ابزارهای تأمین مالی در سالهای اخیر توسعه روزافزونی داشته اند و روشهای تأمین مالی همواره چالش بسیار بزرگی بر سر راه مدیران است. این که چه ابزار مالی می تواند در تأمین احتیاجات مالی شرکت راهگشا باشد اولیت تحقیق حاضر است. در این تحقیق تلاش می شود با استفاده از از آزمون های آماری رگرسیون تک متغیره وگام به گام عوامل مؤثر بر انتخاب روش تأمین مالی شناسایی و اولویتبندی شود. بررسی انجام شده در میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی تاثیر شیوه های مختلف تامین مالی بر بازده سهام این است که در بازه زمانی مشخصی (1390-1380)شیوه های معمول تامین اعتبار این شرکتها را بررسی و سعی دارد با تحلیل این شیوه ها بهترین شیوه ی تامین مالی این شرکتها را مشخص نماید. استقراض از سیستم بانکی، انتشار سهام و سود انباشته از روشهای مورد استفاده توسط شرکتها بوده واطلاعات مورد نیاز شامل صورتهای مالی (ترازنامه و صورت سود و زیان) از گزارش های مالی سالانه از نشریه های رسمی سازمان بورس اوراق بهادار تهران استخراج گردیده است. در این مقاله کلیه فرضیات ارایه شده در سطح اطمینان 95% مورد آزمون قرار گرفته اند. این پژوهش با نمونه ای شامل53 شرکت از بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1389-1380 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که مکانیزم های تامین از راه انتشار سهام و سود انباشته با بازده سهام رابطه مستقیم دارد در حالی که تأمین مالی از طریق استقراض با بازده سهام رابطه معکوس دارد. این نتایج می تواند در اولویت بندی و استفاده از مکانیزم های مناسب تامین مالی برای شرکتها و بنگاه های اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
با وجود انجام مطالعات گسترده در مورد چگونگی ارتباط حجم معامله - بازده سهام و حجم معامله - نوسان بازده در بازارهای مالی، هنوز در مورد ساختار نظری یا تجربی این ارتباط اجماع حاصل نشده است. این پژوهش با هدف کشف اطلاعات نهفته در سری زمانی متغیرهای حجم معامله، بازده سهام و نوسان بازده در دوره زمانی 96 ماهه (ابتدای فروردین 1386 تا اسفند 1393) صورت گرفته است. بدین منظور سری های زمانی این متغیرها با استفاده از تبدیل موجک گسسته با حداکثر هم پوشانی، تجزیه و ضرایب موجک آن ها محاسبه شده است؛ سپس رابطه میان سری ها با استفاده از آزمون علّیت گرنجری بررسی شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش در دوره زمانی مورد بررسی، نشان دهنده تفاوت روابط بین متغیرها در مقیاس های زمانی متفاوت است، چنانکه در برخی از مقیاس ها، آزمون علّیت گرنجر، وجود رابطه علّی میان سری های زمانی را تأیید می کند و در برخی از مقیاس های زمانی این رابطه وجود ندارد.
گزارشگری به هنگام در حسابدار یا به زبان ساده تر حسابداری به هنگام مزایای بسیاری در مقایسه با گزارشگری دوره ای معمولی ارائه می دهد. به طور معمول، شرکت ها به گزارشگری مالی و یا غیرمالی بر اساس دوره های سه ماهه و سالانه نیاز دارند. با این حال تغییرات سریع بازار و جامعه باعث می شوید این گزارشگری دوره ای به سرعت منقضی شود. رقابت بیشتر در میان شرکت ها مستلزم اطلاعات به روزتر است تا مدیریت را قادر سازد به سرعت با فرصت ها انطباق یافته و به مسائل پاسخ دهد. گزارشگری به هنگام به این نیازها می پردازد اما مستلزم پاسخ های تکنولوژیکی جدیدی است. ما در این مقاله تکنولوژی هایی ارائه می دهیم که می توانند به پیاده سازی حسابداری به هنگام کمک کند. از جمله این تکنولوژی ها می توان به مدیریت فرایند کسب و کار، دستگاه های تلفن همراه، رایانش ابری، هوش کسب و کار، معماری سازمانی و یکپارچه سازی سیستم های سازمانی اشاره کرد.
بر اساس دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت، سرمایه فکری به عنوان یک دارایی غیرملموس و ایجاد شده در داخل خود سازمان، منبع استراتژیکی است که شرکت را قادر به ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد مالی برتر می نماید. اما به واسطه عدم گزارشگری اقلام مربوط به سرمایه فکری در مجموعه صورت های مالی، بین مدیریت و سهامداران شرکت، پیرامون سرمایه فکری سازمان، نوعی عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. بر اساس نظریه نمایندگی، این امکان بالقوه برای مدیریت وجود دارد که از این شرایط در راستای تأمین منافع شخصی بهره گرفته و به واسطه عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری، هزینه هایی را متوجه سهامداران گرداند. بنابراین، پژوهش حاضر در پی پاسخ این سوأل است که آیا، بین عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی ناشی از آن، ارتباط معناداری می تواند وجود داشته باشد؟ لذا در پژوهش حاضر، رابطه بین سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1391 تشکیل می دهد. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول مدل اندازه گیری و ساختاری پژوهش، یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی ، یک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. از این رو، می توان ادعا نمود که عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری، افزایش هزینه ها و مسائل نمایندگی را به دنبال خواهد داشت.
چرخه عمر شرکت نشان دهنده تکامل یک سازمان است که به دلیل تغییرهایی مثل انتخاب استراتژی و فشارهای رقابتی که شرکت با آن روبرو می شود روی می دهد. خطر سقوط قیمت سهام نیز یک تغییر با اهمیت و غیرمعمول منفی در قیمت سهام است که در سطح بازار واگیردار بوده و بدون وقوع یک حادثه مهم اقتصادی روی می دهد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین چرخه عمر شرکت و خطر سقوط قیمت سهام است. برای سنجش چرخه عمر از مدل علامت جریان های نقدی دیکنسون و برای بررسی خطر سقوط قیمت سهام از چهار عامل چولگی منفی بازده سهام، سیگمای حداکثری، نوسان پایین به بالا و دوره سقوط قیمت سهام استفاده شد. دوره زمانی مورد مطالعه سال های 1384- 1393 و نمونه انتخابی شامل 71 شرکت است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده شد. یافته ها نشان داد که پس از کنترل اهرم مالی، اندازه شرکت، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و بازده حقوق صاحبان سهام بین مراحل رشد و افول و خطر سقوط قیمت سهام رابطه مثبت و معنادار و بین مرحله بلوغ و خطر سقوط قیمت سهام رابطه منفی و معنادار وجود دارد، لذا با توجه به اهمیت استراتژی های مختلف در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت ها، لازم است که مدیران برای وصول نتیجه بهتر، برنامه ریزی های متناسب با مرحله ای از چرخه عمر که در آن قرار دارند را به اجرا در آورند.
در این پژوهش به بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و ایفای مسئولیت اجتماعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. برای دستیابی به این هدف، بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری پژوهش در نظر گرفته شد و نمونه ای متشکل از 125 شرکت در بازه زمانی بین سال های 1388 تا 1393 (در مجموع 750 سال – شرکت) جهت بررسی جمع آوری گردید. برای سنجش حاکمیت شرکتی از شاخص های تعداد جلسات هیئت مدیره، کمیته های تخصصی، استقلال هیئت مدیره، دوگانگی وظیفه مدیر عامل و سهامداران نهادی استفاده شده است. برای سنجش مسئولیت اجتماعی از شاخص هایی از قبیل استراتژی کارکنان و سایر ذی نفعان، اثر اقتصادی غیر مستقیم، مشارکت در محیط پیرامون شرکت، رقابت عادلانه، ارتباط با ذی نفعان و سایر تعهدات استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد بین تعداد جلسات هیئت مدیره و دوگانگی وظیفه مدیرعامل با تعهد به ایفای مسئولیت های اجتماعی شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد، اما بین استقلال هیئت مدیره، کمیته های تخصصی هیئت مدیره و سهامداران نهادی با مسئولیت های اجتماعی شرکت ها رابطه ای پیدا نشد
هدف این مقاله ارزیابی تاثیر سیاست های اعتباری بر سرمایه گذاری زیربخش های اصلی اقتصاد ایران است. به این منظور از روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR) برای برآورد تابع سرمایه گذاری سه بخش کشاورزی، صنعت و معدن و خدمات در سال های 91-1352 استفاده شده و براساس یافته های به دست آمده، «میزان دسترسی به تسهیلات بانکی» برای بخش های تولیدی نظیر کشاورزی و به ویژه صنعت و معدن اهمیت بسیاری در تحریک سرمایه گذاری داشته و در مقابل، نرخ سود تسهیلات تأثیری بر میزان سرمایه گذاری در بخش های اقتصادی ندارد. از این رو، برخی پیشنهادها همچون تقویت بانک های توسعه ای (مانند بانک صنعت و معدن) از طریق افزایش سرمایه این بانک ها، توسعه مالی برای تسهیل جریان تأمین مالی به بخش های تولیدی، کنترل تورم برای کاهش اثرات مخرب آن بر عرضه و تقاضای تسهیلات و جلوگیری از اثرات جانشینی بین تخصیص منابع بخش دولتی و خصوصی عنوان شده است.
در این پژوهش، برای بهینه سازی مسئله تخصیص دارایی، از رویکرد استوار با فرض عدم قطعیت پارامترهای بازده و کواریانس واریانس دارایی ها استفاده شده است. چنانچه عدم قطعیت پارامترهای ورودی، در محاسبات مسائل بهینه سازی لحاظ نشود، می تواند به خارج شدن جواب ها از منطقه بهینگی و حتی شدنی منجر شود. در طراحی و تعریف مجموعه عدم قطعیت بازده و کواریانس واریانس دارایی ها، به ترتیب از مفاهیم برآورد فاصله ای و بوت استرپ استفاده شده است. مبنای محاسبات مربوط به تعریف مجموعه های عدم قطعیت بر اساس پیش بینی های حاصل از مدل های اقتصادسنجی ARMA و GARCH است. به منظور اطمینان یافتن از برتری نتایج رویکرد استوار نسبت به رویکرد غیراستوار، شاخص شارپ پرتفوی استوار به عنوان معیار ارزیابی عملکرد پرتفو، با شاخص شارپ پرتفوی غیراستوار، به کمک آزمون مقایسه جفتی طی 8 دوره متوالی سه ماهه قیاس شده است. نتایج آزمون نشان می دهد رویکرد استوار مدل مارکویتز نسبت به رویکرد غیراستوار، پرتفوی با شاخص شارپ بالاتر یا مساوی آن و در نتیجه پرتفو با عملکرد بهتری را تشکیل می دهد
با توجه به تاکید کمیته بال بر لزوم استفاده از مدل های داخلی ارزش در معرض خطر (VaR) ده روزه، به-منظور مشخص کردن حداقل سرمایه پشتیبان ریسک بازار و کاستی های قاعده جذر زمان، در این پژوهش هدف ارائه برآوردهای دقیق تر از VaR چند دوره ای با استفاده از شانزده روش، برای شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران (TEPIX)، NASDAQ و FTSE می باشد. نتایج بر اساس مجموع معیارهای تابع زیان و کارایی نشان می دهد، مدل شبیه سازی تاریخی بوت استرپ شده (BHS) از بهترین عملکرد برای شاخص TEPIX برخوردار است. همچنین، در سطح اطمینان 95 درصد مدل پارامتریک EGARCH با توزیع تی-استیودنت و در سطوح اطمینان 99 و 99.5 درصد مدل EGARCH با توزیع نرمال از عملکرد مطلوب تری نسبت به سایر مدل ها در برآورد VaR پنج روزه برای شاخص های NASDAQ و FTSE برخوردار می باشند. به علاوه، یافته های ما نشان دهنده آن است که بهترین مدل از لحاظ آزمون پوشش شرطی لزوماً اقتصادی ترین مدل در برآورد VaR پنج-روزه نمی باشد.
موسسه ها، سازمان ها و دستگاه های اجرایی با هر ماموریت، رسالت، اهداف و چشم اندازی که دارند نهایتاً در یک قلمرو ملی و یا بین المللی عمل می کنند و ملزم به پاسخگویی به مشتریان، ارباب رجوع و ذی نفعان هستند تا شرکتی که هدفش سودآوری و رضایت مشتری است و سازمانی که هدف خود را اجرای کامل و دقیق وظایف قانونی و کمک به تحقیق اهداف توسعه و تعالی کشور قرار می دهد، پاسخگو باشند؛ بنابراین بررسی نتایج عملکرد، یک فرایند مهم راهبردی تلقی می شود. هدف این مقاله بررسی ارزیابی عملکرد شرکت های واسطه گری مالی (لیزینگ) که در بورس اوراق بهاردار پذیرفته شده اند و از روش هایAHP و MORA به منظور رتبه بندی استفاده شده است و بدین منظور وزن معیارها با استفاده از روش AHP محاسبه شده، با استفاده از نسبت های مالی شرکت های لیزینگ و بهره گیری از MORA شرکت های مزبور مورد ارزیابی و رتبه بندی قرار گرفتند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر سازوکارهای حاکمیت شرکتی شامل: سهامدارن نهادی، تمرکز مالکیت، درصد سهام شناور آزاد و نسبت مدیران غیرموظف، بر روی سرعت تعدیل ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، از اطلاعات 114 شرکت برای دوره زمانی 9 ساله (1384 تا 1392)، مدل تعدیل جزئی آستانه ای و روش گشتاور تعمیم یافته برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان دادکه میان درصد سهام شناور آزاد و نسبت مدیران غیرموظف با سرعت تعدیل ساختار سرمایه رابطه غیرمستقیم معنادار وجود دارد؛ اما رابطه مستقیم میان تمرکز مالکیت و سهامدارن نهادی با سرعت تعدیل، معنادار نیست؛ همچنین سرعت به دست آمده برای شرکت های ایرانی 57 درصد می باشد که نشان دهنده سرعت بالای تعدیل ساختار سرمایه در بین شرکت ها است.
تصمیمات منطقی سرمایه گذاری، نیازمند توجه به معیارها و عوامل مختلف به طور همزمان است. برای رسیدن به این مقصود، می توان از برنامه ریزی آرمانی که در علم مدیریت به دلیل انعطاف پذیری در بررسی مشکلات تصمیم گیری با چندین هدف متناقض و اطلاعات مبهم به طور گسترده استفاده می شود، بهره جست. در این پژوهش، تفاوت انتخاب سهام و نتایج آن در مدل های مارکویتز و برنامه ریزی آرمانی نشان داده شده است. معیارهای حداقل سازی ریسک، حداکثرسازی بازده، مثبت شدن چولگی بازده سبد سهام و منفی شدن کشیدگی ریسک سبد سهام به طور مشترک و معیار های ارزش افزوده اقتصادی و سود تقسیمی به طور جداگانه در دو مرحله، به عنوان آرمان های مدل در نظر گرفته شده اند. با استفاده از روش فرآیند تجزیه وتحلیل سلسله مراتبی (AHP) میزان اهمیت معیارهای موردنظر محاسبه و داده های 10 شرکت از 30 شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران در مدل استفاده شد. با استفاده از نرم افزار های spss و LINGO، تحلیل آماری داده ها و حل مدل صورت گرفته است. با توجه به نتایج، مدل برنامه ریزی آرمانی، بازده بیشتری در مقایسه با مدل مارکویتز به سرمایه گذار ارائه می کند. همچنین براساس نسبت پاداش نوسان، انتخاب سبد سهام بر اساس سود تقسیمی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی ترجیح دارد.
هدف این پژوهش، ارائه الگوی جامع رتبه بندی شرکت ها با استفاده از اطلاعات حسابداری، ارزیابی متوازن و تکنیک پاپریکا است. بدین منظور، معیارهای مهم موجود در ادبیات رتبه بندی برای 103 شرکت طی سال های 1383-1393 (1133 سال- شرکت) به کار گرفته شد. پس از شناسایی عوامل اصلی با تحلیل عاملی متکی به شاخص KMO و آزمون بارتلت، معیارهای رتبه بندی با نرم افزار 1000 مایندز (مبتنی بر پاپریکا)، در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت تا اولویت های خود را مشخص کنند. در نهایت، بر اساس برآیند آنها، رتبه بندی شرکت ها برای هر یک از رویکردهای سه گانه اطلاعات حسابداری، ارزیابی متوازن و ترکیبی انجام شد. سپس، با تحلیل رگرسیونی امتیازهای حاصل از پاپریکا و معیارهای هر الگو، الگوی ریاضی هر یک از رویکردهای رتبه بندی، استخراج و توان توضیح دهندگی و دقت آنها به پشتوانه آزمون ونگ با یکدیگر مقایسه شد. یافته ها نشان می دهد که دقت و توان توضیح دهندگی الگوی رتبه بندی مبتنی بر ارزیابی متوازن و روش ترکیبی از روش حسابداری، بیشتر است. هم چنین، دقت و توان توضیح دهندگی الگوی ترکیبی نسبت به الگوی رتبه بندی مبتنی بر ارزیابی متوازن نیز بیشتر است. این یافته ها نشان از برتری الگوی ترکیبی دارد.
برخی مدل های ارزشگذاری که برای محاسبه ارزش ذاتی سهام به کار می روند از سود حسابداری و برخی دیگر از جریان وجو ه نق د ب ه عنوا ن درو نداد استفاده می کنند. شواهد تجربی نشان می دهد که عملکرد مدل های مبتنی بر سود به طور معمول بالاتر از مدل های غیر مبتنی بر سود است. به علاوه، شواهد تجربی بیان می کند مدیریت سود که با استفاده از اقلام تعهدی و یا دستکاری فعالیت های واقعی صورت می گیرد، موجب تغییراتی در کیفیت سود حسابداری می شود و استفاده از سود های مدیریت شده در مدل های ارزشگذاری مبتنی بر سود، نتایج نادرستی به دنبال دارد. در مرحله اول این پژوهش که روی 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1382 تا پایان 1392 انجام شده، عملکرد مدل های سود باقیمانده و جریان وجوه نقد تنزیل شده در تخمین ارزش بازار سهام مقایسه گردیده است. در مرحله دوم، عملکرد مدل های ذکر شده در شرکت های مشکوک و غیر مشکوک به مدیریت سود مقایسه شده و برای کنترل تاثیر برخی متغیر ها روی نتایج، تحلیل رگر سیون نیز به کار رفته است. با اینکه در کل نمونه آماری، نتایج بیانگر عملکرد بالاتر مدل سود باقیمانده نسبت به مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است، یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرکت های مشکوک به مدیریت سود، عملکرد مدل سود باقیمانده به صورت معناداری کمتر از مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است.
با توجه به ماهیت صندوق های سرمایه گذاری مشترک، موضوع استفاده از یک روش مناسب برای ارزیابی عملکرد آنها همواره یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه ارزیابی عملکرد سرمایه گذاری ها بوده است. بر همین اساس، تاکنون معیارهای متعددی به منظور ارزیابی مطلوب عملکرد آنها از سوی محققان و صاحب نظران مالی معرفی شده است.
در تحقیق حاضر کارآیی معیارهای ارزیابی عملکرد فرامدرن در مقایسه با معیارهای مدرن بر اساس داده های صندوق های فعال در بازار اوراق بهادار تهران برای یک دوره شش ساله از 1388 تا 1393 مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق، نسبت پتانسیل مطلوب، نسبت سورتینو و نسبت امگا به عنوان معیارهای فرامدرن و نسبت شارپ، نسبت ترینر و معیار بازده تفاوت جنسن به عنوان معیارهای مدرن ارزیابی عملکرد صندوق ها مورد استفاده قرار گرفته است. نتیجه مطالعه و آزمون فرضیات پژوهش نشان می دهد که در مجموع بین نتایج حاصل از به کارگیری معیارهای ارزیابی عملکرد فرامدرن و مدرن در صندوق های سرمایه گذاری مشترک فعال در بورس اوراق بهادار تهران تفاوت معناداری وجود دارد.
مطالعه حاضر به بررسی تأثیر دقت برآوردی پیش بینی های سود هم زمان مدیران، بر رانش پس از اعلان سود می پردازد. مطالعه، شامل دو مرحله برآورد دقت پیش بینی سود مدیران و بررسی تأثیر دقت برآوردی پیش بینی بر رانش پس از اعلان سود است. الگوی مورد استفاده در مرحله اول پژوهش به منظور تخمین دقت پیش بینی سود مدیران، ویژگی های پیش بینی سود از جمله توانایی، دشواری و محیط پیش بینی را در نظر می گیرد. الگوی مورد استفاده در مرحله دوم پژوهش نیز، تأثیر دقت برآوردی پیش بینی سود بر رانش پس از اعلان سود را آزمون می کند. دوره زمانی پژوهش، سال های 1385 تا 1390 بوده و از روش داده های تلفیقی نامتوازن برای تخمین الگوهای دقت پیش بینی سود و رانش پس از اعلان سود استفاده شده است. نتایج مرحله اول مطالعه حاضر نشان می دهد که ویژگی های پیش بینی سود به طور معنادار می تواند دقت واقعی پیش بینی سود مدیران را توضیح دهد. همچنین نتایج حاصل از مرحله دوم پژوهش، نشان دهنده این است که سود غیرمنتظره، قادر نیست بازده های غیرعادی تعدیل شده را تبیین کند؛ این وضعیت در حالت انجام پیش بینی های هم زمان مدیران بدون در نظر گرفتن دقت این پیش بینی ها نیز صادق است و با دقیق تر شدن پیش بینی های سود هم زمان مدیران نیز ادامه می یابد.
هدف این نوشتار، بررسی رابطه بین رتبه افشای مسئولیت اجتماعی و سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور اندازه گیری سطح افشای مسئولیت اجتماعی از روش تحلیل محتوای گزارش های هیئت مدیره استفاده شد. از این رو، چک لیستی متشکل از 17 مؤلفه و 60 معیار که سه بُعد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطیِ مسئولیت اجتماعی در آن لحاظ گردیده است، مورد سنجش قرار گرفت. بر اساس نتایج، به طور متوسط حدود 48 شاخص یعنی 80% آنها در گزارش های سالانه فعالیت هیئت مدیره افشاء نمی شود. سطح پایین افشاء ابعاد سه گانه مسئولیت اجتماعی را می توان ناشی از شکاف وضعیت موجود از انتظارات ذی نفعان دانست. لذا، تدوین الزامات و استانداردهای مناسب برای گزارشگری و افشاء این شاخص ها در گزارش های سالانه شرکت ها برای پاسخگوئی به انتظارات ذی نفعان در بازار سرمایه ایران ضروری می باشد. همچنین نتایج رگرسیون حداقل مربعات معمولی گویای آن است که بین سطح افشای مسئولیت اجتماعی با نسبت تقسیم سود، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به بیان دیگر، مدیران شرکت هایی که سطح بیشتری از مسئولیت اجتماعی را افشا می کنند، به منظور جلب رضایت و افزایش علاقه سهامداران سود، بیشتری را نیز بین آنان توزیع می نمایند.