یکی از دغدغه های مهم برای تصمیم گیرندگان هر سازمان تولیدی، تصمیم گیری در مورد خرید قطعات (برون سپاری) و یا ساخت قطعات توسط کارخانه است که موضوع بحث بسیاری از مطالعات تا کنون بوده است. به این منظور این پژوهش سعی بر آن دارد تا به ارائه یک روش شناسی مناسب جهت حل این مسئله بپردازد. روش شناسی مطالعه حاضر توانایی بررسی تصمیم ساخت یا خرید را در حالت عدم قطعیت در برداشته و جهت این منظور از تحلیل شبیه سازی و رویکرد منطق فازی بهره می برد. این مطالعه به ارایه یک روش TOPSIS گروهی جدید می پردازد که این روش توسعه یافته روش های پیشین می باشد ضمن این که برای استفاده از شبیه سازی، روش پیشنهادی این مطالعه قابلیت بررسی خطوط تولیدی با زمان های تصادفی که از توابع توزیع عمومی پیروی می کنند را دارا می باشد. به عبارت دیگر روش پیشنهادی این مطالعه این امکان را فراهم می آورد که زمان پردازش ماشین ها، زمان های بین خرابی ماشین ها و زمان های تعمیر ماشین ها از توابع توزیع عمومی (نرمال، یکنواخت، گاما و . . .) پیروی کنند، نه صرفاً زمان های قطعی یا نمایی. روش شناسی حاضر تنها به ارایه راه کار ساخت یا خرید قطعات نمی پردازد، بلکه در مورد قطعاتی که ساخت آنها از چندین مرحله تشکیل شده و چندین تأمین کننده، قادر به تأمین آن می باشند، به ارایه راه حل مطلوب در مورد درجه ساخت توسط کارخانه (از برون سپاری کامل تا ساخت کامل) و انتخاب تأمین کننده مناسب (در صورت خرید) می پردازد.
مدیریت و اداره صحیح چالش های پیش روی سازمان ها، از مهمترین آرمان هایی است که هدفش برخورد موفقیت آمیز با تغییرات محیطی مداوم، پویا و غیر قابل پیش بینی است و سازمانی چابک شناخته می شود که بتواند چنین مدیریتی داشته باشد. در این پژوهش، پرسشنامه ای بر اساس معیارها، زیرمعیارها و مولفه های چابکی طراحی و با استفاده از تکنیک FAI به سنجش میزان چابکی بخش های مختلف فولاد آلیاژی یزد پرداخته شد. سپس برای مقایسه و رتبه بندی واحدها از تکنیک اینتروال فازی الکتره استفاده شد. شایان ذکر است که این ارزیابی در یک محیط فازی انجام گرفت. در نهایت، برای پیدا شدن موانع چابکی هر کدام از واحدها، یک ماتریس چهاربعدی پیشنهاد شد که از طریق آن نقاط ضعف و قوت آنها شناسایی و استراتژی های مناسب برای برنامه ریزی و تصمیم گیری در بخش های مختلف ارائه شد.
تحقیق حاضر یک تحقیق توصیفی مقایسه ای است که هدف اصلی آن ارزیابی نظام پیشنهادات در جهاد کشاورزی استان فارس است. معیار های نه گانه ای.اف.کیو.ام در دو دسته "" توانمند سازها ""و"" نتایج""، هم چنین آیین نامه نظام پیشنهادات سازمان متبوع مبنای تدوین پرسش نامه ارزیابی عملکرد نظام پیشنهادات قرار گرفت. در این تحقیق کارکنان جهاد استان فارس به پرسش نامه مذکور پاسخ داده اند و پاسخ های جمع آوری شده، با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کارگیری آزمون t تک نمونه ای تجزیه و تحلیل شد که نشان دهنده عملکرد مثبت نظام پیشنهادات در جهاد کشاورزی استان فارس می باشد
با افزایش اهمیت تجاری سازی و کاربردی نمودن تحقیقات، تلاش های چشمگیری برای تجاری سازی تحقیقات در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در حال انجام است. از این رو، ارزیابی فعالیت های تجاری سازی و شناسایی معیارها و شاخص های اندازه گیری عملکرد تجاری سازی ضروری بنظر می رسد. در مطالعه حاضر، با بررسی منابع اطلاعاتی موجود، شاخص های اندازه گیری فعالیت تجاری سازی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشورهای پیشتاز و به طور مشخص کشورهای مالزی، استرالیا و نروژ شناسایی و به طور موردی کاربرد تعدادی از شاخص ها در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی نروژ مورد بررسی قرار گرفته است. داده های تحقیق به روش کتابخانه ای و با مراجعه به پایگاه های اطلاعاتی و گزارشات منتشره نهادهای دولتی گردآوری و با رویکرد اکتشافی و با روش تجزیه و تحلیل اسناد و سوابق مطالعات پیشین انجام شده است. علاوه بر شاخص های عمومی سنجش تجاری سازی، از مهمترین معیارها و شاخص های شناسایی شده می توان به حجم سرمایه گذاری صنعتی در تحقیق و توسعه، تعداد ایده های ارائه شده با پتانسیل تجاری از سوی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، تعداد درخواست ثبت اختراع و اختراعات ثبت شده، تعداد مجوزهای واگذار شده و درآمد حاصل از اعطای مجوز، تعداد شرکت های زایشی تاسیس شده و عملکرد آنها و تالیفات مشترک علمی بین دانشگاه و صنعت اشاره کرد. تحلیل نقاط قوت و ضعف تعدادی از شاخص ها و نیز رتبه بندی 5 دانشگاه براساس 4 شاخص حجم و سهم سرمایه گذاری صنعت در تحقیق و توسعه، حجم ثبت اختراعات و تالیفات مشترک دانشگاه ها با صنعت بخش دیگری از نتایج تحقیق حاضر است. همچنین، در خصوص نحوه سنجش تجاری سازی نتایج تحقیقات در دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی پیشنهاداتی ارائه گردیده است. انتظار می رود شاخص های پیشنهادی، ابعاد و جنبه های مختلف تجاری سازی را پوشش داده و برای ارزیابی عملکرد تجاری سازی در برنامه های راهبردی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل پنجره ای، روش شناخته شده ای برای ارزیابی عملکرد در طول دوره های زمانی بر مبنای تحلیل پوششی داده ها است. در کاربرد تحلیل پنجره، فرض می شود که مرزهای کارا در طول دوره های مورد بررسی تغییر نکرده اند. بر خلاف تحلیل پنجره، شاخص مالم کوئیست تلاش می کند تفاوت مرزهای کارا را شناسایی و تفکیک کند. اما منظور از تفاوت مرزها از دیدگاه تحلیل پنجره، تغییرات کلی آنهاست که با روش های آماری قابل مطالعه است؛ در حالی که از دیدگاه مالم کوئیست، منظور میزان افتراق در نقاط محدودی از مرزهاست که با روش های ریاضی قابل تفکیک است. در این پژوهش با توجه به انطباق مجموعه امکان تولید در دو نوع شاخص مالم کوئیست با تحلیل پنجره ای با عرض های برابر با 2 یا بیشتر، چارچوبی پیشنهاد می شود که کاربر را قادر می کند با تعیین طول مناسب پنجره، از نقض فرض اساسی آن اجتناب کند و با به کارگیری نوع مناسب شاخص مالم کوئیست، تفاوت های نقطه ای در مرزها را در محاسبات عملکرد محاسبه کند.
در راستای انجام این تحقیق، پس از آنکه خودارزیابی براساس مدل EFQM توسط صاحبنظران صنعت انجام شد، پروژه های بهبود استخراج گردید. مسلماً پروژه هایی باید اجرا شوند که بیشترین بهبود را ایجاد نمایند. انتخاب شاخص-های مناسب، ازجمله ""میزان منابع مورد نیاز""، ""میزان تأثیر بر ذینفعان"" و ""احتمال موفقیت پروژه"" تأثیر بسزایی در انتخاب دارند؛ که این شاخص ها در ماتریس تلاش-موفقیت مدنظر قرار گرفته اند. همچنین، ازآنجا که هر پروژه به یکی از معیارهای EFQM وابسته است، وزن این معیارها نیز بومی شده اند. در نرم افزار طراحی شده در این تحقیق، ازیک سو، مکانیزم امتیازدهی پروژه ها براساس ماتریس تلاش-موفقیت، و ازسوی دیگر امکان تعیین وزن بومی با استفاده از روش AHP گروهی-فازی تعبیه شده است. در این مقاله نحوه اولویت بندی پروژه های بهبود توسط نرم افزار نیز تشریح شده است. در نهایت، خروجی این روش، نرم افزار و تحقیق، تعیین پروژه هایی است که بیشترین بهبود را برای صنعت در بر دارند و در اولویت بالاتری قرارگرفته اند.