فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۰۱ تا ۹٬۵۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۴ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
نگاهی به هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۴ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
تغییر واکه آغازین در واژه های دو هجایی یابیشتر لهجه همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مطالعه واژگان گوناگون در لهجه همدانی نشان می دهد که یکی از ویژگیهای بارز این لهجه، تغییر واکه آغازین/ a / به [e ] در واژه های دو هجایی یا بیشتر می باشد. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی این فرایند واجی و به عبارت دیگر بررسی و شناسایی محیط واجی این فرایند است که طی آن واکه افتاده / a / به [e ] ارتقاء می یابد. روش تحقیق در تهیه مقاله حاضر بصورت میدانی بوده است، بدین ترتیب که ابتدا فهرستی از واژگان بنیادی که در گفتار روزمره گویشوران مکرراً شنیده می شود،تهیه شده و سپس با در نظر گرفتن جامعه ای آماری طریقه تلفظ این واژگان توسط اعضای جامعه ثبت و ضبط گردیده است. بر همین اساس و نیز شم زبانی نگارنده بعنوان یک گویشور بومی، واژگان مورد نظر واج نگاری شده و سپس با همان واژگان در گویش معیار مقایسه شده است. نتیجه حاصله از بررسی و مقایسه این واژگان نشان دهنده این واقعیت است که در واژگان دو هجایی یا بیشتر واکه آغازین/ a/ در محیط بدون تکیه ارتقاء یافته و به [e ] تبدیل شده است.
نگاهی به تفاوتهای فرهنگی و راهبردهای ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در هر زبانی مفاهیمی وجود دارد که به علت دارا بودن بار فرهنگی ترجمه را با مشکلاتی مواجه می کند. از اینرو نظریه پردازان و محققان ترجمه – مانند مونا بیکر (1992) – شیوه های متعددی را برای ترجمه این مفاهیم فرهنگی معرفی کرده اند. با توجه به محدودیت زمانی این تحقیق از میان متداول ترین روشهای ترجمه عناصر فرهنگی، تنها پنج مورد از آنها را به شرح زیر بررسی می کند:
1- به کارگیری واژگان قرضی (Borrowing)
2- ترجمه تحت اللفظی: (Literal Translation)
3- دگرنویسی یا بیان دوباره اطلاعات معنایی (Paraphrasing)
4- جایگزینی فرهنگی (Cultural Substitute)
5- معادل فرهنگی (Cultural Equivalence)
هدف از این تحقیق شناسایی متداول ترین شیوه ترجمه این عناصر فرهنگی بود. بدین منظور حدود 20 واژه و اصطلاح فرهنگی از فرهنگ لغات لانگمن، Longman (1998)، استخراج و در قالب آزمونی به 30 دانشجوی سال آخر تربیت مترجم زبان انگلیسی (واحد کرج) داده شد تا آن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کنند. با توجه به اینکه این مفاهیم به لحاظ دارا بودن بار فرهنگی زبان مبدا برای مترجمان ناآشنا بودند، جهت درک بهتر آنها، هر یک درون جملاتی قرار گرفتند که در واقع تعریفی بودند برای همان مفاهیم در فرهنگ لغات.
پس از گردآوری داده ها، فراوانی (frequency) هر یک از این روشها محاسبه شد و معلوم گردید دگرنویسی (paraphrasing) با فراوانی 58.6% متداول ترین شیوه ترجمه مفاهیم فرهنگی است."
یاد بعضی نفرات روشنم می دارد
حوزههای تخصصی:
عوامل تاثیر گذار بر ترجمه چند رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"علی رغم اینکه ""تغییر صورت"" به عنوان یکی از جهانیهای ترجمه پذیرفته شده است، تقسیم بندی به دو نوع ""وفادار"" و ""مقبول"" سالهاست که موضوع اصلی بسیاری از مطالعات در زمینه ترجمه شناسی بوده است. اکثر این تحقیقات توسط محققان در زمینه ترجمه بین زبانی صورت گرفته است. فناوری نوین، رسانه های جدید و به تبع آن شکل جدیدی از ترجمه یعنی ترجمه چند رسانه ای را معرفی کرده است. این تحقیق بر آن است که به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
آیا هنگام ترجمه یک متن از یک رسانه به رسانه دیگر، تغییراتی (چرخشهایی) در محصول ترجمه صورت می گیرد؟ و اگر صورت می گیرد چه عواملی در بروز این تغییرات (چرخشها) موثرند؟
این تحقیق ثابت کرده است که در ترجمه چند رسانه ای تغییرات (چرخشهایی) روی می دهند که اکثرا به صورت ""افزایش""، ""کاهش"" و یا ""تبدیل"" بروز می کنند. این تغییرات (چرخشها) را می توان به دو گروه ""خرد متنی"" و ""کلان متنی"" تقسیم کرد.
این تغییرات (چرخشها) تحت تاثیر ""ماهیت رسانه""، ""توقعات و فرهنگ مخاطب"" و ""هدف ترجمه"" صورت می گیرند. به نظر می رسد که بروز تغییرات (چرخشها) در ترجمه چند رسانه ای تاثیری در کاهش وفاداری ترجمه به متن اصلی (مبدا) ندارد.
"
دوگانگی زبان خانه و آموزشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران سرزمین نیاکانی گروه های فرهنگی / زبانی چندی است که به زبان های اردو، بلوچی، کردی، عربی و ... گویش می کنند. ولی زبان رسمی آموزشگاه ها فارسی، یا زبان گروه پیشینه شمار (اکثریت) است، که زمینه ساز دشواری دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه برای هزاران هزار کودکی می شود که زبان ماردی شان فارسی نیست. میزان در پایه مانی (مردودی) در میان این گروه ها بیشتر از گروه فارسی زبان است، همان گونه که در میزان آموزش گریزی (ترک تحصیل) هم آنها بر این گروه فزونی دارند. در راستای بازشناخت این دشواری، وزارت آموزش و پرورش کشور یک دوره آماده سازی یک ماهه برای کودکانی که زبان ماری شان فارسی نیست، برنامه ریزی کرده است که درست یک ماه پیش از آغاز پایه یکم برگزار می شود. افزون بر این در برخی از استانها دوره های یک ساله پیش دبستانی برگزار می شود که بی آن هیچ گونه برنامه ویژه ای برای نافارسی زبانان داشته باشند پذیرایی هر دو گروه می شوند.آماج پژوهشی کنونی این است که نیاز به پرداختن به این دشواری را برجسته کند و پی جوی راه کاری بخردانه برای از میان برداشتن آن از راه یکی از گونه های آموزش دو زبانه شود. تنها شمار چشم گیر دانش آموزانی که دچار این دشواری هستند، و پیامدهای زیان بار آن که گریبان گیر دانش آموزان دیگر زبان هستند، نشان دهنده ارزندگی آموزشی برای پرداختن به این دشواری است. از این رو دیدگاه سازایی گری پادآمیزانه (دیلکتیک کانستراکتیویزم) و پیشینه پژوهشی آموزش دو زبانه چارچوب نظریه پژوهش کنونی را پدید می آورند که در آن با به کارگیری داده های گردآوری شده با پرسش نامه دانش آموزی در «بررسی جهانی پیشرفت در خواندن» (پرلز) وابستگی گوناگونی در ارزه های خواندن به میزان هم سایی (تماس) با -زبان فارسی نشان داده می شود. چنین گوناگونی در ارزه های خواندن همراه با جایگاه بسیار پایین دانش آموزان ایرانی در این بررسی جهانی گویای نیاز به بازنگری بنیادی در سامانه آموزشی کشور و گشایش گره های شناسایی شده (دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه) است.
بررسی امکانات روایی زاویه دید سوم شخص محدود و دانای کل در خلق ترس و تعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در ابتدا تعریفی از روایت ارایه می دهد و سپس به بررسی یکی از اجزای اساسی روایت، یعنی راوی و نقطه دید او می پردازد. بر این اساس، ابتدا به طبقه بندی قدیمی انواع نقطه دید در ادبیات اشاره می کند و سپس طبقه بندی جدید ارایه شده از سوی ژنت را ذکر می نماید و خصوصیات هر یک از انواع راوی رابر می شمارد. سپس دو داستانی راکه هیچکاک بیان می کند تا به وسیله آن تفاوت ترس را با تعلیق نشان دهد، تحلیل می کند و به این نتیجه می رسد که ترس، نتیجه بهره گیری از زاویه دید سوم شخص و تعلیق، نتیجه بهره گیری از زاویه دید دانای کل است.
رویکردی زبانشناختی به ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی که معمولاً به عنوان علم زبان تعریف می شود ، به خاطر مختص بودن زبان به نوع انسان ، با بسیاری از حوزه های دیگر مطالعات و علوم انسانی ارتباط نزدیکی دارد. مطالعات ترجمه را با توجه به ماهیت مسایل مورد بحث در آن می توان نزدیکترین حوزه به زبانشناسی یا مطالعة علمی زبان دانست . مشترکات زبان و ترجمه آن قدر زیاد و پیوندشان چنان محکم است که در موارد زیادی نمی توان آنها را بی نیاز از هم دانست .
ارتباط بین زبان و ترجمه حقیقی انکار ناپذیر است . آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته نحوة این ارتباط است . برخی از صاحبنظران بر این عقیده اند که هر ترجمه ای بطور ضمنی مبتنی بر نظریه ای از زبان است و لذا ترجمه در واقع تمرینی در زبانشناسی کاربردی است . اما برخی دیگر عقیده دارند هر نظریه ای از زبان مبنی بر نظریه ای از ترجمه است . نظریة سومی هم مطرح است و آن اینکه خود زبان در اصل ترجمه ای از تصورات و مفاهیم ذهنی انسان است و بنابراین انسان در زندگی روزمرة خود بطور همزمان با هر دو مقولة زبان و ترجمه سروکار دارد.
ضرورت باز بینی ابهام در تصحیحات غیرمستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحقیق درباره تصحیح خطاهای کلامی زبان آموزان توسط معلمان در کلاسهای انگلیسی به عنوان زبان دوم میپردازد.هدف از این تحقیق این است که مجادله موجود در نوشتجات مربوط به بازخورد را در خصوص ابهام در تصحیحات غیرمستقیم مورد بررسی قرار دهد و به کنکاش درباره این موضوع بپردازد که چرا زبان آموزان، تصحیحات غیرمستقیم را به جای اینکه به عنوان ساختارهای بازآفرینی شده صحیح در نظر گیرند، ممکن است آنها را صرفا به عنوان تایید معنایی و تکرار غیرتصحیحی تلقی نمایند. آوانویسی 25 درس ضبط شده از پنج معلم (پنج درس از هر معلم) و 31 ساعت تعامل کلاسی، داده های این تحقیق را تشکیل میدهد. تحلیل این دادهها نشان میدهد نادیده گرفتن تفاوتهای ساختاری بین انواع مختلف تصحیحات غیرمستقیم و در نظر گرفتن تمامی این گونه تصحیحات به عنوان نوع واحدی از بازخورد تصحیحی، ممکن است به ایجاد دو دیدگاه متفاوت در توجه زبان آموزان به این نوع تصحیحات منجر شده باشد. از این رو، تصحیحات غیرمستقیم به دو نوع مجزای برجسته و غیر برجسته تقسیم شدند. تکرار کلامی به عنوان معیار سنجش کارایی تصحیحات غیرمستقیم و میزان توجه زبان آموزان به اینگونه تصحیحات در نظر گرفته شد. یافتهها نشان می دهد میزان تکرار کلامی زبان آموزان بعد از تصحیحات غیرمستقیم برجسته به طور قابل توجهی بیشتر از میزان این معیار بعد از شکل غیر برجسته این نوع تصحیحات میباشد. نتایج حاصله حاکی از آن است که احتمالا زبان آموزان، تصحیحات غیرمستقیم برجسته را به عنوان بازخورد ساختاری ـ و نه به عنوان تایید معنایی ـ در نظر می گیرند، در حالیکه این احتمال در مورد تصحیحات غیرمستقیم غیر برجسته به خاطر فقدان تاکید افزوده بر روی نقش تصحیحی آنها کمتر است.
جهت یابی ادبیات نوین از دیدگاه ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استاد دانشکده ادبیات‘ هنر و علوم انسانی دانشگاه نیس سوفیا آنتیپلیس آنچه مسلم است هر رشته ای از علم یا ادبیات و هنر نیاز به روش ها و ابزار تحقیقاتی خاص خود دارد و به مدد این ابزار است که می توان به موقعیت رشته ای خاص و حتی میان رشته ها‘ با توجه به ملاک اعتباری هر یک ازآنها از دیدگاه معرفت شناختی پرداخت؛ اما این ملاک زمانی پاسخگوست که منطبق با ماهیت«علمی - انسانی» باشد. از این رو آنچه در این مقاله مد نظر ماست ارائه بازتابی غیر انتقادی از تحولاتت اخیر به رویکرد تطبیقی پژوهش ادبی در زمینه ادبیات فرانسوی زبان می باشد؛ آن هم با تاکید بر این نکته که شکوفایی این پژوهش تطبیقی مدیون تنوع آثار تالیفی به زبان فرانسه و همچنین تحول در کیفیت این آثار است که پیشرفت در زمینه های پژوهشی این رشته را فراهم آورده است.
ترجمه ادبی: چالشها و فرصتها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مترجم یک متن ادبی باید به بار معنایی لغات و زمینه فرهنگی و خصوصیات دیگر متن اصلی توجه زیادی داشته باشد تا بتواند ترجمه قابل قبولی در زبان هدف ارائه نماید. ترجمه متون ادبی کار چندان ساده ای نیست چرا که مترجم موانع قابل توجهی سر راه خود دارد. مترجم باید با انواع روشهای تحلیل ادبی آشنا باشد و بعد از تعبیر و تفسیر متن اصلی برای بیان آن در زبان هدف و به نحوی که خواننده همان برداشت خوانندگان متن اصلی را داشته باشد اقدام کند. از آنجا که یک متن ادبی محدود به یک تفسیر خاصی نیست مترجم باید تمام توان خود را به کار بگیرد تا پیام واقعی متن را فهمیده و آن را به زبان دیگر که فرم و ساختار خاص خود را دارد برگرداند. زمینه فرهنگی و تاثیرات آن خیلی اهمیت دارد. ادبیات از تاثیر غالب وقت در امان نمی ماند. سبک و ساختاریک متن ادبی با زبان روزمره کاملا متفاوت است چرا که هدف از به کارگیری هر کدام متفاوت است. پیدا کردن معادلهای مناسب اهمیت زیادی دارد. برگرداندن اصطلاحات که خاص فرهنگ هر کشوری است تلاشی جدی می طلبد و در نهایت این مترجم خلاق و عالم به هر دو زبان اصلی و هدف است که می تواند تا حدود زیادی امیدوار به ارائه ترجمه ای رضایت بخش باشد
کاربرد حسن تعبیر در ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"معمولا مترجمین و دست اندرکاران تدریس ترجمه کم و بیش به این واقعیت پی برده اند که علی رغم اهمیت بالای استفاده از حسن تعبیرات در زبانهای مختلف، متاسفانه توجه و تحقیق ناچیزی در خصوص آنها چه در فرآیند آموزش و برنامه ریزی و چه در روند ترجمه و برگردان متون صرف می گردد. به هر ترتیب، دو نکته اساسی ذیل را در مورد حسن تعبیر نباید از نظر دور نگه داشت:
.1 سلاست (fluency) و روانی در کلام و نیز در برگردان متون از یک زبان به زبان دیگر بدون احاطه کافی بر چنین اصطلاحاتی امکان پذیر نیست.
.2 بعید نیست که بسیاری از زبان آموزان و ترجمه آموزان در مواجهه با چنین اصطلاحاتی و نیز در فهم و به کارگیری و یا برگردان آنها از یک زبان به زبان دیگر دچار مشکل شوند.
این مقاله با در نظر گرفتن اهمیت و حوزه کاربردی حسن تعبیرات آنها را به چهار گروه عمده تقسیم بندی نموده و پس از آن در خصوص اهمیت حسن تعبیرات در ترجمه متون بحث می نماید. در ادامه ضمن بررسی تفاوتهای بین مفاهیم تصریحی و تلویحی واژگان این توصیه را در بر دارد که یک مترجم خوب هرگز نباید از تفاوت بین مفاهیم تصریحی (denotative meanings) و مفاهیم تلویحی یا ضمنی (connotative meanings) عبارات غافل می گردد."
ترجمه اسامی خاص: مشکلات و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که برگردان اسامی خاص همواره یکی از مباحث پیچیده و چالش برانگیز در امر ترجمه بوده است. هدف عمده این مقاله آن است که توجه خوانندگان و مترجمین را به برخی از مشکلات عمده در ترجمه اسامی خاص از یک زبان به زبان دیگر معطوف سازد و راهکارهایی مفید در این خصوص ارایه نماید. بدین منظور، پس از طرح برخی مشکلات عمده در روند ترجمه این اسامی از زبان مبدا به زبان مقصد، به تقسیم بندی کلی اسامی خاص از لحاظ معنایی پرداخته ایم؛ سپس مثالهای متعددی در خصوص برگردان اسامی خاص در نامگذاری اشیا، اشخاص و اماکن جغرافیایی و در نهایت راهکارها و پیشنهادهایی در جهت بهبود امر ترجمه اسامی خاص ارایه کرده ایم. هدف نهایی این مقاله تنویر فکری خوانندگان و جلب توجه و مداقه بیشتر مترجمین، علاقمندان و دست اندرکاران در این زمینه از ترجمه است.
بازتاب بومی گرایی در یک ترجمه ادبی: برگردان انگلیسی کاستلو از بوف کور هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با عنایت به چهارچوب نظری تحلیل و ارزیابی متون ترجمه شده که از سوی حتیم و میسن (1990، 1991، 1997) و نیز میسن (1994) ارایه شده و به مقوله های ژانر، گفتمان و متن، به مثابه منظومه ای نشانه شناسی می نگرد که در قلمرو آن پدیدآورندگان متون به بیان ایدئولوژی و جهان بینی خویش می پردازند، چهارچوب انتقادی کالزادا پرز (2002) برای نقد و تحلیل متون ترجمه، و نیز بر مبنای تقسیم بندی دو گانه ای که از سوی شلایر ماخر (1813) پیشنهاد شده و به طور کلی دو روش ترجمه – یعنی «بیگانه گرایی» / «بومی گرایی» - را بر آثار ترجمه ای حاکم می داند، این پژوهش به مطالعه تبعات ایدئولوژیک ترجمه انگلیسی رمان بوف کور، اثر صادق هدایت، نویسنده معاصر، می پردازد، که در سال 1957 میلادی به دست دزموند پاتریک کاستلو گردانیده شده است. مقاله در چهارچوب ویژگیهای مربوط به ژانر، گفتمان و متن، آن دسته از تغییرات ترجمه را که می توان نمایانگر «بومی گرایی» دانست مورد بررسی قرار داده و به تفسیر و تحلیل پیامدهای ایدئولوژیک آنها پرداخته است. دلیل انتخاب یک اثر ادبی فارسی و ترجمه آن به انگلیسی، بررسی فرضیه ای است که از سوی ونوتی (1995) پیشنهاد شده و مدعی است به دلیل تداول فراگیر زبان انگلیسی به منزله «زبان مسلط» در جهان امروز و در نتیجه سلطه فرهنگ آنگلوساکسون – آمریکایی، در دو، سه سده اخیر، عموم مترجمانی که از سایر زبانها آثاری را به انگلیسی گردانیده اند به راهکار «بومی گرایی» گرایش داشته اند. نگارنده در تحلیل نهایی خود نتیجه گیری می کند که ترجمه کاستلو از اثر هدایت را نیز می توان مصداقی از فرضیه «بومی گرایی» ونوتی دانست.
جهان بینی رئالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات نوین، که همزمان با آغاز دورهء واقع گرایى است، ناهنجارى و بلاهت به عنوان نمونه هایى از وضع بشر نشان داده مى شود. ادبیات واقع گرا یا رنالیسم، ادبیات نوین عصر حاضر است، که سعى در نمایاندن واقعیت دارد. واقع گرایى تنها یک سبک میان سبکهاى ادبى دیگر نیست، بلکه زیربنایى است براى سایر سبک هاى ادبى که به گرایش هاى گوناگون قابل تفکیک اند، براى نمونه: واقع گرایى به سبک کافکا، با مجازى کردن واقعیت، ایجاد ترس و دلهره و سعى در بیان و القاى مفهوم پوچى. یا واقع گرایى به سیاق توماس مان، که در عین توجه به مردم و حفظ جایگاه بورژوازى و شخصى نویسنده، به اوضاع نابسامان بشرى با دیدى انتقادى مى نگرد. یا سبک گوتفرید بن یعنى به هیچ گرفتن مردم و یا سبک برتولدبرشت، که در همنوایى با جبههء سوسیالیسم و پیوستن به آن خود را مى نمایاند