رضا نیلی پور

رضا نیلی پور

سمت: دکترا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

بررسی توجه پایدار و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اختلال ویژه زبانی در مقایسه با همسالان

کلید واژه ها: اختلالتوجه پایدارکارکرد اجراییبازداری پاسخاختلالات گفتار و زبان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲۱ تعداد دانلود : ۵۱۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کارکردهای توجه پایدار و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اختلال ویژه زبانی 5 تا 8 سال و مقایسه آن با همتایان طبیعی می باشد. روش: در این پژوهش مقطعی- مقایسه ای و توصیفی- تحلیلی، 76 کودک 5 تا 8 ساله (20 کودک دارای اختلال و 56 کودک همتای سنی طبیعی) با استفاده از آزمون های عملکرد مداوم (توجه پایدار)، برو نرو (بازداری پاسخ) و آزمون تشخیص آسیب ویژه زبانی (انتخاب آزمودنی های دارای اختلال) با آزمون آماری تی مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: کودکان مبتلا به اختلال ویژه زبانی در عملکرد مؤلفه های اعلام کاذب در آزمون عملکرد مداوم، خطای ارتکاب و نمره کلی در آزمون برو نرو تفاوت معنادار (0/05≥P) با گروه طبیعی نشان داده اند. این کودکان در دو مهارت توجه پایدار و بازداری پاسخ ضعیف تر از همسالان طبیعی خود عمل می کنند. نتیجه گیری: نقایص کودکان دارای اختلال ویژه زبانی تنها محدود به سطوح زبان نمی شود، بلکه سایر مهارت های شناختی از جمله کارکردهای اجرایی را نیز دربر می گیرد. لذا توصیه می شود که در روند ارزیابی و مداخله این کودکان به سایر مهارت ها از جمله کارکردهای اجرایی نیز توجه شود.
۳.

بررسی تأثیرات سن/ ترتیب اکتساب واژگان در زبان دوم: تصمیم واژگانی در دو زبانه های فارسی- انگلیسی

کلید واژه ها: زبان دومزمان واکنشسن اکتسابترتیب اکتسابتصمیم واژگانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۸ تعداد دانلود : ۳۴۱
هدف از مطالعة حاضر بررسی تأثیرات ترتیب/ سن اکتساب واژگان در زمان پاسخ تصمیم واژگانی در دو زبانه های فارسی- انگلیسی است. 40 دانشجوی سال اول دانشگاه که به لحاظ مهارت زبان دوم در سطح مبتدی بودند در این مطالعه شرکت کردند. 45 کلمة انگلیسی و تعدادی شبه کلمه، به عنوان محرک، انتخاب و با استفاده از نرم افزارDMDX ارائه شدند. این 45 واژه به سه گروه مجزا تقسیم شدند: 15 کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به سرعت فرا گرفته شدند؛ 15 کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به کندی فرا گرفته شدند و 15 کلمه در فارسی به کندی، ولی در انگلیسی به سرعت فرا گرفته شدند. هدف از این تقسیم بندی این بود که مشخص کنیم آیا پردازش و تصمیم واژگانی در زبان دوم تحت تأثیر سن اکتساب معادل های این کلمات در زبان اول می باشد یا این که واژگان در زبان دوم از الگوی سن اکتساب خود پیروی می کنند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس استفاده کردیم. نتایج نشان داد زمان پاسخ تصمیم واژگانی در لغاتی که در زبان دوم به سرعت فرا گرفته شده بودند، به طور معناداری از لغاتی که به کندی یاد گرفته شده بودند، کمتر است. به عبارت دیگر، سن/ ترتیب اکتساب لغات در زبان دوم، صرف نظر از سن اکتساب همان لغات در زبان اول، تأثیر معناداری در پردازش این لغات در زبان دوم داشت. نتایج این مطالعه اثرات سازنده ای را در روشن کردن سیستم واژگانی دوزبانه ها و نحوة بازنمایی و پردازش در این سیستم خواهد داشت.
۵.

