ضرورت دانش فقه و نقش آن در منظومه معارف اسلامی و نسبت فقه و عقل از مضامین این مقاله است. بیشترین حجم این نوشتار به اثبات این نکته اختصاص یافته است که فقه نه در صدد بیان علل عقلی احکام است و نه عقلاً یا منطقا میتوان به چنین احکامی دست یافت.
این تحقیق می کوشد تا توهم شیعه هراسی را، به عنوان یکی از مهم ترین تهدیدات بیداری اسلامی، کالبد شکافی نماید. از این منظر، علل بروز و راهکارهای مقابله با آن مهم ترین دغدغه این نوشتار است. به نظر نگارنده استراتژیست های هژمونی بین المللی، بعد از ظهور بیداری اسلامی در ایران، متوجه پتانسیل بالای قدرت نرم شیعه در جهت جریان سازی عدالت طلبی، ظلم ستیزی و استقلال طلبی شدند که اگر کنترل نشود به زودی مرزهای ایران را درمی نوردد و زمینه گسترش اسلام سیاسی و دولت های اسلامی مشابه ایران را در منطقه خاورمیانه فراهم می آورد. از این رو پروژه شیعه هراسی به منظور مصادره مفاهیم اصیل اسلام ناب طراحی شده است که راهکار مقابله با آن، بصیرت سیاسی و واکاوی آموزه های صلح جویانه، وحدت طلبانه و کنش ارتباطی متعقلانه و معنویت خواهانه اسلام است.
مهم ترین اصول و ارکان الگوی مدیریتی حضرت امام(ره) ذیل الگوی جامع اسلامی به عنوان یک مکتب جدید مدیریت سیاسی شامل: برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، هدایت و کنترل و نظارت، تبیین میشود.
هرچند عناصر اصلی این الگو با دیگر الگوهای مدیریتی، مشابه است ولی هریک از عناصر آن با عناصر الگوهای دیگر تفاوت ماهوی دارد و دارای نوآوریهای بدیعی از جمله: جامع نگری و هدف گذاری در برنامه ریزی، به کارگیری الگوی الهی ـ عقلانی در تصمیم گیری، ولاییبودن نظام سازماندهی، رهبری فراکاریزمایی و ... است که از مهم ترین شاخصه های الگوی مدیریت سیاسی حضرت امام(ره) به شمار میروند.
در کنار دو دیدگاه سنتى و سکولار، فریادهایى نیز شنیده مىشود که خواهان اصلاح گفتمان اسلامى درباره زن است . این مقاله به تبیین آراى شیخ محمد غزالى و شیخ یوسف قرضاوى، دو نمونه بارز این گفتمان اصلاحى، مىپردازد .
این واقعیت که عدالت و امنیت هر دو از فضایل عالی به شمار آمده و مطلوب جوامع مختلف هستند، پاسخ دادن به این سوال را که «در مقام تعارض، کدامیک از این دو اصل می باشند، و یا اینکه نسبت بین این دو فضیلت چگونه است؟»، بسیار دشوار می سازد. در مقاله حاضر نگارنده ضمن تعریف مفاهیم مذکور و تبیین مواضع بروز تعارض بین «عدالت» و «امنیت» در دو ساحت نظر و عمل، به دسته بندی دیدگاه های موجود جهت خروج از این وضعیت می پردازد. این دیدگاه ها عبارتند از: رویکردهای امنیت محور و عدالت محور. در ادامه ضمن نقد این رویکردها، دیدگاه بدیلی را که بر اصل تعامل استوار است، ارایه می نماید. مطابق این رویکرد جدید، باید بین دو وجه اصلی عدالت و امنیت (کارکرد و بنیاد) تفکیک قائل شد. تنها در این صورت است که مشخص می شود عدالت و امنیت در شرایط طولی (کارکرد امنیت با کارکرد عدالت و یا بنیاد امنیت با بنیاد عدالت) از در تعارض درنمی آیند و تنها در شرایط تقاطعی (کارکرد امنیت با بنیاد عدالت و یا بنیاد امنیت با کارکرد عدالت) چنین تعارضی امکان تحقق می یابد. در این مواقع نیز به طور طبیعی کارکردها بر بنیادها اولویت پیدا می کنند.
این نوشتار با تأکید بر واقعیت داشتن تنوع و تکثر در جامعه، تلاشهاى همسان سازى و یکسان سازى فرهنگى را شکست آمیز دانسته و در پایان با برشمردن وظایف دولتها در حفظ آزادى و ایجاد محیط امن براى همزیستى تمام مذاهب و اندیشه ها و قومیتها و پرهیز از هرگونه خشونت و سرکوب، به لیبرالیسم نوین دعوت نموده و پذیرش تنوع و کثرت از سوى دولتها را پایه هاى اصلى صلح و امنیت دانسته است.
نویسنده معتقد است تفکر اقتدارگرایانه در اندیشه سیاسى اسلام تحت تأثیر الگوى قبیلهاى قبل از اسلام و سلطنتهاى ایرانى قرار دارد و با نقد نگاه سنتى که متأثر از شرایط تاریخى است مىتوان عناصر صرفاً تاریخى را از عناصر عقیدتى و اسلامى در اندیشه سیاسى اسلام جدا کرد.