یکی از مهمترین عناصر زبان شعر ، موسیقی یا به قول فرمالیستهای روسی ( orchestration ) است ؛ چرا که ارزش هنری یک شعر تا حد زیادی مدیون وصلت موفقیت آمیز کلمات ، هجاها و واجها با موسیقی ؛ جهت انگیزش و برانگیختن مخاطب ، با شور زبان است . گاهی در شعر ، موسیقی است که از همه عناصر زبانی و ساختاری شعر در می گذرد و به جایی می رسد که غایت هنر شعر ، همیشه و همه جا آن بوده است ؛ لذت محض . ذوق موسیقایی شعر معاصر با دست کاری عناصر موسیقایی شعر کلاسیک ، مجموعه ای از عناصر و عوامل ساختاری نو را جهت هدایت و تحمیل ایدئولوژی شاعر بر ذهن خواننده به خدمت گرفت ...
آنندراج از جمله فرهنگ های لغتی است که در شبه قاره نوشته شده است. در این مقاله به نقد و بررسی فرهنگ آنندراج پرداخته می شود. هدف از این کار تحلیل، بررسی و نقد ساختار فرهنگ آنندراج بر اساس اصول فرهنگ نویسی است. بنابراین، ضمن توصیف ساختار این فرهنگ در بخش های مدخل، تلفظ، معانی، مباحث ریشه شناختی، نکات دستوری، شواهد واژه ها و منابع مولف، معایب این فرهنگ در بخش های مذکور بیان شده است. برای بررسی و تحلیل آماری چهارصد مدخل از حروف متفاوت «ب،س،ک،م» انتخاب شده است.
"رساندن سخن به جایگاه عالی بلاغت و رسایی، امری دشوار است که می توان گفت در طول تاریخ آرزوی همه کسانی بوده است که در میدان سخن وارد شده اند. دست یابی به چنین جایگاهی، چنان دشوار می نموده که حتی برخی گفته اند: «بلاغت کسبی نیست بلکه همینطور که جمال و صوت ودیعه خداوندی است، قوه بیان نیز من جانب اله باشند.» (حالی، 1316:73).
باید عوامل متعدد و بسیاری دست به دست هم دهند تا زمینه ارایه سخنی بلیغ و سلیس فراهم آید؛ یکی از مهمترین عواملی را که علمای بلاغت برای آن در این زمینه نقش مهم و اساسی در نظر گرفته اند، «رعایت مقتضای حال و خطاب» است که اهمیت آن موجب شده که از گذشته های دور، یکی از دانش های ادبی که بعدها دانش معانی نامیده شد، بدان اختصاص یابد.
در این مقاله با یاری جستن از برخی سفارش ها و شگردهای سخن سرایان بلیغی چون سعدی، حافظ، مولوی، بیهقی و عنصرالمعالی در این باب، تلاش گردیده ضمن نگاهی انتقادی به تعاریفی که تاکنون از این مقوله ارایه شده، با نظری نوتر بدین موضوع بنگریم؛ بویژه که محور اصلی بحث برخی از مکاتب و نظریه های ادبی معاصر، همچون «نظریه مرگ مولف»، «نظریه رویکرد به مخاطب»، «هر منوتیک»، «پست مدرنیسم» و «نظریه ای ادبی متن محور»، تا حدود زیادی با این موضوع پیوند می یابند."
روزبهان بقلی شیرازی از پرآوازه ترین عارفان قرن ششم است. یکی از مهم ترین آثار فارسی او عبهرالعاشقین است که جدا از اهمیتی که در شناخت عرفان عاشقانه دارد، از نظر نثر برجسته و شاعرانه اش نیز در خور توجه و تامل است. این مقاله سبک نثر شاعرانه عبهرالعاشقین را از سه منظر موسیقی و نظم در بیان، زبان اسلوب بیان و تخیل ـ که مهم ترین عناصر شاعرانگی کلام محسوب می شوند ـ بررسی کرده و نمونه هایی از کلام شاعرانه روزبهان را در معرض دید و داوری مخاطبان قرار داده است. بر اساس یافته های این پژوهش جلوه های گوناگون موسیقی کلام، صور خیال، عاطفه ای عمیق که بازتاب تجربه های عرفانی نویسنده است، زبان برجسته و خاص و ابهام برخاسته از آن، از جمله عناصری هستند که از نثر عبهرالعاشقین آشنایی زدایی کرده و آن را به نثری شاعرانه مبدل ساخته که در میان تمامی آثار منثور عرفانی فارسی متمایز و برجسته است. روزبهان با استفاده از این عناصر ظرفیت های عادی زبان معیار را برای ثبت یا بیان بخشی از تجربه های روحانی اش که عمدتا منطق گریز و بیان ناپذیرند افزایش داده است. از سوی دیگر به نظر می رسد ذهن و جان زیباپسند روزبهان در این آثار در پی شهود و ادراک زیبایی بر پهنه نثر فارسی نیز بوده است.
" هر یک از گونه های ادبی از ویژگی های سبکی خاصی برخوردارند. شناخت سبکی این گونه ها موجب حصول درک درست تری از آن ها خواهد شد. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های سبکی هجویات خاقانی در دیوان او می پردازد و آن ها را از نظر سطوح واژگانی، ادبی و معنایی مورد بررسی قرار می دهد؛ برای این منظور هجویاتی که مخاطب آن ها از وضوح بیشتری برخوردار بوده اند، مورد توجه واقع شده است. منبع مورد استفاده در این بررسی دیوان اشعار خاقانی بوده و از دیگر آثار او چشم پوشی شده است؛ دلیل این کار اهمیت دیوان او از نظر حجم و تنوع مطالب نسبت به آثار دیگرش چون تحفه العراقین می باشد. برخی از هجویات خاقانی در این مقاله از دیدگاه ساختارگرایان مورد بررسی واقع شده است. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به شناخت بهتری از هجویات خاقانی دست یافت؛ هم چنین این پژوهش می تواند مقدمه ای برای بررسی هجویات سرایندگان دیگر و دریچه ای به سوی شناخت سبکی هجو در ادب پارسی باشد.
"
موضوع اصلی این مقاله بحث و کنکاش درباره بعد نظری یا به تعبیری بوطیقای امیرخسرو است. در این مقاله با تکیه بر اثار سه چهره شاعر به اجمال جلوه های بوطیقای شاعر: محاکمات شعری، توصیف، مضمون سازی، وقوع گویی، چیستی شعر، ویژگی های شاعر، اهمیت سخن و شعر، انواع شاعران، نرگسانگی شاعر یا خودشیفتگی او به شعر و هنر خود، ترجیع شعر فارسی بر شعر عربی، صنایع و ...
مقاله حاضر حاوی تقریراتی از مرحوم استاد فروزانفر در سال تحصیلی 36-1335 شمسی در دانشگاه تهران است که به همت جناب آقای دکتر اسماعیل حاکمی نگارش و تنظیم شده و به لطف ایشان در اختیار پژوهشنامه فرهنگ و ادب قرار گرفته است. این یادداشت ها که پس از حدود پنجاه سال برای نخستین بار درج می گردد، شامل نکاتی در مورد تحول فکر و مضمون در دوره مغول و بازتاب آن در شعر و ...