مطالب مرتبط با کلید واژه

پل ریکور


۲.

واکاوی مولفه های اساسی روش هرمنوتیکی ریکور برای فهم متون درسی و تاثیر آن در تعلیم و تربیت

کلید واژه ها: فهم تعلیم و تربیت هرمنوتیک تبیین پل ریکور فهم متون درسی اختصاص دادن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۶۳۳
هدف اصلی این پژوهش، بررسی مؤلفه های اساسی روش هرمنوتیکی ریکور برای فهم متون درسی است. برای دست یابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل رویکرد ریکور به هرمنوتیک، فهم از درون فرد حاصل شده و تحمیلی نیست. بنابراین، فرایند تفسیر متون درسی که در دیدگاه ریکور «قوس هرمنوتیکی» نام دارد، شامل سه مرحله تبیین، فهم و اختصاص دادن می باشد. بدین ترتیب، متربی در نقش مفسر با طرح این سوال که متن درسی چه چیزی می گوید؟ به کاوش پرداخته و ماهیت درونی متن را آزمون می کند، آنگاه در پاسخ به این سوال که متن درسی درباره چه چیزی صحبت می کند؟ می کوشد تا عوامل بیرونی متن درسی را در ارتباط با زندگی و رسیدن به فهم عمیق تر احیا کند. سپس، در گام سوم با اختصاص جهان متن درسی به خود، افق مفسر (دانش و آگاهی هایش) گسترش می یابد. بر این اساس، معلم هرمنوتیست ابتکار و آزادی مشروط در کلاس درس را پذیرفته و دانش آموزان را تشویق می کند تا در حلقه های کندوکاو به جستجوی معنای متن درسی بپردازند.
۳.

تحلیل گفتمانی الهی نامه عطار از منظرگفتمان دیالکتیکی

کلید واژه ها: تحلیل گفتمان پل ریکور الهی نامه فاعل گویا گفتمان دیالکتیکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۴۸۸
تحلیل گفتمان و نظریه های مطرح در آن در دوره های اخیر، زمینه های مناسبی را برای بررسی ساختارهای متون فراهم کرده است. دیدگاه گفتمان دیالکتیکی پل ریکور از جمله این آراست که به تحلیل متن در سطحی فراتر از زبان و تأکید بر فضاها و زمینه های مفهومی شکل گرفته در آن توجه دارد. الهی نامه عطار نیشابوری از آثار کلاسیک ادب فارسی است که ساختار اصلی روایت آن بر محوریت گفت وگو بنا شده است؛ بنابراین، قابلیت خوانشی نو از منظر این دیدگاه گفتمانی را دارد. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد گفتمانی، گفتمان های شکل گرفته در الهی نامه شناسایی می شوند و در دو سطح ۱. ساختاری شامل: فاعل گویا، توزیع واژگانی، وجوه بیانی، ۲. محتوایی شامل: بنیان های مفهومی در دو آستانه معنایی و محکی، منشأ گفتمان ها و شکل گیری خرده گفتمان سکوت بررسی می شود تا تحلیل و قرائتی نو از متن متناسب با دیدگاه خواننده معاصر فراهم شود. بررسی اثر از این منظر نشان می دهد که دو گفتمان دنیاگرایی و دنیاگریزی با مرکزیت خدا و انسان به صورت دیالکتیکی در الهی نامه شکل گرفته است. سه عنصر پدرسالاری، حاکمیتی و شناختی به عنوان منشأ قدرت و سلطه گفتمان زاهدانه پدر قابل شناسایی است که نفوذ، غلبه و سیطره آن را بر هر دو گفتمان افزایش داده است. هر دو گفتمان راهکارهای تلفیق و تفکیک دین و دنیا را پیشنهاد می کند و در سطح محکی نیز متناسب با سلطه گفتمان پدر مصادیق بیشتری برای شفاف سازی و متقاعدکردن فرزندان به آموزه های تعلیمی مطرح شده است.
۴.

جامعه شناسی تاریخی: تبیین های تعمیم پذیر یا روایت های گوناگون

کلید واژه ها: میشل فوکو جامعه شناسی تاریخی ژاک دریدا پل ریکور اپیستمه تبیین های تعمیم پذیر روایت های گوناگون دانیل لیتل متافیزیک حضور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۱ تعداد دانلود : ۶۲۰
پرسش از آرای شبه پوزیتیویستی در باب تاریخ که بین حال و گذشته رابطه برقرار می کند و بر بازآفرینی و بازسازی گذشته تأکید می ورزد؛ و طرح دیدگاه های اندیشمندانی همچون ریکور، فوکو و دریدا که منکر دسترسی به امر تاریخی اند و در نتیجه معتقدند که در پژوهش تاریخی چاره ای جز تکیه بر روایت ها نیست؛ از مهم ترین مبحث هایی است که همواره محل مناقشه و مداقة میان متفکران و فلاسفة اجتماعی در دو سدة اخیر بوده است. نوشتار پیش رو در صدد است با ارائه و تبیین دیدگاه های مذکور، نسبت این دو دیدگاه با حوزة جامعه شناسی تاریخی را مورد واکاوی قرار دهد و سپس پرسش هایی به قرار زیر را به بحث بگذارد: 1. اساساً وضعیت در جامعه شناسی تاریخی چگونه است؟ 2.آیا می-توان جامعه شناسی تاریخی را به جامعه شناسی زمان حاضر تقلیل داد؟ 3. آیا جامعه شناسی تاریخی قابل تقلیل به روایت های گوناگون تقلیل پذیر است؟
۵.

مطالعه تأثیر روایت استعاری فردوسی بر شاهنامه نگاری

کلید واژه ها: استعاره نگارگری شاهنامه فردوسی پل ریکور گذر سیاوش از آتش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۲ تعداد دانلود : ۷۳۹
شاهنامه فردوسی برجسته ترین متن اسطوره ای ایران است که از قرن های آغازین سرایش آن مورد توجه محافل هنری مختلف بوده است. ایمان به جایگاه و نقش زبان در تثبیت فرهنگ و غنای زبان فردوسی، آن را از دیگر متن های مشابه ممتاز می کند. این نوشتار می کوشد چگونگی تأثیر روایت استعاری شاهنامه را بر جهان شاهنامه نگاری بررسی کند و برای این منظور از نظریه ادبی پل ریکور بهره می گیرد. بنا بر این نظریه؛ متن استعاری، منش چندمعنایی دارد که موجب تأویل توسط خواننده می گردد. برای نشان دادن اهمیت روایت استعاری و چندمعنایی فردوسی، رویداد «گذر سیاوش از آتش» انتخاب شده که در طول تاریخ نگارگری ایران بسیار مورد توجه هنرمندان در سبک های گوناگون بوده است. درابتدا، بنیان نظریه ادبی بیان شده، سپس متن شاهنامه و کنش داستانی «گذر سیاوش از آتش» بررسی می شود. آن گاه در ادامه، با انتخاب چندین نگاره از مکاتب هنری مختلف به تطبیق این نگاره ها با متن اصلی پرداخته و اهمیت تأویل نگارگر به عنوان خواننده نشان داده می شود. روش تحقیقِ به کارگرفته شده در مقاله پیش رو؛ تطبیقی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات آن نیز کتابخانه ای بوده است. با توجه به بررسی انجام شده می توان گفت، تفاوت قابل تأمل نگاره های بازمانده از داستان گذر سیاوش از آتش، بحث تأویل مخاطب را می گشاید که آن نیز، حاصل رویکرد استعاری فردوسی به داستان های کهن و اسطوره ای ایران است. از این رو، نگارگران شاهنامه، که مخاطبان شعر او هستند، به صورت مستقل تأویل های گوناگونی از شعر وی داشته و هر کدام نگاره ای متفاوت از دیگری نقش کرده است.
۶.

سازه گرایی در آموزش تاریخ: ترمیم آسیب ها بر اساس هرمنوتیک پل ریکور

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف اصلی این پژوهش، صورت بندی مواضع آسیب پذیر رویکرد سازه گرایانه در آموزش تاریخ و ارائه مفهوم بدیلی برای مشارکت دانش آموز در این رویکرد براساس هرمنوتیک پل ریکور می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش مفهوم پردازی و استنتاج فلسفی بهره گرفته شد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که سازه گرایی در آموزش تاریخ در مواضعی مانند گسستن از عینیت واقعه تاریخی و نسبیت در ترجیح تفاسیر از سوی دانش آموز آسیب پذیر است. در مقابل، نگرش استعاره ای به متون تاریخی و الگوی اعتباریابی حدس ها در هرمنوتیک ریکور، راه حل هایی هستند که این نوشتار به ترتیب برای رفع آسیب های فوق پیشنهاد داده است. همچنین، تصاحب دنیای متن تاریخی از سوی شاگردان، مفهوم بدیلی است که برای مشارکت فعال آنها در نظر گرفته شده است.
۷.

هرمنوتیکِ ریکور و گفتگویی دوسویه با نظریه ادبی ساختارگرا

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
علم هرمنوتیک در بستر تاریخی خود، دستخوش قرائت های پرشمار، مباحثات و منازعات بسیاری بوده است. به شکل خلاصه می توان دو رویکرد عمده در حوزه ی هرمنوتیک معاصر را اینگونه از هم بازشناخت: هرمنوتیکِ رمانتیک و هرمنوتیک پدیدارشناسانه. در این میان، پُل ریکور فیلسوف معاصر فرانسوی، به شکل قابل توجهی خوانش مخصوص به خودش از هرمنوتیک فلسفی را ارائه داد، به طوری که هرمنوتیکِ هستی شناسانه او سودای جمع آراء فیلسوفان دو رویکرد عمده ی هرمنوتیکِ معاصر را در سر دارد. آنچه در مقاله ی حاضر مورد بررسی قرار گرفته، نگاه خاص ریکور و مُدل جدید هرمنوتیک فلسفی اش است، که او را وارد گفتگویی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا نمود؛ بطوری که از طرفی وی عطف توجه به عناصری ساختاری متن و نگاه عینی گرایانه ساختارگرایان در جهت تقلیل خوانش های ممکنِ متن را می ستود و از سوی دیگر اصرار مفرط آنان بر این تقلیل، که به حذف جایگاه خواننده متن می انجامید و همچنین صرفِ توجه به بُعد نشانه شناسانه ی متن (در ذیلِ نظامِ لانگِ سوسوری) و کوشش در جهت دست یابی به ساختارِ نهاییِ متن را تقبیح می نمود. برخورد ویژه ی ریکور با ساختارگرایی البته هم محصولِ قرائتِ جدید او از هرمنوتیک فلسفی و هم نظریه ی تفسیری اش (مُدل قوسِ هرمنوتیکی ) است؛ مُدلی که هم نگاه عینی و ساختاری به متن را توجیه می نماید و هم جایگاه ذهنیّت و سوبژکتیویته را حفظ کرده است. لذا در ادامه این موضوع مورد بررسی و ایضاح قرار می گیرد که نظریه ی تفسیری ریکور چگونه با دست یازیدن به دستاوردهای متنوّع در حوزه ی زبان شناسی و ساختارگرایی، به نظریه ای ترکیبی درباره ی تفسیر متن منتهی شد؛ نظریه ای که از یک سو می توان آنرا مُدلی میانجی گرایانه در تقابل بین هرمنوتیکِ روش مند و هرمنوتیکِ زمینه گرا دانست و از سوی دیگر واجدِ برخوردی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا.
۸.

بررسی نسبت اخلاق و روایت با تأکید بر آرای پل ریکور

تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
این مقاله می کوشد به تأمل در مورد نسبت اخلاق و روایت با تأکید بر آرای پل ریکور، فیلسوف بزرگ فرانسوی بپردازد. به این منظور پس از نگاهی اجمالی به مفهوم و نظریه های روایت و طرح پیشینه موضوع در مورد نسبت اخلاق و روایت، به سراغ نسبت روایت و اخلاق در آرای ریکور می رود. به این منظور پس ارائه برداشت ریکور از روایت، کلیات آرای اخلاقی وی را مورد بررسی قرار می دهد و می کوشد روشن سازد که آرای اخلاقی وی در گستره اخلاق هنجاری چه جایگاهی دارد. در نهایت مهم ترین نسبت هایی که بین روایت و اخلاق در آرای ریکور برقرار هستند را شرح می دهد. نتیجه اینکه تمام ابعاد نظرات ریکور در زمینه اخلاق در ذیل نسبت آن با روایت نمی گنجد، اما نقش روایت در تکوین و انتقال اخلاق بسیار مهم است. از جمله اینکه روایت بنیان «خویشتن» بوده، موجب می شود بتوان «دیگری» را در زندگی «خویشتن» دخالت داد و حضور دیگری، خود سرآغاز اخلاق است. همچنین روایت شیوه انتساب کنش و لذا پذیرش مسئولیت اخلاقی است. اهمیت دیگر روایت برای اخلاق این است که محمل تخیل و در نتیجه تخیل اخلاقی است. در نهایت اینکه روایت نقش مهمی در پرورش حکمت عملی دارد چراکه فرصتی را برای تفکر در موقعیت پدید می آورد و همچنین امکان آموزش و انتقال اصول اخلاقی را فراهم می سازد.
۹.

الگوهای ذهنی عوامل تولید خبررسانه ملی در خصوص تغییر ماهیت مخاطب به کاربر

تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
  تمام کوشش و سعی عوامل رسانه ای در چرخه ارتباطات در جهت انتقال پیام به مخاطب است. برای درک و کشف الگوهای ذهنی عوامل خبری رسانه ملی در خصوص ماهیت مخاطب از روش کیو و مشارکت 50 نفر از عوامل تولید خبر شامل خبرنگاران، سردبیران، دبیران و پژوهشگران خبر به عنوان پاسخگویان تحقیق استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از روش کیو و تحلیل عاملی داده ها در نرم افزار spss انجام شد. با تفسیر عامل های استخراج شده و میزان ارتباط آنها با یکدیگر سه گروه الگوی ذهنی در خصوص تغییر ماهیت مخاطب خبر کشف شد. در الگوی ذهنی اول(کاربر محور) که 56 درصد مشارکت کنندگان به آن تعلق دارند، ویژگی تولیدکنندگی و منتشرکنندگی خبر علاوه بر مصرف کنندگی آن به مخاطب قدرت ویژه ای بخشیده است. در الگوی ذهنی دوم (مخاطب محور) که 16 درصد مشارکت کنندگان به آن تعلق دارند، مخاطب به عنوان دریافت کننده خبر مطرح است که به رسانه سنتی وفاداری و وابستگی دارد. در الگوی ذهنی سوم(مخابرمحور) که 28 درصد مشارکت کنندگان به آن تعلق دارند، قدرت مخاطب افزایش نسبی یافته است و علاوه بر مصرف خبر به انتشار محتوا مبادرت می ورزد.
۱۰.

مقایسه «وضع الفاظ برای ارواح معانی ملاصدرا» و «نظریه تفسیر پل ریکور»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
تطبیق نظریه تفسیری پل ریکور و وضع الفاظ برای ارواح معانی ملاصدرا گویای آن است که دو اندیشمند علی رغم اشتراک های لفظی فی مابین دیدگاه ها از نظر معنایی چندان همسو نبوده و تمرکز پل ریکور بر مادی گرایی و ملاصدرا بر ماوراءالطبیعه سبب شده تا پل ریکور جهان را همین جهان ماده فرض کند در حالی که ملاصدرا مراتب لایتناهی را برای جهان متصور است و این امر سبب شده تا ریکور در حوزه روش به پدیدارشناسی هرمنوتیک توجه کند و ملاصدرا در چارچوب متافیزیک سنتی پیش رود در نتیجه ریکور در پی کشف مراد مؤلف نبوده اما ملاصدرا به دنبال کشف مراد مؤلف است تا فهم خود را به بالاترین مرتبه نظام لایتناهی هستی نزدیک کند و این خود پل ریکور را در زمره قائلان به نسبی گرایی در فهم متن و ملاصدرا را موافقان عدم نسبی گرایی در فهم متن سوق می دهد.
۱۱.

خوانش تأملی «پیر چنگی» در زمان و حکایت پل ریکور

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
از دیدگاه هرمنوتیک تأملی، نقل قصه و روایت حکایت متعلق به دو دنیای گفتمانی متفاوت است. هر چند هیچ روایتی بدون کنش و تهی از زمان نیست، ولی تحلیل انتقادی حکایت، پیش انگاشت هم سویی و هم گونی کنش و زمانِ آن را با قصه متعارض می سازد. به طوری که می توان گفت چالش حکایت، واداشتن زبان به پیروی از اندیشه و استعارگی فهم و دغدغه قصه، عمق بخشی به یکپارچگی زبان و رویدادانگاری داستان است. آن چه که اندیشه نوشتار حاضر حول محور آن می گردد در نافذترین شکل خود در دقایق سه گانه زمان و حکایت «پل ریکور» فرانسوی مطرح شده است. او با تحلیل انتقادی ماهیت کنش و زمان در عرصه محاکات می گوید: هم-بستگی تنگاتنگ بین محاکات و پیرنگ سبب شده نظریه پردازان ادبی متوجه حضور مؤلفه ای پنهان بنام «آفرینش» که حکایت را برخلاف قصه سرشار از اندیشندگی می کند نشوند و کنش و بازنمود آن در قصه را با بازعمل آوری کنش در حکایت یکسان پندارند. پنداشت اخیر سبب غفلت از پیکربندی و فهم عملی حکایت شده خصیصه هایی را نادیده می گیرد که این سنخ ادبی را در مقابل قصه قرار می دهد. پژوهشگران مقاله حاضر با استفاده از رهیافت های وی روایت «پیر چنگی» را که از داستان های مشترک عطار و مولوی است به شیوه تحلیلی- محتوایی مقایسه کرده در مواجهه با این سؤال که کدام خصیصه های روایتی قادر است قصه و حکایت را از هم متمایز سازد به این برآیند رسیده اند که حکایت برخلاف قصه، فربه از «برون گستری»، «فهم عملی»، «خودآیینی» و «شاکله سازی» است.
۱۲.

از قوس هرمنوتیکی ریکور تا نوبت های سه گانه تأویلی در اندیشه و آثار عین القضات همدانی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
تأویل در گفتمان تصوف ذوقی، ازجمله در آثار و اندیشه های عین القضات، اصلی بنیادین  به شمار می آید. در عرفان فلسفیِ او که دارای طرحی پلّکانی و مدرج است، هر مفهوم ابتدا و انتهایی دارد. سالک از ابتدا به انتها می رسد و در انتها نیز مدارجی را می پیماید تا به نهایت انتها برسد. نوبت های سه گانه تأویلی عین القضات در پرتو مراتب سه گانه معرفتی-ادراکیِ «خواندن»، «دانستن» و «رسیدن»، علاوه بر حیثیت معرفت شناختی، بُعد هستی شناختی نیز پیدا می کند؛ سلسله مراتبی تأویلی که درنهایت منجر به تحول باطنی و گشودگی چشم  و دل به ساحت و افق تازه ای می شود. در قوس هرمنوتیکی پل ریکور نیز مفسریا خواننده  در مواجهه با متن  مراحلی را پشت سر می گذارد که عبارت اند از: «تبیین»، «فهم»،  و «به خود اختصاص دادن». «تبیین» ساختار لفظ را بررسی می کند و به نشانه شناسی واژگان توجه دارد. در مرحله «فهم»، مفسر یا خواننده درصدد کشف ژرفای معنا و حصول به نیت مؤلف ضمنی متن است. «به خود اختصاص دادن» مرحله پایانی فهم است که داده های معنایی سبب تحول مفسّر گردیده، به فهمی متفاوت تر از خویش نائل می شود. ما در این پژوهش برآنیم تا میاننوبت های سه گانهتأویلی عین القضات و قوس هرمنوتیکی ریکور تناظر برقرار کنیم و ضمن اشاره به وجوه متشابه و متفاوت این دو رویکرد تأویلی/ هرمنوتیکی، از قوس تأویلی در نظام فکری عین القضات پرده برداریم.