فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۵٬۷۵۷ مورد.
تاثیرگذاری زاویه دید بر شبکه های ارتباطی در ادبیات داستانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روایت شنو (مخاطب) از عناصر لاینفک هر متن روایی (داستان) است. در بسیاری از روایت ها فقط یک روایت شنو وجود دارد، اما روایت های بسیاری نیز وجود دارند که روایت شنوهای آن ها بی شمار است. نکته جالبی که ما را به انجام این پژوهش برانگیخت، جنبه های متمایز کننده راوی از روایت شنو با تکیه بر زاویه های دید در ادبیات داستانی است. بسته به زاویه دید داستان بین راوی و روایت شنو از جهات اخلاقی، عقلانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی تفاوت وجود دارد. به عنوان مثال در داستان مسخ روایت شنو بر خلاف راوی هرگز به حشره ای غول آسا تبدیل نمی گردد (تمایزجسمانی)، در رمان «سقوط» به قلم آلبرکامو همگام با سیر روایت همدلی راوی با روایت شنو کمتر می شود، همچنان که هر خواننده ای (روایت شنو) از سنگ دلی راوی «بچه مردم» به خشم می آید (تمایز عاطفی). «بنیاجی» راوی رمان خشم و هیاهوی فاکنر در مقابل روایت شنوِ داستان از عقل سلیم برخوردار نیست (تمایز عقلانی). پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای با شاهد مثال هایی محدود (اما دقیق) به بررسی تاثیر زاویه دید بر شبکه های ارتباطی راوی، روایت شنو، کنشگران و عناصر تمایزدهنده آنها می پردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در زاویه دید اول شخص، دایره کنش های ارتباطی بین راوی و روایت شنو بیشتر از گونه زاویه دید سوم شخص است.
بررسی وجوه روایی در داستان های حماسی زبان بنیاد و مصور براساس «نظریة میک بال»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه از قدیم ترین انواع ادبی است که صورت داستان دارد، زیرا همانند داستان دارای آغاز، میانه و پایان است. حماسه از یک سو زاده اسطوره است و از سوی دیگر داستان و رمان را در درون خود جای داده است. این مقاله به شناخت بهتر بخشی از ادبیات حماسی گذشته فارسی که در متون حماسی بازتاب یافته و از ویژگی روایی و سادگی بیان برخوردار است، می پردازد، هدف این نوشتار تشریح ساختار روایی حماسه مصور (پرده خوانی) و حماسه زبان بنیاد (داستان رستم و اسفندیار) با تکیه بر «نظریه میک بال» است. چون هدف این مقاله بیشتر نشان دادن ویژگی های متن روایی در قالب ادبی حماسه است، به همین دلیل داستان «رستم و اسفندیار» انتخاب شد، سپس با در نظر گرفتن ویژگی های متن روایی براساس نظریه میک بال، توجه فردوسی به عناصر داستان نویسی و ساختار متن روایی مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش نشان می دهد که داستان حماسی (اعم از مصور و زبان بنیاد) نیز مانند دیگر انواع داستان های زبان بنیاد دارای خط سیر داستان (شروع، حرکت داستان به سمت اوج، اوج، گره گشایی و نتیجه نهایی) است.
ریخت شناسی تطبیقی مقامه های فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقامه های فارسی و عربی با وجود فراوانی و تنوع ظاهری، بنیانی همبسته دارند که حاصل ساختار روایی مشترک آن ها است. هدف اصلی این پژوهش، کشف و شناخت این ساختار روایی مشترک است. بدین منظور بر پایة «نظریة ریخت شناسی ولادیمیر پراپ» به ارزیابی 124 مقامة موجود در کتاب های مقامات بدیع الزمان همدانی، مقامات حریری و مقامات حمیدی پرداختیم و دریافتیم که ساختار روایات مقامه های فارسی و عربی از نظر انواع قهرمان و عملکرد آنان همانند هستند و در 31 «خویشکاری» و هفت حوزة عمل با نظریة ریخت شناسی ولادیمیر پراپ قابل تطبیق هستند. چنین رویکردی سبب شد، طرح 124 مقامه را در چارچوب الگویی واحد خلاصه کنیم و به این نتیجه برسیم که ساختار روایی این مقامه ها، در واقع اشکال مختلف از یک طرح اولیة بنیادین است که در خلق و ایجاد گونة مقامه مؤثر بوده است.
بررسی تطبیقی ساختار ترامتنی نمایشنامه های «لیلی و مجنون» و «مجنون لیلی»(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی و تحلیل مفاخره های صوفیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان و تصوف اسلامی از بدو پیدایش محملی آرام برای رشد اندیشه ها، سخنان و آیین های فراوانی بوده است. اکثر پیروان این مکتب دینی – اجتماعی تلاش فراوانی در تصفیه درون داشته اند و دیگران را برای خودسازی به شیوه خود دعوت کرده اند. در کنار باورهای دینی و اخلاقی، ابتکارات فکری و رفتاری نیز در بین صوفیان دیده می شود که در جوامع اسلامی مسبوق به سابقه نیست و خود بدان مستحسنات می گویند؛ از جمله این ابتکارات می توان به مفاخرات اشاره کرد. هرچند از منش و روش فکری اهل خرقه، تفاخر به دور از انتظار می نماید؛ اما متون و تذکره های صوفیانه، سرشار از این نوع سخنان است که قدری غریب است. این تحقیق بر آن است تا ضمن جمع آوری مفاخره های صوفیانه از تذکره های مهم و مختلف در سده های متوالی، به دسته بندی موضوعی و تحلیل محتوایی آن بپردازد.
داستان هوسباز پُلی برای رسیدن به بوف کور
منبع:
مطالعات داستانی سال سوم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
41 - 53
حوزههای تخصصی:
داستان هوسباز و بوف کور از جمله آثاری هستند که صادق هدایت در هند نوشته است. هدایت در سال 1315 به دعوت «شین پرتو» وارد بمبئی شد و در آپارتمان وی اقامت گزید. او در این شهر ابتدا داستان کوتاه هوسباز را نوشت و سپس آن را گسترش داد و از روی آن، رمان بوف کور را نوشته و منتشر ساخت. هر دو داستان در همان سال 1315 در بمبئی منتشر شدند. اهمیت این دو داستان و شباهت های کم نظیر ساختاری و محتوایی میان آن دو نویسندگان را بر آن داشت تا با رویکرد تحلیلی- تطبیقی به واکاوی این دو اثر بپردازند. از نتایج تحقیق برمی آید که دو داستان یادشده هم از نظر انتقادی یا بدبینانه به زندگی و گرایش شدید به انزوا و مرگ اندیشی و هم از نظر ساختاری و روایت گری بسیار به یکدیگر شبیه هستند. مقاله حاضر تلاش دارد تا همانندی های هر دو داستان را با دلایل و شواهد بررسی و تحلیل کند.
تأثیرپذیری گلستان سعدی از آموزه های تعلیمی قابوس نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سعدی شیرازی، شاعر زبردست و نویسنده شیرین سخنی است که همگان به عظمتش در شعر و ادب مقرّ و معترفند. کسی چون او نیست که در زمینه پند و اندرز، داروی تلخ نصیحت را به شهد شیرین لطافت و ظرافت کلام بیامیزد و چون معجونی شفابخش، دل هر ادب دوستی را با کلامش التیام بخشد. وی در گلستان پرنقش و نگارش در هر بابی سخن رانده و به راستی داد سخن را در آن داده است. گویا سعدی در نگارش این کتاب گرانسنگ به قابوس نامه عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر نظر داشته و در بیان بسیاری از مسائل حکمی و اخلاقی از آن تأثیر پذیرفته است. اگر از دریچه ادبیات تعلیمی به کتاب گلستان و قابوس نامه بنگریم، به گنجینه ای سرشار از مواعظ مشترک و حکم مشابه و نکات ارزشمند تربیتی یکسان برخواهیم خورد که هر یک می تواند سرلوحه زندگی علمی و عملی بشر قرار گیرد. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی، به بررسی گلستان سعدی و قابوس نامه از دیدگاه ادبیات تعلیمی می پردازد تا در پایان بتوان از میزان تأثیرپذیری سعدی از قابوس نامه در خلق گلستان همیشه خوش وی آگاه شد.
آموزه های تعلیمی مثنوی مولوی در حوزه آسیب های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر ادبی تعلیمی، اثری است که دانشی (چه عملی و چه نظری) را برای خواننده تشریح کند یا مسایل اخلاقی، مذهبی و فلسفی را به شکل ادبی عرضه دارد. مثنوی معنوی نمونه بارز ادبیات عرفانی علیمی است که در آن، مولانا به بهترین شکل و در قالب تمثیل و حکایات تعلیمی، آموزه های اخلاقی و عرفانی را به مخاطبانش آموزش می دهد. در این مقاله، برخی از نکات تعلیمی مثنوی و تأثیرگذاری آن بر شنونده و کارکرد آن در حوزه آسیب های اجتماعی بررسی می شود تا دریابیم مولوی چگونه از آموزه های مبتنی بر تجربیات ارزشمند خود برای تعلیم و تربیت بهره برده است و چگونه می توان از این آموزه ها در کاهش و ترمیم آسیب های اجتماعی در دنیای معاصر استفاده کرد. یافته های این تحقیق نشان می دهد مولوی عرفان را امری اجتماعی می داند و آموزه های عرفانی وی کاملاً در حوزه اجتماعی است و می توان با به کارگیری آنها از بسیاری از آسیب های اجتماعی جلوگیری کرد.
تصویر ایران و ایرانی در سفرنامه ژان شاردن تأملی در انگاره آفرینی و کلیشه ها در ذهنیت سفرنامه نویس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمل در تلقی خاص ملتی نسبت به ملت دیگر و تصویرهایی که هر ملت از دیگری در آثار خود ارائه می دهد، یکی از حوزه های مهم و پرثمر ادبیات تطبیقی است. موضوع این مقاله بررسی سفرنامة ژان شاردن جهانگرد فرانسوی و چشم اندازی است که وی از ایران عهد صفوی به تصویر می کشد. این مقاله در پنج سطح به خوانش روایت شاردن از فرهنگ و هویت ایرانی پرداخته است: در سطح نخست، خوانش متن با توجه به تضاد و تقابل شناخت شناسانه میان دو هویت «من» و «دیگری» و میان دو موقعیت «شرق» و «غرب» صورت گرفته است. سطح دوم شامل بررسی مسئلة یکسان انگاری «خود» با هویت «دیگری»، سازش پذیری یک جهانگرد و الزاماتی است که وی در میان ملت «دیگر» ناگزیر باید به آن ها تن دهد. در این سطح همچنین قیاس به مثابة یکی از راه های درک هویت «خود» مورد تحلیل قرار گرفته است. کانون توجه سطح سوم، ساختارهای زبانی و توصیفات متن است. نحوة خوانش روایت شاردن در سطح چهارم، تأکید بر مفهوم انگاره آفرینی و خلق کلیشه ها در ذهنیت سفرنامه نویس است. مبنای تأمل این سطح مسئلة تعدیل، تأیید و یا تشدید پیش فرض های ذهنی جهانگرد در جریان مواجه شدن با واقعیت ها و البته با در نظر گرفتن چارچوب گفتمانی و نظام های کلان برون متنی است. توصیف برش های خاصی از واقعیت های پیرامون در روایت شاردن، غلبة انگاره هایی مشخص بر سایر انگاره ها و بازسازی هویت «دیگری» به سطح پنجم محول شده است. در نهایت نشان داده شده که آنچه در روایت شاردن از ایران و ایرانی منعکس شده، تلفیقی از واقعیت های بیرونی، نحوة بینش جهانگرد و پیش فرض های ذهنی او و در سطح کلان تأثیرات تاریخی، فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیکی یا تمایلات سلطه جویانة اروپاییان در یک مقطع تاریخی مشخص است.
بازشناسی خدای نامه به روایت ابن مُقَفَّع
حوزههای تخصصی:
«خدای نامه» یکی از آثار برجسته ادبیات ایرانی به زبان پهلوی در موضوع تاریخ اساطیری- داستانی ایران باستان است که متأسّفانه هیچ نوشته ای از آن به زبان اصلی باقی نمانده است. خدای نامه را می توان یک نوع ادبی پنداشت که روایت های گوناگونی(دهقانی، موبدی و پهلوانی) از آن موجود بوده است. عبدالله بن مقفّع این کتاب را در قرن دوم ه.ق با عنوان سیرالملوک به عربی ترجمه کرد که پاره های پراکنده ای ازآن در برخی متون عربی باقی مانده است. بازشناسی و بازسازی این روایت ها رؤیای دست یابی به سیرالملوک و به پیرو آن خدای نامه را تاحدودی محقّق می سازد. این مقاله به بررسی این رویکرد با توجه به متون عربی بویژه نهایه الارب فی اخبارالفرس و العرب می پردازد که بخش عمده ای از سیرالملوک ابن مقفّع را در سپهر زمانی پادشاهی گشتاسپ تا خسروپرویز در خود دارد.
بررسی حرکت و تقابل در حکایت شیخ صنعان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حکایت شیخ صنعان طولانی ترین و معروف ترین حکایت منظومه منطق الطیر عطار است که تاکنون تحلیل ها و مطالعات فراوانی از جنبه های مختلف درباره آن صورت گرفته است. در این مقاله، حرکت و تقابل در حکایت شیخ صنعان بررسی شده است. در بررسی حرکت، از منظر بیرونی و درونی به این مؤلفه توجه شده است. طبق نتایج بررسی حرکات بیرونی از کعبه به روم و بالعکس صورت گرفته و حرکات درونی از دینداری به عشق ورزی و از عشق ورزی به دینداری توأم با معرفت روی داده است. در مبحث تقابل نیز تقابل اعتقادی، تقابل شخصیت ها، مکان ها، خواب ها، زن و مرد و زهد و معرفت بررسی شده است که بر این اساس کفر شیخ و دختر ترسا و دینداری شان تقابل درونی و تقابل خود شخصیت ها با یکدیگر تقابل بیرونی به شمار می رود. در بررسی این دو مؤلفه، به مصادیق آن ها در ابیات توجه شده و به عنوان شاهد مثال از آن ها استفاده شده است.
نمودهای سوگ هجران در خاطرات پایداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال چهارم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۰
29 - 38
حوزههای تخصصی:
ادبیات غنائی یکی از مهترین بسترهای انعکاس من شخصی نویسنده یا شاعر است. در داستان هایی که با قالب مناجات، مرثیه، وصف و بثّ الشّکوی سروده شده شاعر شخصی ترین مسائل و ادراکات خود را بیان می دارد. خاطره نویسی در سال های اخیر به دلیل شخصی نویسی مورد توجه بسیاری از نویسندگان برجسته و نوظهور پس از انقلاب اسلامی قرار گرفته است.این پژوهش با روشی تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. هدف از آن تمرکز در بافت تأملات نویسندگان خاطرات و نمودهای فراق است. پژوهش نشان می دهد که نویسندگان خاطرات پایداری به شیوه هایی توصیفی خاطرات سوگوارنه خود را که حاوی احساسات و تألمات درونی است، بیان می دارند.
اعتراض اجتماعی در شعر قیصر امین پور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ادب اعتراض، مقوله ای از ادبیات است که طی آن هنرمند به منظور بیان مشکلات جامعه و روشنگری و آگاهی بخشی، نارضایتی خود را از وضع موجود ابراز می دارد. شاعران متعهد، به واسطه رسالت و مسئولیتی که بر دوش خود احساس می کنند، نسبت به نابهنجاری های گوناگونی که به ویژه در ساختار اجتماعی و سیاسی می بینند، واکنش نشان می دهند. در ادبیات سنتی شاعرانی نظیر ناصرخسرو، سنایی، سعدی و حافظ و عبید زاکانی برای تحقق آرمان هایشان، اشعاری گاه صریح و روشن و گاه در لفافه و سربسته با ابزارهایی چون، رمز، کنایه، پندواندرز، هجو و طنز عرضه کردند. انقلاب مشروطه و کودتای 28 مرداد و حتی ادبیات هشت سال دفاع مقدس، مهم ترین ادواری هستند که شاعرانی معترض و آتشین سخن در دامان خویش پرورانده اند. قیصر امین پور یکی از شاعرانی است که با وجود شخصیت صلح جو و آرامش طلبی که دارد، ابعاد گوناگون اعتراضات اجتماعی، مذهبی، سیاسی و حتی فلسفی در آثار وی دیده می شود. قیصر، شاعری عدالت خواه است و روحیه اعتراضی و عدالت خواه او در اغلب آثارش به چشم می خورد. وی از «من» شخصی می گذرد و به «من» جهانی می رسد و به این ترتیب ابعاد گوناگون اعتراض را به تصویر می کشد. سه محور بنیادین اعتراض در شعر قیصر، شامل استکبارستیزی و اندیشه های ضد جنگ شاعر در قالب اعتراضات سیاسی؛ افکار پرسش گرایانه پیرامون نظام هستی، در قالب اعتراضات فلسفی؛ و نکوهش نابهنجاری هایی گوناگون اجتماع در قالب اعتراضات اجتماعی است. قیصر در قلمرو اعتراض شاعری میانه رو است. با این حال «چراها» و «دردها» در آثار قیصر بیانگر دغدغه ویژه او نسبت به جامعه پیرامون خود است که این مقاله، به این بخش از اندیشه های قیصر اختصاص یافته است.
نقد و تحلیل کارکرد ردیف در شعر سیمین بهبهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ردیف از ویژگی های بارز اشعار فارسی، به خصوص غزل است؛ به گونه ای که اکثر شاعران غزل سرا از ردیف به طرزی ویژه بهره برده اند و کمتر شعر موفقی را می توان یافت که ردیف نداشته باشد. حال باید روشن شود که این ردیف چه زیبایی ها و کارکردهایی دارد که حتی شاعران معاصر ما بدان گرایش دارند و برای نمونه، حدود هشتاد درصد اشعار سیمین بهبهانی مردّف است. ردیف مانند قافیه، شعر را آهنگین می کند و سطح زیبایی آن را بالا می برد و در تکوین موسیقی کناری مؤثر است. به نظر می رسد که سیمین بهبهانی تحت تأثیر شاعران سبک عراقی، رویکردی با بسامد بالا به ردیف داشته است. در پژوهش پیش رو کوشیده ایم با بازخوانی دقیق اشعار سیمین بهبهانی و بهره گیری از شیوه استقرایی و تحلیل محتوا، کارکردهای مختلف زبانی، ادبی و معنایی ردیف را در این اشعار بنمایانیم و تشریح کنیم، که چنین تلاشی می تواند درآمدی بر تحلیل زبان، جوهره ادبی وشاخصه های فکری شعر سیمین بهبهانی باشد.
تدبیر و چاره گری در شاهنامه فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شناخت خصایص و ویژگی های ملل فرهیخته جهان از خلال آثار حماسی آنان، می تواند نقش عمده ای در بررسی فرآیند تکوین فرهنگی داشته باشد. طبیعی و به جا خواهد بود که بگوییم دست یابی به گوهران ناب و زلال دریای بیکران نامور نامه باستان، شاهنامه فردوسی، چهره گشایی فرهنگ دیرپای ایران زمین است. فرهنگ هر قوم بازتاب عواطف و احساسات، آیین ها و نگرش ها، دین ها و باورها و سنن مردم آن قوم و دیار است، که عناصر و مؤلفه های فراوانی در سامان بخشیدن به آن ها موثرند، از طریق این عوامل می توان به وجود چاره گری ها در شاهنامه برای رویارویی با تندخویی های اهریمنانه و بهره گیری از تدابیر شایسته در جهت ساختن جهانی نیکوتر و برتر اشاره کرد. این مقاله در پی آن است که با پژوهشی گذرا در گرامی نامه سترگ حکیم بزرگوار توس راهی به سوی تدبیرها و دوراندیشی ها بگشاید و با شناخت این تدابیر و چاره گری ها، راز و رمزی دیگر را که در این اثر بزرگ حماسی وجود دارد آشکار سازد.
مقایسه تحلیلی متن نمایشنامه های برگرفته از داستان سیاوش با روایت فردوسی
حوزههای تخصصی:
شاهنامه به عنوان شاهکار بزرگ ادبی و سند هویّت ملّی به محض انتشار، به رغم موانع و مشکلات، در زندگی مردم راه یافته است. پس از آن، مردم در هر دوره ای متناسب با امکانات و شیوه های زندگی، شکل و قالب خاص برای تداوم شاهنامه برگزیده اند از جمله نقالی و شاهنامه خوانی. این شکل مشهور و کهن با همه ارزشمندی اش، در عصر ما آهسته آهسته جایش را به قالب های دراماتی نوین بخشیده است. بیان هنری و جنبه های دراماتیک شاهنامه نیز به هنرمندان این امکان را داده است که داستان های آن را به گونه های دیگر هنری از جمله نمایشنامه تبدیل کنند. به منظور تبیین ارزش و جایگاه جنبه نمایشی شاهنامه، پنج نمایشنامه مقتبس از داستان سیاوش را برگزیده ایم. برای شناخت، تفکیک و روشنگری در تعیین نقاط ضعف و قوتِ نمایشنامه ها از تقسیم بندی واگنر در شناسایی انواع اقتباس استفاده کرده ایم. این بررسی نشان می دهد نویسندگان نمایشنامه، بیشتر به اقتباس تفسیری متمایل هستند و روی آوردن به اقتباس های قیاسی و جابه جایی، بیشتر مبتنی بر نوگرایی است تا توجه به مخاطبان عمومی.