فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۲ مورد.
۱۴۵.

چیدمان خوشنویسی، گرافیک و نقاشیخط: مطالعه تطبیقی دو سبک رایج خط نستعلیق (سبک میرعماد الحسنی و محمدرضا کلهر)

نویسنده:

کلید واژه ها: مکتب کلهر مکتب میرعماد مکتب جدید

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۴ تعداد دانلود : ۴۴۹
قلم نستعلیق به عنوان دومین خط خاص ایرانیان در دوره اسلامی، پس از شکل گیری و پیدایش به همت خوشنویسان از دوره ای به دوره دیگر شاهد ویژگی ها و اختلافاتی هر چند جزئی در ساختار حروف، کلمات، اتصالات و نیز ترکیب بندی ها شد و در نتیجه این اختلافات جزئی، خوشنویسی نستعلیق هر یک از دوره ها از هم متمایز گشت. برخی از خوشنویسان شاخص هر دوره، ابتکارات و خلاقیت های نوینی را در ارتقاء زیبایی و تکامل خط نستعلیق به کار بردند که منجر به شکل گیری، تکمیل و ترویج طریقه و روش نگارش آنان شد. بعدها اقدامات و تلاش آنان توسط شاگردان و پیروانشان توسعه و ترویج یافت تا اینکه امروزه در خوشنویسی نستعلیق با دو قالب و ساختار متمایز با نام های ""مکتب قدیم"" یا ""مکتب میرعماد"" و ""مکتب جدید"" یا ""مکتب کلهر"" روبه رو هستیم. میر عماد الحسنی قزوینی از هنرمندان دوره صفوی نامدارترین خوشنویس نستعلیق که تکامل این قلم با نام وی رقم خورده است با عنایت به پیشینیان موجد سبکی شد که خوشنویسان پس از او به خط وی اقتدا نمودند. سبکی که در آن دوایر، اتصالات و کشیده ها قدری درشت تر از حد معمول و در عین حال از تناسـب کامـلی برخوردار بودند. اندام حروف نیز بسیار مسـتحکم، واضح و مشـخص و همچنین با ظرافتی استادانه نگاشته می شد و اما میرزا محمدرضا کلهر از خوشنویسان برجسته دوره قاجار با تکیه بر نبوغ سرشارش نیز براساس اصول و خواست زمانه، برپایه سبک میرعماد سبکی را پی ریخت که قلم نستعلیق را با صنعت تازه وارد چاپ سنگی آشتی داد. وی طی این فرآیند در ساختار حروف و کلمات نستعلیق با پرهیز از نازک نویسی و تیزنویسی، نوعی چاق نویسی را مرسوم ساخت که در آن دوایر کوچکـتر و تنگ تر نوشته شده و کشیده ها و فاصله پیوند حروف و کلمات کوتاه تر و ضخیم تر می شدند.
۱۴۷.

گونه شناسی مدل ها و بررسی تطبیقی روش های ثبت تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی از محیط

کلید واژه ها: روش شناسی محیط گونه شناسی منظر نقشه های شناختی تصاویر ذهنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۵۸
تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی ابزار دستیابی به بازنمایی درونی محیط دانسته می شود که تنوعی از روش ها و شیوه های استخراج را در چند دهه گذشته تجربه کرده است. همین تنوع است که بررسی تطبیقی شیوه های استخراج تصاویر ذهنی -شناختی و شناخت جامع آنها و به ویژه نقاط ضعف و قوت آنها را مهم می سازد. در این پژوهش با استفاده از راهبرد ترکیبی شامل راهبرد کیفی و طبقه بندی، داده های حاصل، مورد گونه شناسی قرار گرفته و در نهایت در راهبردی تفسیری با رویکردی استنتاجی تحلیل و ارزیابی شده اند. ادبیات مرتبط با موضوع مورد بررسی و تحلیلی انتقادی قرار گرفته و تلاش شده جوانب موضوع به طور کامل ولی موجز مورد بررسی و اشاره قرار گیرد. فرضیه این پژوهش بر این پایه استوار است که می توان وجوه اشتراک و افتراقی میان روش های استخراج و ثبت تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی را به گونه ای طبقه بندی کرد که امکان ساخت مدل یا مدل های کلان نظری از آنها را ممکن ساخته و در نهایت راه را برای تبیین مدل جامع بازنمایی محیط فراهم آورند. این مدل بر مبنای کاهش نقاط ضعف و تأکید بر نقاط قوت شکل خواهد گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که گونه های مختلف مفاهیم موجود در زمینه نقشه های ذهنی- ادراکی به دو دسته «بازنمایی توپولوژیک» و «بازنمایی ادراکی» قابل تقسیم هستند. همچنین روش شناسی اخذ تصاویر و نقشه های شناختی نیز در دو دسته «مدل های ترسیمی – طراحی (زایشی)» و «مدل های بازشناسی-ارزیابی (غیر زایشی)» قابل تقسیم اند. تحلیل روش های مذکور در کل مدل جامع بازنمایی منظر و محیط شهری را به لحاظ روش شناسی حاصل ترکیب «نقشه های ذهنی» و «نقشه های مفهومی» معرفی کرده و استخراج نقشه های شناختی در راستای دستیابی به «نقشه شناختی عام» از بازنمایی محیط را با آسیب هایی مواجه می داند؛ نخست «ضعف فرآیند ساده سازی» که به حذف کیفیّت ترسیمی عناصر و جزییات آنها منتهی شده است، و دیگری «ضعف سامانه گرافیکی» که محدود به عناصر پنج گانه لینچ تعریف شده اند، سرانجام «عدم امکان مقایسه نتایج در روش های مختلف» به ویژه روش های ارزیابی و ترسیمی که به سبب ماهیت و روش شناسی نمی توانند به موازات یکدیگر مورد استفاده باشند. لذا استفاده از ابزارهای فناوری جدید مانند شبکه های جهانی ارتباطی (اینترنت و رسانه ها) و نرم افزارهای رایانه ای و شبیه سازی و مانند آن در آینده ای نزدیک به عنوان ابزار اولیه و سپس به مثابه شیوه ای جدید شکل خواهند گرفت که امروزه نشانه هایی از آن در مطالعات ترجیح سنجی مردم قابل مشاهده است. با این حال مطالعات این پژوهش نشان می دهد که این ابزارها و روش ها هنوز در پژوهش ها مورد استفاده نیستند.
۱۴۸.

پژوهشی بر آلات موسیقی دوره اشکانی

۱۵۱.

نقدی بر پژوهش های تفسیری تاریخی درخصوص معماری معاصر ایران، نمونه موردی: معماری دوره پهلوی اول

نویسنده:

کلید واژه ها: پارادایم های پژوهش دوره پهلوی اول راهبرد تفسیری تاریخی معماری معاصر ایران

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر جهان هنر معاصر ایران
تعداد بازدید : ۱۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۸۲۹
در دهه اخیر، نگارش آثار تفسیری تاریخی درخصوص معماری معاصر ایران و دوران مدرنیزاسیون، رشد چشمگیری کرده است. عدم تفکیک چارچوب های متفاوت استدلال و تحلیل، توسل به گونه های ناهمخوان تحلیل و توجه نکردن به معیارهای استناد در پارادایم های مختلف تحقیق، موانعی را در برابر علمی بودن این پژوهش ها و اعتبار آن ها ایجاد کرده است. تبیین ساختاری این معضل، هدف این نوشتار است. در این مقاله، ابتدا رویکردها و مبانی فکری در این نوشتارها، از منظر پارادایم های سه گانه تحقیق و دو عرصه درون نهادی و برون نهادی معماری با رویکرد استدلال منطقی بررسی می شوند. این بررسی به صورت تطبیقی با تاریخ نگاری دوره مدرنیسم معماری و تاریخ نگاری معماری عام معاصر در غرب انجام گرفته و فضاهای غفلت شده و عرصه های تحقیقی وسیعی که در این زمینه باقی مانده است، معرفی می گردد. پس از این مقایسه در دو دسته تاریخ نگاری نخبه گرا و عام گرا، این نکته بیان می شود که رویکرد نوین پژوهش تفسیری تاریخی درباره دوران معاصر، چگونه از گرایش به تحلیل تاریخی معماری عامه در دوران نزدیک، به رغم وجود شواهد استنادی، غفلت کرده است. سپس یکی از نمونه های گرایش نخبه گرا «معماری دوره پهلوی اول» مصطفی کیانی در کانون بحث قرار داده می شود. این تحقیق، در تاریخ نگاری کلّی معماری ایران نیز با ارائه پژوهشی جامعه محور و نه طبیعی گرا یا باستان شناسانه که شیوه رایج این گونه بررسی ها در ایران است، مسیری متفاوت را پیش روی پژوهش های تفسیری تاریخی در ایران باز نموده است. بررسی نقادانه ای که در اینجا ارائه شده، در راستای بهسازی نگاه تحلیلی به معماری تاریخی ایران، به تحلیل ویژگی های شکلی و محتوایی آن می پردازد. در انتها راهکاری برای بهبود پژوهش تفسیری تاریخی در این حوزه ارائه شده است.
۱۵۲.

بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر اهواز (مطالعه موردی: محله گلستان)

کلید واژه ها: امنیت گلستان شهروندان فضای عمومی منظر شهری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری منظر
تعداد بازدید : ۸۳۱ تعداد دانلود : ۹۸۵
امروزه، جرم و احساس ناامنی در برابر آن، در محلات شهری، از دغدغه های اصلی شهروندان به شمار می رود و در رشد آسیب های اجتماعی مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح امنیت در فضاهای عمومی شهر است. مؤلفه های «حس مکان»، «هویت مکان»، «خاطره انگیزی»، «خوانایی و تصویری روشن از محیط»، «ادراک عمومی و لذت بصری» و «فرم و ریخت» به عنوان شاخص های منظر شهری برای سنجش احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهری به دست می آیند. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری پژوهش، کتابخانه ای و در بخش مطالعات میدانی از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. و روش علّی و همبستگی جهت تحلیل روابط میان «احساس امنیت» و «منظر شهری» به کار گرفته شده است. نتایج بررسی انجام شده نشان می دهد که علی رغم وجود امنیت، احساس امنیت در محدوده مورد مطالعه از دید ساکنین، پایین تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. با توجه به شش معیار هویت مکان، خاطره انگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری، میانگین اساس امینت در دو معیار هویت مکان و خاطره انگیزی بالاتر از میانه نظری و چهار معیار دیگر پایین تر از میانه نظری ارزیابی شده است. بنابراین شهروندان محله گلستان شهر اهواز، دو مؤلفه هویّت مکان و خوانایی را در ایجاد احساس امنیت مؤثرتر می دانند. مشارکت شهروندان در نگهداری از فضا، توجه به اماکن تاریخی، ایجاد محیطی مأنوس، استفاده از آب، درخت، نور، مبلمان و ... از جمله راهکارهای مطرح شده جهت افزایش احساس امینت در سطح محله هستند.
۱۵۳.

تحلیل مناسبت محیطی GIS پایه برای حفاظت از نواحی طبیعی با ارزش در چارچوب برنامه ریزی محیطی (نمونه موردی: شهر رشت)

نویسنده:

کلید واژه ها: برنامه ریزی محیطی تحلیل مناسبت محیطی GIS پایه تحلیل تصمیم گیری چندمعیاری نواحی طبیعی باارزش شهر رشت و محیط پیرامون آن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی سنجش از راه دور GIS
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۸۹
شهر رشت و محیط پیرامون آن با انواع مشکلات مرتبط با اُفت مرتبة محیط طبیعی دربرگیرندة تخریب زمین های کشاورزی و جنگلی واقع در محیط پیرامون شهر، نابودی اکوسیستم های طبیعی باارزشی چون رودخانه ها و تالاب ها، انتشار آلاینده های محیطی و انباشت آنها در زیستگاه های طبیعی و رشد افقی و گسترش کالبدی شهر به سوی نواحی طبیعی باارزش رویاروست. در پاسخ به ناکارآمدی رویکردها و رهیافت های سنتی برنامه ریزی شهری در رویارویی با انواع مشکلات اُفت مرتبة محیط طبیعی، به کارگیری رهیافت جدید ""برنامه ریزی محیطی"" و لزوم برنامه ریزی به جهت حفاظت از محیط و نگهداشت منابع طبیعی مورد نظر و تأکید بسیاری از صاحبنظران برنامه ریزی قرار گرفته است. یکی از مهم ترین زمینه های عمل برنامه ریزی محیطی تشخیص نواحی است که از نظر محیطی منحصر به فرد یا در وضعیت بحرانی اند. از مهم ترین فنون مورد استفاده توسط برنامه ریزان محیطی برای شناسایی نواحی طبیعی باارزش و نواحی که از نظر بوم شناختی حساس هستند، ""فن تحلیل مناسبت محیطی"" است. هدف از این مقاله معرفی رهیافتی است که برای پرداختن به موضوع تحلیل مناسبت محیطی برای شناسایی نواحی طبیعی باارزش و مناسب ترین نواحی برای حفاظت محیطی، ""فنون تصمیم گیری چندمعیاری"" و به طور خاص ""روش ترکیب خطی وزنی"" را با فناوری GIS یکپارچه می کند. مطالعه حاضر بر این فرضیه مقدم استوار است که تحلیل مناسبت حفاظت محیطی می تواند به عنوان پایه و اساسی برای تصمیم گیری و تدوین سیاست ها در چارچوب رهیافت برنامه ریزی محیطی به کار رود. برای دستیابی به این هدف ابتدا با استفاده از روش های تحقیق میدانی و اسنادی، مشکلات مرتبط با اُفت مرتبة محیط طبیعی شهر رشت و محیط پیرامون آن شناسایی می شوند. سپس بر پایة روش تحقیق توصیفی و با طراحی و تکمیل پرسشنامه، نظرات شهروندان درباره اهمیت و وخامت مشکلات مرتبط با تخریب محیط طبیعی بررسی و تحلیل و در نهایت با به کارگیری فن تحلیل مناسبت محیطی جی آی اس-پایه، نواحی دارای مناسبت بالا برای حفاظت محیطی و نواحی مناسب توسعه شهری تعیین می شوند. نتایج پژوهش مزیت تلفیق فنون تصمیم گیری چندمعیاری و GIS را در شناسایی نواحی طبیعی باارزش و سپس تدوین سیاست های محیطی کارا در چارچوب رهیافت برنامه ریزی محیطی برای هدایت گسترش کالبدی شهر و جلوگیری از افزایش و انباشته شدن مشکلات مرتبط با تخریب محیط طبیعی شهر رشت و محیط پیرامون آن نشان می دهد. برآمد رهیافت توسعه یافته می تواند به عنوان پایه ای برای برنامه ریزان و تصمیم گیرندگانی مورد استفاده قرار گیرد که با توسعه شهرها و محیط پیرامون آنها در نواحی سروکار دارند که از نظر بوم شناختی بسیار حساس هستند.
۱۵۴.

بازشناسی مفهوم محله در شهرهای کویری ایران نمونه مطالعاتی محله های شهر نایین

کلید واژه ها: محله تحلیل کیفی تحلیل کمی نایین شهرهای کویری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۵۰۵
در ادبیات برنامه ریزی و طراحی شهری معاصر، پرداختن به مقیاس های خرد شهری در سلسله مراتب نظام تقسیمات شهری، به عنوان مهم ترین مقیاس سکونتی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به همراه ویژگی های پایدار واحدهای سنتی، در همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی باعث شده است که الگوهای ارائه شده در نظریه های غربی به گونه ای بر پایه بسیاری از اصول واحدهای سنتی همان کشورها باشد. معادل واحد همسایگی، شاخص ترین مقیاس سکونتی در ایران، یعنی محله است. بررسی مطالعات موجود در تحلیل مفهوم و ساختار محله های سنتی ایران نشان می دهد که از یک سو، عمده این مطالعات و نتایج آن ها توصیفی بوده و از سوی دیگر، بر پایه های روش شناختی روشنی، استوار نیستند. ازاین رو تاکنون نظریه ای درخور که با فرهنگ و شرایط زندگی معاصر در ایران هماهنگ باشد، ارائه نشده است. این پژوهش بر این نکته تکیه دارد که از طریق موردکاوی محلات در شهرهای تاریخی ایران، مبتنی بر تحلیل های کیفی و کمی، می توان به ابعاد جدید از ماهیت محلات دست پیدا کرد. لذا با توجه به تمرکز عمده مطالعات ایرانی، بر مناطق کویری و همچنین ساختار شناخته شده و موجود شهر تاریخی نایین متشکل از 7 محله در فلات مرکزی ایران، نایین به عنوان نمونه مطالعاتی پژوهش انتخاب شده است. در این پژوهش از روش های تفسیری-تاریخی، توصیفی-تحلیلی، تحلیل محتوا و موردپژوهی استفاده شده است. این مطالعات به کمک اسناد تاریخی، مشاهدات میدانی، مصاحبه مبتنی بر تاریخ شفاهی محلات و بهره گیری از نرم افزار تحلیلی Arc Gis، امکان تدوین مدلی ویژه جهت تحلیل محله های شهر نایین در قالب مؤلفه های کمی و کیفی را فراهم آورده است. مؤلفه های کمی و کیفی در کنار هم واقعیت ها را می سازند، اما در این پژوهش به دلیل بررسی دقیق تر و همچنین اهمیت و کمبود مطالعات در زمینه ابعاد کمی محله ها، این دو بعد به صورت جداگانه در محله های شهر نایین مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از بررسی این مؤلفه ها در بخش کیفی مشخص می سازد که شکل گیری و تغییرات شهر و محلات آن به صورت مستمر و تدریجی در راستای همسازی مناسب بافت موجود با تغییرات و نیازهای جدید تا دوره قاجار و پیش از پهلوی ادامه داشته است. در این میان آداب ورسوم و ارزش های اجتماعی ازجمله مذهب نقش تعیین کننده ای در نوع عناصر، ویژگی ها، کیفیت روابط، نحوه شکل گیری و هویت محله ای و شهری داشته است. از سوی دیگر، وضعیت سخت اقلیمی و محدودیت منابع آبی نیز سبب فشردگی بالای کالبدی و همچنین محدودیت جمعیت و وسعت محله ها و شهر نایین شده است. یافته های این پژوهش در بعد مؤلفه های کمی نشان می دهد که مساحت کوچک ترین محله نایین 3/2 هکتار و بزرگ ترین آن ها 2/8 هکتار است. این ارقام بسیار کمتر از حدود شناخته شده برای یک واحد همسایگی معاصر در غرب است. همچنین میانگین فاصله خانه ها در هر محله به ترتیب از میدانچه ها 131 متر، از بازار 171 متر، از مسجد 81 متر بوده است که به وضوح، نشانگر سازگاری فواصل با توان عابر پیاده و اهمیت مسجد در بافت به دلیل تعداد زیاد آن هاست.
۱۵۸.

تصویر کاخ و باغ شاه موبد در مثنوی ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی

نویسنده:

کلید واژه ها: شعر فارسی معماری ایرانی فخرالدین اسعد گرگانی منظومه ویس و رامین شکل باغ اجزا و عناصر باغ

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری منظر
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۲۹۹
شکل یا طرح باغ موضوعی است که برخی از مهم ترین ویژگی های فضایی باغ را در بر دارد. علاوه بر آثار باقی مانده یا مدارک تصویری و متون تاریخی، شعر فارسی نیز منبعی برای شناخت باغ محسوب می شود و تصویری از آن فراروی ما قرار می دهد. تصویر یادشده که ممکن است حاصل مشاهده توصیفگر یا حتی تصویر ذهنی او درباره فضایی خاص باشد، اهمیت دارد و ما را با موضوعی آشنا می کند که اطلاعات دیگری از آن در دست نداریم یا اطلاعات ما را تکمیل می کند. این مقاله متن داستانیِ منظومی را از نیمه نخست سده پنجم مطالعه می کند؛ زمانی که فخرالدین اسعد گرگانی داستانی قدیمی تر را روایت کرده است. داستان یادشده، مثنوی ویس و رامین است که تأثیری گسترده بر داستان های منظوم پس از خود داشته و احتمالاً اصل آن به دوره اشکانی بازمی گردد. مقاله در پی آشکار کردن تصویری از باغ و سرای شاه موبد است که شاعر در حین داستان گویی خود و شرح روابط میان شخصیت ها، آن را به طور ضمنی وصف کرده است. در این مطالعه، شعر شاعر ازجمله آن ها که مربوط به شرح فضای یادشده اند یا غیر آن، تفسیر می شوند تا خصوصیات فضایی سرای شاه موبد روشن شود. در تفسیر یادشده، درون مایه دراماتیک و صحنه های داستان در مرکز توجه قرار دارند و هدف، یافتن ویژگی های معماریِ صحنه هایی است که شاعر در ارتباط با سرای شاه موبد شرح می دهد. بنا بر شرح شاعر، «سرای شاه موبد» از باغ و کاخ و شبستانی تشکیل شده است و مجاور گوشکی است که مشرف به میدان است و کل مجموعه در دز یا کندز مرو قرار دارد. سرای موبد دربردارنده دو باغ است که یکی همچون حیاط اندرونی در میان عمارت شبستان بوده و دیگری دارای دیوار و حصار بوده و در مقابل کاخ اصلی است. کاخ به هر دو راه دارد و از طریق ایوان با فضای هر دو باغ گلستان و بوستان ارتباط می یابد.
۱۵۹.

Generalization rate of Christopher Alexander’s living Structure theory Case Study: Charbagh and Isfahan Gardens (میزان تعمیم پذیری نظریه ساختار زنده «کریستوفر الکساندر» مطالعه موردی : چهارباغ و باغ های اصفهان)

نویسنده:

کلید واژه ها: اصفهان حیات الگو باغ چهار باغ ساختارهای زنده مراکز نیرومند

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی تئوری
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۲۸۵
«کریستوفر الکساندر»1 براساس ایده سرشت نظم ، همه پدیده های جهان هستی را تحت دو عنوان « ساختارهای زنده» و «ساختارهای غیرزنده» مطالعه می کند و به بررسی و شناخت الگوی ساختارهای زنده با توجه به مفاهیم کلیت یکپارچه و مراکز نیرومند2 می پردازد. این نظریه در قالب 15 خصلت پیوسته از مراکز نیرومند شکل می گیرد. بر اساس دستاوردهای محققین، باغ ایرانی پدیده ایست فرهنگی که در قالب مجموعه ای منظم و هندسی با ترکیب عناصر مختلف طبیعی و مصنوع با طبیعت به خوبی عجین شده است. ابتکار موضوع از این جهت می تواند در باغ ایرانی مورد توجه واقع شود که به شناخت کلیت یکپارچه و تشریح مراکز نیرومند به عنوان یکی از اصلی ترین موضوعات اندیشه معاصر می پردازد. مسئلة تحقیق «میزان تعمیم پذیری نظریه الکساندر در چهارباغ و نمونه باغ های اصفهان» است که با هدف بنیادی و روش تحلیلی و مقایسه تطبیقی با رویکرد کیفی مورد مطالعه قرار می گیرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ویژگی های نظریة ساختارهای زنده از قبیل مقیاس های مختلف ، مراکز نیرومند ، مرزها ، تکرار متناوب به طور نسبی بر نمونه باغ های اصفهان با کارکردهای مختلف قابل تطبیق است؛ اما نقش همة خصلت های این نظریه در نمونه های بررسی شده به یک میزان نیست و مقیاس های مختلف ، مراکز نیرومند ، فضای معین ، تکرار متناوب ، پژواک ، مرزها و شکل خوب نقش بیشتری در خلق حیات دارند. چهارباغ به عنوان یک فضای شهری با کارکرد عمومی (مردمی ) دارای حیات بیشتری بوده و نقش مراکز نیرومند ، تضاد ، جدایی ناپذیری و ناهمگونی در آن بسیار چشمگیر است .
۱۶۰.

موانع همگرایی اجتماعی – فرهنگی ایران و افغانستان در دوران پهلوی

کلید واژه ها: ایران افغانستان دوران پهلوی موانع فرهنگی همگرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول روابط خارجی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر جهان هنر بین النهرین باستان سومر
تعداد بازدید : ۸۸۱ تعداد دانلود : ۴۸۷
پس از جدایی افغانستان از ایران، این دوکشور به عنوان دو واحد مستقل سیاسی، همواره متأثر از جریانات و تحولات داخلی و دخالت های سیاسی و فرهنگی بیگانگان نتوانستند در عرصه های اجتماعی و به ویژه حوزه ی روابط فرهنگی به تعاملی هم سو و سازنده دست یابند. دامن زدن به اختلافات متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به ناچار سطح روابط اجتماعی – فرهنگی دو کشور با وجود تمامی اشتراکات از دین تا فرهنگ و زبان را دچار لطمات جبران ناپذیری ساخت. تلاش کنشگران افغان در ایجاد هویتی نوین برای افاغنه با تأکید بر پشتون گرایی سیاسی – فرهنگی، تقابل با زبان فارسی با تقویت حوزه ی زبان پشتو، دوری گزینی از ایران در حوزه ی آموزش تعملیات عمومی و رویکرد به دولت های ثالث مانند ترکیه در این زمینه، بر میزان واگرایی و جدایی فرهنگی میان دو کشور در دوران سلسله پهلوی افزود. این مقاله با رویکردی تاریخی - تحلیلی مهمترین عوامل و بسترهای موانع اجتماعی – فرهنگی میان دو کشور را با تأکید بر اسناد وزارت امور خارجه ایران و منابع افغان مورد بررسی قرار می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان