برنامه ریزی فضایی و سیاست گذاری توسعه

برنامه ریزی فضایی و سیاست گذاری توسعه

برنامه ریزی فضایی و سیاست گذاری توسعه دوره 1 بهار و تابستان 1404 شماره 1

مقالات

۱.

بازنگری مفهومی سرانه و تامین خدمات شهری در کلانشهر تهران

کلیدواژه‌ها: اختلاط کاربری زمین سرانه شهری خدمات شهری سرانه کاربریها کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
توسعه و رشد کالبدی-فضایی شهر تهران، پیشرفت های فن اورانه و تغییر سبک زندگی شهروندان در طول دهه های اخیر موجب تغییرات فضایی اجتماعی گسترده ای شده است که مشکلات و مسائل جدیدی را به دنبال داشته است. ادبیات و روش های سنتی برنامه ریزی شهری در مواجه با مسائل نوین و حل مشکلات ناشی از این تغییرات که در ابعاد مختلف برنامه ریزی شهری رخ داده است، تا حدودی ناکارآمد و نیازمند بازنگری و تغییر است. امروزه یکی از حوزه های مورد بحث، تغییرات ایجاد شده بر نیازها و تقاضاهای نوین در زمینه تخصیص زمین و تامین خدمات شهری در سطح شهر تهران است. همین امر ضرورت بازنگری مفهومی در سرانه ها را موجب شده که مورد توجه این پژوهش است. این پژوهش با هدف بازنگری در مفهوم سرانه با توجه به تحولات و نیازهای جدید شهر تهران و ایجاد شده است. باز تعریف در مفهوم سرانه باید با توجه به رویکردهای نوین و عدم قطعیت ها، از انعطاف پذیری قابل توجهی برخوردار باشد و پویایی مشهودی هم در محتوای برنامه ریزی کاربری زمین و هم در جامعه شهری به وجود آورد.
۲.

بازاستفاده تطبیقی: مفاهیم، مزایا و معایب و اولویت بندی معیارهای مؤثر در بازسازی ساختمان های موجود

کلیدواژه‌ها: مسکن مقرون به صرفه بازاستفاده تطبیقی ، تغییر کاربری بناهای موجود معیارهای تأثیرگذار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
رشد فزاینده ساختمان های بلااستفاده در مناطق شهری، همراه با چالش های تأمین مسکن مقرون به صرفه، مشکلات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرده است. باز استفاده تطبیقی، با تغییر کاربری بناهای موجود، راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات زیست محیطی، حفظ میراث فرهنگی و بازآفرینی شهری است. باوجود به کارگیری رویکرد باز استفاده تطبیقی در احیای بناهای بلااستفاده، گاهی دستیابی به موفقیت کامل در این فرایند محقق نشده است. این ناکامی عمدتاً ناشی از عدم شناسایی جامع معیارهای کلیدی مؤثر بر باز استفاده تطبیقی و ناتوانی در تعیین میزان تأثیرگذاری این معیارها در فرایند تصمیم گیری و اجرا است. این پژوهش باهدف شناسایی و اولویت بندی معیارهای کلیدی مؤثر بر موفقیت پروژه های باز استفاده تطبیقی به این پرسش پاسخ می دهد: «کدام معیارها در تعیین اثربخشی باز استفاده تطبیقی از اهمیت بیشتری برخوردارند؟» با مرور ادبیات پیشین به روش توصیفی - تحلیلی معیارهای تأثیرگذار در فرایند باز استفاده تطبیقی (105 معیار) شناسایی و در هشت دسته طبقه بندی شدند: 1.بازار-اقتصاد2.پایداری در حوزه محیط زیستی و انرژی3.مکان ومحله-منافع عمومی4.ساختار-عملکرد5.سهولت سازگاری-تداوم6.عوامل فرهنگی-اجتماعی-اصالت7. عوامل معماری-استاندارد کیفیت8. قانون-مدیریت-دولت. بررسی میزان ارجاعات با روش تحلیل محتوا و بهره گیری از روش آنتروپی شانون برای اولویت بندی دسته های معیارها نشان داد که «عوامل معماری-استاندارد کیفیت» و «قانون-مدیریت-دولت» به عنوان فصل مشترک در هر دو تحلیل، نقشی محوری در موفقیت بازاستفاده تطبیقی ایفا می کنند. تحلیل پژوهش ها نشان داد که معیارهای معماری، فرهنگی-اجتماعی و پایداری زیست محیطی تأثیر بسزایی در موفقیت پروژه های بازاستفاده تطبیقی دارند و با مطالعات پیشین هم راستایی دارند. راهکارهای ارائه شده، شامل تقویت کیفیت معماری، ارتقای انعطاف پذیری عملکردی، و رعایت چارچوب های قانونی، چارچوبی عملی برای بهینه سازی این پروژه ها فراهم می کنند.
۳.

راهکارهای نهادی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی کشور با تاکید بر عدالت؛ مورد پژوهش: کلانشهر تهران

کلیدواژه‌ها: راهکارهای نهادی ظرفیت نهادی ترتیبات نهادی ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی عدالت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهکارهای نهادی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی در شهر تهران می باشد. در ابتدا درباره مسئله سکونتگاه های غیررسمی و رشد روزافزون آن ها در جهان، ایران و مشخصا کلانشهر تهران صحبت شده است و طرح مسئله بر مبنای نحوه مواجهه و ساماندهی اینگونه سکونتگاه ها بوده است. با توجه به رویکرد متاخر بازآفرینی شهری، دیدگاه نهادگرایی، برای ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی شهر تهران همراه با رهیافت بازآفرینی شهری در این پژوهش درنظر گرفته شده است. نهادگرایی نیز به معنای ایجاد قواعد بازی میان بخش های رسمی و غیررسمی برای دستیابی به هدف است. در این میان علت درنظرگرفتن این رویکرد ایجاد قواعدی برای درگیری سازنده بخش های مختلف دولتی، خصوصی، عمومی و مردمی در راستای بهره گیری از ظرفیت نهادی هریک علی الخصوص بخش مردمی می باشد. همچنین این قواعد خود بستر ارائه ترتیبات بهینه نهادی میان تصمیم گیران را برای ارتباط موثر بین بازیگران مختلف فراهم می کند. معیار عدالت نیز با توجه به عنوان، در نقش پذیری عادلانه میان نهادهای مختلف در این پژوهش ضروری تلقی شده است. با توجه به مطالعات مفصل نظری در مورد بازآفرینی، نهادگرایی، اسکان غیررسمی و عدالت به تدوین چارچوب نظری پرداخته شده است. باتوجه به پیچیدگی و چندوجهی بودن موضوع و بنابر ضرورت، روش کیفی تحلیل گفتمان، مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از گزینش این روش بررسی اسناد مختلف توسعه از سطح کلان تا خرد، مقالات، نشریات و مصاحبه ها برای دستیابی به گفتمان مسلط هر دولت در مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی، قبل و بعد از انقلاب اسلامی بوده است. در این روش با نرم افزار MAXQDA کدگذاری های مربوطه صورت گرفته و نتایج در قالب سیر تغییرات گفتمان مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی کشور با تاکید بر شهر تهران استخراج شده است. هدف از این تحلیل دریافت کاستی ها و ارائه پیشنهادات می باشد. برای دستیابی عملیاتی به مدل مفهومی پژوهش، رفع بخشی از کاستی های بررسی شده در منابع و اسناد دولت ها و برای نهادینه سازی رویکرد نهادگرایی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی، نهادسازی مجازی پیشنهاد شده است که بوسیله شبکه ی اجتماعی طراحی شده ، بستر بهره گیری از ظرفیت نهادی را فراهم کرده است و با ارائه ترتیبات نهادی مطلوب میان تصمیم گیران، زمینه تحقق معیارهای رویکرد نهادگرایی برای مواجه مطلوب با سکونتگاه های غیررسمی را فراهم کرده است.
۴.

ارائه چارچوب مفهومی بکارگیری همبست خدمات اکوسیستمی در ارزیابی راهبردی محیط زیست به منظور پشتیبانی از فرایند های برنامه ریزی، تصمیم گیری و ارزیابی

کلیدواژه‌ها: همبست خدمات اکوسیستمی برنامه ریزی فضایی ارزیابی راهبردی محیط زیست توسعه پایدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
امروزه  ارزیابی خدمات اکوسیستمی به عنوان مبنایی مهم برای سیاست گذاری و تصمیم گیری شناخته شده است، زیرا این ارزیابی بر اساس تعامل بین طبیعت و انسان ها و پتانسیل های لازم برای رفع تعارض و هم افزایی بین بخش های محیط زیستی ، اقتصادی و اجتماعی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار شکل گرفته است. با این وجود، عملا بکارگیری آن در برنامه ریزی فضایی و پشتیبانی از تصمیم گیری با ضعف های زیادی همراه است. اصولا برنامه ریزی  با هدف تحقق اهدافی متفاوت،  فرایندی پیچیده است زیرا بسیاری از اهداف در اغلب موارد با یکدیگر در تضاد و تقابلند و نمی توانند همزمان با یکدیگر همسو باشند. در این پژوهش بکارگیری رویکرد " همبست خدمات اکوسیستمی" در ارزیابی راهبردی محیط زیست و برنامه ریزی فضایی به عنوان یک پارادایم جدید مورد توجه قرار میگیرد. رویکرد "همبست" با در نظر گرفتن اهداف توسعه پایدار به عنوان یک رویکرد جدید معرفی شده که با در نظر گرفتن آینده نگری باعث افزایش بهره وری استفاده از منابع و اجتناب از اثرات نامطلوب استراتژی های توسعه تک بخشی میشود. در این رابطه چارچوب های نظری ارئه شده، چگونگی ایفای نقش خدمات اکوسیستمی در توصیف تعامل بین انسان و طبیعت در مقیاس های زمانی و مکانی مختلف  را نشان می دهد و  چگونگی یک فرایند یکپارچه در بستری منجسم را برای پیاده سازی رویکرد "همبست" و روابط متقابل بین بخش های سیاست گذاری، برنامه ریزی فضایی و ارزیابی را مورد بحث قرار می دهد.
۵.

پیامدسنجی جامع ابرپروژه بزرگراه های شهری؛ مطالعه بزرگراه های امام علی(ع) و صیاد شیرازی در محدوده منطقه 7 کلان شهر تهران

