پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی سال پانزدهم زمستان 1397 شماره 62 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی کاربرد نظریه استعاره مفهومی در تعیین سبک نوشتار زنانه؛ مطالعه موردی چهار رمان «سووشون»، «پرنده من«، «دالان بهشت» و«ای کاش گل سرخ نبود»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۲۷
این پژوهش به بررسی انواع استعاره های مفهومی در چهار رمان فارسی از چهار نویسنده زن معاصر می پردازد و هدف آن دستیابی به برخی الگوهای شناختی در این آثار و میزان معناداری آن در شکل دادن به سبک نوشتار زنانه است. نوع فهم نویسندگان زن - به لحاظ جنسیتی- متفاوت است و این تفاوت به طورکلی موجب تمایز در سبک فکری نوشتار زنانه می شود. این مقاله می کوشد این تمایز فکری را در قالب تحلیل استعاره های مفهومی نشان دهد. تحلیل داده های رمانها، که به صورت کیفی و بر مبنای روش پژوهشی تحلیل محتوا انجام شده است، نشان می دهد که مبدأ استعاره های این نویسندگان در بیشتر موارد ازجمله: لباس، بافتنی، غذا، خانه، نطفه، زایش و... برچسب زنانه دارد و تحت تأثیر فکر و هویت و زندگی زنانه آنان است. همچنین در آثار بررسی شده، استعاره هستی شناختی بسامد بیشتری دارد.
۲.

نقد اکوفمینیستی داستان «آبی ها»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۴۲۴
در این پژوهش برآنیم تا با روش خوانش اکتشافی داستان «آبی ها» از منیرو روانی پور به این سوال پاسخ دهیم که تا چه اندازه در حوادث و رویدادهای این داستان - که در پیوند با باورهای بومی مردم جنوب است - ارتباط میان زنان و طبیعت را می توان ملاحظه کرد؟ تفاوت نگاه زنان و مردان در این داستان به طبیعت چیست؟ مبتنی بر این پژوهش، می توان گفت، منیروروانی پور با دغدغه های زنانه خود توانسته است در این داستان – و البته دیگر داستانهای خود- علاوه بر تاکید بر روی دوگانه زن و مرد، با مطرح ساختن موجودی افسانه ای مانند پری، به نوعی ارتباط نزدیک میان زن و طبیعت را نشان می دهد. زنان این داستان بر خلاف مردان فارغ از نگاه سودجویانه، نوعی رفتار مراقبتی و همدلانه با طبیعت دارند. روانی پور همچنین با تقسیم پریان به آبی ها و قرمزها، توانسته است چهره دو گانه طبیعت را نشان دهد. چهره ای که متناسب با رفتار انسانها (مردان) به یکباره تغییر میکند و زنان این تغییرات ناگهانی را بهتر درک می کنند.
۳.

تحلیل و مقایسه تقابل های جنسیتی در رمان های دهههای شصت و هشتاد مورد مطالعه: رمان های دل فولاد، باغ بلور، نگران نباش، کافه پیانو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۶۰۷
تحلیل مضامین و شیوه های تبیین تقابل های دوگانه در متون ادبی، یکی از روش های نقد در رویکرد ساختارگرایانه است؛ و برخی معانی پنهان متن را آشکار یا تفسیر می کند. در این مقاله به بررسی تطبیقی تقابل های جنسیتی در دو رمان دهه شصت شمسی (باغ بلور و دل فولاد) با دو رمان دهه هشتاد شمسی (نگران نباش و کافه پیانو) پرداخته شده است. سطح بررسی تقابل ها، دو عنصر بنیادین روایت؛ یعنی رویداد و شخصیت پردازی است. از تحلیل کلی تقابل هایی که در پس نگاه جنسیتی متون مورد مطالعه وجود دارد، برمی آید: 1-در رمان های دهه شصت، دوگانه های سنت/تجدد؛ تقید/آزادی؛ پاکدامنی/روسپی گری؛ و افسردگی/سرزندگی مشترک هستند؛ 2-در رمان های دهه هشتاد، تقابل های امروز/گذشته؛ تجرد/تأهل؛ واقع گرایی/آرمان گرایی؛ جنسیت روانی/ جنسیت فیزیولوژیک نسبت به تقابل های دو رمان دهه شصت متفاوت است و البته دوگانه هایی مانند تقید/آزادی؛ سنت/تجدد؛ و سرزندگی/افسردگی در رمان های دو دهه مشترک است.
۴.

هرمنوتیکِ ریکور و گفتگویی دوسویه با نظریه ادبی ساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۵
علم هرمنوتیک در بستر تاریخی خود، دستخوش قرائت های پرشمار، مباحثات و منازعات بسیاری بوده است. به شکل خلاصه می توان دو رویکرد عمده در حوزه ی هرمنوتیک معاصر را اینگونه از هم بازشناخت: هرمنوتیکِ رمانتیک و هرمنوتیک پدیدارشناسانه. در این میان، پُل ریکور فیلسوف معاصر فرانسوی، به شکل قابل توجهی خوانش مخصوص به خودش از هرمنوتیک فلسفی را ارائه داد، به طوری که هرمنوتیکِ هستی شناسانه او سودای جمع آراء فیلسوفان دو رویکرد عمده ی هرمنوتیکِ معاصر را در سر دارد. آنچه در مقاله ی حاضر مورد بررسی قرار گرفته، نگاه خاص ریکور و مُدل جدید هرمنوتیک فلسفی اش است، که او را وارد گفتگویی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا نمود؛ بطوری که از طرفی وی عطف توجه به عناصری ساختاری متن و نگاه عینی گرایانه ساختارگرایان در جهت تقلیل خوانش های ممکنِ متن را می ستود و از سوی دیگر اصرار مفرط آنان بر این تقلیل، که به حذف جایگاه خواننده متن می انجامید و همچنین صرفِ توجه به بُعد نشانه شناسانه ی متن (در ذیلِ نظامِ لانگِ سوسوری) و کوشش در جهت دست یابی به ساختارِ نهاییِ متن را تقبیح می نمود. برخورد ویژه ی ریکور با ساختارگرایی البته هم محصولِ قرائتِ جدید او از هرمنوتیک فلسفی و هم نظریه ی تفسیری اش (مُدل قوسِ هرمنوتیکی ) است؛ مُدلی که هم نگاه عینی و ساختاری به متن را توجیه می نماید و هم جایگاه ذهنیّت و سوبژکتیویته را حفظ کرده است. لذا در ادامه این موضوع مورد بررسی و ایضاح قرار می گیرد که نظریه ی تفسیری ریکور چگونه با دست یازیدن به دستاوردهای متنوّع در حوزه ی زبان شناسی و ساختارگرایی، به نظریه ای ترکیبی درباره ی تفسیر متن منتهی شد؛ نظریه ای که از یک سو می توان آنرا مُدلی میانجی گرایانه در تقابل بین هرمنوتیکِ روش مند و هرمنوتیکِ زمینه گرا دانست و از سوی دیگر واجدِ برخوردی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا.
۵.

مقایسه نظریه انواع ادبی در مکتب کلاسیسم و رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۴۴
این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی در پی تبیین، توضیح و مقایسه تطبیقی نظریه ژانرهای ادبی مکاتب کلاسیسم و رمانتیسم بر مبنای اصول و مبانی فکری – فلسفی و اجتماعی است که در شکل گیری این نظریه مهمترین نقش را دارند و تغییر در آنها زمینه ساز تحول نظریه انواع ادبی است. مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسشها است که علل تمایز نظریه انواع ادبی در این دو مکتب چیست و عوامل اساسی که به ایجاد نظریه انواع ادبی در این مکاتب مذکور منجر شده، کدم است. نتایج پژوهش نشان می دهد نظریه ذاتگرایی و برداشتهای مختلف ازنظریه محاکات، مبنای شکل گیری اصول کلی نظریه انواع ادبی کلاسیسم شامل اعتقاد به وجود قوانین ثابت و تغییرناپذیر در انواع ادبی، خلوص انواع ادبی، هم چنین اعتقاد به وجود سلسله مراتب بین انواع ادبی و برتر دانستن انواع روایی همچون تراژدی و حماسه شده است. در مقابل عواملی همچون تاریخگرایی، توجه به نبوغ شاعر در خلق اثر ادبی و گرایش به فردیت به شکل گیری نظریه جدید ژانر در مکتب رمانتیسم انجامیده است که بر طرد قواعد و قوانین حاکم بر انواع ادبی، ترکیب انواع ادبی موجود، توجه به انواع ادبی دیگر بویژه ادبیات غنائی و رمان و خلق انواع جدید مبتنی است.
۶.

امتناع و امکان نظریه پردازی بومی در بازخوانی متون ادبی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۵۸
امروزه یکی از چالش های تحقیقات دانشگاهی حوزه زبان و ادبیات، بسامد استفاده از نظریه در انجام پژوهش های بنیادین در حیطه نقد تئوریک و عملی است. موافقان چنین رویکردی به سبب نظام مندی و انسجام و ماهیت میان رشته ای نظریه ها لزوم چنین ابزارهای بازخوانشی را برای تحقیقات ادبی، پابه پای پژوهش های ادبی جهان غرب لازم و ضروری می دانند و مخالفان چنین رویکردی بر کلیشه ای بودن، تصنعی، سطحی نگری، تقلیل گرایی و غرب زدگی چنین پژوهش هایی اصرار دارند و با سیاست نفی نظریه گرایی، بازگشت به شیوه های نقد سنتی گذشتگان یا پیشگامان بنام این عرصه را امری واجب و مستفیض می شمرند. نگارنده معتقد است در تقاطع دو آرای یادشده، می توان راهی معتدل و میانه جست، لذا این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی به این نکته تأکید می کند که ضمن پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در توجه به پژوهش های نظریه محور، دو کلان چاره برای بازخوانی متون ادبی، تلفیق روش های علمی و میان رشته ای در تحلیل و ارزشگذاری متون ادبی از یک سو و آشنایی عمیق با اصول و مبانی نظریه پردازی و رویکردهای فلسفی برای تولید نظریه های بومی و سازگار با جهان بینی حاکم بر متون ادب فارسی از دیگرسو است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