نویسنده این مقاله با انتخاب اشعار و حکایات سعدی مسئله حب وطن را در آثار وی چه به صورت مستقیم: شامل بیتهایی که سعدی به طور واضح مقصود خود را بیان میکند و غیر مستقیم: اشعاری در وصف شیراز، بزرگان، رفتن و بازآمدن، بیان میکند که نشان دهنده احساس سعدی نسبت به شیراز و در نهایت به ایران است.
در دستورهای زبان فارسی دو اشکال مهم است : یکی اینکه بررسی نمی شود که قواعد دستوری زایاست یا نیمه زایا یا سترون ؛ دیگر اینکه در قواعد زبانی معمولا دارای استثنا هستند ، نه تنها استثناها آورده نمی شود بلکه حتی نامی از وجود استثنا نمی برند . در این گفتار ، نمونه تکواژهای نسبی ساز و استثناهای آنها بررسی شده است .
"نظریه پردازان ترجمه، عموما بر این باورند که ترجمه فعالیتی است ذهنی، پیچیده، آگاهانه و هدفمند. به طور کلی شاید بتوان گفت که در تمام مراحل ترجمه، گزینه های کلامی مترجم- اعم از سبک بیان، گزینش واژگان، انتخاب تعبیرات گوناگون، به کارگیری ترکیبات مختلف، و مانند این ها همه به گونه ای، آگاهانه یا ناآگاهانه، متاثر از جهت گیری های ایدئولوژیک وی است. در این مقاله، مبحث ایدئولوژی در ترجمه و تاثیرات آن بر کار مترجم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نخست، پدیده ی ایدئولوژی و مفاهیم گوناگون آن در زمینه های مختلف مورد بحث قرار گرفته و از دیدگاه زبان شناسی تعریف شده است. سپس، چهارچوبی که از سوی حتیم و میسن (1990، 1991، 1997) برای سنجش و تجزیه و تحلیل ایدئولوژی در متون ترجمه شده پیشنهاد گردیده است اجمالا معرفی شده و مقوله هایی که در حیطه ی آن قرار می گیرند. یعنی: گفتمان (discourse)، گفتمان گونه (genre) و متن (text)، هر یک جداگانه مورد بحث قرار گرفته؛ نمونه ای از ترجمه هایی که متاثر از هر یک از این مقوله ها است در جای خود ارایه شده و از منظر ایدئولوژی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بخش پایانی مقاله به واکاوی ترجمه انگلیسی داستان بوف کور، اثر صادق هدایت، در چهارچوب تحلیلی حتیم و میسن می پردازد و در حقیقت فشرده ای از یک پژوهش مفصل را ارایه می دهد.
"
عروض فارسی بر کمیت (کوتاهی و بلندی) هجا استوار است و شاعر، بر حسب الگوی وزنی، هجاهای شعر خود را انتخاب می کند. از طرفی، کمیت هجا مبتنی بر کمیت مصوت است. بنابراین، در عروض فارسی، کمیت مصوت معتبر است. اما ضرورت رعایت الگوی وزنی در شرایطی خاص موجب تغییر کمیت مصوت می شود، یعنی مصوت کوتاه به بلند بدل می شود یا بر عکس. برای مثال، به مصرع دوم بیت زیر توجه کنید: منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن از نی کلک همه قند و شکر می بارم Mana-mân ?â?e-re sâher ke be ?afsu-ne soxan ?az ne-ye kelk hame qan-do ?ekar mibâram ...
ساخت جملات اسنادی در زبان فارسی به صورت «مسندالیه + مسند + فعل اسنادی» است. زنجیره «مسند (اسم یا صفت) + فعل اسنادی» چنان زایاست که هیچ کاه اقلامی چون خنک شدن، زیبا بودن، چاق شدن، خوشحال بودن، معلم بودن، مهندس شدن را در واژگان یا فرهنگ های فارسی به صورت مدخل ضبط نمی کنند. در این مقاله، به دنبال آرا طباطبایی (1384) نشان داده ایم که در زنجیره «صفت + کردن»، «کردن» غالبا نه همکرد بلکه فعل اسنادی سببی است که با فرایندی سببی ساز از روی زنجیره «صفت + فعل اسنادی» تولید می شود. در این معنا زنجیره «صفت + فعل اسنادی سببی ’کردن‘» را نیز به دلیل زایایی این الگوی ساختاری نباید در واژگان ثبت کرد. در پایان، درباره دسته ای از ترکیب ها که با فعل اسنادی ساخته می شوند ولی باید آنها را در واژگان ثبت کرد بحث کرده ایم.