ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۸۱.

تصمیمات شکل دهی و تخصیص بهینه پرتفوی سرمایه گذاری رمزارز با در نظر گرفتن همزمان ریسک و بازده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
سرمایه گذاری در بازار رمزارزها یکی از جذاب ترین اما پرریسک ترین فرصت های سرمایه گذاری در دنیای امروز به شمار می رود. رشد سریع این بازار و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی، لزوم بررسی علمی و نظام مند این حوزه را برجسته می سازد. این پژوهش به عنوان یک نوآوری، به طور هم زمان به طراحی پرتفوی رمزارزی و تخصیص بهینه سرمایه با درنظرگرفتن ریسک و بازده می پردازد. در گام نخست، پرتفویی مبتنی بر شاخص های بازار رمزارزها ایجاد شده و سپس بهینه سازی وزن اجزای آن باهدف سازگاری با ترجیحات ریسک سرمایه گذاران انجام شد. مدیریت غیرفعال نیز به عنوان رویکردی مکمل مدنظر قرار گرفت. در ادامه، پرتفوهایی با وزن مساوی و همچنین پرتفوهای منتخب بر اساس بالاترین ارزش بازار و بهترین نسبت بازده به ریسک شکل گرفتند. برای بهینه سازی، از الگوریتم فراابتکاری بهینه سازی ازدحام ذرات (PSO) استفاده و نتایج مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که پرتفوی های متشکل از رمزارزهای با بیشترین ارزش بازار، ریسک کمتری دارند و مدل شارپ در میان مدل های مورداستفاده، عملکرد بهتری ارائه می دهد. همچنین، انتخاب پرتفوی بر اساس نسبت بازده به ریسک انحراف معیار نتایج مطلوبی به همراه داشت. درنهایت، پژوهش تأکید می کند که بهره گیری از استراتژی های علمی می تواند مدیریت ریسک را تسهیل کرده و بازدهی سرمایه گذاری را بهبود بخشد.
۸۲.

ارائه یک مدل ریاضی برای برنامه ریزی عملیات نت پیشگیرانه و مبتنی بر وضعیت خطوط ریلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: خطوط ریلی از بخش های بسیار مهم و پُرهزینه هر راه آهن به حساب می آید. تخصیص بهینه و بهنگام عملیات نت، ضامن قابلیت اطمینان سیستم است و به استفاده مؤثر از منابع منجر می شود. در این مقاله به منظور افزایش قابلیت اطمینان خطوط راه آهن، حداقل کردن هزینه های مرتبط با تعویض و نگهداری قطعات و در عین حال، در نظر گرفتن دسترس پذیری، یک مدل ریاضی برای برنامه ریزی عملیات نت پیشگیرانه و مبتنی بر وضعیت خطوط ریلی توسعه داده شده است. هدف این مقاله، ارائه مدلی به منظور حداقل کردن کل هزینه های نگهداری و تعمیرات با در نظر گرفتن محدودیت حداقل دسترس پذیری و قابلیت اطمینان سیستم است. هزینه های درگیر عبارت اند از: هزینه اجرای عملیات تعمیراتی و نوسازی، هزینه مسدودی خط و هزینه اصلاح خرابی های تصادفی در افق برنامه ریزی. برای سادگی محاسبه هزینه ها، ضمن تقسیم شبکه ریلی به قطعاتی از خط، انحراف استاندارد پروفیل طولی، به عنوان شاخص کیفیت خطوط در نظر گرفته می شود. مدل های پیش بینی و بازیابی برای به دست آوردن تغییرات شاخص کیفیت خطوط در طول دوره برنامه ریزی توسعه داده می شود. عملیات پیشگیرانه شامل بازرسی، زیرکوبی و تعویض لایه بالاست با توجه به حد مجاز شاخص و سایر محدودیت ها، به قطعات خط اختصاص داده می شود. متوسط تعداد خرابی های تصادفی با استفاده از توزیع پواسون ناهمگن برآورد می شود و اجرای عملیات پیشگیرانه، بر تعداد خرابی های تصادفی تأثیری کاهنده خواهد داشت.روش: با توجه به پیچیدگی و غیرخطی بودن مدل ریاضی، یک الگوریتم فراابتکاری مبتنی بر الگوریتم ژنتیک در نرم افزار متلب توسعه داده شده است که در آن، جواب های موجه اولیه توسط یک روش ابتکاری تولید می شود. به عنوان یک مطالعه موردی، جمع آوری پارامترهای لازم و مدل سازی، برای یک کیلومتر از راه آهن ناحیه اراک انجام شد. همچنین کارایی الگوریتم ژنتیک پیشنهادی در مقایسه با جواب های حاصل از حل دقیق مسئله بررسی شد.یافته ها: مثال هایی با ابعاد گوناگون با استفاده از داده های جمع آوری شده در مطالعه موردی به کمک هر دو روش فراابتکاری و دقیق با استفاده از نرم افزار گمز حل شد. برای ابعاد کوچک تر جواب های بهینه حاصل با استفاده از نرم افزار گمز با جواب حاصل از الگوریتم ژنتیک منطبق بود. برای ابعاد بزرگ تر، به دلیل پیچیدگی مسئله، نرم افزار گمز یک جواب زیربهینه ارائه داد و جواب حاصل از الگوریتم ژنتیک بهتر بود. در نهایت، در حداکثر بعدی از مسئله که نرم افزار گمز قادر به ارائه جواب است، مقدار تابع هدف جواب حاصل از الگوریتم ژنتیک، ۴۰ درصد بهتر به دست آمد.نتیجه گیری: برنامه ریزی عملیات نت پیشگیرانه خطوط ریلی، در طول افق برنامه ریزی با استفاده از حل مدل ریاضی پیشنهادی به دست می آید. تخصیص عملیات نت، مبتنی بر وضعیت شاخص کیفیت خطوط بوده است و با لحاظ تأثیر کاهنده انجام عملیات پیشگیرانه بر متوسط تعداد خرابی های تصادفی، حفظ حداقل دسترس پذیری و قابلیت اطمینان سیستم را تضمین می کند. پویایی پارامترهای ورودی مدل برای هر قطعه، در هر زمان امکان لحاظ عوامل ناهمگون تأثیرگذار بر زوال خطوط، از قبیل عوامل مبتنی بر خط، ترافیک عبوری و شرایط محیطی و همچنین، تطبیق با شرایط مختلف یا پیاده سازی سیاست های گوناگون را می دهد. همچنین الگوریتم ژنتیک پیشنهادی قابلیت حل کارای مسئله در ابعاد زیاد را دارد.
۸۳.

شناسایی و اولویت بندی موانع انتقال تکنولوژی فولاد سبز با استفاده از روش FBWM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
صنعت فولاد، سنگ بنای زیرساخت های مدرن و توسعه اقتصادی، مدت هاست که محرک حیاتی رشد و صنعتی شدن می باشد. در سال های اخیر، مفهوم فولاد سبز به عنوان یک مسیر امیدوارکننده برای کاهش اثرات زیست محیطی صنعت فولاد پدیدار شده است. مقاله حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی چالش های انتقال فناوری فولاد سبز انجام شده است که از دیدگاه هدف کاربردی و به لحاظ روش آمیخته است. در این تحقیق در بخش نظری به منظور گردآوری اطلاعات مرتبط و تعاریف و مفاهیم مرتبط از مطالعات کتابخانه ای در قالب مقالات استفاده شد. در بخش میدانی نیز به منظور گرداوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. در بخش دلفی فازی به منظور شناسایی شاخص ها و مولفه ها از پرسشنامه نیمه باز دلفی فازی و مصاحبه به صورت ترکیبی استفاده شده است. در بخش رتبه بندی از روش FBWM استفاده گردید. روش نمونه گیری هدفمند می باشد. در این مقاله سعی شده است تا مهم ترین موانع و چالشهای اقتصادی، فناوری و سیاست گذاری معرفی شود. ابتدا پژوهشهایی که در راستای انتقال فناوری فولاد سبز ، مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی ها نشان داد که این صنعت با چالشهای (1) نبود سیاست های حمایتی (2) هزینه های بالا (3) بی ثباتی سیاست ها (4) عدم حمایت مالی (5) عدم هماهنگی بین نهادها (6) سطح فناوری (7) مشکلات فنی (8) پایین بودن سطح تحقیق و توسعه (9) بازار محدود روبرو است. در نهایت راهکارهایی در جهت حل این موانع ارائه گردید.
۸۴.

عوامل سازمانی تعیین کننده نوآوری باز: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
امروزه، نوآوری باز به یک مزیت رقابتی برای سازمان ها تبدیل شده است. یکی از چالش ها در استفاده از آن، مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت استفاده مناسب از نوآوری باز است، بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت نوآوری باز بر اساس استاندارد APQC است و از علم سنجی با بهره گیری از رویکردهای توصیفی، هم استنادی و هم واژگانی استفاده شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است، جامعه آن مقاله های منتشر شده در پایگاه وب آو ساینس است که مرتبط با نوآوری باز و حوزه های 13گانه APQCاند و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای سایت اِسپِیس، وی اُ اِس وییوِر و اِکسل استفاده شد. بر اساس نتایج رویکرد توصیفی، روند انتشار پژوهش ها در چند سال اخیر صعودی بود و مجله Research Policy به عنوان مهمترین مجله این حوزه تعیین شد، همچنین امریکا مهمترین کشور و چِسبرو نویسنده برتر تعیین شد. در تحلیل هم استنادی دوازده خوشه تعیین شد که تنها یک خوشه فعال بود و نقشه درخت دانش پژوهش ها رسم شد و پژوهش های شکوفا، بیشترین استناد و مرکزیت مشخص شدند. همچنین در تحلیل هم واژگانی روند پژوهش ها در سه بازه زمانی مختلف بررسی شد و علاوه بر ترسیم شبکه هم واژگانی، موضوعات به روز این حوزه در هر یک از گروه های 13گانه APQC تعیین و تحلیل شدند.
۸۵.

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فرایند انتقال تکنولوژی در قوای محرکه خودرو (مورد مطالعه:گروه صنعتی ایران خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
شناسایی عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی یکی از مهمترین پیش نیازهای این فرایند می باشد، فقدان انجام پژوهش در زمینه انتقال تکنولوژی در قوای محرکه خودرو، محقق را بر ان داشت تا نسبت به انجام این تحقیق اهتمام ورزد.هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی و تعیین شکاف های موجود در قوای محرکه خودرو در گروه صنعتی ایران خودرو بوده، جامعه آماری تحقیق برای بخش دلفی،10 نفر از خبرگان و برای بخش تحلیل اماری، 93 نفر از افراد صاحبنظر در قوای محرکه خودرو می باشند.در این پژوهش از ابزار مصاحبه و پرسشنامه باز بهره برداری شد. روش تحقیق دلفی بوده و تحلیل اماری با استفاده از نرم افزارSPSS به روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده است،در این پژوهش پس از شناسایی عوامل و شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب، نسبت به تحلیل و تعیین ارتباط بین انها اقدام شد. مقادیر ازمونKMO، بارتلت ،r و همچنین شاخص های اشتراک نشان از همبستگی بین متغیر ها دارد و از درجه اعتبار کافی برخوردار می باشد. نتایج نشان داد اگر ایرانخودرو بخواهد 19 شکاف شناسایی شده در قوای محرکه را مرتفع یا کاهش دهد می بایست به 3 عامل مشارکت فراسازمانی، زیرساخت، اگاهی و دانش توجه ویژه نماید.9 شکاف شناسایی شده با برنامه ریزی و توجه نمودن به عامل مشارکت فراسازمانی، 5 شکاف شناسایی شده با برنامه ریزی و توجه نمودن به عامل زیرساخت و 5 شکاف شناسایی شده دیگر نیز با برنامه ریزی و توجه نمودن به عامل اگاهی و دانش قابل کاهش می باشند.
۸۶.

Modeling Social Welfare Functions Aligned with Income Taxation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۴
Objective : This study aims to develop and apply two advanced social welfare functions that enhance sensitivity to income inequality and risk aversion, focusing on improving the welfare of lower-income groups in the context of income tax policy design. Methods : The study critiques classical social welfare models—such as utilitarian and aggregative approaches—for their limited responsiveness to inequality and social behaviors. It introduces two alternative frameworks: i) A function based on the Atkinson inequality index, capturing societal aversion to income disparities. ii) A function utilizing constant relative risk aversion (CRRA) utility, modeling individual welfare under income volatility. These models evaluate the effects of varying income tax rates on overall social welfare, accounting for average income and its distribution across societal strata. Results : The analysis shows that increasing income tax rates across all income groups reduces social welfare due to lower post-tax incomes, even when redistribution is intended. Individuals with higher levels of risk aversion experience greater welfare losses, emphasizing the importance of incorporating inequality sensitivity and risk aversion into policy design. Conclusion : The proposed social welfare functions offer more robust analytical tools for optimizing income tax policies. They promote equitable income distribution and improved social welfare by integrating distributive justice and risk-averse behavior. These models provide practical guidance for policymakers balancing economic efficiency with social justice.
۸۷.

Analyzing Competitive Strategies in Factoryless Manufacturing Using Agent-Based Simulation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۵
Objective : This study addresses the fabless manufacturing business model's increasing relevance and complexity of decision-making. The primary aim is to develop and evaluate a simulation model for analyzing competitive strategies and optimizing managerial decisions in fabless supply chains.  Methodology: An agent-based simulation approach was employed to model interactions between fabless companies and manufacturing factories. The decision-making process for manufacturing partners was based on three key criteria: quality, cost, and availability. The simulation was implemented using AnyLogic software and analyzed under competitive and non-competitive market scenarios. Validation was conducted using real-world data to ensure model accuracy and applicability. Results : The study reveals that the weighting of criteria—quality, cost, and availability—significantly affects company performance in fabless manufacturing supply chains. Companies prioritizing quality tend to gain long-term advantages, while those focusing on cost may achieve short-term profits but struggle with sustainability. Competition complicates the balance of these criteria, leading to increased system-wide costs. These findings emphasize the need for nuanced strategies in dynamic markets. Conclusion : The developed simulation model offers a robust quantitative framework for analyzing and optimizing decision-making in fabless manufacturing supply chains. It is a valuable decision-support tool for managers, enabling them to adopt optimal strategies that reduce costs, enhance product quality, and improve customer satisfaction in dynamic and competitive market conditions.
۸۸.

واکاوی ابعاد و مولفه های موثر بر انتقال فناوری از دیدگاه انتقال دهنده فناوری: با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۳
امروزه به دلیل پیشرفت های فناورانه، بسیاری از گیرندگان پیشین فناوری به عنوان انتقال دهنده فناوری عمل می نمایند و این امر پیچیدگی های جدیدی در فرآیند انتقال فناوری ایجاد کرده است. لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر انتقال فناوری از دیدگاه انتقال دهنده فناوری کدم اند؟ در این پژوهش، از رویکرد مرور نظام مند ادبیات با بهره گیری از روش فراترکیب مبتنی بر دستورالعمل سندلوفسکی و باروسو استفاده شده است. طی مرور نظام مند 188 مقاله اولیه، درنهایت 33 مقاله مرتبط باهدف پژوهش انتخاب شدند. معیارهای ورود شامل مقالات منتشرشده در خصوص انتقال فناوری از دیدگاه دهنده فناوری بین سال های 2008 تا 2024 برای مقالات انگلیسی و 1398 تا 1403 برای مقالات فارسی بوده است. برای ارزیابی پایایی یافته ها از ضریب کاپا استفاده شده است که مقدار 75/0 پایایی قابل قبولی را نشان می دهد. برای اعتبارسنجی مدل پیشنهادی و افزایش مقبولیت آن، از روش های بررسی توسط متخصصان این زمینه استفاده و نتایج به دست آمده توسط آنان بررسی و تأیید شده است. بر اساس یافته ها، مهم ترین ابعاد تأثیرگذار  بر انتقال فناوری از منظر انتقال دهنده فناوری، شامل 127 مؤلفه که در 12 بعد اصلی شامل قوانین و سیاست ها، ظرفیت جذب فناوری، فرهنگ، عوامل اقتصادی، همکاری و ارتباطات، تجاری سازی فناوری، منابع انسانی، آموزش، مالکیت فکری، انطباق فناوری، ارزیابی فناوری، جذب و تحلیل فناوری دسته بندی شده اند.
۸۹.

مدلسازی شایستگی های نیروی کار در صنایع تولیدی انقلاب صنعتی چهارم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۸۰
انقلاب صنعتی چهارم چالش جدیدی را برای افراد به عنوان نیروی کار ایجاد کرده است، زیرا فناوری های جدید به مهارت ها و شایستگی های جدید نیاز دارند. بر همین اساس هدف این پژوهش مدلسازی شایستگی های نیروی کار در صنایع تولیدی انقلاب صنعتی چهارم، روش تحقیق آن توصیفی- مدلسازی و جامعه آماری آن شامل دو بخش خبرگان و مدیران شرکت های تولیدی در استان آذربایجان شرقی می باشد. در این پژوهش 17 نفر از خبرگان در بخش اول مشارکت داشته و 175 نفر از مدیران شرکت-های تولیدی بزرگ در بخش دوم پژوهش به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل داده ها از مدلسازی ساختاری- تفسیری و مدلسازی مسیری- ساختاری بر اساس رویکرد حداقل مربعات جزئی بهره گرفته می شود. یافته های نشان می دهد که مدل شایستگی های نسل چهارم نیروی کار در صنایع تولیدی در پنج سطح قرار می گیرد. شایستگی مهارت های فکری بیشترین تأثیر گذاری و مهارت های فنی بیشترین تأثیرپذیری را در مدل شایستگی های نیروی کار در صنایع تولیدی دارند. آزمون مدل تدوین شده در بین شرکت ها نشان دهنده روایی و پایایی مناسب مدل تبیین شده است. بررسی ضرایب مسیر نشان دهنده تأیید روابط مستقیم و غیر مستقیم مولفه های اصلی شایستگی های نسل چهارم نیروی کار و تأیید معنی داری این روابط در شرکت-های تولیدی می باشد.
۹۰.

