ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۱۰۱.

مدل سازی ریاضی چند هدفه برای انتخاب شیوه انتقال تکنولوژی در صنعت باتری سازی خودرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
موفقیت در جهان امروز، به استفاده از تکنولوژی وابسته است. یکی از زمینه های اعمال مدیریت تکنولوژی، که مستلزم این جامع نگری و دورنگری است، انتقال تکنولوژی است. با توجه به اینکه بیشترین سهم تجارت فناوری جهان در دست شرکت های چندملیتی کشورهای صنعتی است، بنابراین موضوع انتقال تکنولوژی در زمره یکی از پراهمیت ترین و مشکل ترین تصمیمات اقتصادی محسوب می شود؛ از این رو در این تحقیق، یک مدل جدید چندهدفه برای انتخاب شیوه انتقال تکنولوژی در صنعت باتری سازی خودرو پیشنهاد شده است. ابتدا شیوه های انتقال تکنولوژی، با استفاده از روش اولویت ترتیبی وزن دهی و سپس از طریق ارائه یک مدل برنامه ریزی ریاضی چندهدفه، شیوه های بهینه انتقال تکنولوژی برای هر یک از کارخانه ها مشخص شد. مدل پیشنهادی نیز با استفاده از روش اپسیلون-محدودیت تکامل یافته و نسخه دوم الگوریتم تکاملی مبتنی بر قوت پارتو ( SPEA-II ) حل شد. نتایج حاصل شده نشان می دهد روش های سرمایه گذاری مشترک، تحقیق و توسعه مشترک و سرمایه گذاری مستقیم خارجی، از عملکرد بهتری نسبت به دیگر روش های انتقال تکنولوژی در صنعت باتری برخوردارند.
۱۰۲.

بررسی روابط علّی متغیرهای مؤثر در اکوسیستم نوآوری شرکتی مورد مطالعه، فولاد مبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۱
در فضای کنونی حاکم بر کسب وکارها، با توجه به میزان عدم قطعیت ها و پیچیدگی، صاحبان بنگاه ها به این نتیجه رسیده اند که بقا و تداوم حرکت بنگاه در مسیر توسعه، به توجه به معیارهای جدیدی نیازمند است. به عبارت دیگر، تنها عملکرد بنگاه در تعامل فعال با بازیگران پیرامونی در راستای پیشبرد نوآوری و تحول در مبانی مدیریت، با محوریت تعامل در یک بستر زنده و رو به تکامل، ضامن صحت مسیر توسعه بنگاه است. مفهوم اکوسیستم نوآوری، یک مفهوم بنیادین به شمار می رود و برای این نگرش جدید، به راهکار نوین مذکور مطرح شده است. تحلیل صحیح شاخص های پویایی و بقای اکوسیستم، به شناسایی کاستی های ساختاری، عملکردی و راهبردی در اکوسیستم کمک می کند و در صورت لزوم، بازیگران کلیدی را به اصلاح و بازتعریف سازوکارها و حتی نقش ها در اکوسیستم سوق می دهد. این مطالعه برای تحلیل فضای پیچیده و بسیار پویای اکوسیستم، ابتدا عوامل و متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم را در طول زمان شناسایی و با روش دلفی فازی ، این متغیرها را غربال کرده است؛ سپس برای نشان دادن تعاملات در بستر اکوسیستم، نمودار روابط علّی متغیرها را ترسیم کرده است. درنهایت، اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه به عنوان یک نمونه با فرآیند فوق، تحلیل شده است. در این پژوهش، 28 متغیر تأثیرگذار بر شرایط اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه، در قالب چهار زیرسیستم ارتباطات، توانمندی ها، اقتصاد و پایداری اکوسیستم دسته بندی شده اند؛ سپس با الگوگیری از پیشینه پژوهش در کنار بهره گیری از نظرات خبرگان، روابط علّی این متغیرها شناسایی و نمودار روابط علّی متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه با توجه به زیرسیستم های مذکور، ارائه شده است.
۱۰۳.

توسعه زنجیره تأمین پایدار دارویی با ارائه استراتژی احداث انبار مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۳
با توجه به اهمیت موضوع کلیدی سلامت، توسعه یک زنجیره تأمین پایدار دارویی با هدف ارائه خدمات مطلوب و به موقع، ضروری است. یکی از چالش های زنجیره تأمین دارو، زوال پذیری محصولات دارویی است. در این راستا، توسعه استراتژی هایی از اهمیت بالایی برخوردار است که دارو مدت زمان کمتری در چرخه توزیع قرار داشته باشد و در دسترس بیماران قرار گیرد. در این مقاله با در نظر داشتن زنجیره تأمین سه سطحی شامل توزیع کننده اصلی و مجموعه ای از توزیع کنندگان فرعی و داروخانه ها، به رویکرد جدید یکپارچه سازی زنجیره تأمین دارو با توسعه استراتژی انبار مشترک توجه شده است. مدل سازی ریاضی به دو صورت یکپارچه با استراتژی انبار مشترک و غیر یکپارچه انجام شده است. با توجه به پیچیدگی مدل ریاضی یکپارچه، برای ارزیابی عملکرد مدل مسئله در ابعاد کوچک، متوسط و بزرگ، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی ذرات حل شده است. در نهایت نتایج حاصل از مدل یکپارچه در مقایسه با مدل غیر یکپارچه، نشان دهنده کاهش هزینه های زنجیره و کاهش مدت زمان دوره سفارش با بزرگ تر شدن ابعاد مسئله است.
۱۰۴.

بررسی معیارهای مکان یابی بار انداز عبوری با روش ANP وFuzzy DEMATEL (مطالعه موردی: شرکت آرتا پروفیل اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
در اکثر محیط های تولیدی، ارسال مستقیم از سازنده به مشتری دشوار است. بنابراین یک نقطه میانی برای ارتباط تولید کنندگان و مشتریان ضروری است. انبار سنتی به دلیل هزینه های نگهداری موجودی و هزینه های کار پر زحمت انتخاب سفارش، ذخیره سازی و سفارش گیری مورد پسند شرکت های کنونی نیست. بنابراین، تکنیک های لجستیکی که می توانند به کاهش هزینه های موجودی کمک کنند و در عین حال جریان کالا را افزایش دهند و چرخه حمل و نقل را کوتاه کنند، به عنوان یک رویکرد قابل توجه این شرکت ها هستند. بار انداز عبوری نوع خاصی از انبار است که در آن محصولات دریافتی بلافاصله ظرف 24 ساعت به درب اسکله خروجی بارگیری می شود. در نتیجه، فعالیت های انتخاب و ذخیره سازی سفارش می تواند به حداقل برسد یا حذف شود. هدف این تحقیق بررسی معیارهای مکان یابی بار انداز عبوری (مطالعه موردی: شرکت شرکت آرتا پروفیل اردبیل) می باشد. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه مهندسان صنایع، برنامه ریزان تولید مستقر در شرکت آرتا پروفیل اردبیل می باشند. نمونه آماری طبق نظر توماس ساعتی 10 نفر از خبرگان صنعت انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در این تحقیق برای ارجحیت مکان یابی بار انداز عبوری و اولویت بندی آن از روش ANP و جهت شناسائی شدت روابط علت و معلول مکان یابی بار انداز عبوری از روشFuzzy DEMATEL استفاده شده است. برای این منظور 28 معیار طبق نظر خبرگان صنعت انتخاب شده اند. نتایج بدست آمده حاصل از روش تجزیه و تحلیل شبکه نشان می دهد معیار اول مسئله مسیریابی وسیله نقیله با مقدار 0.34 نسبت به بقیه ابعاد مقدار بیشتری می باشد. نتایج حاصل از روش دیمتل فازی نشان می دهد که مراکز توزیع در رتبه اول،کاهش عملیات تحویل/توزیع در رتبه دوم و .... هزینه دیرکرد و زودکرد در رتبه آخر قرار گرفته است.
۱۰۵.

تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه و اهداف: طی سال های گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آن جایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را به کار می گیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران می پردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشران های اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم می کند. پس از تعیین پیشران های کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشران ها با استفاده از نرم افزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرم افزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم می سازد. در نهایت، بر اساس تحلیل های انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند. یافته ها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شده اند، عبارتند از: بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تاب آوری در برابر تحریم ها، بهینه سازی مصرف، همکاری های منطقه ای گسترده و سرمایه گذاری در زیرساخت های مدرن که منجر به رشد پایدار می شود. سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانی های نهادی، محدودیت در همکاری های منطقه ای و کمبود سرمایه گذاری که به نتایج ناپایدار منجر می شود. باتلاق انرژی: وضعیت فاجعه بار ناشی از ضعف ساختاری، تحریم های فلج کننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنش های منطقه ای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر می شود. زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعف های ساختاری، تحریم های جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاری های منطقه ای و بحران زیرساخت ها به دلیل کمبود سرمایه گذاری که نیازمند بازنگری اساسی است. این سناریوها بر اساس تحلیل پیشران های کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاست گذاری انرژی»، «تحریم های بین المللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاری های منطقه ای» و «سرمایه گذاری و زیرساخت های انرژی» تدوین شده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساخت های مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاست گذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصت های ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم می کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیت ها و پیامدهای محتمل، استراتژی های مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.
۱۰۶.

تاثیر سیستم های کنترل استراتژی کسب و کار بر مسئولیت پذیری اجتماعی از طریق جهت گیری هوشمندانه بازار در صنعت کاشی و سرامیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۸
تغییرات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه در دنیای امروز، افراد و سازمان ها را به انجام مسئولیت های اجتماعی برای کار اخلاقی تر و به شیوه ای انسان دوستانه تر سوق می دهد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر سیستم های کنترل استراتژی کسب و کار بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت از طریق جهت گیری هوشمندانه بازار در صنعت کاشی و سرامیک ایران می باشد. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران شرکت های کاشی و سرامیک در ایران می باشد. برای این منظور از قاعده سرانگشتی 5-10برابر تعداد گویه های پژوهش نمونه آماری 200 نفر به صورت غیرتصادفی در دسترس انتخاب شد (196=7*28). ابزار این پژوهش پرسشنامه ی استاندارد بویان و همکاران (2022) بوده که پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب، و روایی آن با روش روایی صوری (تایید خبرگان)، روایی سازه (بارهای عاملی) تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS و Smart Pls3 انجام شد. نتایج نشان داد سیستم های کنترل استراتژی کسب و کار بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت از طریق جهت گیری هوشمندانه بازار در صنعت کاشی و سرامیک ایران تاثیر معناداری دارد. همچنین اثر کنترل های اعتقادی، مرزی، تشخیصی، تعاملی بر مسئولیت پذیری اجتماعی و جهت گیری هوشمندانه بازار در صنعت تایید شد. در نهایت اثر جهت گیری هوشمندانه بازار بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها تاثیر معناداری دارد.
۱۰۷.

مدل برنامه ریزی تصادفی چند مرحله ای لجستیک امداد بشردوستانه در شرایط بحران های همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه : مدیریت بهینه عملیات امداد و نجات در شرایط وقوع بلایای هم زمان، به ویژه هنگامی که بحران های ثانویه نیز به دنبال بحران های اولیه رخ می دهند، یکی از چالش های اساسی در برنامه ریزی لجستیک انسان دوستانه محسوب می شود. پیچیدگی این شرایط در اثر عدم قطعیت در تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوهای مختلف تشدید شده و لزوم طراحی مدل هایی کارآمد و حساس به این تغییرات را ضروری می کند. هدف اصلی این پژوهش توسعه مدلی چندهدفه برای تخصیص منابع، زمان بندی حمل ونقل و به حداقل رساندن اثرات کمبود منابع در شرایط وقوع هم زمان بلایای اولیه و ثانویه است. این مدل تلاش دارد علاوه بر کاهش زمان و هزینه حمل ونقل، سطح تقاضای تأمین نشده را نیز تا حد ممکن کاهش داده و توزیعی عادلانه از منابع را در میان مناطق آسیب دیده تضمین کند. روش ها : برای دستیابی به اهداف فوق، یک مدل سه هدفه شامل کمینه سازی زمان حمل ونقل، هزینه حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده توسعه یافت. مدل با استفاده از روش وزن دهی به یک مدل تک هدفه معادل تبدیل و با اعمال سناریوهای متنوع عدم قطعیت در تقاضا و احتمال وقوع بلایای ثانویه حل شد. جهت ارزیابی پایداری مدل، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی شامل تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوها انجام گرفت. همچنین عملکرد مدل در مقیاس های بزرگ تر با افزایش تعداد نقاط بحران، مراکز ذخیره سازی و سناریوها بررسی شد. علاوه بر این، تأثیر تغییرات تقاضای بحران ثانویه و هزینه های حمل ونقل نیز از طریق تحلیل های جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفت تا توانایی مدل در شرایط متفاوت بحرانی سنجیده شود. یافته ها : نتایج اولیه مدل در شرایط وزن دهی برابر میان سه هدف نشان داد که مقدار بهینه زمان و هزینه حمل ونقل در سطح قابل قبولی حفظ شده و میزان تقاضای تأمین نشده نیز در کمترین مقدار ممکن قرار می گیرد، که بیانگر کارایی مدل در ایجاد توازن میان اهداف متعارض است. تحلیل حساسیت نشان داد افزایش 20 درصدی تقاضا منجر به افزایش 5.3 درصدی زمان حمل ونقل و 7.1 درصدی تقاضای تأمین نشده می شود، در حالی که هزینه تنها 3.8 درصد افزایش می یابد که نشانگر پایداری مدل است. همچنین، افزایش 10 درصدی احتمال وقوع سناریوهای ثانویه زمان حمل ونقل را 4.6 درصد و تقاضای تأمین نشده را 3.2 درصد افزایش می دهد. نتایج مقیاس بزرگ نیز نشان داد با افزایش تعداد نقاط بحران به 50 و تعداد سناریوها به 100، استفاده از روش دو مرحله ای زمان حل را از 145 به 48 دقیقه کاهش داده و نرخ تأمین منابع تنها 2.9 درصد افت می کند، که قابلیت تعمیم مدل را تأیید می کند. ارزیابی وزن اهداف نشان داد تابع هزینه بیشترین حساسیت را به وزن ها دارد، در حالی که زمان حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده رفتار نسبتاً پایداری نشان می دهند. مقایسه تخصیص منابع در سناریوهای شامل بلایای اولیه و ثانویه نیز آشکار ساخت در نظر گرفتن بلایای ثانویه موجب افزایش میانگین نرخ تأمین منابع از 8٪ به 60٪ در مناطق غیر اولویت دار می شود که حاکی از توزیع عادلانه تر منابع است. تحلیل بحران ثانویه نشان داد افزایش 20٪ تقاضای طوفان، هزینه کل را 13٪ و تقاضای تأمین نشده را 20٪ افزایش می دهد. همچنین افزایش 20٪ هزینه حمل ونقل در مرحله ثانویه، هزینه کل را 10٪ افزایش اما زمان حمل ونقل را اندکی بهبود می دهد. تحلیل نهایی حساسیت تقاضای تأمین نشده نیز پایدار بودن مدل را در برابر تغییرات پارامترهای کلیدی تأیید کرد. نتیجه گیری : جمع بندی نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی ضمن برخورداری از پایداری و انعطاف پذیری در برابر عدم قطعیت، قادر است تخصیص منابع را در شرایط پیچیده بلایای هم زمان به شکل مؤثر و عادلانه بهبود دهد. همچنین حساسیت متفاوت اهداف و اهمیت بلایای ثانویه نشان می دهد که برنامه ریزی کارآمد لجستیک امدادی باید به ترکیبی از وزن دهی مناسب اهداف و لحاظ دقیق بحران های ثانویه توجه داشته باشد.
۱۰۸.

به کارگیری مدل برنامه ریزی چند هدفه جهت انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین مبنی بر رویکرد QFD(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
پژوهش حاضر به بررسی یک رویکرد ترکیبی نوین برای انتخاب تأمین کنندگان و تخصیص سفارشات با هدف بهبود عملکرد کیفیت و استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، توسعه یک روش جامع شامل تکنیک SWARA برای ارزیابی معیارهای کیفی و برنامه ریزی آرمانی به همراه تحلیل حساسیت جهت انتخاب بهینه تأمین کنندگان است. در این پژوهش، از تکنیک QFD برای استخراج و تعیین معیارهای کیفی و از مرور ادبیات برای شناسایی معیارهای کمی استفاده شده است. سپس، تکنیک ترکیبی SWARA-QFD-GP برای ارزیابی، انتخاب و تخصیص سفارش به تأمین کنندگان به کار رفته است. یافته های پژوهش نشان داد که از میان خواسته های کیفی، «تحمل جنس» به عنوان مهم ترین معیار و «فرم و شکل دسته های کیسه یکسان باشد» به عنوان کم اهمیت ترین معیار شناسایی شده است. نتیجه گیری نشان داد که پتروشیمی بندر امام به عنوان تأمین کننده اصلی و اولویت دار انتخاب شده و سایر تأمین کنندگان به ترتیب پتروشیمی امیرکبیر، پتروشیمی آریا ساسول، پتروشیمی شازند اراک و پتروشیمی لرستان در رتبه های بعدی قرار دارند. با استفاده از برنامه ریزی آرمانی، مشخص شد که باید تمام تقاضاها از پتروشیمی بندر امام تأمین گردد و تحلیل حساسیت نیز تأیید کرد که این تأمین کننده به طور مستمر به عنوان تأمین کننده پایدار شناخته شده است. این پژوهش با نوآوری در ترکیب روش های تصمیم گیری و تحلیل حساسیت، به بهبود فرآیند انتخاب تأمین کنندگان و تخصیص سفارشات کمک کرده است.
۱۰۹.

بهینه سازی یکپارچه زنجیره تأمین سوخت های زیستی: رویکرد مبتنی بر منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و اهداف: این مطالعه یک مدل برنامه ریزی چندهدفه را برای بهینه سازی طراحی شبکه زنجیره تأمین انرژی تجدیدپذیر پایدار مبتنی بر زیست توده در یک افق چند دوره ای پیشنهاد داده است. باتوجه به چالش های موجود در این حوزه، از مدل سازی چندهدفه به عنوان رویکردی نوین برای بهبود پایداری و کاهش اثرات زیست محیطی استفاده شده است. هدف اصلی این مطالعه بهینه سازی هم زمان ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی شبکه زنجیره تأمین سوخت زیستی است، به طوری که ضمن کاهش هزینه های عملیاتی و انتشار گاز کربن، تقاضای مصرفی نیز به طور کامل برآورده شود. این مطالعه تلاش دارد تا با در نظر گرفتن عوامل پیچیده و عدم قطعیت های متعدد، مدلی کارآمد برای توسعه زنجیره تأمین انرژی تجدیدپذیر طراحی کند.   روش ها: برای مدیریت عدم قطعیت های موجود در پارامترهای کلیدی، از منطق فازی استفاده شده است که امکان ترکیب نظرات کارشناسان با داده های واقعی تر را فراهم می کند. مدل برنامه ریزی چندهدفه با استفاده از روش اپسیلون محدودیت برای یافتن راه حل های پارتو و با استفاده از نرم افزار GAMS حل شده است. در این روش، معیارهای متعددی به صورت هم زمان در نظر گرفته شده تا بتوان نتایج مطلوبی در ابعاد مختلف به دست آورد. مدل پیشنهادی در محیط های پیچیده و غیرقطعی زنجیره تأمین، قادر است بهینه سازی را با دقت بیشتری انجام دهد و سناریوهای مختلفی برای بهبود کارایی و کاهش ریسک های مرتبط ارائه کند. همچنین، تحلیل حساسیت بر روی پارامترهای مختلف انجام شده تا به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در کارایی سیستم کمک کند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که به کارگیری مدل پیشنهادی باعث کاهش هزینه های عملیاتی، کاهش انتشار گاز کربن و افزایش پایداری و کارایی شبکه زنجیره تأمین شده است. تحلیل حساسیت نیز انجام شد و مشخص شد که برخی پارامترها مانند هزینه حمل ونقل و انتشار CO2 تأثیر بسزایی بر عملکرد کل سیستم دارند؛ به طوری که تغییرات کوچک در این پارامترها می تواند منجر به تغییرات بزرگ در نتایج نهایی گردد. همچنین، به کارگیری رویکردهای پایدار و مبتنی بر منطق فازی به تصمیم گیرندگان کمک کرده تا بتوانند در شرایط عدم قطعیت، تصمیمات بهتری برای بهینه سازی شبکه اتخاذ کنند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که استفاده از روش های پایدار می تواند به بهبود ابعاد مختلف زنجیره تأمین کمک کند. علاوه بر این، مدل فازی قادر است با افزایش دقت در تخمین پارامترها، نتایج مطلوب تری به دست دهد و تصمیمات بهتری در مواجهه با تغییرات محیطی اتخاذ گردد. نتایج به دست آمده نشان دهنده بهبود قابل توجه در معیارهای اقتصادی و زیست محیطی در مقایسه با روش های معمولی است که بدون در نظر گرفتن عدم قطعیت ها به کار گرفته می شوند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که استفاده از مدل سازی چندهدفه فازی می تواند منجر به بهبود پایداری و کارایی زنجیره تأمین سوخت زیستی گردد. با توجه به ویژگی های خاص زنجیره تأمین سوخت زیستی در ایران، پیشنهاداتی برای توسعه آینده و ارتقای کارایی این زنجیره ارائه شده است که می تواند به تصمیم گیری بهینه تر و توسعه پایدار کمک کند. این پژوهش نشان می دهد که استفاده از مدل های بهینه سازی فازی می تواند در مواجهه با عدم قطعیت ها نقشی کلیدی در بهبود تصمیمات مدیریتی داشته باشد. در نهایت، کاربرد این مدل در سایر زنجیره های تأمین انرژی نیز می تواند زمینه ساز توسعه روش های مشابه برای بهبود کارایی و کاهش ریسک های زیست محیطی و اقتصادی در مقیاس های بزرگ تر باشد.
۱۱۰.

طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیرۀ تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف: زنجیره های تأمین بیش از پیش به فناوری اطلاعات و به روزرسانی اطلاعات بی درنگ در شبکه ها وابسته هستند. فناوری های نوظهور چهارمین انقلاب صنعتی را شکل داده اند و در این میان، زنجیره تأمین هوشمند، جزء ضروری آن محسوب می شود. تکنولوژی هوشمند فناوری با ترکیبی منحصربه فرد از ویژگی های هوشمند، برای تبدیل عملکردهای زنجیره تأمین از منشأ تا ارتقای عملکرد، پتانسیل بسیار زیادی دارد. این ترکیب با مفاهیم بسیاری مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت توسعه یافته، بلاکچین و... بیان می شود و از طریق نظارت بر تجهیزات زنجیره تأمین، به عملکرد زنجیره تأمین کمک می کند. روش: این پژوهش با هدف طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین، به شیوه توصیفی اجرا شده است. در راستای این هدف و تعیین استراتژی، برای جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر، از طریق روش نمونه گیری هدفمند و معیارمحور خبرگانی انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته ای انجام شد. خبرگان مشارکت کننده دارای تحصیلات دانشگاهی در حوزه های مدیریت بازرگانی در گرایش های مختلف بازاریابی، استراتژیک و تجارت الکترونیک بودند. سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. تعداد شرکت کنندگان در بخش کیفی، پس از رسیدن به اشباع نظری، ۱۱ نفر بود. بعد از تحلیل داده ها با کمک تحلیل سوات، عوامل تأثیرگذار داخلی و خارجی زنجیره بررسی شد. بر اساس نتایج کیفی، برای رتبه بندی و تعیین میزان اثرهای هر یک از عوامل، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها: مفاهیم به دست آمده، بر اساس ماتریس سوات (فرصت، قوت، ضعف و تهدید)، در قالب ۴ معیار محوری و ۲۸ زیرمعیار ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و دسته بندی ﺷﺪند. نتایج تحقیق نشان داد که در بین مضامین فرصت، همگام سازی مدیریت جریان های مادی، مالی و اطلاعاتی با وزن 517/0 در رده نخست اهمیت قرار دارد. در بین مضامین قوت، اولوی ت با تضمین شفافیت در تعامل شرکت کنندگان زنجیره تأمین با وزن 80/0 است. در بین مضامین ضعف، افزایش هزینه، به دلیل راه اندازی تکنولوژی هوشمند با وزن 557/0 در اولویت قرار گرفت. در بین مضامین تهدید، عدم وجود استاندارد جهانی برای تضمین امنیت زنجیره تأمین با وزن 460/0 در اولویت قرار گرفت. بدین صورت فرایند ایده گیری و تعیین مجموعه کلی راهبردها برای مدیریت، توسعه و بهبود تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین مشخص شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در طول مطالعه، پتانسیل بالای تکنولوژی های هوشمند را برای بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین تأیید می کند. اجرای یک رویکرد سیستماتیک، امکان ارزیابی چشم انداز (مزایا و مشکلات) و اجرای آن را در یک مجموعه فراهم می کند. توسعه راهبردهای جایگزین نتیجه اجرای یک رویکرد سیستماتیک برای انجام مطالعات جامع عوامل خارجی و داخلی و روابط بین آن ها، در ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای بالقوه است. این مقاله با نشان دادن اینکه چگونه تکنولوژی های هوشمند مدیریت زنجیره تأمین را بهبود می بخشد، به طور برجسته ادبیات کنونی بازاریابی را غنی می کند، موضوعی که در مطالعات قبلی نادیده گرفته شده است.
۱۱۱.

رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی: نقش میانجی تاب آوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: مزیت رقابتی موضوع مهمی به ویژه در سازمان های تجاری است. مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی می تواند این متغیر را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین، تاب آوری سازمانی (شامل اجزای برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری) این روابط را تعدیل کند. هدف مطالعه حاضر، واکاوی رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی با تاکید بر نقش میانجی تاب آوری سازمانی است. روش شناسی پژوهش: جامعه این پژوهش را مدیران و کارکنان بخش مالی شاغل در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند. برای این منظور با کسب نظر 188 نفر از جامعه موردنظر در سطح کشور به روش تصادفی ساده و در قالب 8 فرضیه موضوع بررسی شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بین مدیریت ریسک و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری، روابط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدیریت منابع مالی و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری نیز روابط مثبت و معناداری مشاهده شد. افزون بر آن، برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری با مزیت رقابتی نیز دارای روابط مثبت و معنادار است. درنهایت نیز مشاهده شد که تاب آوری سازمانی، نقش میانجی در روابط مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی دارد. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافته کلی این پژوهش بیانگر لزوم توجه بیشتر به مزیت رقابتی در محیط های تجاری است و ضروری است، توجه بیشتری به آن صورت گیرد تا بتوان در راستای افزایش بهره وری و بازده عملیاتی، محیط بهتری را خلق کرد.
۱۱۲.

الگوی ارزیابی قابلیت نوآوری در شرکت های صنعت حمل و نقل ریلی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
کلیه شرکتهای صنعتی، تولیدی و خدماتی برای بقا و دستیابی به اهداف خود نیازمند نوآوری هستند و صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. قابلیتهای نوآوری بخش مهمی از ارزش شرکتها محسوب میشود. فعالیتهای نوآورانه مستلزم این است که شرکتها بتوانند این قابلیتها را شناسایی،ارزیابی و گزارش کنند.از این رو در این پژوهش به تدوین یک الگوی جامع برای ارزیابی قابلیت نوآوری شرکتهای مسافری ریلی در ایران پرداخته شد. جامعه آماری این تحقیق، شامل مدیران ارشد شرکت راه آهن ایران و شرکت های مسافربری حمل و نقل ریلی کشور میباشند. در این تحقیق ده شاخص شناسایی شده ارزیابی قابلیت نوآوری براساس مرور ادبیات،مصاحبه و پرسشنامه با استفاده از تکنیک سوارا وزن دهی شد.قابلیت تحقیق و توسعه اولویت اول را به خود اختصاص داد قابلیت مهندسی فرایند و قابلیت یادگیری در اولویت های بعدی قرار گرفتند.مطابق با خروجی تکنیک کوپراس، با استفاده از الگوی پژوهش در بین هفت شرکت مسافری شرکت رجا از منظر قابلیتهای نوآوری در جایگاه اول قرار گرفت. با توجه به اهمیت بهره برداری از قابلیت های نوآوری و با عنایت به نبود یک مدل جامع برای سنجش پتانسیل نوآوری در صنعت ریلی ارائه الگویی برای ارزیابی قابلیت نوآوری در این صنعت راهگشا خواهد بود.
۱۱۳.

شناسایی و مدل سازی ریاضی قابلیت های سازمانی با رویکرد فازی و بهینه سازی ژنتیک در مدل تعالی سازمانی- مورد مطالعه: شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول (MCI))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای حفظ جایگاه خود باید از رقبا متمایز شوند که این تمایز از طریق مزیت رقابتی، ناشی از قابلیت ها یا استراتژی های نوآورانه، به دست می آید. قابلیت های سازمانی نقش مهمی در موفقیت کسب وکار دارند. همچنین، استفاده از مدل های تعالی سازمانی مانند EFQM نیز به شناسایی فرصت ها و بهبود عملکرد کمک کرده و در سازمان ها به ارزیابی انسجام داخلی شان می پردازد. با توجه به اینکه وضعیت توانمندی های سازمانی در شرکت همراه اول (شرکت ارتباطات سیار ایران) بر اساس نسخه جدید مدل EFQM مورد بررسی قرار نگرفته است، این تحقیق به دنبال شناسایی قابلیت های سازمانی مدل جدید و طراحی یک مدل ریاضی بهینه سازی بر اساس آن است. روش تحقیق این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری شامل متخصصان دانشگاهی، فعالان حوزه تعالی سازمانی و کارشناسان شرکت همراه اول (MCI) است. در این تحقیق ابتدا با بهره گیری از مرور ادبیات سیستماتیک، مهم ترین قابلیت های سازمانی از منابع معتبر استخراج و دسته بندی گردید. در گام دوم، بر مبنای دیدگاه خبرگان و با استفاده از سیستم استنتاج فازی، روابط علیِ میان قابلیت ها و مدل تعالی سازمانی مدل سازی شدند. سپس برای هر قابلیت، معادلات ریاضی به منظور تعریف تابع کمّی سازی استخراج شد و کلیت مدل ریاضی قابلیت ها، تدوین گردید. در نهایت، با به کارگیری الگوریتم ژنتیک، پارامترهای مدل ریاضی بهینه سازی شدند تا بهترین ترکیب قابلیت ها در راستای تعالی سازمانی تعیین شود. در پایان، پیشنهاداتی برای کاربرد عملی چارچوب در شرکت ها و مسیرهای توسعه آتی پژوهش ارائه شده است.
۱۱۴.

A Mathematical Model for Reviewer Assignment Problem: Balancing Maximum Coverage, Fairness, and Expertise Matching(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
Objective : This study tackles the reviewer assignment problem by proposing a model that optimizes reviewer-proposal matching based on thematic coverage, fairness, and expertise, while considering workload balance and team size constraints. The model incorporates practical constraints such as limits on the number of proposals each reviewer can handle and team composition requirements. This approach is especially relevant to institutions like academic conferences, journals, and funding organizations, aiming to enhance the integrity and efficiency of the review process. Methods : This study is classified as descriptive research with a practical orientation and relies on data collection through applied methods. The approach is grounded in mathematical modeling. Initially, the selected articles are grouped into clusters. Reviewers are then assigned to these clusters using a multi-objective binary integer programming model that incorporates all relevant criteria and constraints. To implement this model, 150 articles were selected through purposive sampling. The model was optimized using Python, employing both the branch-and-bound algorithm and a genetic metaheuristic algorithm to maximize the degree of reviewer-proposal matching within the proposed framework.  Results : The proposed model demonstrates strong practical relevance by closely reflecting real-world reviewer assignment challenges. By simultaneously optimizing thematic coverage, evaluation fairness, and reviewer expertise, the model captures the complexity of actual allocation scenarios. To validate its effectiveness, the model was solved using both the branch-and-bound algorithm and a genetic algorithm. The branch-and-bound method yielded an objective value of 177.349 in approximately one hour, while the genetic algorithm reached 120.35 in just seven minutes. Although branch-and-bound guarantees optimality, its longer runtime makes it less practical for larger datasets. Given the similarity of results, the genetic approach is a reliable and scalable alternative. Conclusion : This study introduces a new allocation strategy and mathematical model for reviewer assignment, addressing often-overlooked factors such as reviewer expertise, grouping, and conflicts of interest. By integrating these elements, the proposed model better reflects real-world conditions. Future work is encouraged to expand on these findings with new frameworks and methods.
۱۱۵.

ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی در سازگاری با تحولات صنعت نسل چهارم با رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
ظهور انقلاب صنعتی ۴.۰، چالش های جدیدی را برای کسب وکارها، در بخش های تولیدی و صنعتی ایجاد کرده است. با توجه به نقش کلیدی صنایع پتروشیمی در توسعه اقتصادی و صنعتی کشور، هدف این پژوهش، ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی در سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰ است. روش شناسی این پژوهش، از دو مرحله شناسایی شاخص های ارزیابی میزان آمادگی و خوشه بندی شرکت های پتروشیمی، با استفاده از الگوریتم آمیخته کای میانگین - الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات [i] تشکیل شده است. جامعه آماری پژوهش، شرکت های صنایع پتروشیمی ایران است. پرسش نامه استاندارد ابزار ارزیابی آمادگی صنعت ۴.۰ دانشگاه وارویک، بین ۷۸ شرکت از صنایع پتروشیمی ایران توزیع و داده های جمع آوری شده با استفاده از الگوریتم Kmeans-PSO تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که ۴۲ شرکت در خوشه اول و از حیث میزان آمادگی برای سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰، عملکرد پایین و ۳۶ شرکت در خوشه دوم با عملکرد متوسط قرار دارند. این پژوهش میزان آمادگی شرکت های پتروشیمی را در پذیرش فناوری های صنعت ۴.۰ ارزیابی و راهنمایی هایی را برای مدیران و صنایع بالادستی برای تقویت، بهبود و انتقال آنها به سمت یک سازمان بالغ و آماده برای سازگاری با فناوری های صنعت ۴.۰ ارائه کرد.تاکنون پژوهشی درباره ارزیابی میزان آمادگی شرکت های صنایع پتروشیمی برای سازگاری با تحولات صنعت ۴.۰ و خوشه بندی آنها انجام نشده است و این پژوهش یکی از نخستین تحقیقات در این زمینه است.
۱۱۶.

ارائه مدل برنامه ریزی آرمانی مسیریابی استوار شبکه حمل و نقل چندوجهی در شرایط عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
انتخاب مسیر در شبکه های حمل ونقل چندوجهی یکی از مسائل کلیدی در مدیریت و برنامه ریزی حمل ونقل است که با توجه به ماهیت چندوجهی و پیچیدگی های ناشی از عدم قطعیت، نیازمند رویکردهای پیشرفته در مدل سازی و بهینه سازی است. هدف این پژوهش ارائه یک مدل ریاضی چندهدفه برای انتخاب مسیر بهینه در شبکه حمل ونقل چندوجهی است که در آن هزینه های حمل ونقل، انتشار کربن و انحراف زمان ارسال به حداقل برسد ضمن اینکه ارزش کالا حفظ شود. این مدل با در نظر گرفتن پنجره های زمانی و مدیریت عدم قطعیت، به دنبال ارائه راه حل های پایدار برای بهبود عملکرد سیستم های حمل ونقل است. در این مدل ظرفیت و تقاضا حمل ونقل در هر دوره ثابت و هزینه ها و زمان غیر قطعی هستند. خروجی حل این مدل انتخاب مسیر و حالات حمل ونقل به گونه ای است که اهداف مدل بهینه شود. همچنین از رویکرد بهینه سازی استوار برای مدیریت عدم قطعیت و ارائه مدلی که در شرایط غیرقطعی نیز قابلیت اطمینان خود را حفظ کند، استفاده شده است. به منظور اعتبارسنجی مدل، یک مثال عددی شبکه حمل ونقل چندوجهی با رویکرد برنامه ریزی آرمانی حل شده است. نتایج نشان می دهند که مدل پیشنهادی با استفاده از بهینه سازی استوار، انعطاف پذیری لازم برای تطبیق با تغییرات را دارد و می تواند به بهبود کیفیت خدمات و کاهش هزینه های عملیاتی کمک کند. همچنین استفاده از رویکرد بهینه سازی استوار در شبکه حمل ونقل چندوجهی منجر به افزایش تاب آوری و کارایی شبکه می گردد.
۱۱۷.

کاوش در ساختار نظام نوآوری سازمانی با مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: نوآوری نه تنها به عنوان موتور محرک اقتصاد و عامل مزیت رقابتی است بلکه در جهان امروز از جنبه های اجتماعی و محیط زیستی نیز اهمیت فراوانی دارد. از سوی دیگر با توجه به پیچیدگی ها و روابط بازخوردی متعدد بین کنشگران نوآوری پرداختن به نوآوری بر اساس فرایند خطی متداول چندان اثربخش نخواهد بود. بنابراین لازم است تا رویکردی متناسب با شرایط دنیای واقع برای پرداختن به نواوری اتخاذ کرد. نگاه سیستمی به نوآوری که در چارچوب رویکرد نظام های نوآوری تجلی یافته یکی از این رویکردها است که در پاسخ به نواقص نگاه خطی به نوآوری مطرح شده است. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ابعاد تشکیل دهنده نظام نوآوری سازمانی به عنوان یکی از سطوح نظام های نوآوری و روابط بین این ابعاد است. روش ها: پژوهش حاضر در دو بخش انجام شده است. در بخش اول به منظور شناسایی ابعاد سازنده نظام نوآوری سازمانی از روش فراترکیب هون استفاده شده است. به منظور جستجو و انتخاب اسناد مناسب، زنجیره کلیدواژگان در پایگاه وب آو ساینس جستجو شد و پس از اعمال فیلترهای مختلف و معیارهای ورود و خروج مناسب، 4 سند برای بررسی نهایی انتخاب و تحلیل شدند. در بخش دوم به منظور تعیین روابط بین ابعاد شناسایی شده و سطح بندی آنها از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. پرسشنامه در اختیار 16 نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری و پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی که دارای سابقه پژوهشی یا اجرایی در حوزه نوآوری هستند قرار گرفت. محاسبات نیز با استفاده از نرم افزار متلب 2017 انجام شد. یافته ها: پس از شناسایی و تحلیل اسناد منتخب 7 بعد برای نظام نوآوری سازمانی شناسایی شد. این هفت بعد عبارتند از: کنشگران بالادستی، بنگاه نوآوری کانونی، نوآوری (ارزش پیشنهادی)، فرایند نوآوری، مشتریان، مکمل سازها و نهادها.بر اساس مدلسازی ساختاری تفسیری این ابعاد در 4 سطح، بخش بندی شده اند. در سطح اول نوآوری یا ارزش پیشنهادی به عنوان خروجی نظام نوآوری سازمانی قرار دارد. در سطح دوم فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل سازها قرار دارند. در سطح سوم کنشگران بالادستی و بنگاه نوآوری کانونی قرار دارد. در سطح چهارم و آخر نیز نهادها قرار دارند. بر این اساس نهادها را می توان مهمترین بعد نظام نوآوری سازمانی دانست که بر تمامی ابعاد دیگر مدل تاثیرگذار است و تا زمانی که تغییرات نهادی مناسب اتفاق نیفتند هر نوع تغییر دیگری در نظام ناپایدار خواهد بود. کنشگران بالادستی و بنگاه نوآوری کانونی که در سطح سوم قرار گرفته اند در درجه دوم اولویت قرار دارند. مکمل سازها، بنگاه نوآوری کانونی و مشتریان اولویت سوم را در میان ابعاد نظام نوآوری سازمانی دارند و نوآوری یا ارزش پیشنهادی که در سطح اول مدل قرار دارد از آخرین اولویت در نظام نوآوری سازمانی برخوردار است. همچنین تجزیه و تحلیل میک مک این ابعاد را بر اساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی تقسیم بندی کرده است. ابعاد فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل سازها از بیشترین میزان وابستگی و نهادها از کمترین میزان وابستگی برخوردار هستند. بیشترین قدرت نفوذ نیز در اختیار نهادها و کمترین قدرت نفوذ در اختیار نوآوری یا ارزش پیشنهادی است. کنشگران بالادستی و کنشگران کانونی به همراه نهادها در طبقه متغیرهای مستقل قرار می گیرند. نوآوری یا ارزش پیشنهادی در دسته متغیرهای وابسته قرار دارد. فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل سازها نیز در طبقه متغیرهای پیوندی جای دارند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که بهره گیری از چارچوب نظام نوآوری سازمانی می توان عاملی موثر در پیشبرد نوآوری به صورت سیستمی در سطح خرد و در نتیجه تحقیق اهداف نظام های نوآوری در سطوح بالاتر به ویژه سطح ملی باشد. این نظام با در نظر گرفتن بنگاه نوآور، به عنوان عنصر کانونی، به عناصر بالادستی و پایین دستی فعال در فرایند نوآوری نیز توجه می کند و تلاش می کند تا با نگاهی کل گرا، روابط بازخوردی تمامی کنشگران را مورد توجه قرار دهد و از این طریق نگاهی منطبق با واقعیت های دنیای پیچیده به مقوله نوآوری داشته باشد.
۱۱۸.

توسعه رویکرد تولید بدون عیب با تمرکز بر عوامل پویای تاثیر گذار بر کیفیت محصول جهت بهبود پایداری در فرآیند های تولید در عصر انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
این تحقیق روشی گام به گام جهت دستیابی به محصولات بدون عیب ارائه می دهد و ضمن حذف اتلافات منابع تولید، تأثیرات آن را بر پایداری فرآیندهای تولید ارزیابی می نماید. روش پیشنهادی مبتنی بر مرور ادبیات در حوزه تولید بدون عیب[1] (ZDM) ، بررسی عوامل پویای تأثیرگذار بر کیفیت محصول در حین تولید و استفاده از استراتژی های ZDM همراه با به کار گیری تکنولوژی های انقلاب صنعتی چهارم شامل اینترنت اشیاء و یادگیری ماشین می باشد. این تحقیق از رویکردهای مرسوم فرآیند (ماشین) محور، محصول محور و رویکرد نوظهور انسان محور در حوزه ZDM فراتر می رود و عوامل پویای تأثیرگذار برکیفیت محصول در حین تولید را شناسایی می کند. در ادامه با پیاده سازی استراتژی های پیش بینی- پیشگیری، زمان وقوع عیب را در حین تولید پیش بینی نموده و نسبت به پیشگیری از وقوع عیب اقدام می نماید. این تحقیق معیارهای پایداری زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی را که متاثر از عیب می باشند شناسایی، تشریح و اندازه گیری می نماید. رویکرد پیشنهادی در این تحقیق در یک مطالعه موردی واقعی در صنعت پیاده سازی شده که نتایج حاصله، اجرایی بودن و توانمندی قابل توجه روش پیشنهادی را جهت جلوگیری از محصولات معیوب، افزایش بهره وری منابع تولید و بهبود پایداری فرآیندهای تولید نشان می دهد.
۱۱۹.

طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در صنایع رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۱
ایجاد اکوسیستم کارآفرینی یکی از راهبردهای توسعه اقتصادی است که می تواند با ایجاد شرایط مناسب زمینه رشد و نوآوری کسب و کارها، اشتغال زایی، افزایش رقابت پذیری و توسعه پایدار را تسهیل کند. اکوسیستم ها مجموعه ای از دورنماهای فرهنگی متمرکز، شبکه های اجتماعی، حمایت مالی، دانشگاه ها و سیاست های اقتصادی فعالی هستند که محیط های حمایتی را خلق می کند. در صورتیکه اکوسیستم ها کارآمد باشند، شناسایی فرصت های کارآفرینانه و جهت گیری به سوی رقابت پذیری تسهیل می گردد. دلیل تاکید بر رقابت پذیری آنست که شرکت هایی که در بازارهای رقابتی فعالیت می کنند، محصولات آنها با کیفیت و کمیت بالاتر و ارزان تر تولید شده و به توسعه بازار و صادرات توجه بیشتری دارند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در صنایع رقابتی است. این مطالعه دارای رویکرد سیستماتیک و روش شناسی نظریه گراندد تئوری است . به منظور انتخاب صنایع رقابتی از شاخص هرفیندال هیرشمن استفاده گردید و در نهایت دو صنعت انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها 17 مصاحبه با کارآفرینان در صنایع رقابت پذیر شامل صنعت دارویی و مواد غذایی با استفاده از تکنیک های کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در نهایت مدل پارادایمی پژوهش شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله های کانونی، راهبردها و پیامدها ارائه شد. این مطالعه با شناسایی عوامل اصلی و تعاملات آنها به درک اکوسیستم کارآفرینی کمک می کند و بینش هایی را برای سیاست گذاران، کارآفرینان و ذینفعان فراهم می کند تا محیطی مساعد برای کارآفرینی و ترویج رقابت پذیری ایجاد کنند
۱۲۰.

بررسی نقش قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت ها در دوران اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: در محیط کسب وکار متغییر امروز هرلحظه احتمال وقوع اختلالات وجود دارد. اختلال هایی مانند کووید-19 بر عملکرد شرکت ها تاثیر می گذارد و روند عادی فعالیت آن ها را مختل می کند. لذا شرکت ها برای مقابله با اختلالات باید قابلیت هایی در خود ایجاد کنند که مقاومت آن ها در برابر اختلال را افزایش دهد. قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین شرکت را در غلبه بر اختلالات توانا می سازند. ازاین رو این پژوهش یک مدل یکپارچه را برای بررسی رابطه بین قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین پیشنهاد می کند و تاثیر این قابلیت ها بر عملکرد مالی شرکت در طول پاندمی کووید-19 را که مصداق یک اختلال همه جانبه است بررسی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت 68 تولیدی در شهرک عالی نسب تبریز می باشد که از میان آن ها، نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران 58 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد شد. به منظور جمع آوری داده های تحقیق از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و از روش مدل یابی ساختاری در نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان می دهد که دانش قدرت است. قابلیت پویا مبتنی بر دانش عملکرد مالی شرکت، تاب آوری زنجیره تامین و قابلیت پویا مبتنی بر منبع را بهبود می بخشد. بر اساس نتایج بعد مبتنی بر دانش قابلیت پویا از بعد مبتنی بر منبع آن برای عملکرد مطلوب کسب وکار حیاتی تر است. علاوه بر این، تاب آوری زنجیره تامین به عنوان متغیر میانجی بین قابلیت پویا مبتنی بر دانش و عملکرد مالی شرکت عمل می کند. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش مدلی برای تاثیر قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی ارایه می شود. شرکت ها می توانند با تقویت قابلیت های پویا شرکت و ابعاد تاب آوری مقاومت خود را در شرایط اختلال افزایش و همچنین پاسخ مناسبی ارایه دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان