اصول بهداشت روانی

اصول بهداشت روانی

اصول بهداشت روانی سال 15 تابستان 1392 شماره 2 (پیاپی 58)

مقالات

۱.

مقایسه ی اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به آسم برونشیال، بیماری انسدادی مزمن ریوی و سل ریوی

کلید واژه ها: افسردگی اضطراب سل ریوی آسم برونشیال بیماری انسدادی مزمن ریوی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات روانی ناشی از اختلال طبی کلی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
تعداد بازدید : ۲۱۷۹ تعداد دانلود : ۷۶۱
مقدمه: بیماری­های مزمن جسمی، همراهی بالایی با اختلالات خلقی یا اضطرابی دارند. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه­ی سطح اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سل ریوی، آسم و اختلال انسدادی مزمن ریوی می باشد. روش­کار: در مطالعه ی مقطعی حاضر 135 بیمار مبتلا به سل ریوی، آسم برونشیال و انسدادی مزمن ریوی مراجعه­کننده به اورژانس داخلی، درمانگاه و بخش بیماری­های ریه­ی بیمارستان های امام رضا (ع) و قائم (عج) مشهد در سال 1390 بررسی شدند. بیماران هر سه گروه از نظر سن، جنس و شدت بیماری، همسان­سازی و با آزمون­های اشپیل­برگر و مقیاس بک از نظر اضطراب آشکار و پنهان و افسردگی ارزیابی گردیدند. بعد از تکمیل 135 پرسش­نامه، اطلاعات جمع­آوری شده توسط نسخه­ی 16 نرم­افزار SPSS با آزمون­های آماری مجذور خی، آنووا یا معادل غیر پارامتری آن­ها تحلیل گردیدند. یافته­ها: تعداد 52 نفر، دچار افسردگی خفیف و 6 درصد نمونه­ها دچار افسردگی شدید بودند. 9/51 درصد نمونه­ها دارای اضطراب متوسط به بالا و 1/28 درصد از نمونه­ها مبتلا به اضطراب نسبتا شدید بودند. طبق نتایج آزمون مجذور خی، بین نوع بیماری و میزان افسردگی (000/0=P)، اضطراب آشکار (001/0=P) و اضطراب پنهان (026/0=P) رابطه­ی معنی­دار آماری وجود دارد. نتیجه­گیری: بر اساس یافته­ها، اغلب بیماران مبتلا به سل ریوی، آسم و اختلال انسدادی مزمن ریوی از افسردگی خفیف و اضطراب متوسط رنج می­بردند و بین نوع بیماری با میزان افسردگی و اضطراب آشکار و پنهان، رابطه ی معنی­دار وجود داشت. بنا بر این می­توان با شناخت آسیب­پذیری بیماران مبتلا به اختلالات تنفسی نسبت به نشانه­های روان­پزشکی، جهت پیشگیری و درمان اقدام نمود.
۲.

تاثیر گروه درمانی شناختی رفتاری به روش فرانظری بر میزان نشانه های افسردگی و دوز متادون مصرفی بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون

کلید واژه ها: افسردگی درمان شناخت گروه درمانی رفتار متادون نگهدارنده

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۵۱۴
مقدمه: هدف از تحقیق، بررسی تاثیر گروه­ درمانی شناختی­رفتاری به روش فرانظری بر میزان نشانه­های افسردگی و دوز متادون بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون (MMT) می­باشد. روش­کار: این پژوهش کارآزمایی بالینی طی 6 ماه (پاییز و زمستان 1389) بر روی بیماران MMT کلینیک بیمارستان ابن­سینای مشهد انجام شد. با نمونه­گیری در دسترس، 12 بیمار انتخاب و تحت 15 جلسه روان­درمانی گروهی شناختی ­رفتاری به روش فرانظری قرار گرفتند. 12 بیمار نیز گروه شاهد را تشکیل دادند. معیارهای ورود به مطالعه داشتن سواد در حد خواندن و نوشتن، گذشت حداقل یک ماه از پایان دوره القای MMT، عدم ابتلا به اختلالات عمده­ی روان­پزشکی در محور یک به جز وابستگی به اپیوئیدها و عدم ابتلا به اختلال شخصیت مرزی بود. دوز متادون بر اساس گزارش درمانگاه و نشانه­های افسردگی توسط آزمون فهرست بازبینی تجدیدنظرشده­ی 90 نشانگانی در ابتدا و انتهای مطالعه سنجیده شد. تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه­ی 16 و آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس یک­سویه صورت پذیرفت. یافته­ها: تفاوت بین میانگین نمرات افسردگی آزمودنی­ها در دو گروه آزمون و شاهد پس از مهار تاثیر پیش­آزمون، سن و مصرف متادون معنی­دار (001/0>P) به میزان 57 درصد بود، ولی تفاوت معنی­داری در میانگین دوز متادون مصرفی بین دو گروه در پس­آزمون وجود نداشت (07/0=P). نتیجه­گیری: گروه­درمانی شناختی­رفتاری به روش فرانظری می­تواند در کاهش علایم افسردگی در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون موثر باشد، لیکن در کوتاه­مدت بر دوز متادون مصرفی ایشان تاثیر معنی­داری ندارد.
۳.

بررسی پیش آیندهای رشد و تکامل پس آسیبی (شکست رابطه ی عاشقانه) در دانشجویان

کلید واژه ها: عشق رابطه سنخ های شخصیتی پس آسیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۹ تعداد دانلود : ۵۷۴
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی پیش­آیندهای رشد و تکامل پس­آسیبی (شکست رابطه­ی عاشقانه) از طریق مولفه­های اسناد شکست رابطه­ی عاشقانه و سنخ­های شخصیتی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بود. روش­کار: در این مطالعه­ی همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون، 214 دانشجو (160 دختر و 54 پسر) که شکست در رابطه­ی عاشقانه را در فروردین 1389 تجربه کرده­اند از طریق نمونه­گیری گلوله برفی انتخاب و با استفاده از پرسش­نامه­های رشد و تکامل پس­آسیبی، اسناد شکست رابطه­ی عاشقانه و پرسش­نامه­ی شخصیتی فرم کوتاه نئو بررسی شدند. داده­ها از طریق نرم­افزار SPSS نسخه­ی 16 و با استفاده از آزمون­های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. یافته­ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری مشخص نمود که 22 درصد واریانس رشد و تکامل پس­آسیبی توسط متغیرهای پیش­بین (سنخ­های شخصیتی و اسنادهای شکست رابطه­ی عاشقانه) تبیین می­شود و در میان این متغیرهای پیش­بین، برون­گرایی، وجدانی بودن و اسناد شخصی، رشد و تکامل پس­آسیبی را پیش­بینی می­کنند. نتیجه­گیری: برون­گرایی، وجدانی بودن و اسناد شخصی موجب پختگی و رشد و تکامل فرد بعد از قطع رابطه، می­شوند
۴.

گزارش یک مورد: بروز کمبود ویتامین ب12 و آنمی مگالوبلاستیک با افسردگی مقاوم به درمان و علایم شبه جسمی

کلید واژه ها: افسردگی ویتامین ب 12 آنمی مگالوبلاستیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال شبه جسمی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
تعداد بازدید : ۱۵۹۶ تعداد دانلود : ۷۹۲
مقدمه: کم­خونی­های مگالوبلاستیک گروهی از اختلالات هستند که معمولا ناشی از کمبود ویتامین ب 12 یا فولات می­باشند. کمبود ویتامین ب 12 با طیف وسیعی از علایم خونی، عصبی، گوارشی و روان­پزشکی بروز می­کند. عدم درمان آنمی، مانع از درمان مناسب بیمار می­شود و حتی اگر بیمار تحت درمان مناسب اختلال روان­پزشکی قرار گیرد، اغلب پاسخ ناکافی یا مقاومت به درمان خواهد داشت. معرفی مورد: این مقاله به معرفی خانم 33 ساله­ای می­پردازد که با علایم سندرم افسردگی و بی­ثباتی­های خلقی با تشخیص­های روان­پزشکی گوناگونی هم­چون اختلال شخصیت مرزی، افسردگی اساسی و اختلال خلقی نامعین، تحت درمان روان­پزشکی قرار داشته و طی 6 ماهه­ی قبل بستری و به تدریج اختلال تعادل، پارستزی، سردی و درد اندام­های تحتانی نیز به علایم فوق افزوده شده بود. بیمار به علت افکار جدی خودکشی و اختلال عملکرد بستری گردید. با ظن آنمی مگالوبلاستیک، آزمایشات کامل خون و سطح سرمی ب 12 و اسید فولیک به عمل آمد و پس از تایید تشخیص (افت سطح سرمی ب 12، 90 پیکوگرم در میلی­لیتر) و شروع درمان، علایم طی چند روز به طرز چشمگیری ناپدید شد. بیمار از بیمارستان روان­پزشکی ترخیص و جهت بررسی علل آنمی مگالوبلاستیک، به متخصص داخلی ارجاع گردید. نتیجه­گیری: اختلالات روانی در کمبود کوبالامین (ویتامین ب 12) شیوع بالایی دارد لذا حتی در غیاب علایم خونی یا عصبی کمبود ب 12، احتمال آنمی مگالوبلاستیک در علایم یا اختلالات روان­پزشکی نامعمول یا مقاوم به درمان­های رایج، علایم روانی ناشایع و نوسان در علایم، باید مد نظر قرار گیرد.
۵.

رابطه ی سبک خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان

کلید واژه ها: دانشجویان مشکلات عاطفی خودگویی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
تعداد بازدید : ۱۳۰۳ تعداد دانلود : ۷۸۳
مقدمه: سبک خودگویی، هسته­ی مرکزی در تنظیم شناختی­رفتاری است که نقش مهمی در ایجاد و تداوم مشکلات عاطفی دارد. با شناخت سبک خودگویی و مولفه­های آن می­توان به خودکنترلی که در احساس خودکارآمدی افراد تاثیر به ­سزایی دارد، دست یافت. پژوهش حاضر با هدف بررسیرابطه­ی خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد انجام شد. روش­کار: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 375 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد در سال 1389 به روش نمونه­گیری داوطلبانه انتخاب شدند. برای ارزیابی خودگویی و مشکلات عاطفی از پرسش­نامه­ی خودگویی (ST) کالوت و همکاران و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. داده­ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری، تحلیل شدند. یافته­ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان می­دهد که خودگویی منفی، رابطه­ی مثبت معنی­داری با دو مولفه­ی افسردگی و اضطراب دارد (001/0P≤) در حالی که با استرس، همبستگی معنی­داری را نشان نمی­دهد. هم­چنین خودگویی مثبت با استرس، رابطه­ی منفی معنی­داری دارد (05/0P≤). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان می­دهد خودگویی منفی در پیش­بینی افسردگی و اضطراب (001/0P≤) و خودگویی مثبت در پیش­بینی استرس، توان بیشتری دارند (05/0P≤). نتیجه­گیری: سبکخودگویی در پیش­بینی مشکلات عاطفی دانشجویان نقش دارد. با افزایش آگاهی و حساسیت شناختی از طریق آموزش­های لازم جهت تغییر سبک خودگویی می­توان به ارتقای سلامت روان و عملکرد دانشجویان کمک نمود.
۶.

تاثیر درمانی آموزش چندرسانه ای فرزندپروری به مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای در مشهد

کلید واژه ها: آموزش فرزندپروری چند رسانه ای اختلال بی اعتنایی مقابله ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۶ تعداد دانلود : ۶۰۰
مقدمه: تعامل والدین در بهداشت روانی کودکان موثر است. سبک فرزندپروری، مجموعه نگرش­های ایجادکننده­ی جو هیجانی برای بروز رفتارهای والدین با کودک است. پژوهش حاضر به منظور تعیین اثر آموزش چندرسانه­ای فرزندپروری به والدین در درمان کودکان مبتلا به اختلال بی­اعتنایی مقابله­ای (ODD) انجام شده است. روش­کار: در این مطالعه­ی کارآزمایی 45 نفر از مادران دارای کودکان 10-3 ساله­ی مبتلا به ODD در مشهد در سال 1389وارد مطالعه و به طور تصادفی ساده به سه گروه تقسیم شدند. به گروه اول آموزش رو در رو (PMT) و به گروه دوم، مطالب آموزشی در قالب نرم­افزاری به صورت آموزش چندرسانه­ای (M-PMT) ارایه شد. گروه سوم، گروه شاهد (در نوبت درمان) بودند. ارزیابی با آزمون کانرز و ارزیابی فرزندپروری بامریند، قبل و بعد از زمان مداخله سنجیده شد. داده­ها توسط نرم­افزار SPSSنسخه­ی 16 و آزمون­های آنووا، کروسکال­والیس، آزمون تی زوجی و من­ویتنی تحلیل شدند. یافته­ها: روش M-PMT بر بهبود مشکلات سلوک (03/0=P)، یادگیری (04/0=P)، بیش­فعالی (01/0=P)، رفتار تکانه­ای (02/0=P) و اضطراب (01/0=P) کودکان موثر بود، ولی در مشکلات جسمی-روانی (2/0=P) تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. بهبود مشکلات سلوک در گروه M-PMT و PMT اختلاف معنی­داری نداشت (1/0=P). در بهبود رفتارهای تکانه­ای و اضطراب M-PMT موثرتر از PMT بود (به ترتیب 009/0=P و 02/0=P) ولی میزان کاهش بیش­فعالی در گروهPMT بهتر بود (03/0=P). نتیجه­گیری: شیوه­ی نوین آموزش به روش چندرسانه­ای بر بهبود مشکلات یادگیری، بیش­فعالی، رفتار تکانه­ای و اضطراب کودکان موثر بود، البته در رفتارهای تکانه­ای و اضطراب روش چندرسانه­ای و در بیش­فعالی روش آموزش رو در روی والدین، پاسخ بهتری داشت.
۷.

مقایسه ی عملکرد دانش آموزان دختر 8-6 ساله ی با و بدون اختلال نافرمانی مقابله ای در تکالیف نظریه ی ذهن

کلید واژه ها: دانش آموزان اختلال نافرمانی مقابله ای نظریه ی ذهن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۰ تعداد دانلود : ۵۳۰
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه­ی عملکرد دانش­آموزان دختر 8-6 ساله­ی با و بدون اختلال نافرمانی مقابله­ای در تکالیف نظریه­ی ذهن بود. روش­کار: در مطالعه­ی علی­مقایسه­ای حاضر،180 دانش­آموز دختر 8-6 ساله (60 نفر با اختلال نافرمانی مقابله­ای،120 نفر بدون این اختلال) که در سال تحصیلی 89-1388 در دبستان­های شمال و جنوب تهران مشغول به تحصیل بودند، از طریق نمونه­گیری خوشه­ای مرحله­ای بررسی شدند. برای تعیین نظریه­ی ذهن از آزمون نظریه­ی ذهن پارکر و همکاران و برای تشخیص اختلال نافرمانی مقابله­ای از دو پرسش­نامه­ی مقیاس درجه­بندی اختلال رفتار ایذایی و سیاهه­ی اختلال نافرمانی مقابله­ای استفاده شد. داده­ها با روش تحلیل واریانس و تی مستقل تحلیل شدند. یافته­ها: بنا بر تحلیل داده­ها، عملکرد دانش­آموزان بدون اختلال نافرمانی مقابله­ای به گونه­ی معنی­داری در تکالیف نظریه­ی ذهن از عملکرد دانش­آموزان دارای این اختلال، بالاتر بود (05/0>P). هم­چنین تفاوت عملکرد دانش­آموزان با و بدون اختلال نافرمانی مقابله­ای در سطوح مختلف سنی، معنی­دار است (001/0>P). نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش حاکی از این بود که دانش­آموزان مبتلا به اختلال بی­اعتنایی مقابله­ای در انجام تکالیف نظریه­ی ذهن، نقص دارند
۸.

بررسی ارتباط بین مولفه های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای با مصرف سیگار در دانشجویان مهندسی

کلید واژه ها: شخصیت دانشجویان مصرف سیگار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
تعداد بازدید : ۱۲۸۷ تعداد دانلود : ۶۳۷
مقدمه:مصرف سیگار متاثر از تعامل عوامل زیست شناسی، اجتماعی، روان­شناختی و فرهنگی بوده و میزان بالای هم­بودی آن با برخی مولفه های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در سبب­شناسی، مورد تاکید است. این پژوهش به بررسی مقایسه ای ارتباط بین مصرف سیگار، مولفه های شخصیتی و راهبرد های مقابله ای در دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشکده­ی فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علوم پزشکی اراک پرداخته است. روش­کار: این پژوهش توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی با نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای بر روی 716 نفر از دانشجویان زن و مرد مشغول به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی (323 نفر) و دانشکده­ی فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی (393 نفر) واحد اراک در سال تحصیلی 90-1389 اجرا شده است. ابزارها شامل چک­لیست مشخصات جمعیت­شناختی محقق­ساخته، پرسش­نامه­ی راهبردهای مقابله­ای (لازاروس و فولکمن) و آزمون شخصیتی نئو-فرم کوتاه بودند. اطلاعات با روش­های آماری تحلیل واریانس چندمتغیره، تحلیل همبستگی و نرم­افزار SPSS نسخه­ی 18 تحلیل شدند. یافته­ها:بین مولفه­ی روان­رنجورخویی (001/0=P، 146/0- =r) و توافق (001/0=Pو159/0=r) با سبک مقابله ای مسئله­مدار و مولفه­ی برون گرایی (001/0=Pو 127/0- =r) و توافق (001/0=P، 137/0- =r) با سبک مقابله ای عاطفه­مدار، تفاوت معنی­داری وجود دارد اما بین مصرف سیگار و مولفه های شخصیتی با وجود تفاوت بین میانگین دو گروه، تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. علاوه بر این بین میانگین مصرف سیگار و استفاده از راهبرد مقابله ای عاطفه مدار، تفاوت معنی­داری مشهود است (01/0P<). نتیجه­گیری:افراد سیگاری از کمبود مهارت­های مقابله ای مناسب در حل مشکلات رنج می­برند. هم­چنین، سیگاری بودن مردان در بالا بودن میزان عصبیت و اضطراب آنان، نقشی ندارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۱