فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۲۱ تا ۴٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
«مروری براژدهاکشان» یوسف علیخانی: داستانهایی کاملا ایرانی
حوزههای تخصصی:
از جیغ بنفش تا موج نور ( نگاهی به شعر هوشنگ ایرانی و احمدرضا احمدی ، نمایندگان دو جریان شعری معاصر )
حوزههای تخصصی:
تذکراتی درباره ترجمه دو مقاله در گلچینی از دیرینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه نامه دومنار [?نامه فرهنگستان، شماره 32، ص 107-110] مفید بود و مخصوصا برای اسامی نسخه هایی که ذکر کرده است (برای من). تصور می کنم معجم الحکمه (رقم 9) اگر هم در نوشته و خط او چنین بوده باشد درست نیست به قرینه آنکه آن را دانشنامه معارف شرقی دانسته است. این کلمه تصحیف یا تحریف مجمل الحکمه است که ترجمه گونه ای است از مجموعه رسایل اخوان الصفا. نسخه رقم (12) که به نوایی (امیر علیشیر) منسوب داشته است شاید مراد کتاب کوچک او به نام محاکمه اللغتین باشد ورنه اگر نسخه ای از فرهنگ ترکی - فارسی تالیف او را دیده بوده است تازگی دارد.
تضاد و تضادنما
توفان های آرام ( یادی از عمران صلاحی )
حوزههای تخصصی:
وفاق و وحدت در ادب پارسی
حوزههای تخصصی:
زبان شعر نیما
حوزههای تخصصی:
نوآوریهای نیما محدود به وزن و قالب و قافیه نیست. زبان شعر او نیز تازه است. وی تا آنجا که میتواند، زبان شعر را ساده می سازد و آن را به زبان نثر و نمایش نزدیکتر میگرداند. پرداختن به طبیعت و به کارگیری عناصر طبیعی و و بهره گیری از مفاهیم نمادین آنها در آفرینش تصاویر شعری نیز موجب محسوس تر و ملموس تر شدن اندیشه و احساس او میگردد. هرچه در شعر نیما هست ، طبیعی و از تحمیل و تکلف به دوراست. کلماتی که در شعر خود به کار میبرد یا تخیلی که آن را به تصویر میکشد ، غالباً با انگیزه ها و شور و شوق شاعرانه او متناسب است. زبانی زنده و خلاق که حقیقت مفهوم ذهنی شاعر را یکراست و آنچنان که هست، به ذهن هوشیار خواننده انتقال میدهد. وی سخنی را میپسندد که برخاسته از دل و جوشیده از جان باشد. او شعر را جدا از شاعر نمیداند و آن را جزئی از زندگانی میشمارد ، بنابراین زبان شعر او به زبان مردمان عادی نزدیکتراست. البته پرداختن به مسائل اجتماعی و بیان مفاهیم و مضامین مربوط بدان نیز از این لحاظ بیتاثیر نیست. توسل به شیوه تمثیل، حکایت پردازی و روایتگری نیز نزدیکی بیش از اندازه او به فرهنگ و زبان عامه را نشان میدهد. وی زیبایی را در سادگی میجوید. از پیچیدگیهای زبانی بیزار است و آن را نوعی انحراف میداند. سادگی زبان شعر نیما در نمونه های غنایی او مشهودتر است. حتی در سخنان بسیار عادی نیز روح شاعرانگی میدمد و بدانها زندگانی دوباره میبخشد. از این رو، دنیایی که در شعر خود میآفریند، آکنده از لطافت، طراوت، زیبایی و آکنده از زندگی است.
یگانگیها در سبک سخنوری جاحظ و سعدی
حوزههای تخصصی:
در میان سخنوران تأثیرگذار تازی و پارسی، جاحظ و سعدی دو چهره برجسته اند. وسعت اندیشه و علم، تنوع مطالب، نبوغ سرشار و نگاه ویژه به ادبیات، آن دو، شخصیتی را در زمره شخصیتهای ممتاز ادب پارسی و عربی جای داده است.
نظریه پردازیهای جاحظ در کتاب البیان و التبیین و الحیوان آمده است و شیوه سعدی در سخنوری در گلستان نمایان شده است.
موضوع اصلی بحث بیان وجوه مشترکی است که در آثار جاحظ مطرح شده و در نویسندگی و شاعری سعدی تأثیرگذار بوده است. موارد تشابه با ذکر برخی از آرایه ها و شیوه های بیان نشان داده شده است.
اخلاق منصوری و نسخه های خطی آن
حوزههای تخصصی:
اخلاق نویسی در گستره فرهنگ ایرانی عمری طولانی دارد. پیش از اسلام پندنامه ها و اندرزنامه ها و پس از اسلام ابتدا فلاسفه عربی نویس ایرانی، سپس دانشمندان و ادیبان فارسی گوی آثار متعددی در این زمینه آفریده اند. نقطه آغاز این مسیر ابوعلی مسکویه (421 ـ 320 ق) با تهذیب الاخلاق است و قُله آن خواجه نصیرالدین طوسی (597 ـ672ق) با کتاب ارزشمند اخلاق ناصری است که پس از وی به فاصله دو قرن کتاب مستطاب اخلاق منصوری، به قلم صدرالحکما میرغیاث الدین منصور حسینی دشتکی شیرازی (866 ـ 949 ق)، به رشته تحریر درآمد. این اثر از حیث ارزش محتوایی که با چاشنی فلسفی ـ عرفانی و گرایش به اشراق و وحدت وجود ابن عربی نوشته شده، اثری گرانقدر است و از مهمترین آثار مؤلف به زبان فارسی است. از حیث نثر ادبی و ارزش هنری ابیات و اشعاری که در آن از شاعران ادب و عرفان ایران اسلامی آمده درخور توجه است.
شاید به همین دلیل از این اثر نسخ متعددی در دست است که حتی دو نسخه از آنها به زمان حیات مؤلف اختصاص دارد. در این مقاله نسخ خطی محل رجوع نگارنده معرفی و بررسی شده است.
مطلب و مضمون
حوزههای تخصصی:
ترامتنیت مطالعه روابط یک متن با دیگر متنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط یک متن با متنهای دیگر از موضوعات مهمی است که با ساختارگرایی و پساساختارگرایی مورد توجه پژوهشگرانی چون کریستوا، بارت، ریفاتر، ژنت و... قرار گرفته است. ژولیا کریستوا نخستین بار در دهه 1960 اصطلاح بینامتنیت (Intertextualite) را برای هر نوع ارتباط میان متنهای گوناگون مطرح کرد. پس از آن ژرار ژنت با گسترش دامنه مطالعاتی کریستوا هر نوع رابطه میان یک متن با متنهای دیگر یا غیر خود را با واژه جدید ترامتنیت (Transtextualite) نامگذاری نمود و آن را به پنج دسته تقسیم کرد که بینامتنیت یکی از اقسام آن محسوب میشود. اقسام دیگر ترامتنیت عبارتند از: سرمتنیت ((Arcitextualite، پیرامتنیت ((Paratextualite، فرامتنیت ((Metatextualite و بیش متنیت (Hypertextualite) که هریک تقسیمبندیهای دیگری را شامل میشود. از این میان بینامتنیت و بیشمتنیت به رابطه میان دو متن هنری یا میپردازد و سایر اقسام ترامتنیت به رابطه میان یک متن و شبه متنهای مرتبط با آن توجه دارد. به عبارتی پیرامتنیت به رابطه میان یک متن و پیرامتنهای پیوسته و گسسته آن اشاره دارد. فرامتن رابطه تفسیری یک متن نسبت به متن دیگر مورد توجه قرار میدهد و سرمتنیت به رابطه میان یک متن و گونه ای که به آن تعلق دارد میپردازد. در این مجال کوشش میشود به چگونگی روابط میان متنی از نظر ژنت به تفصیل پرداخته شود.
نقد اجتماعی: عشق ها و پاساژها
حوزههای تخصصی:
صرف زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
روشن تر از آفتاب مردی . . .: تأملی در غزل سایه
حوزههای تخصصی:
پروفسور بزرگ علوی ، پاسخ به نقد و بررسی کتاب « تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران »
حوزههای تخصصی: