فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۴۱ تا ۴٬۸۶۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
بررسی مقایسه ای حاشیه نویسی تصویری و تعلیم ریخت شناسی لغوی بر استنباط لغوی زبان آموزان سطح متوسط ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به لزوم یادگیری حجم بالای از لغات و دسترسی اندک زبان آموز به اطلاعات لازم در محیط آموزشی زبان، بررسی تکنیک های تسهیل کننده یادگیری لغات اجتناب ناپذیر است. هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر حاشیه نویسی تصویری با تدریس ریخت شناسی بر توانایی استنباط لغوی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی در سطح متوسط بوده است. برای اطمینان از هم سطح بودن زبان آموزان و ایجاد یک نمونه همگن از شرکت کنندگان، انتخاب آن ها از طریق آزمون استاندارد PET انجام شد و محققین آنها را میان دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم کردند. پیش از شروع دوره آموزش، تمام گروه ها در پیش آزمون استنباط لغوی که به صورت تست خودسنجی بود شرکت کردند. این دوره تحقیقی شامل 6 هفته تدریس استنباط لغوی لغات ناآشنا بود که در متون انگلیسی زیر آنها خط کشیده و پر رنگ شده بودند. در تمام گروه ها مقدار تدریس و نوع مواد آموزشی یکسان بود با این تفاوت که به یک گروه ریخت شناسی تدریس شد و در گروه دیگر از حاشیه نویسی تصویری استفاده شد. شایان ذکر است، در گروه کنترل از روش های سنتی یادگیری لغات بهره گرفته شد و فراگیران هیچ دسترسی به حاشیه نویسی تصویری و ویژگی های ریخت شناسی لغات نداشتند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک طرفه پیش آزمون و پس آزمون استنباط لغوی که توسط محققین ساخته و استاندارد شده بود، هیچ تفاوت معناداری میان عملکرد زبان آموزانی که به آنها ریخت شناسی لغوی تدریس شده بود با عملکرد زبان آموزان گروه کنترل نشان نداد. یافته ها اثبات کرد عملکرد گروه آزمایشی که به آن حاشیه نویسی تصویر داده شده بود به طور معناداری از گروه ریخت شناسی بهتر بود. از این رو، محققین امیدوارند نتایج این تحقیق بتواند گامی نو در جهت رفع بسیاری از مشکلاتی را که مدرسان و فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در حدس زدن لغات ناآشنای موجود در متن با آنها روبرو هستند از میان بردارد.
بررسی جایگاه زبان شناسی در برنامه های درسی رشته های علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی را می توان یکی از شیوه های گوناگون پردازش و ثبت تجاربِ انسانی دانست. ماهیت چند بعدی انسان موجب می شود که هیچ حوزه ای از علوم انسانی نتواند به تنهایی از وجود او رمزگشایی کند. در این پژوهش، بعد از اشاره به ماهیت زبان و زبان شناسی و علوم انسانی و ارائه تاریخچه مختصری از شکل گیری رشته زبان شناسی با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مقایسه آرای متفاوت متخصصان ایرانی و غیر ایرانی، رابطه زبان شناسی با جامعه شناسی، مردم شناسی، روان شناسی، تاریخ، فلسفه، سیاست، حقوق، و غیره و جایگاه آن در برنامه درسی این رشته ها در دانشگاه های ایران بررسی می شود. نتایج حکایت از بعد میان رشته ای زبان شناسی و پیوند عمیق و دیرینه آن با حیطه های مورد بررسی دارد؛ پیوندی دوسویه که در مواردی به شکل گیری شاخه های میان رشته ای گوناگون در زبان شناسی منجر شده است. با وجود این، جای این حیطه های میان رشته ای در برنامه درسی مصوبِ بیشتر رشته های مورد بررسی خالی است؛ هر چند در برخی از دانشگاه ها تلاش هایی برای ارائه چنین دروسی برای یک گروه آموزشی خاص صورت گرفته است.
مطالعه توصیفی نظام سامان دهی مطالب در انشاهای انگلیسی دانشجویان ایرانی: میزان گرایش به انسجام بارز و نگارش ِنویسنده- مسئول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مقابله ای نحوه سامان دهی مطالب در قالب پاراگراف و متن رویکردِ نسبتاً جدیدی در مطالعه نگارش می باشد. نقطه عطف این رویکردِ مطالعاتی به نظریات کاپلان (1966) برمی گردد. تحقیق حاضر در این چارچوب به بررسی مقابله ای تفاوت های بینافرهنگی در نحوه سامان دهی مطالب در انشاهای انگلیسی نوشته شده توسط فارسی زبانان پرداخته و دو متغیر «انسجام بارز» و«توجه به مخاطب» را در انشاهای پنج پاراگرافی انگلیسی دانشجویان مقطع کارشناسی ارزیابی نموده است. با بررسی توصیفی 110 انشای جمع آوری شده از 6 دانشگاه در ایران، در تحقیق حاضر مشخص شده است که در انشاهای انگلیسی فارسی زبانان گذار واژگان به صراحت بیان نمی گردند. هم چنین مشخص شد که این انشاها دارای ویژگی های الگوی «خواننده-مسئول» هستند که حاکی از انعکاس فرهنگ نگارشی زبان فارسی در این نوشته ها می باشد.
نام دهی و طبقه بندی کنشگران اجتماعی در داستان «آل» بر اساس الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی ون لیوون (2008) تحت عنوان «بازنمایی کنشگران اجتماعی»، الگویی در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، و ابزاری برای پژوهشگران است تا کشف کنند کارکردهای اجتماعی که در لایه های زیرین گفتمان لانه گرفته اند، چگونه در لایه های زبرین بازنمایی می شوند. در این پژوهش، داستان «آل» نوشته محمد بهمن بیگی، به عنوان گفتمانی مربوط به عشایر کشورمان، در چهارچوب الگوی یاد شده بررسی می شود. در این مسیر معلوم می شود که نویسنده چگونه از نام دهی و طبقه بندی کنشگران اجتماعی برای بیان دیدگاه های خود استفاده کرده و آیا نام دهی و طبقه بندی کنشگران می تواند دیدگاه عشایر را در دوره ای که هنوز سواد آموزی به ایل راه نیافته بود، نسبت به آنان روشن کند؟ نتایج پژوهش نشان داد که بازنمایی کنشگران در داستان «آل» هدفمند و در جهت کنترل دیدگاه های اجتماعی است. نویسنده با استفاده از مؤلفه های نام دهی و طبقه بندی، دیدگاه خود را با شیوه ای پوشیده بیان کرده و ستم جامعه به زن را به تصویر کشیده است. نویسنده از طرفی با بازنمایی های عام، زنان ایل را به عنوان کنشگرانی درگیر در معضلات اجتماعی یکسان بازنمایی می کند و از طرف دیگر با بازنمایی خاص، آن ها را با هویتی مستقل و متمایز نشان می دهد. ارزش دهی مردان ایل مثبت و بیانگر دیدگاه عشایر نسبت به جنس مذکر است، اما ارزش گذاری زنان با توجه به موقعیت اجتماعی حاکم بر متن، سیال است. نویسنده با استفاده از مؤلفه هویت درهمی، شخصیت اصلی داستان را زنی درگیر در فعالیت های متضاد معرفی می کند تا هنجارهای اجتماعی را به چالش کشد.
The Relationship between High School Students’ Beliefs about Language Learning and Their Use of Language Learning Strategies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Gaining insights into the learners’ individual characteristics such as beliefs about language learning and their relationship with learning strategies is essential for planning effective language instruction. Thus, the present study investigated the relationship between beliefs about language learning and learning strategy use in Iranian high school students. This study also compared the correlation of the two variables between males and females and monolingual and bilingual students. The strategy inventory for language learning (SILL) and the beliefs about language learning inventory (BALLI) were used to collect data from four hundred and sixty-two high school students from different cities of the country. Descriptive analyses, Pearson r correlation, and the Fisher z-transformation test, were used to analyze the data. The results revealed that the students used metacognitive strategies most and compensation and affective strategies least. Also, they held strong motivational beliefs about English language learning. Significant positive correlations were found between beliefs and strategy categories. The strongest correlation was found between the students’ metacognitive strategies and their motivation and expectations. The findings revealed no significant difference between the correlation coefficients of monolinguals and bilinguals, and males and females in terms of their language learning beliefs and strategies. Regarding the pedagogical implications of the results, it is discussed that knowledge of students’ language learning beliefs and their preferred strategies can lead teachers and educational authorities toward more informed instructional choices.
TEXTUAL AND INTER-TEXTUAL ANALYSES OF IRANIAN EFL UNDERGRADUATES’ TYPES OF ENGLISH READING TOWARDS DEVELOPING A CAREFUL READING FRAMEWORK (تحلیل مهارت های خواندن متون انگلیسی در سطح متن و بین متن برای ارائه الگوی تقویت مهارت خواندن با دقت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مهارت های دقت در خواندن در آموزش عالی بویژه در سطوح متن و بین متنی و نقش آن در یادگیری موثر دانشجویان، در این تحقیق ""خواندن با دقت"" در بین دانشجویان کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور شیراز مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق 78 نفر از دانشجویان سال سوم و آخر دانشگاه پیام نور واحد شیراز در سال 1393 بودند که تمامی این جامعه به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند و بر این اساس داده های مورد نیاز جمع آوری شد. داده ها از روش پرسشنامه بسته، دفتر مطالعه، مصاحبه، آزمون و پروتکلهای گذشته نگر کلامی به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای کیفی و کمی استفاده شد. بخشی از داده های مورد نیاز با استفاده از الگوی ""تم"" مورد بررسی قرار گرفت و برای تحلیل داده های کمی از روش آمار استنباطی و آزمون فرض مبتنی بر تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد و بر این اساس تاثیر فاکتورهای مستقل مانند، سن، جنس و سطح تحصیلات بر کیفیت خواندن با دقت ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان داد که مهارت دقت در خواندن در سطح جمله و متن بطور مکرر توسط شرکت کنندگان در تحقیق استفاده می شد. اما مهارتهایی نظیر بررسی نظرات نویسنده و خواندن منتقدانه، تبادل و مقایسه نظرات مختلف، قضاوت در مورد ارتباط بین متن ها و برقراری ارتباط بین متن ها که عموما منجر به خواندن موثر در سطوح بالاتر بین متنی مورد استفاده قرار می گیرد، توسط این دانشجویان مورد استفاده قرار نمی گرفت.
تحلیل خطاهای املایی عرب زبانان فارسی آموز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در چهارچوب تحلیل مقابله ای و تحلیل خطا، در پی بررسی و تحلیل انواع خطاهای املایی عرب زبانان فارسی آموز است. داده های پژوهش حاضر از املاهای میان دوره و پایان دوره 105 آزمون دهنده عرب زبان فارسی آموز در سه سطح مبتدی، متوسط و پیشرفته گردآوری شده است. افراد مورد بحث به شکل تصادفی از میان عرب زبانان مرکز آموزش زبان فارسی جامعة المصطفی در استان قم انتخاب شده اند. خطاهای به دست آمده از این زبان آموزان از نظر مقوله به خطاهای واکه ای، همخوانی و صوری، و بر اساس منشأ به سه دسته درون زبانی، میان زبانی و مبهم تقسیم شده است. تحلیل خطاهای املایی این فراگیران حاکی از آن است که از نظر مقوله، بیشترین میزان خطا با %47 در نظام واکه ای است و تفاوت چندانی بین تعداد خطاهای همخوانی (%8/26) و صوری (%4/26) وجود ندارد. از نظر منشأ خطا، خطاهای میان زبانی با %56 بیشترین تعداد را به خود اختصاص می دهد و خطاهای مبهم با %26 و خطاهای درون زبانی با %18 در رتبه های بعدی قرار می گیرند؛ به این ترتیب، مهم ترین منشأ بروز خطا در نگارش عرب زبانان تداخل زبان عربی است که در واقع از جزئی بودن تفاوت های بین نظام واجی دو زبان عربی و فارسی نشئت گرفته و این امر خود تأییدی بر فرضیه میانه است. از سوی دیگر، نتایج پژوهش نشان می دهد که ارتکاب خطاهای بین زبانی بیشتر از جانب زبان آموزان مبتدی صورت می گیرد و در حقیقت با افزایش سطح و آشنایی بیشتر زبان آموزان با زبان فارسی، تا حد زیادی از میزان این نوع خطاها کاسته می شود.
تحلیل گفتمان موضوعی: تلفیقی از رویکرد گفتمانی تاریخی و تفسیر موضوعی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، با بی اعتبار شدن معیارهای اخلاقی مشروع و مقبول اکثریت جامعه که در مسیر سنجش و ارزیابی گفتار و کردار نخبگان قدرت، به ویژه سلطه جویان، وجود دارد، حوزه تحلیل گفتمان مبتنی بر «نقد درونی» و وفادار به اصول مکتب فرانکفورت با چالش جدی مواجه شده است و برای رفع این معضل، سنت تفسیر موضوعی قرآن کریم اهمیت یافت. مفسر موضوعی به دنبال استخراج آرمان ها، راه حل ها، نظریه ها و ایده هایی است که به صورت پراکنده درباره موضوعات و معضلات فردی و یا اجتماعی خاصی در لابه لای آیات، مضامین و مفاهیم قرآن ارائه شده است. در این مقاله، رویکردی معرفی خواهد شد که با هدف تعمیم فلسفه تفسیر موضوعی به عرصه تحلیل گفتمان سیاسی/اجتماعی تدوین شده است. این بسته نوین که به اصطلاح آن را «تحلیل گفتمان موضوعی» می نامیم، با تلفیق نظریه ها و راهبردهای تحلیلی «رویکرد تاریخی- گفتمانی ووداک» و مراحل اجرایی «رویکرد تفسیر موضوعی شهید صدر» تدوین شده است. این بسته در سه بعد «مبانی نظری»، «ابزار تحلیل زبان» و «مراحل عملیاتی» توصیف شده است. همچنین، شیوه کار با نظریه بافت و نظریه استدلال به عنوان ابزار تحلیل به صورت منفرد بازنمایی شد. بااین حال، برای آشنایی با شیوه کار با این بسته خارج از حیطه تفسیر موضوعی، تبیین مراحل عملیاتی نیز با یک مطالعه موردی آزمایشی روی مثنوی معنوی همراه شد. تحلیل گفتمان موضوعی برای استخراج، تبیین و تدوین آرمان ها، عقاید و یا نظریه های نقادانه فرد/افرادی از مراجع و رهبران مذهبی/سیاسی که به نوعی مشروعیت کسب کرده اند، به عنوان مکملی برای نقد درونی و یا سرمشقی برای نخبگان قدرت توصیه می شود.
زبانهای شمال قفقاز
مقاله به زبان انگلیسی: بررسی رابطه ی مابین ابعاد پیچیدگی، گستره، و قوت دانش دستوری فراگیران انگلیسی به عنوان زبان خارجی (Investigating the relationship among complexity, range, and strength of grammatical knowledge of EFL students)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی دانش دستوری یکی از موارد تقریبا مغفول در تحقیقات رشته ی آموزش زبان با سوالات بی پاسخ فراوانی می باشد (پورپورا، 2004). مروری بر سازه دستوردر ادییات تحقیق بیانگر آن است که مدل های دستور زبان به صورت مکفی به ابعاد این دانش نپرداخته اند. تحقیق حاضر با استفاده از پیشنهادات اخیر در مورد ماهیت توسعه دانش دستوری اقدام به تهیه ی چارچوبی شامل ابعاد پیچیدگی، گستره، و قوت برای یافتن بهترین پیش بین وضعیت دانش دستوری فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم کرده است. به این منظور، سند اولیه مشخصات آزمون دانش دستوری تهیه و توسط گروهی متشکل از هفت کارشناسی که در زمینه بررسی سند آزمون تربیت شده بودند مورد بازبینی قرار گرفت. سند مشخصات اصلاح و آزموی مبتنی بر آن به 158 فراگیر انگلیسی با سطوح مختلف توانش داده شد. سوالات با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون و مدل راش تحلیل گردید. نتایج رگراسیون گام به گام حاکی از آن است که بهترین مدل پیش بین دانش دستوری فراگیران با توانایی پایین تر شامل گستره و قوت است در حالیکه برای فراگیران با توانایی بالاتر بهترین مدل پیش بین قوت و پیچیدگی است. این یافته دال بر آن است که سند مشخصات آزمون دانش دستوری می تواند شامل ترکیبی از صورتهای سوال مختلف برای اندازه گیری ابعاد مختلف این دانش باشد.
Iranian Students’ Attitudes towards Utilizing Smart Boards in EFL Classrooms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed at gaining insights into students’ attitudes in the learning English using the Smart Board or Interactive White Board (IWB) technology in EFL classrooms. The main goal of this paper is to evaluate students’ attitudes towards the use of Smart Board as an instructional tool on student motivation, participation, interaction and retention for learning English in Iranian schools. To achieve this aim, an observation was carried out during lessons in the classroom by the researcher. A questionnaire consisting of 20 questions was also developed by the researcher based on an extensive literature review as well as related instructional theories. The researcher also conducted an interview to find the effect of Smart Boards on student motivation, participation, interaction and retention of information in English classrooms. Analysis of these three instruments yielded patterns of responses concerning how Smart Board or IWB technology can motivate the students and increase their participation in classroom. The results of this study also indicate that students interact more in classrooms where technology is used effectively. Finally, it was found that Smart Boards enhance students' retention of information and learning process in EFL classrooms. The findings of the study will carry important implications for students, language instructors, and administrators as well.
مولفه های زن شدن در داستان کنیزو
منبع:
رخسار زبان سال اول پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲
۷۳-۵۹
حوزههای تخصصی:
رویکرد دلوزی از نظریاتی است که در ادبیات متفاوت مدرن به گونه ای از قلمروی سنت فاصله می گیرد و روش تازه ای را پیشنهاد می کند . دلوز درباره زن شدن که جزئی از اقلیت شدن اوست دیدگاه تازه ای دارد. اقلیت شدن به معنی فاصله گرفتن از نظرگاه اکثریت است. معمولاً دیدگاه سنتی در جامعه قلمروگذاری می شود و اقلیت شدن دوری جستن از این قلمروی سنت است؛ و زن شدن بدین معنی است که زن بتواند خود را مساوی با مرد ببیند و با میل خود مرد سالاری را قلمرو زدایی کند. روانی پور داستان نویسی است که در آثار خود از جمله «کنیزو» در پی نشان دادن جهان زنانه است و بدین نوع اقلیت توجه دارد . از نتایجی که در این مقاله به دست می آید دغدغه شخصیت ها درباره تعاریف مرسوم از رفتار اجتماعی زنان است. زنان با این دغدغه از این تعاریف که در قلمرو مردانه قرار دارد پیروی نمی کنند و تفاوتی زیست شناختی میان خود و مردان قائل نیستند. این مقاله به تحلیل داستان « کنیزو» از دیدگاه دلوزو گتاری می پردازد دو هدف آن معرفی متنی است که قلمرو مرد سالارانه را نادیده می انگارد .
عوامل نشانه شناختی مؤثر بر کیفیت فن بیان در زبان فارسی: تحلیلی شنونده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فن بیان مهارتی چندوجهی است که با برخی عوامل زبانی و غیرزبانی مرتبط است و از زبان عادی و روزمرة گویشوران که تنها برای ایجاد ارتباط به کار می رود، پیچیده تر است. در این مقاله، نگارندگان کوشیده اند با رویکردی شنونده محور، با دخیل دانستن 21 شاخص از عوامل زبانی، پیرازبانی، فرازبانی و پادگفتمانی، کیفیت گفتار و فن بیان ده سخنگوی فارسی زبان را ازدیدگاه صد شنوندة فارسی زبان ارزیابی کنند تا روشن شود که به نظر آن ها، کدام یک از عوامل نشانه شناختی مذکور بر کیفیت فن بیان سخنوران تأثیر بیشتری دارد. انتخاب این مؤلفه ها و شاخص های مؤثر بر فن بیان، از اصول و نظریه های گرایس (1975)، یول و برون (1989) و ادلوند و گاستافسون (2013) در چارچوب نشانه شناسی اِکو (1979) برگرفته شده است. پس از گردآوری 21 هزار پاسخ از نظرسنجی جامعة آماری، نتایج حاصل از آمار توصیفی و استنباطی نشان می دهد که پرسش نامه از سطح پایایی 89 درصد و اعتبار درونی 872/0 برخوردار است و به نظر شنوندگان فارسی زبان، ازبین چهار عامل بررسی شده، به ترتیب عامل های نشانه شناختی پیرازبانی و فرازبانی امتیاز بیشتری از دو عامل دیگر در نظرسنجی فن بیان ده سخنور فارسی زبان داشته اند. به سخن دیگر، شنوندگان تأثیر عوامل پیرازبانی و فرازبانی را در کیفیت فن بیان فرد سخنگو مؤثرتر از عوامل زبانی و پادگفتمانی می دانند. با توجه به معرفی و تعیین میزان و درصد مشخصه های مربوطه، امکان تعیین راهکارهای بهبود و تقویت عناصر تأثیرگذار در کیفیت فن بیان برای زبان فارسی وجود دارد.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر درسکارهای تصمیمی و جورچین بر تقویت توانای های شنیداری و گفتاری زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (Language Skill-Task Corollary: The Effect of Decision-Making vs. Jigsaw Tasks on Developing EFL Learners’ Listening and Speaking Abilities)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش بررسی تاثیردرسکارهای تصمیمی وجورچین بر تقویت توانایی های شنیداری و گفتاری زبان اموزان ایرانی درسطح متوسط بود. بدین منظور از میان 75 زبان آموز دختر ایرانی 60 نفر به عنوان گروه همگون از نظر تئانایی زبانی بر اساس آزمون نلسون انتخاب شدند. جهت سنجش توانایی های شنیداری وگفتاری زبان اموزان قبل وبعد از اموزش ازبخش های شنیداری وگفتاری ازمون PET استفاده شد. به منظور بررسی نقش درسکارهای جورچین وتصمیم گیری برتوانایی های شنیداری وگفتاری، شرکت کنندگان به دوگروه ازمایشی A و B تقسیم شدند. گروه ازمایش A براساس درسکارتصمیم گیری وگروه ازمایش B براساس درس کارجورچین درمعرض اموزش مهارتهای شنیداری و گفتاری به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای قرارگرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، امارتوصیفی واستنباطی محاسبه شد. نتایج نشان داد زبان اموزانی که درس کار شنیداری وگفتاری جورچین را تجربه کرده بودند بهتر از انهایی که براساس درس کار تصمیم گیری اموزش دیده بودند عمل کردند. یافته های این پژوهش ضمن تایید نقش آموزش درسکتر محور، موید نقش متمایز نوع درسکار در تقویت مطلوب مهارت زبانی مورد نظر می باشد.
حروف اضافه var و manəstən در زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
81 - 108
حوزههای تخصصی:
در زبان گیلکی، حروف اضافه vir/var، varǰa و biǰa به معنی «نزد، نزدیک، کنار» به کار می روند و افزون بر مفهوم مکان، بر همراهی نیز دلالت دارند. نظیر این کارکرد را در گونه فارسی گفتاری، حرف اضافه «ور» در ساخت «ورِ دست کسی بودن» بر عهده دارد. حرف اضافه manəstən نیز برای دلالت بر شباهت و همانندی به کار می رود. در این مقاله، معنی اولیه var روند تحولات معنایی و دستوری شدگی آنها با استفاده از داده های زبان اوستایی و فارسی میانه بررسی و رابطه آن با varǰa و biǰa معلوم می گردد. روند تحولات manəstən نیز با استفاده از داده های تاریخی زبان بررسی می شود. برای روشن شدن مطلب، گاه از داده های زبان فارسی نیز استفاده می گردد. vir / var صورتی از varah به معنی «سینه» در زبان اوستایی است که به صورت war در زبان فارسی میانه به کار رفته است. این واژه از طریق مجاز، معنی «کنار، سمت، سو» حاصل کرده و برای اشاره به فضای اطراف انسان که تحت مالکیت و نظارت اوست، به کار رفته است. سپس، با حرف اضافه ǰa / ǰe به معنی «از» ادغام شده و حروف اضافه virǰa و biǰa از آن پدید آمده اند. manəstən نیز مصدر به معنی «شباهت داشتن، همانند بودن» است که در ساخت گروه اسمی بدل به حرف اضافه شده است.
The Relationship between Internal Forms of Engagement (Cognitive-Affective) and Academic Success across Years of Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Literature has already confirmed that student engagement as an external or multidimensional construct may contribute to the academic success of college students. However, very few studies have tried to examine the contributions the more ""internal forms of engagement"" (cognitive and affective) might make in this regard, and how the engagement patterns may change over the academic years. To fill the gap, this study was carried out to answer two research questions: (1) what is the relationship between the internal forms of engagement (cognitive-affective) and students’ academic success (represented by Grade Point Average--GPA)? ; (2) How does the pattern of the relationship change across years of study? To do so, a 40-item Cognitive-Affective Engagement Questionnaire (CAEQ) was developed, validated (α=.91), and administered to a sample of 312 undergraduate English major students (222 females and 90 males). The results indicated while cognitive engagement and academic success are positively correlated throughout years of study, the relationship reaches its peak for the affective engagement in the second year and then gradually diminishes. The findings have implications for curriculum and materials developers, as well as the English language teachers who seek programs which can consistently challenge and satisfy students throughout their studies.