کیفیت محیط زیست در مقیاس شهرستان روبه رو بوده ایم که ضرورت تعریف شاخص ها و سنجش آن ها در طرح های آتی را نشان می دهد.
۸۵۶.

شناسایی ویژگی های اثرگذار معماری اقامتگاه های بوم گردی در ایجاد حس رضایتمندی گردشگران در نواحی روستایی گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۰
در فضای رقابتی موجود، اقامتگاه های بوم گردی برای بقا نیازمند بهبود عملکرد خود و جلب رضایتمندی گردشگران هستند. کیفیت معماری بنای اقامتگاه های بوم گردی به عنوان عاملی کلیدی در این زمینه ایفای نقش می نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی و شناسایی مولفه های اثرگذار معماری اقامتگاه ها در جلب رضایتمندی گردشگران می باشد. پژوهش از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و با رویکرد تحلیل محتوا و با بهره گیری از روش داده بنیاد انجام یافته است. اطلاعات موردنیاز به صورت ترکیبی کتابخانه ای و روش میدانی و از طریق 31 مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمده است. تحلیل یافته ها توسط نرم افزار مکس کیو دی ای صورت پذیرفت. حوزه مورد مطالعه، مناطق روستایی استان گیلان را شامل می گردد. با بررسی اطلاعات حاصله از مصاحبه ها در گام اول کدگذاری باز انجام و 90 مفهوم شناسایی شد. سپس مفاهیم در قالب 19 مقوله گسترده دسته بندی شده و در نهایت 4 مقوله اصلی شامل بر ویژگی های فرهنگی تاریخی و هویتی معماری، کیفیت فضایی، ریزفضاهای خدماتی و مصالح و جزئیات بنا به عنوان مولفه های اثرگذار معماری در جلب رضایتمندی گردشگران شناسایی شدند. براساس نتایج پژوهش، بهره گیری از بناهای کهن، الهام از الگوهای معماری بومی منطقه جهت احداث اقامتگاه های جدید، توجه به اصول معماری پایدار، ایجاد دید و منظر، نورگیری مناسب اتاق ها، درنظرگرفتن تلار و ایوان با تناسبات و جهت گیری مشابه الگوهای بومی، درنظر گرفتن فضای تعامل و دورهمی به صورت فضای بسته، نیمه باز و باز، استفاده از مبلمان سنتی، وجود حمام و سرویس بهداشتی در اتاق ها در مطلوبیت اقامتگاه های بوم گردی اثرگذار خواهد بود.
۸۵۷.

Evaluating Land Use and Land Cover Changes and Their Impacts on Soil (Case Study: The Coastal City of Gomish-Tepe)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۱
One of the environmental consequences and conflicts arising from land use and land cover changes is the intensification of soil erosion, which seriously threatens urban water and soil resources. Therefore, it is necessary to regularly identify the spatial dimensions of land use and land cover and their effects on cities so that policymakers and researchers can make informed decisions. Satellite data is one of the fastest and most cost-effective methods available to researchers for preparing land use maps. this study aimed to evaluate the changes in land use percentage and its impact on erosion between 1993 and 2023 in the city of Gomish Tappeh, located in Golestan province. For this purpose, a vegetation cover percentage map was first prepared using TM and OLI sensor images from the Landsat satellite. After atmospheric and radiometric correction, a land use map was created using the pixel-based method (maximum likelihood algorithm), the object-oriented method (nearest neighbor algorithm), and the ARAS method. The most important accuracy assessment methods, including overall accuracy and the classification kappa coefficient, were then extracted. An erosion zoning map was prepared using the resulting land use maps and factors including slope, lithology, distance from roads, distance from rivers, precipitation, and soil, using the Kritik weighting method and the WLC method. the results showed that in the land use maps from 1993 to 2023, the increase in rainfed lands was accompanied by a decrease in pastures, with the most significant change being a downward trend in pasture use. Additionally, according to the 1993 and 2023 erosion zoning maps, Gomish Tappeh is categorized as having both a very high risk and a high risk of erosion. The increase in the area of very high-risk and high-risk erosion classes in the studied basin can be attributed to the conversion of pasture-covered lands to rainfed agricultural lands, the plowing of pastures on steep slopes, the increase in residential areas on riverbanks, and the disregard for river boundaries, which accelerates the erosion process.
۸۵۸.

لزوم ارزیابی و مدیریت کاربری اراضی شهری در توسعه پروژه های کلانشهرها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
یکی از ابزارهای مهم برنامه ریزی درزمینه کاربری زمین استفاده ازسرانه های کاربری زمین است که نقش اساسی در تهیه طرح های شهری و نحوه توزیع وتقسیم اراضی شهری دارد. اما مجموعه مطالعات و بررسی های انجام شده در این زمینه نشان می دهد که نظام برنامه ریزی سرانه ای ایران اصولاً با تنگناهای اساسی نظری و عملی روبرو است به همین دلیل مجموعه روش ها و فنون تعیین سرانه های شهری یا اصولاً از مفهوم برنامه ریزی کاربری زمین و جامع نگری لازم بی بهره اند ویا پیش شرط های لازم برای کاربرد درست آنها در طرح های شهری ایران وجود ندارد و در واقع ابزار سرانه های کاربردی به دلیل خصلت کالبدی-کارکردی خود بسیار ناتوان تر از آن است که بتواند به نیازهای برنامه ای وابعاد حقوقی، اقتصادی واجتماعی استفاده از زمین و فضا پاسخ گوید به همین دلیل دراغلب موارد تحقق پیدا نکرده است. بر همین اساس هدف اصلی پژوهش حاضر لزوم ارزیابی و مدیریت کاربری اراضی شهری در توسعه پروژه های کلانشهرها با روش توصیفی- تحلیلی می باشد. در نتیجه لزوم بررسی سرانه های کاربری شهری در این منطقه باید در دوره های آماری متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفته و با سرانه های استاندارد کشوری همسانسازی شود. پس جهت ساماندهی و تعادل بخشی و بالا بردن کیفیت زندگی شهری لازم است تا در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری به موضوع کمبود سرانه های شهری توجه شود تا بتوان پاسخگوی نیازهای شهروندان در آینده و تحقق عدالت فضایی بود.
۸۵۹.

تأثیر پیامدهای تغییرات اقلیمی منطقه غرب آسیا بر چالش های منابع آبی جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
در ط ی ده ه ه ای اخی ر افزایش جمعیت جهان و تغییرات آب وهوایی به عنوان اصلی ترین چالش منابع آبی برای صلح و امنیت بین الملل به همراه بوده است که کمبود آب به یکی از چالش های مهم امنیت زیست محیطی در سطح بین الملل تبدیل شده است. ازاین رو سازمان های مختلف در جهان به مطالعه ابعاد این تغییرات پرداخته اند که پیامدهای اجتماعی و سیاسی متنوعی ازفروسایی و فرسایش محیطی، گرمایش جهانی و کشمکش بر سر منابع آبی کانون مطالعات امنیتی قرن بیست ویک را موردتوجه قرار داده است. با توجه به آنچه مطرح شد، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش محوری است که پیامدهای تغییرات اقلیمی منطقه غرب آسیا چگونه بر چالش های منابع آبی جمهوری اسلامی ایران تأثیر می گذارد؟ این پژوهش از نوع کاربردی بوده و جمع آوری داده ها با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه با خبرگان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل جمعی از خبرگان و کارشناسان ژئوپلیتیک و امنیت زیست محیطی با حداقل سابقه ده سال کار تخصصی در مشاغل راهبردی و جمعی از اساتید دانشگاه های داعا و دافوس ارتش جمهوری اسلامی ایران با تخصص های مرتبط با موضوع پژوهش بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که تغییرات اقلیمی با چالش های عمده زیست محیطی همراه است که مهم ترین این چالش ها شامل بحران های مرتبط با منابع آبی، خشک سالی، گرمایش زمین، سیل و بیابانزایی موجب بحران منابع آبی و امنیت زیست محیطی را با چالش روبه رو کرده است.
۸۶۰.

ارزیابی تأثیرات برندینگ تجاری بر توسعه شهری پایدار(نمونه موردی: شهر تجاری بانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
زمینه و هدف: در دنیای امروز، توسعه پایدار به عنوان یک هدف اساسی در برنامه ریزی شهری مطرح است. در مناطق تجاری، زیرساخت ها و سیاست هایی که به بهبود کیفیت زندگی، حفاظت از محیط زیست و افزایش درآمد اقتصادی منجر شوند، اهمیت دارند. برندینگ تجاری یکی از ابزارهای مهم برای تقویت هویت و ارزش مناطق تجاری است و می تواند به ایجاد مزیت های رقابتی، وفاداری مشتریان و ارتقاء جایگاه یک شهر کمک کند. این پژوهش به بررسی نقش برندینگ تجاری شهر بانه در توسعه پایدار آن پرداخته است. روش تحقیق: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی بوده و از روش های کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری شامل خریداران و ساکنان بانه بود و حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برندینگ تجاری بانه توانسته است ارزش ویژه ای برای این شهر ایجاد کند. شاخص هایی نظیر آگاهی از برند، وفاداری مشتریان و تداعی های مثبت برند در سطح مطلوبی قرار دارند. این موفقیت ها جایگاه بانه را به عنوان یک مرکز تجاری تثبیت کرده و تأثیر مثبتی بر توسعه زیرساخت ها، رشد اقتصادی و بهبود شاخص های اجتماعی داشته است. نتیجه گیری: برندینگ تجاری بانه به رشد اقتصادی، ارتقاء رفاه اجتماعی و حفظ محیط زیست کمک کرده و می تواند به عنوان الگویی موفق به سایر مناطق تجاری کشور معرفی شود. برای تقویت و حفظ این موفقیت ها، ادامه برنامه ریزی ها با تمرکز بر پایداری محیطی و اجتماعی توصیه می شود. این پژوهش تأکید دارد که برندینگ تجاری ابزار مؤثری برای دستیابی به توسعه پایدار در مناطق مختلف است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان