پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی سال هفدهم تابستان 1399 شماره 68 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ایهام تناسب موسیقایی در دیوان قاآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۴۵۰
تأثیر موسیقی بر روح انسان، شاعران و نویسندگان را بر آن داشته تا این عنصر مهم را برای بیان مفاهیم و احوالات مختلف به کار گیرند و با بهره گیری از واژه ها و اصطلاحات موسیقی به تقویت جنبه های زیبایی شناختی و تصویری شعرخود بپردازند، یکی از این شاعران، قاآنی سخنورِ صاحب سبک دوره بازگشت ادبی است؛ قاآنیِ موسیقی دان، شاعر عهد قاجار (دوره احیای موسیقی کلاسیک و آغاز تأثیر موسیقی غربی بر موسیقی ایرانی) است او در سخنِ خود از موسیقی دانهایی چون «رامتین»، «باربد» و «نکیسا» نام برده است، از «مقامها»، «آوازه ها» و «شعبه ها»ی موسیقی آگاه بوده است و ابزارهای موسیقی بسیار و متنوّعی در اشعار خود آورده است، این حکیمِ شیرازی در عین حال که اطلاعات بسیاری از فرهنگ موسیقایی کهن خود داشته و از واژه ها و اصطلاحات این موسیقی حتی کم کاربردترین اصطلاحات آن در شعر خود بهره برده است، از فرهنگ موسیقایی زمانه خود نیز تاثیر پذیرفته و از سازهای تازه ای چون «تار» و «سنتور» نام برده است و این هر دو موسیقی را زمینه ساز آفرینش ایهام تناسب کرده است. این نوشتار در پی آن است که توجه قاآنی را به ایهام موسیقایی به ویژه ایهام تناسب موسیقایی نشان دهد، واژه ها و اصطلاحات موسیقی مورد توجه قاآنی در خلق ایهام تناسب موسیقایی را مشخص کند، گرایش بیشتر او را در این نوع ایهام تناسب به اصطلاحات موسیقی (نه سازها و ابزار موسیقی) نشان دهد و همچنین تأثیرپذیری قاآنی از فرهنگ موسیقایی عصر خودش را مشخص کند. سعی نویسندگان بر این بوده است که چون قاآنی شاعر دوره بازگشت است در توضیح واژه ها و اصطلاحاتِ موسیقی، علاوه بر توجه به تاریخ موسیقی، و استفاده از کتابهایی چون موسیقی کبیر، مفاتیح العلوم، رساله موسیقی نیشابوری و کنزالتحف، به موسیقی دوران قاجار که نقطه عطفی در تاریخ موسیقی کلاسیک بود نیز توجه شود (مثلا توضیحات «تار») و رسالات دوره های صفوی و قاجار (رساله دوره بیگ کرامی، رساله کوکبی بخارایی، بهجت الروح، کلیات یوسفی، وضوح الارقام، بحورالالحان، مجمع الادوار و ...) مدّ نظر قرارگیرد، دیگر این که پاسخگوی این پرسش باشند که قاآنی از موسیقی زمانه خود تأثیر پذیرفته است یا نه؟
۲.

بررسی رابطه خدا و انسان در تحلیل گفتمان تمثیل «ارباب و بنده» در برخی متون عرفانی از ترمذی تا عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
در یک نگاه جزئی نگر، تمثیل صنعتی ادبی است که اندیشمندان بلاغت آن را ذیل علم بیان و از اقسام تشبیه بررسی می کنند؛ اما با یک کل نگریِ برآمده از رویکرد های گفتمانی به زبان، تمثیل ابزار گفتمان سازی است که صوفیه در طول تاریخ تصوف همواره کوشیده اند به کمک آن به عناصر معنوی و روحانی تجربه های عرفانی خویش هیأتی مملوس و محسوس ببخشند و مخاطب عام و ناآشنا را به ساحت درک ناشدنیِ تجاربی که از آن خود ایشان یا صوفیان دیگر است وارد کنند. چنانچه بر ظرفیتهای تمثیل عرفانی به منزله یک مفصل بندی گفتمانی متمرکز شویم خواهیم دید که هر تمثیل با قراردادن نشانه های زبانی در یک رابطه خاص معنایی را ایجاد و معناهای بالقوه ای را طرد می کند. از این منظر، تمثیل ابزاری گفتمان ساز است که هم زمان به بازتولید گفتمان مورد نظر نویسنده و ساخت شکنی نظامهای معنایی رقیب می پردازد. پژوهش حاضر با تکیه بر چنین نگرشی و به کمک مبانی و ابزارهای روش شناختی نظریه گفتمان لاکلائو و موف به بررسی تمثیل «ارباب و بنده» به عنوان یکی از پرتکرارترین تمثیل ها در تبیین جوانب مختلف رابطه میان انسان و خدا در برخی متون عرفانی می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد متصوفه این تمثیل تکرارشونده را برای بازتولید چهار گفتمان مختلف «فرمان برداری و اسارت» «رضا و اردات» «عشق و انبساط» و «آزادی و وحدت» به کار گرفته اند که هر یک به ترتیب درصدد تعریف رابطه ای حقوقی، اخلاقی، عاشقانه و معرفت شناختی میان خدا و انسان برآمده اند.
۳.

بررسی تصحیحات الهی نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۷۵۲
الهی نامه یکی از منظومه های عارفانه عطار است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته و چندین مرتبه تصحیح شده است. لازم به ذکر است که نسخه های تصحیح شده آن نیز بارها تجدید چاپ شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش اسنادی -کتابخانه ای و با هدف بررسی تصحیحات الهی نامه عطار توسط ریتر، روحانی و شفیعی کدکنی انجام گرفته است. نظر به اینکه در این پژوهش هر یک از این تصحیحات با توجه به سه اصل مآخذ و نسخ، اهلیت پژوهشگر و روش تصحیح مورد بررسی قرار گرفت، یافته های پژوهش نشان می دهد که تصحیح ریتر از لحاظ اهلیت مصحح و شیوه کار در مقایسه با دیگر تصحیحات اهمیت بیشتری دارد و مشکل اصلی کار او عدم دسترسی به نسخه های معتبر بوده و روحانی به رغم در اختیار داشتن بیست و دو نسخه به دلیل نادرست بودن روش کار و نداشتن تجربه لازم در ارائه تصحیحی جامع و مانع ناکام، بوده است. در این میان تصحیح شفیعی کدکنی در مقایسه با دو تصحیح دیگر به دلیل دارا بودن اهلیت، دسترسی به نسخه های معتبر و بهره گیری از علم سبک شناسی برتری دارد.
۴.

تحلیل نشانه – معناشناسی فرآیند داستان سراییِ هزار و یک شب از نظام تقابل تا تطابق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
این جستار به بررسی روند روایت پردازی در داستان هزار و یک شب می پردازد و تلاش می کند تا سیر حرکت روایت پردازیِ راوی، شهرزاد را برای تعلیق و تأخیرِ کنش بیمارگونه شهریار نشان دهد و حصول به هدف غایی یعنی توقّف کامل آن کنش و رسیدن به غایتمندی ِگفتمان را براساس رویکرد نشانه معناشناسی گرمس بررسی کند. مسأله اصلی پژوهش این است که چگونه با نشتی روایت به درون گفتمان، ساز و کار گفتمانی تغییر می کند و با این تغییر، نظامِ کنشی انتقام جوییِ ملک به حالت تعلیق درمی آید و استمرار این تعلیق سبب می شود که نظام ارزشی تغییرکند. با تغییر نظام ارزشی و استحاله پذیری، شهریار از نیستی به هستی باز می گردد. نتایج پژوهش نشان می دهد که کنش تقابلی اولیّه بین شهرزاد و شهریار به وضعیتِ عاطفی و تطابقی منجر شده و استعلایِ معنایی با تغییر از وضعیت نابسامان به وضعیت سامان یافته رخ داده است. می توان اذعان کرد که هرگز روایتها بدون شکل گیری نظام گفتمانی شکل نمی گیرد. مقاومت شهرزاد، بحران عاطفی را در شهریار به استعلای معنای حضور در هستی تغییر می هد. شهرزاد با بهره گیری از زبان روایت، موقعیت نابسامان اجتماعی و شرایط روحی شهریار را تغییر می دهد و شهریار در مقابلِ معنای جدیدی از زندگی و هستی در جهان قرار گرفته است.
۵.

تحلیل مقایسه ای ساخت گذرایی در منظومه عاشقانه « ویس و رامین » با منظومه حماسی « رستم و اسفندیار»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
در این مقاله کوشش شده است با بهره گیری از توان فرانقش تجربی، فرایندها و مشارکان بخشهایی از منظومه غنایی «ویس و رامین» و داستان حماسی «رستم و اسفندیار» بررسی شود. روش این پژوهش تحلیلی – آماری است. یافته های این تحقیق عبارت است از: 1- فریندهای مادی زیاد در کنار فرایندهای بیانی و رفتاری در داستان رستم و اسفندیار، فضایی پرشور، حماسی و سرشار از کنش و حرکت ایجاد کرده است در حالی که فرایندهای ذهنی، وجودی و رابطه ای، پویایی را از منظومه ویس و رامین گرفته است تا برای بیان دغدغه های عاطفی و احساسات شخصی شخصیت های داستان مناسب باشد. 2- در « رستم و اسفندیار»، مشارکان فعال و در «ویس و رامین» مشارکان غیر فعال، بسامد بیشتری دارد. 3- تطابق معنایی روساخت و ژرف ساخت فرایندها در «ویس و رامین» نسبت به «رستم و اسفندیار» بسیار کمتر است. این پژوهش نشان می دهد که چگونه نوع ادبی غنایی و عاشقانه بر برخی از فرایندها سایه می اندازد و فرایندهایی که علی الظاهر، تصویرساز جهان آفاقی است، در ژرف ساخت، دنیای درونی شاعر و ذهنیت شخصیت های داستان را انعکاس می دهد.
۶.

بررسی کارکرد استعاره های مفهومی در پرورش درون مایه رمان سمفونی مردگان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۳۸۲
مقاله پیش رو می کوشد با تکیه بر «نظریه استعاره مفهومی» نظامهای استعاری حاکم بر رمان سمفونی مردگان (1368) را نشان دهد و بر اساس آنها برجسته ترین درونمایه های رمان را معرفی، و اثبات کند که این نظامهای استعاری قدرتمند، متن را به کل منسجم و یکپارچه ای تبدیل کرده است؛ از این رو با بررسی استعاره های خُردِ رمان، سه نوع استعاره مفهومی «جهتی»، «وجودی» و «ساختاری» در متن شناسایی و معرفی شده است که هر کدام یک مضمون محوری را پرورش می دهد. پژوهش به این نتیجه می رسد که مؤلّف بر اساس این سه استعاره، جهان نگریها و مضمونهای حاکم بر ذهن خود را در قالب سه «نگاشت کلانِ» «قدرت، بالا است/ ضعف، پایین است»، «انسان، حیوان است» و «زندگی، جنگ است» عرضه کرده است. این طرحواره ها نمودار نظام فکری مسلّط بر ذهن نویسنده است که به شکلی نامحسوس در سراسر متن گسترش یافته و سبب انسجام محتوایی آن نیز شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