ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
۸۱.

لزوم تصحیح مجدد متون مکتب خانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
در دوره ی مشروطه نظام آموزشی ایران برای کودکان، مکتب خانه ای بوده است. این نظام، روش ها، آیین ها و اهداف خاص خود را داشت و کودکان برای سوادآموزی از کتاب های مصوّری که بیشتر به صورت چاپ سنگی بود، بهره می بردند. ذوالفقاری و حیدری در کتاب سه جلدی ادبیات مکتب خانه ای ایران، هفتاد متن مکتب خانه ای را از روی چاپ های سنگی آن ها چاپ کرده اند که در آن ها کمابیش لغزش هایی در ضبط واژگان دیده می شود. در این مقاله، نگارنده بعضی از سهوهای جلد اول را که به متون منظوم مکتب خانه ای اختصاص دارد، بررسی و تصحیح می کند. روش تصحیح، مقابله ی متن ها با نُسَخ چاپ سنگی است که تصاویرشان پس از هر قصّه ای آمده است. نتیجه ی حاصل از این پژوهش آن است که پاره ای از سهوها، متن را بی معنی و نامفهوم می سازد و تصحیح آن ها ضرورت دارد زیرا خواندن این منظومه ها، افزون بر این که هنوز برای کودکان و نوجوانان ما لذت بخش، آموزنده و سرگرم کننده است، در پژوهش های مرتبط با ادبیات کودک و تاریخچه و سیر تحوّل آن منبعی اساسی است و فلسفه ی نقل آن ها در ادبیات مکتب خانه ای همین تواند بود. تصحیح انتقادی متون مکتب خانه ای تا امروز فراموش شده است و جای خالی چاپ های منقح آن ها، در عرصه ی فرهنگ ایران احساس می شود.
۸۲.

بررسی نگرش استعماری در سفرنامه منطقه تاریکی اثر وی. اس. نایپل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
سفرنامه های وی. اس. نایپل (V. S. Naipaul: 1932-2018)، رمان نویس هندی تبارِ ترینیدادی-بریتانیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2001 میلادی، ابزاری سودمند برای شناخت هویت متناقض و پیچیده پسااستعماری او هستند. هویت نایپل برساختی از اعمال قدرت نیروهای گوناگونی همچون گفتمان استعماری، فرهنگ هند و تجربه مهاجرت است. تحقیق حاضر با در نظر گرفتن تجربه استعماری نایپل و پیامدهای آن بر هویت او، نگرش استعماری نایپل را در منطقه تاریکی (An Area of Darkness, 1964) بررسی می کند. این تحقیق با روش تحلیل منابع کتابخانه ای و مبتنی بر نظریه پسااستعمار و با تمرکز بر رویکرد گفتمان استعماری انجام شده است. پژوهش حاضر مدعی است که مؤلفه های شاخص نگرش استعماری در منطقه تاریکی بازتاب یافته اند و تصویرپردازی هند در این اثر، کلیشه های استعماری درباره جامعه و فرهنگ هند را تکرار و تقویت می کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد سرزنش فرهنگ هند در منطقه تاریکی نشان از تأثیر نگرش استعماری در هویت نایپل دارد. علی رغم تبار هندی نویسنده، نایپل به عنوان ناظری بی طرف به هند می نگرد تا عدم تعلق خود را به آن بیان کند. تضادهای دوگانه استعماری در روایت او از هند، نقشی محوری دارند. نگرش استعماری، هویت نایپل را با چالش های عدم تعلق، احساس بیگانگی و تناقض مواجه ساخته است.
۸۳.

بازتاب عرفان و دین در نمادهای دوگانه حافظ: تحلیل نشانه شناختی بر اساس مدل معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
خواجه شمس الدّین محمّد، حافظ شیرازی، در اشعار خود از نمادهای دوگانه، استفاده کرده است که در بطن خود، ترکیبی از مفاهیم عرفانی و دینی را به نمایش می گذارند. این نمادها، که به طور هم زمان به مفاهیم متضّاد و مکمل اشاره دارند، بستر مناسبی برای بیان تعارضات ظاهری و هم زیستی مفاهیم عمیق معنوی و اجتماعی فراهم می کنند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، نویسنده درصدد آن است تا با بهره گیری از مدل معنایی آگدن و ریچاردز که سه عنصر اصلی نشانه، مصداق و اندیشه را به عنوان اجزای تشکیل دهنده معنا معرّفی کند و به تحلیل دقیق این نمادهای دوگانه در اشعار حافظ بپردازد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که حافظ نه تنها تضّادهای ظاهری میان دین و عرفان را به تصویر کشیده؛ بلکه لایه های پنهانی از معانی عرفانی و دینی را آشکار ساخته است که در ورای این نمادها، نهفته اند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین روش های نمادپردازی حافظ برای بیان تعارضات میان دین و عرفان و کشف چگونگی هم زیستی این مفاهیم در چارچوبی واحد است. این تحلیل نشان می دهد که حافظ چگونه با ترکیب این نمادها به ایجاد پلی میان ظاهر و باطن، و مادیّات و معنویّات پرداخته و در نهایت، مخاطب را به سوی درک عمیق تری از حقیقت معنوی و انسانیّت سوق داده است
۸۴.

نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
۸۵.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۸۶.

تحلیل میدان های فقر، خوف و رجا در صد میدان خواجه عبداالله انصاری و مقایسه آن با التعرف لمذهب أهل التصوف، رساله قشیریه و کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
صد میدان خواجه عبدالله انصاری از متون مهم عرفانی است که مراحل سلوک را به صورت ساختاریافته برای سالکان مبتدی تدوین کرده است. این پژوهش، به روش تحلیلی تطبیقی، سه میدان فقر، خوف و رجا را در این اثر بررسی و با التعرف لمذهب أهل التصوف، رساله قشیریه، و کشف المحجوب مقایسه کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هرچند این مفاهیم در آثار بررسی شده، مشترک هستند، اما تحت تأثیر رویکردهای عرفانی، زمینه های اجتماعی و اهداف نگارش آثار، تفاسیر متفاوتی یافته اند. خواجه عبدالله انصاری با نگاهی ساختارمند و سلوکی، این مفاهیم را طبقه بندی کرده است. قشیری آن ها را در چارچوب اخلاق و شریعت، مستملی بخاری با رویکرد فلسفی و کلامی، و هجویری به صورت ترکیبی از نظر و سلوک عملی بررسی کرده اند. این مطالعه نشان می دهد که مفاهیم عرفانی در تصوف تحول یافته اند و هر مؤلف، متناسب با شرایط فکری و اجتماعی زمانه خود، تفسیری متفاوت از آن ها ارائه داده است.
۸۷.

تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۷
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی»  مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
۸۸.

«فطرت» از دیدگاه عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۹
فطرت از مباحث مهم حوزه کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان می دهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قول های پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااین حال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده می شود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش می توان به دیدگاه های او دراین باره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعه سیزده اثر از آثار روزبهان، افزون بر بررسی بسامد و تنوع معانی واژه فطرت، دیدگاه های عرفانی او را دراین باره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که واژه فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل اراده حق است. آدم (ع) ، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حق ّتعالی است. فطرت انسانی ویژگی هایی دارد و تغییر می کند. فطری بودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرح شده در آثار اوست.
۸۹.

نمودهای اختلال وسواس نجس پاکی در حکایت بط منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۲
وسواس ها که نوعی «اختلال عصبی» به شمار می روند، دریک تقسیم بندی کلی، به دو بخش فکری و عملی تقسیم می شود. اختلال وسواس نجس پاکی، یکی انواع وسوسه های عملی، و چهارمین اختلال از لحاظ اهمیت درمیان اختلال های روان پزشکی است. این اختلال عصب شناختی، زیستی و رفتاری که با افکار و رفتارهای وسواسیِ تکرارشونده همراه است، وقت بسیار زیادی را می گیرد و باعث اختلال در زندگی و کارکرد روزانه می شود. شخصیت «بط» در مثنوی منطق الطیر دچار نوعی اختلال وسواس نجس پاکی است و جستار حاضر که به شیوه ی توصیفی تحلیلی و با شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی مختصات این اختلال در شخصیت مزبور بپردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که نمود اختلال وسواس نجس پاکی در بط را می توان در دو ساحت مشاهده کرد: 1 آلودگی: انجام و اجرای رفتارهای تکراری (طهارت و شستشوی بیش از اندازه) بر اساس ترتیبات و الگوهای معین و به صورت یکنواخت (هر لحظه غسل کردن)؛ 2 جانماز آب کشی: که بط نهایت کوشش خود را می کند تا به منتهای پاکیزی برسد و جهد می کند تا کوچک ترین کوتاهی در توجّه به یک عمل مذهبی (در این جا غسل و طهارت) از او سر نزند. این خصیصه هم چنین سبب شده که بط دچار کمال طلبی و تا حدی خودپسندی نیز شود؛ زیرا این وسواس، بط را به جایی -رسانده که در این عالم فقط خودش را پاک (پاک رو، صاحب کرامات و زاهد مرغان) و بقیه را ناپاک می داند. هم چنین جستار حاضر سوای نمایش مختصات اختلال نجس پاکی و نمودهای آن در بط، هنروری ها و چیره دستی های شاعرانه ی عطار در پرداخت این موضوع را نیز نشان می دهد.
۹۰.

کارکرد تعین بخش روایت شناسی «نظریه ژار ژنت» در داستان کوتاه رئالیستی -با تکیه بر مجموعه داستان کوتاه«غریبه هاو پسرک بومی» احمد محمود-(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۳
روایت آنجا معنا و مفهوم مهمی می یابد که انسان برای درک پدیده های فردی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خویش نیازمند به شناخت آن می شود. روایت به طور خاص یک داستان است؛ داستانی که مجموعه ای از رخدادها در زنجیره زمانی در آن شکل می گیرد.در واقع، روایت آن چیزی است که داستان را بازگوید یا نمایش دهد و این نمایش یا بازگویی براساس نظریه روایت ژار ژنت(۱۹۳۰- ۲۰۱۸ ) باید در برهه ای از زمان باشد.روایت در داستان کوتاه به دلیل تمایل فراوان نویسندگان معاصر به روایت سوژه های اجتماعی تحت تاثیر مکتب رئالیسم است.این مکتب از جمله مکاتب مطرح و تاثیر گذار در ادبیات داستانی خصوصاَ داستان کوتاه معاصر ایرانی است. از مولفه های مهم این مکتب، نگرش ایدئولوژیک، زبان محاوره، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، تأویل و تفسیر وقایع تلخ جامعه، نمود طبیعی، ایراد عبارت های فلسفی، برجسته کردن امور عاطفی، وقایع سیاسی، نقدِ عملکرد دولتمردان، تشریح جزئیات وقایع و تبیین علل و عوامل حوادث را می توان نام برد. در جستار پیش رو، درصددیم که نظریه روایت شناسی ژرار ژنت در مولفه های رئالیسم موجود در مجموعه داستان کوتاه «غریبه ها» که دارای داستانی به همین نام و دو داستان کوتاه دیگر با عنوان های «آسمان آبی دز» و «با هم» اثر احمد محمود(۱۳10-۱۳81) را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در نظریه روایت شناسی ژنت سطوح گفتمان (مفهوم زمان و زیر شاخه های آن، وجه و لحن) و ترامتنیت مهمترین ویژگی های تمایز داستان و روایت دانسته شده این ویژگی ها به شکلی گسترده و ترکیبی با مولفه های رئالیسم قابل ارائه به مخاطب است
۹۱.

خوانش رویارویی هرمزد و اهریمن در بندهش از دیدگاه «نظم» و «آشوب» بر پایه نشانه شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
دوگانه های «نظم» و «آشوب» کارکردی کلیدی در تولید معنا و تفسیر فرهنگ در نشانه شناسی فرهنگی دارند. نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ و قلمرو آن را، متنی سرشار از نشانه می داند که از طریق این نشانه ها می توان سازوکار و عملکرد آن فرهنگ را بررسی کرد. مفاهیم نظم و آشوب در «بندهش» به عنوان متنی اسطوره ای دینی، نقشی ساختاری در سازوکار خلقت، توصیف جهان و جایگاه انسان دارد. نظم در بندهش که از آن به عنوان آفرینش هرمزدی یاد می شود به مشابه نظام نشانه ای به جهان، معنا می بخشد. از سوی دیگر آشوب اهریمنی و رویارویی او با هرمزد به عنوان یک نظام نشانه ای در تقابل با نظم، قرار دارد. تعامل نظم به عنوان عنصر ایجابی و سازنده با آشوب که عنصری سلبی و ویرانگر است به تولید معنا و خلق مفاهیم پیچیده می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به خوانش نقش محوری این دو نیروی متضاد به عنوان نمادهایی از نظم و آشوب در اساطیر و تفکّر فرهنگ ایران باستان می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آفرینش جهان در اساطیر یونانی، بابلی، شمال اروپا و اقوام آمریکایی بر ساختار آشوب بنا شده، اما در اساطیر مزدایی و در بندهش، آفرینش برپایه نظم نهاده شده و آشوب، عارض بر نظم است.
۹۲.

منطق فازی و مولانا: بررسی امکان تبیین مبانی معرفت شناسی مولانا با منطق فازی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر به واکاوی ساختار معرفت شناسی مولانا در مثنوی معنوی می پردازد و نسبت آن را با منطق فازی تبیین می کند؛ منطقی که در برابر دوگانگی صلب منطق ارسطویی بر پایه قلمرو ابهام پذیری، پویایی، پیوستگی، موقعیت مندی و مدرج بودن معرفت استوار است. برخلاف تصور رایج از ناسازگاری ابیات مثنوی، ساختار معرفتی آن، در چارچوب منطق فازی، انسجامی چندلایه، سیال و نظام مند می یابد. نتایج تحقیق نشان می دهد که سطوح معرفت شناختی در مثنوی معنوی شامل حس، خیال، وهم، ظن، عقل، علم و یقین، نه تنها ابزارهای ادراکی، بلکه جلوه هایی از نسبت وجودی انسان با حقیقت اند. او در سه ساحت عقلانی، شهودی و حضوری معرفت به ترتیب از سه روش منطق ارسطویی، منطق فازی و فرامنطق بهره می گیرد. جریان معرفت نزد مولانا پیچیده، چندجهتی و پیوسته است: گاه صعودی و عمودی، گاه بازگشت پذیر و دایره ای، گاه حلزونی و هم زمان در لایه های مختلف.
۹۳.

نگاهی تطبیقی به منش و کنش دو شخصیتِ: آشوکا و ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۸
ضحاک (اژی دَهاکَه/ آزی دَهاک) یکی از پیچیده ترین شخصیت ها در اسطوره های ایرانی و ادبیات حماسی فارسی است؛ چراکه او پیوسته نماد بدکاری و بدکیشی و بی دادگری بوده و می توان او را کسی پنداشت که بسیاری از خصوصیات بد شهریاران در تاریخ ایران یا در پیوند با فرهنگ ایران در او جای داده شده است. همین موضوع سبب شده تا داستان و شخصیت او لایه های گوناگونی از شخصیت های اساطیری و تاریخی را بپذیرد و ویژگی هایش با بسیاری از شخصیت های اساطیری و تاریخی مربوط به فرهنگ ایران تطابق یابد؛ از همین روی، پژوهندگان ضحاک را با کسانی سنجیده و همسان یافته اند. در ادامه این سنجش ها، نگارنده همسانی های ضحاک با یکی از پادشاهان سلسله مائوریا در هند یعنی آشوکا را پیش کشیده و به این نتیجه رسیده است که گویا این دو شخصیت، هر دو از سکاها هستند که در کشور هند استقرار می یابند؛ هر دو پدری راهب مسلک (مرداس و چاندرا گوپتا) دارند که حکومت او را تصرف می کنند و به آن پایان می دهند؛ هر دو به خون خواری و ناباکی آوازه دارند و البته با وجود ستمکاری، در نزد گروهی از مردم دارای محبوبیت اند؛ هر دو در زمان عدم حضور خود در کشور، جانشینانی (کندرو و کومار) بسیار مورد اطمینان دارند؛ هر دو آیینی هندی (بت پرستی/ بودیسم) را گسترش می دهند. آشوکا پس از ظلم بسیار طریق دین و یاری به مردم برمی گزیند. درباره ضحاک این ویژگی را نمی بینیم؛ اما برادرزاده یا نواده او یعنی کوش پیل دندان، چنین ویژگی ای دارد که شخصیت او را به آشوکا نزدیک می سازد.
۹۴.

بررسی و تحلیل رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دو منظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
جامعه شناسی زبان شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی روابط میان زبان و جامعه می پردازد. این رشته به تحلیل چگونگی تأثیر متقابل زبان بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگ و نیز تأثیر جامعه بر زبان می پردازد. در جامعه شناسی زبان عواملی نظیر جنسیت، طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن و قومیت در ایجاد تنوع زبانی نقش اساسی دارند. پژوهش حاضر به بررسی جامعه شناسی زبان در رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دومنظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان می پردازد و نگارندگان در پی آن هستند که با بهره گیری از شیوه توصیفی- تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهند: مؤلفه های جامعه شناختی زبان در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» کدام است؟ این مؤلفه ها در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» چگونه نمود یافته است؟ به منظور پاسخ دادن به پرسش های فوق، ابتدا مؤلفه های جامعه شناسی زبان از دو رمان مذکور استخراج و مؤلفه ها برمبنای جامعه شناسی زبان بررسی و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های جامعه شناسی زبان در رمان های مذکور عبارت از تحصیلات، جنسیت، سن، شغل، دین و مذهب، باورها و عقاید است.
۹۵.

بازآفرینی اسطوره ها در پویانمایی ربات وحشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
اسطوره ها پس از گذار از مرحله تکوین، بارها بازخوانی و بازآفرینی می شوند. بازآفرینی مضامینِ اساطیری در پویانمایی، گونه ای از اقتباس در آفرینش های هنری است. قابلیت های روایی، تصویرسازی، حضور عناصر داستان و مضمون های مرتبط با هویت یابی در اسطوره ها، فرصتی در اختیار نویسندگان و تهیه کنندگان صنعت فیلم سازی می گذارد تا پویانمایی هایی گیرا برای مخاطبان معاصر بسازند. بررسی چگونگی بازتولیدِ اسطوره ها در فیلم، موضوعی بینارشته ای و از حوزه های پژوهشی در ادبیات تطبیقی است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا بازآفرینی مضامین اسطوره ای را در پویانمایی ربات وحشی ((The Wild Robot, 2023 نشان دهیم. با توجه به چندبعدی بودن بن مایه های اساطیریِ این فیلم، برای تحلیل متن، هم از نظریه "زمان چرخه ای" و "فضای مقدس" میرچا الیاده و هم از نظریه "سفر قهرمان" کمبل بهره برده ایم. این پویانمایی توانسته است مضامین اسطوره ای "گایا"، افسانه آفرینش "آدم" و ماجرای "کشتی نوح" را ضمن ایجاد فضای سرگرمی به مخاطبان رده های سنّی پایین تر منتقل کند. یافته های پژوهش نشان می د هد، کنشگران رسانه ای که دغدغه های فرهنگی دارند با گزینش کهن الگوهای اساطیری، می توانند بخش های مهمی از باورهای فرهنگی و دینی را در قالب پویانمایی، بازتولید و بازتفسیر کنند و به این ترتیب، تأثیر به سزایی در احیای روایت هایی داشته باشند که نسل جدید مخاطبان، کمتر به سراغ آن ها می روند.
۹۶.

تحلیل تطبیقی عالم خیال منفصل در اندیشه مولانا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۳
بحث عالم خیال منفصل برای عرفا و همچنین فلاسفه بسیار مهم بوده است و هرکدام نظرات متفاوتی در باب این عالم داشته اند. از بین عرفا، مولانا در مثنوی به صورت غیرمستقیم اشاراتی به این عالم کرده است. ملاصدرا هم در اسفار اربعه، بخشی از کتاب را به این بحث اختصاص داده است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل آراء مولانا و ملاصدرا در خصوص عالم خیال از دو منظر هستی شناسی و معرفت شناسی انجام شده است که در ذیل آن، تفاوت ها و شباهت های نظریات آن ها بیان گردیده است. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و شواهد و نمونه ها از منابع کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان داد که در آراء مولوی و ملاصدرا در خصوص حقیقتِ قوه خیال متصل و وجود عالم خیال منفصل و عملکردشان اختلاف چندانی مشاهده نمی شود. هر دو به وجود عالم خیال منفصل معترفند. ضمن اینکه هر دو عالم خیال را باطن عالم ماده می دانند. ولیکن به دلیل اینکه نگاه مولانا به عالم خیال بیشترعرفانی و نگاه ملاصدرا هم بیشتر فلسفی است، درنتیجه در بازخورد با عالم خیال تفاوت هایی بین این دو اندیشمند وجود دارد.
۹۷.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۹۸.

فراگفتمان تبادلی (گزاره ها و چارچوب سازه ها) در مجله الحسینی الصغیر بر اساس انگاره هایلند(2005)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۷
فراگفتمان یکی از مباحث مطرح شده در حوزه تحلیل گفتمان می باشد. فراگفتمان، اصطلاحی برای نامیدن امکانات فرازبانی برای برقراری تعامل در گفتمان است. انگاره هایلند با دو بعد تعاملی و تبادلی یکی از کامل ترین الگوهای فراگفتمان است. فراگفتمان تبادلی به منظور سازمان دهی اطلاعات گزاره ای به کار می رود. مجلات، یکی از مهم ترین رسانه هایی هستند که مقوله فراگفتمان در آن نقش بسزایی دارد. مجلات با ویژگی بروز بودن و تداوم انتشار آن ها از جمله منابعی هستند که کودکان می توانند از طریق آن-ها، علوم و فنون و اطلاعات بسیاری را فراگیرند. مجله کودکانه "الحسینی الصغیر" از بروزترین مجلاتی است که گروه سنی کودک و نوجوان را مخاطب قرار داده است. از آنجا که در حوزه رسانه کودک و نوجوان و در راستای اهداف تربیتی و آموزشی، ارتباط میان نویسنده/خالق اثر ادبی یا هنری و مخاطب، اصلی ترین هدف تلقی می شود، بررسی ابعاد فراگفتمانی مجلات تخصصی کودک و نوجوان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی_تحلیلی به بررسی نشانگرهای گزاره ها و چارچوب سازه های فراگفتمان تبادلی بر اساس انگاره هایلند در 40 شماره از مجله الحسینی الصغیر پرداخته شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نویسندگان/هنرمندان این مجله، در حوزه فراگفتمان تبادلی، به همه نشانگرهای گزاره ها و چارچوب سازه ها توجه داشته اند. از میان گزاره ها و چارچوب سازه های فراگفتمان تبادلی، گزاره های اضافه ای با بیشترین بسامد جهت انسجام در متن برای درک بهتر خوانندگان از موضوع و هدایت آن ها به تفسیر مدنظر نویسندگان به کار برده شده اند.
۹۹.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.
۱۰۰.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۱
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان