با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، موج جدیدی از تجدید حیات اسلام، سرتاسر جهان اسلام را در برگرفت. این موج بهویژه در سرزمین فلسطین، از قدرت تعیینکنندگی بیشتری برخوردار بود، بهطوری که در عرض مدت کوتاهی موقعیت سیاسی و ارکان رژیم اشغالگر قدس را به لرزه انداخت. در چنین شرایطی، حامیان و همپیمانان رژیم صهیونیستی در غرب و برخی از رهبران و سران سرسپرده و سازشکار آنان در منطقه، به یاری این رژیم شتافته و با ارائه طرحهای صلح خاورمیانه، تلاشهای همهجانبهای را برای تثبیت موقعیت این رژیم و تأمین امنیت آن در منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه آغاز کردند. با این وجود، امروز، پس از قریب به سه دهه تلاش، هدف دستیابی به یک صلح پایدار در منطقه، بش از گذشته، دور از دسترس است. سئوال اساسی ما این بود که چرا این تلاشها نتیجه نداده است؟ریشه این ناآرامیها را باید در کجا جستجو کرد؟ مطالعات و بررسیها به روشنی حاکی از این است که کشمکشها و جنگهای خاورمیانه ریشه در خلقوخوی نژادپرستانه، توسعهطلبانه و سلطهجویانه رژیم صهیونیستی اسرائیل دارد که خود برگرفته از تعالیم و دستورات تورات تحریف شده، تلمود و پروتکلهای زعمای صهیونیسم میباشد و صلحی که اسرائیل از آن دم میزند، یک صلح واقعی نیست. بلکه صرفاً ترفندی است برای ادامه حیات تحمیلی خود در منطقه در جهت اجرای سیاست اشغال و انقراض نسل اعراب مسلمان. لذا با وجود رژیم جعلی اسرائیل، دستیابی به صلح پایدار در منطقه، یک اید? خیالی است
خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک خود همواره مورد توجه قرار داشته است. افزایش مصرف انرژی جهان همزمان با افول ذخایر نفتی سایر نقاط جهان روز به روز بر اهمیت خلیج فارس به عنوان اصلی ترین مرکز تامین انرژی جهان می افزاید.انرژی تاثیر مستقیم بر رشد اقتصاد و به تبع آن رفاه و امنیت ملی کشورها دارد و آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان شدیدا از تغییرات و نوسانات در عرضه انرژی متاثر خواهد شد. لذا دستیابی به انرژی مطمئن ومستمر جزء منافع حیاتی ایالات متحده به شمار می رود. از سویی دیگر نقش انرژی در ساختار امنیتی خلیج فارس نیز قابل چشم پوشی است. نفت در ثبات سیاسی، رفاه اقتصادی و نهایتا بقای کشورهای خلیج فارس نقش کلیدی ایفا می کند.از آنجا که امنیت هم برای تولید کنندگان و هم برای مصرف کنندگان انرژی -و مهمترین مصرف کننده یعنی ایالات متحده- نقش بنیانی و اساسی دارد لذا در این مقاله رابطه بین انرژی و امنیت در منطقه خلیج فارس و ارتباط آن با ایالات متحده مورد بررسی قرار می گیرد و پس از آن یک الگوی امنیت مشارکتی برای خلیج فارس با توجه به واقعیت های کنونی و در جهت تامین منافع اغلب کشورها ارایه می گردد.
خاورمیانه منطقه ای است که به لحاظ ویژگی های منحصر به فردش حائز اهمیت فراوانی است (که درباره اهمیت آن به موقع توضیح داده می شود). اما اخباری که غالبا از منطقه به گوش می رسد تفاوت فاحشی با کنه واقع دارد و گاه اخبار به گونه ای بیان می گردد که خود ما هم که در این منطقه زندگی می کنیم را گمراه می سازد. در این مقاله سعی شده است تا تأثیر رسانه ها بر تحریف ها، بزرگنمایی ها و... اخبار در خاورمیانه مورد بررسی قرار گیرد . ضمن بررسی اهمیت رسانه و موقعیت منطقه خاورمیانه، این مسأله را با ذکر شاهد مثال هایی مورد بررسی قرار داده ایم البته در این مقاله، بیشتر یک بحث تحلیلی در پیش گرفته می شود. برای این منظور نخست چارچوب تحلیلی بحث با استفاده از نظریات رسانه ، زبان و خبر طراحی شده و بر اساس آن اصول عملیاتی حاکم بر سیاست های خبری رسانه های غربی در جریان جنگ تحمیلی عراق بر ضد جمهوری اسلامی ایران، مورد بررسی قرار گرفته است.
در سالهای آغازین قرن 21، مراکز دولتی و عمومی آمریکا موج گستردهای را در مورد خطر وابستگی این کشور به نفت کشورهای منطقه خلیج فارس به راه انداختند و خواستار اتخاذ سیاستهای دقیق و بلندمدت برای جلوگیری از خطرات ناشی از این وابستگی شدند. با توجه به اینکه واردات نفت آمریکا از منطقه خلیج فارس تنها 2/11% کل واردات نفت این کشور از جهان را تشکیل میدهد و ایالات متحده با اکثر کشورهای منطقه روابط استراتژیک دارد و پیوندهای عمیق و گسستناپذیری بین آنها به وجود آمده، این پرسش مطرح میشود که دلیل اصلی این نگرانیها و سیاستگذاری در جهت کنترل بیشتر بر منطقه نفتخیز خلیج فارس چیست؟در این مقاله، به دلایل و اهداف بینالمللی آمریکا از اتخاذ چنین سیاستی در قبال منطقه خلیجفارس اشاره میشود و پیامدهای آن برای این کشور و دیگر بازیگران جهانی و منطقهای مورد ارزیابی قرار میگیرد .کلیدواژگان: نفت خلیج فارس ، سیاست انرژی آمریکا ، هژمونی ، اقتصاد سیاسی