ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۱٬۸۷۸ مورد.
۱۷۸۱.

هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا: چارچوبی برای شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۶۹
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا و ارائه چارچوبی سلسله مراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد. روش:مطالعه کاربردی-توسعه ای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل داده ها به کار رفت. یافته ها: چارچوب پنج لایه ای شامل پیشران های راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازه های روان شناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان می دهد که موفقیت بهره گیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روان شناختی کارکنان است. نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روان شناختی را هم افزا می کند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر می کند. نتیجه گیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساخت های راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روان شناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهره وری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایه ای برای مطالعات آینده باشد.
۱۷۸۲.

طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۱
با گسترش رمزارزها در دهه گذشته و توسعه صرافی های رمزارز ایرانی برای ارائه خدمات به سرمایه گذاران ایرانی، با توجه به نوپا بودن و نیاز آنها برای توسعه الگوهای بومی کسب وکار بخصوص در بحث مالی تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد انجام شده است.این پژوهش بر اساس نوع داده ها از نوع پژوهش های کیفی، با توجه به هدف از نوع پژوهش های بنیادی و اکتشافی به شمار می رود که در پی طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران است. مشارکت کنندگان شامل اساتید مهندسی مالی و سرمایه گذاران بازار رمز ارز بوده اند در انتخاب نمونه ها تلاش گردید که آگاه ترین و در بسیاری از موارد فعال ترین افراد حوزه رمزارز انتخاب شوند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و روش گردآوری داده ها از نوع میدانی است. در این پژوهش از نمونه گیری نظری استفاده گردید و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری 15 نفر بوده است. از طریق روش نظری پردازی داده بنیاد به تحلیل داده های کیفی اقدام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، متغیرهای شناسایی شده در دو بخش علل و پیامد قرار گرفته اند. علل شناسایی شده در پژوهش شامل ویژگی های معاملاتی رمزارز، ویژگی های فردی-رفتاری، ویژگی های فناوری وپشتیبانی قوانین است و عوامل پیامدی نیز شامل ریسک های ویژه، درآمدزایی(سود) و جایگاه نظارتی و عملیاتی دولت است.
۱۷۸۳.

ارائه مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده محور در شرکت های B2B(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۶۶
هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده محور در شرکت های B2B است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمی) می باشد. در بخش کیفی، با بهره گیری از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۱۰ نفر از این خبرگان به صورت نمونه گیری هدفمند و در دستری که در حوزه بازاریابی و فناوری داده بوده اند، مقوله ها و مؤلفه های اصلی مدل شناسایی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، رؤسا و کارکنان فعال در واحدهای بازاریابی شرکت های B2B مستقر در شهر تهران بود. با توجه به حجم جامعه آماری 530 نفری، براساس جدول مورگان، تعداد ۲۱۹ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و به روش نمونه گیری خوشه ای نسبی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های حاصل با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد شرایط علّی همچون فرهنگ داده محور و زیرساخت فناورانه، تأثیر معناداری بر شکل گیری فرآیندهای بازاریابی داده محور دارند. همچنین این فرآیندها از طریق راهبردهای مبتنی بر تحلیل داده، به پیامدهایی چون افزایش نوآوری بازاریابی، بهبود عملکرد تجاری و ارتقای رضایت مشتری منجر می شوند. روابط میان شرایط، فرآیندها، راهبردها و پیامدها از نظر آماری معنادار ارزیابی شد. در نتیجه، مدل ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی برای توسعه رویکردهای نوآورانه داده محور در شرکت های B2B مورد استفاده قرار گیرد. یافته ها تأکید دارند که شرکت ها با تقویت فرهنگ داده محور و استفاده از تحلیل های پیش بینی کننده، قادر خواهند بود تصمیم های بازاریابی اثربخش تری اتخاذ کرده و مزیت رقابتی پایدارتری کسب کنند.
۱۷۸۴.

طراحی الگوی توسعه پلتفرمی تجارت الکترونیک مبتنی بر هوش مصنوعی (مطالعه موردی: تجارت پلتفرمی دو کشور ایران و روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۲
هدف این پژوهش، طراحی الگوی توسعه پلتفرمی تجارت الکترونیک بین دو کشور ایران و روسیه با بهره گیری از هوش مصنوعی است. رویکردی این پژوهش کیفی و روش ترکیبی است. با تحلیل مضمون پلتفرم های موفق علی بابا وآمازون، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 نفر از نخبگان حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال و تحلیل داده های از طریق فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر طرح نظام مند با استفاده از روش داده بنیاد به شناسایی مؤلفه های کلیدی  پرداخته است. همچنین جهت حساسیت نظری پژوهش و پشتوانه روش داده بنیاد به تحلیل مضمون اسناد و قوانین و مقررات تجارت الکترونیک ایران و روسیه پرداخته شد.  نتایج حاصل، منجر به 120 مقوله فرعی و 35 مقوله اصلی گردید. یافته های نشان می دهد که بهبود خدمات با هوش مصنوعی، مدیریت رفتار مخاطب و توسعه تجارت الکترونیک در چارچوب حقوقی ایران، شرایط علی مدل را تشکیل می دهند. برندسازی، استراتژی های رقابتی، انعقاد قرارداد الکترونیکی و تعامل با مشتری شرایط محوری هستند. مدیریت اطلاعات حساب کاربری، بهبود انبارداری مدرن، امنیت اطلاعات، تسهیل پرداخت آنلاین و تقویت زیرساخت های مالکیت معنوی، شرایط زمینه ای را ایجاد می کنند. ضعف قوانین حریم خصوصی و مالکیت معنوی و فقدان مرجعیت قانونی مستقل، شرایط مداخله گر محسوب می شوند. سیاست گذاری پلتفرمی، استراتژی های رقابتی، نوآوری پایدار، بهبود انبارداری و ارسال کالا، اصلاح قوانین حقوق مؤلف و امنیت سایبری، راهبردهای این الگوی تجاری هستند. پیاده سازی این مدل، تسهیل عقد قرارداد و توسعه تجارت دیجیتال را ممکن می سازد، اما چالش هایی در برندسازی و امنیت سایبری را نیز به همراه دارد.
۱۷۸۵.

مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۵
هدف پژوهش حاضر مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت های ICT، کیفیت داده ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه ای (سیاست های حمایتی، همکاری های بین المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله گر (تحریم ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش بینی تقاضا، بهینه سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه ها) ساختار مدل را تشکیل می دهند. در بخش کمی، شاخص های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله های مدل با سطح معنی داری ۰.۰۰۱>p بود.
۱۷۸۶.

طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف کنندگان در صنعت خودروسازی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش پژوهش کاربردی-توسعه ای است و براساس نحوه گردآوری داده ها نیز یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب می شود. در راستای نیل به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید بازاریابی) و خبرگان تجربی (مدیران صنعت خودروسازی) است. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از 17 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بخش بازاریابی و فروش صنعت خودروسازی است. حجم نمونه با فرمول کوکران 131 نفر برآورد گردید و نمونه گیری با روش خوشه ای-تصادفی انجام شد. برای شناسایی مقوله های الگوی بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف کنندگان از تحلیل مضمون استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها در فاز کیفی با نرم افزار Maxqda20 و در فاز کمی با نرم افزار Smart PLS انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش در مرحله کدگذاری باز 298 کد شناسایی گردید. که در نهایت از طریق کدگذاری محوری به 5 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازمان دهنده و 55 مضمون پایه دست پیدا شدو نتایح نشان داد عوامل محیطی، عوامل سازمانی و عوامل مشتری بر زیرساخت های پایداری تاثیر می گذارند. زیرساخت های پایداری با اثرگذاری بر راهبرد مصرف پایدار و مسئولیت اجتماعی منجر به رفتار مصرف پایدار می شود. رفتار مصرف پایدار نیز با اثرگذاری بر پایداری زیست محیطی، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی به بازاریابی پایدار منتهی می گردد.
۱۷۸۷.

شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفه ها، جزء پژوهش های کیفی و براساس جمع آوری داده ها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفه های پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو جمع آوری و تحلیل شده اند. به منظور شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهش های انجام شده مربوط به این عوامل در 4 پایگاه علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سال های 2010 تا 2023 با هدف تعیین اسناد معتبر و مرتبط با سوال پژوهش و با کلیدواژگان منتخب، پرداختند. در بررسی های اولیه، تعداد 162 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربال گری و اعتبارسنجی و بهره گیری از ابزار CASP در نهایت 20 مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص ها از ضریب کاپا در نرم افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0/80 است که نشان دهنده پایایی مناسب شاخص های این پژوهش می باشد. در مجموع 4 عامل اصلی پیدایش اقتصاد گیگ شامل؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری و 21 عامل فرعی شناسایی شده است.
۱۷۸۸.

مصورسازی و ارزیابی پژوهش های بین المللی در زمینه سفر مشتری و تحلیل شکاف های تحقیقاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر سعی دارد با تحلیل و مصورسازی تحقیقات بین المللی انجام شده در زمینه سفر مشتری، خلأهای پژوهشی و مباحث نوین را شناسایی نماید. این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی است که به روش مرور نظام مند انجام شده و با استفاده از جستجوی عبارت تعریف شده در پایگاه اطلاعاتی Web of sience در عنوان مقالات در بازه زمانی سال های ۱۹۹۰-۲۰۲۳ تحقیقات منتشر شده، مورد بررسی قرار گرفته است. پس از جستجو، غربالگری و ارزیابی کیفی مطالعات، تحلیل نهایی بر روی ۲۴۱ مقاله انجام و تحلیل عمیق مطالعات نشان داد که بیشترین تحقیقات در حوزه سفر مشتری مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی است. اطلاعات موردنیاز جهت تحقق اهداف تحقیق با استفاده از نرم افزار (VOS viewer) نسخه ۱۱/۶/۱ که نرم افزاری در حوزه علم سنجی است مورد کنکاش قرارگرفتن است نقشه ها ترسیم و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از هم رخدادی واژگان پرتکرارترین واژه های در این زمینه را نشان داد همچنین طبق نتایج هم تألیفی، کشورهایی که بیشترین همکاری علمی را داشته اند مشخص گردید. با بررسی روند انتشار مقالات می توان دریافت که حوزه سفر مشتری سیر صعودی داشته است. همچنین نقشه هم تألیفی کشورها، نقش ایزوله کشور ایران در بین سایر کشورها را نشان می دهد. در نتیجه توجه به پرکارترین و کم کارترین کشورها، واژه ها و محققان از طریق علم سنجی می تواند فرصت ها و ضعف های تحقیقاتی در زمینه فرایند سفر مشتری را آشکار ساخته و افق پیشروی محققین ایرانی را جهت درخشش نتایج تحقیقاتی آن ها در سطح بین المللی روشن نماید.
۱۷۸۹.

بررسی تأثیر اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال بر بهبود شهرت سازمانی (مورد مطالعه: کسب و کارهای B2B)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف : بازاریابی دیجیتال فضای ایده آلی را برای فعالیت های غیراخلاقی به وجود می آورد؛ به ویژه از طریق کانال های بازاریابی دیجیتال که نگرانی های حفظ حریم خصوصی را در بین سازمان ها و مصرف کنندگان ایجاد می کند. بنابراین، برای محافظت از منافع خریداران، باید بر غلبه بر چالش های اخلاقی کسب وکار محور در بازاریابی دیجیتال B2B تأکید شود. این مطالعه سعی دارد که اصول اخلاقی محاسبات شناختی را در چالش های اخلاقی تجاری محور بازاریابی دیجیتال B2B اعمال کند تا به شهرت سازمانی دست یابد. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. تعداد اعضای نمونه در این پژوهش 141 واحد است و حجم نمونه آماری طبق فرمول کوکران برابر با 104 نفر به دست آمد که پرسشنامه میان اعضای واحد فناور توزیع گردید و پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : بازاریابی B2B نیاز به بررسی دقیق تأثیر فناوری محاسبات شناختی بر خلق ارزش از جمله نوآوری دارد. اگرچه جزئیات استانداردهای اخلاقی کسب وکار محور در بازاریابی دیجیتال B2B ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد اما اصول اخلاقی اصلی وجود دارد که می توان آن ها را در محاسبات شناختی گنجاند، درحالی که برخی دیگر را می توان براساس نیاز آن ها تنظیم کرد. نتیجه گیری : نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش حاکی از آن است که اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال شامل امید به هدف، انتظار عادلانه، انتظار افشاگری و انتظارات حکومتی اثر مثبت و معناداری بر اثربخشی سازمانی دارد. همچنین جو کار اخلاقی نقش تعدیلگر در رابطه بین امید به هدف و اثربخشی سازمانی ایفا می کند؛ با این حال بر رابطه سایر اصول اخلاقی محاسبات شناختی در بازاریابی دیجیتال و اثربخشی سازمانی تأثیر ندارد.
۱۷۹۰.

بررسی تأثیر قابلیت های دیجیتال، شبکه ای و نوآوری بر چابکی و عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل گر منابع مالی در دسترس کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه: محیط کسب‌وکار ایران با عدم قطعیت‌ها و تلاطم‌های خاصی همراه است. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در این محیط برای بقا و رشد به قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی نیاز دارند که شناخت آن‌ها می‌تواند به بهبود عملکرد کمک کند. لذا، هدف این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه‌های خارجی و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی و ارتباط آن با عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل‌گر منابع مالی در دسترس کارآفرین بر رابطه عوامل مؤثر بر چابکی می‌پردازد. این پژوهش تلاش می‌کند تا مدلی مفهومی برای چابکی و عوامل اثرگذار بر آن ارائه دهد. نتایج این تحقیق می‌تواند برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط مفید باشد. روش‌شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت‌های کوچک و متوسط در شهر تهران با تعداد کارکنان بین ۱۰ تا ۲۴۹ نفر بود. پرسشنامه آنلاین به بنیان‌گذاران، مدیران ارشد یا اعضای هیئت‌مدیره ۳۵۰ شرکت ارسال شد و در نهایت، ۲۰۷ پرسشنامه صحیح و کامل جمع‌آوری گردید. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های استانداردی است که متغیرهای پژوهش شامل قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی، ظرفیت نوآوری، چابکی سازمانی، عملکرد و منابع مالی در دسترس کارآفرین را اندازه‌گیری کرد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS انجام شد. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی و ظرفیت نوآوری در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سازمانی دارد. افزون بر این، چابکی سازمانی بر عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبتی دارد. یافته‌های این پژوهش از نقش تعدیل‌گری منابع مالی در دسترس کارآفرین در رابطه میان قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی حکایت دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: این پژوهش بر اهمیت تقویت قابلیت‌های فناوری‌های دیجیتال، شبکه روابط خارجی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و ظرفیت نوآوری آن‌ها تأکید دارد. از سوی دیگر، منابع مالی در دسترس کارآفرین را در این نوع از کسب‌وکارها برای بهبود تأثیرگذاری قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی توصیه می‌نماید که یافته‌ای جدید در این حوزه به‌شمار می‌رود. در واقع، کارآفرینان برای تبدیل بهتر قابلیت‌های دیجیتال و ظرفیت نوآوری به چابکی نیاز به دسترسی به منابع مالی مازادی دارند که به‌سرعت برای اجرای تصمیمات آن‌ها در اختیارشان باشد. دستاوردهای این پژوهش از یک‌سو برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قابل استفاده است تا بتوانند قابلیت‌های مورد نیاز برای چابکی و عملکرد بهتر را در کسب‌وکار خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر، به سیاست‌گذاران ایده‌هایی برای بهبود عملکرد و چابکی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در محیط پرتلاطم و پیچیده کسب‌وکار ایران ارائه می‌کند.
۱۷۹۱.

ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران : رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 23 نفر از خبرگان صاحب نظر در زمینه مبانی تئوریک و عملی صنعت توریسم؛ شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و مدیران گردشگری که به صورت گلوله برفی و در بخش کمی شامل 374 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به هدف تعیین شده، زیرساخت های گردشگری، روابط بین المللی، عوامل اجتماعی، نگرش های حاکمیت جزو عوامل موثر می باشد که باید مدیریت شوند. عواملی مانند حضور در صحنه جهانی گردشگری، امکانات و زیر ساخت ها، خط مشی های جذب گردشگر، پتانسیل های موجود به عنوان بستر و زمینه توسعه صنعت توریسم در ایران مطرح هستند که باید اصلاح شوند.
۱۷۹۲.

الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی سازندگان بخش مسکن و املاک در سطح استان تهران می باشند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که با توجه به جامعه نامحدود به صورت نمونه گیری تصادفی غیر احتمالی با فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل علی بر مقوله تاثیر دار ، مقوله بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر مقوله تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر مقوله تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر راهبرد تاثیر داردو راهبرد بر پیامد تاثیر دارد.
۱۷۹۳.

تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونه ای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفته اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافته های این مطالعه نشان می دهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.
۱۷۹۴.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های توانمندی کارآفرینان در مدل های شایستگی کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: کارآفرینی به‌عنوان یکی از عوامل اساسی رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشورها، اهمیت ویژه‌ای دارد. کارآفرینان برای موفقیت در این حوزه، نیازمند مجموعه‌ای از توانمندی‌ها و مهارت‌هایی هستند که آنان را در محیط‌های پیچیده و پویا توانمند سازد. این توانمندی‌ها طیف گسترده‌ای از شایستگی‌ها از جمله توانمندی‌های شناختی، فردی، اجتماعی، ارتباطی، مدیریتی و رهبری را در بر می‌گیرد. اگرچه مطالعات پیشین به‌صورت پراکنده به برخی از این توانمندی‌ها پرداخته‌اند، اما تاکنون چارچوب جامعی که همه این شایستگی‌ها را به‌طور منسجم شناسایی و طبقه‌بندی کند، ارائه نشده است. در این راستا پژوهش حاضر، با هدف ارائه یک چارچوب جامع برای شناسایی و طبقه‌بندی توانمندی‌های کارآفرینان در قالب شایستگی‌های کارآفرینی انجام شده است. روش‌شناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. برای جمع‌آوری داده‌ها، ۱۸۰ مقاله اولیه از پایگاه‌های معتبر علمی شامل وب آو ساینس، ساینس دایرکت، اسکوپوس و گوگل اسکالر استخراج شد. پس از غربالگری، ۶۷ مقاله مرتبط که به بررسی توانمندی‌ها و شایستگی‌های کارآفرینی پرداخته بودند، انتخاب گردید. معیارهای ورود، شامل انتشار مقالات در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و ارتباط مستقیم آن‌ها با موضوع پژوهش بود. برای ارزیابی پایایی داده‌ها، ضریب کاپای کوهن محاسبه شد که مقدار 76/0 به‌دست آمد و نشان دهندة توافق قوی بین ارزیابان بود. همچنین، نتایج نهایی از طریق بازنگری و تأیید خبرگان حوزة کارآفرینی مورد ارزیابی و اعتبارسنجی قرار گرفت. یافته‌ها: تحلیل‌ها نشان داد که توانمندی‌های کارآفرینی در شش بعد اصلی و ۲۱ مؤلفه قابل‌طبقه‌بندی هستند. این ابعاد عبارتند از: توانمندی‌های شناختی شامل حل مسئله، تصمیم‌گیری، تفکر خلاق و تفکر انتقادی؛ توانمندی‌های فردی شامل خودآگاهی، خودباوری، خودانگیزشی و خودکنترلی؛ توانمندی‌های اجتماعی شامل همکاری، کار تیمی و تسهیل‌گری؛ توانمندی‌های ارتباطی شامل شبکه‌سازی، ارتباط مؤثر و مدیریت تعارض؛ توانمندی‌های مدیریتی شامل برنامه‌ریزی، سازماندهی، کنترل و ارزیابی؛ و توانمندی‌های رهبری شامل الهام‌بخشی، اعتمادسازی، تفکر استراتژیک و تحول‌آفرینی. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب جامع و یکپارچه از شایستگی‌های کارآفرینی، گامی نوآورانه در تبیین مهارت‌ها و توانمندی‌های لازم برای موفقیت کارآفرینان در محیط‌های متغیر و چالش‌برانگیز برداشته است. برخلاف پژوهش‌های پیشین که به‌صورت پراکنده به برخی از توانمندی‌های کارآفرینان پرداخته‌اند، این چارچوب تمامی ابعاد کلیدی را به‌طور منسجم شناسایی و طبقه‌بندی کرده و به‌عنوان مدلی جامع مطرح می‌شود. این چارچوب می‌تواند به‌صورت عملی در برنامه‌های آموزشی، سیاست‌گذاری و نیز در جهت تقویت شایستگی‌های کلیدی، به‌ویژه برای کارآفرینان نوپا، سازمان‌های آموزشی و سیاست‌گذاران مفید باشد. کارآفرینان می‌توانند از این مدل برای شناخت و تقویت مهارت‌های ضروری خود بهره ببرند؛ سازمان‌های آموزشی می‌توانند برنامه‌های خود را بر اساس آن طراحی کنند و سیاست‌گذاران نیز می‌توانند آن را در تدوین برنامه‌های حمایتی و ایجاد بسترهای لازم برای تقویت کارآفرینی به‌کار گیرند. تقویت این شایستگی‌ها و به‌کارگیری چارچوب پیشنهادی می‌تواند به بهبود عملکرد، پایداری کسب‌وکارها و ارتقای نوآوری در محیط‌های کارآفرینانه بی‌انجامد.
۱۷۹۵.

بررسی تأثیر کنشگری بازار بر عملکرد کسب و کار با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کنشگری فعال بازار بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک دانش در میان تولیدکنندگان صنایع دستی در کشور عراق می باشد. این پژوهش با هدف کاربردی و به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 300 نفر از مدیران مشاغل محلی یا صنایع دستی در کشور عراق بودند که برای نمونه گیری از روش غیر احتمال در دسترس استفاده گردید و 169 نفر بر اساس جدول مورگان مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده گردید که روایی صوری، محتوایی آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، تحلیل تاییدی روایی همگرا و واگرا انجام شد. برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید که پایایی خوب ابزار را نشان داد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار آماری PLS3 Smart استفاده شد و نتایج نشان از تأیید تمامی فرضیه ها داشت و بیان گردید که کنشگری فعال بازار بر عملکرد کسب وکار تأثیر گذار است و همچنین کنشگری فعال با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش بر عملکرد نیز تأیید گردید. و تأثیرگذاری نقش میانجی کنشگری بازار و نوآوری محصول بر عملکرد کسب وکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. 
۱۷۹۶.

بررسی تقویت ماندگاری صادرات از طریق مشارکت در زنجیره ارزش جهانی: مورد مطالعه صنایع لبنی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
در سال های اخیر، پدیده جهانی شدن و شکل گیری زنجیره های ارزش جهانی ساختار تجارت بین الملل را دگرگون کرده و نقش کشورها را از صادرکنندگان صرف کالاهای نهایی به مشارکت کنندگان در فرآیند جهانی تولید تغییر داده است. در این چارچوب، ماندگاری صادرات به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش موفقیت صادرات پایدار، اهمیت فزاینده ای برای کشورها یافته است. با توجه به اهمیت صنعت لبنیات در صادرات غیرنفتی ایران و بروز چالش هایی همچون ناپایداری بازارهای مورد نظر، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی بر ماندگاری صادرات شرکت های لبنی ایرانی است. در این راستا، تحلیل نقش متغیرهای میانجی چون کیفیت محصول، دسترسی به فناوری و سرمایه، تنوع بخشی جغرافیایی و عضویت در توافق نامه های تجاری، و همچنین متغیرهای تعدیل گر مانند پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا نیز مورد توجه قرار گرفته اند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، تحلیلی با رویکرد کمّی است. به منظور آزمون فرضیه ها، از روش معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته ای بود که با استفاده از پیشینه پژوهش و مطالعات نظری تدوین شده و همچنین روایی محتوایی این پرسشنامه با استفاده از نظر تعدادی از خبرگان سنجیده شد. جامعه آماری شرکت های لبنی ایران و نمونه آماری شامل 12 شرکت فعال در این صنعت می باشد و داده ها از مدیران، کارشناسان این شرکت ها (در مجموع 96 پاسخ دهنده) گردآوری شده است. همچنین در این پژوهش تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS انجام شده است. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی تأثیر مثبت و معناداری بر ماندگاری صادرات دارد. همچنین مشخص شد که برخی متغیرهای میانجی مانند دسترسی به فناوری و سرمایه، کیفیت محصول و تنوع بخشی جغرافیایی در انتقال این اثر نقش معناداری ایفا می کنند. همچنین عضویت در توافق نامه های تجاری نیز به عنوان متغیر میانجی (واسط)، مسیر اثرگذاری GVC را بر ماندگاری صادرات تقویت می کند. از سوی دیگر، متغیرهای تعدیل گری چون پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا، اثرگذاری معناداری بر رابطه بین مشارکت در GVC و ماندگاری صادرات نداشتند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی، به ویژه از مسیر بهبود کیفیت محصول، افزایش دسترسی به فناوری و توسعه بازارهای صادراتی، می تواند نقشی کلیدی در پایداری صادرات صنایع لبنی ایران ایفا کند. در عین حال، عدم معناداری برخی متغیرهای تعدیل گر نظیر پیچیدگی محصول و عمودی بودن صنعت بیانگر آن است که ساختار زنجیره تأمین و ویژگی های تکنولوژیکی محصولات لبنی در ایران نیازمند بازنگری و ارتقاء هستند. بر این اساس، تدوین راهبردهای صادراتی مبتنی بر ارتقاء مشارکت در GVC ها، توسعه زیرساخت های فناوری و ارتقاء استانداردهای کیفی می تواند در تقویت موقعیت ایران در بازارهای صادراتی مؤثر واقع شود
۱۷۹۷.

ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: توسعه کارآفرینی زنان روستایی به‌دلیل نیازهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نیازمند توجه جدی است؛ زیرا آن‌ها نقشی کلیدی در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها، به‌ویژه در مناطق روستایی ایفا می‌کنند. همچنین، توسعه کارآفرینی زنان روستایی موجب افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، کاهش نرخ مهاجرت به شهرها و بهبود کیفیت زندگی روستاییان خواهد شد. افزون براین، زنان روستایی منابع بالقوه بسیاری برای راه‌اندازی کسب‌وکار دارند و توسعه کارآفرینی در میان آن‌ها به بهبود توانمندی‌های فردی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند. با این‌حال، نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه پایین است و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. در این زمینه، زنان کارآفرین روستایی عمدتاً با چالش‌های اجتماعی، فرهنگی، مالی، مهارتی و فقدان مدیریت و تفکر راهبردی مواجه هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعه‌ای و از نظر ماهیت داده‌ها، کیفی و با روش داده‌بنیاد انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین و خبرگان دانشگاهی بودند که با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. پس از ۱۲ مصاحبه، قاعده اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته عمیق جمع‌آوری و برای تحلیل آن‌ها از فرآیند کدگذاری مبتنی بر رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین استفاده شد. روایی پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا نظیر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال‌پذیری و تناسب، قابلیت اطمینان و ثبات و قابلیت تصدیق مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پژوهش نیز با استفاده از روش پایایی بازآزمون محاسبه و ۸۶ درصد به‌دست آمد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که توسعه کارآفرینی زنان روستایی متأثر از شرایط علّی نظیر آموزش کارآفرینی (اهداف آموزش، شیوه‌های آموزش و نتایج آموزش) و عوامل روحی-روانی (ویژگی‌های فردی و انگیزاننده‌ها)، عوامل زمینه‌ای نظیر چالش‌های کارآفرینی زنان (چالش‌های اقتصادی و اجتماعی) و عوامل مداخله‌گر (توسعه خدمات، بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری) است. افزون بر این، یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای توسعه کارآفرینی زنان روستایی نظیر مشتری‌مداری، ایجاد وفاداری در مشتریان، انعطاف‌پذیری، تبلیغات اجتماعی و محتوایی هستند که پیامدهایی نظیر منفعت فردی و توسعه اقتصادی را برای زنان کارآفرین روستایی به‌همراه دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: با توجه به یافته‌های پژوهش، رفع موانع و چالش‌های فراروی توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی و اتخاذ تدابیر و خط‌مشی‌های حمایتی از سوی سیاست‌گذاران و متولیان امر، جهت افزایش نرخ مشارکت زنان روستایی در فعالیت‌های کارآفرینانه و همچنین پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و زودبازده روستایی، می‌تواند سازنده و راهگشا بوده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه کمک نماید.
۱۷۹۸.

نقش استراتژی های مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت های توزیع کننده نهاده های دامی در کشور (۳۰۰ نفر) می باشد، روش نمونه گیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصل شده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژی های مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیل شده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که استراتژی های مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر می گذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژی های مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
۱۷۹۹.

طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکت های تعاونی مصرف می باشد و به روش نمونه گیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از          نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکت های تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفه های کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزش دیده، استراتژی های توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایت های قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهره گیری از فناوری های نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفه های فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیل کننده توسعه را ایفا می کند. شاخص های کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهره وری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفه ها و شاخص ها برای تحقق توسعه پایدار شرکت های تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای سیاست گذاران و مدیران این حوزه باشد.
۱۸۰۰.

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان