دگرگونی های ساختاری در روابط بین الملل پس از پایان جنگ سرد، جهان را وارد مرحله انتقالی با ویژگی های تازه کرده است. این تحول باعث شده تا همکاری های منطقه ای در نقاط گوناگون جهان اهمیت بیشتری پیدا کند؛ به گونه ای که موفقیت در سیاست های منطقه ای، نه تنها تابعی از تدبیر هر یک از کشورهای منطقه، بلکه مستلزم مشارکت کلیه کشورهای منطقه در فرایند منطقه گرایی است. منطقه گرایی نیز در بستر یک سامانه منطقه ای امکان پذیر می شود. با عنایت به اینکه شورای همکاری خلیج فارس به عنوان یکی از مهم ترین طرح های منطقه گرایی در میان سایر طرح ها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا مطرح است، در این مقاله درصدد هستیم امکان شکل گیری سامانه منطقه ای شورای همکاری خلیج فارس را با ارائه یک الگوی تحلیلی در چارچوب سامانه سیاسی، سامانه اقتصادی، سامانه امنیتی و سامانه اجتماعی-فرهنگی موردسنجش قرار دهیم. فرض مهم این نوشتار آن است که شورای همکاری خلیج فارس با چالش ها و محدودیت های درون منطقه ای (متغیرهای درون سامانه ای) زیادی مواجه نیست که موفقیت آن را با تردید روبه رو سازد. یافته های پژوهش نیز با بررسی متغیرهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی- فرهنگی در چارچوب سامانه سیاسی، سامانه اقتصادی، سامانه امنیتی و سامانه اجتماعی- فرهنگی این فرض را تأیید می کند.
قیام های اخیر خاورمیانه در سال 2010 میلادی از تونس آغاز شد و به سرعت به دیگر کشورهای منطقه گسترش یافت. این قیام ها در برخی از کشورها مانند مصر، تونس و لیبی منجر به سقوط رژیم های حاکم شدند و در برخی از کشورهای دیگر، رژیم های پیشین همچنان حاکم هستند. این قیام در کشور تونس، زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و.... داشته، اما یکی از مهم ترین زمینه های شکل گیری قیام مردمی تونس، مرتبط با مسائل اقتصاد سیاسی است. در همین راستا، سوالی که در این رابطه مطرح می شود این است که، مهم ترین علل بروز قیام مردمی تونس از منظر اقتصاد سیاسی کدامند و چه نقشی در شکل گیری قیام مردمی این کشور داشته اند؟ (سوال) مقاله با عنایت به رویکرد اقتصاد سیاسی خود این ایده را مطرح کرده است که تعارض میان جامعه پویا و جوان تونس با ساختارهای اقتصادی– سیاسی رانتی در بروز قیام مردمی در کشور تونس که به صورت موردی بررسی شده است، زمینه اصلی بروز حرکت های اعتراضی علیه نظام حاکم بوده است.(فرضیه) این نوشتار می کوشد که با تمرکز بر مسائل مرتبط با اقتصاد سیاسی، قیام مردمی تونس را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.(هدف) در این نوشتار از روش توصیفی وتحلیلی در تبیین متغیرهای مورد نظر بهره گرفته شده است.(روش) این مقاله با تشریح دقیق شرایط اجتماعی جامعه تونس و تبیین ساختار رانتی، ماهیت این ساختار رانتی و ریشه ها و تأثیر آن را در بروز قیام مردمی تونس تحلیل کرده است.(یافته) عرصه زمانی بحث مقاله نیز بر سال های 2010 تا 2011 متمرکز است.
In search to depict the problems which have forced the Middle Eastern nations to acquire conventional arms and the ramification of militarization on regional and international levels، the present article examines three categories of: Regional (driven by the need to fight wars or guarantee security against specified external threats); Systemic (driven by supplier-client relationships، technological factors، or the pursuit of status
and hegemony); and Internal (driven by the need to secure the regime against internal threats or the desire to use military development as a vehicle for social and economic modernization) as the significant factors which force theses nations to buy arms from various sources. It concludes that each category results in varying conclusions and these results vary in intensity with respect to each nation in the Middle East.
چشم انداز تحولات سیاسی جهان عرب با توجه به جنبش های اعتراضی اخیر، تابع متغیرهای متعددی است. نیروها یا کنش گران خارجی یک مجموعه از مهمترین متغیرهایی هستند که آینده سیاسی جهان عرب را تحت تأثیر قرار داده اند. نحوه موضع گیری و دخالت کنش گران خارجی- شامل دولت ها، نهادهای بین المللی دولتی و کنش گران غیردولتی- در امور کشورهای عربِ درگیر با اعتراضات تابع متغیرهای دیگری است که امنیت و منافع اقتصادی در رأس قرار دارند و سپس، ملاحظاتی چون دموکراسی، حقوق بشر و رهایی از سلطه قدرت های بزرگ مطرح می شود. در عمل، بیشتر دخالت ها از سوی کنش گران دولتی صورت گرفته و این دخالت ها اکثراً به نفع هواداران تحولات بوده است.