امروزه بوم گردی به عنوان زیرمجموعه گردشگری، علاوه بر کمک به توسعه پایدار، مزیت هایی همچون انتقال و آشنایی با آداب ورسوم بومی و منطقه ای نیز به دنبال دارد. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای تبیین پیشایندهای ورود موفق کارآفرینان به حوزه بوم گردی است. رویکرد این تحقیق کیفی، ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را خبرگان و فعالان حوزه های مرتبط با بوم گردی با حداقل 2 سال سابقه تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری نظری و با مصاحبه اکتشافی با 14 نفر اشباع حاصل شده است. در این مطالعه از نظریه زمینه ای گلیزری برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده که درنتیجه آن 30 واقعه در 4 مفهوم و 2 مقوله اصلی برچسب گذاری شده است. یافته ها نشان می دهد برای ورود موفق کارآفرینان به حوزه کارآفرینی باید بین عوامل توانمندساز و ظرفیت ساز نوعی هم افزایی از طریق تعاملات چندگانه بین عوامل تحریک کننده، تسهیل کننده، توسعه دهنده و زمینه ساز ایجاد شود.
این تحقیق دارای دو هدف اصلی است، هدف اول آن ارائه مدل بازاریابی کارآفرینانه برای هتلداری ج.ا.ایران و هدف دوم اندازه گیری بازاریابی کارآفرینانه و اثرات آن بر عملکرد هتلداری است که برای انجام آن از روش تحقیق آمیخته در قالب طرح تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی - کمی) استفاده شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای کیفی برای توسعه مقیاس بازاریابی کارآفرینانه و مدل آن استفاده شد. برای گردآوری داده از مصاحبه عمیق با 20 نفر از مدیران هتل های سه، چهار و پنج ستاره شهر تهران استفاده شد. در بخش کمی برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه بازاریابی کارآفرینانه، عملکرد مالی و غیرمالی استفاده شد. در مجموع 48 پرسشنامه مربوط به بازاریابی کارآفرینانه و عملکرد مالی و 384 پرسشنامه مربوط به عملکرد غیرمالی برای تحلیل، جمع آوری شد. برای روایی پرسشنامه ها از همبستگی کلی گزینه اصلاح شده، روایی محتوا، روایی صوری و تحلیل عامل تأییدی و برای پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج حاکی از مناسب بودن تمامی موارد بود. برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج حاکی از تائید تأثیر مستقیم بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد مالی و رد نقش میانجی عملکرد غیرمالی در انتقال اثر بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد مالی بوده است. این تحقیق دارای دو هدف اصلی است، هدف اول آن ارائه مدل بازاریابی کارآفرینانه برای هتلداری ج.ا.ایران و هدف دوم اندازه گیری بازاریابی کارآفرینانه و اثرات آن بر عملکرد هتلداری است که برای انجام آن از روش تحقیق آمیخته در قالب طرح تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی - کمی) استفاده شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای کیفی برای توسعه مقیاس بازاریابی کارآفرینانه و مدل آن استفاده شد. برای گردآوری داده از مصاحبه عمیق با 20 نفر از مدیران هتل های سه، چهار و پنج ستاره شهر تهران استفاده شد. در بخش کمی برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه بازاریابی کارآفرینانه، عملکرد مالی و غیرمالی استفاده شد. در مجموع 48 پرسشنامه مربوط به بازاریابی کارآفرینانه و عملکرد مالی و 384 پرسشنامه مربوط به عملکرد غیرمالی برای تحلیل، جمع آوری شد. برای روایی پرسشنامه ها از همبستگی کلی گزینه اصلاح شده، روایی محتوا، روایی صوری و تحلیل عامل تأییدی و برای پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج حاکی از مناسب بودن تمامی موارد بود. برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج حاکی از تائید تأثیر مستقیم بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد مالی و رد نقش میانجی عملکرد غیرمالی در انتقال اثر بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد مالی بوده است.
تحقیق حاضر سعی دارد در چارچوب پارادایم برساخت گرا- تفسیری به این پرسش پاسخ دهد که گردشگری به کردستان چگونه به بازتولید کلیشه های قدیمِ راجع به کُردها یا به برساخت ایماژهای جدید درباره آن ها کمک می کند؟ برای ورود به میدان مطالعه، از رویکرد نظریه زمینه ای و برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه عمیق استفاده گردید. نتایج پژوهش بیانگر آن است که گردشگران به واسطه تصاویر/ ایماژهای کردستان در رسانه ها و شبکه های اجتماعی و نیز بر مبنای نوعی هبیتاس گردشگرانه اقدام به سفر و گردش به این منطقه نموده اند. در این میان جاذبه های طبیعی، نمودگارهای فرهنگی، و بازارچه-های مرزی نقش زمینه های تسهیل گر، و دانش و شناختِ پیشنی گردشگران درباره مناطق کردنشین نقش شرایط مداخله گر را ایفا نموده اند. گردشگرانِ موردمصاحبه در انتخاب کردستان به عنوان مقصد گردشگری عمدتاً بر اساس سه استراتژی «آشنایی با فرهنگی متمایز و نامتعارف»، «دسترسی به کالاهای ارزان و خارجی» و «دیدار از جاذبه های طبیعی» عمل کرده اند.
امروزه برانگیختگی عاطفی مصرف کننده در میان بازاریابان بسیار پرطرفدار شده است. بر کسی پوشیده نیست که دست گذاشتن روی خاطرات گذشته افراد میتواند ابزاری عالی برای فروش محصولات به آنها باشد. متخصصین تبلیغات همواره سعی کردهاند که محصولاتشان را به خاطرات روزهای ساده و پر آرامش افراد گره بزنند. مکانها و تبلیغات آنها برای جلب بازدیدکنندگان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. لذا هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر نوستالژی درک شده بر دلبستگی به مکان است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش انجام توصیفی پیمایشی است. بدین ترتیب برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. 302 نفر از مشتریان رستوران سنتی "سینی پر" مورد بررسی قرار گرفته و طی آن با استفاده از تکنیک معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن بود که رابطه بین دلبستگی به مکان و نوستالژی درک شده معنادار میباشد.
یکی از مهم ترین بنیان های برنامه ریزی گردشگری در مناطق مختلف جغرافیایی، تهیه تقویم محیطی گردشگری بخصوص بر مبنای وضعیت اقلیم منطقه است. نقش اقلیم در زمینه جذب گردشگر در ایام زمانی و فصول گردشگر پذیر از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش برای تعیین آسایش اقلیمی اکو توریست ها در شهر بوشهر از شاخص های زیست اقلیمی به کاررفته در مدل MEMI و روش مُر و هم چنین پارامترهای اقلیمی دمای هوا، رطوبت نسبی، میزان ابرناکی آسمان، سرعت باد، فشار بخار و دمای تابشی محیط در بازه زمانی (1365-1394) و ساعت به وقت محلی 18:30 استفاده شده است. با در نظر گرفتن میانگین درازمدت داده های فوق مقادیر شاخص های PET (دمای فیزیولوژیک بدن)، SET (دمای مؤثر استاندارد) و تأثیر (متوسط دمای تابشی محیط) بر دو شاخص مذکور با استفاده از نرم افزارهای RayMan و SPSS محاسبه و مقایسه شدند. بررسی هایی که در قالب آسایش اقلیمی اکو توریسم در مقیاس روزانه انجام شده است، نشان می دهد که بهترین بازه زمانی برای حضور اکو توریست با توجه به فعالیت های فراغتی پیک نیک در مقیاس روزانه از (10 اردیبهشت تا 25 خرداد) و (4 مهر تا 3 آبان) و در مقیاس ماهانه اردیبهشت، خرداد و مهرماه، برای شنا در مقیاس روزانه از (10 تا 31 اردیبهشت) و (30 مرداد تا 29 شهریور) و در مقیاس ماهانه اردیبهشت و شهریور و هم چنین برای قایقرانی از (10 تا 26 اردیبهشت) و (4 شهریور تا 13 مهر) و در مقیاس ماهانه اردیبهشت و شهریور می باشند. از نظر همبستگی رابطه مثبت و قوی بین دو شاخص PET و SET ، هم چنین رابطه مثبت و قوی بین شاخص های PET ، SET و وجود دارد و رگرسیون نمایی بین آن ها در فعالیت های فراغتی پیک نیک، شنا و قایقرانی نیز جهت دار است.
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگویی برای شناسایی رابطه بین تبلیغات دهانبهدهان و اعتماد گردشگران با ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در صنعت هتلداری شهر شیراز است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی بوده و بهمنظور جمعآوری دادهها، از نمونهگیری غیر تصادفی استفاده شده است. حجم نمونه شامل 384 نفر گردشگر ایرانی که به شیراز مسافرت و از هتلها و مراکز اقامتی استفاده کردهاند، است. در این پژوهش ابتدا، شاخصهای مربوط به ابعاد اعتماد گردشگر در حوزه آفلاین با روش مرور سیستماتیک استخراج، دستهبندی و نهایی شدند. سپس، پرسشنامه مربوط به آن طراحی گردید. پس از توزیع پرسشنامه با استفاده از نرمافزار اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس، دادهها تحلیل شدند. با مرور سیستماتیک، سه بعد ویژگیهای مقصد، ویژگیهای کارکنان مقصد و ویژگیهای گردشگر برای اعتماد در نظر گرفته شد. یافتهها، نشان داد که اعتماد گردشگر در رابطه بین تبلیغات دهانبهدهان و ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری نقش میانجیگری را ایفا میکند
صنعت گردشگری از دیرباز به عنوان یکی از آسیب پذیرترین صنایع در مواجه با انواع بحران ها شناخته شده است. در این میان، بحران های مرتبط با سلامتی مانند همه گیری ها می توانند به طور مستقیم تأثیر منفی بر صنعت گردشگری بگذارند. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی روابط بین ابعاد دلبستگی ایمن ، ابعاد هم خلقی تجربی و نیات تجربی آتی در میان گردشگرانی است که در دوران شیوع ویروس کووید-19 به مقاصد گردشگری سفر کرده اند. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، نمونه ای از 248 گردشگری که در دوران شیوع ویروس کووید-19 به مقاصد گردشگری سفر کرده اند به روش در دسترس انتخاب شد و با استفاده از پرسشنامه آنلاین که در شبکه های اجتماعی مرتبط با گردشگری توزیع شد نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام شد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردى، شیوه جمع آوری اطلاعات پیمایشى و به لحاظ بررسى روابط بین متغیرها، همبستگى با تأکید بر مدل سازی معادلات ساختاری است. نتایج آزمون فرضیه ها با به کارگیری نرم افزارهای SPSS وSmart PLS 3.0 حاکى از آن است که دلبستگی ایمن تأثیر مثبتی بر اعتماد تجربی گردشگران دارد. درعین حال، اعتماد تجربی بر تعهد تجربی و ارتباط تجربی گردشگر با مقصد تأثیر می گذارد. درنهایت نتایج نشان داد که تعهد تجربی مهم ترین پیشایند نیات تجربی گردشگران در آینده است. این یافته ها به متصدیان گردشگری در توسعه و اجرای راهبردهای خدماتی مبتنی بر بازار برای افزایش دلبستگی ایمن و هم خلقی تجربی به منظور توانمند کردن گردشگران جهت داشتن نیاتی در آینده برای تجربه مقصد در طول شیوع بیماری کووید-19 کمک می کند
This paper highlights key characteristics of the current mindset identified as responsible for increasing costs (private and public) associated with tourism industry expansion globally. It then identifies common elements of an alternative paradigm, contrasting its features with those of the established paradigm. It then identifies the implications of the new mindset for the attitudes and behaviour of major stakeholders in tourism-government/destination management organisations, operators, and tourists, as well as researchers. Unless a good proportion of individuals in each of these stakeholder groups change their attitudes and behaviour, no paradigm shift will succeed and the ‘business as usual’ scenario for tourism will prevail, along with its increasing social costs. The paper concludes by addressing the implications for behaviour by different groups of stakeholders.
بازار نوظهور گردشگری سالمندی در ایران نیازمند مطالعات بنیادین در ابعاد مختلف و از جمله رفتار گردشگران سالمند است. سیستم شناختی افراد از عوامل درونی اثرگذار بر رفتار مصرفکننده است. هدف این مطالعه استخراج ساختار شناختی گردشگران سالمند ایرانی نسبت به اقامتگاه بهعنوان یکی از عناصر مهم در توسعه گردشگری سالمندی ایران است. به عبارتی این مطالعه برای نخستین بار ساختارشناختی نسبت به اقامتگاه را در سطوح انتزاعیتر از ویژگیها، با رویکرد زنجیره هدف-وسیله ارائه مینماید. با استفاده از تکنیک نردبانی و مصاحبه عمیق با 30 نفر از شهروندان سالمند شهر شیراز، نقشه ارزش سلسله مراتبی گردشگران سالمند ایرانی ایجاد و 6 زنجیره هدف-وسیله اصلی به دست آمد و بدین ترتیب، 11 ویژگی اقامتگاه، 9 پیامد و 3 ارزش غالب که این دسته گردشگران آرزومند تحقق آنها هستند؛ مشخص گردید. ویژگیهای تمیزی، مکان اقامتگاه، امنیت و قیمت؛ پیامدهای حفظ سلامتی، حس خوب و راحتی خیال و ارزشهای امنیت و هیجانات مثبت بیشترین میزان اشاره را از سوی گردشگران سالمند داشتند. با توجه به کمبود مطالعات کیفی در حوزه رفتار گردشگران سالمند ایرانی، یافتههای این مطالعه میتواند بهعنوان مبنایی کلیدی برای بخشبندی بازار گردشگران سالمند و تدوین استراتژیهای جایگاهیابی اقامتگاه در ایران استفاده شود.
اولویتبندی قطبهای گردشگری میتواند معیاری برای تعیین مرکزیت و همچنین تعیین جاذبههای گردشگری و تعدیل نابرابری بین نواحی باشد و گامی جهت تدوین برنامه توسعه گردشگری باشد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و اولویتبندی کانونهای گردشگری بر اساس مدل یکپارچه آنتروپی شانون فازی و روش نسبت جمعی (آراس) فازی است. برای این منظور، ابتدا شاخصهای مؤثر بر توسعه کانونهای گردشگری در سه حوزه طبیعی- اکولوژیکی، مکانی-کالبدی-خدماتی و اقتصادی-اجتماعی با استفاده از ادبیات موضوع و نظرات خبرگان شناسایی میشوند. پس از گردآوری دادهها به فرم اعدا فازی مثلثی، از روش آنتروپی شانون فازی اهمیت و وزن هر یک از معیارها در توسعه کانونهای گردشگری شناسایی میشود. سپس با استفاده از روش آراس فازی به ارزیابی و اولویتبندی کانونهای گردشگری پرداخته میشود و کانونهایی که پتانسیل بیشتری برای سرمایهگذاری دارند، مشخص میشوند.
دستورگذاری مسائل گردشگری در فرایند خط مشی عمومی، جزء لازم در تدوین خط مشی های گردشگری و به تبع آن توسعه ی این حوزه در کشور است. مقاله ی حاضر با تأکید بر شکاف پژوهشی موجود در مطالعه ی این مرحله ، بررسی دستورگذاری انواع مختلف مسائل گردشگری را برای بازه ی 1392 – 1398 هدف قرار داده است. دراین مطالعه ی کیفی، کلیه ی اسناد نمایشگر دستورکار خط مشی در گروه های قانون گذاری، قوه ی مجریه و بودجه برای بازه فوق به عنوان جامعه هدف تعریف و با کمک مطالعه ی آرشیوی کلیه ی اسناد مرتبط با گردشگری احصاء شده اند. نتیجه ی تحلیل محتوای کیفی اسناد به عنوان روش اصلی تحلیل، از ضعف در دستورگذاری متوازن مسائل گردشگری حکایت دارد. دراین میان، مسائل مرتبط با مدیریت و سازماندهی، توسعه ی محصول و قوانین و مقررات گردشگری بیشترین مسائل انتقالی از حوزه ی گردشگری به دستورکار خط مشی هستند. در حالیکه مسائل مرتبط با بازاریابی و مدیریت اطلاع رسانی گردشگری با کمترین سهم از مسائل انتقالی، به عنوان اولویت های دستورگذاری شناسایی شدند.
یکی از مباحث مهم در حوزه اقامتگاه های بوم گردی، ارائه مدل مفهومی توسعه آتی اقامتگاه های بوم گردی است. این مدل ها بیان کننده ساختار سیستم اقامتگاه های بوم گردی و عوامل تأثیرگذار، روابط، قدرت و جایگاه هر یک از عوامل در سیستم بوم گردی است. شهرستان خلخال در استان اردبیل، از مناطق مستعد بوم گردی کشور است. ضعف الگوها و پیوندها در یک دهه گذشته یکی از دلایل ضعف اقامتگاه های بوم گردی در این شهرستان است؛ بنابراین در این پژوهش ضمن تبیین مقوله های سیستم اقامتگاه های بوم گردی، مدل بهینه توسعه آتی اقامتگاه های بوم گردی نیز ارائه شده است. برای این منظور داده های لازم از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی از نمونه آماری پژوهش که شامل پژوهشگران، مسئولین، مردم و کارآفرینان است، گردآوری شده و از طریق مدل تحلیلی کیو (Q)، عامل های اصلی و الگوهای فکری شناسایی و با روش تحلیل محتوای کیفی، مقوله های مؤثر تعیین شد. درنهایت پس از تحلیل نتایج، مدل توسعه آتی، ارائه شد که این مدل شامل برهمکنشی از مجموعه عوامل و مؤلفه های مؤثر بر توسعه اقامتگاه های بوم گردی است.
بسیاری از صنایع، با به رسمیت شناختن ویروس کووید 19 و بیماری کرونا در مارس 2020 به عنوان یک بیماری همه گیر توسط سازمان بهداشت جهانی، دچار زیان شدند؛ ورودی گردشگر خارجی به کشور ایران در شش ماهه ابتدای سال 1399 قریب به 96 درصد کاهش داشته است. تحقیق حاضر با استفاده از طرح آمارگیری نیروی کار سال 1398 و جدول داده- ستانده به روز شده داده های سال 1390، به بررسی اثر کرونا در حوزه اشتغال بخش گردشگری ایران پرداخته است؛ نتایج نشان می دهد که در درازمدت 88/1 درصد به نرخ بیکاری اضافه می شود و از 4 میلیون و 575 هزار نفر شاغل در بخش های مرتبط با گردشگری، قریب به 456 هزار نفر اشتغال خود را از دست می دهند. خدمات عمده فروشی و خرده فروشی، خدمات جاده ای مسافر، خدمات پشتیبانی و کمکی حمل و نقل بالاترین رتبه از دست رفته اشتغال را در بین بخش های گردشگری داشته اند.
جذب گردشگران خارجی، به واسطه درآمدی که از این طریق حاصل می شود می تواند اثر مثبتی بر اقتصاد داشته باشد؛ اما این موضوع نیازمند تأمین حداقل هایی است که اثر تعیین کننده ای بر تصمیم گردشگران برای انتخاب یا اجتناب از ورود به کشوری خاص داشته باشد. یکی از مهم ترین متغیرهایی که بر این تصمیم اثرگذار است به موضوع امنیت مربوط می شود. به این منظور، در پژوهش پیش روی تلاش شد با بررسی اثر شاخص نهادی ریسک سیاسی و زیر شاخص های آن بر جذب گردشگران خارجی موردبررسی قرار گیرد. ازاین روی، کشورهای حوزه منا طی دوره 1995 تا 2016 به عنوان نمونه مورد آزمون انتخاب شدند. برآوردهای صورت گرفته در این مطالعه با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی تعدیل شده کامل (FMOLS) صورت گرفت. نتایج نشان داد که ریسک سیاسی به عنوان شاخص کل اثری تعیین کننده بر جذب گردشگران دارد. همچنین برآوردی که از زیر شاخص های ریسک سیاسی انجام شد نیز بیانگر آن بود که زیر شاخص های درگیری داخلی و خارجی در بین سایر اجزای ریسک سیاسی از اثر بیشتری در جذب گردشگران خارجی برخوردار بوده است.
Nowadays, the generated and shared content on tourist perceptions in social media is considered a fresh and far-reaching way to introduce the concept of the destination image. Destination decision-makers attempt to use this content to provide a deep understanding of tourism supply and demand. Marketers have to be particular about it when defining a proper destination image. In this regard, many researchers have emphasized the importance of using social media to tap into tourists’ perceptions of destination because it not only helps to deepen the administrators’ understanding of the demands of this type of tourism and to propose new approaches to determine the customers’ preferences in destination marketing but also directs new products and services to satisfy the tourists to a greater extent. Depending on the type of tourism, the contexts and criteria for this kind of virtual investigation are different. For example, in cultural destinations, tourists’ perceptions of tangible and intangible cultural heritage and services and products offered in virtual contexts are regarded as a tool to assess the tourists’ perceptions of that destination. The present study assumes that a holistic approach toward the analysis of tourist perception in the virtual sphere could be a well-qualified alternative to determine tourists’ wants in cultural destinations. Content analysis, which is a practical method in analyzing visual and textual data and therefore is quite pertinent to the analysis of tourist perceptions, was adopted as the data analysis instrument in this study. To collect the data, two frequently-visited and widely-used websites with easy access to tourists’ comments, namely TripAdvisor and Flickr , were selected so that tourists’ experiences and perceptions could be gathered more authentically and conveniently. The findings demonstrated that the analysis of perceived authenticity of cultural destinations in Iran could provide the content required to create a destination image for purposeful marketing in Iran. Perceived Authenticity was categorized into three main themes: emotional, sensational, and rational.
This study investigates the role of religious tourism and experimental marketing in developing entrepreneurial sports opportunities in Mashhad. As the first step, the study's statistical population consisted of all tourists in Mashhad who have been there for at least one week for religious tourism and have also visited this city's recreational and sports centers. Moreover, three standard questionnaires were used to collect data and to analyze the data, the Skewness and Elongation tests were used to determine the data distribution, one-sample t-test to compare the mean of variables with the hypothetical standard, Kendall W test to prioritize the components from the sample view and modeling equations were used; on top of that, all analysis was performed using SPSS software version 23 and SmartPLS version 3. The results showed that the average score of religious tourism, experimental marketing, and entrepreneurial sports opportunities and their components are relatively good. Hence, their average score was more than three. Results also showed that religious tourism and empirical marketing positively and significantly affect developing entrepreneurial sports opportunities in Mashhad. Finally, the structural equation model of the relations of the three main variables of this research and their components had a suitable fitting.
در پروژه های برندسازی، نبود الگوی مناسب برندسازی درون سازمانی بومی، موجب ناکارآمدی است. چراکه این فعالیت به اجتماع و فرهنگ جامعه مرتبط است. هدف این پژوهش ارائه الگویی برآمده از فعالیت های انسانی بخش گردشگری ایران است. این پژوهش بنیادین از نوع کیفی است که با استفاده از گراندد تئوری (نظریه زمینه ای) صورت گرفت؛ بنابراین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با 20 مدیر آشنا با این مفهوم داده های تحقیق گردآوری شد. یافته ها نشان می دهد که نهادی سازی برند در منابع انسانی، پدیده ی اصلی برندسازی درونی است و عوامل ارتباطی، آموزشی، مدیریت دانشی و مدیریت منابع انسانی در نقش عوامل علی نقش آفرینی می کنند. همچنین مقوله های رهبری-تسهیلگری و انگیزشی-مدیریتی در این الگو نقش راهبردی دارند. نوآوری این پژوهش، ارائه الگویی است که از داده های زمینه ای جامعه ایرانی به دست آمده است. تابه حال هیچ الگویی برای بخش گردشگری و خدمات ایران پیشنهاد نشده بود. این مطالعه نشان داد که درونی سازی و هم راستا شدن کارکنان با برند، نه تنها موجب پیامدهای مطلوب کارکنان، بلکه موجب سوددهی های مالی، منافع ذینفعان و پیامدهای مطلوب معنوی خواهد شد؛ بنابراین برندسازی داخلی، اقدامی درونی برای توسعه تمامی بخش های گردشگری است.
گردشگری، یکی از بهترین بخش های موقعیت یابی اقتصادی است که می تواند رشد اقتصادی و اجتماعی را در مقصد به وجود آورد. در پژوهش حاضر، خورهای شرق تنگه هرمز از نظر توسعه گردشگری ارزیابی شده است. ابتدا با پیمایش میدانی و تکنیک های سنجش از دور NDVI و NDWI موقعیت شناسایی شد. سپس با استفاده از دو مدل کوبالیکوا و بریل ها اقدام به ارزیابی قابلیت توسعه گردشگری خورها شد. نتایج نشان داد که در روش بریل ها سایت خور آذینی با کسب 870 امتیاز از کل امتیاز ارزش ها در رتبه اول قرار دارد. سایت تیاب با امتیاز 840، کلاهی 665، لوران 660 و کرگان با 560 در رده های بعدی قرار گرفته اند. نتایج مدل کوبالیکوا نیز نشان داد که خور آذینی با 12 امتیاز بیشترین امتیاز و تیاب با 5/11، کلاهی با 75/8، لوران با 25/8 و کرگان با 25/5 امتیاز در رده های بعدی قرار دارند.