در سال های اخیر، اهمیت و نقش صنایع کوچک در کشورهای صنعتی و در حال توسعه افزایش یافته است. در ایران نیز اهمیت صنایع کوچک رو به رشد بوده و از این رو دولت ها میتوانند با ارایهی راهکارهای حمایتی از صنایع کوچک و زودبازده، افزون بر رفع بخش قابل توجهی از مشکل بیکاری به افزایش تولید ملی و صادرات و توسعهی کارآفرینی نیز کمک کنند. لازمهی تحقق این هدف آن است که کمکهای دولت به شکل درست و بهینه در کل کشور اختصاص داده شود تا بتواند اهدافی همانند عدالت اجتماعی و فقرزدایی را نیز تحقق بخشد. در این تحقیق ابتدا شاخص های تخصیص اعتبارات تعیین و سپس آرمان ها در الگوی برنامه ریزی آرمانی با استفاده از این شاخص ها که ضرایب اهمیت آن از طریق تحلیل سلسله مراتبی گروهی به دست آمد، تعیین شد. هم چنین از AHP گروهی در تعیین اهمیت هر یک از بخش های عمدهی اقتصادی استان ها (کشاورزی، صنعت و خدمت ها) استفاده و نتایج به تفکیک استان های کشور استخراج شد. در پایان الگوی آرمانی با استفاده از نرم افزار Lingo حل شده و نتایج آن بررسی شد.
افزایش توجهات به مدیریت زنجیرهی تأمین (SCM) موجب شد تا پژوهشگران مدل ها، ساختارها و چارچوب های مدیریت کیفیت را که در زمینه مدیریت عملیات توسعه داده شده بودند، مورد بررسی مجدد قرار دهند. در این مقاله، در چارچوب یک مدل ساختاری چگونگی تأثیر دو رویه کیفیتی SCM (تمرکز بر مشتری و مدیریت کیفیت تأمینکننده ) به همراه برخی از مهم ترین عوامل موفقیت مدیریت کیفیت که این روابط را به جلو برده و تعدیل میکنند، بر عملکردکیفیت و کسب وکار یک زنجیرهی تأمین بررسی شده است. در این پژوهش داده ها از طریق پرسشنامه از 100 شرکت صنعتی ایران جمع آوری شده است. یافته های این پژوهش، از این موضوع که تعهد مدیریت ارشد موجب ایجاد پیوند میان شرکای زنجیرهی تأمین شده و در نهایت عملکردکیفیت کل زنجیره را تحت تأثیر قرار خواهد داد، حمایت میکند. همچنین از دیگر نتایج این پژوهش وجود رابطه مستقیم میان تعهد مدیریت ارشد و نقش دپارتمان کیفیت است که در نهایت عملکرد زنجیرهی تأمین را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در این مقاله به بررسی و اولویت بندی عوامل موثر در توانمندسازی کارکنان به روش TOPSIS پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مرور ادبیات و مفاهیم موجود در توانمندسازی، عوامل موثر مورد مطالعه قرار گرفته است. سپس برای شناسایی عوامل تاثیرگذار در جامعه اماری مورد مطالعه پرسشنامه ای طراحی و تدوین شده است. پرسشنامه تدوین شده به منظور انتخاب متغیرهای (عوامل) اصلی مورد مطالعه به اعضا نمونه اماری داده شد و نظرات انان در خصوص این عوامل تعیین گشته است.پس از تعیین عوامل اصلی با استفاده از نرم افزار Minitab 15، بوسیله رسم نمودار پارتو عواملی را که دارای بیشترین تاثیر بر توانمندسازی بودند شناسایی شده است. پایایی جوابهای بدست امده با روش بازازمایی مورد مطالعه قرار گرفته است. در ادامه به منظور اولویت بندی عوامل شناسایی شده، از روش TOPSIS استفاده شده است. بدین منظور پرسشنامه دوم جهت بررسی تاثیر هر یک از عوامل نسبت به شاخصهای تعیین شده در اختیار نمونه اماری قرار گرفت و پس از جمع اوری و تلخیص داده ها، ماتریس تصمیم گیری بدست امد. در نهایت اولویت بندی عوامل با توجه به اوزان و اهمیت هر یک از عوامل مشخص گردیده است. نتیجه اولویت بندی عوامل نشان می دهد که بترتیب اموزش، بکارگیری سیستم مشارکت، وجود انگیزه در پرسنل، تفویض اختیار، پاداش مبتنی بر عملکرد، کار تیمی، غنی سازی شغلی و حس مسوولیت پذیری جهت توانمندسازی کارکنان در اولویت قرار دارند.
مقدمه: امروزه به کارگیری سیستم های اطلاعاتی از ضروریات مدیریت است و یکی از روش های آماری پیشنهاد شده در این سیستم، کنترل آماری فرایند می باشد. در این مقاله سعی شده است تا با به کارگیری این روش فرایندهای مدارک پزشکی در بیمارستان غرضی اصفهان مورد بررسی قرار گیرد.روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی، گذشته نگر و کاربردی بود که از سال 1382 تا 1387 با جمع آوری شاخص های فرایندی در اداره مدارک پزشکی بیمارستان غرضی انجام شد. در تدوین شاخص ها ابتدا مطالعات کتابخانه ای انجام و سپس ابزار جمع آوری اطلاعات در قالب دو چک لیست «زمان سنجی پذیرش و ترخیص» و «ارزیابی کمی پرونده» تدوین گردید. جامعه آماری در مورد شاخص های ارزیابی کمی، کلیه بیماران پذیرش شده در بخش های بستری بیمارستان و نمونه گیری به صورت سرشماری بود. برای زمان سنجی 1500 مورد به صورت تصادفی انتخاب گردید. داده ها در نرم افزار Excel ثبت و آنالیز گردید.یافته ها: در ارزیابی کمی نواقص پرونده ای پزشکان، وجود نواقص پرونده ای به میزان 6 درصد به عنوان استاندارد داخلی قابل قبول (حد سازمانی) به دست آمد. میزان شاخص زمان انتظار برای پذیرش بیمار در طول مدت مطالعه کاهش داشته و میانگین زمان انتظار بیمار از مراجعه تا انتقال به بخش حدود 53 دقیقه به دست آمد. حد سازمانی زمان صدور دستور ترخیص بیمار، 9:54 صبح محاسبه گردید.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد بیمارستان توانسته با استفاده از روش های آماری، تغییرات فرایند خود را تحت کنترل درآورد و در صورت انحراف شاخصی از حد سازمانی تعیین شده، با تشکیل گروه های کاری نسبت به جلوگیری از ادامه انحراف مبادرت ورزد. این شاخص ها می توانند کمک موثری در تدوین استانداردهای ملی و منطقه ای بنمایند.
مقاله حاضر به مقایسه و بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و عملکرد سازمانی میان شرکت های مناطق دو و چهار عملیات انتقال گاز می پردازد. نوع پژوهش، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت های مذکور بودکه بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی، حجم نمونه، 146 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه کیفیت زندگی کاری با 27 گویه برمبنای 8 مولفه مدل والتون و پرسشنامه عملکرد سازمانی با 42 گویه مبتنی بر 7 مولفه مدل اچیو بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها، نشان داد که میان چهار مولفه پرداخت منصفانه و کافی، محیط کار ایمن و بهداشتی، فرصت رشد و امنیت مداوم و وابستگی اجتماعی در زندگی کاری با عملکرد سازمانی در شرکت های مناطق دو و چهار عملیات انتقال گاز رابطه معناداری وجود دارد، اما میان مولفه های قانون گرایی در سازمان، فضای کلی زندگی، انسجام اجتماعی زندگی کاری و توسعه قابلیت های انسانی با عملکرد سازمانی در این شرکت های رابطه معناداری یافت نشد
عدم اجرا و تحویل به موقع پروژه های شرکت های پیمانکاری عمومی و همچنین عدم سوددهی مناسب در پروژه های مهم از جمله پروژه های نفت و گاز و پتروشیمی، باعث شد تا موضوع این مقاله شکل بگیرد. در این مقاله تلاش شده است، روشی عملی و کاربردی جهت تصمیم گیری درباره تعیین اهداف استراتژیک و به تبع آن ایجاد برنامه ریزی استراتژیک و ارتباط آن با استاندارد مدیریت پروژه مدنظر قرار گیرد. در ادامه روش های مناسب تصمیم گیری چند شاخصه برای حل مسئله رتبه بندی شاخص های برنامه ریزی استراتژیک معرفی شد که با الگوریتم تاپسیس توانستیم مناسب ترین و مطلوب ترین وضعیت را برای تعیین و رتبه بندی شاخص های برنامه ریزی استراتژیک در شرکت های مذکور انتخاب نماییم. بعد از آن شاخص های مذکور را با محدوده های نه گانه و فرآیندهای پنج گانه استاندارد دانش مدیریت پروژه تطبیق داده شد. در مرحله بعد، برای هر کدام از شاخص ها در هر محدوده دانش مدیریت پروژه، ساز وکارهای کاربردی و خروجی تعیین شده است. درواقع به کمک این پژوهش، برنامه ریزی استراتژیک برمبنای مدیریت پروژه، پیاده سازی شد. در طی مراحل پژوهش، این رویکرد را به صورت عملی و کاربردی در شرکت پیدکو پیاده سازی شده است.
امروزه نیروی انسانی ماهر و توانمند، به عنوان عامل مزیت رقابتی سازمان ها محسوب می شود. نیروی انسانی ای که بتواند از استعدادها و قابلیت های خود استفاده کند، مسوولیت پذیری بیش تری داشته باشد و بتواند خلاقیت و نوآوری از خود نشان دهد. مطالعات نشان داده اند که ایجاد شرایط و بستر مناسب فرهنگی، زمینه خلاقیت و نوآوری در سازمان را ایجاد می کند و کارکنان با تاثیرگذاری بر اندیشه های یکدیگر و کامل کردن ایده ها خواهند توانست نتیجه های مفیدی را برای سازمان به ارمغان بیاورند.
از این رو، هدف این مقاله، تحلیل رابطه احساس توانمندی کارکنان و خلاقیت آنها با فرهنگ سازمانی است.
روش تحقیق، توصیفی-همبستگی است و از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این تحقیق، مدیران و کارشناسان یکی از شرکت های وابسته به وزارت نفت هستند. در این تحقیق، از روش های تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون برای آزمون فرضیه ها و برای سنجش مدل های مورد بررسی از مدل معادله های ساختاری استفاده شده است. نتیجه های به دست آمده از تحقیق نشان داد بین توانمندسازی کارکنان و خلاقیت،ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بر مبنای یافته های به دست آمده مشخص شد که توانمندسازی کارکنان با تاثیرپذیری از فرهنگ سازمانی، بر خلاقیت کارکنان شرکت تاثیر می گذارد
امروزه مهم ترین دغدغه اکثر سازمان ها، طراحی، تدوین و پیاده سازی استراتژی هایی است که موفقیت و بقای آن ها را در شرایط متحول و پیچیده محیطی، تضمین نماید. هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین استراتژی شرکت حفاری شمال است. برای تدوین استراتژی از چارچوبی با عنوان چارچوب جامع تدوین استراتژی استفاده گردید. جامعه آماری این تحقیق شامل هیات مدیره، مدیران و کارشناسان شرکت حفاری مال (83 نفر) می باشد. اطلاعات به دست آمده در این تحقیق با استفاده از آمار توصیفی و ابزارهایی همچون ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، ماتریس SWOT و ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مرحله تطبیق و مقایسه، استراتژی های چهارگانه (تهاجمی، محافظه کارانه، رقابتی و تدافعی) شناسایی گردید و با توجه به ماتریس داخلی و خارجی، استراتژی های تهاجمی انتخاب شد. استراتژی های انتخاب شده با استفاده از ماتریس QSPM اولویت بندی و بهترین استراتژی مشخص گردید که عبارتست از:
سرمایه گذاری در طرح های توسعه ای و نوسازی ناوگان شرکت حفاری شمال با توجه به مزیت رقابتی شرکت. در پایان پیشنهادهایی برای انجام هر چه بهتر این استراتژی ارائه گردید
برنامه ریزی دقیق و سیستماتیک جهت ایجاد، حفظ و افزایش انگیزه کارکنان از مهمترین راهکارها جهت افزایش بهره وری سازمانی است. این برنامه نیاز مبرم به بررسی همه جانبه و اولویت بندی عوامل موثر بر ارتقا انگیزش و بهره وری نیروی انسانی دارد. لذا در این تحقیق، با استفاده از مدل تحلیل شبکه ای فازی، که روشی منظم، جامع و ساختارمند از تصمیم گیری چندمعیاره است، به مطالعه، دسته بندی و اولویت بندی عوامل موثر بر انگیزش کارکنان پرداخته شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی داری بین نظام پاداش، عوامل انگیزش، و بهره وری منابع انسانی وجود دارد. همچنین، در بین گزینه های نظام پاداش، به ترتیب، عوامل پاداش بیرونی غیرمالی، پاداش بیرونی مالی، و در انتها پاداش درونی (ذاتی) دارای بیشترین تاثیر در افزایش میزان انگیزش و بهره وری بوده است. نتایج حاصل از اولویت بندی عوامل انگیزشی در شرکت پخش فراورده های نفتی فارس نشان می دهد که احساس دریافت عادلانه افراد بر اساس انجام کار، عملی نمودن ارزشیابی عملکرد، فراهم بودن فرصت پیشرفت برای همه کارکنان، تناسب بین مشخصات شغل و توانایی شاغل، و شایسته و و با صلاحیت بودن مدیر، برای افزایش بهره وری سازمان بسیار پراهمیت است.