ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۰۱ تا ۱۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۱۱۰۰۱.

رویکرد تحلیل مضمون: ارائه مدل ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: امروزه مدیریت تجربه مشتری، به دلایل مختلف، از جمله افزایش نقاط تماس و تعدد منابع تولید داده های مرتبط با مشتری برای صنایع مختلف، به یکی از اولویت های پژوهشی و اجرایی تبدیل شده است. بانک ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند و به منظور حفظ و ارتقای جایگاه خود در صنعت، برای بهبود تجربه مشتری برنامه ریزی می کنند. در واقع، بانک ها می بایست نقاط مختلف تعامل مشتری از طریق کانال های مختلف با بانک را شناسایی کنند و متناسب با نیاز مشتری، این نقاط را بهبود دهند. در این بین، مشتری حقوقی بانک، به دلایل مختلفی نظیر تعدد کمتر به مشتریان حقیقی، ماهیت پیچیده ساختاری و رفتار متفاوت تراکنشی و ادراکی، در کانون توجه پژوهش های این حوزه نبوده است؛ به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها اجرا شده است. روش: در راستای نیل به هدف پژوهش، از رویکرد کیفی و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این راستا با ۱۴ نفر از متخصصان حوزه بانکی که با داده مشتریان حقوقی آشنایی کامل داشتند یا به صورت مستقیم با مشتری حقوقی در تماس بودند، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عمل آمد و نظرها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری شد. در نهایت، بر اساس اجرای فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی روی متن های پیاده سازی شده مصاحبه ها، مدل نهایی تدوین شد. یافته ها: بر اساس تجزیه وتحلیل مصاحبه ها، ۱۲۷۹ کد باز (با تکرار)، ۳۲ مقوله و ۹ مضمون شناسایی شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها، در قالب جدول مقوله و مضامین و مدل ارتقای تجربه مشتری ارائه شد. مضامین مدل عبارت اند از: ۱. طراحی سرویس شخصی سازی شده؛ ۲. شناخت و ارزش گذاری مشتریان حقوقی؛ ۳. مدیریت داده و تحلیل مشتری؛ ۴. شناسایی فرایندها و اصلاح ساختار سازمانی؛ ۵. تحلیل رقبا، شرایط اقتصادی و سیاست های بانکی؛ ۶. مدیریت سبد محصولات؛ ۷. بلوغ و فرهنگ سازمان؛ ۸. مدیریت بازاریابی و تبلیغات؛ ۹. مدیریت ارتباط با مشتریان حقوقی. نتیجه گیری: با تحلیل محتوای مصاحبه ها، در نهایت مؤلفه های اصلی در قالب سه لایه تدوین شد. لایه نخست، لایه استراتژیک است. این لایه شامل مؤلفه های می شود که روی سیاست ها و جهت گیری کلان سازمان تأثیر می گذارند و به تصمیم گیری های سطح بالا نیاز دارند. لایه دوم، لایه عملیاتی است که مؤلفه هایی را دربرمی گیرد که به اجرای استراتژی های سازمان و بهینه سازی فرایندها و ساختارهای موجود کمک می کنند. لایه سوم، لایه اجرایی است که مؤلفه های آن، به اجرای دقیق و عملیاتی فرایندهای روزانه و تعامل با مشتریان کمک می کنند. نتایج نشان می دهد که تحلیل داده و بینش صحیح در خصوص مشتری، در تمام مؤلفه های مدل ارتقای تجربه مشتری تأثیرگذار است؛ از این رو بانک ها می بایست، به شناسایی منابع داده مشتری و زیرساخت آن توجه ویژه ای داشته باشند. همچنین با توجه به لایه های تعیین شده برای مدل، حمایت لایه های مختلف مدیریتی و هماهنگی کارشناسان اجرایی اهمیت بسیاری دارد. انتظار می رود با اجرای این مدل در بانک ها، تجربه مشتریان حقوقی و سودآوری بانک ها افزایش یابد.
۱۱۰۰۲.

جستاری انتقادی به شیوه های کنترل شرکتی در بنگاه های مادر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۶
اگرچه گسترش بنگاه های مادر برای توسعه اقتصادی اهمیت فراوانی دارد و نقش محوری آن ها در اداره کسب وکارهای متنوع و ارزشآفرینی نسبت به حالت تفکیکی شرکت ها انکارناپذیر است؛ اما یکی از دغدغه های اصلی این بنگاه ها و مدیران شرکت های تابعه، چگونگی برقراری روابط یا به عبارتی کنترل شرکتی است. بنگاه های مادر می توانند بر کل فرایند تجاری شرکت های تابعه کنترل داشته و این کنترل در قالب سه سبک برنامه ریزی استراتژیک، کنترل مالی و کنترل استراتژیک انجام شود که در ادبیات نظری، به شیوه کنترل مادری مرسوم است. بااین حال، پیچیدگی شرایط محیطی و عدم قطعیت های فزاینده، موجب می شود صرفاً اتخاذ یک سبک کنترلی ثابت نتواند اهداف بنگاه های مادر را تأمین کند؛ بنابراین ایجاد یک سیستم کنترلی تعاملی و سناریو محور برای شرکت های تابعه به منظور بقای بلندمدت پیشنهاد می شود. در این مقاله با مرور ادبیات کنترل بنگاه های مادر و با نگاه انتقادی به شیوه ها و سبک های مرسوم کنترل شرکت های تابعه، شیوه جدیدی با تأکید بر مشارکت، تعامل و داخلی سازی تصمیمات راهبردی ارائه شده است تا بتواند کاستی های فعلی را پوشش داده و کنترل مؤثرتری از بنگاه های مادر در محیط های در حال تغییر ارائه دهد. در این مقاله دسته بندی مختلف بنگاه های مادر در کنار پیکربندی و سبک های مدیریتی آن ها تحت شرایط مختلف، تناسب ویژگی-ها، اندازه، تنوع بخشی و شیوه های ارزش آفرینی مقایسه شده است. این مقاله مروری می تواند برای کنترل شرکتی مؤثر باشد و به عنوان یک راهنما برای محققان آینده به منظور تحلیل سبک های مختلف مدیریتی بنگاه های مادر تحت شرایط عدم قطعیت ها، افق جدیدی بگشاید.
۱۱۰۰۳.

تحلیل سیاستهای کلی نظام اداری بر مبنای آموزه های نهج البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
سیاستهای کلی نظام اداری از اصل 110 قانون اساسی نشأت گرفته است که خط مشی های کلان نظام اداری را تعیین می کند. با توجه به نظام ارزشی حاکم بر جامعه و بر مبنای نظریه های نوین در مدیریت دولتی و بسط مفهوم اخلاق مداری و مسئولیت پذیری و شفافیت نظام اداری و...در حکمرانی شایسته، افزایش آگاهی از این ارزشها در سازمانها ضرورت دارد.هدف: سئوال اصلی: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی وتبیین ارتباط اصول مندرج در سیاستهای کلی نظام اداری با آموزه های مورد نظر از دیدگاه حضرت علی(ع) در نهج البلاغه است.روش پژوهش: روش پژوهش تحلیل محتوای توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است.یافته ها: اصولی مثل (مثل کرامت انسانی، عدالت محوری،شایسته سالاری،دانش گرایی،آموزش، شفافیت حقوق و تکالیف کارکنان، خدمت رسانی به مردم وامانتداری و ساده زیستی، وعزت بازنشستگان، استحکام نهاد خانواده، عدم تمرکز اداری، شفافیت نظام اداری،حمایت از نوآوری، امنیت روانی و اجتماعی؛ و اقتصادی، و ارتقاء سلامت اداری)در سیاستهای کلی نظام اداری با آموزه های حضرت علی(ع) ارتباط دارد.بحث و نتیجه گیری: با شناسایی ریشه های دینی و ارزشی سیاستهای کلی نظام اداری می توان از آنها به عنوان اصول استراتژیکی که در آموزه های حضرت علی(ع) در نهج البلاغه مورد تأکید قرار گرفته است، به منظور افزایش تعهد مدیران به پیاده سازی برنامه های مرتبط با این سیاستها استفاده نمود.
۱۱۰۰۴.

شناسایی تجربه دیجیتال مشتری و تاثیر آن بر رضایت خرید و بازگشت مجدد در سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۹
کسب و کارها دریافته اند موفقیت آن ها تا حد زیادی بستگی به ارائه تجربه های خرید مثبت به مشتریان دارد. بنابراین تجربه دیجیتال مشتری تبدیل به یک موضوع مهم در تحقیقات بازاریابی شده است. در این پژوهش تجربه دیجیتال مطلوب مشتریان هنگام خرید اینترنتی در فضای پر رقابت و تأثیر تجربه دیجیتال مشتری بر رضایت خرید و خرید مجدد به عنوان دغدغه اصلی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی- کمی و با روش اکتشافی انجام گرفته است. در بخش کیفی پژوهش با کاربرد روش پدیدارشناسی، شاخص ها و مؤلفه های شناسایی شده است. سپس در بخش کمی جهت اعتبارسنجی و بررسی فرضیه ها از تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار ایموس استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده در بخش کیفی و کمی خرید آنلاین از سه مؤلفه اصلی شامل تجربه دیجیتال مشتری، رضایت از خرید اینترنتی و بازگشت مجدد دسته بندی شدند. تجربه دیجیتال مشتری شامل 7 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی و رضایت از خرید اینترنتی شامل 2 مولفه و بازگشت مجدد شامل 2 مولفه شناسایی شده است که اگر مؤلفه های تجربه دیجیتال مشتری به صورت بهینه انجام پذیرد، منجر به رضایت از خرید اینترنتی و بازگشت مجدد در مشتریان می شود.نتایج پژوهش حاکی از تأثیر عوامل ذکر شده بر رضایت مشتریان و خرید اینترنتی و بازگشت مجدد هنگام خرید اینترنتی است که با توجه به شرایط پررقابت کسب و کارها، مدیران و صاحبان کسب و کار ها برای ایجاد رضایت و بازگشت مجدد مشتریان باید به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند.
۱۱۰۰۵.

شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتریان تجارت الکترونیک: نقش شاخص های کلیدی عملکردی رضایتمندی مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: یکی از روندهای پُرقدرت سال های اخیر که با پیشرفت روزافزون تکنولوژی همراه شده است، کاربردهای شبکه های عصبی مصنوعی در مدیریت بنگاه های تجاری و کسب وکارهاست. ظرفیت های این روند، به قدری گسترده است که می توان از آن برای تصمیم گیری و انتخاب راهبردهای کلان یا خُرد در کسب وکارها بهره برد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر متقابل بین شاخص های عملکرد کلیدی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری و تأثیر جمعی آن ها بر پیش بینی ارزش طول عمر مشتری با رویکرد یادگیری ماشینی (شبکه های عصبی مصنوعی) است. افزون بر این، پژوهش حاضر به دنبال ارائه یک مدل جامع شبکه عصبی مصنوعی با فراپارمترهای بهینه شده برای تکرار در سطح کسب وکارها و بهره برداری تجاری از این شیوه، برای هر کسب وکار با داده های شخصی خود است. روش: داده ها با حفظ امنیت حریم خصوصی مشتریان و حریم خصوصی تجاری رقابتی، از مشتریان یک سکو (پلتفرم) تجارت الکترونیک ایرانی در سال ۱۴۰۲ به دست آمده و شامل ۸۰۰۰ پروفایل مشتری با متغیرهایی از جمله ارزش طول عمر مشتری، امتیاز ترویج کننده، امتیاز تلاش مشتری و شناسه مشتریان (شناسه های ۱۶ رقمی یکتا) است. مدل، یک شبکه عصبی متوالی با لایه های متراکم و منظم با فراپارامترهای بهینه سازی شده است. عملکرد مدل روی یک مجموعه آزمون ۱۰درصد و اعتبارسنجی ۱۰درصد و با استفاده از معیارهای میانگین مطلق خطاها، ضریب تعیین و چند معیار دیگر ارزیابی می شود؛ سپس با استفاده از دو مدل پایه رگرسیون خطی و درخت تصمیم، توانایی مدل شبکه عصبی مصنوعی ارزیابی می شود. برای اعتبارسنجی مدل، از اعتبارسنجی متقابل چندتایی استفاده می شود. در انتها با استفاده از SHAP و PFI مدل تفسیر و اهمیت هر متغیر در توضیح ارزش طول عمر مشتری بررسی می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مدل شبکه عصبی مصنوعی با ۲ نورون ورودی در لایه اول، ۵ نورون پنهان در لایه دوم، ۷ نورون پنهان در لایه سوم و ۱ نورون خروجی در لایه آخر (خروجی)، روابط پیچیده و غیرخطی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری با ارزش طول عمر مشتری را با ضریب تعیین 934/0 و میانگین مطلق خطاهای 47/142 و چند معیار دیگر را به طور مؤثر و قدرتمندی پیش بینی می کند. عملکرد پایدار و بدون برازش بیش از حد با شیوه اعتبارسنجی متقابل در مجموعه های آموزشی و آزمایشی در ۱۰دور ۱۰تایی با دور عطف حدود ۵ بر تعمیم پذیری مدل تأکید می کند و این اجازه را می دهد که ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری پیش بینی کنیم. توانایی مدل در گرفتن روابط غیرخطی داده ها در مقایسه با مدل های پایه (رگرسیون خطی و درخت تصمیم) نیز گویای قدرت شبکه عصبی مصنوعی است. همچنین مشخص شد که امتیاز ترویج کننده نسبت به امتیاز تلاش مشتری، واریانس ارزش طول عمر مشتری را بیشتر توضیح می دهد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی مصنوعی تا چه اندازه در یافتن الگوهای نهان در شاخص های کلیدی عملکرد می توانند مؤثر عمل کنند؛ این مطالعه توانایی شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را در تجارت الکترونیک ارائه می دهد و امکان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و ارزش تلاش مشتری، تقسیم بندی دقیق مشتریان، تخصیص منابع و رشد استراتژیک را فراهم می کند. در تحقیقات آینده می توان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را از طریق مجموعه داده های دیگر و گسترش مدل بهبود داد و همچنین، ظرفیت سایر الگوریتم های یادگیری ماشینی را بررسی کرد.
۱۱۰۰۶.

تبیین جامعه شناختی مدل اسلامی توسعه اقتصادی در صدر اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
اقتصاد و تحول در این حوزه از ضروریات زندگی بشر در طول تاریخ بوده و تامین مایحتاج و ایجاد رفاه به عنوان دغدغه اصلی مطرح و هر یک از ادیان و مکاتب در قلمرو خود همواره وعده برآورده کردن بهتر و بیشتر نیازمندیهای بشر را دادهاند. در این میان اسلام به عنوان دینی آسمانی برنامه خود در این حوزه را در قالب مدل اقتصادی، چهارده قرن پیش ارائه نمود که هدف این پژوهش مطالعه و تبیین مدل اسلامی توسعه اقتصادی در صدر اسلام است که چه تغییراتی بوجود آورده بود که در راستای نظریههای ماکس وبر پیرامون نقش و کارکرد دین در توسعه اقتصادی و دیدگاه متفکران مسلمان در مورد کارکرد و تاثیر برنامه اسلام در تغییر و توسعه زندگی بشر با بهرهگیری از روش تحقیق تحلیل محتوا و تحلیل اسنادی-تاریخی انجام شده است جامعه آماری این پژوهش آیات قرآن و احادیث نبوی و وقایع و رویدادهای صدر اسلام میباشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که 10 درصد آیات و 15 درصد احادیث، مرتبط با مفهوم توسعه اقتصادی با محوریت مولفههای تغییر در نگرش نسبت به کسب و کار و معاملات و اهمیت زکات و صدقات و موضوع ارث و مسئولیتهای مالی هریک از افراد جامعه است.
۱۱۰۰۷.

آینده نگاری کاربرد هوش مصنوعی در بانک ها با توجه به میزان بلوغ هوشمندی کسب و کار از طریق رویکرد سناریونگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۹
موفقیت استقرار هوش مصنوعی در هر سازمان، وابسته به میزان موفقیت سامانه های هوشمندی کسب و کار در آن سازمان است. هدف این پژوهش، شناسایی سناربوهای اصلی پیش روی توسعه بانکداری مبتنی بر هوش مصنوعی در بانک های کشور، بر اساس میزان موفقیت بانک ها در استقرار سامانه های هوشمندی کسب و کار است. شکاف کاربردی پژوهشی موجود، از آنجاست که دانش نظری موجود نمی تواند عدم موفقیت پروژه های هوش مصنوعی در بانک ها را توضیح دهد. برای تدوین سناریوها، از مطالعات کتابخانه ای، 32 پیشران از ابعاد بلوغ هوشمندی کسب و کار استخراج شدند که تاثیرات مثبت آنان بر توسعه موفق کاربردهای هوش مصنوعی، در مطالعات پیشین اثبات شده بود. پراولویت ترین این پیشران ها توسط خبرگان در 12 بانکی بررسی شد که تجربه استقرار سامانه های هوشمندی کسب و کار را در کنار برنامه های توسعه بانکداری مبتنی بر هوش مصنوعی داشتند. این کار به روش پرسشنامه و تکنیک دلفی فازی انجام شد و در مرحله اول تعداد 10 پیشران انتخاب موزون و نرمال سازی به روش کپراس شده و 2 پیشران از بین آنها انتخاب شدند. کیفیت داده ها و میزان یکپارچه سازی داده ها و سیستم ها. با این دو پیشران، 4 سناریو آینده مدون شد و به منظور شناسایی محتمل ترین سناریو از تکنیک ماباک استفاده گردید و خبرگان با توجه به امتیازات بلوغ هوشمندی کسب وکار بانک های متبوع و با تکنیک فاصله از مرز شباهت، محتمل بودن سناریوها را پیش بینی کردند . یافته اصلی تحقیق این است که بانک ها در حوزه توسعه کاربردهای هوش مصنوعی در معرض هزینه های بی حاصل و بدون بازگشت بانکی قراردارند.
۱۱۰۰۸.

مدل سازی تأثیر شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی بر وفاداری مشتری در برندهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی تأثیر شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی بر وفاداری مشتری در برندهای دیجیتال ایرانی انجام شد. با توجه به گسترش فناوری های داده محور و کاربرد روزافزون الگوریتم های هوشمند در تحلیل رفتار مصرف کنندگان، این مطالعه نقش داده محوری، الگوریتم های شخصی سازی، طراحی محتوای هوشمند، تجربه کاربر و ارزش ادراک شده را در شکل گیری وفاداری مشتری بررسی کرد. پژوهش از نوع کاربردی و به روش آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، چارچوب اولیه مدل از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای، انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها به شناسایی 9 مقوله اصلی و ۲۶ خرده مقوله انجامید که چارچوب اولیه مدل پژوهش را شکل داد. در بخش کمی، مدل مفهومی با داده های 348 مشتری برندهای دیجیتال و به کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس، آزمون شد. نتایج نشان داد تمامی ضریب های مسیر بین مؤلفه ها مثبت و معنادار بوده و زنجیره اثرگذاری از داده محوری تا وفاداری مشتری به صورت پیوسته و تقویت کننده عمل می کند. همچنین شاخص برازش کلی مدل (0.62=GOF)، نشان دهنده برازش مطلوب مدل پیشنهادی است. یافته ها حاکی از آن است که شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی با بهبود تجربه کاربری و افزایش ارزش ادراک شده، موجب تقویت وفاداری پایدار مشتریان می شود و نقش اعتماد و شفافیت داده ای در اثربخشی این فرایند اهمیت ویژه ای دارد. از منظر مدیریتی، سرمایه گذاری بر زیرساخت های داده محور، توسعه الگوریتم های دقیق تر شخصی سازی و طراحی محتوای انطباقی می تواند به افزایش کارایی تبلیغات و ارتقای وفاداری مشتریان کمک کند.
۱۱۰۰۹.

طراحی الگوی پیش بینی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش چهار هدف اصلی، شناسایی مولفه های سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و تعیین میزان اهمیت این مولفه ها و همچنین شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی و طراحی الگوی پیش بینی این محرک ها را دنبال می کند. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری بوده که با روش آمیخته (کمی و کیفی) و در چهار گام انجام شده است؛ استراتژی پژوهش در گام اول، تحلیل مضمون بوده و جمع آوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت؛ گام دوم پژوهش حاضر نیز با هدف اهمیت یابی و بومی سازی مؤلفه های نتایج گام اول با رویکرد کیفی و با تکنیک دلفی فازی با نظرسنجی 10 نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه که به روش گلوله برفی انتخاب شدند انجام شد. در گام سوم پژوهش نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی اقدام به شناسایی محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی گردید. در گام چهارم و نهایی این پژوهش نیز با رویکرد کمی و با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری به تعیین سطوح محرک های بهبود سبک زندگی بازاریابان مسلمان ایرانی پرداخته شد و مدل نهایی پژوهش متشکل از 59 شاخص سبک زندگی که در 9 دسته کلی دسته بندی گردید، و 19 محرک بهبود سبک زندکی بازاریابان مسلمان ایرانی در 6 سطح، ترسیم گردید.
۱۱۰۱۰.

مفهومی سازی مدل سیاست گذاری بانک مرکزی در حوزه رمزارزها با هدف توسعه تجارت و بازرگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: در دهه اخیر، توسعه فناوری بلاکچین و ظهور رمزارزها تحولات چشمگیری در نظام های مالی و بانکی جهان ایجاد کرده است. این فناوری نوین ضمن اراهه فرصت های اقتصادی و مالی نوآورانه، با چالش های چشمگیری در حوزه های نظارت، ثبات اقتصادی و مدیریت ریسک همراه بوده است. از جمله فرصت های اقتصادی، می توان به تسهیل تراکنش های بین المللی، حذف واسطه های سنتی در فرایندهای پرداخت، کاهش هزینه های نقل وانتقال پول و افزایش سرعت و کارایی پرداخت ها اشاره کرد. همچنین، رمزارزها امکان دسترسی گسترده تر به خدمات مالی را برای افرادی که به نظام بانکی سنتی دسترسی ندارند، فراهم می آورند و می توانند در توسعه اقتصادی و توانمندسازی مالی اقشار مختلف جامعه نقش مهمی ایفا کنند. در مقابل، تهدیدهایی همچون نوسان های شدید قیمتی، امکان استفاده از رمزارزها در فعالیت های غیرقانونی مانند پول شویی یا تأمین مالی تروریسم و فقدان چارچوب های قانونی و نظارتی شفاف، برای ثبات نظام مالی و اعتماد عمومی خطرهای جدی ایجاد می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از رمزارزها در نظام بانکی ایران و بررسی چالش های قانونی، فنی و نظارتی مرتبط، تلاش دارد تا تصویری جامع از فرصت ها و محدودیت های این فناوری ارائه دهد و راه کارهایی را برای بهره برداری مؤثر از آن پیشنهاد کند. روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش اکتشافی بهره برده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه رمزارز جمع آوری شده اند. این افراد عبارت بودند از: سرمایه گذاران، مدیران پلتفرم های صرافی رمزارزی، تحلیلگران سیگنال دهنده، استادان دانشگاه با حداقل مدرک دکتری و سابقه ده ساله در حوزه های اقتصاد، مالی و سیاست گذاری و نیز، سیاست گذاران مرتبط با بانک مرکزی و نهادهای ذی ربط. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد تا تنوع تخصصی و حرفه ای مشارکت کنندگان حفظ شود. داده های به دست آمده با نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شدند. ابتدا کدگذاری اولیه انجام گرفت و سپس با روش کدگذاری محوری، مضامین اصلی استخراج و در قالب شبکه ای از روابط مفهومی سازمان دهی شد. این رویکرد امکان تحلیل ساختاری و عمیق دیدگاه خبرگان و استخراج روابط میان عوامل فنی، قانونی و نهادی را فراهم کرد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بهره برداری موفق از رمزارزها، به مجموعه ای از الزامات نهادی، فنی و آموزشی نیاز دارد. تدوین قوانین شفاف و قابل اجرا، تقویت زیرساخت های فنی و امنیتی، ارتقای آگاهی عمومی و سواد مالی کاربران و ایجاد سازوکارهای حمایتی در برابر کلاه برداری های رایج، از مهم ترین الزامات شناسایی شده هستند. همچنین، همکاری های بین المللی و ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، در کاهش ریسک های مالی و جذب سرمایه گذاری خارجی نقش مهمی ایفا می کنند. از سوی دیگر، نبود چارچوب مشخص مالیاتی، خلأهای قانونی در زمینه مالکیت دیجیتال و نبود دستورالعمل های شفاف برای فعالیت صرافی ها و کیف پول های رمزارزی، به عنوان موانع کلیدی توسعه این حوزه در ایران شناسایی شد. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که برای توسعه پایدار و مؤثر رمزارزها در نظام بانکی ایران، لازم است سیاست گذاران و قانون گذاران و فعالان اقتصادی، رویکردی جامع و متوازن و بومی سازی شده اتخاذ کنند. مدل مفهومی ارائه شده در این پژوهش، روابط میان عوامل فنی، قانونی و آموزشی را تبیین می کند و می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و برنامه های کاربردی و کارآمد در حوزه رمزارزها باشد. در نهایت، توجه هم زمان به فرصت ها و تهدیدهای رمزارزها و ایجاد سازوکارهای حمایتی و نظارتی مناسب، می تواند زمینه ساز افزایش اعتماد عمومی، جذب سرمایه گذاری و بهره برداری اقتصادی مؤثر از این فناوری نوظهور در ایران شود.
۱۱۰۱۱.

بررسی فقهی سماع در مکتب عرفا و متصوفه از منظر فقهای امامیه و اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۵
هدف از این پژوهش، بررسی فقهی سماع در مکتب عرفا و متصوفه از منظر فقهای امامیه می باشد َماع یکی از آیین های تصوف که عبارت است از وَجد(ذوق وشوق) حاصل از شنیدن نغمه الهی که به واسطه آن سالک به جنبش و حرکت در می آید. این آیین عموما در خانقاه برگزار می شود و اکثر صوفیان با بیان شرایطی آن را جایز و حتی برخی لازم می دانند، اما تعداد معدودی از بزرگان صوفیه نیز آن را جایز نمی شمارند. بسیاری از بزرگان صوفیه تلاش کرده اند با استناد به قرآن و روایات جایز بودن سماع را ثابت کنند اما در مقابل آن ها بیشتر فقهای شیعه و اهل سنت، سماع را در باب غناء مورد بررسی قرار داده و قائل به عدم جواز آن شده اند. نگارنده در این مقاله نتیجه گرفته که اولاً سماع صوفیان از مستحسنات صوفیه بوده و به رغم مخالفانی که حتی در میان خود اهل معرفت و تصوف دارد بدعت ضلالت و مذموم به شمار نمی آید؛ ثانیاً نسبت مطلق موسیقی که گاهی در مراسم سماع برخی از اقسام آن اجرا می شود و غنای محرّم شرعی نسبت عموم و خصوص من وجه بوده و همه اقسام موسیقی شرعا حرام نمی باشد و موسیقی سماع نیز غنای حرام نیست؛ و ثالثاً نسبت حرکات موزون و نمادین و رقصی که در شرع مقدس به عنوان لهو یا لغو حرام است. عموم و خصوص مطلق بوده و فقط بخشی از آن حرکات که موجب تنزل انسان از مقام انسانیت به حیوانیت است، مورد اشکال بوده و قطعا سماع چنین رقصی محسوب
۱۱۰۱۲.

بررسی اثر ملی گرایی بر تمایل به خرید محصولات داخلی در دوران تحریم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
هدف اصلی:پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ملی گرایی بر تمایل به خرید محصولات داخلی در دوران تحریم صورت پذیرفته است.روش پژوهش: در این پژوهش 384 نفرازمصرف کنندگان لوازم خانگی برند اسنوا درشهر آبادان بااستفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری از یک جامعه نامتناهی به صورت تصادفی دردسترس انتخاب شدند. ابزارجمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که جهت تأیید روایی آن،ازروایی صوری واگراوهمگرا استفاده شد وبرای پایایی آن آلفای کرونباخ استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از روش های آماری توصیفی و روش معادلات ساختاری در بخش آمار استنباطی و از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL برای انجام عملیات آماری بهره گرفته شده است.یافته ها: درنهایت ملی گرایی بر نام تجاری و اعتماد به برند و عشق به برند در محصولات داخلی تأثیرمثبت داشت. همچنین تاثیرمثبت نقش میانجی نام تجاری و اعتماد و عشق به برند بر تمایل به خرید محصولات داخلی تأیید شد ولی بین ملی گرایی و تمایل به خرید محصولات داخلی ارتباط منفی شناسایی شد.
۱۱۰۱۳.

ارائه مدل بازاریابی سیاسی ارزش محور مبتنی بر اندیشه های حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۳
این مقاله با هدف تبیین و ارائه مدلی برای بازاریابی سیاسی ارزش محور بر اساس اندیشه های حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نگاشته شده است. در این چارچوب، اصول و مبانی بازاریابی سیاسی در پرتو ارزش های اسلامی و ملی تحلیل شده تا روشن شود که سیاست ورزی در نگاه رهبر انقلاب، فراتر از ابزاری برای کسب قدرت بوده و رسالتی الهی، اجتماعی و اخلاقی دارد. روش پژوهش نظریه پردازی زمینه ای است و داده ها با تحلیل نظام مند سخنرانی ها، پیام ها و مکتوبات ایشان گردآوری گردیده است. نتایج نشان می دهد که بازاریابی سیاسی ارزش محور در اندیشه آیت الله خامنه ای بر اصولی چون صداقت و شفافیت در ارتباطات، عدالت و مبارزه با فساد، خدمت گزاری صادقانه، پاسداشت هویت اسلامی و ملی و صیانت از منافع کلان کشور استوار است. افزون بر این، تأکید معظم له بر اقناع منطقی و استدلالی به جای شعارهای سطحی، نشان دهنده اهمیت اخلاق و عقلانیت در فرآیند ارتباط سیاسی است. مدل پیشنهادی این تحقیق می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی و راهبردی برای سیاستمداران، مدیران فرهنگی و فعالان انتخاباتی مورد استفاده قرار گیرد. این الگو با تکیه بر ارزش های اصیل اسلامی و ملی، علاوه بر ارتقای کارآمدی و اثربخشی فعالیت های سیاسی، بستر اعتماد عمومی، مشروعیت سیاسی و مشارکت آگاهانه را تقویت می کند و گامی در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامی به شمار می آید.
۱۱۰۱۴.

تعیین عناصر محتوای گزارش مالی یکپارچه با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
گزارش یکپارچه به عنوان آخرین نوع گزارش در روند تکامل گزارشگری، اگرچه با استفاده از منسجم کردن اطلاعات مالی و غیرمالی سعی در گسترش محتوای اطلاعاتی دارد، اما نتوانسته اطلاعات مورد نیاز جوامع اسلامی را تامین کند. گزارش یکپارچه اسلامی می تواند از نظر چارچوب، محتوا، قالب و اعتبار نسبت به چارچوب بین المللی گزارشگری یکپارچه متفاوت باشد. تمرکز این پژوهش فقط بر بخش محتوا است، چرا که در این پژوهش هدف تعیین عناصر محتوای گزارش یکپارچه اسلامی و مولفه های آن ها می باشد. با تمرکز بر بعد دوم از مدل پاسخگویی یکپارچه اسلامی کمارالدین و مدعزیز (2019)، یعنی پاسخگویی نسبت به چه چیزی، و بررسی منابع نظری و مطالعات پیشیین و مبنا قرار دادن چارچوب بین المللی گزارشگری یکپارچه، ابتدا عناصر محتوای گزارش یکپارچه اسلامی و مولفه های هر کدام از آن ها تعیین گردید. سپس با استفاده از تکنیک دلفی فازی مولفه ها در دو دور متوالی در معرض قضاوت 32 نفر از خبرگان قرار داده شد. برای این که مدل از اعتبار بالاتری برخوردار باشد، مولفه های مورد تائید خبرگان، با استفاده از پرسشنامه به نظرسنجی عمومی گذاشته شد. پس از تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از قضاوت 393 نفر، با استفاده از نرم افزار spss، عناصر محتوای و مولفه های آن ها تعیین و رتبه بندی گردید. محتوای گزارش یکپارچه اسلامی شامل 18 مولفه ی اسلامی می باشد که در گزارش یکپارچه بین المللی وجود ندارد.
۱۱۰۱۵.

تحلیل استراتژیک برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بر مبنای مدل SWOT با رویکرد غربالگری فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
هدف از پژوهش حاضر تحلیل استراتژیک برند دانشگاه آزاد اسلامی براساس مدل SWOT است. از حیث هدف روش تحقیق حاضر توسعه ای و از حیث شیوه ی اجرا غیر آزمایشی/ توصیفی و نیز از نقطه نظر نتیجه یک پژوهش کیفی/ کمی (آمیخته) است که به صورت مقطعی و با استفاده از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه برای جمع آوری داده در دو گام انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، در گام اول که به تحلیل محتوای کیفی مستندات دانشگاه و مصاحبه با خبرگان پرداخته دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بوده و با استفاده از نمونه گیری قضاوتی تعداد ۷ نفر بر اساس قاعده اشباع نظری انتخاب شدند؛ در گام دوم که به غربال سازی فازی شاخص ها و مولفه ها اقدام شده جامعه آماری کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بوده و با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 21 نفر در پژوهش مشارکت داشتند؛ نتایج تجزیه و تحلیل داده ها مهمترین نقاط قوت و ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدات پیش روی این واحد دانشگاهی را مشخص کرده و به منظور ارتقای برند این دانشگاه در ذهن مخاطب هدف، استراتژی های چهارگانه ای ارائه داده تا بدین وسیله مسیر کسب مزیت رقابتی پایدار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد تسهیل گردد.
۱۱۰۱۶.

شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: در چشم انداز رقابتی امروز، برندسازی نقش اساسی در موفقیت شرکت ها در صنایع مختلف ایفا می کند. در حالی که بسیاری ممکن است نام تجاری را در درجه اول با محصولات ملموس مرتبط کنند، اما در صنعت خدمات، برند به همان اندازه، حیاتی و دارای اهمیت است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان است، که در شرکت بیمه کوثر ارزیابی شد. روش شناسی: این پژوهش بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمّی در پارادایم قیاسی استقرایی انجام شده و از نظر هدف کاربردی و بنیادی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی پژوهش مطالعات کتابخانه ای است. در بخش کمّی پژوهش، اعضای جامعه آماری خبرگان، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان شناسایی و رتبه بندی می شود. یافته ها : 34 متغیر مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی شد. از میان این متغیرها، 26 متغیر در راند اول دلفی تأیید و 8 متغیر رد شد. نتیجه پرسش آزاد راند اول به شناسایی 5 متغیر جدید منجر شد. این 31 شاخص در قالب 9 دسته بندی، تجربه کارکنان از برند استخدام کننده، ادراک کارکنان از برند درک شده توسط مشتری، برند استخدام کننده و رقبای آن، دانش کارکنان درباره برند، تعهد کارکنان به برند، رفتار شهروندی، تبلیغات دهان به دهان، رضایت کارکنان و قصد ماندن دسته بندی شد. نتیجه گیری: با توجه به رتبه بندی متغیرهایی که با استفاده از روش دلفی فازی در دو راند اول و دوم شناسایی و تأیید شدند. مهم ترین عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند در صنعت بیمه از دید کارکنان عبارت اند از محیط کاری مناسب، شور و اشتیاق به برند و توسعه فردی کارکنان که به ترتیب در جایگاه اول تا سوم رتبه بندی از بعد درجه اهمیت قرار دارد و متغیرهای تلاش مضاعف، مکالمه بارغبت درباره سازمان و رد پیشنهادهای شغلی جدید در جایگاه 18 تا 20 رتبه بندی از حیث درجه اهمیت قرار دارد.
۱۱۰۱۷.

واکاوی نقش اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی در گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: شرکت های بیمه ای، به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، نقشی محوری در مدیریت ریسک های اقتصادی و تأمین امنیت مالی برای اشخاص حقیقی و حقوقی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی و اثربخشی کمیته حسابرسی به عنوان سازوکار های نظارتی اصلی، علاوه بر نظارت بر سیستم های مالی و کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در ارتقای اعتبار و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام حکمرانی شرکتی، به طور مستقیم بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات ارائه شده در گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. کمیته حسابرسی نیز که نهاد نظارتی مستقل در ساختار حکمرانی شرکتی است، نقشی محوری در نظارت بر فرایندهای گزارشگری مالی و غیرمالی دارد. اثربخشی کمیته حسابرسی به طور مستقیم بر کیفیت گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. با توجه به اهمیت روزافزون مسئولیت پذیری اجتماعی در صنعت بیمه، این پژوهش به بررسی تأثیر اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه ای ایران پرداخته است. روش شناسی: روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . جامعه آماری شامل تمامی شرکت های بیمه ای در ایران است که به منظور دستیابی به هدف پژوهش ، دورهه زمانی بین سال های 1398 تا 1402، به عنوان نمونه انتخاب شده است . یافته ها : نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش ، بیانگر تأثیر معنادار و مستقیم (مثبت ) اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر بهبود گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. به طور مشخص، افزایش اثربخشی کمیته حسابرسی و ارتقای کیفیت حسابرسی داخلی به افزایش شفافیت، دقت، و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر می شود. این نتایج بیانگر آن است که ساختار حکمرانی شرکتی قوی، به ویژه از طریق عملکرد مؤثر کمیته های حسابرسی و واحدهای حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی اجتماعی و افزایش اعتماد ذی نفعان کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با ارائه شواهد تجربی جدید، به ادبیات موجود در حوزه گزارشگری مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی در صنعت بیمه کمک می کند. یافته های این پژوهش می تواند به مثابه مبنایی برای سیاست گذاران، مدیران، و نهادهای نظارتی در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت در شرکت های بیمه ای استفاده شود.
۱۱۰۱۸.

هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا: چارچوبی برای شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۷۹
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا و ارائه چارچوبی سلسله مراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد. روش:مطالعه کاربردی-توسعه ای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل داده ها به کار رفت. یافته ها: چارچوب پنج لایه ای شامل پیشران های راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازه های روان شناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان می دهد که موفقیت بهره گیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روان شناختی کارکنان است. نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روان شناختی را هم افزا می کند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر می کند. نتیجه گیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساخت های راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روان شناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهره وری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایه ای برای مطالعات آینده باشد.
۱۱۰۱۹.

A Multi-Objective Optimization Model for Assignment and Scheduling of Tour Guides in War Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹
This study aimed to provide a mathematical model for tour guides' simultaneous allocation and scheduling. Human resource downsizing was one of the main objectives of the problem studied. At the same time, another objective was to match the capabilities of tour guides with their locations. Each of them visits many different tourist sites according to their interests and expertise. The tours and allocations of tour guides and tourists to these tours were scheduled in an integrated manner using a linear programming approach. By reviewing the available documents and data, conducting field observations, and holding interviews with key stakeholders, a clear gap in the field of Assignment and Scheduling was identified. Then various constraints and goals were thoroughly analyzed and modeled as a multi-objective problem to ensure practicality. Finally, a detailed case study was also conducted, which indicated that the derived allocation rule led to significant improvements according to various goals compared to the current allocation system.
۱۱۰۲۰.

ارائه مدلی جهت تبیین موفقیت استارت آپ های ایرانی با تاکید بر عوامل محیطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر موفقیت استارت آپ های ایرانی با تمرکز بر عوامل محیطی می پردازد. در مرحله اول، با استفاده از مصاحبه با خبرگان، 12 مولفه اصلی شناسایی شد که به دو دسته عوامل محیطی و سازمانی تقسیم شدند. در مرحله دوم، با استفاده از پرسشنامه و تحلیل آماری، تاثیر هر یک از مولفه ها بر موفقیت استارت آپ ها بررسی شد. نتایج نشان داد که عوامل محیطی، به ویژه عوامل اقتصادی و سیاست های دولتی، بیشترین تاثیر را بر موفقیت استارت آپ ها دارند. در مرحله سوم، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، اهمیت نسبی هر یک از مولفه ها تعیین شد. نتایج این مرحله نیز نشان داد که عوامل محیطی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. در نتیجه، می توان گفت که موفقیت استارت آپ های ایرانی به شدت تحت تاثیر عوامل محیطی است و برای موفقیت، باید به این عوامل توجه ویژه ای شود. در این پژوهش، عوامل محیطی به عنوان مهمترین عامل موثر بر موفقیت استارت آپ های ایرانی شناسایی شدند. این عوامل شامل عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند. عوامل اقتصادی شامل نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ بهره و رشد اقتصادی هستند. عوامل سیاسی شامل سیاست های دولتی، قوانین و مقررات و ثبات سیاسی هستند. عوامل اجتماعی شامل فرهنگ کارآفرینی، شبکه سازی و دسترسی به منابع انسانی هستند. عوامل فرهنگی شامل ارزش های فرهنگی و باورهای اجتماعی هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی و سیاست های دولتی بیشترین تاثیر را بر موفقیت استارت آپ های ایرانی دارند. این عوامل می توانند فرصت ها و تهدیدهایی را برای استارت آپ ها ایجاد کنند. به عنوان مثال، نرخ تورم بالا می تواند هزینه های عملیاتی استارت آپ ها را افزایش دهد و رشد اقتصادی پایین می تواند تقاضا برای محصولات و خدمات آنها را کاهش دهد. سیاست های دولتی نیز می توانند با ایجاد مشوق ها و موانع، بر موفقیت استارت آپ ها تاثیر بگذارند. علاوه بر عوامل محیطی، عوامل سازمانی نیز بر موفقیت استارت آپ ها تاثیر دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان