فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Politeness is a phenomenon which is common to all cultures. Each culture has a different perception of what is polite and each language has various devices for expressing politeness. One of the important aspects of politeness which is the central focus of many studies is the polite behaviors of men and women. The focus of this study is on the politeness strategies of males and females from different aspects. The central aim of this paper is to examine the impact of gender on the politeness strategies of the speakers to see whether females speak more politely to females than to males or not. Therefore, a questionnaire was designed based on Discourse Completion Test which is originally developed for comparing different speech act realization patterns. The questionnaire was distributed to 30 females and 30 males. The result indicated that generally women speak more politely to women than to men; however, males speak more politely to females than to males. Therefore, it can be concluded that the gender of the listener is an important factor on politeness behaviors of the speakers.
به سوی چارچوب سیاست زبانی ملی
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی تنها زبان رسمی کشور ماست و در کنار آن چندین زبان و گویش دیگر نیز وجود دارد که هر یک دارای تعدادی گویشور در نقاط گوناگون کشور است. زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی و زبان عربی به عنوان زبان مذهبی نیز در برنامه های آموزش زبانی ما جایگاهی دارند. برنامه ریزی در خصوص کاربرد و آموزش هریک از این زبان ها درحوزة برنامه های سیاسی دولت قرار دارد و در واقع از وظایف هر دولتی است. بدیهی است کاربرد زبان فارسی، به عنوان زبان ملی، لزوم توجه به دیگر زبان های موجود در کشور را محدود نمی نماید و در برنامه ریزی سیاست زبانی لازم است شأن و کاربرد دیگر زبان ها نیز در کنار زبان فارسی تضمین شود. طی پژوهش های مقالة حاضر، بررسی برخی ازمهم ترین اسناد دولتی، همچون قانون اساسی، سند چشم انداز، اساسنامة سیاست فرهنگی و فرهنگستان زبان، نشان داده که در اکثر این اسناد به برنامه های زبانی چندان اشاره نشده و سندی مشخص و مخصوص سیاست زبانی، که حاوی قوانین جامع مربوط به کاربرد و آموزش کلیة زبان های موجود در ایران باشد، تدوین نشده است. لذا پیشنهاد این مقاله تدوین سیاستی منسجم و سنجیده در خصوص کاربرد و آموزش همة زبان ها و گویش هایی است که ایرانیان به نوعی با آنها سروکار دارند. در این مقاله، بخش های گوناگون چنین سندی پیشنهاد شده است، ضمن اینکه قانون اساسی و سند چشم انداز مرجع شاخص های لازم برای تدوین این سیاست در نظر گرفته می شوند.
نقش فیلم مستند در آموزش زبان چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علل وجود عنصر تنهایی در آثار میخاییل لرمانتف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لرمانتف با وجود عمر کوتاهش توانست آثار ارزنده ای از خود برجای بگذارد. در این مقاله، آثار نویسنده با توجه به شرایط حاد خانوادگی و رخدادهای روسیه، به دو دوره تقسیم شده است. موضوع بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی لرمانتف در ارتباط با اختلافات خانوادگی اوست. مشکلات خانوادگی نویسنده منجر به بحران روحی و احساس شدید تنهایی در وی شد. در این مقاله همچنین سعی شده تا شرایط و وضعیت روحی نویسنده در سیمای قهرمانان اشعار و نمایش نامه های نویسنده نشان داده شود. لرمانتف در آثار دوره دوم خود، بیشتر به مسایل سیاسی - اجتماعی و فلسفی می پردازد. این مقاله به عواملی که سبب بروز عنصر تنهایی که از موضوعات اساسی آثار نویسنده است، اشاره می کند. با بررسی اشعار و نمایش نامه های لرمانتف، می توان به انگیزه های احساس تنهایی و غم و اندوهی پی برد که زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده بود. در آثار نویسنده، اختلافات خانوادگی (درگیری مادربزرگ با پدر)، مرگ زود هنگام مادری که در اشک سوخت، زندگی پدری که از نظر جامعه اشرافی محکوم و از دیدن بچه خود محروم بود، بی عدالتی های اجتماعی و نارضایتی های حاصل از حکومت پلیسی نیکلای اول به چشم می خورد.
کشف معانی در متن از نظریه معنی المعنی تا عدم قطعیت معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ممعناشناسی و دلالت های معنایی یک متن، از مهم ترین مسائل مورد توجه پژوهشگران است. عبدالقاهر جرجانی از جمله پژوهشگرانی است که به این موضوع، توجه داشت. وی با تکیه بر حاکمیت منظور مؤلف در شناخت معانی متن، نظریه معنی المعنی را ارائه کرد. این نظریه عامل تمایز میان زبان عادی و شعری است و معنای ثانویه ای به متن ادبی می افزاید. در دهه های اخیر مکتب های ساختارگرایی و ساختار شکنی با نقض این نظریه، شیوه های جدیدی جایگزین درک متن کردند. ساختارگرایی، متن را در فهم معنا کافی می داند و ساختارشکنی، فهم معنا را به خواننده می سپرد و نظریه تعدد خوانش ها یا مرگ مؤلف را مطرح می کند. پژوهش حاضر بر آن است تا روند تحول معنی المعنی را از آغاز شکل گیری تاکنون و سه روش کشف معانی موجود در متن را بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد ۱. معنی المعنی به دو گانگی معنا در یک متن و امکان کشف معنایی واضح از طریق ادراک منظور مؤلف معتقد است؛ ۲. بلاغت پژوهان معاصر، تغییراتی در معنی المعنی ایجاد کرده و رکن جدیدی بدان افزودند؛ ۳. ساختارگرایان و ساختارشکنان، اعتباری برای معنی المعنی قائل نیستند. ساختارگرایی بر سیاق متن در شناخت معنا مبتنی است و ساختار شکنی بر ادراک خواننده جهت کشف معانی متن استوار است.
بررسی کارکرد گروه نقشی زمان درزبان فارسی برپایة برنامة کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامة کمینه گرا (چامسکی، 1995) رویکرد غالب و جدید« زبان شناسی زایشی» است. بررسی پیوندهای سلسه مراتبیِ ساخت نمای جمله های زبان به لحاظ دانش زبانی ذهنی سخنگویان، هدف عمدة تحلیل ساختی در رویکرد یاد شده است. یکی از ویژگیهای تحلیل ساختی جمله در این رویکرد، در نظرگرفتن مقوله های نقشی است که به تبیین پیوندهای نحوی مقوله های واژگانی کمک می کند. تحقیق حاضر، ضمن ارائة توصیفی دقیق از مقوله های نقشی، به بررسی مقوله نقشی زمان در نحو جمله های فارسی می پردازد.همسو با تعاریف به کار رفته در برنامة کمینه گرا به بررسی چگونگی صرف فعل از راه بازبینی مشخّصه های تعبیرناپذیر موجود در گره زمان و فعل اصلی و عمل مطابقه خواهیم پرداخت. همچنین با در نظر گرفتن اینکه مشخّصة تصریف در زبان فارسی یک مشخّصة قوی است، با ارائة نمونه هایی نشان خواهیم داد که فعل به هستة زمان جذب می شود و درجایگاهی خارج از گروه فعلی بالا (vP) قرار می گیرد. حذف گروه فعلی و پرسشهای تأییدی از جمله شواهدی است که این فرض را تأیید می کند.
شناسایی ملزومات و اجزای الگویی برای ارزشیابی معلمان زبان انگلیسی در دبیرستان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی عملکرد از مهم ترین ارکان هر سازمانی بوده و سازمان های آموزشی نیز از این امر مستثنی نیستند. از میان اجزای مختلف نظام آموزشی به گفتة بسیاری از محققان، مهم ترین عامل در تعیین موفقیت و یا عدم موفقیت دانش آموزان، معلم کلاس می باشد. بنابراین معلمان در مرکز تلاش هایی هستند که برای توسعه و اصلاح سیستم های آموزشی در سراسر دنیا صورت می گیرد. با توجه به اهمیت معلمان در بهره وری نظام های آموزشی، لازم است سیستم های آموزشی اطمینان حاصل کنند که معلمان نهایت تلاششان را برای افزایش یادگیری دانش آموزان صورت می دهند و همچنین باید تلاش کنند تا با شناخت بهتر نقاط ضعف عملکرد معلمان، زمینه را برای توسعة حرفه ای آن ها فراهم کنند. دستیابی به این اهداف، مستلزم وضع سیستم ارزشیابی سیستماتیک و علمی می باشد.
تحقیق حاضر با شناسایی و در نظرگرفتن ملزومات طراحی الگوی ارزشیابی معلمان در صدد است تا الگوی جدیدی برای ارزشیابی عملکرد معلمان زبان انگلیسی ارائه دهد. برای شناسایی ملزومات و طراحی الگوی مورد نظر، پیشینة مربوط به ارزشیابی معلمان و تدریس مؤثر، ملزومات اسناد آموزشی کشور و نظرات معلمان و کارشناسان مربوط، مورد جست وجو و برررسی قرار گرفتند. برای تعیین اجزای الگوی پیشنهادی از «تکنیک دلفی» استفاده شد. تصمیمات اتخاذ شده در مورد اجزای الگوی پیشنهادی مورد بحث قرار گرفته و ملزومات اجرایی شدن آن بیان گردیده است.
The Interlanguage of Persian Learners of Italian: a Focus on Complex Predicates(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims at investigating the acquisition of Italian complex predicates by native speakers of Persian. Complex predication is not as pervasive a phenomenon in Italian as it is in Persian. Yet Italian native speakers use complex predicates productively; spontaneous data show that Persian learners of Italian seem to be perfectly aware of Italian complex predicates and use this familiar feature as a bridge between their native language (NL) and the target language (TL). Elicitation of complex predicates in guided context seems to indicate that the Persian group learners’ group is strikingly uniform to the Native Speakers’ group and quite homogeneous with the control group of learners with NL other than Persian. This research shows that the use of complex predicates in Italian Interlanguage (IL) cannot be considered a simple effect of transfer، but could be also analyzed as a more general IL strategy.
لهجه سیوندی/ پیرلوکوک
حوزههای تخصصی:
گروه های اسمی روسی با معنای مکان و زمان درحالت اضافی و معادل های آنها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حالت اضافی در زبان روسی نسبت به دیگر حالت ها بیان کننده معانی مختلف دستوری است. این حالت با توجه به ساختار آن(با حروف اضافه یا بدون حروف اضافه) می تواند بیان کننده مالکیت‘ خصوصیت‘ ارتباط چیزی با چیز دیگر (??eH ?apT?? oTe? cTy?eHTa، kH?ra ?pyra?aBTopPOMaHa،) باشد. علاوه بر این معانی این حالت به معانی و روابط نحوی مکان وزمان نیز اشاره می کند. Pyray y ? B ??? با توجه به این مطلب که زبان های روسی و فارسی از دیدگاه رده شناختی به زبان های متفاوتی متعلقند در این مقاله سعی شده است روش های بیان معانی مکان و زمان که با شکل های مختلف نحوی در زبان روسی ساخته می شود با زبان فارسی مورد مقایسه قرار گیرد. با توجه به این مطلب که ساخت و فهم حالت اضافی با معنای زمان ومکان برای خارجیان و منجمله فارس زبانان مشکل آفرین است سعی شده است بیشتر به جنبه های عملی مفاهیم مذکور پرداخته شود.
ممکن ها و ناممکن های ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه با دو پیام « معادل » در دو « رمز» متفاوت سرو کار دارد . وقتی پیامی از «صورت» اصلی به « صورت » دیگری منتقل می شود، اگر کار ترجمه درست باشدکمترین تفاوت مسلّم بین پیام موجود در «صورت» متن اصلی و پیام عرضه شده در «صورت» متن ترجمه، همان «تغییر صورت» یا «تغییر شکل » پیام است. بنابراین، هر ترجمه ای در صورتی که درست و دقیق باشد می تواند فقط «معادلی» برای اصل باشد و نه « مساوی» با آن، زیرا در دو «طرز بیان» یا دو «رمز» متفاوت، هرگز نمی توان دو پیام کاملاً برابر یا «مساوی» را عرضه کرد. مقالة حاضر، تلاشی است در جهت تبیین ممکن بودن تعادل و ناممکن بودن برابری کامل با اصل در ترجمه.
وزن هجایی (ایقاعی) در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
47 - 70
حوزههای تخصصی:
وزن هجایی وزنی است که از تکرار منظم درنگ ها (یعنی مکث در پایان واژه) و نیز ایجاد پاره های مساوی و گاه نامساوی از حیث تعداد هجاها، پدید می آید. محل درنگ یا مکثِ پایان واژه به قدری در این وزن اهمیت دارد که می توان آن را مهم ترین عامل برای تعیین نوع وزن در این نوع اشعار دانست. کمّیتِ هجاها و نیز تکیه وزنی اهمیت چندانی در ساختار وزن هجایی ندارد و به همین دلیل این وزن دارای تفاوتی ماهوی با دو وزن اصلی شعر فارسی، یعنی وزن کمّی اشعار عروضی از یک سو، و وزن تکیه ای-هجاییِ شعرهای عامیانه از سوی دیگر است. وزن هجایی بیشتر خاص زبان های هجا-زمانی مانند زبان فرانسوی است که هجاهای آن دارای کمّیت های مساوی هستند، اما گاهی به علل تاریخی و فرهنگی نمونه هایی از آن در زبان هایی مانند فارسی نیز که دارای هجاهایی با کمّیت های گوناگون است مشاهده شده است. گرچه وزن هجایی از وزن های اصلی در زبان فارسی نیست، از قدیم تا به امروز اشعاری بدین وزن در زبان فارسی سروده شده است که در این مقاله به گردآوری و تحلیل آنها می پردازیم. در این مقاله پس از بحث مختصری درباره رده شناسی وزن های گوناگون جهان، به معرفی و بررسی این وزن در فارسی می پردازیم و نشان می دهیم که اولاً شاعران برای سرودن اشعاری به وزن هجایی در زبان فارسی، عمدتاً از هجاهای بلند (سنگین) استفاده می کنند، ثانیاً تمام مکث های موجود در این وزن از نوع درنگ است، یعنی مکثی که منطبق بر مرز پایان واژه یا گروه واجی است، و ثالثاً گرچه پایان هر پاره در این شعر با نوعی تکیه یا برجستگی همراه است، این تکیه نه از نوع تکیه واژگانی یا وزنی، بلکه از نوع تکیه زیروبمی است و دارای نقشی صرفاً ثانوی در ساختار اصلی وزن است. در این مقاله همچنین شیوه ای را برای طبقه بندی وزن های هجایی فارسی و نیز نمایش مختصات وزنی آنها عرضه داشته ایم.
Collaboration in Classroom
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۹ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
بررسی بندهای موصولی تحدیدی و غیرتحدیدی در زبان های فارسی و آلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به بررسی تفاوت های موجود میان بندهای موصولی تحدیدی و توضیحی در زبان های فارسی و آلمانی از دیدگاه رده شناسی می پردازد. هدف از این پژوهش، نشان دادن ابزارهای متفاوتی است که در زبان های فارسی و آلمانی برای تمایز میان این دو گونه از بند موصولی به کار گرفته می شود. همچنین این پرسش مطرح است که در هر یک از این زبان ها، چه گروه های اسمی می توانند در جایگاه اسم هسته بند موصولی قرار گیرند؟ آیا نوع بند موصولی تحدیدی و توضیحی در انتخاب اسم هسته تعیین کننده است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد، زبان فارسی همانند زبان انگلیسی، بمبا و عبری از ابزارها و نشانه های صوری برای تمایز میان این دو نوع از بند موصولی استفاده می کند. این در حالی است که در زبان آلمانی، ابزارها و فاکتورهای معناشناختی و کاربردشناختی در تعیین نوع بند موصولی دخیل هستند. این تحقیق همچنین نشان می دهد که در هر دو زبان، برای انتخاب گروه اسمی ای که بتواند در جایگاه اسم هسته بند موصولی قرار گیرد، با محدودیت هایی روبرو هستیم. از جمله نشان داده می شود که اسم شخص در زبان آلمانی برخلاف زبان فارسی نمی تواند در جایگاه اسم هسته بند موصولی تحدیدی قرار گیرد.
مفهوم عامل در واژه های مشتق زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از بین بردن فسیل شدگی زبانی توسط بازخورد اصلاحی: آیا این امکان پذیر است؟ (Combating Fossilization through Feedback: Does it Work?)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراین مطالعه شبه طولی از دو روش خطای معمول و بازخورد اصلاحی جهت بررسی ثبات غلط (فسیل شدگی) میان زبانی استفاده شد. خطاهای نوشتاری در مقالات استدلالی 76 زبان آموز ایرانی در سه سطح زبانی متفاوت با استفاده از مدل ارائه شده توسط گس و سلینکر(1994) شناسایی و طبقه بندی شدند. این خطاها برای باراول با بازخورد ضمنی و برای باردوم با بازخورد صریح تصحیح شدند تا بررسی شود که آیا این دو نوع بازخورد باعث بهبود درنوشتار می شوند، و آیا خطاهائی وجود دارند که در برابر تصحیح مقاومت کنند. نتایج نشان داد که خطاهای مربوط به ""انتخاب کلمه ، جمع، شکل کلمه و حرف تعریف the"" جزوشایع ترین خطاهای این زبان آموزان بودند، که ""انتخاب کلمه"" در صدرفهرست قرار دارد. نتایج همچنین نشان داد که اگرچه هر دو نوع بازخورد می تواند منجر به کاهش خطاها شود، ارائه بازخورد صریح ومستقیم برای فراگیران روشی موثر تر میباشد. با این حال نتایج آزمون تی نشان داد که تاثیر کوتاه مدت بازخورد نمی تواند در طول زمان پایداربماند و این تایید کننده گفته کسانی ازقبیل ترواسکات (2007) است که اثر تصحیح خطا را زیر سوال برده اند. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهند که خطاهای مربوط به ""ضمیر، ترتیب کلمات، مجهول و مالکیت"" را احتمالآ می توان جزو خطاهائی برشمرد که فسیل شده اند، زیرا اگر چه برای تمام انواع خطاهای دیگر بازخورد ضمنی توانست مفید باشد، این چهار خطا در برابر تصحیح مقاومت نشان دادند و تنها بازخورد صریح توانست موجب کاهش معنادار آنها شود.
ارتباط میان انگیزه، آگاهی فراشناختی از راهبردها و مهارت شنیداری زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مضمون زمان ازمنظر شعرای فرانسوی قرن نوزدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"ارتباط تنگاتنگ زمان با زندگی بشری بیانگر توجه به آن درعرصه ادبی است. طول عمر انسان متاثر از حیطه زمانی است که برای زندگی آن ها از بدو تولد تا لحظه مرگ تعریف شده است. حتی احساسات بشری گریزی از عواقب گذر زمان ندارند: حالاتی چون بی تفاوتی‘ افسردگی ‘ ضعف‘ فراموشی و غیره‘ تنها با گذر زمان دامن گیر انسان می شوند. هیچ دوره ای از زندگی بشری بی ارتباط با گذر زمان نیست: از کودکی تا جوانی این ارتباط به صورت همزیستی و از میانسالی تا غلبه سال های عمر ‘ به صورت مقابله و مقاومت آشکار می شود. پس انسان همواره در طلب تحلیل شرایط زمانی برای ارائه تعریفی از مفهوم وجودیشانند. کاری که در توان همگان نیست. از این رو‘ برخی از شاعران و ادیبان ‘ به عنوان پیام آوران شادی و ملالت های انسان‘ نقش به سزایی را در انتقال نگرش و اشتغالات فکری مردمان عصر خود ایفا میکنند. از جمله این ادیبان می توان به شعرای رمانتیک فرانسوی سده نوزده میلادی اشاره کرد که با بیانی شیوا‘ غنایی و متاثر کننده به تحلیل احساسات و عواطف انسانی ناشی از گذر زمان پرداخته و جلوه هایی ژرفای روح آدمی را نمایان می سازند که نگارنده به تحلیل برخی از مهمترین سروده های آنان می پردازد.
"
Teacher Cognition and Personal Beliefs: A Harmonious(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Some engravings are meant to be adored and some possibly abhorred. Teacher cognition, as a meant-to-be-praised engraving, is defined by Borg (2003, p. 81) as “the unobservable cognitive dimension of teaching what teachers know, believe, and think.” This concept in teaching has recently gained momentum meaning that teachers learn so much about their teaching through the vast experience they have gathered as learners (Nespor, 1987). A teacher’s idea about teaching and the methodologies employed is largely shaped by his/her cognition about the whole story of teaching. In this study, through a structured questionnaire, some open-ended questions, and a thorough interview, the researchers tried to delve into some deep-rooted beliefs and teaching conceptions of six EFL teachers, which had led them to decide on delicate issues in the classroom. This was done with the intention to unravel the mysteries in their practice and to see if there was a way out. A few not-so-much-spotted problems are traced and a general panorama of what is going on in classes based on teachers’ cognition are depicted. Some implications and areas of research on teacher cognition are introduced at the end.