کلیدواژه‌ها: ارزیابی جامع اثرات پژوهش شبه تجربی ابرپروژه بزرگراه های شهری منطقه 7 شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۲
ﺗﺴﻠﻂ دﯾﺪﮔﺎه ﺧﻮدروﻣﺪار در ﻧﻈﺎم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﺷﻬﺮی و حمل و نقلی ﮐﻼنﺷﻬﺮﻫﺎی ﮐﺸﻮر ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻌﺮﯾﺾﻫﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری، اﯾﺠﺎد ابرپروژه های ﺑﺰرﮔﺮاهی، اﺣﺪاث ﺗﻮﻧﻞﻫﺎ، دو یا چندﻃﺒﻘﻪ ﮐﺮدن ﺑﺰرﮔﺮاهﻫﺎ، اﺣﺪاث ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ های بزرگ مقیاس و گاهی نیز نامتجانس با بافت در ﻣﺮاﮐﺰ و پهنه های ﺷﻬﺮی اﺟﺮا ﺷﻮد ﮐﻪ پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بسیاری در ﺳﻄﺢ ﮐﻞ ﺷﻬﺮ و ﺑﻪوﯾﮋه در ﻣﺤﻼت ﻣﺠﺎور آنﻫﺎ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. با طرح رویکردهای توسعه پایدار، افزایش قابل توجه حساسیت های اجتماعی-فرهنگی و محیطی و افزوده شدن معیارهای غیراقتصادی و غیرکالبدی به تحلیل های هزینه-فایده ی اقتصادی در تصمیم گیری های شهری، رویکرد جامع پیامدسنجی و ارزیابی آثار به مثابه ابزاری موثر در راستای تحقق پایداری شهری مطرح شده است. پیامدسنجی جامع مستلزم طراحی مدل و تعریف معیارها و شاخص های عملیاتی سنجش وضعیت است. این معیارها، با تاکیدی که این پژوهش بر جامعیت در ارزیابی دارد، در ابعاد مختلفی اعم از اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، کالبدی-ترافیکی، حقوقی و نهادی، سلامت و بهداشت، امنیت، محیط زیستی و سیاستی تعریف می شوند؛ بزرگراه های امام علی (ع) و صیاد شیرازی، از عناصر اصلی پیونددهنده مناطق شمالی با مرکزی و جنوبی شهر در ساختار شبکه ای شهر تهران به شمار می آیند. پیامد اﺣﺪاث اﯾﻦ ابرپروژه ها، بدلیل در معرض قرار دادن محلات و پهنه های مختلف سنتی و البته متراکم و نفوذناپذیر با ویژگی های متفاوت از ﻟﺤﺎظ ﻣﻘﯿﺎس، ﺣﺠﻢ و ﮔﺴﺘﺮه ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻪ و ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﭘﮋوﻫشی یکپارچه اﺳﺖ. ازاﯾﻦرو، اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ در چهارچوب روش شناسی ارزیابی جامع نگر و یکپارچه و با اختیار روش پژوهش شبه تجربی مبتنی بر داده های آماری و فضایی مربوط به پیش و پس از مداخله بزرگراهی در محلات مداخله و کنترل، به شناسایی پیامدهای اﯾﻦ گذر ها ﺑﺮ محلات پیرامونی، با تاکید بر محدوده منطقه 7 شهر تهران، می پردازد. در نهایت پس از اعتبارسنجی نتایج به واسطه پیمایش های اجتماعی و بازدیدهای میدانی و تحلیل سیستمی آن به واسطه روش DPSIR راهکارهایی در ﺟﻬﺖ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﯾﺎ ﺟﺒﺮان پیامدهای ﻣﻨﻔﯽ و تقویت پیامدهای مثبت آن ﺑﺮ ﺷﻬﺮ ارائه می دهد. به عنوان نتابج پژوهشی مسائل راهبردی بروز یافته در پهنه های پیرابزرگراهی عبارتند از گسستگی و چندپارگی کالبدی و کاهش دسترس پذیری بین محله ای به ویژه در محدوده بزرگراه صیاد شیرازی .
۶.

ارزیابی تحقق راهبرد شهر هوشمند با تأکید بر عوامل نوآوری و اقتصادی شهر

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند نوآور ی شهری اقتصاد هوشمند سیاستگذاری شهری مدل سازی معادلات ساختار ی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
با گسترش شتابان فناوری های دیجیتال، مدیریت شهری با چالش های متعددی در تأمین خدمات کارآمد، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و توسعه پایدار روبه رو است. در چنین شرایطی، راهبرد شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در مدیریت شهری مطرح شده، اما تحقق آن نیازمند شناسایی عوامل اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش عوامل نوآوری و اقتصادی در تحقق راهبرد شهر هوشمند در شهرهای ایران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل متخصصان و کارشناسان شهری و اساتید دانشگاهی در سراسر کشور بود که 386 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد PLS و نرم افزار SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل نوآوری و اقتصادی نقش معناداری در موفقیت راهبرد شهر هوشمند دارند و هماهنگی آن ها با نیازهای شهرداری و اکوسیستم کسب وکار، اجرای طرح های شهری را تسهیل می کند. همچنین، نتایج بیانگر آن است که وجود یک استراتژی منسجم شهر هوشمند می تواند تولید ارزش، ارتقای خدمات عمومی و سودآوری شهری را تقویت کرده و نقش مؤثری در پایداری اقتصاد شهری ایفا نماید. این نتایج می تواند مبنای تصمیم گیری سیاست گذاران شهری در طراحی و ارزیابی ابتکارات شهر هوشمند در سطح محلی و ملی قرار گیرد.