طراحی مدل ارزیابی عملکرد دانشگاه ها مبتنی بر تئوری داده بنیاد (مورد مطالعه واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: ارزیابی عملکرد برای تمام سازمان ها، از جمله دانشگاه ها، حایز اهمیت ویژه ای است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد دانشگاه ها با تاکید بر واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر پارادایم، عمل گرا و از نظر گردآوری داده ها، پیمایشی است. این پژوهش از نظر روش اجرا، از نوع مطالعات آمیخته (طرح اکتشافی متوالی) است. روش پژوهش در بخش کیفی نظریه داده بنیاد از نوع رهیافت نظام مند اشتراوس کوربین و در بخش کمی، پژوهش پیمایشی است. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش کیفی 20 تن از مدیران، معاونین و اساتید دانشگاه ها در غرب استان مازندران بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند از میان اعضای جامعه پژوهش انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل 1200 نفر از کلیه مدیران، معاونین، استادان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی در واحدهای غرب استان مازندران بود که در طول انجام پژوهش اشتغال به کار داشتند. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 375 نفر از اعضای جامعه آماری به شیوه نمونه گیری خوشه ای نامتناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بوده است. در بخش کیفی، روایی از طریق قضاوت خبرگان و پایایی از طریق درصد توافق کدگذار مورد تایید قرار گرفت. در بخش کمی، روایی از طریق روایی همگرا و واگرا و پایایی از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. روش تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی به روش کدگذاری مرسوم در گراندد تئوری با استفاده از نرم افزار MAXQDA  و در بخش کمی با استفاده از روش های تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری با نرم افزار PLS و تحلیل اهمیت عملکرد IPA انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد ارزیابی عملکرد دانشگاه ها شامل 6 بعد اصلی عوامل انسانی، عوامل پژوهشی، عوامل اداری و پشتیبانی، عوامل آموزشی، عوامل فرهنگی، عوامل زیست محیطی و 31 مولفه بود. همچنین نتایج حاصل از اولویت بندی این مولفه ها نشان داد که عوامل انسانی بیشترین اولویت و عوامل زیست محیطی کمترین اولویت را در ارزیابی عملکرد واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران داشته است. همچنین، نتایج بررسی وضعیت موجود در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران نشان داد عوامل فرهنگی، اداری و پشتیبانی، انسانی و زیست محیطی در ناحیه ضعف قرار دارند. عوامل پژوهشی در ناحیه اتلاف (عملکرد بالا اهمیت کم) و عوامل آموزشی در ناحیه قابل قبول (عملکرد بالا-اهمیت بالا) قرار دارند. در نهایت، بر اساس نتایج تحلیل کمی، تمامی ابعاد مدل ارزیابی عملکرد دانشگاه ها دارای اعتبار بودند و مدل از برازش مناسب برخوردار بود. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل جامع و معتبر برای ارزیابی عملکرد دانشگاه ها، ابزاری کارآمد جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف در ابعاد مختلف آموزشی، پژوهشی و فرهنگی فراهم کرده است که نتایج آن می تواند به مدیران دانشگاه ها در بهبود برنامه ریزی راهبردی و تخصیص بهینه منابع کمک شایانی کند.
۹۱.

Advancing Intelligent Supply Chain Management in the Industry 4.0 Era: A Meta-Synthesis Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
Objective : In the Fourth Industrial Revolution, advanced technologies are revolutionizing supply chains by enhancing data collection, processing, and analysis across material, financial, and information flows. This shift enables businesses to adopt intelligent supply chain processes with unprecedented efficiency. The integration of intelligent strategies and process-oriented approaches, supported by tools like Intelligent Business Process Management Systems (iBPMS), holds transformative potential for supply chain management, paving the way for Intelligent Supply Chain Management (iSCM) models. This study aims to identify the key dimensions and sub-dimensions of intelligent supply chain processes within the context of Industry 4.0 technologies. Methods : The research employs a meta-synthesis methodology, systematically reviewing peer-reviewed literature and international publications from 2016 to 2025. Following strict meta-synthesis protocols, the study involved keyword screening, thematic evaluation, and iterative refinement, resulting in a curated selection of 62 high-impact journal articles and 4 seminal books. These sources underwent rigorous validation to ensure scholarly relevance before analysis.  Results : The findings identified 117 open codes related to intelligent supply chain processes, which were consolidated into 18 core codes and further classified into five key dimensions: (1) Intelligent Supply Chain Management (covering SCM and intelligent procurement); (2) Process Intelligent Automation (including automation approaches, intelligent processes, and equipment); (3) Process Management (focused on process-oriented approaches, systems, and modeling); (4) Technological Infrastructure (encompassing emerging technologies, ICT infrastructure, software maturity, and robotics); and (5) Macro & Structural Dimensions (addressing managerial, industrial, e-business, market, and organizational factors). Conclusion : The study concludes that Industry 4.0 technologies—such as IoT, AI, blockchain, robotics, and big data analytics—facilitate advanced data-driven supply chain management. When integrated with iBPMS, these innovations enhance efficiency, agility, and end-to-end visibility, establishing a foundation for next-generation intelligent supply chains
۹۲.

شناسایی هوشمند ناهنجاری در داده های صنعتی نامتوازن با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) جهت بهینه سازی عملکرد در شناسایی محصولات معیوب در خط تولید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و اهداف . فرآیند ﺧﻄﻮط تولید و توالی آن ﯾﮑﯽ از روﯾﮑﺮد ﻫﺎی اساسی در برنامه ریزی ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺻﻨﻌﺘﯽ به صورت انبوه است. ﻋﺪم برنامه ریزی در ﺧﻄﻮط و راه کار مناسب برای بهینه سازی سیستم های موثر در فرآیند تولید و مونتاژ، ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ زمان تخصیصی به امر تولید و افزایش زمان های توقف ماشین آلات و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﻫﺶ تعداد محصولات تولید از لحاظ تعدادی و نرخ تولید عدم ﮐﺎراﯾﯽ منابع تخصیصی و در اختیار و در نتیجه اﻓﺰاﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎی ﺳﯿﺴﺘﻢ می شود ﮐﻪ همه این ﻋﻮاﻣﻞ در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺮه وری ﭘﺎﯾﯿﻦ و از دست دادن منابع موجود است. از این رو در این پژوهش هدف اصلی شناسایی ناهنجاری ها در فرآیند تولید ویفر های نیمه هادی با استفاده از روش های یادگیری ماشین است. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های مختلفی از ویفر های تولیدی است که از یک تولید کننده بزرگ در صنعت نیمه هادی جمع آوری شده و حاوی اطلاعاتی از وضعیت ویفرها در فرآیند تولید است. به منظور بهبود عملکرد مدل و کاهش اثرات منفی داده های پرت، از روش وینزوریزه کردن برای تعدیل مقادیر بسیار دور از میانگین در برخی از ویژگی ها استفاده شد. همچنین، برای آماده سازی بهتر داده ها، ویژگی ها استاندارد سازی شدند تا مدل نسبت به تفاوت مقیاس بین ویژگی ها حساس نباشد. روش ها . در این پژوهش، با استفاده از روش های پیش پردازش داده و همچنین شبیه سازی در نرم افزار پایتون، سعی شد تا دقت مدل در شناسایی ناهنجاری ها افزایش یابد. اولین گام، آماده سازی داده ها و حذف یا تعدیل داده های پرت بود. به دلیل اینکه برخی از ویژگی ها شامل مقادیر بسیار و تعداد زیاد دور از میانگین بودند که می توانستند مدل را دچار انحراف کنند، از روش "وینزوریزه کردن" استفاده شد. وینزوریزه کردن به این معناست که مقادیر بسیار بزرگ و بسیار کوچک هر ویژگی به آستانه های معینی محدود می شوند تا تأثیر آن ها بر عملکرد مدل کاهش یابد. یکی دیگر از گام های کلیدی در این پروژه، کاهش ابعاد داده ها بود. با توجه به اینکه این مجموعه داده شامل ۱۵۵۸ ویژگی است، پردازش و تحلیل تمامی این ویژگی ها نیازمند منابع محاسباتی قابل توجهی است و ممکن است مدل را پیچیده تر از حد لازم کند. از این رو، با بهره گیری از روش "تحلیل تفکیک خطی (LDA) ، ابعاد داده ها به فضای بُعد پایین تری کاهش یافت تا جدایی بهتری بین کلاس های نرمال و ناهنجار ایجاد شود. این کاهش ابعاد به مدل کمک می کند تا طبقه بندی داده ها را با دقت بیشتری انجام دهد و همچنین پردازش محاسباتی ساده تر شود. یافته ها . پس از آماده سازی داده ها، برای استانداردسازی داده ها ازجدول استاندارد آرایه های متعامد در روش تاگوچی استفاده می شود آرایه های متعامد L9(34) به عنوان مناسب ترین طرح برای مدل های سه تا شش انتخاب می شوند. سپس داده ها مربوط به پژوهش با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک برای شناسایی ناهنجاری ها و مقایسه دو مدل استفاده شده است . عملکرد مدل با استفاده از ماتریس در هم ریختگی و منحنی ROC  و کارائی الگوریتم ژنتیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در شناسایی ناهنجاری ها دارد و مقدار زیر منحنی AUC برابر با ۰.۹۷ به دست آمد. در ادامه، به منظور بهینه سازی بیشتر و مدیریت چالش عدم توازن داده -ها، از الگوریتم ژنتیک (GA) به عنوان یک رویکرد تکاملی برای تنظیم وزن ویژگی ها و آستانه طبقه بندی استفاده شد این نتایج نشان دهنده توانایی مدل در تفکیک نمونه های سالم و معیوب با دقت بالا است. این پژوهش نشان می دهد که با استفاده از تکنیک های مناسب پیش پردازش داده و مدل های یادگیری ماشین، می توان در شناسایی ناهنجاری های تولید و شناسایی قطعات معیوب به نتایج موفقیت آمیزی دست یافت و از ورود محصولات معیوب به بازار جلوگیری کرد. نتیجه گیری . نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که روش XGBoost توانایی بالایی در تشخیص ناهنجاری ها دارد.و همچنین الگوریتم ژنتیک توانسته است معیارهای عملکردی مانند دقت (92.4%)، ، فراخوانی (0.924) و امتیاز (0.913) را بهبود دهد و همگرایی پایداری در طول نسل های مختلف ارائه کند. ترکیب XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) امکان شناسایی دقیق تر ناهنجاری ها را فراهم کرده و نشان می دهد که این رویکرد می تواند به عنوان یک چارچوب عملی در بهبود کنترل کیفیت، کاهش ضایعات و افزایش بهره وری خطوط تولید مورد استفاده قرار گیرد.
۹۳.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزیابی تأمین کنندگان مگاپروژه های ماژولار از منظر پایداری با رویکرد SF-CIMAS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۱
موفقیت مگاپروژه های ماژولار، تا حد زیادی وابسته به ارزیابی دقیق تأمین کنندگان است؛ زیرا این پروژه ها با توجه به پیچیدگی هماهنگی زیرسیستم های متعدد و ضرورت یکپارچگی دقیق ماژول ها، نیازمند همکاری با تأمین کنندگانی توانمند ند؛ از این رو هدف این تحقیق، ارائه یک چارچوب یکپارچه برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزیابی تأمین کنندگان مگاپروژه های ماژولار ازنظر پایداری است. در این پژوهش، برای اولین بار به جهت شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزیابی تأمین کنندگان مگاپروژه های ماژولار، از رویکرد مبتنی بر روش CIMAS توسعه یافته بر اساس مجموعه های فازی کروی استفاده شده است. بر اساس این رویکرد، ۳۱ شاخص مبتنی بر ابعاد پایداری برای فرایند ارزیابی تأمین کنندگان مگاپروژه های ماژولار شناسایی شده است؛ سپس این شاخص ها بر اساس یک مطالعه موردی با استفاده از روش SF-CIMAS وزن دهی و اولویت بندی می شوند. بر اساس نتایج به دست آمده، شاخص های «هزینه» و «استراتژی و سازمان دهی»، به ترتیب در اولویت های اول و دوم ازنظر درجه اهمیت قرار گرفتند. در آخر نتایج تحلیل حساسیت، قابلیت اطمینان رویکرد پیشنهادی و پایداری نتایج آن را در سناریوهای مختلف نشان می دهد. همچنین نتایج رویکرد پیشنهادی با روش های Fuzzy CIMAS و CIMAS مقایسه شده است که اعتبار و کارایی آن را نشان می دهد.
۹۴.

Modeling Lean Manufacturing Strategies in the Supply Chain of Natural Stone Industry: A Hybrid Simulation and Multi-Criteria Decision-Making Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
Objective : Reducing waste and improving productivity are crucial challenges in today’s competitive manufacturing landscape. Lean production tackles these issues by eliminating activities that do not add value, cutting costs, and enhancing quality. However, the success of lean implementation relies on selecting strategies that align with an organization’s operational context. This study evaluates four fundamental lean strategies under various production conditions: Work-in-Progress (WIP) Inventory Reduction, Batch Size Reduction, Setup Time Reduction, and Multi-skilled Workforces. Methods : A hybrid methodology was utilized, integrating discrete-event simulation (DES) with multi-criteria decision-making (MCDM). Six scenarios were modeled, varying production capacity (low, medium, and high) and work shift schedules (one or two shifts). The Best-Worst Method (BWM) was employed to determine the weights of the evaluation criteria: total cost, available inventory, waiting time, and lead time. The VIKOR method was then used to rank the strategies for each scenario. Results : The results indicate that total cost (weight = 0.54) is the most critical evaluation criterion, followed by available inventory (0.27), waiting time (0.11), and lead time (0.08). Both simulation and VIKOR analyses demonstrated a contextual pattern: reducing setup time was more effective than other strategies in low-capacity environments. In contrast, reducing batch size consistently ranked highest in medium and high-capacity environments, regardless of the shift schedule. Conclusion : The findings highlight that lean strategies' effectiveness depends on the context. Reducing setup time is most beneficial for resource-limited systems, while reducing batch size offers greater advantages in high-output environments. The hybrid simulation-MCDM framework created in this study is a structured and objective tool for managers, allowing them to choose lean strategies aligned with their specific operational conditions. This, in turn, enhances supply chain performance and fosters long-term competitiveness.
۹۵.

ارائه یک مدل ریاضی چند محصولی و چند دوره ای برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان پایدار (مطالعه موردی: شرکت خودروسازی زامیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف : مدیریت زنجیره تأمین در فضای اقتصادی و رقابتی امروز، برای بسیاری از تصمیم گیران این حوزه چالش برانگیز بوده است. وجود تأمین کنندگان مختلف با سطوح کیفی متفاوت، هزینه های بالای تولیدی، هزینه های حمل و نقل و انتظارات از سطح کیفی محصول تولیدی باعث شده است تا تأمین کنندگانی وارد عرصه رقابت شوند که معیارهای قابل قبول را داشته باشند. همچنین نگاه دنیای مدرن به زنجیره تأمین از حالت سنتی آن خارج شده و معیارهای مربوط به پایداری زنجیره تأمین شامل معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی بیشتر مورد توجه محققین این حوزه بوده است. توسعه تأمین کننده یک نوع همکاری بین شرکت های تولیدکننده و تأمین کننده است. هدف این مطالعه ارائه یک مدل ریاضی دومرحله ای برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان و بررسی عملکرد آن در شرکت زامیاد (صنعت خودروسازی) می باشد.   روش ها : در مرحله اول مدل ریاضی ارائه شده، شایستگی تأمین کنندگان قدیمی جهت ابقاء مورد بررسی قرار گرفته و در صورتی که فاقد حداقل امتیاز لازم جهت ورود به رقابت باشند، از ورود به مرحله دوم منع خواهند شد. سپس در مرحله دوم مدل ریاضی ارائه شده، تأمین کنندگان منتخب مشخص شده و میزان تولید هر کدام از آن ها در هر دوره تولیدی برنامه ریزی خواهد شد. امکان برنامه ریزی تولید برای تأمین کنندگان نیز در این مدل لحاظ شده و تأمین کننده مجاز است موجودی خود را دچار پس افت کند. علاوه بر برنامه ریزی تولید، ویژگی های محیط چنددوره ای و چندمحصولی نیز در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. مدل ریاضی پس از خطی سازی به دلیل عدم یکسان بودن جنس توابع هدف با استفاده از روش مجموع وزنی، تبدیل به مدلی تک هدفه و خطی سازی شده است. مدل ریاضی ارائه شده با استفاده از نرم افزار گمس حل شده است. یافته ها و بحث : بر اساس نتایج بدست آمده، در نظرگیری محیط چنددوره ای دو قابلیت را به مدل اضافه نموده است: نخست، این ویژگی باعث می شود تا تأمین کننده امکان برآورده کردن تقاضا به شکل پس افت را داشته باشد که در این صورت هزینه های کلی زنجیره تأمین کاهش پیدا می کند. دوم، این قابلیت باعث خواهد شد تا تأمین کنندگان قدیمی در هر دوره تولیدی امکان توسعه خود را در تمام یا برخی از معیار ها داشته باشند. همچنین، محیط چندمحصولی باعث خواهد شد تا تمامی تأمین کنندگان امکان رقابت برای تأمین حداقل یک محصول را داشته باشند و آزادی عمل بیشتری برای انتخاب تأمین کنندگان وجود داشته باشد. چنانچه تأمین کننده ای بتواند در معیارهای مورد پذیرش برای یک محصول خاص، خود را توسعه دهد می تواند به عنوان کاندید انتخاب به عنوان تأمین کننده آن محصول در نظر گرفته شود. نتیجه گیری : مدل ریاضی ارائه شده، با توجه به محیط چندمحصولی و چنددوره ای، ابزاری کارآمد برای انتخاب و توسعه تأمین کنندگان فراهم می کند و امکان تصمیم گیری بهینه برای شرکت ها را تسهیل می نماید. نتایج حاکی از آن است که این مدل می تواند هزینه های زنجیره تأمین را کاهش داده، عملکرد تأمین کنندگان قدیمی را ارتقا دهد و ورود تأمین کنندگان جدید به رقابت را ممکن سازد.
۹۶.

ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان لارج با رویکرد تکنیک فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی OPLO-POCOD(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
امروزه یکی از مسئولیت های مهم مدیران سازمان، ارزیابی و انتخاب تأمین کننده است. انتخاب صحیح تأمین کنندگان مواد و خدمات، تأثیرات مثبتی در عملکرد کلی سازمان دارد. یکی از مهم ترین بخش های زنجیره تأمین صنعت تولید فرآورده های نفتی به طور عام و صنعت تولید قیر به طور خاص، پیمانکاران حمل هستند که وظیفه تحویل محصول به مشتری (به عنوان توزیع کننده) را دارند. در این مطالعه، عملکرد پیمانکاران حمل طرف قرارداد شرکت نفت جی بر مبنای مشخصه ها و الزامات مربوط به زنجیره تأمین لارج ارزیابی شده است. معیارهای منتخب برای ارزیابی عملکرد پیمانکاران اشاره شده با توجه به پیشینه تحقیق و نظر کارشناسان صنعت ( روش دلفی فازی) مشخص شدند. در مرحله بعد، وزن معیارها طبق نظر خبرگان و با استفاده از تکنیک بهترین بدترین به دست آمد. درنهایت بر اساس تکنیک جدید فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی ( oplo -pocod )، ارزیابی و رتبه بندی پیمانکاران در بررسی موردی پژوهش انجام شد. نتایج حاصل از سوی اعضای گروه خبره نیز تأیید و استقبال شد و این از اعتبار روش جدید رتبه بندی حکایت داشت.
۹۷.

ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها با استفاده از رویکرد یکپارچه مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
مقدمه و اهداف: مگاپروژه ها به عنوان سرمایه گذاری های پیچیده و در مقیاس بزرگ تعریف می شوند و توسعه و ساخت آن ها سال ها به طول می انجامد. افزایش زمان و هزینه رایج ترین چالش ها در مگاپروژه ها در سراسر جهان هستند. افزایش هزینه نسبت به بودجه برنامه ریزی شده و افزایش زمان نسبت به برنامه زمان بندی، عوامل شکست بسیاری از مگاپروژه ها هستند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه در مگاپروژه ها است. روش ها: در این پژوهش، برای اولین بار جهت تجزیه و تحلیل علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها از رویکرد یکپارچه روش FMEA مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در سه فاز استفاده شده است. در فاز اول این رویکرد و بر اساس ادبیات، علل و ریسک ها با استفاده از روش FMEA شناسایی شده و عوامل تعیین کننده امتیاز RPN مقدار دهی می شوند. در فاز دوم، با بهره گیری از روش بهترین-بدترین توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z، وزن های شاخص ها محاسبه می شوند. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجی های فاز های قبل، گزینه ها با استفاده از روش مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z اولویت بندی می شوند. علاوه بر تخصیص وزن های مختلف به شاخص ها و در نظر گرفتن عدم قطعیت، قابلیت اطمینان نیز به واسطه تئوری اعداد Z در این رویکرد در نظر گرفته شده است. یافته ها: رویکرد پیشنهادی این تحقیق در ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها پیاده سازی گردید و ۱۷ علت شکست در برنامه زمان بندی و افزایش هزینه در مگاپروژه ها، با استفاده از رویکرد یکپارچه Z-BWM-MARCOS ارزیابی و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج، برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف، کمبود نیروی کار ماهر و طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان به عنوان علل اصلی شناسایی شده اند. تخصیص نادرست منابع، شناسایی نادرست ریسک ها و ایجاد گلوگاه هایی در اجرای مگاپروژه از جمله پیامد های برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف در مگاپروژه ها است. پیاده سازی استراتژی هایی نظیر استفاده از ابزارهای پیشرفته مدیریت پروژه و هوش مصنوعی برای پیش بینی دقیق تر، یکپارچه سازی مدیریت ریسک برای پیش بینی عدم قطعیت ها و تاخیرهای احتمالی، اجرای برنامه ریزی مشترک با مشارکت تمام ذینفعان برای یکپارچه و همسوسازی اهداف و انجام ممیزی های منظم برنامه های پروژه برای شناسایی انحرافات و اصلاح آن ها به حل این مشکل کمک می کند. کمبود نیروی کار ماهر مستقیماً بر بهره وری، کیفیت کار و پایبندی به برنامه های زمانی در مگاپروژه ها تأثیر می گذارد. استراتژی هایی نظیر، سرمایه گذاری در برنامه های توسعه و ارتقاء مهارت نیروی کار، پیش بینی تقاضای نیروی کار و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد و جبران خدمات کارکنان عادلانه و شفاف، به رفع این مسئله کمک می کنند. طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان، باعث ایجاد اختلال در فرآیندهای تامین و تحویل شده و منجر به کمبود مواد اولیه، تأخیرات و افزایش هزینه های غیرمنتظره می شود. ایجاد سیستم متمرکز مدیریت زنجیره تأمین، توسعه روابط استراتژیک بلندمدت با تأمین کنندگان کلیدی بر اساس اهداف مشترک، استفاده از فناوری بلاک چین برای ردیابی و افزایش شفافیت در زنجیره تأمین و پیاده سازی اصول زنجیره تأمین ناب برای کاهش اتلاف و ساده سازی فرآیندها از جمله استراتژی های مقابله با این مسئله هستند. برای اعتبارسنجی روش پیشنهادی، نتایج ارزیابی علل با برخی روش های موجود در ادبیات نظیر FMEA، مارکوس فازی و روش توسعه یافته مورا بر اساس تئوری اعداد Z مقایسه شد، که نتایج نشان می دهد برخی کاستی های روش های FMEA و مارکوس فازی نظیر عدم ارائه رتبه بندی کامل گزینه ها، در رویکرد پیشنهادی به واسطه در نظر گرفتن عدم اطمینان در کنار عدم قطعیت پوشش داده شده است. همچنین نتایج رویکرد پیشنهادی با روش مورا توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در اولویت بندی علل شکست تقریبا مشابه بوده و ضریب همبستگی ۰.۹۰۹ را نشان می دهد. نتیجه گیری: مگاپروژه ها مستعد افزایش قابل توجه هزینه ها و تأخیرهای زمانی هستند که این موضوع، چالش های مهمی را برای مدیریت پروژه به همراه دارند. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی نشانگر قابلیت و برتری آن در مقایسه با سایر روش ها نظیر FMEA و مارکوس فازی در تعیین علل اصلی علل افزایش هزینه ها و تأخیرهای زمانی مگاپروژه ها بوده است.
۹۸.

مدل پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ در گذر به بانکداری باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف: به منظور مدیریت و هدایت شبکه های بین سازمانی، جایگاه میان دار در شبکه های نوآوری ضروری است و شرکت کانونی که معمولاً در شبکه این نقش را ایفا می کند، به احصا و ارتقای توانمندی های میان داری خود نیاز دارد. همچنین به منظور تثبیت دیدگاه راهبردی و بلندمدت به توانمندی های میان داری، باید در دو سطح ایستا (در مراحل راه اندازی و عملیات روزمره شبکه) و پویا (در زمان بروز تغییر اساسی در متغیرهای اصلی شبکه) از سوی بنگاه کانونی توجه شود. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای تبیین پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ مالی و بانک ها در گذار به بانکداری باز است. بر این اساس، این پژوهش با تمرکز روی تغییرات توانمندی های میان دار شبکه در مواجهه با پارادایم بانکداری باز، ضمن معرفی توانمندی های نوظهور در فضای جدید، ابعاد مختلف را برای نقش های میان داری در این سیر تحولی بررسی می کند.روش: این پژوهش بر اساس مطالعه موردی صنعت بانکداری ایران با تمرکز روی بانک های موفق میان دار شبکه های نوآوری در به کارگیری بانکداری باز، به عنوان سطح تحلیل و همچنین توانمندی های میان داری شبکه های نوآوری به عنوان واحد تحلیل صورت گرفته است. با در نظر گرفتن پارادایم بانکداری باز به عنوان عامل برهم زننده و با بهره گیری از ۱۹ مصاحبه نیمه ساختاریافته برای تحلیل پنج بانک منتخب میان دار در شبکه های نوآوری بانکی که توسط معیارهای چهارگانه برگزیده شده بودند، مجموعه توانمندی های میان داری در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، با روش تحلیل محتوا کدگذاری و شناسایی شدند.یافته ها: در این پژوهش مجموعه توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، شناسایی و در قالب مدل پویایی تبیین شد. بر این اساس چهار تم اصلی توانمندی در بانکداری بسته، یک تم در مرحله مهاجرت با عنوان مدیریت دگردیسی شبکه و همچنین ۲۲ مقوله جدید تحت چهار تم اصلی با عناوین طراحی و راه اندازی شبکه، القای ارزش شبکه ای پلتفرم، مشروعیت بخشی به پلتفرم و مشارکت دهی شبکه پلتفرم در خصوص توانمندی های میان دار بانکداری باز ارائه شد. همچنین با مقایسه و تحلیل نتایج در دو فضای اشاره شده، توانمندی های نوظهور معرفی شدند، برخی از مواردی که در بانکداری سنتی موجود بودند، حذف شدند، تعدادی از توانمندی ها به صورت یکسان تکرار و برخی از آن ها با اضافه شدن مفاهیم و کدهای جدید و غیرتکراری، به عنوان توانمندی های تقویت شده دسته بندی شدند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از بُعد نظری، ضمن ارائه مجموعه ای جامع از توانمندی ها و قابلیت های موردنیاز برای میان داری شبکه نوآوری، با نگاهی پویا ابعاد تاریک این موضوع را در مواجهه با تغییرات پارادایمی فناوری بررسی کرد و تئوری های قبلی را ارتقا بخشید. کلیه نقش ها و توانمندی های موردنیاز بانک های میان دار در دو پارادایم بانکداری سنتی/ بسته و همچنین بانکداری باز برای میان داری شبکه های نوآوری حول خود، به صورت دسته بندی شده ارائه شد. بر این اساس، مبحث میان داری شبکه های نوآوری پلتفرم محور و ابعاد مختلف آن با تکیه بر توانمندی های میان داری پلتفرم های بانکداری باز، در این پژوهش شناسایی و ارائه شد. مطابق با نتایج به دست آمده، لزوم تغییر در توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در مواجهه با تغییرات پارادایمی از نوع فناوری، به منظور حفظ مزیت رقابتی ضروری به نظر می رسد.
۹۹.

به کارگیری رویکرد ساختاری- تفسیری جهت طراحی مدلی برای بانکداری پایدار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۴۴
دستیابی به اهداف توسعه پایدار بانک ها در پیشبرد اهداف توسعه مالی آنها ضرورت دارد. هدف این مطالعه، طراحی مدلی برای بانکداری پایدار با بکارگیری رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری می باشد. جامعه آماری در بخش ISM خبرگان صنعت بانکداری که توسط نمونه گیری هدفمند، تعداد 15 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و همچنین در روش PLS، کارکنان صنعت بانکداری که توسط نمونه گیری غیراحتمالی و در دسترس، تعداد 60 نفر انتخاب شدند. برای اجرای مطالعه از پرسشنامه مدلسازی ساختاری-تفسیری، پرسشنامه تحلیل کمی استفاده شد. تحلیل داده ها در مرحله کمی با استفاده از نرم افزار Smart PLS انجام شد. بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری PLS، عوامل کلان و دولتی بر عوامل زیست محیطی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، تکنولوژی نوین و سبز، انرژی پاک، منابع انسانی، مشتریان بانک و مدیریت بانک به ترتیب به میزان 814/0، 633/0، 867/0، 528/0، 485/0، 321/0، 336/0 و 482/0 تاثیر مثبت و معنادار دارند. همچنین عوامل زیست محیطی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، تکنولوژی نوین و سبز، انرژی پاک، منابع انسانی، مشتریان بانک و مدیریت بانک بر پیامد های بانکداری پایدار به ترتیب به میزان 775/0، 625/0، 447/0، 826/0، 851/0، 883/0، 637/0 و 614/0 تاثیر مثبت و معنادار دارند. مدل بانکداری پایدار در این پژوهش دارای 3 سطح است ، که درسطح یک پیامدهای بانکداری پایدار به عنوان تاثیرپذیرترین مولفه و عوامل کلان دولتی در سطح سه به عنوان تاثیرگذارترین مولفه دسته بندی شده اند.
۱۰۰.

طراحی مدل راهبردی سرمایه انسانی همسو با فناوری در شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: راهبرد منابع انسانی الگویی از تصمیماتی است که به سیاست ها و رویه های مختص منابع انسانی می پردازد. در واقع، در فرآیند تدوین و اجرای راهبرد منابع انسانی، بین سیاست ها و روش های منابع انسانی با اهداف راهبردی سازمان، پیوند بنیادی و راهبردی برقرار می شود. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل راهبردی منابع انسانی در شرکت مخابرات ایران است. روش شناسی پژوهش: مدل مرجع و استاندارد مورداستفاده در این تحقیق مدل یکپارچه بامبرگر و مشولم است. در این پژوهش، علاوه بر جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، با مرور مقالات، کتاب ها و اطلاعات موجود در شبکه جهانی اطلاعات (اینترنت)، از الگوی پیمایشی، به مثابه روش اصلی تحقیق، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارشناسان ارشد (به مثابه افراد صاحب نفوذ سازمان) به تعداد 190 نفر و حجم نمونه 127 نفر و برخی از کارکنان شرکت مخابرات ایران (مستقر در تهران) به تعداد 259 نفر و حجم نمونه 154 نفر تشکیل می دهند. داده های پژوهش نیز عمدتا از طریق پرسشنامه تهیه و جمع آوری شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران برای همگامی نیازها و اهداف خود با فناوری های نوین و جدید در مسیر آینده نگری، متناظر با نظر خبرگان، باید استراتژی منابع انسانی را با اولویت های «ثانویه %37»، «متعهدانه %26»، «پیمانکارانه %22» و «پدرانه %15» طراحی و اجرا نماید. اصالت/ارزش افزوده علمی: مدل طراحی شده در پژوهش حاضر گام های بهره مندی اصولی دریافت و اخذ راهبردهای آینده شرکت مخابرات با توجه به دیدگاه خبرگان و کارکنان است. این مدل می تواند به عنوان یک مدل مرجع در این سیستم در نظر گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان