یکی از پرسش های دائمی درمورد حقوق مالکیت فکری این است که نقش حقوق مالکیت فکری در توسعه اقتصادی کشورها چیست و چه نوع نظام حقوق مالکیت فکری برای کشورهای درحال توسعه مفیدتر است. برای پاسخ به این پرسش دوگانه، در پژوهش حاضر از یک سو به بررسی مطالعات و تحقیقات تجربی درمورد آثار درون زاد و برون زاد حقوق مالکیت فکری و از سوی دیگر به بررسی سیر تحول نظام حقوق مالکیت فکری سه اقتصاد نوظهور هند، کره جنوبی و چین پرداخته شده تا رهنمودهایی درمورد ایران ارائه شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که حقوق مالکیت فکری تأثیری مثبت بر توسعه اقتصادی داشته و کشورهای درحال توسعه بهتر است هماهنگ با توسعه اقتصادی خود به تقویت نظام حقوق مالکیت فکری خود بپردازند.
امروزه رسانه های اجتماعی تحول عظیمی در عرصه کسب و کار ایجاد کرده اند. این رسانه ها نه تنها در دنیای مجازی مشتریان زیادی را به خود جذب کرده و جانی تازه به صنایع و محصولات بخشیده اند، بلکه مکانی برای مکانی برای روابط جمعی و فعالیت های بازاریابی شرکت نیز هستند. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی شرکت ها، در سال های اخیر، همگام با توسعه های اجتماعی، سیاسی و محیط کسب و کار تکامل یافته و از سوی شرکت ها مورد توجه قرار گرفته است. کارکرد درونی مسئولیت اجتماعی می تواند منجر به بهبود جایگاه شرکت و در نهایت افزایش سودآوری و سرانجام بقای بلندمدت آنان گردد. بنابراین هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی تأثیر رسانه اجتماعی، شفافیت و مسئولیت اجتماعی بر عملکرد با تبیین نقش میانجی برند پایدار است. جامعه آماری این پژوهش مدیران شرکت های خدمات مسافرتی و گردشگری شهر تهران می باشد و برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران استفاده شده است. در این تحقیق برای گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه ای و میدانی به کار گرفته شده است. تحقیق حاضر بر اساس هدف یک تحقیق کاربردی و همچنین بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است<em>.</em> نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، شفافیت و مسئولیت اجتماعی از طریق برند پایدار بر عملکرد تجاری تأثیر معناداری دارند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که تأثیر میانجی برند پایدار نیز معنادار می باشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی بین هوش فرهنگی مدیران با بهره وری شعب بانک مسکن شهرستان ارومیه بوده است. روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی مدیران و کارکنان شعب بانک مسکن شهرستان ارومیه است. تعداد شعب 17 شعبه می باشد. از آنجایی که جامعه ی مورد مطالعه در این پژوهش محدود می باشد، برای گردآوری اطلاعات از روش شمارش کامل (سرشماری) استفاده شده است. اطلاعات لازم به وسیله ی پرسشنامه های هوش فرهنگی و بهره وری گردآوری شده است. بدین منظور به ازای هر مدیر، پرسشنامه ی بهره وری مدیران در بین 4 کارمند توزیع شد. تحلیل های آماری مورد استفاده در این تحقیق، شامل آمار توصیفی (نمودارهای دو متغیره) و آمار استنباطی(همبستگی پیرسون) می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین هوش فرهنگی مدیران و مؤلفه های آن (فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری) با بهره وری شعب رابطه ی مثبت و معنی دار وجود دارد.
امروزه،تبلیغاتبهعنوانیکی ازابزارهای قابل کنترلبازاریابیتاثیریشگرفبررفتارمصرفکنندگانوچگونگیانتخابآن هاداردو بدینترتیب،نقشمهموجایگاهبرجستهایدرارتقایفروشموفقمحصولاتیکسازمانکسبنمودهاست. لذا، محققاندر تحقیقاتخودتلاش می نمایندتاامکانبهرهمندیسازمان هاازاینراهبردراممکن سازند. همینطور که موج کووید-۱۹ سراسر جهان را می پیماید، نوع بشر مجبور به نوآوری و تغییر مسیر کار و زندگی خود شده است. هدف از این پژوهش واکاوی نقش تبلیغات بر نیات رفتاری مشتریان در استفاده از رستوران ها در دوران پسا کرونا می باشد. پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی، بر اساس روش از نوع توصیفی- پیمایشی و بر اساس نوع داده، کمی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مشتریانی که سابقه استفاده از خدمات رستوران ها را دارند، می باشد. تعداد نمونه در این تحقیق 390 نمونه بوده که از طریق روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند. پس از جمع آوری داده ها ، فرضیات پژوهش از طریق نرم افزار لیزرل مورد آزمون قرار گرفت و یافته ها نشان دهنده تاثیر متغیرهای اخبار مرتبط در تبلیغات، تقویت برند در تبلیغات، محرک بودن در تبلیغات، سردرگمی در تبلیغات بر پاسخ هیجانی مشتریان (رضایت) می باشد همچنین نشان دهنده تأثیر پاسخ هیجانی مشتریان (رضایت) بر ارزش سودمندگرایی و ارزش لذت و خوشی مشتریان و تاثیر ارزش های سودمندگرایی و ارزش خوشی و لذت بر نیات رفتاری می باشد. نتایج نیز نشان داده همدلی در تبلیغات و آشنایی با تبلیغات بر پاسخ های هیجانی مشتریان(رضایت) تأثیر ندارد.
هدف: فهم این موضوع که مشتریان بالقوه قبل از اینکه محصولی بخرند چه رفتاری از خود بروز می دهند، می تواند به صنایع تولیدی و تجاری در تبیین برنامه های بازاریابی خود جهت جذب مشتری و صرفه جویی در هزینه های بازاریابی کمک کند. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی جامعی برای رفتار پیش از خرید مصرف کننده می باشد. روش شناسی: جهت نیل به هدف پژوهش، با روش آمیخته، ابتدا در بخش کیفی با مرور سیستماتیک پژوهش های صورت گرفته ابعاد و مؤلفه های رفتار پیش از خرید مصرف کننده شناسایی شد و پایایی آن با شاخص کاپا مورد تأیید قرار گرفت. در بخش کمی با استفاده از روش معادلات ساختاری مدل مربوطه از طریق نرم افزار Smart PLS3 مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: الگوی رفتار پیش از خرید مصرف کننده در 4 بعد و 10 مؤلفه که شامل: عوامل زمینه ای (زمینه روانشناختی و زمینه محیط اجتماعی)، تشخیص نیاز (ترغیب نیاز، ظهور نیاز، واکنش شناختی به نیاز)، جستجوی اطلاعات (عوامل موقعیتی جستجوی اطلاعات، منابع اطلاعاتی ذهنی، منابع اطلاعاتی خارجی) و بررسی قبل از خرید محصول ( ارزیابی گزینه ها، رضایت قبل از خرید) است، ارائه گردید. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل زمینه ای به عنوان عاملی مهم و تأثیر گذار به صورت مستقیم و غیر مستقیم در تمامی مراحل تشخیص نیاز، جستجوی اطلاعات و بررسی قیل از خرید محصول در رفتار پیش از خرید مصرف کننده ایفای نقش می کند. همچنین این مراحل به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر مراحل بعد از خود تإثیر می گذارند.
در این مقاله به بررسی اثرات بلندمدت رفاهی پیوستن ایران به سازمان جهانی تجارت با استفاده از یک مدل تعادل عمومی پویا پرداخته است. به این منظور، ابتدا مدل بر مبنای ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 کالیبره شده و سپس، مدل برای سناریوی پایه و سناریوی رقیب به معنای کاهش تعرفه ها به سطح میانگین تعرفه های 22 کشور درحال توسعه ملحق شده به سازمان شبیه سازی شده است. همچنین، براساس نتایج به دست آمد، در یک افق بلندمدت سی ساله، سطح رفاه خانوارها در تمام سال های پس از الحاق، در مقایسه با قبل از الحاق، افزایش یافته، اما در دهه اول پس از الحاق، نرخ رشد رفاه نسبت به قبل از الحاق، روندی نزولی دارد و روند افزایشی رفاه نیز، از دهه سوم پس از الحاق آغاز می شود.
انتخاب اسم مناسب برای محصول می تواند به شناخته شدن تولیدکننده، ترفیع محصول و تبلیغات موثرتر کمک کند. یکی از راه های انتخاب اسم مناسب، استفاده از نمادهای آوایی زبان است. در این پژوهش تعدادی از نمادهای آوایی زبان فارسی که می توان از آن ها در طراحی اسم برند استفاده کرد، بررسی شده اند. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی بوده و از نقطه نظر گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان ساکن در کوی پسران دانشگاه تهران بوده و روش نمونه گیری از جامعه آماری، غیرتصادفی و از نوع اتفاقی بوده است. نتایج نشان می دهد که اسم برندهایی که دارای مصوت های پیشین زبان فارسی اعم از ”ای“، ”کسره“ و ”فتحه“ هستند، معنای کوچک تر بودن، ظریف تر بودن، ضعیف تر بودن و سبک تر بودن را نسبت به اسم برندهایی که دارای مصوت های پسین زبان فارسی اعم از”ضمه“، ”آ“ و ”او“ هستند، در ذهن پاسخگویان متبلور می کنند. همچنین اسم برندهایی که دارای مصوت های پسین زبان فارسی هستند نسبت به اسم برند هایی که دارای مصوت های پیشین زبان فارسی هستند، معنای سریع تر بودن را در ذهن پاسخگویان متبلور می کنند
بهطور مرسوم اثرات گردشگری را تحت عناوین اثرات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی میتوان مورد بررسی قرار داد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی، بررسی و تبیین اثرات جشنواره گلابگیری در شهرستان کاشان از دیدگاه ساکنان محلی است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی میباشد و روش بررسی در آن توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 200 نفر محاسبه شده است. جهت تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه استفاده شده است. نتایج مؤید آن AMOS و SPSS از روشهای مختلفآماری با استفاده از نرمافزار است، برگزاری جشنواره گلابگیری اثرات محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه ایجاد نموده است. عامل اقتصادی بیشترین نقش را در تبیین اثرات جشنواره گلابگیری به خود اختصاص داده است. عامل محیطی دیگر عامل مهمی است که تحت تأثیر جشنواره گلابگیری و توسعه گردشگری میباشد. این عامل بیشترین تعداد متغیر را به خود اختصاص داده است. دیگر عامل مهم که تحت تأثیر جشنواره گلابگیری و توسعه گردشگری میباشد عامل کالبدی است. آخرین عامل، عامل اجتماعی است. وجود کمترین بار عاملی نسبت به سایر عوامل گویای این واقعیت است که بافت اجتماعی کاشان در برابر تغییرات مقاومت زیادی از خود نشان میدهد و این منطقه هویت محلی خود را همچنان حفظ کرده است.
شتاب بخشیدن به روند رشد اقتصادی در کشورها مستلزم کاهش سطح حضور دولت در فعالیت های غیر حاکمیتی است که ممکن است در چارچوب خصوصی سازی تعریف شود؛ اما آنچه موضوع مشارکت بخش خصوصی دولتی را از مفهوم خصوصی سازی متمایز می سازد، این است که در بحث مشارکت بخش خصوصی دولتی، دولت ها وظایف قانونی و مسئولیت های حاکمیتی خود را حفظ می کنند و با تقبل بخشی از ریسک و حداقل کردن آن، زمینه شراکت بخش خصوصی با بخش دولتی را فراهم می آورند. یکی از راهبردها های کاهش هجمه خصوصی سازی، طراحی پروژه های مشارکتی بین بخش های خصوصی و دولتی است. هدف از این پژوهش، بررسی موانع توسعه راهبرد مشارکت بخش خصوصی دولتی در پروژه های ملّی و اولویت بندی هر یک از موانع است. راهبرد پژوهشی این مطالعه، ترکیبی و مستلزم گرداوری و تحلیل هر دو نوع داده کمّی و کیفی است که درنهایت 46 مانع شناسایی و در 9 دسته طبقه بندی شد. شناخت موانع مشارکت بخش خصوصی دولتی به مدیران دولتی کمک خواهد کرد تا با شناسایی موانع و رفع آن ها، ضمن کاهش هزینه ها به ویژه پیشگیری از افزایش هزینه و تسریع عملیات اجرای پروژه در زمان تعیین شده، خدمات عمومی باکیفیت تری را به شهروندان ارائه کنند.
10 ایده ی برتر بازاریابی و تبلیغات"" قرار است جرقه های کوچک را برای مدیران به راه اندازد. ایده هایی نظیر تحویل خودرو به کسانی که خودرو آنها در راه مانده است برای رسیدن به مقصد، و یا تحویل قوطی خالی ماء الشعیر به جای بلیت قطار با این هدف که قوطی ها بازیافت شوند و از کثیف شدن خیابانها جلوگیری کرد و...
در آینده خطر ورشکستگی و خروج از بازار در بسیاری صنایع بیشتر خواهد بود، زیرا در حال حاضر اندازه و دفعات بروز تغییر در محیط فراروی آن ها در حال افزایش است. این تغییرات به سرعت بستر و بافتی که راهبردها در آن طراحی و اجرا می شوند و نیز اطلاعات و ابزاری را که مدیران در اختیار دارند، عوض می کند. با توجه به اینکه اجرای موفقیت آمیز استراتژی های بنگاه در بازارهای جهانی مستلزم تطبیق عناصر آمیخته بازاریابی با راهبردهای آن است، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه اینرسی راهبردی و عملکرد صادراتی می باشد. براین اساس 300 بنگاه صادرکننده از استان تهران به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه گردآوری و از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد، اکثر بنگاه های صادرکننده ایرانی با نوعی اینرسی در حوزه راهبرد بازاریابی روبرو بوده است و این امر یکی از دلایل ناپایداری در حوزه عملکرد صادراتی بنگاه ها می باشد. یافته های دیگر پژوهش حاضر نشان می دهد، بین تطابق عناصر آمیخته بازاریابی با راهبردهای بنگاه و عملکرد صادراتی بنگاه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بنا به نتایج این تحقیق، بنگاه هایی که بین راهبردهای بازاریابی و راهبردهای اصلی آنها سازگاری راهبردی وجود داشته باشد، عملکرد صادراتی پایدارتری خواهند داشت.