پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی

پژوهش های ادبی سال شانزدهم زمستان 1398 شماره 66 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل نقش و جایگاه نهادهای قدرت در ماجرای خروج تارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۱۵
در پاره ای از پژوهشها درباره تاریخ نگاری جوینی با استناد به جهت گیری جوینی در ذکر خروج تارابی این نتیجه به دست آمده که جوینی در نوشتن این اثر حامی مغولان بوده است. این پژوهش می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که آیا می توان حمایت جوینی از مغولان را صرفاً از جهتگیری او در ماجرای خروج تارابی استنباط کرد. اگر بتوان برای این حمایت، دلایل دیگری یافت، آیا وجه حمایت جوینی از مغولان مخدوش خواهد شد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ها، نخست باید دید آیا این حمایت ممکن است از لحاظ تاریخی و سیاسی مبتنی بر دلایل دیگری باشد؟ به این منظور لازم است نهادهای قدرت را در زمان خروج تارابی شناخت. یکی از نهادهای اصلی قدرت در این دوره مغولان هستند. آنها پس از استقرار دو دسته شدند: دسته نخست معتقد بودند طبق یاسا باید شهرها را ویران کرد و مردمان را کشت. دسته دوم اعتقاد به حفظ شهرها و مردمان و گرفتن مالیات داشتند. بین ایرانیان نیز، دست کم دو نهاد قدرت دیده می شود: بزرگان بخارا و عوام. از نهادهای قدرت مذهبی نیز آل برهان، محبوبیان، صوفیه و خلیفه عباسی اهمیت دارند. پس از قدرت یافتن تارابی و شورش علیه بزرگان بخارا، دسته اخیر به گرایش غالب مغول نزدیک و با آنها همدست شدند و بر تارابی غلبه کردند؛ سپس بر سر اداره بخارا بین دو نهاد قدرت مغول اختلاف افتاد. سرانجام اوکتای قاآن حکم بر ابقای بخارا داد. بنابراین به اجمال می توان گفت پس از خروج تارابی شاهد غلبه گرایش دوم مغولان، محبوبیان، بزرگان و اشراف بخارا را هستیم.
۲.

تحلیل پیوند بلاغت ادبی و سیاست در شعر خاقانی براساس نظریه قدرت نرم جوزف نای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
نگارندگان این مقاله کوشیده اند تا با روش تحلیل محتوا (رویکرد تحلیلی – توصیفی) و با رویکردی انتقادی، ظرفیتهای شعری خاقانی را از دیدگاه بلاغت سیاسی و با تاکید بر نظریه قدرت نرم (به عنوان وجه دوم قدرت در مقابل قدرت سخت) جوزف نای مورد بررسی دقیق قرار دهند و از این رهگذر به تبیین نقش و کارکرد فرهنگ و زبان در حوزه معادلات قدرت بپردازند. بر این اساس بهره گیری هوشمندانه خاقانی از برخی شگردها و شیوه های بلاغی؛ همچون «ماساژ پیام»، «برچسب زدن»، «طنز»، «خشونت نمادین»، «مبالغه و اغراق»، «حذف»، «تکرار و تأکید»، به اندازه وجه سخت تر قدرت و چه بسا تأثیرگذارتر از آن، کارکرد خود را در تعامل و تقابل با نهاد قدرت بخوبی آشکار می سازد.
۳.

توصیف تحلیلی اشعار طرحی دوره بازگشت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۴۸۶
اشعار طرحی به اشعاری می گفتند که از سوی پادشاهان، صاحبان انجمن ها و محافل ادبی طرح، و از شاعران خواسته می شد تا شعری بر وزن و قافیه شعر طرح شده بسرایند. از آنجا که این موضوع با همه اهمیّتی که در بررسی سبک شعر دوره بازگشت دارد، تاکنون به صورت اخص مورد بررسی قرار نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند تا در قالب این مقاله با روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی- تحلیلی) این موضوع را توصیف، نقد و بررسی کنند. بر این اساس مشخص شده است که ساخت و پرداخت غزلهای طرحی یکی از گونه های مهم تقلید و اقتفا از سبکهای ادبی پیشینیان بوده که از اوایل دوره صفوی تا اواخر دوره قاجار رواج داشته است. قدیمی ترین نمونه ساخت غزل طرحی به دوران حکومت شاه عباس برمی گردد و ساخت این نوع شعر در دروه قاجار بویژه حکومتهای فتحعلیشاه و ناصر الدین شاه نیز رواج داشته است و در این دوره نشاط اصفهانی، صبای کاشانی، سحاب و مجمر از معروفترین گویندگان اشعار طرحی بودند؛ وانگهی از آنجا که اشعار طرحی براساس طرح مشخصی سروده می شد، عمدتاً تقلیدی، تکراری و تکلیفی بود و از همین رو فاقد خلاقیّت و نوآوری لازم، اما چون در راستای اندیشه های غالب جریان بازگشت ادبی برآمده بود، سهم بزرگی در بازگرداندن شعر به دوره های گذشته داشت.
۴.

بررسی جلوه ها و انواع خشونت علیه زنان در پنج رمان دهه هفتاد شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۴۰
در این پژوهش، پنج رمان برگزیده دهه هفتاد، «جزیره سرگردانی»، «خانه ادریسی ها»، «کوچه اقاقیا»، «بامداد خمار» و «عطر رازیانه» با توجه به مضمون مشترکشان در زمینه خشونت جنسی براساس الگوی فرهنگی (نظریه الین شوالتر) برای بررسی انتخاب شده است تا انواع خشونت علیه زنان و علت بازتاب نمودهای مختلف آن در این آثار بررسی شود. روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. در این مقاله سعی شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که در این آثار ، پدیده خشونت علیه زنان چگونه بازنمایی شده است و زنان داستانها در مقابل خشونت علیه زنان چه واکنشی نشان می دهند. از ترسیم «الگوی فرهنگی» داستانهای مورد نظر، این نتایج به دست آمد که زنان در قالب «زن سنتی» و «زن مدرن» با هویت فردی و اجتماعی با پدیده خشونت روبه رو می شوند. زنان سنتی به تغییر هویت خود و کسب هویت اجتماعی میل ندارند و خشونت را تاب می آورند و زنانی مانند خود تحویل جامعه می دهند که مهمترین دلیل استمرار خشونت علیه آنها، سکوت، عدم اعتراض، سازش و پذیرش خشونت از سوی آنها است در حالی که زنان مدرن با هنجارهای مرد سالارانه اجتماع کنار نمی آیند و برای تغییر ذهنیت و هویت خود و زنان اطرافشان می کوشند. آنها با خشونت علیه زنان مبارزه می کنند و به الگوهای موفقی برای دیگر زنان تبدیل می شوند. می توان گفت مصداقهای خشونت علیه زنان در این آثار در پنج نوع «جسمی »، «جنسی »، «لفظی»، «روانی» و «اقتصادی» بازتاب یافته است.
۵.

بازتاب مضمون «اعتذارِ ابلیس» در رمان فارسی(با تاکید بر رمانهای یکلیا و تنهایی او و ملکوت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
مسئله اصلی این پژوهش بررسی مضمون اعتذارِ ابلیس در رمانهای یکلیا و تنهایی او و ملکوت است. بررسی چگونگی نمودهای این باور در این رمانها و میزان انطباق آن با اندیشه های مطرح در برخی از کتابهای صوفیه، هم درونمایه های این رمانها را بهتر نشان می دهد و هم سطح ارتباط این آثار با ادب سنتی و میزان اثرپذیری آنها را از متون گذشته می نمایاند.طی پژوهش مشخص شد نویسندگان یاد شده، کم وبیش به سبب سرخوردگی از فضای نابسامان اجتماعی و ناتوانی در تغییر و اصلاح اوضاع، و نیز تحت تأثیر متون کهن، جبرگرایانه به بی اختیاری ابلیس اشاره کرده و رفتارهای او را عذر نهاده اند و بدین طریق هم نابسمانی، پریشانی و فساد زمانه خویش را محتوم تلقی کرده اند و هم با اثبات بی اختیاری و بی گناهی ابلیس، وجود او را لازمه زندگی امروزی دانسته اند. دردو رمان یکلیا و تنهایی او و ملکوت بی اختیاری شیطان در اجرای وظیفه اش، همراهی او در هدف از پیش تعیین شده پروردگار، محضوری در عین مهجوری، گله مندی شیطان از سرنوشتش، بی توقع بودن او از اجرای وظیفه اش، دلتنگی او برای موقعیت پیشین خود و عشق او به پروردگار در خور تامل و توجه است.
۶.

اشارات و مضامین دستار و دستاربندی در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۵۲۹
در ادب فارسی اقسام پوشاک نیز به مانند بسیاری از پدیده ها به صورت مکرر محل اشارات و مضمون سازی شده است. «دستار»، یکی از مصادیق بارز این امر است که شاعران به انحای مختلف به آن توجه نشان داده اند. بر این اساس این پژوهش مشخصاً در پی آن است تا ابتدا وجوهی از دستار که توجه ادبا را جلب کرده است، آشکار کند، سپس زمینه ها و دلایل اشارات متعدد به این سرپوش و علل کثرت مضامین مرتبط با آن را در آثار ادبی بنماید. این امر نه تنها جنبه های نهفته از فرهنگ البسه را می تواند آشکار کند بلکه دستاربندان، و احوال و منش آنها را نیز می تواند نمایان سازد. بنابراین، در این مقاله به روش کتابخانه و با توجه به دیوان شاعران و برخی متون دیگر، ابتدا اشارات دستار و مضمون های ساخته شده از آن استخراج، سپس هر یک، ذیل عناوین معین تقسیم بندی و به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. طبق بررسی های صورت گرفته، دستار از جنبه «نحوه بستن و قرار گرفتن در سر» و از حیثِ «ابعاد کمی و کیفی»، مکرر محل اشارات و مضمون آفرینی ها شده است. در نحوه بستن دستار و قرار گرفتن آن بر سر، اشارات و مضامین ناظر به دو نوع دستاربندیِ کلی، یعنی دستاربندی عام و دستاربندی خاص است. در دستاربندی عام و رایج، به پیچ و تاب های متعارف دستار و به نهادن اشیایی همچون مسواک، نامه و پول در میان آن پیچ و تاب ها توجه شده است. در حالت خاص دستاربندی نیز، اشارات و مضامین از اشکال بستن دستار، یعنی کج بستن، تَحت الحَنَکی بستن و آشفته بستن آن حاصل شده است. اما آنگاه که ابعاد کمی و کیفی دستار مورد توجه شاعران قرار گرفته، اشارات و مضامین بر آمده از اندازه، گرانی، جنس، رنگ، آرایش و دنباله های دستار بوده است. از آنجا که در ادب فارسی سخن از دستار عمدتاً ناظر به احوال و جایگاه اقسام دستاربندان، و نحوه مواجهه با آنهاست، می توان گفت زمینه اصلی توجه به وجوه مختلف دستار، و ایراد اشارات و ساختن مضامین از آن وجوه، در همین امر نهفته است. در واقع انتقادات گسترده به دستاربندان بویژه نفی و ردِ اهل صلاح و صاحب مناصبان آنها، عامل شکل گیری بخش عمده ای از توجهات به این سرپوش در پهنه ادب فارسی شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