درخت حوزه‌های تخصصی

عرفان و تصوف در ادبیات

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
۲۳۴۱.

طریق بکتی و حال محبّت با نظر بر رساله گیتا و مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
محبّت از جمله مفاهیم محوری در آثار عرفانی هندو و اسلامی است. در تعالیم رساله بگودگیتا به عنوان مهم ترین منبع الهام عرفانی هندو، بکتی به معنای رابطه عاشقانه و از سر ارادت و اخلاص با خدا به عنوان سهل الوصول ترین طریق نجات انسان مورد تأکید است. در مثنوی جلال الدّین محمد بلخی نیز که نمونه ای از آثار عرفانی اسلامی در عصر پختگی اندیشه های صوفیانه است، محبّت (عشق) جایگاهی ویژه دارد و از عالی ترین احوال عارف و از مهم ترین مبانی و اصول تصوّف بشمار می رود. مفهوم محبّت با معرفت نیز ارتباط تنگاتنگ دارد. مقاله حاضر با هدف مقایسه این مقوله در سنّت عرفانی اسلام و هندوئیزم نگاشته شده است. برداشتی از خدا و معرفت او، رابطه محبّت با معرفت خداوند، غایتی که مترتّب بر طریق بکتی یا احوال عاشقانه است و تأثیرات عشق ورزی بر شخصیت محب (بکته)، در رساله گیتا و مثنوی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که در عرفان هندو، معرفت الهی محصول طی طریق محبّت و در عرفان اسلامی خاستگاه آن است. غایت این هر دو، رستگاری (اتحاد یا قرب محب و محبوب) و تأثیر وجودی آن تحوّل اخلاقی محب است.
۲۳۴۲.

خوانش ترامتنی مثنوی مولانا در خانقاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۱
مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» منظومه نسبتاً بلندی است که شهریار آن را به مناسبت روز مولوی سروده است. با اینکه این اثر تاکنون کمتر از سوی محققان نقد و بررسی شده است، می توان آن را از جنبه های مختلف تحلیل کرد. یکی از این رویکردها، تحلیل ترامتنی است که در این پژوهش به آن توجه شده و منظومه مذکور از این دیدگاه تحلیل و نقد و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و ازلحاظ فضای انجام کار، کتابخانه ای است. هدف از انجام آن، تحلیل روابط ترامتنی این اثر با متون مختلف ، به ویژه مثنوی مولوی، است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای این شعر، آگاهانه با متون مختلف پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آنها بهره مند شده است. مبتنی بر این ایده و براساس محورهای پنج گانه ترامتنیت ژنت، تأثیرپذیری شهریار از متون مختلف، به ویژه مثنوی مولوی، اثبات شده و این نتایج به دست آمده است؛ ساختار و محتوای مثنوی مولوی و شعر و اندیشه شاعرانی همچون رودکی، فردوسی، خیام، انوری، سعدی، حافظ و... در شکل گیری این شعر مؤثر بوده اند که بنابر تقسیم بندی ترامتنیت ژنت در پنج زیرمجموعه بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیش متنیت بررسی و تحلیل شده اند.
۲۳۴۳.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۲۳۴۴.

فیلسوف در چشم صوفی؛ جایگاه ابن سینا در اندیشه شیخ علاء الدوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
مقاله حاضر به بررسی دیدگاه های شیخ علاءالدوله سمنانی، فقیه و عارف قرن هفتم و هشتم هجری، در نقد ابوعلی سینا و حکما می پردازد. سمنانی با رویکردی توصیفی- تحلیلی، مبانی فلسفی و عرفانی را بررسی می کند. این پژوهش با استفاده از شیوه تحقیق کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی انجام شده و هدف آن ارائه دیدگاه سمنانی به عنوان یک صوفی درباره ابوعلی سینا به عنوان یک فیلسوف است. سمنانی در نقد نظریات مختلف در زمینه های کلامی، فلسفی و عرفانی، انتقادات جدی به آرای ابوعلی سینا وارد کرده و او را در زمره حکما و پیروان حکمت یونانی قرار می دهد. به اعتقاد سمنانی، سخنان حکما در بسیاری موارد غلط و بی اساس است که بیشتر بر مبنای عقل و برخلاف مذهب سنت و جماعت است. سمنانی در چهار مسئله کلیدی، شامل علم خدا به جزئیات، قدیم بودن عالم، انکار معاد جسمانی و تنعم و تألم روح در قیامت، به منازعت با آرا و اندیشه های ابن سینا می پردازد و براساس مشی کلامی و عرفانی خود به آن ها پاسخ می دهد. در بررسی آرای سمنانی و ابن سینا، تفاوت های بنیادینی در رویکردهای کلامی و فلسفی آن ها مشهود است. سمنانی، به عنوان یک عارف و متکلم، بر آموزه های دینی تأکید می کند و علم خدا را جامع و حادث بودن عالم را می پذیرد، درحالی که؛ ابن سینا با تفسیر کلی از علم خدا و تأکید بر پیچیدگی های حدوث و معاد روحانی، رویکردی فلسفی و آزاداندیشانه دارد.
۲۳۴۵.

مقایسه تطبیقی نگرش غزالی و ابن برجان در شرح اسما الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن برجان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می داند، درحالی که ابن برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومه ابن برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم نظرند، اختلاف در مبانی هستی شناختی، زبان شناختی و معرفت شناختی، به ویژه در مسئله اشتقاق اسما و حروف، نشان دهنده دو منظومه فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونه معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیه نفس در اندیشه غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی واسطه در دیدگاه ابن برجان - منجر می شود.
۲۳۴۶.

تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی با تمرکز بر «دستور الجمهور» و «کتاب النور»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، به مثابه تک نگاری های زندگی بایزید بسطامی می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، به ویژه مفهوم «بیش متنیت»، انواع دگرگونی های کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونی های دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که دستورالجمهور با تکنیک هایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکل یافته از بایزید ارائه می دهد که با گفتمان صوفیانه متأخرتر هم سوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» به جای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای هم سو نشان دادن آن با گفتمان شریعت و برجسته سازی پیوندهای سلسله ای با تمرکز بر رابطه سرسپردگی به جای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیت بخشی به جریان های صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسی های مناقب نامه ها به مثابه ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشان دادن تحولات گفتمانی برجسته می کند.
۲۳۴۷.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۲۳۴۸.

بررسی و تحلیل کارکرد راوی در مناسبات معنایی و انتقال مفاهیم کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
در دانش روایت شناسی، همواره نقش و کارکرد راوی ها در موضع انتقال معنا و بررسی چگونگی آن، مورد توجه تحلیل گران بوده است. ازآنجایی که در متون عرفانی، فهم و درک معنای عمیق متن به طور مستقیم وابسته به نحوه روایت آن است، بررسی چگونگی استفاده از راوی ها در این متون می تواند به درک بهتر ساختار معنایی آن ها کمک کند. حال این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی با تبیین مبانی نظری روایت شناسان و بهره گیری عملیاتی از نظریه ژنت در بخش بندی و کارکرد انواع راوی، به بررسی کشف المحجوب هجویری پرداخته است تا حضور هر نوع راوی در انسجام ساختاری متن و تأثیر انواع آن بر روند درک معنا و آموزه های عرفانی را بررسی کند. درنهایت، نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که در ابوابی که نویسنده به شرح احوال مشایخ و شرح فرقه های مختلف می پردازد، بیشترین تعداد راوی حضور دارد. راوی ضمنی یا انتزاعی که منِ دوم هجویری است، برای درک لایه های پنهان معنایی به کار گرفته می شود و با طبقات متفاوتی از خوانندگان عام و خاص در تناظر است؛ کاربست راوی در این اثر، با تبیین غیرمستقیم مفاهیم پیچیده عرفانی و ازطریق لایه های مخفی به صورتی هدفمند مرتبط است. راوی مخفی، عملاً تجربیات فردی عرفا را که قابل تعمیم نیست، از زبان راوی هایی ذهنی و آرمانی نقل می کند و متعاقباً بر مخاطب آرمانی و ضمنی تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
۲۳۴۹.

نگاه و نظرِ عاشقانه: پدیدارِ مضامینِ دیداری نگاره مجنون در هیأتِ گوسفندی به دیدارِ لیلی می آید از هفت اورنگِ ابراهیم میرزا متعلق به مکتب ِنگارگریِ مشهد در مقایسه با مضامینِ شاعرانه از روایتِ عطار و جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۷
نگاه و نظرِ عاشقانه دلدادگان یکی از موضوعاتِ پر تکرارِ شعر فارسی است و در این میان کوششِ مجنون برای دیدارِ لیلی بارها به نظم درآمده است. در مجلسی از این حکایت، مجنون به هیأت گوسفندی درمی آید و به دیدار لیلی می رود. این بخش از حکایت را عطار و جامی به دو شکل متفاوت روایت کرده اند. شکلِ تصویری این رخداد نیز در نسخه هفت اورنگِ جامی نگارگری شده است. هدفِ پژوهش استخراجِ مؤلفه های دیداری و شاعرانه هر دو متن برای نزدیک شدن به جهانِ معنایِ آن هاست. روشِ پژوهش توصیفی-تفسیری و شیوه گردآوریِ داده ها کتابخانه ای و برخط است. یافته هایِ پژوهش حاکی از آن است که در متنِ عطار دیدارِ دو یار، سروده نشده و صرفا خوش شدنِ حالِ مجنون آمده است. در روایتِ جامی جزییاتِ بیشتری از بیرون آمدنِ لیلی از خیمه، شناختنِ مجنون، تلاقی نگاه و از هوش رفتن مجنون وجود دارد. نگاره لحظه رسیدنِ مجنون در لباس گوسفند بر در خیمه لیلی را نگاریده که مجنون در هیأت گوسفند به لیلی خیره شده است. نگارگر با این که رسیدن مجنون نزد لیلی را روایت کرده اما باز هم در روایتِ بصری تلاقیِ نگاهِ دو دلداده را مجسم نکرده، درحالی که در روایتِ جامی لحظه دیدار و به هوش آمدنِ مجنون توصیف شده است. ارزش پژوهش به تأکید بر جایگاه توصیف و مقایسه برای آشکارگی دوباره متون است. نتیجه عمده افزون بر یافته هایِ پژوهش، تأکید بر جایگاهِ رخدادِ نگاه و نگریستنِ عاشقانه در سنت ادبی و تصویری است.
۲۳۵۰.

رباعیات مقالات شمس تبریزی از مولانا نیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۶
از حدود 197 بیت فارسی موجود در کتاب مقالات شمس تبریزی که حدود نصفِ آ ن ها به رباعیات اختصاص دارد، حداقل 40 رباعی در دیوان کبیر و آثار منثور مولانا نیز آمده است. همچنان که از انواع دیگر شعر مندرج در مقالات شمس، ابیاتی در غزلیات دیوان کبیر هست که در نظر اول به مثابه منبعِ اصلی اشعار مقالات تلقی می شود؛ استاد موحد نیز در تعلیقات مقالات شمس به صرفِ پیداشدن رباعی یا بیتی در دیوان کبیر، آن را به عنوان منبع استشهاد شمس تلقی کرده و گذشته اند. به استثنای چند مورد، با لحاظِ منابع کهن تری که در برخی تحقیقات، ازجمله مقاله موجود، برای هرکدام از ابیات فارسی مقالاتِ شمس پیدا و معرفی شده است، اکنون با اطمینان می توان گفت که شعری از مولانا در مقالات شمس نیامده است و اشعار مشترک مقالات و آثار مولانا، بیانگرِ تأثیر حیرت آور شمس بر مولانا بوده و حاکی از آن است که مولانا نه تنها کلمات و حکایات و آموزه های شمس را مغتنم شمرده و در مطاوی ابیات مثنوی و دیوان آورده است، بلکه حتی ابیات دیگران را که بر زبان شمس جاری شده، به مثابه یادگارهایی گران بها و الهام بخش، همواره بر لب داشته است. مریدانی که این ابیات را از زبان او می شنیده اند به تصور این که سروده های خودِ اوست، به نام او ثبت کرده و در دیوان او باقی گذاشته اند. در این مقاله تنها به منابع و سرایندگان رباعیات مقالات شمس پرداخته شده و جز چند مورد، برای اغلب آن ها منابع مکتوبِ کهن تری ذکر شده است.
۲۳۵۱.

سایه های کیش گنوسی بر آموزه های مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
بخش چشم گیری از ادب پربار فارسی به ادب عرفانی اختصاص دارد. متون عرفانی به دلیل اشتمال بر موضوعات متنوع، از دیدگاه های مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند. مطالعه و تحقیقات گسترده ی ادب پژوهانی مانند زرین کوب در متون عرفانی ایران، تاثیرپذیری عرفان اسلامی- ایرانی از آیین ها و مذاهب پیش از خود را به خوبی نشان می دهد. کیش گنوسی از دیرینه ترین مکاتب عرفانی است که به دلیل قدمت زمانی و نیز گستردگی دامنه ی تعالیم در دوران های پس از خویش، بی تردید نقش چشم گیری در شکل گیری مکاتب معرفتی متاخر داشته است. با توجه به نقش و جایگاه بی همتای مولانا در ادب عرفانی فارسی و بهره مندی بسیار او از مضامین عرفانی و به کارگیری آن در مثنوی معنوی، بر آن شدیم تا به این سوال پاسخ گوییم که : آیا مولانا به عنوان یک عارف مسلمان، در بیان آموزه های عرفانی متاثر از آموزه های گنوسی بوده و یا به عبارتی مضامین مشابه و مشترک با مولفه های گنوسیزم در اندیشه های او به چشم می خورد یا خیر؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که مضامین کلیدی و اساسی مانند هبوط، اسارت روح در جسم و کشمکش میان جان و تن، لزوم دل نبستن به دنیای ماده و ....که از پایه های عقاید گنوسیسمی است در مثنوی نیز بسیار مورد توجه و تاکید بوده و ظن تاثر مولانا از این مکتب را قوی تر و به یقین نزدیک تر می سازد.
۲۳۵۲.

تطور معنایی واژه «خدا» در متون اهل حق از قرن دوم هجری تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
تجلی خداوند اصل اساسی آیین اهل حق است. در این نگرش خداوند با تجلی عام، جهان هستی را آفریده و با تجلی خاص در جامه انسان جلوه گر شده است؛ ازاین رو، یارسانیان، انسان مجلای ذات (فیض) حق را با اوصاف مختلفی ازجمله «خدا» (پیشوا) و «ذات خدا» خوانده اند. ازآنجا که واژه خدا ابتدا به معنی مالک، صاحب و پیشوا به کار رفته و سپس به جهت تطور معنا به معنی «الله» رواج یافته است، عامه یارسانیان از این موضوع آگاهی نیافته اند، لذا گرایش به انسان خدایی در جامعه اهل حق پدیدار شده است. اینک این پرسش مطرح است که راه برون رفت از انسان خدایی چیست. یافته های پژوهش نشان داده است که مفهوم شناسی خدا در کلام دوره های مختلف دلالت می کند که معنای خدا در کلام آیینی بانیان اولیه یارسان با معنای آن در کلام دوره های بعد متفاوت است که تمیز کاربرد، معنا و مصادیق آن با قرینه لفظی یا معنوی مشخص است. این مقاله با روشی توصیفی تحلیلی براساس منابع اولیه و اصلی این آیین به بررسی و نقد ایده عالمان اهل حق پرداخته است که به انسان خدایی گرایش یافته اند. مفهوم شناسی واژه خدا و خداوند و مصادیق آن در کلام های مختلف از دیگر اهداف این مقاله است.
۲۳۵۳.

تحلیل ابیات برگردان در تفسیر قصه های دفتر اول مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
مولانا جلال الدین در ضمن نقل قصه های مثنوی، در موارد متعددی از روایت آن ها چشم می پوشد و به بیان معارف باطنی گریز می زند و پس از تبیین موضوعات متکثر عرفانی و در اعلام بازگشت به ظاهر قصه اصلی، از عبارتِ «این سخن پایان ندارد...» و تعابیر مشابه بهره می برد که در حکم بیت ترجیع و برگردان قصه های مثنوی است. آنچه تمامی این قصه ها را در متنی یک پارچه پیوند می دهد، در بعضی از واژه های کلیدی عبارت مذکور نشان داده می شود که در تبیین دقایق عرفانی مثنوی راه گشاست. هدف اصلی پژوهش عبارت است از تحلیل «ابیات برگردان» و نقش اصلی واژه های آن در توجه دادن مخاطب به پیام سخن و نیز چگونگی تبیین فرم و محتوای اندیشه های مولانا با استفاده از «ابیات برگردان». این پژوهش به شیوه تحلیل محتوا و باتوجه به قصه های دفتر اول مثنوی انجام شده است. بررسی ها نشان می دهد که مولانا با استفاده از «ابیات برگردان» و در محل تلاقی باطن و ظاهر قصه کلمات، اصطلاحات و ترکیباتی وضع می کند که برای کشف و بسط مفاهیم عرفانی در آن موقعیت کلامی نقشی تعیین کننده دارد. دقت در این معنی برخی از اغراض اصلی سخن را برجسته می کند و خلاقیت های معنی آفرینیِ مولانا را در دسترسی خواننده به مبانی عمیق تر تجربه عرفانی آشکار می دارد.
۲۳۵۴.

تحلیل عناصر معنادرمانی در منطق الطیر عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
منطق الطیر به عنوان یکی از متون مهم ادبیات عرفانی، نمادی از جست وجوی انسان برای یافتن معنا و حقیقت است. برای بازنمایی ابعاد بیشتر این اثر ارزشمند، پژوهش حاضر به بررسی ارتباط میان نظریه معنادرمانی و منطق الطیر می پردازد. شیوه پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی از نوع مضمونی است. پرسش اصلی پژوهش، این است که آیا عناصر معنادرمانی ویکتور فرانکل، بنیان گذار مکتب معنادرمانی (لوگوتراپی)، در منطق الطیر عطار حضور دارد و منطق الطیر می تواند در حوزه معنادرمانی که از رویکردهای نوین روان شناسی است، کاربرد شناختی مؤثری داشته باشد. یافته های این مقاله نشان می دهد که عشق، پذیرش رنج و شکیبایی در آن برای رسیدن به هدف، مسئولیت پذیری، تغییر نگرش به چالش ها و شوقِ یافتن حقیقت به عنوان عوامل کلیدی سفر پرندگان است. عشق به عنوان نیروی محرکه، نه تنها در شکل گیری معنا، بلکه در تقویت انگیزه و امید برای مقابله با چالش های سفر آنان نقش به سزایی دارد و دیگر عوامل نیز بن مایه های اصلی و پیش برنده روایت را شکل می دهند که با روان شناسی معناگرای فرانکل هم سویی چشمگیری دارند. همچنین در این پژوهش نشان داده شد که سیمرغِ منطق الطیر می تواند رمزی از مرتبه عالی وجودی، فردیت و تکامل غایی انسان باشد که در پرتو طلب معنا حاصل می شود. با نیل به این نتایج، این پژوهش سعی کرده است که اهمیت منطق الطیر را در شناخت ساحت روانی و معنوی بنمایاند و به اهمیت کاربردی ادبیات عرفانی در عرصه روان شناسی و تأثیر آن بر بهزیستی و کیفیت زندگی تأکید کند.
۲۳۵۵.

فرآیند گذار از «تبیین ساختاری» به «تأویل وجودی»: خوانش هرمنوتیکی در غزلی از عطار بر مبنای نظریه «استعاره زنده» از پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
غزلیات عطار نیشابوری با زبان نمادین و ساختار چندلایه، بستری غنی برای تحلیل متون عرفانی از منظر نظریه های معاصر فراهم می کند. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند آفرینش معنا در غزل عطار و ارائه الگویی نو برای خوانش متون عرفانی، غزلی را در چارچوب نظریه «استعاره زنده» پل ریکور تحلیل می کند. روش تحقیق حاضر مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و بر پایه نقد ریکور بر نظریه های «جانشینی» سنتی در سطح واژه، بر سازوکار نظریه «تنش یا تعاملی» در سطح گزاره و گفتمان تمرکز دارد. غزل منتخب براساس پیچیدگی استعاری و انطباق با قوس هرمنوتیکی ریکور (تبیین، فهم، تخصیص) انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهد که استعاره های بنیادین این غزل، ازطریق تنش حاصل از برهم کنش دو حوزه معنایی نامربوط، سه سطح اساسی کشف معنا را محقق می سازد: خلق تقابل های هستی شناختی، ترسیم مسیر تحول وجودی از سیر طلب تا فنا و رسیدن به اوجی که در آن، سکوت، والاترین زبانِ ادراک حقیقت می شود و بدین ترتیب تجربه عرفانی را به گفتمانی زنده بدل می سازد. این مطالعه با پیوندِ پدیدارشناسی هرمنوتیکی و عرفان شرقی، ظرفیت های نظریه ریکور را در تحلیل مفاهیم متعالی می سنجد و در قالب الگویی نظام مند، ابزاری تحلیلی برای متون عرفانی فراهم می آورد؛ خوانشی نوین که ظرفیت های نهفته در متن را در پرتو این نظریه آشکار می سازد.
۲۳۵۶.

ضمیر انعکاسی «خود خود» در غزلیات شمس (بررسی بازتاب یک ویژگی گویشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۴
مولانا در آفرینش های ادبی خود، به زبانِ طبیعی خانواده اش که زبان ناحیه وَخش و بلخ و شرقِ خراسان است، بسیار توجه داشته است؛ ازاین رو، بهره گیری از گویش های محلی این مناطق، برای فهم بهتر آثار وی اهمیت فراوان دارد. در غزلیات شمس، علاوه بر «خویش»، «خویشتن» و «خود» گاه «خودِ خود» نیز به عنوان ضمیر مشترک دیده می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی کاربرد اخیر است. برای دستیابی به این هدف، نخست شاهدهای ناظر بر کاربرد «خودِ خود» در غزلیات شمس و برخی متون دیگر ذکر می گردد، سپس تداوم و بقای آن در برخی گویش های امروزی نشان داده می شود. آن گاه، به کمک شمّ گویشی نگارنده، جوانب مختلف آن به دقت بررسی می گردد. بر این پایه، «خودِ خود» در گویش های فارسی رایج در بلخ، هرات، مناطق هزاره نشین افغانستان، شرقِ خراسان جنوبی و شرق خراسان رضوی و برخی متون کهن متعلق به این مناطق، «ضمیر انعکاسی» است و می تواند در جمله، نقش های دستوری مفعول بی واسطه، مفعول باواسطه و مضاف الیه را بر عهده گیرد. بیان این نکته هم ضرورت دارد که سبک شناسان و زبان شناسان، پیرامون اهمیت توجه به تفاوت های ناشی از متغیرهای جغرافیایی در گونه ها و سبک های فارسی اتفاق نظر دارند.
۲۳۵۷.

بازشناسی جایگاه شمس الدین محمد ساوجی در تاریخ تصوف ایرانی بر پایه شواهد تاریخی و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۵
شمس الدین محمد بن حسن ساوجی ازجمله مشایخ کمتر شناخته شده تصوف ایرانی در دوران پس از حمله مغول (سده هفتم هجری) است که باوجود اشارات پراکنده منابع تاریخی و تذکره های صوفیه به جایگاه معنوی و نفوذ اجتماعی او، تاکنون به طور مستقل موضوع پژوهش علمی قرار نگرفته است. شواهد تاریخی و نسخه شناختی موجود از جایگاهی نسبتاً برجسته برای او در میان اولیای قرن هفتم و هشتم هجری حکایت دارد. استخراج اطلاعاتی درباره او، از منابعی همچون تجارب السلفِ هندوشاه، چهل مجلسِ علاء الدوله سمنانی، تاریخ الاسلامِ شمس الدین الذهبی، نفحات الانسِ عبدالرحمن جامی به ضمیمه حواشی و گزارش هایی که برخی از کاتبان نسخه های خطی داده اند (همچون روایت علی بن حسام الدین مشهور به متقی الهندی، صاحب کنزالعمال درهامش نسخه بحرالحقائق و هامشِ نسخه بحرالحقائق به شماره 615) تا حدّی پرده از چهره این عارف کم شناخته برمی دارد. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که شمس الدین ساوجی، به احتمال بسیار، نسخه تفصیلی تفسیر بحرالحقائقِ استادش، نجم الدین رازی را در شوشتر به اختصار درآورده وآنچه امروزه از این تفسیر شهرت یافته، محصولِ تلخیص و پیرایشِ متن به همّت اوست. این مقاله، با اتکا بر داده های نسخه شناسی و منابع تاریخی، به بازخوانی و تحلیل نقش ساوجی در بستر تاریخ تصوف در جنوب ایران می پردازد و از این رهگذر، بر ضرورت بازشناسی چهره های حاشیه نشین در مطالعات عرفانی تأکید می ورزد.
۲۳۵۸.

راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
مدل ناهم خوانی-گره گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل توسعه یافته برای بررسی راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی، می کوشد ضمن توسعه نظری مدل مذکور، انطباق پذیری آن را با زمینه های غیر طنزآمیز و پیچیده تعلیمی-عرفانی نشان دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت وگوی منتخب از آثار عطار می پردازد که براساس انواع ناهم خوانی (مبتنی بر چارچوب و مبتنی بر کلام) و سازوکارهای گره گشایی (مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر کلام یا مبتنی بر استنباط) در شش الگو طبقه بندی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در گفت وگوهای عرفانی ناهم خوانی صرفاً تنش شناختی را برنمی انگیزد، بلکه جنبه آموزشی دارد و با بی ثبات کردن چارچوب های شناختی متعارف، خواننده را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می دهد. برخلاف طنز که به گره گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت وگوهای صوفیانه از گره گشایی به شیوه ای باز و چندلایه بهره می برند و فرایند تفسیری تکرارشونده ای را پرورش می دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می انجامد حال آنکه در گفت وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت وگوهای عرفانی فراهم می آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل نشده ناهم خوانی ها در گفت وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.
۲۳۵۹.

نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی جلال الدین دوانی (از قرن نهم تا چهاردهم قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۶
باتوجه به دگرگونی های آگاهانه و خودخواسته و دگرسانی های ناآگاهانه و ناخواسته ای که در گذر زمان در نسخه های خطی رخ داده است، اغلب هرچقدر تاریخ کتابت یک نسخه به روزگار مؤلف نزدیک تر باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است؛ بنابراین، اگر تصحیح متون براساس نسخه های عصر مؤلف یا نزدیک به عهد او صورت پذیرد، نتایج استوارتر و درست تری به دنبال خواهد داشت تاجایی که اساساً تصحیح متن زمانی ازنظر روش شناختی علمی خواهد بود که مصحح از رهگذر نسخه شناسی تاریخی به کهن ترین نسخه های اثر دست یافته باشد. در این راستا، روشن است که پیش از تصحیح علمی مجموعه آثار جلال الدین دوانی، دستیابی به قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از تألیفات او، مسئله ای ضروری است. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی دوانی است تا از رهگذر آن، نسخه های اقدم هر اثر وی شناسایی شود. در فرایند پژوهش، با بررسی فهرست بیش از هزار کتابخانه به چهارده زبان مختلف در دست کم چهل کشور گوناگون، حداقل هفت هزار نسخه خطی از آثار فارسی و عربی دوانی از قرن نهم تا پایان قرن چهاردهم هجری قمری ردیابی شده است. در این جستار، با روش مطالعه تطبیقیِ فهرست ها و نسخه های اخیر، مشخصات قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از آثار فارسی دوانی، ازجمله برخی از نسخه های دوران حیات وی روشن شده است که در تصحیح علمی آثار او راهگشا هستند. درمجموع، از رهگذر نسخه شناسی تاریخی انجام گرفته، ضمن دستیابی به ۱۱۵۴ نسخه خطی فارسی دوانی، نسخه اقدم ۲۳ اثر فارسی وی معرفی شده است.
۲۳۶۰.

بررسی شأن وجودی «حیوان» در آرا و اندیشه های ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
با اینکه معمولاً توجه به مسائل محیط زیستی و حیوانات، از دغدغه های متأخر بشری به حساب می آید، باید دانست مسئله «حیوان» و شأن وجودی آن، از مباحث درازدامن در حکمت و تصوف اسلامی است. ابن عربی در شرح آیاتی از سوره «صافات» مبنی بر رؤیای ابراهیم نبی و ذبح پسرش، این پرسش را پیش می کشد که حیوانِ قربانی چه مقامِ بلندمرتبه ای دارد که می تواند جایگزین پسرِ پیغمبر باشد. شیخ اکبر بررسی این سؤال را منوط به مبحث حضرت خیال می داند، چرا که معتقد است این رویدادها در عالم خیال واقع شده است و ابراهیم پیغمبر نتوانسته این رؤیای مهم را تعبیر کند. درست است که گرانیگاه مبحث شیخ، در فص اسحاقی از فصوص، رقم می خورد، اما رد رویکردِ متفاوت شیخ نسبت به مسئله حیوان را در آثار دیگر او نیز می توان سراغ گرفت. ابن عربی به شأن وجودی جانوران توجهی ویژه داشته است. نگاهِ دیگرگونِ او به حیوان نه تنها نسبت به بسیاری از هم نفسانِ و همتایان روزگارش، بلکه نسبت به حیات معاصرِ بشری نیز، نگاهی قابل تأمل است. روایت هایی در این جستار مورد توجه قرار گرفته که ابن عربی در آن اندیشه های متفاوتی نسبت به مقام حیوانی اظهار داشته است، به نحوی که در موقعیت های مختلف، حیواناتی نظیر شتر، گربه و گورخر را در جایگاهی رفیع تر از انسان ها و گاه بعضی از عرفا عنوان می کند. از نظر ابن عربی حیوان نزد خداوند دارای جایگاه ویژه ای است. به زعم او، جانوران، به هر دو نوع ادراک ظاهری و باطنی مجهز هستند و برخلاف آدمی، معرفتِ حیوانات نسبت به خداوند، معرفتی فطری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان