شعر و موسیقی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند . اما امروزه به دلیل گسترش فراوانی که هر یک از آنها یافته اند، از هم جدا شده اند. با وجود این، هنوز هم بین شعر و موسیقی پیوندی دیرینه برقرار است؛ به گونه ای که هر کدام بدون دیگری ناقص و نارسا است . به ویژه ، موسیقی که بدون شعر طراوت لازم را ندارد . در این مقاله سعی شده است اصطلاحات موسیقی مستعمل در دیوان خواجو مورد بررسی قرار گیرد و ارتباط بین نغمات موجود مقام ها، شعبه ها و آوازها تبیین شود . به این معنا که اگر اشاره کرده است، تقارن این دو اصطلاح در کنار « اصفهان » و « راست » شاعر مثلاً در بیتی به مقام یکدیگر از روی تصادف نبوده است، بلکه شاعر به ارتباط موسیقی این دو مقام و تناسب نغمات بین آنها نظر داشته است . در این راستا برای اثبات گفته خویش از کتب قدیم موسیقی نظیر « مقاصدالالحان » و« جامع الالحان » مراغی و« بحورالالحان » فرصت الدوله شیرازی و کتب امروزی موسیقی و مقالات موجود استفاده گردیده است.
خواجه ابوالحسن علی بن حسن سیرجانی از بزرگان صوفیه قرن پنجم هجری است. وی شیخ کرمان بوده و در آنجا داروخانه و اوقاف و مریدان بسیار داشته و مورد تکریم بزرگان صوفیه از قبیل ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و هجویری قرار گرفته است. او که اهل سیر و سیاحت بوده در سیرجان درگذشته و آرامگاهش تاکنون باقی و زیارتگاه است. کتاب بیاض و سواد خواجه علی حسن که تاکنون به صورت نسخ خطی مانده است، در حقیقت طبقهبندی موضوعی اقوال مشاهیر صوفیه تا اواخر قرن چهارم است که در هفتاد و سه باب تنظیم شده و بیش از سه هزار فقره از سخنان بزرگان قوم را در بردارد. یکی از مهمترین ابواب بیاض و سواد "باب معرفه تاریخ مشایخ" است که در آن هفتاد و هشت تن از مشایخ صوفیه بر اساس منطقه جغرافیایی محل فعالیتشان تقسیمبندی و معرفی شدهاند.