عنوان این مقاله، «زبان و کاربردهای باستانگرایانه در اشعار مهدی اخوان ثالث» متخلص به م. امید است. مقاله با مقدمه ای درباره زبان «امید» و تعریفی از باستانگرایی صرفی و نحوی (Archaism) آغاز می شود و با ارایه شواهدی در سه حوزه باستانگرایی های صرفی و نحوی، و کاربرد واژه های کهن، و کلمات و تعبیرات جدید یا کم کاربرد به همراه برخی نقد و نظرها به اتمام می رسد؛ در خصوص شواهد ارایه شده باید گفت که:اولا تمامی اشعار و منظومه های اخوان سطر به سطر و به دفعات مورد مطالعه و مداقه قرار گرفته است.ثانیا جهت اختصار سعی شده است به مهمترین آنها با حداقل مثال ها بسنده گردد.ثالثا شواهد ارایه شده تا حد ممکن از میان آثار مختلف و قالبهای جدید و قدیم باشد.
این معمایی که بیش از یک قرن ذهن دستوریان را به خود مشغول داشته ناشی از آگاه نبودن از مساله حاکمیت زبان است. منظور از حاکمیت این است که اگر یک گروه اسمی در جمله ای مرکب، هم در جمله هسته نقشی داشته باشد و هم در وابسته. و نقشها نیز متفاوت باشد، در این صورت گروهی که نقش نما دارد حاکم است. در این حل این معما به این صورت است که «ی» در جمله ای مانند:همان مردی که روزنامه می خواند، دوست من است. واژه «مردی» برای جمله روزنامه می خواند، نکره است اما برای جمله اصلی، معرفه و چون معرفه در فارسی نشانه ندارد و نکره نشانه دارد (ی)، حاکمیت با نکره است.
سر، ودیعه ای است نهاده در دل، که باید از نااهلان و نامحرمان، نهان داشته شود، در فرهنگ ما، به نگاه داشت راز، بسیار سفارش شده تا آنجا که رسیدن به مراد و مالا رستگاری را ، در گرو نهان داشت آن، برشمرده اند، هر چند تنگی سینه گنجایی راز را ندارد...
در مقاله پیشین از مقوله «ادب پارسی» گفتیم و گستره حضور آن در عرصه جهانی. امروز برآنیم تا کوله باریاز نیاز بربندیم و سفریدراز را به دیار راز آغاز کنیم. ره توشه ما در این سفر سبوییاز شبنم اشتیاق است و دفتریاز گلبرگ هایاوراق. بر سمندِ بال دار خیال مینشینیم و بر فراز دره هایماه و سال پرواز میکنیم. هفت خوانِ تلاش و کوشش را میپیماییم، تا به کوه تاریکِ تاریخ میرسیم. صخره هایابهام را میکاویم و غارهایابهام را مییابیم. امید، پشتوانه پویشِ ماست و چراغِ راه، عطش پژوهش ما. در تاریک زارهایغار پژوهش دورترین آثاریکه در تیررس نگاه ما قرار میگیرد، ادبیات پارسیباستان از عهد هخامنشیان است. آثار بجا مانده از آن، بیش از 400 واژه نامکرر بر رویلوحه ها، ظروف سیمین و زرین، سنگ نبشته ها و کتیبه هاییاست چون نقش رستم، نقش رجب و مرغاب در فارس، کوه بیستون، کوه الوند، ارمنستان، مصر و از همه مهم تر و مفصل تر کتیبه داریوش بزرگ در بیستون (523-486 ق.م(.از آن جا که بگذریم به «اوستا» کتاب مقدس زرتشتیان میرسیم، که علیرغم تنوع نظرها درباره تاریخ آن بر اساس اهم نظریات مستشرقان حدود 1200 سال قبل از میلاد مسیح پدید آمده است. آن چه امروز از آن میراث ادبیباقیمانده، مشتمل بر 83 هزار کلمه و 72 فصل درباره اندیشه هایدینی، نیایش ها و آیین هایمذهبیدین زرتشت و نیز فرهنگ مزدیسناست. این کتاب قدیمیترین سندِ ادبیایران است، که تا قرن هفتم میلادیدر شوون ادبیایران موثر بوده است. پس از «اوستا» کاوش را پیمیگیریم. ردپایداستان هایاسطوره ایاز قبیل جنگ رستم با دیوان را در دست نوشته هایسغدیمییابیم، که در اثریبه نام «دیونامه» درج شده است.