میثم خدادوستی

میثم خدادوستی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارآفرینی زنان موانع فرهنگی و اجتماعی توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی توسعه روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
مقدمه: توسعه کارآفرینی زنان روستایی به‌دلیل نیازهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نیازمند توجه جدی است؛ زیرا آن‌ها نقشی کلیدی در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها، به‌ویژه در مناطق روستایی ایفا می‌کنند. همچنین، توسعه کارآفرینی زنان روستایی موجب افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، کاهش نرخ مهاجرت به شهرها و بهبود کیفیت زندگی روستاییان خواهد شد. افزون براین، زنان روستایی منابع بالقوه بسیاری برای راه‌اندازی کسب‌وکار دارند و توسعه کارآفرینی در میان آن‌ها به بهبود توانمندی‌های فردی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند. با این‌حال، نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه پایین است و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. در این زمینه، زنان کارآفرین روستایی عمدتاً با چالش‌های اجتماعی، فرهنگی، مالی، مهارتی و فقدان مدیریت و تفکر راهبردی مواجه هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعه‌ای و از نظر ماهیت داده‌ها، کیفی و با روش داده‌بنیاد انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین و خبرگان دانشگاهی بودند که با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. پس از ۱۲ مصاحبه، قاعده اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته عمیق جمع‌آوری و برای تحلیل آن‌ها از فرآیند کدگذاری مبتنی بر رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین استفاده شد. روایی پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا نظیر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال‌پذیری و تناسب، قابلیت اطمینان و ثبات و قابلیت تصدیق مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پژوهش نیز با استفاده از روش پایایی بازآزمون محاسبه و ۸۶ درصد به‌دست آمد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که توسعه کارآفرینی زنان روستایی متأثر از شرایط علّی نظیر آموزش کارآفرینی (اهداف آموزش، شیوه‌های آموزش و نتایج آموزش) و عوامل روحی-روانی (ویژگی‌های فردی و انگیزاننده‌ها)، عوامل زمینه‌ای نظیر چالش‌های کارآفرینی زنان (چالش‌های اقتصادی و اجتماعی) و عوامل مداخله‌گر (توسعه خدمات، بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری) است. افزون بر این، یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای توسعه کارآفرینی زنان روستایی نظیر مشتری‌مداری، ایجاد وفاداری در مشتریان، انعطاف‌پذیری، تبلیغات اجتماعی و محتوایی هستند که پیامدهایی نظیر منفعت فردی و توسعه اقتصادی را برای زنان کارآفرین روستایی به‌همراه دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: با توجه به یافته‌های پژوهش، رفع موانع و چالش‌های فراروی توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی و اتخاذ تدابیر و خط‌مشی‌های حمایتی از سوی سیاست‌گذاران و متولیان امر، جهت افزایش نرخ مشارکت زنان روستایی در فعالیت‌های کارآفرینانه و همچنین پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و زودبازده روستایی، می‌تواند سازنده و راهگشا بوده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه کمک نماید.
۲.

مفهوم پردازی بهبود رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه رازی با تأکید بر توسعه آموزش کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار کارآفرینانه آموزش مهارت ها نگرش کارآفرینانه توسعه آموزش کارآفرینی الگوسازی کارآفرینانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: رفتار کارآفرینانه یکی از عوامل مهم در دستیابی به توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی است که می تواند با ایجاد شغل، تقویت نوآوری و بهبود سطح اقتصادی جامعه، تأثیر قابل توجهی بر پیشرفت کشورها داشته باشد. در این میان، آموزش کارآفرینی یکی از ابزارهای مؤثر برای ایجاد و تقویت این رفتار است. این نوع آموزش می تواند با تأثیرگذاری بر نگرش افراد، افزایش مهارت های عملی و ایجاد انگیزه، نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای کارآفرینانه ایفا کند. بااین حال، علی رغم تأکیدات نظری بر اهمیت آموزش کارآفرینی، در عمل، شکاف هایی در تدوین مدل های جامع و کاربردی برای ارتقای رفتار کارآفرینانه دانشجویان مشاهده می شود. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جامع برای بهبود رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه رازی با تأکید بر توسعه آموزش کارآفرینی است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در مرحله کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 نفر از اساتید دانشگاه رازی انجام شد. این مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و کدگذاری شدند. فرایند مصاحبه تا زمان اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله کمی، پرسشنامه ای بر اساس یافته های کیفی طراحی و بین 374 دانشجو توزیع گردید. نمونه ها به روش تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کیفی نشان داد که ده عامل اصلی بر رفتار کارآفرینانه تأثیرگذار هستند: 1) بهبود زیرساخت های آموزشی و ارتباطی، 2) آموزش خصوصیات روان شناختی، 3) بهره گیری از تجارب، 4) تغییر نگرش نسبت به رفتار کارآفرینانه، 5) آموزش مهارت ها، 6) آموزش بهبود رفتاری، 7) الگوسازی، 8) بهبود قصد کارآفرینانه، 9) راهبردهای آموزشی و 10) انگیزه دهی به دانشجویان. تحلیل کمی نیز نشان داد که این عوامل با ضرایب بار عاملی معنادار (بین 53/0 تا 82/0) در مدل نهایی تأثیرگذار هستند. در این میان، تغییر نگرش نسبت به رفتار کارآفرینانه (بار عاملی 82/0)، بهبود قصد کارآفرینانه (76/0) و آموزش مهارت ها (69/0) بیشترین تأثیر را داشتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای بهبود رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه رازی انجام شد و نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی از طریق عوامل مختلفی در شکل گیری و تقویت رفتارهای کارآفرینانه نقش ایفا می کند. از منظر نظری، این پژوهش مدلی مفهومی برای بهبود رفتار کارآفرینانه دانشجویان ارائه می دهد که می تواند به عنوان یک چارچوب مرجع در مطالعات آتی برای توسعه رفتارهای کارآفرینانه مورد استفاده قرار گیرد. از نظر عملی، یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و دانشگاه ها در طراحی برنامه های آموزشی کارآفرینی کمک کند. در این راستا پیشنهاد می شود دانشگاه ها با تقویت زیرساخت های آموزشی و ارتباطی، ایجاد فرصت های تعامل با کارآفرینان موفق و ارائه دوره های عملی و مهارت محور، به ارتقای رفتار کارآفرینانه در دانشجویان بپردازند. همچنین، مدیران آموزشی باید استراتژی هایی را اتخاذ کنند که انگیزه دانشجویان را برای ورود به حوزه کارآفرینی افزایش دهند و آنان را به سوی انتخاب این مسیر شغلی هدایت کنند. 
۳.

ارائه مدل تشخیص فرصت های کارآفرینی در میان زنان کارآفرین روستایی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارآفرینی فرصت های کارآفرینانه زنان کارآفرین روستایی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
این مطالعه با هدف ارائه مدلی برای تشخیص فرصت های کارآفرینی در میان زنان کارآفرین روستایی استان کرمانشاه انجام شد. روش پژوهش مطالعه ی حاضر، آمیخته و بر حسب محیط پژوهش، کتابخانه ای میدانی و برحسب ماهیت و روش پژوهش پیمایشی بود. این مطالعه به صورت آمیخته (کمی-کیفی) انجام شد. در بخش کیفی از 15 نفر از اساتید، کارشناسان و افراد متخصص در زمینه ی کارآفرینی روستایی در سراسر کشور در رابطه با تشخیص فرصت های کارآفرینی در میان زنان کارآفرین روستایی مصاحبه هایی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات این افراد از تحلیل مضمون استفاده شد. ابتدا سخنان این افراد استخراج و کدگذاری شد و مضامین استخراج شدند و سپس پرسش نامه ها تدوین شدند و بین 361 نفر از زنان کارآفرین در سطح استان کرمانشاه به صورت تصادفی ساده توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، از دو نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. در این مطالعه 71 کد و 9 مقوله (بعد) به عنوان عوامل تشخیص فرصت های کارآفرینی روستایی شناخته شدند. بر اساس کدبندی به دست آمده این 9 بعد اصلی شامل وجود پویایی رقابتی، دنبال کردن فرصت های نوآورانه، ایجاد ایده ها و راهکارهای نوآورانه، داشتن توانایی های کارآفرینانه، تعاملات و سرمایه های اجتماعی، داشتن هشیاری کارآفرینانه، نوع شناسی فرصت، محیط کسب وکار و عوامل فردی بودند. برای مناسب بودن سؤالات از تحلیل عاملی استفاده شد و همچنین برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده گردید. بر اساس نتایج این مطالعه، متغیرهای پویایی رقابتی، دنبال کردن فرصت های نوآورانه، ایجاد ایده ها و راهکارهای نوآورانه، داشتن توانایی های کارآفرینانه، تعاملات و سرمایه های اجتماعی، داشتن هشیاری کارآفرینانه، نوع شناسی فرصت، محیط کسب وکار و عوامل فردی بترتیب 00/58 درصد، 00/63 درصد، 00/58 درصد، 00/63 درصد، 00/63 درصد، 00/59 درصد، 00/63 درصد، 00/59 درصد و 00/52 درصد از واریانس تشخیص فرصت های کارآفرینانه را پیش بینی کردند و همگی بر تشخیص فرصت تأثیر داشتند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان