در این مقاله به بررسی امکانات متنی و نشانه شناختی نمایش رادیویی پرداخته شده است. هدف از این تحقیق توصیفی که از نوع مطالعة میان موردی است این است که بدانیم چگونه شخصیت های دراماتیک در قالب گفتار عینیت می یابند؛ چگونه موسیقی فضا آفرینی می کند و چگونه صداهای محیطی موقعیت را مشخص می کنند.
پس از بررسی پنج نمایش رادیویی که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و به شیوة قرعه کشی انتخاب شدند (و در پیوست به آنها اشاره شده است) به نمودارهایی دست یافتیم که نشان دادند لایه های صوتی گفتار، موسیقی و صداهای محیطی در متن چند لایه ای نمایش رادیویی، امکانات متنی و نشانه شناختی نمایش رادیویی هستند و در تحقق دنیای درام از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند.
هلیدی سه نوع استعاره دستوری را معرفی می کند. اسم سازی یکی از انواع استعاره های دستوری است که در فرانقش اندیشگانی مطرح است. در این پژوهش، سعی داریم که نقش استعاره دستوری اسم سازی را در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی از منظر تحلیل گفتمان انتقادی و با توجه به رویکرد ون دایک بررسی کنیم و به این پرسش ها پاسخ دهیم: 1. آیا استعاره اسم سازی در ایجاد پیوستگی و انسجام در متن و نیز حاشیه رانی و برجسته سازی نقشی را ایفا می کند؟ 2. نقش ایدئولوژیک اسم سازی در گفتمان سیاسی فارسی و انگلیسی چیست؟ 3. تعداد استعاره های دستوری اسم سازی در متون سیاسی فارسی بیشتر است یا در متون سیاسی انگلیسی؟ شیوه جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای است و با بررسی 5/22 صفحه روزنامه انگلیسی (گاردین، یو اِس اِی تودی، تلگراف و نیویورک تایمز) و 5/22 صفحه روزنامه فارسی (کیهان، قدس و شرق) با موضوع مذاکرات هسته ای ایران دریافتیم که استعاره اسم سازی با تغییر ساخت اطلاعی جمله (مبتدا و خبر [Theme and Rheme] و مبتداسازی [Topicalization])، ارجاع به پیش فرض ها، استلزام معنایی [Entailment]، حذف عامل/ کنشگر و تغییر مدل های ذهنی خواننده می تواند باعث حاشیه رانی و برجسته سازی شود. با استفاده از استعاره اسم سازی، بخشی از اطلاعات بیان نمی شوند و با تغییر ساختار مبتدا و خبر می تواند بار تأکیدی جمله را تغییر دهد. اسم سازی باعث می شود که نویسنده بدون اینکه نیاز باشد اطلاعات تکراری را مرور کند، به دانش پیش زمینه ای خواننده ارجاع دهد (انسجام) و نیز از اسم هایی استفاده شود که معنای مفهومی مشابهی دارند (پیوستگی). همچنین، مشخص شد که بسامد این نوع استعاره در روزنامه های فارسی بیشتر از تعداد آن در روزنامه های انگلیسی است.
ایده پردازی های اساساً بدیع سوسور در باب زبان و مسئلة نشانه که با انتشار کتاب گردآوری شدة دورة زبان شناسی عمومیبه ساحت علوم انسانی معرفی شد، نوید چرخشی پایه ای در معرفت شناسی و ایجاد یک علم عمومی نوین جبرگون و رابطه بنیاد را می داد. این ایده ها را خیل عظیمی از زبان شناسان و دیگر دانشمندان علوم انسانی پی گرفتند که به طور کلی از ایشان با عنوان «ساختارگرا» (و بعضاً «پساساختارگرا») یاد می شود. در این میان، لویی یلمزلف از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار است. برخی اندیشمندان وی را خلف راستین سوسور می دانند. پیوندگاه راستین نظرگاه سوسور و یلمزلف پیرامون معرفت شناسی علم زبان (و متعاقباً معرفت شناسی عمومی) حول مفهوم «درون ماندگاری» قابل بازیابی است. در پژوهش حاضر، ما ابتدا مؤلفه های بنیادی معرفت شناسی زبانی سوسور را با تمرکز ویژه بر دست نوشته ها و دوره های درسی ارائه شدة وی و با توجه به پژوهش های جدید سوسورشناختی استخراج کرده ایم و آنگاه جرح و تعدیل های اساسی مربوط به هر یک را در نظرگاه گلوسم شناسی یلمزلف ردیابی نموده ایم. سپس اهمیت تغییرات معرفت شناختی اعمال شده از سوی یلمزلف را بررسی کرده ایم. در پایان، بر پیامدهای مثبت نظرگاه معرفت شناختی گلوسم شناسی برای نیل به «علم جبر زبانی درون ماندگار» صحه گذاشتیم و توجه دوباره به اندیشه های یلمزلف این مهرة کلیدی و مغفول ماندة نظریه پردازی زبان را پیشنهاد داده ایم.
طراحی مواد آموزشی و متون آزمونهای درک مطلب به طریقی که به سود برخی فراگیران یا آزمون دهندگان و به ضرر سایر آنان نباشد، امری خردمندانه است که هر طراح سوال و مواد درسی باید مد نظر قرار دهد. یکی از عواملی که سبب ایجاد تفاوت بین عملکرد فراگیران زبان انگلیسی در یادگیری و یا آزمونهای درک مطلب خواندن می شود انتخاب متونی است که برخی فراگیران بیشتر از بقیه با آنها آشنایی دارند. این پژوهش تاثیر عواملی چون جنسیت و آشنایی با موضوع را بر عملکرد فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور 64 (34 زن و 30 مرد) فراگیر سطح متوسط موسسه زبان انگلیسی بیان سلیس به یک پرسشنامه آشنایی با موضوع و سه آزمون درک مطلب که شامل یک متن زنانه (کفش های زنانه)، یک متن مردانه (نگهداری از خودرو) و یک متن خنثی (عقاید درباره اعداد) بود، پاسخ دادند. از دو شیوه آزمون برای ارزیابی درک مطلب خواندن در هر سه متن استفاده شد: آزمون چهارگزینه ای و یادآوری آزاد. متوسط نتایج فراگیران در دو آزمون حاکی از آن بود که مردها در متون مردانه و زنها در متون زنانه موفق تر عمل کردند در حالیکه همانگونه که انتظار می رفت میزان موفقیت عملکرد آنان در متن خنثی یکسان بود. نتایج همچنین نشان می دهد که در آزمون چندگزینه ای برای متون مردانه، عملکرد مردها بهتر از زنها و برای متون زنانه عملکرد زنان بهتر از مردان بوده است. این در حالیست که در مورد آزمون چند گزینه ای مربوط به متن خنثی، مردان و زنان به یک میزان موفق بوده اند. در مقابل، آنچه جالب به نظر می رسد آن است که در آزمون یادآوری آزاد برای تمامی متون مردها عملکرد بهتری داشتند. این نتیجه ممکن است بدین معنا باشد که آقایان در آزمون یادآوری آزاد بهتر عمل می کنند که البته این نتیجه گیری کلی نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.
ترویج تعاملات ارتباطی همزمان با هدایت توجه زبان آموزان به دستور زبان به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه درتحقیقات فراگیری زبان دوم مورد توجه بوده است. مطالعه حاضر بر تاثیر تمرینات بازنویسی گفتار بر صحت دستوری زبان آموزان سطح متوسط زبان انگلیسی می پردازد. این پژوهش در دو کلاس سطح متوسط و دو کلاس سطح پیشرفته زبان آموزان (یک کلاس به عنوان گروه کنترل و کلاس دیگر به عنوان گروه آزمایشی در هر سطح آموزشی) انجام شده است. هر جلسه در طی یک دوره 20 هفته ای یک تمرین گفتاری به صورت بحث گروهی به هر چهار گروه داده شد. برای این منظور زبان آموزان در هر کلاس به گروه های سه یا چهار نفره تقسیم شدند. از زبان آموزان خواسته شد که مکالمه گروه خود را هر جلسه ضبط کنند. زبان آموزان در گروهای کنترل مکالمات ضبط شده خود را بدون انجام هیچ نوع فعالیت بعد از مکالمه به معلم خود تحویل دادند. برخلاف گروهای کنترل به گروهای آزمایشی فعالیت های بعد از مکالمه داده شد. به صورت انفرادی و جداگانه زبان آموزان در گروهای آزمایشی ابتدا مکالمات گروه خود را روی کاغذ پیاده کرده و سپس به صورت مستقل تلاش کردند تا اشتباهات گفتاری خود و هم گروهی شان را پیدا کنند. سپس با همکاری هم هر گروه به بحث و بررسی مجدد اشتباهات انجام شده پرداختند. نتایج نشان داد که زبان آموزان گروهای آزمایشی قادر به پیدا کردن و تصحیح اشتباهات گفتاری خود بودند. همچنین نتایج به دست آمده از آزمون ANOVA یک سویه نشان داد که رونویسی از گفتار و تصحیح اشتباهات خود و هم گروهی زبان آموزان تاثیر قابل توجهی بر صحت دستوری گفتار زبان آموزان گروهای آزمایشی داشته است.
دو نگرش مطرح به ساختواژه همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه صرف زبان بوده است؛ رویکرد تکواژبنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی چون سلکرک (1982) و لیبر (1992) بوده و رویکرد واژه بنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی همچون آرونف (1976) و باکنر (1993) بوده است. از دیدگاه آرونف یک واژه جدید با اعمال قاعده به یک واژه موجود منفرد ساخته می شود و درنتیجه، واژه جدید و واژه ای که قبلاً وجود داشته است از اعضای طبقه واژگانی اصلی است. اما در رویکردِ تکواژبنیاد، تکواژها نقشی اساسی در شکل گیریِ واژه ها دارند. ساخت واژه در رویکرد تکواژبنیاد روی محور هم نشینی و در رویکرد واژه بنیاد روی محور جانشینی صورت می گیرد. هدف اصلیِ پژوهشِ حاضر، بررسی ساختار واژه های پربسامدِ مشتق در زبان فارسی براساس نظریه واژه بنیادِ آرونف (1976) و تکواژبنیادِ لیبر (1992) بوده است. بدین منظور، 1000 واژه نخست از واژه های پربسامدِ مشتقِ زبانِ فارسی از پایگاه داده های زبان فارسی استخراج شد و سپس ساختِ هر واژه، براساس هر دو رویکرد مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد 78/0درصد از واژه ها تنها با رویکرد واژه بنیاد، 67/0 درصد تنها با رویکرد تکواژبنیاد و 55/98 درصد از واژه های مشتق زبان فارسی با هر دو رویکرد سازگار است.
This study examined the effects of humorous movie clips on better learning of English language vocabulary. Humor is an important human behavior that plays a vital role in communication and social interactions. This subject has been rarely investigated in Iranian English classes. The researchers used quantitative method. Because all of variables were not controllable, therefore quasi-experimental method was employed to conduct the study. To this end, a proficiency test was administered to 60 Iranian EFL learners. Then 48 intermediate language learners who were homogeneous based on their rank scores were chosen and randomly divided into two equal groups (i.e. 24 as experimental and 24 as control groups). To assess their vocabulary knowledge at the beginning of the study, both groups participated in a researcher-made, 30-items and multiple choice vocabulary test adapted from PET test and scored out of 30. Experimental group watched the humorous movie clips but the participants in control group taught in a conventional way. After 10 sessions of treatment, both groups were tested on the similar items covered in the pre-test. The effect of humorous movie clips on the groups’ vocabulary achievement was evaluated through Paired Samples t-test analysis. Results have shown that the experimental group outperformed the control group since humorous movie clips had a positive effect on developing vocabulary learning among intermediate EFL learners (p<05) in the experimental group. EFL teachers can use humorous movie clips to raise the learners’ motivation.
کشور ایران با تنوع قومی و زبانیِ بسیار گسترده، همواره از اهمیت ویژه ای برای مطالعاتِ فرهنگی و زبانی برخوردار بوده است اما متأسفانه تحقیقاتِ انجام گرفته پیرامون میزانِ زوال یا بقای گونه های زبانی، در بسیاری از موارد، خبر از رو به زوال بودنِ آنها در آینده ای دور یا نزدیک دارد (بشیرنژاد، 1390). از طرفی دیگر، علیرغم تلاش های گسترده در مراکز پژوهشیِ داخل و خارج از کشور، بخش اعظمی از این سرمایه های زبانی بدون بررسی باقی مانده و یا نیازمند مطالعه و تحقیق بیشتر است. اریک آنونبی در راستای ثبت و ضبط جنبه های مختلف این گنجینه های زبانی، با مطالعاتِ خود از سال 2003 بر روی گویش ها و زبان های رایج در ایران، به ویژه گویش های جنوب غربی ایران، سرآغازِ پروژه ای عظیم در مطالعات گویشی را رقم زده است، که بازنمود آن را می توان در تدوینِ وبگاهِ اطلسِ زبان های ایران مشاهده کرد، که در زمان نگارشِ این نوشته، مراحل آغازی و آزمایشی خود را طی می کند. همچنین، به تازگی انتشارات دانشگاه اوپسالای سوئد کتابی با عنوان ""مطالعات بختیاری: واج شناسی، متن، واژه نامه"" منتشر کرده است که اریک آنونبی و اشرف اسدی، در این کتاب، با نگاهی زبان شناختی، به مطالعه و بررسی بخش های مختلف زبان بختیاریِ گونة شهر مسجدسلیمان پرداخته اند. نگارندگان این اثر بر این باورند که این پژوهش تلاشی است در جهت پاسخ گویی به برخی از سؤالات و ابهاماتی که درکتاب لوریمر (1922)، دربارة بختیاری، مطرح شده و تا به امروز بدون پاسخ مانده است.
در سالهای اخیر بسیاری از ازمونهای سنجش توانایی مهارت نگارش در مقیاس وسیع (از جمله تافل اینترنتی) از فعالیت های نگارشی تلفیقی استفاده کرده اند. تحقیق حاضر، با استفاده از روش کمی، به بررسی ویژگی های متنی و بکارگیری مطالب مختلف در انواع مختلف فعالیت های نگارشی تلفیقی (گوش کردن-نوشتن در برابر خواندن-نوشتن) در دو سطح ماهر و غیر ماهر در بکارگیری زبان برداخت. با استفاده از نمونه گیری هدفمند 60 دانشجوی زبان انگلیسی انتخاب شدند و بر اساس نمرات بدست امده از ازمون آیلتس به دو گروه دارای مهارت بالا و بایین تقسیم شدند. سبس از انها خواسته شد در فعالیت های گوش کردن-نوشتن و خواندن-نوشتن شرکت کنند. نتایج تحلیل واریانس یک سویه و دو سویه نشان داد که اولا تنوع در فعالیت های نگارشی تلفیقی به همراه سطح مهارت تاثیر معنی داری بر ویژگی های گفتمانی تولید شده داشت، و همچنین هر دو نوع فعالیت تلفیقی ویژگی هایی را تولید کردند که بسیار مشابه بودند، و سوم اینکه برخی از ویژگی های تولیدی بر سطح مهارت ازمودنی ها دلالت داشتند. به علاوه، نتایج این تحقیق نشان داد که در میان ازمودنی های دارای مهارت زبانی بایین، کبی کردن و چسباندن از متون اصلی در فعالیت خواندن-نوشتن بیشتر از فعالیت گوش کردن-نوشتن بود. کاربرد های حاصل از نتایج تحقیق نیز در انتها بیان شده اند.
در زبان های دنیا دو نقش دستوری فاعل و مفعول مستقیم که آن ها را روابط دستوری نیز می نامند، در جمله از طریق سه راهکارِ ترتیب واژه ها، مطابقه و نظام نشانه گذاری حالت قابل تمایز از یکدیگرند. زبان های دنیا ممکن است یک یا دو راهکار و گاهی در برخی موارد هر سه راهکار را برای تمایز روابط دستوری به کار گیرند. هدف از پژوهش حاضر تعیین راهکارهای اتخاذ شده برای تمایز بین دو نقش دستوری فاعل و مفعول مستقیم در جمله های دارای فعل گذرا در شوشتری است. به همین منظور داده های پیکره پژوهش از طریق مصاحبه از گویشوران شوشتری بر اساس پرسش نامه ای حاوی 62 جمله، گردآوری و تحلیل شدند. در گویش شوشتری برای تمایز دو رابطه دستوریِ فاعل و مفعول مستقیم از دو راهکار نظام نشانه گذاری حالت و مطابقه استفاده می شود. راهکار ترتیب واژه ها در این گویش بدین منظور کاربردی ندارد. از آنجا که این گویش با زبان فارسی در یک گروه گویشی قرار دارد، تصور می شود که راهکارهای مشابهی با فارسی به کار گرفته شوند و تحلیل داده های پیکره نیز صحت این موضوع را تأیید می کند.
Assessment has been taken to demonstrate that learning is aligned with external standards which is almost related to students’ goals in a curriculum in English language teaching and it plays an integral role in the success of language learning program that is following by so many EFL teachers. Consistency in scoring (mid-term and final exams) highly depends on the way of conducting paper assessment, validation of the process, reliability, experience of teachers, and different interpretation of assessors to make justified decision. Hence, the present study was an attempt to probe Iranian EFL learners’ perceptions toward paper assessment in mid-term and final exams in a language institute. To this end, a total of 100 participants (50 males and 50 females) between ages of 15 to 28 at intermediate level, were selected based on Nelson Proficiency Test. Data were collected through scores of two sequential semesters and a Likert scale questionnaire. The findings of this study indicated that there is a direct positive relation between learners’ viewpoints on paper assessment and their progress. Generally speaking, paper assessment in both formative and summative assessment would be a great progress among female and male English language learners.
The present study attempted to discover whether there is a significant relationship between EFL teachers' critical thinking ability and their teaching success.To this end, 113 Iranian male and female English teachers were required to fill out Watson Glaser Critical Thinking Appraisal. Besides, their students were asked to answer the Characteristics of Successful EFL Teachers questionnaire. The statistical analysis of the data showed that there was a significant correlation between EFL teachers’ critical thinking skill and their teaching success. Besides, findings revealed that there was a significant difference between male and female teachers regarding their critical thinking skills, and that BA teachers differed from AS teachers with regard to critical thinking skills. More specifically, male BA teachers took the most advantages from critical thinking skills than others.
انسان، همواره به لحاظ ماهیت زندگی اجتماعی اش، برای برقراری ارتباط با همنوعان خود از ابزارها و وسایل متعددی استفاده کرده که در این میان "" زبان"" به عنوان یک پدیده اجتماعی (قوه ناطقه خاص بشر که نقطه تمایز او با نوع حیوان می باشد) مهمترین وسیله ارتباطی او محسوب شده که به واسطه آن نیات و مقاصد خود را به مخاطب خود انتقال می دهد. و اما اکنون سئوال این است؛ آیا متکلم (گویشور) همیشه، طی یک دیالوگ و تعامل با مخاطب خود، با ادای منظم واج ها و تکواژهای زبان در زنجیره گفتار صرفاً قصد استفهام، نفی و یا تأیید صوری حقیقتی را دارد؟ اینجاست که باید اذعان کرد که در اوایل دهه 60 قرن بیستم میلادی، به دنبال تحقیقات ج. ل. آستین فیلسوف و زبانشناس بریتانیایی، زبانشناسی و نقد ادبی با فاصله زیاد از نظریات ساختارگرایانه فردینان دو سوسور رویکرد دیگری به خود گرفته و بدین طریق پایه های زبانشناسی پراگماتیک بنا شد. آستین بر این باور بود که سخن گفتن همیشه تنها و فقط و فقط به معنای تأیید چیزی یا حقیقتی نبوده، بلکه می تواند بطور ضمنی حامل پیام دیگری برای مخاطب بوده باشد، مثلاً درخواست انجام کاری یا القاء چیزی دیگر غیر از معنای سطحی کلام. معمولاً نیت و معنای اصلی کلام گوینده هم در این لایه های درونی گفتار مستتر است که مخاطب کلام باید طی فرآیند خاصی آن را رمزگشایی کرده و بدان واکنش معقول و منطقی نشان دهد، تا اینکه یک تعامل زبانی به معنای واقعی کلمه برقرار گردد.
در این مقال اندک نگارنده تلاش خواهد کرد- ضمن توجه و تمرکز به این اصل که نمی توان همیشه و حکماً از طریق شکل ظاهری زبان (ساختواژه ها، واج ها، صیغه گان و عناصر همنشینی حاضر در زنجیره گفتار) به کشف معنا و نیت باطنی کلام گویشور(ان) دست یافت؛ بلکه پارامترهای مهمتر دیگری چون فضای روانی، اجتماعی و فرهنگی حاکم در یک تعامل زبانی نیز سهم بسزایی در رمزگشایی معنا دارند- اصطلاح «زبانشناسی پراگماتیک» را ریشه شناسی، تعریف و تحلیل کرده و به مسائلی از جمله: کلام استعاری و کنایی، حروف ربط استدلالی، معنای ضمنی و گزاره های اجرایی بپردازد.