تاثیر مهارت زبانی بر شدت ناروانی در دانش آموزان دوزبانه مبتلا به لکنت

کلید واژه ها: دوزبانگیمهارت زبانیشدت لکنت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات ارتباطی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی روانشناسی مقایسه ای
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری زبان
تعداد بازدید : ۱۱۹۷
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی نقش مهارت زبانی در میزان ناروانی دوزبانه های کرد- فارس دچار لکنت می باشد. روش: در این مطالعه تحلیلی، 31 دانش آموز دو زبانه (کردی-فارسی) دچار لکنت با میانگین سنی 10 سال و نه ماه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مهارت زبانی و شدت ناروانی دو زبان از لحاظ شاخص های پیچیدگی زبان، غنای واژگانی و معیار ناروانی های شبه لکنت به کمک تحلیل گفتار پیوسته به دست آمد و با هم مقایسه شد. یافته ها: پیچیدگی زبانی زبان فارسی (شامل میانگین طول گفتار، طول پنج جمله طولانی، تعداد افعال جمله و تعداد بندهای وابسته در جمله) به طور معنادار بیشتر از کردی و غنای واژگانی آن نیز بیشتر از کردی است، اما این تفاوت معنادار نیست. شرکت کنندگان در هر دو زبان لکنت داشتند، اما شدت لکنت آنها در زبان فارسی بیشتر از کردی بود. نتیجه گیری: در این تحقیق، زبان غالب نمونه، فارسی بود که دلیل آن را باید درآموزش مداوم و فشرده آن به دانش آموزان جست وجو کرد. عدم آموزش زبان مادری به این دانش آموزان در مدرسه، یادگیری آنها را ضعیف و شرایط را برای یادگیری دوزبان نابرابر کرده بود. شدت ناروانی زبان غالب (فارسی) بیشتر بود که دلیل این وضعیت را باید در عوامل اجتماعی- روان شناختی مؤثر بر لکنت (مانند نگرش شرکت کنندگان به زبان و فرهنگ فارسی، و انگیزه آنها برای یادگیری آن) دنبال نمود. ارتباط عاطفی مثبت با زبان مادری هم می تواند یکی از دلایل این وضعیت باشد.
۶.

انطباق و آماده سازی برنامه آموزش پیشگیری و درمانی خواندن برای معلمان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۲ تعداد دانلود : ۶۸۸
هدف: هدف مقاله حاضر انطباق یک برنامه آموزش پیشگیری و درمانی خواندن و آماده سازی یک بسته آموزشی برای معلمان از مقطع پیش دبستانی تا کلاس سوم دبستان به زبان فارسی است. روش: مقاله حاضر یک مطالعه مروری درباره انطباق برنامه پیشگیری و درمانی خواندن بلکمن (2003) به زبان فارسی است که در ابتدا به زبان انگلیسی گسترش یافت. بر این اساس مواد آموزشی مورد نیاز برنامه آماده و طراحی گردید. یافته ها: بر اساس گزارش انجمن ملی خواندن (2000)، پیشنهاد می شود که در برنامه خواندن برای همه کودکان (از جمله کودکان نارساخوان) باید پنج مولفه اصلی خواندن شامل آموزش الفبا، آگاهی واجی، تناظر نویسه - واج، روان خوانی، درک واژه ای و خوانداری، گنجانده شود. این مؤلفه ها باید به صورت سازمان یافته، جامع و واضح آموزش داده شوند. در میان تعداد محدودی از این برنامه ها، اثربخشی برنامه بلکمن (2003) با شواهد تجربی معتبر تایید شده است. این برنامه برای رشد مهارتهای اصلی خواندن در کودکان که قبلا اشاره شد، طراحی شده و شامل پنج مرحله است: (1) یادگیری ارتباط نویسه - واج، (2) آموزش مهارتهای تقطیع و ترکیب واجی مانند دسته بندی کلمات بر اساس قافیه و تجانس و یادگیری نام حرف و صدای حرف، (3) صحیح و روان خواندن کلمات، (4) خواندن متن و تقویت درک خوانداری و (5) فعالیت نوشتن و دیکته نویسی. نتیجه گیری: در سالهای اخیر شواهد گوناگونی درباره اهمیت پردازش واج شناختی در زبان های گوناگون و در حوزه های علوم عصب شناختی، روان شناسی شناختی و آموزش بدست آمده است. بنابراین برنامه انطباق یافته بلکمن (2003) به زبان فارسی می تواند به صورت یک بسته آموزشی در اختیار معلمان قرار داده شود تا در کلاسهای درسی خود از آن استفاده کنند.
۷.

بررسی ویژگی های خواندن و نوشتن و طبقه بندی نارساخوان های رشدی فارسی زبان

کلید واژه ها: نارساخوانی رشدیانواع نارساخوانیخطاهای خواندن و نوشتن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۱ تعداد دانلود : ۹۲۵
نارساخوانی رشدی، یکی از مباحث مهم و ناشناخته مسائل اختلال در خواندن است. شماری از پژوهشگران در پی این بوده اند که میتوان برای این اختلال، طبقه بندی ارائه کرد. این تحقیق، با هدف بررسی و طبقه بندی کودکان نارساخوان رشدی فارسی زبان، با استفاده از تجزیه و تحلیل خطاهای خواندن و نوشتن انجام شده است. این پژوهش از نوع مقطعی تحلیلی بود که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انجام گرفت. آزمودنی های تحقیق از میان کودکان فارسی زبان پایه دوم دبستان شهر تهران و با استفاده از آزمون تشخیصی خواندنِ شیرازی- نیلی پور انتخاب شدند. برای مشخص شدن انواع نارساخوانی رشدی؛ خطاهای خواندن و نوشتن کودکان در فعالیت های خواندن ونوشتن آن ها، مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل مسیرهای خواندن و نوشتن آزمودنی ها، از آزمون های «تی» مستقل و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (05/0>p) در این پژوهش بیش ترین خطاها در نوشتن کلمات به خطاهای بینایی و بیش ترین تعداد خطاهای خواندن متن، به خطای امتناع تعلق داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور مشخص و واضح نمی توان مرزهای طبقات نارساخوانی را تعیین کرد. این یافته ها، همخوان با نظریاتی است که نارساخوانی را یک سندرم می دانند و معتقدند که نارساخوانی رشدی دارای تنوعات مختلف است.
۸.

شیوع لکنت در دانش آموزان دوزبانه مقاطع مختلف شهر جوانرود

کلید واژه ها: لکنتدوزبانگیدانش آموزانعوامل زبان شناختی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلال مهارتهای حرکتی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات ارتباطی
تعداد بازدید : ۱۶۸۰
" هدف: به منظور بررسی نقش عوامل زبان شناختی در ابتلا به لکنت و پاسخ گویی به نیازهای درمانی آن، برآورد میزان شیوع این اختلال در دوزبانه های ایرانی ضروری است. لذا هدف از مطالعه حاضر برآورد شیوع لکنت در دانش آموزان مقاطع مختلف شهر دوزبانه جوانرود به تفکیک جنس و مقطع تحصیلی است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی است. تمام دانش آموزان مدارس عادی سه مقطع تحصیلی شهر جوانرود به صورت تمام شمار بررسی شدند. غربالگری اولیه جهت شناسایی دانش آموزان مبتلا به انواع اختلالات گفتاری توسط معلمان و با نظارت کارشناس گفتاردرمانی انجام گرفت و اطلاعات لازم در این زمینه در جلسات توجیهی به معلمین داده شد. از بین دانش آموزان معرفی شده توسط معلمان، موارد مبتلا به لکنت از طریق ارزیابی گفتار خودبه خودی، توصیف تصاویر داستانی و خواندن متن به دو زبان کردی و فارسی توسط کارشناس گفتاردرمانی بررسی و بر اساس علائم آسیب شناختی لکنت تشخیص داده شدند. داده های حاصل با استفاده از آزمونهای آماری کای اسکوئر و رگرسیون لجستیک مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: از تعداد کل 11425 دانش آموز، 129 نفر مبتلا به لکنت بودند. این تعداد معادل 13/1 درصد کل جامعه مورد مطالعه است. شیوع لکنت در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به ترتیب 06/2، 87/0 و 5/0 درصد بود. شیوع لکنت بین پسران 13/1 درصد و بین دختران 88/0 درصد به دست آمد. نسبت ابتلای پسران به دختران 5/1 به 1 بود. شیوع لکنت بین مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان باهم تفاوت معنی دار داشت . تفاوت شیوع لکنت بین پسران و دختران از لحاظ آماری معنادار بود(034/0 = P). نتیجه گیری: شیوع لکنت در بین دانش آموزان دوزبانه شهر جوانرود بیشتر از میزان گزارش شده به عنوان میانگین شیوع لکنت در جوامع یک زبانه (1 درصد) است. خطر ابتلا به لکنت در پسران بیشتر از دختران است. "
۹.

" نقش حافظه آشکار وحافظه ضمنی در افراد مبتلا به لکنت "

کلید واژه ها: لکنتحافظه آشکارحافظه ضمنیواژه های با بار عاطفی مثبتواژه های با بار عاطفی منفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴
" هدف: لکنت یکی از شایع ترین اختلالات گفتاری است. با این وجود علت آن به درستی مشخص نیست. آسیب عملکردهای شناختی همچون حافظه هیجانی و توجه یکی از عوامل مهم آن به شمار می رود. در این تحقیق بعنوان هدف اصلی، عملکرد حافظه آشکار و حافظه ضمنی بین افراد مبتلا به لکنت و افراد عادی مورد مقایسه قرار گرفته و همچنین بصورت جنبی میزان اضطراب و افسردگی در این دو گروه مقایسه شده است. روش بررسی: این مطالعه ازنوع تحلیلی مورد- شاهدی تحلیلی می باشد. تعداد 30 نفر افراد مبتلا به لکنت به عنوان آزمودنی با انتخاب هدفمند از نمونه های در دسترس و مراجعه کننده به کلینیک های گفتار درمانی تهران و 30 نفر افراد عادی به عنوان گروه شاهد از طریق همتاسازی با گروه مورد بر اساس سن، جنس، تحصیلات و دوزبانگی مورد مقایسه قرار گرفتند. برای بررسی عملکرد حافظه آشکار از آزمون «یادآوری نشانه ای» و برای بررسی عملکرد حافظه ضمنی از آزمون «تکمیل کردن ریشه واژه» و برای سنجش میزان اضطراب و افسردگی افراد از پرسشنامه سلامت عمومی (28 GHQ) استفاده شد. سپس متغیرهای تعداد واژه های با بار عاطفی مثبت و منفی در حافظه آشکار و حافظه ضمنی و نیز نمره میزان اضطراب و افسردگی با استفاده از آزمونهای آماری تی مستقل، تی زوجی، من ویتنی و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که افراد مبتلا به لکنت واژه های با بار عاطفی مثبت درحافظه آشکار را به طور معنی داری نسبت به افراد عادی کمتر بازشناسی می کنند. همچنین افراد مبتلا به لکنت در آزمون های حافظه آشکار وحافظه ضمنی، واژه های با بار عاطفی منفی را بیشتر از واژه های با بار عاطفی مثبت بازشناسی می کنند. علاوه بر این مشخص شد که میزان اضطراب افراد مبتلا به لکنت به طور معناداری بیشتر از افراد عادی بود، همچنین میزان افسردگی افراد مبتلا به لکنت بیشتر از افراد عادی بود ولی تفاوت آنها معنادار نبود . نتیجه گیری: با توجه به نقش عملکردهای شناختی از جمله حافظه هیجانی در برنامه ریزی حرکتی گفتار و مشاهده تفاوت درعملکرد حافظه هیجانی مثبت و منفی بین افراد لکنتی و عادی در این مطالعه، به نظر می رسد که توجه به مقوله حافظه هیجانی در بازتوانی افراد مبتلا به لکنت می تواند مؤثر واقع شود."
۱۰.

مقایسه کنش ها و توانش های کاربردی زبان در دانش آموزان کم شنوای شدید با دانش آموزان شنوا

کلید واژه ها: زبانگفتارکاربردشناسی زباناستعارهضرب المثلکم شنوایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری زبان
تعداد بازدید : ۱۸۶۰
"هدف: با توجه به اینکه دانش آموزان کم شنوا از کنش ها و توانش های کاربردی کمتری برخوردارند، لذا پژوهش حاضر به مقایسه این جنبه های کاربردشناسی زبان در دانش آموزان مدارس باغچه بان با دانش آموزان شنوای مدارس شهر تهران می پردازد. روش بررسی: تعداد 70 دانش آموز کم شنوای دختر و پسر با افت شنوایی شدید (90-70 دسی بل) با میانگین معدل تحصیلی 18-15 در پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس این دانش آموزان، با 70 دانش آموز شنوای همگن از نظر جنس، پایه تحصیلی، نوع رشته تحصیلی و محله زندگی که براساس جور کردن انتخاب شده بودند مقایسه شدند. روش پژوهش مقایسه ای از نوع مقطعی بوده است. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه و آزمون کنش ها و توانش های کاربردی (شامل: درک و بیان استعاره– درک و بیان ضرب المثل– درک کنش گفتارهای غیر مستقیم– درک استنباط معنی– انتخاب بهترین عنوان و درک جملات طنرآمیز). جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کروسکال والیس، من ویتنی یو، آزمون تی و تی زوجی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در دو گروه کم شنوا و شنوا تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). همچنین بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه کم شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). در صورتی که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی دار نیست (P<0.05). نتیجه گیری: دانش آموزان کم شنوا نسبت به دانش آموزان شنوا توانش های کاربردی زبان را کمتر درک می کنند. همچنین در بافت ها و موقعیت های مختلف قادر به استفاده مناسب از آن ها نیستند. "
۱۱.

تاثیر تحریک تالاموس بر پردازشهای زبانی و حافظه در بیماران پارکینسون

کلید واژه ها: حافظهتالاموسپردازش زبانیروانی کلامیتحریک عمقی مغز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷۹
" هدف: تحریک عمقی هسته VLتالاموس به عنوان روش درمانی موفقی برای بعضی اختلالات حرکتی در بیماران پارکینسونی مقاوم به دارو گزارش شده است. این امر مشارکت مدارهای قشری - زیر قشری را در کنترل حرکت تایید می کند. در خصوص مشارکت این مدارها در کارکردهای شناختی و بویژه زبان تحقیقات کمی انجام شده و اختلاف نظر وجود دارد. هدف این پژوهش تعیین میزان اثر تحریک عمقی تالاموس چپ و راست، بر پردازشهای زبانی و حافظه می باشد. روش بررسی: تحقیق حاضر از نوع چند مورد پژوهی است که طی آن پردازشهای زبانی و حافظه 6 بیمار پارکینسونی مقاوم به دارو پس از عمل جراحی تحریک عمقی (Deep Brain Stimulation)هسته VLتالاموس، (دو بیمار تالاموس راست، دو بیمار تالاموس چپ، دو بیمار دو طرفه)، در دو وضعیت دستگاه خاموش و روشن با حداقل فاصله زمانی 40 روز بین دو آزمون، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. ابزار تحقیق و روش جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه (تاریخچه بیماری)، آزمون حافظه وکسلر، زیر آزمون درک دستوری و جمله سازی آزمون BAT (Bilingual Aphasia Test) و روانی کلامی بود. یافته ها: بر اساس نتایج آزمونها، نمره آزمون حافظه و کسلر در گروه تالاموس چپ در حالت تحریک در مقایسه با عدم تحریک افزایش جزیی و درگروه تالاموس راست کاهش جزیی نشان داد. نمره درک جملات پیچیده در هر دو گروه، در حالت تحریک تالاموس در مقایسه با وضعیت عدم تحریک افزایش نشان داد. در نمره روانی کلامی و جمله سازی در حالت تحریک تالاموس در مقایسه با حالت عدم تحریک در هر دو گروه شاهد کاهش نمره بودیم. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد، تحریک عمقی تالاموس باعث بهبود مهارت درک دستوری و کاهش روانی کلامی و ساخت جمله در هر دو گروه شده است که از نظریه مشارکت دو طرفه تالاموس در پردازشهای زبانی حمایت می کند و مغایر با تحقیقاتی است که این تغییر را فقط در اثر تحریک تالاموس چپ گزارش کرده اند.به نظر می رسد تفاوت اثر تحریک عمقی تالاموس چپ نسبت به راست در نمره حافظه تاییدی بر سوبرتری تالاموس چپ باشد."
۱۲.

بررسی مهارتهای خواندن و املا در دانش آموزان عادی فارسی زبان کلاس اول آموزش دیده با روش ترکیبی

کلید واژه ها: خواندناملاشبه واژهکلمه بی قاعدهمسیر آواییکل خوانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۲۷
در این پژوهش، میزان مهارت دانش آموزی کلاس اول آموزش دیده با روش ترکیبی ""آوا - کلمه محور"" در مسیر خواندن آوایی و مسیر واژگانی مستقیم (کل خوانی) ارزیابی می شود. پژوهش حاضر در ابتدای کلاس دوم ابتدایی بر روی 100 نفر آزمودنی که به صورت تصادفی ساده از میان دانش آموزان عادی پسر و دختر مدارس تهران انتخاب شده بودند، به روش مشاهده ای - مقطعی اجرا شد. تکالیف مورد نظر این پژوهش شامل خواندن متن ناآشنا، کلمات بی قاعده شبه واژه ها و املا بود که با توجه به اهداف این پژوهش توسط محققان و با استفاده از واژگان کتاب فارسی کلاس اول ابتدایی ساخته شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، کنش آزمودنی ها در تکلیف خواندن متن، شبه واژه و کلمات بی قاعده، طبیعی بود (بین 3 تا 4 خطا) اما سرعت آنان در خواندن کلمات بی قاعده کند و حدود دو ثانیه برای هر کلمه بود که می تواند نشان گر آن باشد که آزمودنی ها قادر به استفاده صحیح از مسیر آوایی بودند اما در استفاده از مسیر کل خوانی، چندان تبحری نداشتند. میانگین نمره املای آزمودنی ها نسبت به نمره خواندن آن ها بسیار کمتر و در سطح (a=0.01) معنادار بود. همچنین، امتیاز دختران در تکالیف خواندن متن، خواندن کلمات بی قاعده و املا - بر خلاف تکلیف شبه واژه ها - به طور معناداری (a=0.01) بیشتر از امتیاز پسران بود.
۱۳.

طراحی و معیاریابی آزمون تشخیصی خواندن

کلید واژه ها: اعتبارروایینارساخوانیآزمونخواندن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱۸
" مقدمه: مقاله حاضر گزارشی است از چگونگی طراحی، ساخت و محتوای آزمون تشخیص نارسا خوانی. جمعیت هدف این آزمون کودکان فارسی زبانی هستند که قادر به یادگیری خواندن نیستند و چه بسا نارساخوان باشند.این آزمون تشخیصی اولین آزمون خواندن معیار برای کودکان فارسی زبان است. مواد و روش تحقیق: چارچوب نظری این آزمون بر مبنای دو آزمون خواندن معتبر انگلیسی به نامهای ""تحلیل مشکلات خواندن دورل"" و ""تحلیل توانایی خواند نیل"" و محتوای زبانی آن مبتنی بر واژگان و متن های کتاب فارسی کلاس اول است. بدنه اصلی آزمون مرکب از دو متن داستانی همتا (موازی) است که واژگان و ساختار جملات آن از نظر بسامد، قاعده مندی، ساختار هجایی، صرف، نحو و معنا شناسی توسط دو متخصص زبانشناس و سه معلم کلاس اول به دقت کنترل شده است. این آزمون بر روی 605 دانش آموز دختر و پسر پایه اول ابتدایی که به صورت تصادفی از مناطق مختلف تهران انتخاب شده اند معیار شده است. روش پژوهش مقطعی و توصیفی- تحلیلی است.در این آزمون علاوه بر تعیین صدکها، میانگین ها و انحراف معیار دقت و سرعت خواندن، از ضریب همبستگی پیرسون و یومن ویتنی نیز استفاده شده است. بحث و نتیجه گیری: روایی آزمون از طریق فرم های همتا (90%) و اعتبار آن به طریق اعتبار محتوایی بررسی شده است. این آزمون که دارای یک بخش تکمیلی مرکب از زیر آزمونهای املا، تناظر نویسه - واج، خواندن کلمات بی قاعده، خواندن ناکلمه ها و دستنویس نیز هست، می تواند در تشخیص نارساخوانی و آسیبهای مرتبط با خواندن کاربرد داشته باشند."
۱۵.

کاربردهای آزمایشگاهی آزمونهای تشخیصی در آسیب شناسی گفتار

کلید واژه ها: سرعت گفتارخیشومی شدگینیمرخ حرکتی گفتاراسنورزویزی پیچآزمایشگاه گفتار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰
" هدف: در این تحقیق کاربردهای آزمایشگاهی آزمون های و معیارهای ارزیابی برای سنجش مشخصه های آسیب شناسی گفتار برای تشدید حفره ای و نیمرخ حرکتی گفتار (MSP) در دو دستگاه آزمایشگاهی استورز (SNORS) و ویزی پیچ (VISIPTTCH IU) برای گویندگان فارسی زبان بررسی شد. روش بررسی: با توجه به اینکه آزمون های ارزیابی موجود برای زبان انگلیسی تدوین شده بود به منظور استفاده در ارزیابی های آزمایشگاهی در زبان فارسی ابتدا آزمون ها بر اساس مشخصات آوایی زبان فارسی تدوین و هنجارسازی ساختاری شد. سپس به منظور کاربردهای آزمایشگاهی و تشخیصی برای دستگاه اسنورز در 15 نفر و دستگاه ویزی پیچ در 31 نفر گویندگان سالم فارسی زبان در محدوده سنی 19 تا 37 ساله هنجاریابی شد. یافته ها: نتایج بدست آمده در دستگاه اسنورز با جدول هنجار موجود برای هر واژه در بررسی میزان خیشومی شدگی مقایسه شد و با توجه به انحراف معیار کمتر از 5% مورد قبول قرار گرفت و در دستگاه ویزی پیچ جمله پیشنهادی با p=0 و انحراف معیار STD=33.06 و تفاوت میانگین 38.165 مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آماری موجود، از آزمون های تشخیصی دو دستگاه فوق می توان برای ارزیابی های آزمایشگاهی تشدید حفره ای و نیمرخ حرکتی گفتار در گویندگان فارسی زبان استفاده کرد. "
۱۷.

گرایش ها در عصب شناسی و آسیب شناسی زبان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری زبان
تعداد بازدید : ۲۱۱۲
هدف: در این مقاله سیر تحول مطالعات مربوط به رابطه زبان و مغز و راه های دست یافتن به شیوه سازمان بندی زبان در مغز مورد ارزیابی قرار می گیرد. روش: روش این مقاله از نوع مروری است. امروزه، مطالعات مربوط به رابطه مغز و زبان، در متون، به عصب شناسی زبان و زبان شناسی بالینی معروف اند. در این مقاله، ابتدا از دیدگاه های نخستین عصب شناسان درباره رابطه بین زبان و مغز و برداشت آنها از این مقوله که بیشتر متکی بر شواهد بیرونی است، بحث می شود. سپس برداشت های دوره های بعدی که منجر به پیدایش عصب شناسی زبان با برداشت های امروزی شد، بررسی می شود. یافته ها: در این سیر تحول، چهار نوع برداشت عمده معرفی می شود. در برداشت های باستانی، زبان یک پدیده روحی - روانی تلقی می شد، بعدها از ""زبان"" عمدتا به عنوان یک فعالیت ""عضوی"" که گاه مسوولیت آن بر عهده عضو زبان در دهان بوده است، نام برده شد. برداشت های جدیدتر، ""زبان"" را یک فعالیت حسی - حرکتی می دانستند که مسوولیت آن به مناطق حسی و حرکتی مغز محدود بود؛ ولی در برداشت های نوین ""زبان"" یک فعالیت شناختی پیچیده و چند بعدی است که نه تنها با سطوح مختلف فعالیت های مغزی ارتباط دارد، بلکه در ساختار و عملکرد مغز نیز تاثیر گذار است. این برداشت ها بیشتر بر شواهد بالینی و آسیب شناختی متکی هستند. در دیدگاه های جدیدتر عصب شناسی زبان، علاوه بر شواهد بالینی و آسیب شناختی، برای شناسایی رابطه زبان و مغز از شواهد علمی و تجربی جدید از قبیل ثبت امواج مغزی زبان و شیوه های تصویربرداری مغزی نوین استفاده می شود. نتیجه گیری: با وجود همه این یافته ها و پیشرفت، ناشناخته ها در مورد ماهیت سازمان بندی و پردازش زبان در مغز بسیار زیاد هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان