هر فرآیند آموزشی و یادگیری استوار بر مجموعه ایی از سبکهای یادگیری و آموزشی است که مبین سیاستهای کلی آموزشی بوده و شناسایی آنها شرط نخستین هر گونه اصلاح در سیستم آموزشی می باشد. هدف پژوهش کیفی و .... حاضر بررسی گرایش معلمان ایرانی زبان انگلیسی نسبت به پنج سبک یادگیری متخصص، دست اندرکار رسمی، الگوی شخصی، تسهیلگر، و مشارکتی و نیز مطالعه تمایلات زبان آموزان ایرانی نسبت به سه سبک یادگیری دیداری، شنیداری، و جنبشی-حرکتی بود. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه سبکهای آموزشی گرآشا (1996) و نیز پرسشنامه سبکهای یادگیری بارش (1991) به دست آمد که از نمونه 30 نفری معلمان و 300 نفری زبان آموزان به دست آمده بود. آمار توصیفی داده های تحقیق نشان داد که بیشتر زبان آموزان ایرانی به سبکهای یادگیری دیداری و جنبشی-حرکتی و اکثر معلمان به سبکهای آموزشی تسهیل گر و مدل شخصی تمایل دارند، در حالیکه سبک یادگیری شنیداری و سبک آموزشی مشارکتی کمترین فراوانی ها را نشان می داد. نتایج ضرورت توجه معلمان به سبکهای یادگیری زبان آموزان را مورد توجه قرار می دهد تا بتوانند تدریس خود را هماهنگ با تمایلات زبان آموزان تعدیل نمایند.
تقسیم مشهور و کهن کلمه در زبان عربی آن است که کلمه یا اسم است یا فعل و یا حرف . این تقسیم بندی حاکمیت و خدشه ناپذیری خود را در قرنها بر زبان عربی و نحویان عرب ، مشروعیت بخشید . هر چند در تاریخ نحو چالشهایی بر سر این تقسیم بندی بوده است ، اما هیچ گاه به صورت یک نظریه مطرح نشده است . زبان شناسان معاصر عرب تلاشی در سامان مند نمودن نظریه ای جدید نموده اند که امید است این مقاله در بازنگری این مباحث راه تازه ای به تقسیم بندی جدید بگشاید .
فعل غیرشخصی فعلی است که به صورت سوّم شخص مفرد صرف می شود و فاعل منطقی آن حالت غیر فاعلی دارد. این گونه افعال غالباً در بر دارندة معانی تجارب فیزیکی، ذهنی و ادراکی هستند که بر فاعل منطقی حادث می شوند و خارج از کنترل و ارادة او هستند. این فاعل منطقی که همیشه جاندار است تجربه گر نامیده می شود. عنصر دیگری که در جملات غیرشخصی ظاهر می شود منشأ بروز واقعه یا تجربه است و حضور آن در جمله بستگی به معنای فعل دارد. در زبان سغدی در کنار برخی از افعال وجهیِ این زبان که با تعریف افعال غیرشخصی سازگارند دو فعل دیگر نیز صرف غیرشخصی دارند. این دو فعل rēž- و nam- هستند. rēž- ظاهراً در تمامی نمونه های موجود و nam- تنها یک بار به صورت غیرشخصی صرف شده است. بررسی و تحلیل این دو فعل موضوع این نوشتار است.
Generally speaking، lexical items that enter our minds through reading a text
commonly leave us with pictures، sounds، echoes، and feelings in the mind.
While the ability to produce images in the mind in the process of reading
appears to be vital for greater comprehension and recall of texts، research has
indicated that many poor readers seemingly do not visualize as they read. On
the contrary، those readers who do typically visualize achieve greater
comprehension and recall (see Tomlinson، 1997). In this study، in line with
Wittrock’s ‘generative learning theory’ (e.g.، 1992)، two fairly homogeneous
groups of EFL undergraduates (N=50)، after taking a reading comprehension
test to ensure that their reading comprehension differences are not significant،
were randomly assigned to attend a short-story course in two different
sections—one serving as the experimental and the other as the control group،
both studying the same short stories، and both being taught by the researcher as
their instructor of the course. The experimental group was instructed how to
form pictures in the mind—i.e.، how to visualize—before reading، while
reading، and after reading a short story، for example، by being requested to
draw pictures of the characters، scenes، or settings in the story as they perceived
them. The control group، however، did not receive any training with respect to
imagery production and was not told to practice visualization before، while، or
after reading the same texts as the experimental group did. The results of a
reading comprehension test on the short stories that had been discussed in both
indicated that the “visualizers” significantly outperformed the “non-visualizers”، i.e.، the control group، on both tests.
مقالهء حاضر به معرفى نقش نماهاى گفتمان و سپس مقایسهء کارکردهاى نقش نماهاى but در زبان انگلیسى و اما در زبان فارسى اختصاص دارد. پس از بحث کوتاه نظرى دربارهء تحلیل گفتمان و تبیین و توصیف جایگاه نقش نماهاى گفتمان در زبان و نیز معرفى یکى از رویکردهاى موجود، به مطالعه کارکردهاى نقش نماهاى یادشده د ر دو زبان انگلیسى و فارسى مى پردازیم. در ادامهء بحث روشن خواهد شد که کارکردهاىbut در زبان انگلیسى و همتاى آن در زبان فارسى یعنى اما به میزان زیادى بر یکدیگر هم پوشى دارند، هرچندکه تفاوت هایى هم مشاهده مى شود. این تفاوت ها نیز مورد بحث و بررسى قرار خواهد گرفت.
یکی از تدابیر ماهرانه در گفتار سیاسی، استفاده از عبارات احتیاط آمیزی است که با ابهام و کنایه همراه می شوند. با وجود اینکه پژوهش های فراوانی عبارات احتیاط آمیز را در گفتمان علمی و محاوره ای بررسی کرده اند، اما مطالعاتی که به این عبارات از نظر قدرت سیاسی، وجهه و ادب پرداخته باشند، بسیار اندک است. بدین منظور، با توجه به تنوع موضوعات و مصاحبه شوندگان، چهار مصاحبه سیاسی از پایگاه های اینترنتی BBC و CNN انتخاب گردید و بر اساس ترکیبی از طبقه بندی های موجود عبارات احتیاط آمیز تحلیل شدند. نتایج کمی و کیفی این تحلیل نشانگر وجود نوعی رابطه معکوس بین بسامد عبارات احتیاط آمیز و میزان قدرت سیاسی بود. به عبارت دیگر، میزان قدرت سیاسی در کیفیت وکمیت استفاده از این عبارات تاثیرمستقیم دارد. نتایج دیگر این تحقیق نشان می دهد که سوالات و رفتار مصاحبه کننده می تواند طرز استفاده از عبارات احتیاط آمیز را در مصاحبه شونده تغییر دهد. در نهایت، استفاده از این عبارات در مصاحبه های سیاسی، به اجرای ادب مثبت و نیز منفی کمک می کند.
با توجه به اهمیت تفکر انتقادی در آموزش و تاثیر آن بر جامعه، پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا به تاثیر مباحثه ادبی در رشد تفکر انتقادی بپردازد. بدین منظور دو کلاس زبان انگلیسی در سطح متوسط به بالا از کالج دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب شدند. پس از تعدیل زبان آموزان از حیث تفکر انتقادی، در هر دو گروه کنترل و آزمایش پژوهشگر از متون ادبی از جمله شعر، داستان کوتاه و بعضی قطعات ادبی جهت تدریس استفاده نمود. زبان آموزان هر دو گروه باید متون مربوطه را در منزل مطالعه می کردند. زبان آموزان گروه کنترل باید تنها متون ادبی را خلاصه و خلاصه های خود را فقط در کلاس بازگو می کردند و معلم هم نظر خود را راجع به متن ابراز می داشت (آموزش انتقالی)، ولی از زبان آموزان گروه آزمایش خواسته شد راجع به متون مورد نظر بحث کنند، آن را به زندگی روزمره خویش ربط دهند، و احساس خود را از متن بیان نمایند(آموزش تبدیلی). در پایان ترم، مجدداً آزمون تفکر انتقادی به افراد هر دو گروه داده شد و از آنها خواسته شد به آن پاسخ دهند. نتایج نشان داد تفاوت معناداری میان دو گروه وجود دارد و مباحثه ادبی باعث رشد تفکر انتقادی گردیده است. در پایان، نتایج به دست آمده مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی هم برای پژوهش بیشتر ارایه گردیده است.
این نوشتار به بررسی قدرت خیالپردازی و خلاقیت نویسندهای می پردازد که یکی از شگفتیهای دنیای ادبیات لقب گرفته است. ایزیدور دوکاس (Isidore Ducasse)، مشهور به کنت دو لوترهآمون (Conte de Lautréamont)، پیام آور شعر نو و نماد شورشگری در برابر نظام قراردادی ادبیات است. در این اثر کاملاً متفاوت با آثار قرن نوزدهم، لوتره آمون، گستاخانه، تمام نیروهای ظلمانی برآمده از اندیشه و پس زمینه ذهنی و فکری اش را برای نمایش قدرت خود و دستیابی به حقیقت زندگی بکار می گیرد. ویژگی برجسته روش نویسنده، خلق صحنه هایی اتوماتیک وار از خیال و واقعیت است که ما را بر می آشوبد، زیرا در جهان ما ناشناخته است. نویسنده بر آنست تا با ذکر برخی خاطرات دقیق نویسنده و یا تقلید ادبی وی، به تحلیل اثر نویسنده ای بپردازد که به گفته نویسندگان بزرگ، شاید در ادبیات فرانسه تواناترین خالق اسطوره های شگفت انگیز و خیالی باشد
یادگیری لغات اغلب باید به صورت اتفاقی از طریق شنیدن و خواندن به وجود آید. این یکی از دلایلی است که به اهمیت وجود یک برنامه خواندن وسیع و قابل توجه در یادگیری زبان انگلیسی اشاره می کند. مطالعات وسیع این فرصت را به فراگیران زبان می دهد تا به خواندن حجم زیادی از مطالب و موادی که در سطح سواد آنهاست بپردازند. یادگیری زبان از طریق شرایطی چون تکرار، بازیابی، استفاده خلاقانه و توجه کامل به وجود می آید. این شرایط را می توان در حین خواندن به شیوه های مختلفی از طریق باریک خوانی، خواندن مجدد، خواندن و ارتباط با مهارت های دیگر، خواندن و بحث، و یادگیری از طریقه تمرینات خواندن افزایش داد. فعالیت های رایانه ای می توانند با فراهم کردن فرصتی برای یادگیری عمدی موثر واقع شوند، اما باید در نظر داشت که یادگیری عمدی نباید جایگزین خواندن وسیع شود.
در میان روشهای مختلف ترجمه، معمولا دو روش "لفظ به لفظ" و "معنی به معنی" به عنوان دو قطب ترجمه به حساب می آیند. در روش اول که صورت گرا و قدیمی است مطابقت کلمه به کلمه ترجمه با متن اصلی از اولویت و اهمیت برخوردار است، در حالی که در روش دوم که معنی گرا و روش جدید در ترجمه است مطابقت کلام در دو زبان بر مطابقت کلمه به کلمه ترجیح داده می شود. موضوع ترجیح دادن محتوا بر صورت و یا بر عکس، با توجه به نوع متن، هنوز یکی از مباحث مهم در بررسی مسائل ترجمه می باشد. بعضی ها از روش صورت گرا، به ویژه در ترجمه متون ادبی و دینی، طرفداری می کنند، اما برخی دیگر به برتری محتوا بر صورت اعتقاد دارند و روش معنی گرا را ترجیح می دهند تا اینکه پیام یا معنی متن اصلی در اثر سرهم بندی ناشی از ترجمه لفظ گرا مورد تحریف قرار نگیرد. مقاله حاضر تلاشی در جهت بررسی این نظرات در مطالعات ترجمه است
در سه دهه اخیر تحلیل دقیق زبان و گفتمان و بررسی های انتقادی در علوم انسانی و اجتماعی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. گفتمان شناسی انتقادی از جمله نظریاتی است که تأثیرات منفی کاربرد زبان در ایجاد و حفظ روابط قدرت و سلطه را در جامعه مورد توجه قرار می دهد. از این رو نابرابری های اجتماعی از جمله تبعیض نژادی، مذهبی، سنی، جنسی، موقعیتی از موارد کانونی و مورد توجه در بررسی های انجام شده در چهارچوب این نظریه بوده اند. تحقیق حاضر نیز به طور موردی به بررسی نابرابری جنسی در ادبیات جنگ برای کودک و تأثیر آن بر شکل گیری هویت جنسی کودکان ایرانی می پردازد. برای این منظور ده داستان شامل هفت داستان کوتاه و سه داستان بلند در حوزه ادبیات دفاع مقدس انتخاب شده است. داستان ها چه از نظر تعداد شخصیت ها و چه از نظر نوع فعالیت ها و شرکت و مرتبط بودن با مساله جنگ مردگرا می باشند. زنان یا نادیده گرفته شده و یا در صورت حضور در داستان، منفعل و منفک از مساله جنگ هستند. در این تحقیق با توجه به مفاهیم قدرت، سلطه و برتری جویی( هژمونی) و از طریق بررسی کلیشه ها، پیش فرض ها، حسن تعبیر، سوء تعبیر و سایر راه کارهای گفتمانی که در بررسی های تحلیل گفتمان انتقادی رایج می باشند نشان می دهیم که چگونه بازنمایی منفعلانه و حتی حذف جنس مؤنث در این داستان ها و بازنمایی فعال و پویای جنس مذکر حتی گروه های نوجوان و پیر می تواند با تأثیر گذاشتن بر شکل گیری هویت دختران و پسران به حفظ و ایجاد روابط ناعادلانه قدرت میان زن و مرد که در آن زن در سوی ضعیف و مرد در سوی قوی آن قرار دارد کمک کند.
فرایند مشاهده تدریس از دیرباز مورد توجه متخصصان آموزشی بوده است. برای مشاهده تدریس معلمان زبان انگلیسی مدلهای مختلفی توسط ناظران طراحی گردیده اما با وجود تاکید فراوان بر لزوم مشاهده تدریس، محققان دریافتند که معلمان از این فرایند رضایت ندارند. پس از تحقیقات فراوان مشخص شد دلیل این نارضایتی در نظر نگرفتن نگرش معلمان در طراحی مدلهای مشاهده بوده است. پیشرفتهای اخیر در زمینه آموزش زبان نیز بر ضرورت توجه به نگرش معلمان در زمینه های مختلف تدریس تاکید می کند. برای پاسخ به این نیاز مدلهای مشاهده جدیدی توسط محققان طراحی گردیده است. مطالعه حاضر برای حرکت در راستای تحقیقات اخیر در آموزش زبان و تبدیل فرایند مشاهده تدریس به تجربه ای مثبت برای معلمان زبان انگلیسی ایرانی انجام گرفته است. در نتیجه این تحقیق مدلی جدید برای مشاهده تدریس کاملا براساس نظر معلمان طراحی گردیده است.این تحقیق در دو مرحله انجام گرفته است: در مرحله اول، تحقیق کیفی، 20 نفر از معلمان زبان انگلیسی مورد مصاحبه قرار گرفتند. تحلیل محتوای متن مصاحبه ها نشان داد که 26 مولفه بیش از دیگران مورد تاکید قرار گرفته اند. این مولفه ها جمله های یک پرسشنامه را تشکیل دادند. برای این که نظر معلمان را در سطح وسیعتری بدانیم تعداد پرسشنامه های توزیع شده میان معلمان زبان انگلیسی، افزایش یافت و تعداد 61 پرسشنامه تکمیل شد. پرسشنامه ها شامل 26 مولفه به صورت بله/ خیر بود که نظر معلمان را در مورد مدل ایده آل آنها برای مشاهده تدریس جستجو می کرد. پاسخها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت تا فراوانی پاسخهای مثبت و منفی به هر سوال اندازه گیری شود. همچنین آزمون خی دو مورد استفاده قرار گرفت تا مشخص شود آیا تفاوت معناداری بین پاسخهای مثبت و منفی وجود دارد یا خیر. مولفه هایی که مورد تایید اکثر معلمان بودند، در مدل جدید مشاهده تدریس قرار گرفتند.