کلمات ربطی با ایجاد پیوند میان بخشهای گوناگون یک متن می توانند نقش مهمی در انسجام آن ایفا کنند. در گذشته به آنها حروف ربط پیوستگی و وابستگی اطلاق می شده است و امروز ما آنها را در مجموعه بزرگ کلمات ربطی جای می دهیم و برای هر یک با توجه به جایگاهش در جمله نقشی قائل می شویم. با توجه به اینکه تفاوتهای ساختاری بین زبان مبدأ و زبان مقصد، سبب بروز خطا در زبان مقصد می شود، در این پژوهش با انتخاب دو کلمه ربطی همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) که کاربرد آنها در زبان فرانسوی (aussi et ainsi) = (همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) فرانسه متفاوت است، مشکلات زبان آموزان ایرانی را در این زمینه پیش بینی کرده ایم. بررسی و تجزیه تحلیل ساختاری جملاتی که در آنها کاربرد کلمات ربطی مورد نظر سبب فرایند جابجایی فعل و فاعل می شود و همچنین بررسی دلایل عدم جابجایی فعل و فاعل، با وجود کاربرد این کلمات ربطی در جمله، هدف اصلی این تحقیق می باشد.
جابجایی فعل و فاعل پس از این کلمات ربطی می تواند با تغییر و تمایز معنایی همراه باشد. در حقیقت این به سبک نویسنده بستگی دارد که برای القای بسیاری از معانی مورد نظرش بخواهد از این فرایند جابجایی استفاده بکند. همچنین باید اضافه کرد که جابجایی و یا عدم جابجایی فعل و فاعل در اثر یک مولف میتواند سبب ساز یک معنی متفاوت باشد.
" تحقیق حاضر پس از بیان مقدمه ای کوتاه و اشاره به شمه ای از نگرش های حاکم بر مفاهیمی چون زمان دستوری، زمان تقویمی و نمود در تحقیقات نحوی متاخر و متقدم، به بیان ویژگی های ساخت جاری در فارسی امروز و دفاع از ماهیت مستقل صوری و معنایی آن در برابر ساخت استمراری می پردازد.
در این تحقیق، کارکردهای اختصاصی ساخت جاری از جمله بیان جاری بودن رخداد در بستر زمان، مفاهیمی چون رخدادهایی در شرف وقوع، رخدادهای محتمل، بیان هشدار و اعلام اعتراض مورد بحث واقع شده است. طی این پژوهش، هم چنین عدم تطابق جنبه های صوری افعال با جنبه های معنایی در ساخت های جاری نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نگاه به افعال لحظه ای در تقابل با افعال تداومی، و هم چنین افعال پویا در تقابل با افعال از زاویه ی ساخت های جاری جایگاه ویژه ای در این تحقیق داشت.
در این تحقیق، ابزارهای دیگر بیان مفهوم جاری از قبیل ساخت های استمراری، ابزار واژگانی و برخی از گروه های حرف اضافه ای بررسی شده است."
توسعه و ارتباطات - که رابطه ای تنگاتنگ با فرهنگ و تمدن بشری دارد - دو مفهوم بسیار نزدیک به هم هستند که غیبت منجر به تاثیر بر دیگری می شود. در یک جامعه فراصنعتی، برنامه های توسعه ملی (درون زا) بر اساس قابلیتها و زیرساختهای ارتباطی و فرهنگی که نقش مهمی در پیشرفت اجتماعی بازی می کنند تدوین می شوند. اما تمام برنامه های توسعه از نوع درون زا نیستند. به دولتها و تصمیم گیران توصیه شده است که حتی الامکان برنامه های توسعه دیگر کشورها (برنامه های برون زا) را نیز مورد بررسی قرار دهند و در وهله اول در بخش فناوری در کالبد تنوع فرهنگی سرمایه گذاری کنند.
تاثیر حیرت آور رسانه های صوتی - تصویری بر جهان، دست اندرکاران حوزه ترجمه را واداشته است تا به فکر یک تعریف جامع تر و قابل انطباق تری از ترجمه بیفتند که در برگیرنده اشکال جدید انتقال زبانی و فرهنگی باشد. اگر چه ترجمه به صورت زیرنویس از جنبه های گوناگون با ترجمه متن متفاوت است، اما به عنوان یک ترجمه خاص در نظر گرفته می شود (حتیم و میسون، (1997. سرآغاز ترجمه به صورت زیرنویس باز می گردد به دوران فیلمهای صامت (شوارز، (2002 و این نوع ترجمه به صورت یک روش معمول در برخی از کشورهای کوچک همچون کشورهای اسکاندیناوی استفاده شده است (بروداسن، (2006. با وجود این، این نوع ترجمه در اکثر کشورها یک پدیده جدید می باشد، از جمله در ایران که ترجمه به صورت زیرنویس غالبا به فیلمهای سینمایی عرضه شده در فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی اختصاص می یابد. ترجمه فیلم به صورت زیرنویس، که ممکن است به طرزی فریبنده ساده به نظر برسد، یک کار پیچیده با قید و بندهای خاص خود که نشات گرفته از ساختار صوتی - تصویری منحصر به فردش می باشد در نظر گرفته می شود (شومه، (2004. در این مقاله سعی بر این است تا علاوه بر تشریح ویژگیهای این نوع ترجمه خاص، معیارهای رایجی که باید در این رشته رعایت شود مورد بررسی قرار گیرند.
در این مقاله به نحوه نگرش دستور زایشی و همچنین برخی دستورهای منشعب از دستور زایشی به واژه و مدخلهای واژگانی، از آغاز شکل گیری تا دهه نود میلادی، پرداخته شده است. دستور زایشی بیشتر به یک نظریه نحو- محور معروف است و ممکن است سایر جنبه های زبانی که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته اند از دیده ها مخفی مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. این مقاله نشان می دهد که اهمیت واژه و مدخلهای واژگانی در نظریه زایشی همپای دیگر نظریه ها از دهه پنجاه میلادی تا اواخر دهه نود به مرور رو به ازدیاد بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که در حال حاضر اطلاعاتی که در صورتهای متاخرتر نظریه زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن در مدخلهای واژگانی ارائه می شود کاملترین اطلاعاتی است که می توان در مدخلهای واژگانی لحاظ کرد. در ادامه مقاله با بررسی یک مدخل واژگانی در سه فرهنگ لغت دو زبانه انگلیسی - فارسی نشان داده شده که در این فرهنگها اطلاعات متفاوتی، چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت، در مدخلهای واژگانی ارائه شده که در عین حال حتی در کاملترین فرهنگ نیز این میزان اطلاعات کمتر از اطلاعاتی است که در صورتهای متاخرتر دستور زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن برای مدخلهای واژگانی در نظر گرفته شده است. نتیجه آنکه: باوجودآن که به دلیل محدودیت فضای فرهنگهای غیر الکترونیکی و فراوانی و حجم زیاد مدخلهای واژگانی در نظریه های یاد شده، ممکن است امکان ارائه مدخلهای واژگانی به صورتی که در این نظریه ها آمده وجود نداشته باشد اما این بدان معنا نیست که با الهام از این نظریه ها نمی توان به غنای مدخلهای واژگانی در فرهنگهای لغت افزود. بنابراین راه گرچه دشوار اما پیمودنی است.
تعاملات اجتماعی مستلزم درک انسانها از حالات ذهنی (نیت، تمایل و باور) یکدیگر است. توانایی نسبت دادن حالات ذهنی به رفتار مشاهده شده، توانایی «تئوری ذهن» خوانده می شود که باعث فهم و پیش بینی رفتار در یک تعامل اجتماعی می گردد. در ادامه مباحث مربوط به چگونگی رابطه تفکر و زبان، موضوع چگونگی تحولات تئوری ذهن، و نیز نقشی که زبان در این تحولات ایفا می کند مورد توجه پژوهشگران در روانشناسی تحولی بوده است. در ارتباط با چگونگی تعامل تئوری ذهن و زبان، دیدگاههای مختلفی مطرح گردیده است. بعضی از پژوهشگران در توضیح رابطه زبان و تئوری ذهن، نگرانیهای روش شناختی دارند. این پژوهشگران استدلال می کنند تواناییهای زبانی، در عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب اثر می گذارد. به اعتقاد آنها در بررسی سطح تحول یافتگی استدلال تئوری ذهن، توجه به تواناییهای زبانی کودک ضروری است. گروهی دیگر از پژوهشگران، بر نقش علی زبان در تحول توانایی تئوری ذهن تآکید دارند. در این چارچوب، هرکدام از جنبه های معنایی، نحوی و مکالمه ای مورد بحث قرار می گیرند که چگونه با توانایی تئوری ذهن ارتباط دارند. در این مقاله، تئوریها و پژوهشهایی که به تبیین چگونگی تعاملات تواناییهای زبانی و استدلال تئوری ذهن می پردازند مورد بحث قرار گرفته است.
نقش نهادی اسم را دستوریان سنت گرا نشناخته اند. زبانشناسان نیز به غلط آن را مربوط به انتقال تکیه اسم به هجای اول می دانند. در این گفتار ثابت شده است که منادا شدن اسم در فارسی مربوط به آهنگ ندایی است.
در مقاله حاضر،با استفاده از نمونه برداری طبقه بندی شده تصادفی و پرسشنامه و آزمون تکمیلی کلام ،داده ها راجمع آوری و بااستفاده از روش آماری مجذورخی آنها را تحلیل کرده ایم.به عنوان فرضیه تحقیق حاضر ،لهجه تهرانی از لحاظ استفاه از هماهنگی واکه ای با لهجه های دیگر فارسی(اصفهانی شیرازی ،مشهدی و گویش لری)متفاوت است، به این نتیجه دست یافته ایم که علاوه بر عوامل درون زبانی و زبانشناختی ،عواملی برون زبانی مانند بسامد عنصر زبانی مربوط، اعتبار، در معرض رسانه های گروهی بودن یا نبودی ، اینکه لهجه مربوط به عنوان زبان دوم فرا گرفته شده یانه رسمی یا غیر رسمی بودن بافت هم در استفاده از هماهنگی واکه ای دخالت دارند.براین اساس، نتیجه گرفته شد که واقعیت های زبانی و زبانشناختی ، تاثیرات هستند نه عوامل .
عنوان این تحقیق نحوة ترکیب افعال مرکب فارسی با دو پایة واژگانی بر مبنای دیدگاه کمینه گرایی است. در این تحقیق، نحوة تشکیل تعدادی از افعال مرکب دو تایی در چهارچوب کلی کمینه گرایی[1] بررسی می گردد. هدف از این تحقیق مطالعة ساختاری معنایی این نوع افعال و دستیابی به روابط معنایی و واژگانی میان اجزای تشکیل دهندة آنهاست. منظور از افعال مرکب دوتایی، افعال مرکبی هستند که دو وابسته (پایه واژگانی) قبل از هسته (عنصر فعلی) آنها قرار دارد.
نتیجه اینکه این افعال مرکب دوتایی، در چهار گروه طبقه بندی می شوند:
گروه اول: رابطة واژگانی میان دو وابسته از نوع هم معنایی نسبی بوده، رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری معنایی است.
گروه دوم: رابطة واژگانی آنها از نوع تقابلی و رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری توزیعی است.
گروه سوم: رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری صوری است.
گروه چهارم: رابطة معنایی آنها از نوع تکمیلی و حوزة کاربردی دو وابسته قبل از هسته یکسان است.
به عنوان نتیجة کلی می توان گفت که در تمامی این افعال مرکب دوتایی، صورت بی نشان دور از هسته و صورت نشان دار نزدیک به هسته قرار گرفته است.
این پژوهش به تحلیل معادل یابی واژگانی در فرآیند ترجمه از منظر نشانه شناسی می پردازد. در این پژوهش ضمن معرفی و تحلیل چندین صورت ممکن از وضعیتهایی که ممکن است در ترجمه از زبانی به زبان دیگر پدید آید استدلال شده است که مترجم در ترجمه با جایگزینی واژگانی دو زبان مواجه نیست بلکه از منظر نشانه شناسی در ترجمه این تصاویر صوتی دو زبان می باشند که با هم مقابله می گردند. در این فرآیند که به نوعی بازی کشف و جستجو شباهت دارد. مترجم به روش آزمون و خطا آنقدر این فرآیند را ادامه می دهد تا نزدیک ترین تصویر صوتی در زبان مقصد برای تصویر صوتی مربوط در زبان مبدا بیابد. در این پژوهش استدلال شده است که به دلیل انتزاعی بودن این تصاویر صوتی مترجم ناچار است این فرآیند را که با واژه در زبان مبدا آغاز کرده است با واژه در زبان مقصد تمام کند.