محمدعلی بشارت

محمدعلی بشارت

سمت: دکترای تخصصی
مدرک تحصیلی: استاد تمام، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۲۳ مورد.
۲۴۱.

مدل مداخله آموزشی مبتنی بر سبک زندگی عمومی و سلامت قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۵۵۳
هدف: هدف این پژوهش، طراحی و اجرای یک مدل مداخله آموزشی مبتنی بر سبک زندگی عمومی و آزمون اثربخشی آن بر ارتقای سلامت روانی و رفتارهای سلامت افراد در معرض خطر بیماری قلبی بود. روش پژوهش: در این پژوهش، ۲۳ نفر از کارمندان بیمارستان قلب شهید رجایی در شش جلسه گرو هدرمانی آموزشی شرکت کردند. شرک تکنندگان پرسشنامه های نیمرخ سبک زندگی ارتقاء دهنده سامت ) HPLH-II ( و مقیاس سلامت روانی ) MHI-28 ( را در مراحل پی شآزمون و پ سآزمون تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل مداخله آموزشی مبتنی بر سبک زندگی عمومی می تواند بهزیستی روانی و رفتارهای سلامت افراد در معرض خطر بیماری قلبی را به صورت معنادار ارتقاء دهد. نتیجه گیری: این پژوهش بر ضرورت توجه بیشتر به آموزش سبک زندگی سالم برای پیشگیری از بیماری های قلبی تأکید م یکند.
۲۴۲.

طراحی و بررسی اثربخشی مداخله ای بر اساس نظریه نظام های خانواده بوون برای ارتقای سلامت و کیفیت روابط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۵۰۲
تعارض در خانواده نقش مهمی در سلامت و کیفیت زندگی افراد دارد ولی مداخله های خانواده محور کمی به منظور کاهش تعارض و بهبود سلامت در خانواده طراحی شده اند. هدف این پژوهش طراحی و ارزیابی یک مداخله روانی- آموزشی خانواده محور کوتاه مدت بر اساس نظریه نظام های خانواده بوون برای بهبود سلامت و کیفیت رابطه در زوج های مبتلا به اختلال های اضطرابی و تعارض های زناشویی است. 19 زوج به عنوان گروه آزمایشی و 19 زوج به عنوان گروه گواه در این طرح شبه آزمایشی با روش نمونه گیری در دسترس و پیگیری 2 ماهه شرکت کردند. شرکت کنندگان به پرسشنامه کیفیت رابطه (پیرس، ساراسون و ساراسون، 1991) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس و اندازه گیری های مکرر نشان داد که این مداخله می تواند کیفیت زندگی و کیفیت رابطه زوج ها را ارتقا دهد. نتایج این پژوهش تأیید کننده اثربخشی درمان سیستمی بوون است و می تواند برای معرفی مدل جدیدی در روانشناسی سلامت بر اساس نقش عوامل بین فردی و هیجانی در سلامت مورد استفاده قرار بگیرد.
۲۴۳.

نقش واسطه ای دشواری نظم جویی هیجان در رابطۀ بین روان سازه های ناسازگار اولیه و نشانه های افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۵۵۸
زمینه: نشانه های افسردگی موجب کاهش کیفیت زندگی می شوند و افراد را برای ابتلا به اختلالات افسردگی مستعد می سازند. اما سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا دشواری نظم جویی هیجان در این رابطه نقش واسطه ای ایفا می کند؟ هدف: تعیین نقش واسطه ای دشواری نظم جویی هیجان در رابطۀ بین روان سازه های ناسازگار اولیه و نشانه های افسردگی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود. برای این منظور، 300 دانشجو (158 زن، 142 مرد) به روش در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزار عبارت بودند از: پرسشنامۀ روان سازه یانگ (یانگ، 1998)، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (لاویباند و لاویباند، 1995) و مقیاس دشواری نظم جویی هیجان (گرتز و رومر، 2004) . برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: بین روان سازه های ناسازگار اولیه، دشواری نظم جویی هیجان و نشانه های افسردگی رابطۀ مثبت معنادار وجود داشت (0/01> p ) و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان دهندۀ نقش واسطه ای دشواری نظم جویی هیجان در رابطۀ بین روان سازه های ناسازگار اولیه و نشانه های افسردگی بود (0/05> p ). نتیجه گیری: روان سازه های ناسازگار اولیه از طریق دشواری نظم جویی هیجان، نشانه های افسردگی را تحت تأثیر قرار می دهند. لذا به منظور پیش گیری از ایجاد نشانه های افسردگی علاوه بر کاهش ویژگی های منفی روان سازه های ناسازگار اولیه، لازم است زمینه های بازسازی فرآیندهای نظم جویی هیجان با هدف افزایش سطح سلامت روانی فراهم شود
۲۴۴.

نقش پیش بین خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان و حمایت اجتماعی در خودمدیریتی دیابت قندی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۴۳۹
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش بین خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و رابطه پزشک- بیمار در خودمدیریتی دیابت قندی بود. روش : 500 (245 مرد و 255 زن) بیمار سرپایی مبتلا به دیابت نوع II مراجعه کننده به درمانگاه های بیمارستان شریعتی تهران به شیوه در دسترس به مقیاس های خودمراقبتی دیابت، خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و رابطه پزشک- بیمار پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها : میان خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان، ارتباط پزشک- بیمار و حمایت اجتماعی با خودمدیریتی دیابت رابطه مثبت و معنادار به دست آمد (001/0 p< ). خودکارآمدی، باور به اثربخشی درمان و حمایت اجتماعی توانستند تغییرهای خودمدیریتی دیابت را پیش بینی کنند (001/0≥ p ، 310 و 3= df ، 326/1= F )، به طوری که 89% خودمدیریتی دیابت به وسیله این سه متغیر تبیین شد. نتیجه گیری : باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی و به ویژه خودکارآمدی در انجام فعالیت های خودمدیریتی دیابت مهم هستند و بنابراین تدارک برنامه های بهبود و تقویت خودکارآمدی، برای ارتقای رفتارهای خودمراقبتی و کاهش آسیب های همراه دیابت سودمند است.
۲۴۵.

تاثیر مداخله روانی- آموزشی بر کیفیت زندگی، سلامت روانی و بهشیاری بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
هدف: بررسی اثربخشی مداخله روانی- آموزشی بر کیفیت زندگی، سلامت روانی و بهشیاری بیماران مبتلا به بیماری MS بود. روش: 24 بیمار MS مراجعه کننده به کلینیک تخصصی بیماران MS که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. دو گروه نیز به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از ابزارهای مقیاس کیفیت زندگی، مقیاس سلامت روانی و مقیاس بهشیاری استفاده شد. ابتدا هر دو گروه پرسشنامه های پیش آزمون را تکمیل نمودند. سپس افراد گروه آزمایش تحت مداخله روانی- آموزشی به مدت 8 جلسه 150 دقیقه ای و یک روز تمرین هشیاری قرار گرفتند و افراد گروه کنترل تنها درمان دارویی را ادامه دادند. در نهایت هر دو گروه پرسشنامه های پس آزمون را کامل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله روانی- آموزشی کیفیت زندگی و بهشیاری بیماران مبتلا به MS را به طور معنادار بهبود بخشید. سلامت روانی بیماران بعد از مداخله روانی- آموزشی تغییر قابل توجهی نداشت. بر اساس نتایج این پژوهش نتیجه گرفته می شود که این مداخله می تواند به عنوان یک درمان مکمل مناسب و تاثیرگذار برای افراد مبتلا به بیماری MS مورد استفاده قرار گیرد.
۲۴۶.

پیش بینی شدت درد در بیماران مبتلا به درد مزمن بر اساس ناگویی هیجانی: نقش واسطه ای سیستم بازداری رفتاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۶۹۶
اهداف هدف از این پژوهش، پیش بینی شدت درد بر اساس میزان ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به درد مزمن بود؛ به گونه ای که در این رابطه، سیستم بازداری رفتاری نقش میانجی و اهمیت زیادی داشت. مواد و روش ها این پژوهش از نوع همبستگی و با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری عبارت بود از بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به درد مزمن که در بهار تا پاییز 1396 به کلینیک درد ماهان و کلینیک جامع طب فیزیکی و کلینیک توان بخشی آرمان در تهران مراجعه کرده بودند. 488 بیمار مبتلا که سابقه حداقل 3 ماه دردهای مزمن اسکلتی عضلانی داشتند، به صورت هدفمند انتخاب شدند و پرسش نامه های ناگویی هیجانی تورنتو، سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری و مقیاس درجه بندی عددی شدت درد را پاسخ دادند. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS انجام شد. یافته ها شدت درد با ناگویی هیجانی و سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01، و با سیستم جنگ/ گریز در سطح 0/05 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی با سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی (34/6=t و 29/0=β)، میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (77/3=t و 17/0=β) و میزان فعالیت سیستم جنگ/ گریز (26/4=t و 18/0=β) توانستند واریانس شدت درد را تبیین کنند. ناگویی هیجانی توانست تبیین کننده میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (03/8=t و 30/0=β) و سیستم فعال ساز رفتاری (83/2=t و 14/0-=β) باشد. نتیجه گیری رابطه میان ناگویی هیجانی و شدت ادراک درد، رابطه خطی ساده نیست، بلکه سیستم بازداری رفتاری که برون دادی از سنخ اجتناب های رفتاری دارد، می تواند این رابطه را تحت تأثیر قرار دهد.
۲۴۷.

استفاده از فنّاوری ردیابی چشم در اختلال های خوردن: مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۴۱۰
اختلال های خوردن از موضوعات مورد توجه بسیاری از پژوهشگران هستند که از جنبه های متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند. این اختلال ها طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی شامل اختلال پایدار در غذا خوردن یا رفتارهای مربوط به خوردن می شوند و انواع مختلفی از جمله بی اشتهایی روانی، پراشتهایی روانی، اختلال پرخوری، پایکا و سایر اختلال ها دارند و منجر به آسیب های قابل توجه جسمانی، روانی و اجتماعی می گردند. یکی از ابزارهایی که در چند سال اخیر توجه ویژه ای به آن شده است، فنّاوری ردیاب چشمی است که از طریق ردیابی حرکات چشم، اطلاعات مفیدی در اختیار پژوهشگر قرار می دهد. از این فنّاوری برای بررسی توجه افراد مبتلا به اختلال های خوردن به محرک های مختلف استفاده شده است. هدف مطالعه مروری حاضر جمع بندی و خلاصه سازی داده های به دست آمده از این مطالعات است. بدین منظور کلید واژه های مرتبط با موضوع در پایگاه های Science Direct و Pubmed جستجو شد و پس از خارج کردن مقالات نامتناسب با هدف پژوهش، 19 مقاله مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. نتایج به سه دسته کلی محرک های غذایی، بدن و هیجان های چهره به عنوان محرک های اصلی در زمینه پژوهش اختلال های خوردن با استفاده فنّاوری ردیابی چشم منتهی گردید.
۲۴۸.

نقش واسطه ای راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۳۹۶
هدف اصلی این پژوهش تعیین اثر واسطه ای راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با ناگویی هیجانی بود. 256 زن و مرد تهرانی (115 مرد، 141 زن) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته شد سیاهه دلبستگی بزرگسال (AAI؛ بشارت، 1384، 2011)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (FTAS؛ بگبی، پارکر و تیلور، 1994) و پرسشنامه نظم دهی شناختی هیجان (CERQ؛ گارنفسکی و کرایج، 2006) را تکمیل کنند. نتایج نشان دادند بین سبک دلبستگی ایمن با ناگویی هیجانی رابطة منفی معنادار و بین سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با ناگویی هیجانی رابطة مثبت معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند دو دسته راهبردهای سازش یافته و سازش نایافته نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی تاثیر واسطه ای دارند. سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن از طریق راهبردهای سازش یافته و سازش نایافته نظم دهی شناختی هیجان در دو جهت متضاد تغییرات مربوط به ناگویی هیجانی را پیش بینی می کنند. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت تاثیر واسطه ای راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی جزیی است.
۲۴۹.

نقش میانجی گری استحکام من فرزندان در رابطه بین کنشوری خانواده و سبک هویت فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۵۴۰
سبک هویت بر اساس متغیرها و تجربه ها ی متعدد شکل می گیرند. خانواده در شکل گیری سبک هویت فرزندان نقش تعیین کننده دارد. خانواده چگونه و با چه مکانیسم ها یی سبک هویت فرزندان را تعیین می کند؟ این پژوهش دو هدف داشت: تعیین رابطه بین کنش وری خانواده و سبک هویت فرزندان؛ مطالعه نقش میانجیگری استحکام من فرزندان در رابطه بین کنش وری خانواده و سبک هویت فرزندان. تعداد 237 دانش آموز دبیرستانی (123 پسر، 114 دختر) و مادران آنها در این پژوهش شرکت کردند. از مادران خواسته شد ابزار سنجش خانواده ( FAD ؛ اپستین، بیشاپ و لوین، 1978) را تکمیل کنند. دانش آموزان نیز مقیاس سبک هویت ( ISI-4 ؛ برزونسکی، 1989 ) و مقیاس استحکام من ( ESS ؛ بشارت، 1386، 1394) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که کنش وری خانواده با استحکام من همبستگی مثبت معنادار دارد. استحکام من فرزندان با سبک هویت هنجاری و اطلاعاتی آنان همبستگی مثبت و با سبک هویت اجتنابی/سردرگم رابطه منفی داشت. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که استحکام من در رابطه بین کنش وری خانواده و سبک هویت اطلاعاتی نقش میانجیگرانه دارد. بر اساس یافته ها ی این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رابطه بین کنش وری خانواده و سبک هویت من فرزندان یک رابطه ساده نیست. این رابطه تا حدودی از طریق نقش میانجیگری بعضی از ویژگی ها ی شخصیتی، مثل استحکام من، شکل می گیرد.
۲۵۰.

ساخت و اعتباریابی مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی: یک مطالعه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۵۴۸
هدف اصلی این پژوهش ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس 14 گویه ای کمال گرایی معنوی/مذهبی شامل روایی سازه، روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی)، همسانی درونی و پایایی بازآزمایی بود. چهارصد و شصت و نه نفر (226 مرد، 243 زن) داوطلب از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی ( SRPS )، مقیاس استحکام من ( ESS ) ، مقیاس سلامت روانی ( MHI-28 ) و مقیاس عواطف مثبت و منفی ( PANAS ) را تکمیل کنند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، یک عامل کلی را برای مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی تایید کرد. روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی از طریق سنجش همزمان استحکام من، بهزیستی و درماندگی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی در مورد شرکت کنندگان محاسبه شد . ضرایب همبستگی میانگین نمره آزمودنی ها در مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی با شاخص های استحکام من، بهزیستی و درماندگی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی معنادار بود. همسانی درونی مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی بر حسب ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 79/0 تا 91/0 مورد تایید قرار گرفت. پایایی بازآزمایی مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضریب همبستگی 73/0 مورد تآیید قرار گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی برای سنجش این سازه در نمونه های ایرانی از پایایی و روایی کافی برخوردار است.
۲۵۱.

پیش بینی شاخص های مزاج عاطفی فرزندان بر اساس شاخص های مزاج عاطفی والدین: یک مطالعه بین نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۱
انتقال بین نسلی به انتقال رفتار، ویژگی ها و یا گرایش های یک نسل به نسل بعدی گفته می شود. در این فرایند، والدین یک نسل گرایش دارند تا برخی ویژگی های روانشناختی خود را در مورد فرزندانشان تکرار کنند. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی شاخص های مزاج عاطفی فرزندان بر اساس شاخص های مزاج عاطفی والدین بود. بدین منظور 207 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر تهران (146 دختر، 56 پسر، 5 نامشخص) و والدین آن ها (207 پدر، 207 مادر) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان در پژوهش مقیاس هیجان پذیری مثبت و منفی ( PNES ) را تکمیل کردند. روش این پژوهش توصیفی و از نمونه طرح های همبستگی است. داده های پژوهش با استفاده از روش ها و شاخص های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی و مدل تحلیل آمیخته مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج همبستگی نشان داد که بین شاخص های مزاج عاطفی والدین و فرزندان رابطه معنادار وجود دارد (0/001 p < ). نتایج مدل تحلیل آمیخته نیز نشان داد که شاخص های مزاج عاطفی والدین توان پیش بینی شاخص های مزاج عاطفی فرزندان را دارد و هیجان پذیری مثبت و منفی به صورت بین نسلی از والدین به فرزندان منتقل می شود ( 0/001 p< ). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ویژگی های مزاج عاطفی قابلیت انتقال از نسلی به نسل دیگر را دارند. شناخت مکانیسم های انتقال بین نسلی نه تنها ویژگی های مزاج عاطفی نسل بعدی را پیش بینی می کند، بلکه می تواند در چهارچوب برنامه های آموزشی- مداخله ای از انتقال ویژگی های آسیب زا پیشگیری کند و ویژگی های مفید و سالم را تقویت نماید.
۲۵۲.

بررسی نقش پیش بین ناگویی طبعی و حمایت اجتماعی ادراک شده در نتایج درمان دارویی، درمان انگیزشی و درمان ترکیبی (دارویی- انگیزشی) سوء مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۶۸۰
اختلال سوء مصرف مواد یکی از شایع ترین و مزمن ترین اختلالاتی است که بار زیادی را بر فرد و جامعه تحمیل می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کنندگی ناگویی طبعی و حمایت اجتماعی ادراک شده در نتایج درمان دارویی، درمان انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی سوء مصرف مواد طراحی و اجرا گردید. روش این پژوهش توصیفی و از نمونه طرح های همبستگی است. بدین منظور 180 نفر سوء مصرف کننده مواد به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه درمان دارویی، مشاوره انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی قرار گرفتند. افراد آزمودنی پیش از درمان پرسشنامه های مربوط به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS-12) و مقیاس ناگویی طبعی تورنتو ( TAS-20 ) را تکمیل کردند. پس از پایان دوره درمانی تعداد افراد باقی مانده هر گروه درمانی به ترتیب 45، 39 و 43 نفر بود. داده های پژوهش با استفاده از شاخص ها و روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. در بررسی پیش بینی پذیری نتایج درمان براساس ناگویی طبعی، نتایج حاکی از امکان پیش بینی پذیری نتایج درمان بر اساس مداخله دارویی بود و ناگویی طبعی نتایج درمان های انگیزشی و ترکیبی را پس از سه و شش ماه نتوانست پیش بینی کند ( 0/05 > p ) . همچنین نتایج حاکی از سهیم بودن حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی نتایج هر سه درمان انگیزشی، دارویی و ترکیبی پس از سه و شش ماه بود (0/05 > p ) . نتایج پژوهش حاضر نشان داد ناگویی طبعی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی نتایج درمانی سوء مصرف مواد تأثیر گذارند. توجه به این متغیرها می تواند در پیشگیری، تشخیص و درمان سوء مصرف مواد مؤثر باشد.
۲۵۳.

مرور نظام مند مطالعات کیفی تجربه یوگا به مثابه رواندرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۷۴۸
امروزه یوگا به عنوان یکی از درمان های مکمل، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از جنبه های مهم پژوهش در این زمینه، بررسی مطالعات کیفی در تجربه یوگا به عنوان درمان است. این مطالعه با هدف شناسایی و بررسی عوامل و ملاک های تجربه انجام یوگا به عنوان مداخلات رواندرمانی، با مرور منظم پژوهش های موجود در این زمینه انجام شد. بدین منظور پایگاه های داده های ساینس دایرکت، سای اینفو، تیلور اند فرانسیس، پاب مد، سیویلیکا، مگ ایران، اس آی دی و نورمگز جستجو شد. پس از خارج کردن مقالات نامتناسب با هدف پژوهش، مرور کامل روی 13 مقاله باقی مانده انجام شد. نتایج به استخراج سه عامل کلی و یازده ملاک منتهی گردید. عامل کاهش رنج ها، شامل ملاک های ساکت کردن ذهن، ثبات هیجانی و سلامت جسمانی و پذیرش؛ عامل خویشتن به مثابه یک عامل تغییر، شامل ملاک های متصل بودن، توانمندسازی، آگاهی مشفقانه، درک یک رویکرد کل گرا و توجه انعطاف پذیر؛ و عامل درمان به مثابه یک فرآیند، شامل دو ملاک موانع در برابر تمرین یوگا و غلبه بر موانع. در نهایت، نتایج نشان دهنده پذیرش و امکان استفاده از یوگا به عنوان یک درمان جانبی برای افرادی است که از مشکلات سلامت روان شایع همچون اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه رنج می برند.
۲۵۴.

تحلیل ساختاری ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی؛ نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۶۰۷
مقدمه: پرستش افراد مشهور به عنوان ارتباط فرا اجتماعی با افراد مشهور می تواند بر بهزیستی روانشناختی تاثیرگذار باشد. البته در این بین، توانایی های شناختی و به طور مشخص انعطاف پذیری شناختی به موجب تاثیراتی که بر ارتباطات بین فردی می گذارند، می توانند نقش موثری را ایفا کنند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی صورت گرفته است. روش : طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1397 بودند که از این بین 300 دانشجو خانم و آقا با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. پس از نمونه گیری، مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون، لانگ و هوران، 2002)، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (ریف، 1989) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندر وال، 2010) به شرکت کنندگان ارائه شد. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل ساختاری انجام گرفت. یافته ها: بر طبق نتایج بدست آمده، پرستش افراد مشهور به صورت معنی داری با بهزیستی روانشناسی و انعطاف پذیری شناختی همبستگی منفی داشت. در واقع، پرستش افراد مشهور به صورت مستقیم بر بهزیستی روانشناختی و انعطاف پذیری شناختی تاثیر منفی معنی دار داشت. همچنین اثر غیرمستقیم پرستش افراد مشهور بر بهزیستی روانشناختی از طریق انعطاف پذیری شناختی منفی و معنی دار بود. بنابراین می توان گفت که انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی در ارتباط پرستش افراد مشهور با بهزیستی روانشناختی دارد. به بیانی دیگر، با افزایش توانایی انعطاف پذیری شناختی، از مشکلات بهزیستی روانشناختی ناشی از درآمیختگی افراطی با افراد مشهور کاسته می شود. نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در ارتباط بین پرستش افراد مشهور و بهزیستی روانشناختی، می توان مطرح کرد که هر چه توانایی انعطاف پذیری شناختی افزایش یابد، مشکلات بهزیستی روانشناختی ناشی از پرستش افراد مشهور کمتر می شود.
۲۵۵.

بررسی رابطۀ کیفیت زندگی با ابعاد شخصیتی کلونینجر در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۳ تعداد دانلود : ۴۴۳
زمینه: سنجش کیفیت زندگی بیماران روان پزشکی اطلاعات سودمندی برای برنامه ریزی و ارزیابی راهبردهای درمانی فراهم می کند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی، شخصیت است. اما کدام ابعاد شناختی و هیجانی شخصیت با کیفیت زندگی در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین، ارتباط بیشتری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطۀ کیفیت زندگی با ابعاد شناختی و هیجانی شخصیتی کلونینجر در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی -همبستگی بود. به این منظور از پرسشنامه های 36 سؤالی کیفیت زندگی ویر و شربورن ( SF-36 )(1992) و 56 سؤالی سرشت و منش کلونینجر ( TCA -56 )(1994) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. در این تحقیق یک گروه 37 نفری مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی که از داروهای بازدارنده بازجذب سروتونین مصرف می کرده اند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین ابعاد شخصیتی کلونینجر و ابعاد کیفیت زندگی مصرف کنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین ارتباط معنادار است (0/05 p< ). و نیز نتایج رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که ابعاد خودهدایتمندی به طور مثبت و آسیب گریزی به طور منفی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در مصرف کنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین است (0/01 p< ). نتیجه گیری: این بدان معنی است که خودهدایتمندی بالا و آسیب گریزی پایین موجب ارتقای کیفیت زندگی مصرف کنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین می شود.
۲۵۶.

نقش واسطه ای مکانیسمهای دفاعی در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۰ تعداد دانلود : ۵۶۶
هدف پژوهش تعیین نقش واسطه ای مکانیسمهای دفاعی در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با ناگویی هیجانی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری شامل زنان و مردان 20 تا 55 ساله ساکن شهر تهران، بهتعداد تقریبی چهار میلیون نفر بود که ازمیان آنها 314 مرد و 362 زن به صورت داوطلب انتخاب و پرسشنامه سبکهای دفاعی اندروز، سینگ و بوند 1993 )) ، مقیاس دلبستگی بزرگسال هازن و شیور ( 1987 ) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو بگبی، پارکر و تیلور ( 1994 ) توسط آنها تکمیل شد. تحلیل دادهها با محاسبه ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد رابطه بین ناگویی هیجانی با سبک دلبستگی ایمن منفی و با سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا مثبت است و مکانیسم های دفاعی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و ناگویی هیجانی تأثیر واسطه ای دارد. سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن ازطریق مکانیسمهای دفاعی رشدیافته، روان آزرده و رشدنایافته در دو جهت متضاد تغییرات مربوط به ناگویی هیجانی را پیش بینی میکند. نتیجه گیری: تأثیر واسطه ای مکانیسمهای دفاعی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و ناگویی هیجانی جزیی است. مکانیسم های دفاعی میزان تأثیر سبک های دلبستگی بر ناگویی هیجانی را کاهش میدهد اما این تأثیر کامل نیست، یعنی رابطه سبک های دلبستگی و ناگویی هیجانی همچنان معنادار باقی می ماند. لذا به منظور بازسازی فرایندهای تنظیم هیجان، علاوه بر تقویت ویژگیهای ایمنی بخش دلبستگی، لازم است زمینه های به کارگیری مکانسیم های دفاعی رشدیافته نیز فراهم شود.
۲۵۷.

پیش بینی نشانه های اضطراب و افسردگی بر اساس مولفه های رویارویی با مسلمات هستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۵۵۱
مقدمهاین پژوهش به منظور تبیین سهم مولفه های رویارویی با مسلمات هستی (مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی) در پیش بینی نشانه های اضطراب و افسردگی انجام شده است. روش389 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد شامل 218 مرد و 171 زن، در سال تحصیلی 94- 95 به عنوان نمونه پژوهش حاضر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از زیر مقیاس های اضطراب و افسردگی در مقیاس افسردگی، اضطراب، تنیدگی ( DASS )، مقیاس اضطراب مرگ ( DAS )، نسخه سوم مقیاس احساس تنهایی ِ UCLA ( UCLA-LS )، زیرمقیاس وجود معنا در زندگی از پرسشنامه معنادار بودن زندگی ( MLQ ) و مقیاس مسئولیت پذیری ِ پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا ( CPI ) جمع آوری شده و با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته هااضطراب مرگ و احساس تنهایی به صورت مستقیم و معنادار با نشانه های افسردگی رابطه داشتند. رابطه معنادار بودن زندگی و نشانه های افسردگی نیز معکوس و معنادار بود. همچنین مولفه های احساس تنهایی، مسئولیت پذیری و اضطراب مرگ توانایی پیش بینی نشانه های اضطراب را دارند، همچنین احساس تنهایی و معنادار بودن زندگی توانایی پیش بینی نشانه های افسردگی را دارند. بحث و نتیجه گیریبر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان رویارویی با مسلمات هستی را از جمله عوامل موثر در ایجاد نشانه های اضطراب و افسردگی دانست. همچنین احساس تنهایی تنها مولفه از مولفه های رویارویی با مسلمات هستی است که به طور مشترک به نشانه های اضطراب و افسردگی در جوانان می انجامد.
۲۵۸.

ساخت و درستی آزمایی مقیاس استحکام من: یک مطالعه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۴۷۳
استحکام من، مجموعه ای از کنش های من به عنوان یکی از ساختارهای اساسی شخصیت محسوب می شود. فرایند بهنجار تحول مستلزم توانایی من در مواجهه با مطالبات و تعارض های نهاد، فرامن و مقتیضات محیط است. سنجش این توانایی نیازمند داشتن ابزاری معتبر است. هدف اصلی این پژوهش ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس استحکام من شامل درستی سازه، درستی همگرا و تشخیصی (افتراقی)، همسانی درونی و قابلیت اعتماد بازآزمایی بود. دویست و شصت و هفت دانشجو (151 دختر، 116 پسر) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس استحکام من ( ESS )، مقیاس رواندرستی ( MHI-28 )، مقیاس دشواری نظم جویی هیجان ( DERS ) و مقیاس عواطف مثبت و منفی ( PANAS ) را تکمیل کنند. طرح پژوهش حاضر توسعه ای- کاربردی است. در این پژوهش، از روش های تحلیل آماری شامل تحلیل عاملی اکتشافی برای درستی سازه؛ ضریب آلفای کرونباخ برای همسانی درونی؛ و بازآزمایی برای پایائی ابزار استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، پنج عامل را برای مقیاس استحکام من تأیید کرد. درستی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس استحکام من از طریق سنجش همزمان رواندرستی و درماندگی روانشناختی، دشواری نظم جویی هیجان و عواطف مثبت و منفی در مورد شرکت کنندگان محاسبه شد. ضرایب همبستگی میانگین نمره های آزمودنی ها در مقیاس های استحکام من با شاخص های رواندرستی و درماندگی روانشناختی، دشواری نظم جویی هیجان و عواطف مثبت و منفی معنادار بود. همسانی درونی مقیاس های استحکام من بر حسب ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 0/79 تا 0/85 مورد تأیید قرار گرفت. قابلیت اعتماد بازآزمایی مقیاس های استحکام من بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 0/65 تا0/73 در سطح 0/001 p < مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، مقیاس استحکام من برای سنجش این سازه در نمونه های ایرانی از قابلیت اعتماد و درستی کافی برخوردار است.
۲۵۹.

مقایسه سبک های دلبستگی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۸۸۵
نارسایی تنظیم هیجان ها از مشکلات بنیادین افراد مبتلا به اختلال های خلقی و اضطرابی است. سبک دلبستگی، که از کودکی در چهارچوب روابط مادر- کودک شکل می گیرد، تعیین کننده اصلی شیوه تنظیم هیجان هاست. شکل گیری نابهنجار سبک های دلبستگی، می تواند فرایند بهنجار تنظیم هیجان ها را تحت تاثیر قرار دهد. هدف اصلی این پژوهش مقایسه سبک های دلبستگی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. پس از تشخیص روان پزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا سیاهه دلبستگی بزرگسال (AAI ؛ بشارت، 1384، 2011) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان دادند که سبک دلبستگی غالب در بیماران افسرده، اجتنابی؛ در بیماران مضطرب، دوسوگرا و در افراد عادی، ایمن است. مقایسه سبک های دلبستگی بیماران و افراد عادی، احتمال تاثیرگذاری اختلال سبک های دلبستگی بر نارسایی تنظیم هیجان ها را تایید می کند. تفاوت سبک های دلبستگی بیماران افسرده و مضطرب نیز می تواند تفاوت در نوع نارسایی تنظیم هیجان ها را در این دو گروه توجیه کند.
۲۶۰.

پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبکهای دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۶۴۵
دلبستگی یکی از سازه های روانشناختی است که تحت تاثیر ارتباط اولیه مراقب-کودک شکل می گیرد. انواع سبک های دلبستگی برحسب نوع تعاملی که کودک با مراقب داشته است دیگر ویژگی های روانشناختی را تحت تاثیر قرار می دهد. بهشیاری که به صورت توجه به زمان حال و آگاهی از حالت های درون فردی و برون فردی تعریف شده است از جمله این ویژگی ها است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح بهشیاری براساس سبک های دلبستگی بود. تعداد 268 نفر (231 پسر، 36 دختر) از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به صورت نمونه گیری در دسترس از رشته های مختلف تحصیلی در این پژوهش انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال ( AAI ) و توجه آگاهانه بهشیارانه ( MAAS ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن با بهشیاری همبستگی مثبت معنادار و دلبستگی ناایمن (اجتنابی/دوسوگرا) با بهشیاری همبستگی منفی معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند به طور معناداری بهشیاری را پیش بینی کنند، درحالی که سبک دلبستگی اجتنابی نتوانست بهشیاری را پیش بینی کند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا می تواند بهشیاری را پیش بینی کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان