فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱٬۳۵۶ مورد.
رمان تاریخی در ادبیات فارسی کنونی (قسمت آخر)
حوزههای تخصصی:
تقابل «من» و «دیگران» در شعر «منظومه به شهریار» نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد نشانه- معناشناسی گفتمانی در بررسی متون ادبی و تجزیه و تحلیل آن ها، به عنوان روشی جدید مطرح می شود که می تواند راهگشای نگرش نویی از تحلیل معنایی این متون باشد. در این رویکرد، تولید معنا مستقیماً با شرایط حسی- ادراکی پیوند می خورد. در این شرایط، نه تنها معنا در گرو برنامه ای منطقی و هدفمند نیست، بلکه به واسطة حضور عامل حسی- ادراکی که نشانه را در سراسر گفتمان پدیداری می کند، پیوسته، سیال، چند بعدی و در حال تکثیر و زایش است. پژوهش حاضر در نظر دارد ضمن بررسی فرآیند گفتمانی در سه بعد عاطفی، حسی- ادراکی و زیبایی شناختی در شعر نیما و ارائة دیدگاه نشانه- معناشناختی، به عنوان روشی نو جهت بررسی متون، چگونگی تولید جریان سیال معنا را در اشعار نیما بررسی کند. این بررسی همچنین چگونگی مواجهة شاعر با پدیده های دنیای پیرامون خود و نگاه و رویکرد متفاوت او را مشخص خواهد کرد. بررسی نظام گفتمانی در شعر بلند نیما براساس دیدگاه نشانه- معناشناسی نه تنها موجد خوانشی جدید از شعر نو نیمایی خواهد بود، بلکه بیانگر چگونگی شکل گیری جریان سیال و پویای معنا و نیز بعد زیبایی شناختی در این شعر است.
کارکرد شاعرانه گزاره ها در شعر فروغ فرخزاد
حوزههای تخصصی:
این مقاله جستاری تحقیقی درباره ساختار گزاره های شاعرانه و چگونگی کارکرد هنری آن ها در شعر فروغ فرخزاد است. بخش اول مقاله به طرح مباحث نظری درباره کارکرد گزاره ها یا واحدهای گفتاری پایه اختصاص دارد. شیوه ارائه بحث ها در این بخش به نحوی است که ضمن تأملی انتقادی بر مباحث مطرح شده در معانی و بیان کلاسیک درباره خبر یا واحد گفتاری پایه، دستاوردهای مطالعات ادبی معاصر را به ویژه در زبانشناسی، نظریه شعری در آرای فرمالیست های روسی و ساختارگرایان مورد توجه قرارمی دهد. بخش دوم، کاربرد مباحث مطرح شده در بخش اول در اشعار فروغ فرخزاد است. در این بخش گزاره های شعر فروغ به چند دسته اصلی تقسیم شده و شیوه ارائه تحلیل ها در مورد کارکرد این گزاره ها به نحوی است که تا حدود زیادی چگونگی تحولات هنری گزاره ها را در شعر او به کمک جدول های آماری نمایش می دهد.
ناسازگاری نظریه با نوع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا هر رویکرد نقد ادبی قابلیت بررسی هر اثر ادبی را دارد؟ و از آن فراتر، آیا هر نظریه روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی و... قابلیت بررسی هر متنی را دارد؟ به صِرف مشاهده چند شباهت یا نشانه ای ضعیف و کوچک از بحث های موجود در یک نظریه می توان آن را برای تفسیر و تحلیل هر متن ادبی مناسب دانست؟ آیا نمی باید اصولا میان متن و نظریه ای که قرار است تحلیل گر و گشاینده رمز و راز و پیچیدگی های متن باشد، نوعی ارتباط و سازگاری و همگونی وجود داشته باشد؟ و در چه صورتی می توان گفت منتقد در ارایه خوانش تازه ای از مثلا یک متن کهن بنا بر یک نظریه علوم انسانی توفیق یافته است؟ شاید البته اگر منتقد برداشت و تحلیل جدیدی را از متن به دست دهد، اگر از راز و رمز اثر پرده بردارد، اگر بتواند فراروی درون مایه اثر را با اندیشه ها و نظرهای جدید نشان دهد، اگر با ارایه آگاهی های تازه درک ما را درباره متن دگرگون کند و در نهایت بتواند به کشف لایه ای ناشناخته از متن یا به شناخت جدیدی از آن دست یابد.
بررسی و مقایسه پروتوتایپ در رمان های «زمین سوخته» و «زمستان 62»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمونه های اولیه ای در زندگی واقعی هر نویسنده وجود دارد که به نوعی ذهن وی را برای آفرینش یک یا چند شخصیّت برمی انگیزد. نویسنده با استفاده از این ابزارها و مواد خام و نیز نیروی تخیّلش دست به خلق کاراکترهای داستانی اش می زند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به تعیین پروتوتایپ های رمانِ «زمستان 62» از «اسماعیل فصیح» و «زمین سوخته» از «احمد محمود» بپردازد. برای رسیدن بدین منظور، ابتدا شخصیّت های اصلی و فرعی رمان ها مشخّص و از لحاظ ساختاری تحلیل می شوند. پس از آن نوع پروتوتایپ مشخّص و در عین حال با هم مقایسه می گردند. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که «اسماعیل فصیح» در آفرینش آدم های داستانی اش در «زمستان 62» از پروتوتایپ های «طبقاتی» و «پروتوتایپ در زندگی خصوصی نویسنده» استفاده نموده است. «احمد محمود» در خلق کاراکترهای رمانش در «زمین سوخته» از پروتوتایپ های «طبقاتی» و «تاریخی» بهره برده است. هر دو نویسنده در خلق شخصیّت های داستانی شان از «پروتوتایپ طبقاتی» استفاده کرده اند. با این تفاوت که آنها گروه های مختلف اجتماعی را انتخاب نموده اند. «فصیح» طبقه روشنفکر و تحصیل کرده و «احمد محمود» گروه ها و طبقات آسیب پذیر جامعه را در دوران «جنگ» به عنوان پروتوتایپ کلی اثر خود برگزیده اند. آن ها تلاش کرده اند؛ تا در وجود یک یا چند شخصیّت رمان خود، ویژگی های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی این گروه ها را به تصویر بکشند.
نگاهی به مهم ترین گونه های هنجار گریزی زبانی در شعر نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرخی یزدی و توانمندی های غزل در عصر مشروطه
حوزههای تخصصی:
قالبهای شعر، در طول هزار ساله ادب فارسی توانمندیها و ظرفیتهای گوناگونی پذیرفته اند و برای بیان و تشریح انواع حالات و موقعیتهای انسانی و موضوعات و مضامین متفاوت مورد استفاده قرار گرفته اند. این قوالب بنابر ذوق و سلیقه مخاطبان خود یعنی غالب فارسی زبانان هر کدام در انتقال برخی از عواطف و احساسات از توفیق بالنسبه قویتری برخوردار شده اند، چنانکه قالب قصیده در سرتاسر ادب سرزمین ما، با اینکه برای بیشتر موضوعات شعری، از قبیل مدح، وصف، پند، عشق و... به کار گرفته شده است اما در زمینه مدح و مدیحه سرایی بنا به دلایل و شرایط خاص تاریخی از موفقیت بیشتری بهره مند گشته است، یا قالب رباعی در شعر فارسی با اینکه در زمینه های گوناگونی مورد آزمایش قرار گرفته است اما در نشان دادن بی وفایی دنیا و بی اعتباری عمر و تلخی مرگ، توفیق چشمگیری یافته است به نحوی که در ادبیات ما هر کس چنین اندیشه ای را خواسته است بیان کند تاثیرات و احساس درونی خود را در قالب رباعی به مخاطبان خویش عرضه داشته است...
اسطوره های شعر نیما
تحلیل تقابل رویکردهای زنان در ادبیات داستانی با تأکید بر داستان های دفاع مقدس
حوزههای تخصصی:
زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی، در دوران معاصر نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرهنگی دارند و حضور پررنگ آنها در اجتماع نیز در بسیاری از داستان ها انعکاس یافته است. در این مقاله، با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی تلاش بر این است که به بررسی چهار گروه از زنان یعنی زنان سنت گرا، طرفدار فرهنگ ایرانی، غرب گرا و زنان سرگردان در پنج رمان معاصر پرداخته شود. در این داستان ها معمولاً زنان سنتی، زنانی هستند که به کارهای درون خانه می پردازند و دغدغه های آنها همان مسائل درون خانه است. زنان طرفدار فرهنگ ایرانی، زنانی اند که از حیطه خانه بیرون آمده اند، به فعالیت های اجتماعی و سیاسی می پردازند و دفاع از آرمان ها و آموزه های فرهنگ ایرانی را وظیفه خود می دانند. گروهی دیگر، زنان غرب گرا هستند که به اظهار نظر درباره مسائل کشور می پردازند، از فرهنگ غرب حمایت می کنند، خواهان اصلاحات اساسی در وضعیت زن ایرانی هستند و به وضع موجود معترض اند. زنان سرگردان، نه مانند زنان غرب گرا شیفته فرهنگ غرب هستند و نه مانند زنان سنتی و طرفدار فرهنگ ایرانی، فرهنگ بومی را پذیرفته اند؛ بلکه در بین این دو فرهنگ سرگردان هستند.
معرفی - نقد/ بوطیقای شعر نو (نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیما یوشیج)
منبع:
پاییز ۱۳۸۵ شماره ۴۹
حوزههای تخصصی: