سعید زیباکلام

سعید زیباکلام

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۸ مورد.
۱.

روش علمی نیوتن در قول و فعل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۲
در این مقاله میخواهم سازگاری میان اقوال و اعمال روش شناختی نیوتن را مورد کاوش قرار دهم. اهمیت موضوع بدین علت است که ما علم شناسان هنوز نمی توانیم حدودا هم ادعا کنیم که روش علمی بزرگترین دانشمند همه اعصار را می شناسیم. این وضعیت ناگوار، برغم اینست که توجه به روش علمی هیچ دانشمندی باندازه عُشر توجهی که روش شناسان علم به روش علمی نیوتن بذل کرده اند نمی شود. بدلائل روشنی، هم نیوتن و هم اندیشه و بویژه روش علمی اش یکی از کانون های بزرگ توجه ویژه علم شناسان در قرن بیستم بوده است. می خواهیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا امکان دارد مهمترین مانع شناخت مجمع علیهِ روش علمی نیوتن اینست که میان قواعد روش شناختی اعلام شده نیوتن با قواعد اعمال شده وی چندان سازگاری وجود ندارد که بیشتر. در برخی مواضع این دو تعارض دارند. برای این امر، دو اثر ماندگار نیوتن در حوزه فلسفه طبیعی و برخی نامه های معروف وی را مورد کاوش قرار می دهیم.
۲.

روش علمی نیوتن را می شناسیم؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
در این مقاله سؤالات چندی را مطرح کردم: نخست، نیوتن کدام اصول و قواعد روش شناختی را طرح و وضع، و سپس آنها را تعویض و تعدیل کرد؟ دوم، چرا نیوتن علی الدّوام به طرح و وضع و تعویض و تعدیل قواعد روش شناسی اش می پرداخت؟ و سوم، آیا پس از گذشت سیصد سال، اکنون روش علمی نیوتن را می شناسیم؟ در بخش اول، کوشیده ام قواعد مستمراً متحوّل روش علمی نیوتن را در آثارش، اصول ریاضی و نورشناسی، شناسایی کنم. آنچه آشکار می شود این است که در بازه حدوداً پنجاه ساله کاوش های طبیعت شناختی نیوتن، آرای طبیعی وی عمدتاً دست نخورده می ماند؛ درحالی که در همین مدت، وی پیوسته به وضع و تعویض و تعدیل قواعد روش شناختی −معرفت شناختی می پردازد. سپس کوشیده ام تبیین کنم چرا مواضع روش شناختی وی مدام دچار تحول می شدند. در گام آخر، برای پاسخ به سؤال چیستی روش علمی نیوتن، مواضع و تحلیل های روش شناسان نیوتن پژوه و علم شناسان مورخ و فیلسوف را تحلیل و سرانجام نتیجه گرفتم که نمی توان برای نیوتن روش علمی واحد، منسجم، و روشنی قائل شد که هم مستشهد به شواهد تاریخی باشد و هم مورد قبول علم شناسانِ روش شناس و مورخان علم شناسِ نیوتن پژوه
۳.

امتزاج فقه و علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۳۲۹
فقه سنتی هیچ ریط و نسبتی با علوم اجتماعی ندارد. همین فقه ربط و نسبت بسیار ناچیزی با معضلات و نیازهای متنوع جامعه امروز ما دارد. نیز، هم پدیدارهای اجتماعی و هم مفاهیم و نظریه های علوم اجتماعیِ مرسوم،خصلتی تاریخی و متحول دارند. همچنین، مفاهیم و نظریه های اجتماعی هم معطوف به مسائل و نیازها و آمال تاریخاًمتحولِ جوامعی است که خاستگاه آن علوم بوده است و هم نتیجتا اعتبار محلی و تاریخی دارند. در این مقاله تلاش شده تا با ارائه یک قاعده راهبردیِ روش شناختی این دو عرصه بزرگ اما کم تاثیر یا بی تاثیر بر رفع معضلات و برآوردن حاجات و آمال جامعه، هم هر دو را دچار دگردیسی و تحول کرده و هم هر دو را معطوف به مجموعه ای از اهداف کنیم. در صورت تحقّق، برآیند این فرایندِ دگردیسی محتواییِ طولانی، امتزاج یا ترکیب دو عرصه فقه و علوم اجتماعی است بگونه ای که تمییز آنها در بسیاری از قلمروها ناممکن و یا بسیار دشوار خواهد شد.
۴.

نجات قاعده ملازمه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۳۷۱
در این مقاله تلاش می کنم ربط و نسبتی که قاعده   ملازمه میان عقل و شرع برقرار می کند را تحلیل کنم. برای این هدف ، سه سؤال محوری طرح و به ترتیب تحلیل می شود: نخست ، آیا «هر آن چه عقل بدان حکم کند ، شرع نیز بدان حکم می کند»؟ دوم ، چنانچه در موضوعی حکم شرع و حکم عقل متغایر یا متعارض از آب در آیند، چه باید کرد؟ سوم ، چگونه تشخیص یا تمییز بدهیم که احکام صادرشده عقلِ مورد بحث، آلوده / نفسانی / شیطانی است؟ برخی از نتایج مقاله عبارت اند از: 1) از آنجا که عقل های ما بدون استثناء همگی دسترس ناپذیرند، ناگزیریم برای تمییز چگونگی عقل ها ، همواره به ارزیابی احکام صادرشده عقل ها بپردازیم؛ 2). این که برای عقل اوصافی پسندیده یا نکوهیده در نظر بگیریم و تصور کنیم با این کار تکلیف تمام احکام صادرشده همه عقل های عالَم را برای همیشه تعیین کرده ایم، شیوه بی حاصلی است و به نتایجی هم منتهی نمی شود؛ 3)  برای نجات قاعده   ملازمه از معضله اش هیچ اقدام یکپارچه و خلل ناپذیری بدون نفی استقلال عقل نمی توانیم، صورت بخشیم.
۵.

بازسازی روش شناسی کارل مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۲۶ تعداد دانلود : ۵۹۵
با توجه به اهمیت روش شناسی در فلسفه علم و به ویژه در علوم اجتماعی، در این مقاله روش شناسی کارل مارکس یکی از موثرترین عالمان اجتماعی بررسی شده است. روش مارکسیستی امروزه به طورگسترده مورد استفاده پژوهشگران می باشد؛ درحالی که کمتر کسی به این مسئله واقف است. روش مارکس در مطالعه پدیده ها به این صورت است که از واقعیاتِ آفاقی پیچیده آغاز می کند و در سیری نزولی به سویِ مفاهیم هرچه بسیط تر پیش می رود. سپس، این مسیر در جهت معکوس طی می شود و از مقولاتِ بسیط به سمتِ مفاهیم مرکب صعود می کند. این چرخه در هر دو مسیر رفت وبرگشت و در تمامی سطوحِ انتزاع به صورت دیالکتیکی انجام می شود. دو عنصر اساسی در روش شناسی مارکس، یکی شرایط تولیدی در هر جامعه و دومی نقش مقولات در جامعه بورژوازی است. مارکس کتاب مستقلی درباره روشِ خود ننوشته است؛ بنابراین برای فهم روش شناسی وی در این مقاله به بررسی دقیقِ آثار و استخراجِ نکات روش شناختی از آنها پرداخته شده است. قراردادن نظریه مارکس تحت عنوانِ یک نظریه مشخص که در تقسیم بندی های رایجِ علوم اجتماعی وجود دارد، ممکن نیست.      هدف این مقاله به دست دادن نوعی دسته بندی منظم از نظریات مارکس درباره روش شناسی است.
۶.

افسانه ماهیت استدلال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ماهیت استدلال قانع کنندگی نظریه سازی درباره استدلال قانع شدگی ممیزات تمام عیار استدلال ترغیب کنندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۵۶۰
در این مقاله تلاش شده سؤالات ذیل مورد بحث و تأمل قرار گیرد: آیا استدلال های اقامه شده و اقامه نشده دارای ماهیتی، جوهری، و یا ذاتی فراتاریخی و جهانشمول هستند و بر سر آن هم اجماع تام و تمامی همواره وجود داشته و خواهد داشت؟ چرا بسیاری از استدلال های تاریخ فلسفه که زمانی متقاعدکننده بودند قدرت خود را از دست داده اند؟ هنگامی که ما می گوییم «من با این استدلال شما قانع(یا متقاعد) شدم» آیا مراد این است که استدلال شما یعنی دلایلی که شما اقامه کرده اید دارای ممیزاتی است که هر کس در هر عصری و با هر فرهنگی آنها را بشنود یا بخواند قانع(یا متقاعد) می شود؟ آیا ما باید از قانع کنندگی(یا ترغیب کنندگی) استدلال ها و میزان آن پرسش کنیم؟ چرا در طول تاریخ طولانی نظریه سازی ها و اخذ مواضع فلسفی، و در طول تاریخ نه چندان طولانی علوم اجتماعی، هیچموضوعی را نمی توان یافت که برای آن استدلال(هایی) شده باشد و آن استدلال(ها) تماممخاطبان خود را قانع و یا حتی ترغیب کرده باشد؟ چرا تقریباً به تعداد فیلسوفانی که دربارة مثال استدلال تأمل و نظریه سازی کرده اند با مثال های متنوع و متفاوت از استدلال مواجه می شویم؟ آیا استدلال ها برای نیل به مهم ترین و جالب ترین معرفت ها ضروری اند؟
۷.

نظریه سازی و معضلات و اهداف بومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۴۵
سؤال محوری این مقاله اینست: چگونه می توان و باید با تکیه بر آلام، آمال، و آرمان ها و بدون توسل به مقوله یا مفهوم پیشرفت، اعم از مدرنیستی −لیبرالیستی یا سوسیالیستی −یا اسلامی و یا ایرانی، پژوهش کرد و بر معضلات و مسائل بومی فائق آمد؟ برای پاسخ، سعی می کنیم در وهله اول به این سؤال پاسخ دهیم که عالمان چگونه کاوش های نظریه سازانه و تأملات نظریه پردازانه خود را انجام می دهند؟ و برای پاسخ بدین سؤال، سعی می کنیم تعریفی و یا تلقی ای از نظریه و نظریه سازی ارائه کنیم. سپس به این موضوع میپردازیم که آیا نظریه سازی در همه دانش ها ضروری است؟ تأمل در این سؤال ما را بدین نتایج رهنمون ساخت که اولا، دانش هایی هستند که صرفاً شامل نظریه و نظریه سازی نیستند. ثانیا، دانش هایی وجود دارند که ابداً شامل نظریه و نظریه سازی نمی شوند. تأمل بر این نتایج، ما را به طرح این سئوال سوق داد که: اساساً چرا پژوهش می کنیم؟ موشکافی این سئوال، بنوبه خود ما را بدین نتیجه رهنمون کرد که: ما باید برای تحقق آمال، امیال و آرمان هایی که اجتماعا و گاه انفراداً داریم دست به پژوهش بزنیم.
۸.

«عقلانیت» در فلسفة علم پوپر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۱۰
در دهه های اخیر، عقلانیت به یکی از موضوعات مهم و بحث انگیز حوز ه های فکری مبدل شده است. فلاسفة متعددی هستند که شأن عقل و عقلانیت انسانی را کم اعتبار کرده و می کنند. پوپر ازجملة کسانی است که به عقل آدمی باور دارند. او برای نشان دادن توانایی عقل، اثبات گرایی و رویکردهای توجیهی را به کلی رد و با طراحی فلسفة علم ابطال گرا، عقلانیت انتقادی را مورد تأیید و تأکید قرار داد. در این مقاله نخست عقلانیت پوپر به همراه عناصر مهم و سازندة آن استخراج و بازسازی می شود و سپس میزان موفقیت و سازگاری مواضع پوپر مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد. نتیجة اصلی مقاله این است که گریز کامل از رویکرد اثباتی و توجیهی و ارائة یک معرفت شناسی مطلقاً نفی گرا و انتقادی میسر و مقدور نیست.
۱۰.

رابطه علم و فناوری: طرح و نقد الگوی""فناوری به مثابه علم کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدیریت شبکه مشارکت جمعی شبکه های رسمی همکاری علم و فناوری الگوهای ساختاری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تکنولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی مدیریت علم، فن آوری و جامعه علمی در کشور و سنجش کیفی و کمی آن در نسبت با کشورهای دیگر
تعداد بازدید : ۴۰۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۰۱
در این مقاله یکی از مهمترین الگوهای رابطه علم و فناوری، با عنوان «فناوری به مثابه علم کاربردی» به لحاظ فلسفی و تاریخی طرح و نقد شده است. ابتدا ریشه های فکری این الگو تا اندیشه های فرانسیس بیکن و رنه دکارت دنبال شده و سپس دفاع ماریو بانج، یکی از اولین فیلسوفان تحلیلی فناوری، از آن آموزه بازسازی شده است. در انتقاد از این اندیشه ابتدا نگرش های پسامدرن به جایگاه و رابطه علم و فناوری مطرح شده که مطابق با آن فناوری در دوره پسامدرن بر همه چیز از جمله علم تفوق دارد. سپس انتقادات تاریخ نگاران فناوری ارائه شده که در آن نشان داده می شود که رابطه علم و فناوری به گواهی تاریخ مطابق با الگوی مذکور نبوده است. در انتها نیز به برخی پیامدهای این انتقادات بر سیاست گذاری علم و فناوری اشاره می شود.
۱۵.

روش علمی نیوتن در اصول

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۴
عموما تصور می شود که نیوتن از بدو کاوش های طبیعت شناسانه اش دارای روشی بوده که همواره از آن پیروی می کرده است و دو کتاب ماندگار و فوق العاده تاثیر گذارش اصول ریاضی فلسفه طبیعی و علم البصار،محصول پیروی از آن روش است.اما انشتاین هشدار می دهد که اگر می خواهید چیزی از فیزیکدانان درباره روش هایی که بکار گرفته اند بدانید"به حرف های آنها گوش ندهید و توجه خودرا معطوف به اعمال آنها بکنید."با توجه به هشدار تامل انگیز و جالب توجه اینشتاین در این مقاله کوشیده ام تا اولا هر آنچه نیوتن درطبع های مختلف اصول ریاضی فلسفه طبیعی و علم الابصار درباره روش علمی،قواعد روش شناختی و معرفت شناختی اش اظهار کرده موردبازیابی و شناسایی قرار دهم.ثانیا،تلاش شده تا آن چه را نیوتن درعمل انجام داده و شناسایی و ارائه کنم.درجریان این شناسایی ها،آشکار می شود که میان آنچه نیتون درباره روش کار و کاوش اش گفته و آنچه در عمل انجام داده تغایر وبعضا تعارضات روشنی وجود دارد.همچنین،آشکار می شود که ابدا چنین نبوده که از ابتدا نیوتن به یک مجموعه خاصی از قواعد روش – معرفت شناختی آگاهی داشته و از آنها آگاهانه پیروی کرده است.نیوتن تنها پس از مواجهه باسیل خروشانی از انتقاداتی که متوجه طبع اول اصول ریاضی شد به قواعد روش-معرفت شناختی روی آورد.در طول 40سال پس از طبع نخست اصول (1687)و آخرین طبع آن(1726)،عمده تلاش های نیوتن مصروف طراحی وابداع واعلام قواعد جدید بازی علم شد تا اولا نظریه پردازی های طبیعت شناسانه خودرا با عطف به آن قواعد موجه و مقبول نشان دهد و از آن دکارتیان را ناموجه و نامقبول.و ثانیا به تبع،سیل انتقاداتی که وی را به شدت آزرده دل ورنجورکرده بود تضعیف و تخفیف کند.
۱۷.

علم‏شناسى کوهن و نگرش گشتالتى

نویسنده:

کلید واژه ها: علم‏شناسى فلسفى پارادایم‏هاى علمى نگرش گشتالتى تاریخ علم کل‏گرایى قیاس‏ناپذیرى پارادایم‏ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰۸
تامس کوهن نظریه‏اى موسوم به نظریه پارادایم‏هاى علمى ارائه مى‏کند که، برخلاف اسلاف پوزیتیویست و نگتیویست خود، به‏نحو جدّى و تعیین‏کننده‏اى برخاسته و مأخوذ از عمل عالمان در تاریخ علم است. در این مقاله کوشیده‏ام سه کار انجام دهم. اوّل اینکه نشان داده‏ام چگونه کوهن در مطالعه تاریخ علم دچار نوعى تغییر گشتالتى مى‏شود. دوّم اینکه نگرش گشتالتى را تشریح کرده نشان داده‏ام چگونه این نگرش نقش مهمى در نظریه کوهن ایفا مى‏کند. و بالاخره، سعى کرده‏ام نشان بدهم که چگونه تغییرات گشتالتى، پارادایم‏هاى قبل و بعد از یک انقلاب علمى را قیاس‏ناپذیر مى‏کند.
۱۸.

پیوند نامبارک پوزیتیویسم و اندیشه سیاسى

نویسنده:

کلید واژه ها: اندیشه سیاسى اندیشه سیاسى کلاسیک اخلاقیات سیاسى پوزیتیویسم منطقى عقل غیرفعّال اخلاق فعّال

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی پوزیتیویسم منطقی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۱۹۹۷
اندیشه سیاسى کلاسیک مبتنى بر این پیشفرض بنیانى است که اخلاقیات سیاسى تابعى از ترجیحات، احساسات و آمال فردى یا جمعى نیست و مى‏توان قضاوتهاى این حوزه را به نحو معقولى تبیین و توجیه کرد. نظریه معرفت‏شناختى پوزیتیویسم منطقى منکر این پیشفرض بنیانى بود و پیوند این معرفت‏شناسى با اندیشه سیاسى سنتى منجر به تعطیل و احتضار اندیشه سیاسى گردید. اما بعدها، اصل تحقیق‏پذیرى که به عنوان یک قاعده معرفت‏شناختىِ صرف توسط پوزیتویستها، مطرح شده و اساس اندیشه سیاسى را متزلزل کرده بود، توسط افرادى چون رودالف کارنپ برجسته‏ترین نظریه‏پردازان حلقه وین، و دیگران مورد نقادى قرار گرفت. نقادى‏ها نسبت به این اصل به قدرى جدّى بود که صدمات ویرانگرى به قدرت و شوکت پوزیتویسم وارد کرد. نقد پوزیتیویسم تنها از ناحیه اصل تحقیق‏پذیرى نبود بلکه این مکتب از سوى دیگر مورد نقادى‏هاى بدیع و بنیان‏سوز نامحتمل‏ترین فیلسوف یعنى لودویگ ویتگنشتاین که خود در نیمه اول قرن بیستم نهال نورسته پوزیتیویسم منطقى را آبیارى کرد، قرار گرفت، وى در اوائل نیمه دوم قرن بیستم با انتشار آثارى، استدلالات سابق خود در مورد پوزیتیویسم منطقى را مورد شدیدترین و بنیانى‏ترین انتقادات قرار داد. انتقادات وارد شده، پوزیتیویسم را چنان سخیف و ضعیف نمود که اندیشه سیاسى سنتى جان تازه‏اى گرفت و حیات ارزشى ـ اعتبارى خود را بازیافت. در این مقاله سعى شده است به سؤالات ذیل پاسخ داده شود: 1. پوزیتیویسم منطقى به چه نحوى و چگونه آن پیشفرض بنیادین را منکر شد؟ 2. چرا پوزیتیویسم متوسل به اصل اخذناپذیرى «باید» از «هستِ» هیوم مى‏شود؟ 3. چرا پوزیتیویسم قائل است که عقل نمى‏تواند امور اخلاقى و سیاسى را اخذ و استنتاج کند؟ 4. در پارادایم پوزیتیویستى، مطالعات و کاوشهاى سیاسى چه صورت و سیرتى مى‏تواند داشته باشد؟ 5. چرا و چگونه سیطره پوزیتیویستى بر اندیشه سیاسى کلاسیک مضمحل گردید؟
۱۹.

معقولیت و نسبى‏گرایى

نویسنده:

کلید واژه ها: معقول نظریه معقولیت طبیعى مکتب ادینبورا نسبى‏گرایى معرفت‏شناختى نامعقول دسته‏بندى اشیا منافع اجتماعى نظریه به‏کارگیرى فعالانه اجتماعى طبیعت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹۹
این مقاله یکى از جالب‏ترین براهین مکتب ادینبورا براى نسبى‏گرایى را بازسازى و سپس مورد ارزیابى نقّادانه قرار داده است. این مکتب براى این منظور نظریه معقولیت طبیعى را طرح مى‏کند؛ نظریه‏اى که همه عقاید و دعاوى معرفتى را به طور طبیعى معقول مى‏شناسد. در صورت توفیق در این کار، تبیین درجه دوّم ما از چگونگى و چرایى اخذ و رفض آن عقاید و دعاوى معرفتى هیچ نیازى به مقولات معقول و نامعقول نخواهد داشت؛ زیرا مطابق این نظریه همه عقاید و نظریه‏ها به طور طبیعى معقول هستند. هدف اصلى مکتب ادینبورا از این نظریه‏پردازى این است که تمام دعاوى معرفتى را به لحاظ معرفت‏شناختى، از جهت منزلت معقولیت‏شان، معادل و همسنگ کند. همچنین به‏کارگیرى مفهوم منافع اجتماعى در نظریه به کارگیرى فعالانه اجتماعى طبیعت این مکتب، مورد طرح و نقّادى قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان