ارتباطات سازمانی، همواره از مباحث عمده و مورد توجه در سازمان ها بوده است. با ظهور فناوری های اطلاعات و ارتباطات، تغییرات شگرفی در این حوزه در سازمان ها به وجود آمد. این مقاله، مبتنی است بر یک تحقیق میدانی در زمینه بررسی تأثیر سیستم های اتوماسیون اداری بر برخی شاخص های بهره-وری سازمانی. به این منظور دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان واحد نمونه انتخاب شده، و جامعه آماری، متشکل از حدود 300 کارمند سازمان مرکزی این دانشگاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و نیز روش کوکران، حدود 60 کارمند به عنوان نمونه برگزیده شدند. در ادامه برای بررسی هدف مطالعه، پرسشنامه ای حاوی معیارهای مختلف بهره وری سازمان تهیه شد و پاسخ دهندگان، تأثیر اتوماسیون اداری را بر هر یک از معیارها ارزیابی نمودند، سپس با استفاده از نظرات اعضای نمونه و نیز با استفاده از روش آنتروپی، هر یک از معیارهای فوق براساس میزان تأثیرپذیری-شان از سیستم اتوماسیون اداری اولویت بندی شده اند. در مجموع از نتایج به دست آمده مشخص شد، به اعتقاد اعضای نمونه مطالعه حاضر، سیستم اتوماسیون بیشترین تأثیر را بر شاخص بهره وری توانایی سازمان در به روز نمودن روش های اجرایی و مدیریتی داشته و شاخص بهره وری بهبود دقت و نیز سهولت پیگیری نامه ها کمترین تأثیر را از این نوع سیستم می پذیرد. در پایان با توجه به اولویت های مشخص شده در مطالعه می توان برنامه ریزی های آتی در زمینه اجرای سیستم اتوماسیون و چگونگی تأثیر آن بر شاخص های بهره وری مطرح شده را به صورت کارا مدیریت نمود. از این رو مسئولین سازمان به منظور بهبود شاخص های بهره وری که در رتبه های پایین تر هستند، باید بر اجرای اقداماتی مقتضی متمرکز گشته و سعی در بهبود این شاخص ها و ارتقای آن ها به سطوح بالاتر نمایند.
پیش بینی تقاضای آب شهری کمک موثری است به مدیران و بهره برداران سیستم های آب شهری میباشد تا بتوانند نسبت به مدیریت صحیح مصرف اقدام نمایند. در این راستا پیشبینی دقیق تقاضا از این نیاز حیاتی در دورههای زمانی مختلف حایز اهمیت میباشد. در این پژوهش با طراحی یک روش جدید که تلفیقی از مدلهای خطی و غیرخطی است، به بررسی روند تقاضای روزانه آب شهر تهران و عوامل موثر بر تقاضای روزانه این حامل پرداخته شد. دراین تحقیق، تقاضای روزانه آب شهری براساس مدلهای ARMA، شبکه عصبی مصنوعی و مدل تلفیقی برای 10 روز آینده به صورت ""گام به گام""پیشبینی گردید. در طراحی شبکه عصبی مصنوعی و مدل تلفیقی، عوامل موثر بر تقاضای روزانه آب شهری، دمای هوا (حداقل، حداکثر و متوسط)، روزهای هفته، ایام تعطیلات و روزهای خاص در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از به کارگیری معیارهای ارزیابی دقت پیشبینی نشان میدهد مدل تلفیقی نسبت به بقیه الگوها دارای خطای کم و دقت بالایی در پیشبینی تقاضای روزانه آب شهری است. پساز مدل تلفیقی، شبکه عصبی مصنوعی و فرآیند ARMA به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار گرفتند.
در دهه اخیر، نحوه تأمین مواد اولیه و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین، چالشی برای بیشتر سازمان ها بوده است. از آنجا که عملکرد تأمین کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست زنجیرة تأمین دارد، انتخاب تأمین کننده، یک وظیفه راهبردی شناخته می شود .
از این رو در این تحقیق که در مرکز بهمن موتور انجام گرفت، سعی بر آن است تا ضمن شناسایی معیارهای مهم در انتخاب تأمین کنندگان و تعیین اهمیت هر یک از آنها از نظر کارشناسان، بهترین تأمین کننده انتخاب گردد. بنابراین، ابتدا معیارهای اصلی انتخاب تأمین کنندگان برای یک قطعه از قطعات مرکز بهمن موتور ـ با نظرسنجی از کارشناسان مربوطه از طریق پرسشنامه ـ شناسایی شد و سپس با استفاده از روش AHP فازی بر اساس روش آنالیز توسعه، امتیاز هر معیار و وزن هر تأمین کننده در ارتباط با هر معیار تعیین شد و بعد از آن، یک تابع هدف فازی برای هر معیار ایجاد شد که هدف از آن، حداکثر کردن عملکرد تأمین کننده در ارتباط با هر معیار بود پس از خارج کردن مدل از حالت فازی، با استفاده از روش جمع پذیری وزنی، بهترین تأمین کننده انتخاب شد
راهبرد در سه سطح کلان شرکت، واحدهای کسب وکاروبخش های وظیفه ای تعریف می شود. چگونگی همسویی این سه سطح برای موفقیت سازمانها اهمیت دارد. یکی ازواحدهای وظیفه ای که مسئولیت تولید محصولات رابه عهده دارد عملیات است.حال سؤال آن است که همسویی راهبرد عملیات با راهبردی کسب وکار راچگونه می توان ایجاد کرد. بدین منظورالگویی ارایه می شود که باآن به چگونگی انجام همسویی پاسخ داده شود. الگو ازسازه های راهبرد کسب وکار، ابعاد رقابتی وحوزه های تصمیمات راهبردی عملیات تشکیل شده است. برای تبیین الگو ابتدا این سؤال مطرح است که باتوجه به نوع راهبرد کسب وکار کدام بعد رقابتی انتخاب میشود و سپس براساس بعدرقابتی منتخب راهبردهای عملیات مناسب کدامند. برای پاسخ به این سؤالات 160 شرکت در صنایع غذایی و شیمیایی انتخاب و مورد تحقیق قرارگرفته اند. تحقیق از منظر هدف، کاربردی است. برای تحلیل داده ها نیز، ابتدابا روش توصیفی-پیمایشی، نوع راهبرد کسب وکار، بعد رقابتی و راهبرد عملیات مورد استفاده هر شرکت در نمونه آماری مشخص گردید. سپس با استفاده از روش توصیفی- همبستگی، ارتباط بین آنها مشخص شد تا مدل عملیاتی همسویی به دست آید. برای به دست آوردن روابط همسویی، مراحلی تدوین شده که برآن اساس برای هر شرکت یک کد و بر اساس مشابهت کدها 25گونه همسویی مشخص شد. نتایج بیانگر آن است که عملکرد شرکتها با توجه به گونه همسویی راهبرد آنها متفاوت می باشد .به عبارت دیگر همسویی در بین شرکتهای موفق وناموفق به شکل معناداری متفاوت است. از25 گونه همسویی با در نظر گرفتن عملکرد، هفت گونه همسویی مناسب تشخیص داده شد و از آنها برای تبیین الگوی عملیاتی همسویی استفاده شد. نتایج همچنین از رویکرد مصالحه درابعاد رقابتی حمایت می کند
هدف این مقاله بررسی موانع توسعه هزینه یابی کیفیت می باشد. بدین منظور، ابتدا مدل های موجود در زمینه هزینه های کیفیت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است؛ در ادامه به منظور بررسی موانع توسعه هزینه یابی کیفیت پرسشنامه ای طراحی و تدوین شده است. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، داده های لازم جمع آوری شده و با استفاده از آزمون دو جمله ای، تجزیه و تحلیل داده ها انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را گروهی از متخصصان آشنا به موضوع هزینه یابی کیفیت تشکیل می دهند. تعداد آنها در مجموع 305 نفر شناسایی شده است. نتیجه بررسی ها نشان می دهد که عدم آشنایی متخصصان کیفیت با مفاهیم هزینه یابی کیفیت، نبود آموزش مناسب و کافی در صنایع و نبود تجهیزات مناسب جهت ارزیابی هزینه های کیفیت از موانع توسعه سیستم-های هزینه یابی کیفیت می باشد.
انتقال و جذب تکنولوژی در جهان سوم، مقوله پیچیده ای است که هم از نظر علمی و هم از جنبه ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سالهاست نه فقط کشورهای در حال توسعه، بلکه بسیاری از مجامع پژوهشی غرب و سازمانهای بین المللی را به خود مشغول داشته است. در این تحقیق به بررسی میزان موفقیت انتقال تکنولوژی صنایع کمپرسور اسکرو در شرکتهای ایرانی پرداخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش براساس هدف، از نوع کاربردی، اما براساس روش انجام تحقیق، از نوع توصیفی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی سوالات پرسشنامه با استفاده از نظر اساتید تعیین شده است. از آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی سوالات استفاده شده که برابر با 0/81 می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران شرکتهای که در زمینه کمپرسور اسکرو در ایران انتقال تکنولوژی انجام داده اند که حدوداً 20 شرکت می باشد. از فنون آمار توصیفی شامل جدول فراوانی و آمار استنباطی شامل میانگین، انحراف معیار، آزمون آنالیز واریانس و گروه بندی دانکن به تجزیه و تحلیل استنباطی و بررسی سوالات تحقیق پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که9/78 درصد از افراد تاثیر نقش مدیریت و شرایط اقتصادی کشور، 89/57 درصد از افراد تاثیر شرایط محیطی کشور، 73 درصد از افراد تاثیر نقش منابع انسانی(نیروی متخصص و کارکنان فنی)، 21/84 درصد از افراد اهمیت نقش تحقیق و توسعه را در موفقیت و یا عدم موفقیت انتقال تکنولوژی را در حد زیاد بیان نموده اند. میانگین عامل مدیریت 1/4 ، عامل تحقیق و توسعه 4 ، عامل شرایط محیطی 7/3 ، عامل شرایط اقتصادی 8/3 و عامل منابع انسانی 2/4 به دست آمد.آنالیز واریانس ANOVA نشان داد که بین عوامل موثر بر موفقیت انتقال تکنولوژی در صنعت کمپرسور اسکرو در ایران تفاوت معناداری وجود دارد. بطوریکه گروه بندی دانکن عوامل مدیریت ، تحقیق و توسعه و منابع انسانی تاثیر بیشتر و معناداری نسبت به عوامل شرایط محیطی و اقتصادی دارند.
این مقاله، درصدد تبیین، آزمون و تحلیل الگوی ریاضی ایکوکانان (2007) به منظور بررسی احتمال ترک داوطلبانه ی سازمان توسط کارکنان می باشد. در این الگو، فرض می شود که «احتمال ماندن یا ترک» سازمان (یعنی، E-(P.i) یا (-(P.i)1) ارتباط مثبتی با «تمایل به ترک» سازمان دارد. روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی، پیمایشی و میدانی است. جامعه ی مورد مطالعه، شامل کارکنان و مدیران مؤسسه ی آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی است. در آزمون الگوی پیشنهادی، نتایج کاملاً متفاوتی نسبت به فرضیات اولیه و تحقیقات مشابه خارجی به دست آمد. به عبارت دیگر، با این که کارکنان از ماندن در سازمان مورد مطاله راضی نبودند؛ ولی تمایل به ترک آن هم نداشتند که این نکته می تواند به عنوان یک بُعد جدید در توسعه ی مدل به خصوص در سازمان های ایرانی مورد توجه محققان بعدی باشد؛ ضمن این که دلیل این نتیجه ی متفاوت را باید در سایر عوامل مداخله گر هم چون وضعیت بازار کار و اشتغال در ایران جست وجو نمود.
با این حال، تبیین نحوه ی محاسبه ی عددی و کمّی احتمال ماندن یا ترک خدمت کارکنان و پیش بینی پذیری آن که از طریق یک ابزار ساده در این مقاله فرموله شده است، امکان جدیدی را در اختیار مدیران و هم چنین راهبردهای منابع انسانی سازمان قرار می دهد.
دانش به عنوان مهمترین جنبه رقابتی آن سازمان را قادر می سازد تا بهره ور باشد و از محصولات و خدمات رقابتی رها شود. یکی از پایه های افزایش بهره وری مدیریت دانش، چابک بودن مؤثر است. حجم بالای توسعه ادبیات در حوزه مدیریت دانش و چابکی سازمانی، اهمیت این دو مقوله را نشان می دهد. ما در این مقاله، شکلی از همگرایی این دو را از این نظر که ابعاد آنها قویاً با یکدیگر ارتباط دارند، مورد آزمون قرار می دهیم و استدلال می کنیم که چابکی سازمانی زمانی حاصل می شود که مدیریت دانش، از هر حیث، در حال تعادل باشد. شرکت های نساجی شهرستان یزد به عنوان مورد مطالعه انتخاب شدند و وضعیت چابکی و مدیریت دانش در آن ها (با کمک پرسشنامه) ارزیابی شد. این مقاله به بیان دستاوردهای این بررسی می پردازد.