فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۵٬۷۵۷ مورد.
بررسی رابطه سرودهای ملی حماسی با انگیزش احساسات و همبستگی و غرور ملی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال چهارم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۰
63 - 76
حوزههای تخصصی:
در هویت ایرانی، مولفه هایی نظیر مکان جغرافیایی، زبان فارسی، فرهنگ ایرانی، و معدودی عناصر دیگر دارای اهمیت هستند. سرودهای ملی حماسی را می توان حاصل جمع این سه مفهوم دانست زیرا با تکیه بر مفهوم سرزمین و استفاده از مفاهیم عمیق زبان فارسی و تاثیر گذاری از طریق فرهنگ ایرانی که تحت تاثیر فرهنگ اسلامی است به ایجاد حس غرور ملی می پردازند. در این پژوهش سعی شد تعدادی از مولفه های هویت ملی موجود در سرودهای ملی حماسی مطالعه شوند و چگونگی تاثیر آن ها بر ایجاد حس غرور ملی مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی، روش گرد آوری داده ها میدانی و اطلاعات از طریق پرسشنامه گردآوری شده اند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که در مورد ورزشکاران آهنگ (موسیقی) سرود نسبت به متن تاثیر بیشتری بر ایجاد حس غرور دارد. اما با بررسی جمع کل داده ها می توان مشاهده کرد که بیشتر آزمودنی ها در مورد ایجاد حس غرور، گزینه اول را انتخاب کرده اند که نشان از تاثیر زیاد سرودهای ملی حماسی بر ایجاد حس غرور در ایرانیان دارد. در مورد تاثیر متن / موسیقی در ایجاد حس غرور، برتری متن بر موسیقی کاملاً مشهود است.
معشوق شعری در ادبیات معاصر با تأکید بر شعر شمس لنگرودی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه سیر تحول شعر عاشقانه از گذشته تا امروز، ما را با شاعرانی آشنا می کند، که عشق جوهر وجود آنان و هم ذات شعرشان بوده است. بر این اساس تاکنون آثار و اندیشه تعدادی از شاعران نام آشنای معاصر چون احمد شاملو، فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، حمید مصدق، حسین منزوی و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است؛ اما راز و رمز شعر گروهی دیگر همچنان در پرده ابهام باقی مانده و کمتر کسی به سراغشان رفته است. این جستار به نقد و بررسی اشعار عاشقانه شاعر معاصر، شمس لنگرودی، و نگرش او به معشوق پرداخته است. در پنجاه و سه ترانه عاشقانه و دیگر اشعار این شاعر، شاهد نگرش جهانی و انسانی لنگرودی به معشوق هستیم. مخاطب شعر شمس به خوبی می تواند تفاوت های معشوق شعر سنتی را با شعر نو مورد مقایسه قرار دهد. این پژوهش سعی کرده است، الگوهای ارزشی معشوق شعری را در عاشقانه های شمس لنگرودی معرفی کند.
تحلیل و بررسی ساختارساقی نامه بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساقی نامه یکی از گونه های ادبیات غنایی در قالب مثنوی است که در بردارنده ی مضامینی مانند سرخوشی، اغتنام فرصت، و نیز گاهی متضمن مواعظ و نکته های اخلاقی و حکمی است؛ یکی از ساقی نامه هایی که می توان آن را از حیث درونمایه و مضمون متفاوت با نمونه های پیشین دانست، ساقی نامه ملک الشعرای بهار است؛ بهار با توجه به زمینه شعری خویش و نیز اوضاع اجتماعی، ساقی نامه ای با درونمایه ای اجتماعی و سیاسی سروده است. در این پژوهش ضمن سیری اجمالی در ساقی نامه سرایی و بیان ویژگی های آن، دستگاه های مختلف ساقی نامه بهار را با روش تحلیل ساختاری متن بررسی نموده و نشان داده ایم بهار با استفاده از زمینه اجتماعی، قالبی کاملاً غنایی را در خدمت موضوعی کاملاّ اجتماعی به کار گرفته است. حذف در دستگاه عروضی، انواع تکرار های آوایی و واژگانی، واژگان ساده و کاربرد اسامی مختلف حماسی و تاریخی، سادگی دستگاه نحوی و بلاغی و تناسب زمان از مختصات این اثر است؛ می توان گفت مجموع این عوامل نشان می دهد دستگاه های مختلف متن در ارتباط با موضوع از انسجام مطلوبی برخوردارند.
بررسی فنون رمزپردازی در رمان های «جزیرة سرگردانی» و «ساربان سرگردان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان دوجلدی «جزیرة سرگردانی» و «ساربان سرگردان» یک اثر رمزی است. دانشور برای استفاده از زبان غیر مستقیم رمز جهت بیان گفتنی های گوناگون از فنون متنوعی استفاده کرده است که همگی بدیع اند و در عین حال کشف آن ها تابعی از سازمان بندی متن داستان است؛ استفاده از صحنه های خاص، واژه های ناگزیر از تفسیر، وصف های رمزی، فراوانی حواشی، جملات معترضه، زمان های خاص و معروف، شعارهای مشهور، مکان های سیاسی، مفاهیم کنایی کلمات، تداعی معانی الفاظ، غالب ترین مفهوم کلمات، مشابهت های لفظی، احتمالات علمی، نمونه های خاص، مجاز به علاقة سببیت، اوصاف به جای اسامی، سنت های اساطیری، لازم معنی کلمات و جملات، مفاهیم کنایی عبارات، خاصیت اسامی و افزودن القاب معنی دار به اسامی، از جملة فنونی اند که در این رمان قابل استنباط اند. در استنباط این فنون صرفا به سبک، زبان، تفاسیر نویسنده، برآیند مقایسة تعدادی از صحنه ها، کیفیت تعامل صحنه ها با محتوای آن ها و نحوة سازمان بندی درونی متن متکی بوده ایم با این استثنا که به ندرت از آثار تاریخی شاهد آورده ایم. غرض این نوشته استخراج فنون هنری دانشور در ایجاد رمزهای بدیع برای کمک به گسترش دلالت های غیر مستقیم زبان فارسی و شیوه های داستان نویسی است.
ملاصدرا، فیلسوف ساقی نامه سرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساقی نامه ها، یکی از انواع ادبی مؤثر در ادبیات فارسی است که گفته می شود شکل تحول یافته ی خمریات ادب عربی است و در سیر تحولی خود با صبغه ای فلسفی، اخلاقی، عرفانی و انتقادی توسط شاعران ساقی نامه سرای فارسی عرضه شده است. این نوع ادبی از جهت ساختار و محتوا دارای ویژگی هایی است که کمابیش در اغلب آن ها تکرار می شود. از جمله ی این خصوصیات اشتمال بر بن مایه های اصیل متون عرفانی و کاربرد واژگان اهل تصوف و ادبیات مغانه چون ساقی و می و جام و چنگ و مطرب و... می باشد.
با تأمل در اشعار ملاصدرا، فیلسوف و حکیم نامدار عصر صفوی، دریافته می شود که اشعار وی بسیاری از خصوصیات نوع ادبی ساقی نامه را دارا می باشد. وی علاوه بر کاربرد واژگان، موضوعات و بن مایه ها ی این نوع، به شرح و بیان ارزشمندترین آموزه های حکمی و عرفانی حکمت متعالیه، که خود مؤسس آن بوده است، می پردازد. این پژوهش به شیوه ی تحلیل محتوا، به توصیف و تبیین اشعار صوفیانه ی ملاصدرا از منظر خصوصیات کلی ساقی نامه ها می پردازد و در پی پاسخ به این سؤال است که آیا می توان ملاصدرا را در شمار ساقی نامه سرایان ادب فارسی محسوب کرد؟
نمود تکنیک های طنز در ساختار پیرنگ داستان های «فرهاد حسن زاده»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«فرهاد حسن زاده» (متولد 1341)، یکی از نویسندگان طنزپردازی است که بسیاری از آثارش در حیطه ادبیات کودکان و نوجوانان است. داستان های طنز حسن زاده بیشتر برگرفته از واقعیت های جامعه با درون مایه های اجتماعی است که در آن با دیدگاهی انتقادی اما ملایم، به بازتاب مسائل و مشکلات اجتماعی می پردازد. او در داستان های طنزآمیزش از انواع تکنیک های طنز استفاده می کند که بیانگر تسلط وی بر شیوه ها و الگوهای رایج طنزپردازی است.
این مقاله با بررسی سه مجموعه داستان از آثار فرهاد حسن زاده، در دو بخش به کندوکاوی در شیوه های طنزپردازی وی می پردازد. بخش نخست این مقاله به معرفی تنوع تکنیک های طنز در این داستان ها می پردازد و در بخش دوم، نمود و بسامد این تکنیک ها در قسمت های مختلف پیرنگ داستان ها بررسی می شود. بر اساس یافته های این مقاله، تکنیک های طنزی که حسن زاده در داستان های خود به کار می برد، هر چند بر عناصر داستان مانند فضا، شخصیت پردازی، لحن، سبک، زبان و... تأثیرگذار است، نمود آشکار این تکنیک ها در ساختار پیرنگ داستان های وی است. این تکنیک ها با نمود در قسمت های مختلف پیرنگ (شروع، ناپایداری، گسترش، نقطه اوج، گره گشایی، پایان) در خط سیر روایت داستان قرار می گیرند و در جاهایی چون نقطه اوج و پایان، جزء بدنه طرح می شوند. در این میان با بررسی بسامد نمود این تکنیک ها در قسمت های مختلف پیرنگ، این نتایج به دست می آید که در میان قسمت های مختلف پیرنگ داستان ها، «شروع» و «گسترش» بسامد و تنوع بیشتری از تکنیک های طنز دارد و در قسمت «پایان» داستان ها نیز تکنیک «غافل گیری» و «چرخش طنزآمیز» بیشترین بسامد را دارد. هدف این مقاله، تحلیل این یافته ها و تبیین رابطه میان این تکنیک ها با ساختار پیرنگ داستان های حسن زاده با روشی توصیفی- تحلیلی است که در آن از ارائه داده های آماری، جدول و نمودار نیز استفاده شده است.
ارزش های تعلیمی امثال شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه در تقسیم بندی های شعری جزء ادب حماسی به شمار می آید ولی این اثر حاوی نکات تعلیمی بسیاری است که اگر آن را جزء ادب تعلیمی قرار دهیم رواست. بخشی از این ارزشمندی شاهنامه از دید حکمی به دلیل نوع داستانی اثر است. از سویی بخشی از ادب تعلیمی ما را امثال و حکم تشکیل می دهد و شاهنامه به دلیل کارکرد تعلیمی امثال و ارزش های تعلیمی خود یکی از گنجینه های بی نظیر فارسی از این حیث است.
امثال و حکم متأثر و برآمده از شاهنامه چند دسته اند: برخی از دل شاهنامه برآمده اند و سخنان خود فردوسی اند و برخی دیگر از زبان قهرمانان برای تأیید یا روشن کردن سخنشان بازگو شده اند و دسته ای را نیز بعد از فردوسی،گویندگانی گمنام در جمع بندی ماجراها در طول قرن ها ساخته اند.
این مقاله بر آن است تا با اشاره مختصر به گونه های اول و دوم، به گونه سوم به شکل مبسوط بپردازد چه مثل های برآمده از شاهنامه در ادبیات عامیانه، اغلب کارکردی تعلیمی دارند و ایرانیان در طول قرن ها که از خلق شاهنامه و حماسه و اسطوره می گذرد، قضاوت خویش را در مورد این شخصیت ها به شکل عمومی و در دل این امثال بازگفته اند که همه حکایت از نفوذ عجیب این داستان ها در دل و ذهن آنها دارد.
بازتاب عنصرِ مکان در ادبیات زندان مطالعه موردپژوهانه: (ورق پاره های زندان بزرگ علوی و یومیات الواحات صنع الله ابراهیم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندان و ادبیّات وابسته به آن از دیرباز وجود داشته است. ادبیّات زندان، ناله جان های فرهیخته ای است که به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی و اعتقادی به زندان رفته و طعم حبس و اسارت را چشیده و با قدرت بیان، به ثبت لحظه های سخت و اندوه بار خویش پرداخته اند. این ادبیّات به دلیل طبیعت و ماهیّت خاصّ خود از جنبه های مختلف عناصر ادبی چون عنصر مکان، زمان و شخصیّت نیازمند بررسی دقیق است. از طرفی شناخت انواع مکان و راه و روش حضور آن در ادبیّات زندان و همچنین ارتباط و تأثیر آن بر این نوع ادبیّات نیز ملازم ممارست خاص است. نویسندگان در آثار هنری خود به مکان اهتمام ویژه ای داشته و آثار آنان با مکان روی دادن حوادث ارتباطی تنگاتنگ دارد. بزرگ علوی و صنع الله ابراهیم، دو نویسنده در حوزه ادبیّات زندان در ادب فارسی و عربی هستند. پژوهش تطبیقی حاضر در پی آن است که انگیزه های این دو نویسنده در روی آوردن به ادبیّات زندان، نحوه به کارگیری انواع مکان و نیز تأثیر این عنصر را بر ورق پاره های زندان بزرگ علوی و یومیات الواحات صنع الله ابراهیم مورد بررسی قرار دهد. با وجود همانندی بسیار در رویکرد این دو نویسنده به ادبیّات زندان، تفاوت های قابل ملاحظه ای هم بین آن دو وجود دارد و در خصوص به کارگیری انواع مکان، علوی بیشتر از مکان باز و اختیاری امّا ابراهیم از مکان بسته اجباری بهره جسته است. روش پژوهش در این مقاله، تحلیلی و توصیفی و بر اساس مکتب تطبیقی آمریکا است.
درآمدی بر نظریه عام کلیشه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نظریه عام کلیشه ها» یکی از نگاه های صورت گرایانه قرن بیستم به ادبیات عامیانه است که به تأثیر از مطالعات عامیانه، عبارت شناسی و واژگان شناسی صورت گرفت. جی. ال. پرمیاکوف زبان شناس و نویسنده روسی، با نوشتن کتاب از مثل تا قصه های عامیانه (1968) چارچوب نظری این نظریه را بنیان نهاد و با بررسی عناصر بازتولیدی زبان از قبیل ضرب المثل ها، چیستان، کنایات، قصه ها، و هرگونه عبارت قالبی و فرمولوار زبان در تقابل با متون تولیدی و خلاق زبان، نظریه عام کلیشه ها را معرفی نمود. پرمیاکوف و برخی هم نظران وی برخلاف گروهی که عقیده داشتند در آفرینش های ادبی باید از عناصر کلیشه ای زبان پرهیز شود و چندان نظر مساعدی به این گونه عبارات نداشتند، تلاش کردند که علت وجودی کلیشه ها و فواید ساختار آن را توجیه کنند. و نشان دهند که کلیشه ها صرفاً مشتی عبارات دست دوم، کهنه و پیش پا افتاده نیست.
پرمیاکوف از منظر زبان شناسی، نظریه عام کلیشه ها را ارائه می کند و حدود طرح کلی نظریه اش از ضرب المثل ها (کوچکترین واحد ادبیات عامیانه) تا افسانه ها (بزرگترین واحد ادبیات عامیانه) را شامل می شود و بیشتر به دنبال تحلیل ساختاری واحد های ادبیات عامیانه است. با استناد به عنوان فرعی این کتاب: «یادداشت هایی درباره نظریه عام کلیشه ها» می توان ادعا نمود که این نظریه هنوز کامل نیست و پرمیاکوف بیشتر به دنبال طرح مقدماتی این نظریه بوده است.
هدف ما از ارائه این نوشته، معرفی این نظریه و جایگاه آن در نقد ادبی است و برای این منظور، تلقی زبان شناسان و منتقدان ادبی را از منظر محققان شعر شفاهی و نیز صورتگرایان درباره ادبیات عامیانه جستجو نموده ا یم.
سبک کنایی «دو کلمه حرف حساب» کیومرث صابری فومنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طنزهای سیاسی و اجتماعی در مطالعات تاریخ سیاسی و اجتماعی، و بررسی خردورزی و خردستیزی آبشخوری پرشور و خروش از عواطف انسان های ظریف و حساس است. این گونة ادبی ابزاری مؤثر برای تحول آفرینی و اصلاح کژی ها و ناراستی هاست. طنزهای اجتماعی و انتقادی را می توان در پیوند با امر عقلانیت و به نوعی جامعه پذیری و مشارکت در روند رو به رشد حرکت اجتماعی و مردم سالاری دانست. با بازشناسی طنز به منزلة گونة ادبی تأثیرگذار در گفتمان انتقادی، می توان گامی به تحلیل جامعه شناسی ادبی نزدیک شد. طنزنویسان با بهره گیری از شگردهای ادبی انتقادات پوشیدة خود را مطرح می کنند و در مسئولان جامعه و مردم به خصوص نخبگان تأثیر می گذارند. طنزهای سیاسی کیومرث صابری، که از 1363 در ستون «دو کلمه حرف حساب» روزنامة اطلاعات چاپ می شد، نمونة برجسته ای از این گونه طنز و از جهاتی درخور تأمل است. در این مقاله، چگونگی استفادة او از کنایه در خلق تصاویر طنزآمیز نشان داده شده است. کنایه در طنزهای نخستین صابری کم تر است؛ ولی با گذشت زمان، به سبک نگارش صابری تشخّص بخشید و از عناصر شکل دهندة سبک شخصی او شد.
تحلیل ژرف ساخت گونه ی عشق و پیوند در حماسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرضیّه ی اصلی این جستار، اثبات تمایز و تفاوت موجود میان گونه ی عشق حماسی و غنایی بوده، موضوعی که تا کنون نه در ایران پژوهشی پیرامون آن انجام یافته و نه حتّی پژوهندگان چنین تمایزی را در تحقیقات خود مدّ نظر داشته اند. اکثر قریب به اتّفاق تحقیقات هم، پیوسته با دریافتی که از گونه ی عشق مطرح در متون غنایی داشته، بنمایه ی عشق و پیوند را در متون حماسی بررسیده اند. به دلیل فقر پژوهشی موجود در همین بستر، گاه حتّی با تکیه بر همین نگرشها، نوع ادبی یک یا چند متن حماسی نیز به نادرستی مشخّص شده است. این پژوهش سعی دارد تا با تشریح ابعادی ناگفته از ژرف ساخت گزاره ی عشق و پیوند در متون حماسی، ضمن نمایاندن ویژگی های خاص گونه ی عشق مطرح در متون حماسی، دریافتهای نادرست از نوع ادبی برخی از همین متون را نیز آشکار سازد. لذا در روش پژوهش، پس از در نظر داشتن تعریف جدیدی که از نوع حماسی به دست داده شده، نوزده روایت منظوم و منثور حماسی مورد بازخوانی قرار گرفته و برآیندهای آن به شکل توصیفی و تحلیلی در چهار بخشِ ارتباط مستقیم عشق با نام و ننگ و نقش این تعامل در آفرینش حماسه، دگردیسی قهرمان حماسه در چهره ی عاشق، پیوند با شاه دخت بیگانه و روایت شناسی گونه ی عشق حماسی ارایه شده است.
از واژه تا گواژه
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ابعاد مبارزة پهلوانان و جنگجویان شاهنامه، «گواژه زنی» و رجز خوانی هایی است که در قالب نوعی جنگ نرم مطرح می شود. پهلوانان در بیش تر مبارزات تن به تن با بیان ویژگی های پهلوانانه و جنگجویانة خود، در برابر حریف، او را به استهزا می گیرند. این جدال کلامیِ هم راه با تحقیر و تمسخر گاهی خود شخص و گاه خانواده و نژاد او را در بر می گیرد. نکتة مهم آن که؛ فردوسی با مهارت خاص و با شگردهای متعدد و متنوع واژه ها را در قالب ابیات منظم کرده و با لحنی استهزا آمیز و گواژه آلود بر زبان پهلوان جاری می سازد. کمتر پهلوانی در شاهنامه دیده می شود که به گواژه زنی نپردازد. در این میان رستم نقشی شاخص در گواژه زنی حریفان دارد و تا حدی به شرافت و اصالت خود پایبند است که کم ترین توهین را برنمی تابد.
بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل ابعاد مختلف ساخت و محتوای گواژه زنی ها در بخش پهلوانی شاهنامه است.
بررسی خوارق عادات یا خلاف آمد عادت ها در حماسه
حوزههای تخصصی:
هم چنان که مبالغه یکی از شرط های گریزناپذیر توصیف صحنه های میدان های جنگیست، خلاف آمد عادات یا خوارق عادات، نیز یکی از ارکان اصلی شعر حماسی بشمار می رود. خوارق عادات در این مقاله، شامل نیروهای آسمانی، نیروهای زمینی، عوامل انسانی و امور جادوییست و در شاهنامه فردوسی و چند اثر حماسه مذهبی، از جمله؛ حمله حیدریِ باذل مشهدی، حمله حیدریِ راجی کرمانی، خاوران نامه و علی نامه، بررسی شده است. مضامین این عنصر جدایی ناپذیر حماسه، در شاهنامه فردوسی که به تأثیر از فرهنگ باستانی ایران سروده شده، پررنگ تر از مضامین مشابه در حماسه های مذهبیست. بسامد نیروهای آسمانی در حماسه های مذهبی، بیش تر از شاهنامه فردوسی، و برعکس بسامد نیروهای زمینی، عوامل انسانی و امور جادویی در شاهنامه بیش تر از حماسه های مذهبیست.
دراسة الشکل القصصی فی القصص القصیرة عند أحمد محمود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد أحمد محمود أحد أبرز الکتاب القصصیین فی العقود الأخیرة فی إیران. فقد بدأ مشواره الأدبی بقصته القصیرة ""صب میشه"" (الفجر قادم)، ثم واصله بمجموعته القصصیة ""مول"" لیحلق برکب الکتّاب البارزین فی إیران بروایته الشهیرة ""الجیران"".
لقد کثرت الدراسات حول هذا الأدیب الشهیر وعالجت المضمون القصصی لدیه وستعالج هذه الدراسة موضوع الشکل القصصی وبنائه لدی أحمد محمود بشکل مختصر لتنتقل بعد ذلک إلی آثاره وأسلوبه فی کتابته القصصیة.
ستتناول هذه العجالة فی قسمها الأول 23 قصة قصیرة لأحمد محمود فی مجموعته ""از مسافر تا تبخال"" (من المسافر حتی القوباء ""الهربس"") لتدرس الحبکة، ووجهة النظر، والراوی، والشخصیات، والبدایة، والنهایة و... لتبین کیف استطاع الکاتب عبر استخدام لغة الوصف والتوظیف المتوازن للعناصر المتعلقة بالبناء القصصی أن یقدم صورة عن حیاة الطبقات الفقیرة فی المدن.
معشوقان جنگجو در منظومه های عاشقانه و افسانه های عامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بن مایه های داستان های عاشقانه جنگجویی معشوق است. در تاریخ اسطوره ای و افسانه ای ایران نام زنان و معشوقه هایی چون گلشاه، سروخرامان، گردآفرید، عذرا و سنمبر را می یابیم که درکنار عاشقان خود به صحنة نبرد آمده و چون مردان جنگجو از آنها دفاع می کردند. این آثار بازماندة حماسه های بزرگ یا بازآفرینی آنهاست و چنان در رمانس های عیاری و عاشقانه بسامد دارند که به صورت بن مایه درآمده اند. در این مقاله می کوشیم درکنار معرفی این منظومه ها و معشوقان آنها، کنش های این زنان جنگجو را نشان دهیم و معلوم کنیم که معشوقان در تمام منظومه ها منفعل نبوده اند.
ده داستان تحت بررسی در این مقاله عبارت اند از: بانوگُشَسْب ْ نامه، رابعه و بکتاش، سهراب و گردآفرید، شاهدخت ایرانی از هزارویکشب، حیدربیک و سمنبر، قهرمان قاتل، گردیه و خسرو پرویز، ورقه و گلشاه، وامق و عذرا، همای و همایون.
تجلی مضامین تعلیمی- اخلاقی در قصاید سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مضامین و درونمایه های تعلیمی (اخلاقی) سنایی بر اساس قصاید این شاعر سترگ ادب فارسی با روش توصیفی بررسی شده است زیرا مضامین و اندیشه های تعلیمی- اخلاقی سنایی بر اساس آثار گرانسنگ و ارزشمند او در ادب فارسی، بارز و برجسته است. نگارندگان بر آنند تا با بررسی این موضوع، ارزش ها و آموزه های اخلاقی موجود در قصاید این شاعر بلندپایه را بکاوند و برخی فضایل و رذایل اخلاقی به کار رفته در سروده های او را تبیین کنند. آنچه در این پژوهش حائز اهمیت است، پرداختن به موضوعات مشترکی است که در آثار دیگر سنایی از جمله حدیقه الحقیقه مورد توجه قرار گرفته است.
تأملی در نظریه انواع در ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گونه شناسی ادبی یا نظریه انواع ادبی یکی از نظریات مطرح در حوزه نظریه ادبی است که در حیات حدوداً دوهزار و چهارصد ساله خود محمل مناقشات، رد و قبول ها و جرح و تعدیل های فراوانی بوده است. در این مناقشات و مجادلات مسائل و مباحث مختلفی مطرح شده که سبب گسترش، تعمیق و امروزه تثبیت این نظریه شده است. این مقاله بر آن است تا از انبوه مباحث مطرح در این نظریه به مسائلی بپردازد که توجه به آنها در مطالعات گونه شناسانه ادبیات فارسی ضروری است؛ مسائلی چون: تعریف نوع ادبی، رابطه نوع ادبی با آثار ادبی، انواعِ انواعِ ادبی (انواع بنیادی)، قراردادهای نوع، نوع ادبی و ایجاد انتظارات، میزان رعایت قراردادهای نوع، نوع ادبی و بینامتنیت، زمان مندی انواع ادبی، نوع ادبی و فرهنگ، نوع ادبی و تاریخ ادبیات، دور در گزینش انواع ادبی، و تعریف و نام دهی انواع ادبی. این مقاله ضمن طرح این مباحث، به نقد رویکرد سنتی نظریه انواع ادبی فارسی پرداخته و ضرورت اتخاذ رویکرد جزئی نگرانه به انواع ادبی را متذکر می-شود.