فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۴۱ تا ۴٬۷۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در نوشتار پیش رو نویسندگان به روش توصیفی - تحلیلی پدیده التقای واکه ها و راهکارهای اصلاح آن را در کردی میانی بررسی و داده های گردآوری شده پژوهش را در چهارچوب نظریه واج شناسی بهینگی تحلیل کرده اند. تحلیل داده ها که مشتمل بر حدود هشتاد کلمه ساده، صرفی و ترکیبی است، نشان داد که معمول ترین راهکاری که گویشوارن کردی میانی به این منظور به کار می برند، فرایند غلت سازی است. افزون بر غلت سازی، فرایند حذف واکه نیز تنها در مواردی که دو واکه افتاده در مجاورت هم واقع می شوند، به دلیل غیر مجازبودن غلت سازی از واکه های افتاده، استفاده می شود. درنهایت، محدودیت های حاکم بر غلت سازی به صورت *OCP » IDENT-F(ROUND) » IDENT و محدویت های حاکم بر حذف نیز به صورت*OCP » GF(+LOW), M.MAX » IDENT تعیین و مرتبه بندی شدند
بررسی اصل فرافکن گسترده در چند زبان ایرانی پیش از اسلام براساس دستور زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برمبنای تبیین های فراهم شده برنامه کمینه گرا، جایگاه فاعل را در جمله های زبان های اوستایی، فارسی باستان و فارسی میانه براساس اصل فرافکن گسترده بررسی کرده است. شواهد به دست آمده از این زبان ها نشان می دهد که مشخّصه اصل فرافکن گسترده در آن ها قوی است. در این زبان ها هسته نقشی زمان پس از ارزش گذاری مشخّصه حالت گروه اسمی موجود در جایگاه مشخّص گر گروه فعلی کوچک و دریافت ارزش مشخّصه های فی خود از همان گروه اسمی، نیاز دارد که این گروه اسمی از جایگاه مشخّص گر گروه فعلی کوچک به جایگاه مشخّص گر خود حرکت کند تا بدین وسیله ویژگی اصل فرافکن گسترده خود، را بازبینی و حذف نماید. این حرکت بیان گر قوی بودن مشخّصه اصل فرافکن گسترده در این زبان ها است که باعث می شود فاعل نتواند به صورت ابقایی در گروه فعلی کوچک باقی بماند. براساس اصل تیغ اوکام و بررسی شواهد زبانی، در جمله های درونه گیری شده این زبان ها، ترتیب بی نشان آرایش واژگانی زبان فارسی به صورت فاعل + مفعول + فعل باقی می ماند، امّا در جمله های پایه، سازه های جمله براساس نوع خوانش نشان دار و یا بی نشان می توانند تحت فرایند قلب نحوی قرار گیرند و برای کسب خوانش معنادار به موقعیت های دیگری در جمله حرکت کنند.
ترجمه فارسی تابوی های زبانی فیلم پالپ فیکشن: مقایسه ترجمه دانشجویی و حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه آموزش ترجمه در مطالعات ترجمه دیداری شنیداری تا حد زیادی توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است، اما پژوهش های نسبتاً کمی به راهکارهای ترجمه نمودهای زبان تابو در آموزش ترجمه دیداری شنیداری پرداخته اند. از این رو، در پژوهشی توصیفی، از دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی خواسته شد فیلم پالپ فیکشن (تارانتینو، 1994) را به زبان اصلی تماشا کنند و سپس متن فیلم را به فارسی ترجمه کنند. به لطف وجود نسخه دوبله حرفه ای این فیلم، راهکارهای به کاررفته توسط دانشجویان در مواجه با نمودهای زبان تابو با ترجمه حرفه ای و رسمی آن قابل مقایسه و بررسی بود. نتایج نشان می دهد که شرکت کنندگان با حذف اغلب نمودهای زبان تابو مانند ترجمه حرفه ای، از راهکارهای ترجمه حرفه ای و رسمی ترجمه دیداری شنیداری استفاده می کنند. هرچند، دومین راهکار استفاده شده از نظر میانگین تعداد کاربرد در میان دانشجویان، جانشینی نمود زبان تابو با زبان غیرتابو است، ترجمه رسمی سعی کرده با کاهش اثر نمود زبان تابو ، آن را حفظ کند. پیشنهاد می شود از آنجایی که ترجمه مؤثر نمودهای زبان تابو می تواند نقش مهمی در موفقیت محصولات دیداری شنیداری ایفا کند، از نتایج مقاله حاضر برای افزایش آگاهی بیشتر دانشجویان در ترجمه آن ها استفاده شود.
معرفی الگوی «هیجامد» به عنوان شیوه ای کارآمد برای کاهش اضطراب خواندن در زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید، مهارت خواندن و درک مطلب یکی از چهار مهارت اصلی در زبان انگلیسی است که نقش مهمی در نشر علم و دانش ایفا می کند و به همین دلیل مورد توجه صاحب نظران است. از میان عوامل مختلفی که بر کیفیت مهارت خواندن و درک مطلب تأثیر می گذارند، اضطراب خواندن در زبان خارجی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهشگران موارد مختلفی همچون رسم الخط و شیوه نگارشی متفاوت، عوامل فرهنگی و ترس از خطا را علل ایجاد اضطراب خواندن در زبان خارجی معرفی کرده اند. در کنار این موارد و با در نظر گرفتن جایگاه حواس و هیجان های مثبت و منفی در روند یادگیری زبان خارجی، می توان سطح هیجامد زبان آموز نسبت به محتوای متن را یکی از علل ایجاد اضطراب خواندن در زبان خارجی دانست. هیجامد که ترکیبی از سه مؤلفه حس، هیجان، و بسامد است به این نکته مهم اشاره دارد که افراد هیجان های مختلفی را در اثر تجربه های حسی مختلف در ارتباط با واژگان زبان تجربه می کنند. جستار حاضر می کوشد میزان و ترتیب استفاده از حواس پنجگانه زبان آموز برای بالابردن سطح هیجامد و تقویت سرمایه های حسی هیجانی در ارتباط با محتوای متن را، به عنوان راهکارهایی برای کنترل اضطراب خواندن در زبان خارجی معرفی کند. در نهایت، پیشنهاد می شود پژوهش های تجربی نیاز است که میزان تأثیرگذاری انواع هیجامد، ترتیب و ترکیب استفاده از حواس برای کنترل اضطراب خواندن بررسی شود.
طرح روش تحقیق جهت کاربست نظریه استدلال تولمین در سبک شناسی، تحلیل گفتمان، و زبان شناسی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار درونی استدلال، به لحاظ سنتی، از یک یا چند مقدمه، یک یا چند برهان یا روش استقرایی و تنها یک نتیجه (ادعا) تشکیل می شود؛ مباحثه استدلالی، معمولاً با طرح داده هایی درست یا غلط آغاز می شود، و با ارائه دلیل و برهان اوج می گیرد و به نتیجه گیری یا ادعا، ختم می شود. در این فرایند دست کم دو نفر مخالف و موافق نتیجه گیری ها درگیرند که تلاش می کنند بر دیگری فائق آیند. تولمین با ملاحظه این فرایند استدلالی و مداقه در نظریه پردازی فلاسفه نسبی گرا و مطلق گرا در این خصوص، به ارائه مدلی شش مؤلفه ای دست یازید که از برخی جنبه ها مطلق گرا و از برخی دیگر نسبی گرایانه است. در مدل او، استدلال دارای اجزای ادعا، برهان، داده های حقیقی، شاخص های قطعیت، پشتوانه، و ردیه است که سه مورد اول، لازم، و سه مورد آخر، اختیاری هستند. با گذر زمان، زمزمه های ظرفیت کاربرد این مدل در مسائل زبان شناختی و تحلیل گفتمانی به گوش رسید. در همین راستا، با توجه به فقدان روش تحقیقی سامان یافته در این زمینه، در پژوهش حاضر با طراحی چند هدف و سؤال پژوهشی، روش تحقیقی پیشنهاد شد تا بتوان از توان تحلیلی مدل تولمین در حوزه های سبک شناسی، زبان شناسی حقوقی و تحلیل گفتمان بهره گرفت. هدف اصلیِ روش تحقیق پیشنهادی «شناخت سبک استدلال ورزی نویسنده منتخب در اثری گزیده از او» است که به تبع آن، دارای 5 پرسش پژوهشی است. کاربستِ این روش روی سه متن از ژانرهای مختلف نشان داده شد که عبارت اند از شعری از اعتصامی با عنوان «فرشته انس»، نمونه ای از لوایح دفاعی، و سخنرانی سیاسی ترامپ در باب سیاست خارجی امریکا پیش از انتخاب به ریاست جمهوری.
بررسی استعاره های ایدئولوژیکی در رمان «مدن الملح» عبدالرحمن منیف، بر اساس نظریه ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره آن گاه که در پیوند با ایدئولوژی، به عنوان یکی از مفاهیم اصلی تحلیل گفتمان انتقادی قرار گیرد، دیگر عنصری تزیینی و خارج از پوسته گفتمان نیست؛ بلکه منافع افراد در گروه خودی را تأمین می کند و در پی ضربه زدن به گروه غیر خودی است. این مسئله در آثار ادبی ای که رنگ ضداستعماری دارند به خوبی آشکار است. رمان «مدن الملح»، نوشته عبدالرحمن منیف، یکی از این آثاری است که ایدئولوژی ضد استعمار امریکایی در آن آشکار است. نگارندگان در این جستار با بهره گیری از روش تحلیل انتقادی گفتمان و بر اساس مطالعات کیفی برآنند کارکرد های استعاره را از منظر مربع ایدئولوژیکی ون دایک بررسی و تحلیل کنند. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که عبدالرحمن منیف در رمان «مدن الملح» در توصیف گروه خودی (عرب ها) با کاربست استعاره، صفاتی همچون وطن خواهی، داشتن روحیه انقلابی، اتحاد و آزادمنشی را در متن القا می کند و در توصیف گروه غیر خودی (امریکایی ها و حکومت) ویژگی هایی همچون فریبکاری، خوف آفرینی، دخالت گری، تهاجم فرهنگی و دروغ کاری را به مخاطب القا می کند و به خوبی توانسته است تعارض میان عرب ها با حکومت و امریکایی ها را به تصویر بکشد. مهم ترین کارکرد استعاره در این رمان، مشروعیت وجود امریکا در کشور ها ی حوزه خلیج فارس است که به دلیل حمایت سردمداران از آنان و دادن وعده ها ی دروغین مادی، به آسانی محقق شده است. البته، نویسنده با دو ابزار طنز و عاطفه، کارکرد استعاره در رمان یادشده را به حداکثر رسانده است.
The Explication of the Author’s Traditional Symbolism of the Element Fire in the Poetry of the Russian Symbolist Poet K. Balmont: The Actualization of Zoroastrianism Motives
حوزههای تخصصی:
The article is dedicated to the linguistic analysis of symbol of fire in the Russian symbolist poet, K. Balmont’s lyrics. The symbolic meanings of the element fire have been studied from linguistic and linguoculturological points of view. There defined mechanisms which allow expressing both traditional symbolism of fire and the one by the author; they are collaboration of mythologems and archetypes associated with the symbol explicated in the text with a proper word, in our case with the word “fire”. The subject of this study is one of a side of traditional symbolism of the element fire conditioned by Slavic, Greek mythology, Zoroastrianism, and the Biblical motives. Archetypes are represented with binary oppositions actualizing the semantics of vertical direction, ambivalence, animism, and anthropomorphism. The author’s symbolic meanings are expressed according to his rethinking of the myths and archetypes in the nearest surrounding of the symbol in the texts.
فرایندهای تضعیف و قلب در گویش بختیاری «بروافتو تنگ شا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش مقاله حاضر، شناسایی و توصیف فرآیندهای تضعیف و قلب مشترک بین فارسی معیار و گویش بختیاری «بروافتو تنگ شا» یکی از زبان های ایرانی جنوب غربی است. بدین منظور، ابتدا 150 کلمه از پرسشنامه و واژه نامه گویشی انتخاب و سپس از هشت گویشور بومی بی سواد و کم سواد در سنین 40 تا 80 سال مصاحبه شده است. همچنین از شم زبانی یکی از نگارندگان به عنوان گویشور بومی و برخی از منابع مکتوب در این زمینه به عنوان پیشینه پژوهش بهره برده است. داده ها در چارچوب این نظریه تحلیل شده و آوانگاری بر اساس الفبای آوانویسی بین المللی «آی پی ای» انجام شده است. روش پژوهش نیز به صورت توصیفی تحلیلی است. در تحلیل هر یک از فرآیندها، جدولی از داده ها و قاعده مربوط به آن ارائه گردیده و درنهایت بازنمایی غیرخطی از طریق مشخصه های واجی در برخی از موارد صورت می پذیرد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که فرآیند تضعیف در این گویش در چارچوب واج شناسی زایشی قابل تبیین است همچنین بررسی داده های نشان می دهد که انواع فرآیند تضعیف مانند فرآیندهای همگونی و حذف و ویژگی های فرونوا و برنوا در این فرآیندها قابل مشاهده است.
Teaching Writing through Telegram Social Network and its Effect on EFL Learners' Writing Performance(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۵, Spring ۲۰۱۹
87-100
حوزههای تخصصی:
This study examined the effectiveness of Telegram social network on the writing performance of adult English as foreign language (EFL) learners at intermediate level. To achieve this, Oxford Quick Placement Test (2004) was administered to 46 EFL learners at Zaban-e No language institute in Talesh, Iran. Those who met the selection criterion, i.e., performed one standard deviation above and below the mean on the test were divided into two classes (n = 30): control group (n = 15) and experimental group (n = 15). Participants in the experimental group were provided with writing instruction and contributed cooperatively to the task of writing through Telegram for 8 weeks (2 sessions each week, and 90 minutes per session) while the control group underwent a traditional instruction of writing. Pretests and posttests of writing task were administered and t tests were used to compare means of test scores within and between groups. The results revealed that while the two groups were homogeneous in terms of their writing performance before the treatment, the experimental group outperformed the control group on the posttest. That is, teaching writing through the Telegram social network was a significantly effective model to improve EFL learners' writing performance.
بررسی استعاره قدرت و دانش در نمایشنامه کارنامه بندار بیدخش
منبع:
رخسار زبان سال سوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸
۳۹-۲۵
حوزههای تخصصی:
Investigating the Relationship between Teaching Styles and Emotional Intelligence among Iranian English Instructors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۸, No. ۱, June ۲۰۱۹
225 - 248
حوزههای تخصصی:
This study investigated the relationship between five teaching styles and emotional intelligence among 102 Iranian English instructors from different universities in Tehran, Iran. To this end, the data were obtained through two phases of quantitative and qualitative data collection. To achieve quantitative data, the participants were asked to fill in two questionnaires, including the Teaching Styles Inventory (version 3.0) and the Emotional Intelligence Scale. The second phase of data collection was performed through collecting qualitative data by conducting a semi-structured interview on 10 English instructors. To analyze quantitative data, multiple regression analyses were run. Likewise, the qualitative data was analyzed through data reduction process in order to realize the instructors’ attitudes toward the different aspects of teaching styles and to find out to what extent their attitudes were similar to one another. The results demonstrated that among various teaching styles, including expert, formal authority, personal model, facilitator, and delegator, merely the delegator style had statistically significant association with emotional intelligence. Furthermore, the relationship between personal model style and emotional intelligence was considerable, though not statistically significant. The findings and their implications are fully discussed.
On the Relationship Between Iranian EFL Teachers' Quality of Work Life and Their Teaching Efficacy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The review of the literature indicates EFL teachers’ sense of efficacy has been influenced by cognitive and affective factors. Socio-economic factors may also influence EFL teachers’ sense of efficacy directly and their teaching effectiveness indirectly. One of the socioeconomic variables is the quality of work life (QWL). This study was an attempt to investigate the relationship between EFL teachers’ quality of work life and their teaching efficacy. Ninety High school English teachers from Sistan and Baluchestan were selected. The data of the study were collected through two adapted instruments and analyzed through Pearson correlation and linear regression analysis. The results of the study showed that Iranian EFL teachers perceived themselves as having a good level of teaching efficacy. The results also showed that there was a significant correlation between all dimensions of QWL and teachers’ teaching efficacy except for “adequate and fair compensation” is significant at a P value of 0.05, but only one dimension of QWL could predict teachers’ teaching efficacy. Therefore, it could be strongly argued that teachers’ QWL is not the only influential factor in teaching efficacy.
Thematic Progression Patterns in the English News and the Persian Translation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۱, No. ۱, ۲۰۱۹
113 - 160
حوزههای تخصصی:
Thematic progression pattern as the method of development of the text ensures that the reader follows the right path in understanding the text; in this regard, this subject is attracting considerable interest among discourse analysts. This paper calls into question the status of thematic progression in the process of translating English news into Persian. With this in mind, we analyzed the thematic progression patterns of a total of 643 T-units of English news along with their Persian translated version employing Daneš and McCabe progression patterns. The results of the Chi-square analysis revealed there was not a significant difference between the progression patterns in English and Persian except for the simple linear pattern. Nevertheless, there were some structural changes resulting in the alterations in progression patterns: Adding the theme that pushes the theme to the rheme, changing the postpositioned declaratives, omitting expletives, dislocating the theme in the T-unit and others. In spite of having linguistically motivated and unmotivated alterations, we also found that Persian translation seems to retain the progression pattern of the English news texts.
ارتباط میان سطح بسندگی زبانی و دانش منظور ضمنی فردی و قاعده مند در بین دانشجویان زبان انگلیسی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظور ضمنی گفتار، یکی از اجزای معنای سخن گویشور است و بی آنکه بخشی از جمله گویشور را تشکیل دهد، وجهی از مفهوم آن جمله را می رساند. این مقوله در حوزه منظورشناسی بین زبانی بررسی می شود و توجه بسیاری از متخصصان و نظریه پردازان حوزه منظورشناسی را به خود جلب کرده است. با این حال، شمار پژوهش هایی که به مطالعه ارتباط میان دانش منظور ضمنی و سطح بسندگی زبانی پرداخته اند، بسیار محدود است. بنابراین، پژوهش حاضر بر روی 102 (35 آقا و 76 خانم) دانشجوی آموزش زبان انگلیسی و ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه گلستان اجرا شده است و هدف آن نه تنها شناسایی رابطه و تفاوت احتمالی میان سطح بسندگی زبانی (بالا یا پایین) و دانش منظور ضمنی در آن ها بلکه بررسی زیرمجموعه های تلویح فردی و تلویح قاعده مند است. علاوه بر این، امکان پیش بینی و تشخیص (زیر)مجموعه های تلویح های فردی و قاعده مند با استناد به سطح بسندگی زبانی در این تحقیق، بررسی شده است. نتایج حاصل از آزمون هم بستگی پیرسون نشان داد که رابطه معنادار مثبتی میان سطح بسندگی زبانی و تلویح های ضمنی فردی و قاعده مند وجود دارد. به علاوه، از میان سه زیرمجموعه منظورهای ضمنی قاعده مند، درک نقد بالاترین و پرسش پاپ پایین ترین سطح هم بستگی را با بسندگی زبانی داشته اند. از میان چهار زیرمجموعه تلویح فردی نیز تناسب افشای اطلاعات دارای بالاترین سطح هم بستگی مثبت معنادار و تناسب کلی دارای پایین ترین سطح هم بستگی با میزان بسندگی زبانی بوده اند. نتایج حاصل از مدل سازی معادله ساختاری نشان می دهند هر دو نوع تلویح، رابطه معنادار مثبتی با سطح بسندگی زبان دارند. بنابراین، یکی از کاربردهای آموزشیِ پژوهش حاضر این است که طراحان کتاب های درسی می توانند مصادیق فرهنگ وابسته منظورهای ضمنی قاعده مند و فردی را در متون و مباحث کتاب های درسی بگنجانند تا درک زبان آموزان از آن منظورها را ارتقا دهند. معلمان نیز می توانند به جای تمرکز صرف بر مشخصه های زبان شناختی، اهمیت درک و تعبیر منظورهای ضمنی گفتار را مورد توجه قرار دهند.
فرایندهای واجی در قرآن؛ مطالعۀ موردی: ابدال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قبایل عرب در سرتاسر شبه جزیره عربی می زیسته و در یک نقطه جمع نبوده اند. برخی در حضر و برخی در بادیه در پی آب و توشه به سر می برده اند. بی گمان قبیله هایی که در بادیه می زیسته اند، روش های خاص خود را در ادای واژگانی داشته اند و این روش ها با قبایل حضری متفاوت بوده و اثر بیشتری در تعدد لهجه های عربی و ویژگی های هر لهجه داشته است. برخی تلفظ ها در شمار عناصر زبان قوم و در قلمرو واژگانی قرآن کریم قرار گرفت و در منطقه ای، ادای کلمه ای با حرفی غیر از حرف به کار رفته در منطقۀ دیگر بود. هدف از این پژوهش، بررسی تحولات آوایی زبان عربی در قلمرو قرآن کریم از طریق رهگیری فرایند واجی ابدال درچارچوب زبان شناسی تاریخی به منظور تعیین نقش فرهنگ و اقلیم بر آواهای زبان عربی است. روش این تحقیق، کتابخانه ای است ونخست به انگیزه های عرب، در تلفظ به حرفی متفاوت پی می بریم وسپس با کنکاش درجغرافیای زیستی و تجوید زبانی عرب، سعی می کنیم به خاستگاه پدیدۀ ابدال برسیم و آنگاه نظام آوایی زبان عربی را در واکه هایی که مخارج یا صفات مشترک دارند، بررسی می کنیم. آنگاه پدیدۀ ابدال را در نسبت میان حرف قدیم و حرف جدید واکاوی می کنیم و با طرح نمونه هایی از آن، به نقش و سهم قبایل در این گونه از فرایندها پی می بریم.
ارتباط زبان های ترکی و مغولی و خطا در تشخیص واژه های دخیل ترکی و مغولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
7 - 20
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان، اغلب، زبان های دنیا را در قالب خانواده های بزرگِ زبانی تقسیم بندی کرده اند. در مورد پیوند زبان های ترکی و مغولی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ یکی از دیدگاه ها، بیانگر هم خانواده بودن این دو زبان بوده و دیدگاه دیگر، با نپذیرفتن نگرش نخست، به پیوندی بینازبانی میان این دو زبان معتقد است. پیروان دیدگاهِ نخست، بر این باورند که دو زبان ترکی و مغولی در گذشته های دور از یک زبانِ واحد منشعب شده و به مرور زمان به صورت دو زبان مستقل، پدیدار شده اند. پیروان دیدگاه دوم، نیز معتقدند که دو زبان ترکی و مغولی خویشاوند نبوده، بلکه پیوند عمیقی با یکدیگر داشته اند. با نگاهی به فرهنگ لغت های فارسی، درمی یابیم که گاهی فرهنگ نویس های ایرانی، در شناساییِ واژه های ترکی و مغولی دچار اشتباه گردیده اند. این مقاله، بر آن است تا پیوند میانِ زبان های ترکی و مغولی را به طور کلی بررسی کرده و میزان تفاوت این دو زبان را از جنبه های گوناگون نشان دهد.
نگاهی بینازبانی به هم معنایی نزدیک در فعلهای دیداریِ زبانهای فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه بر پایه نظریه معناشناسی قالبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
227 - 262
حوزههای تخصصی:
رده شناسی زبان شناختی، به صورت هم زمان در پیِ بررسی شباهت ها و تمایزهای زبانی است. رده شناسی واژگانی نیز بر بررسی تنوع واژگانی تأکید دارد. بر این اساس، مقاله حاضر می کوشد تا نشان دهد که هر یک از زبان های فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی، واژه های موجود در قالب ادراکی-دیداری را چگونه مقوله بندی کرده اند و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین واژه های معادل در هر یک از این زبان ها وجود دارد. در این راستا، برای یافتن مفاهیم ادراکی-دیداری از فرهنگ های یک زبانه و برای مقایسه واژه های معادل از فرهنگ های دوزبانه و پیکره استفاده شده است. در مقاله حاضر، این نتیجه به دست آمد که معنا شناسی قالبی، رویکردی مناسب برای تبیینِ تمایزها و شباهت های بینا زبانی است، زیرا هم زمان، هم تمایزها و هم شباهت های زبانی را در نظر می گیرد. یافته های پژوهش، نشان می دهند که واژه «دیدن» و معادل های آن در زبان های فرانسه، آلمانی و انگلیسی، بی نشان ترین واژه ها هستند و از این رو گهگاه با اندکی تفاوتِ معنایی برای بیان مفاهیم دیگر نیز به کار گرفته می شوند. در هر زبان، هر چه واژه ها نشان دارتر می شوند، بر میزان تنوع واژه های معادل و واژه های مترادف افزوده می شود. به این ترتیب، برای مشخصه های نشان دارتر مانند «نگاه احمقانه» یا «نگاه مخفیانه» در مقایسه با دیدن غیرارادی، تنوع بسیار بیشتریدر پیوند با واژگان یافت می شود.
The Effect of Eliciting Tasks on Listening Comprehension among Iranian Pre-Intermediate EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effects of eliciting tasks on listening comprehension among Iranian pre-intermediate English as a foreign language (EFL) learners. To do the current study, 30 participants out of 40 were selected through administering an Oxford Quick Placement Test (OQPT). After that, the participants were divided into two equal groups; one experimental and one control group. Then, a listening comprehension pre-test was administered to assess the participants’ listening comprehension at the beginning of the course. The experimental group received the treatment through eliciting tasks. Then, the control group received common instruction and was engaged in the ordinary program of the classroom. After twelve sessions of instruction, a post-test of listening comprehension was administered to gather the sufficient data. Data were analyzed through independent and paired samples t-tests and the results indicated that both experimental and control groups had better performance on their post-test compared to their pre-test. More importantly, the results showed that there was a significant difference between the post-tests of both groups. In fact, the experimental group outperformed the control group on the post-test thanks to eliciting tasks activities. The study has implications for language teachers and learners; e.g., Eliciting tasks help to develop a learner-centered classroom and a simulating environment while making learning memorable by linking new and old information.
A Change without a Change!!: National Curriculum Reform and EFL Teachers’ Motivation in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Taking the significance of teacher motivation in professional practice and pedagogical achievements of teachers, students and their educational goals, this study aimed to investigate EFL teachers’ motivation affected by the introduction of the Fundamental Reform Document of Education in Iran. For the quantitative phase of the study, a researcher-made questionnaire developed based on the four aspects of motivation by Dornyei and Ushioda (2011) was distributed among 98 Iranian EFL teachers. Afterwards, to capture the salient factors of teachers’ motivation, a set of semi-structured interviews with 7 volunteer teachers were conducted. The results revealed that this reform has had a positive effect on teachers’ motivation yet it has not been that much comprehensive to take into account all the motivation factors except for the contextual ones.
مسئله مجهول صفتی در زبان فارسی: برپایه آزمونِ پردازشیِ خوانشِ خودگام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقسیم بندیِ ساخت های مجهول به دو گونه صفتی و فعلی همواره مبحثی پردامنه و مناقشه برانگیز در تحلیل های نحویِ برخی از زبان ها بوده است. این موضوع در زبان فارسی نیز مباحثات بسیاری را پیش کشیده و دیدگاه های مختلفی را برانگیخته است. از آن میان، برخی از تحلیلگران بر این باورند که این زبان مجهول فعلی ندارد و ساخت «اسم مفعول+ شدن» محمول مرکب نامفعولی، یا به عبارتی، مجهول صفتی به شمار می رود. در مقابل، شماری دیگر نیز توالیِ یادشده را مجهول فعلی دانسته اند و «شدن» را فعل کمکی تلقی کرده اند. در پژوهش حاضر با تکیه بر آزمونِ رفتاریِ خوانشِ خودگام، ساخت «اسم مفعول+ شدن» را با ساخت «اسم مفعول+ بودن (ربطی)» که در سنت دستورنویسی جمله اسنادی خوانده می شود ازمنظر مدت زمان خوانش و درک مقایسه می کنیم. طبق انگاره های پردازش جمله و نحو کمینه گرا، اگر «اسم مفعول+ شدن» مجهول فعلی باشد، انتظار می رود که به دلیلِ پیچیدگیِ ساختاری و داشتن فرافکن اضافه مجهول، مدت زمان پردازش ذهنی آن به طور معناداری از مدت زمان درک محمولِ مرکبِ نامفعولی بیشتر باشد. بااین همه، یافته های پژوهش و نتایج حاصل از آزمون های آماری، این پیش بینی را تأیید نمی کنند و نشان می دهند که زمان پردازشِ دو ساخت یادشده کم وبیش همسان است. این سخن بدین معناست که توالی «اسم مفعول+ شدن» در فارسی نوعی مجهول صفتی یا همان محمول مرکب نامفعولی است و فعلِ دستوریِ «شدن» در این زبان همواره در جایگاه فعل سبک می نشیند.