طاهره سیما شیرازی

طاهره سیما شیرازی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

مقایسه درک ترکیبات استعاری بین دانش آموزان آسیب دیده شنوایی با دانش آموزان شنوا در مقطع راهنمایی

کلید واژه ها: آسیب شنواییشنواترکیبات استعاری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات نافذ مربوط به رشد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۴۴۱
هدف: آسیب شنوایی شایع ترین نقص هنگام تولد است. بسیاری معتقدند افراد آسیب دیده شنوایی از مشکلات زبانی از جمله درک استعاره ها رنج می برند. هدف مطالعه حاضر مقایسه درک ترکیبات استعاری دانش آموزان شنوا با دانش آموزان آسیب دیده شنوایی شدید مقطع راهنمایی می باشد. روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مقایسه‌ای 50 دانش آموز شنوا و 25 دانش آموز آسیب دیده شنوایی به روش نمونه گیری تصادفی ساده از میان مدارس عادی و مدارس استثنایی ویژه ناشنوایان مقطع راهنمایی انتخاب شدند. برای انجام آزمون، از دو تکلیف محقق ساخته استفاده و در ابتدا روایی محتوایی و سپس با استفاده از روش آزمون- باز آزمون، پایایی تکلیف درک واژگان غیر استعاری و تکلیف درک ترکیبات استعاری ارزیابی شد. سپس تکلیف درک واژگان غیر استعاری اجرا و چنانچه آزمودنی به بیش از 75 درصد کلمات پاسخ صحیح داده و بقیه معیارهای انتخاب نمونه را دارا بود، تکلیف درک ترکیبات استعاری اجرا می شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین نمره درک ترکیبات استعاری دانش آموزان شنوا و آسیب دیده شنوایی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P). بیشترین تعداد پاسخهای غلط دانش آموزان آسیب دیده شنوایی از نوع لفظی بود. در هیچ یک از دو گروه، میانگین پاسخهای صحیح در سه پایه تحصیلی اختلاف معناداری نداشت. نتیجه‌گیری: دانش آموزان آسیب دیده شنوایی در درک ترکیبات استعاری در طول 3 پایه تحصیلی رشدی نداشته و پاسخ های غلط ایشان به آزمون، حاکی از فهم لفظی ایشان از ترکیبات استعاری است. تفاوت قابل ملاحظه دانش آموزان شنوا و آسیب دیده شنوایی در درک ترکیبات استعاری نشان دهنده نیاز ویژه آنها به آموزش در این زمینه می باشد.
۲.

مقایسه برخی توانایی‌های کاربرد شناختی کودکان فارسی زبان کم‌شنوای شدید 4 تا 6 ساله با همسالان شنوا

کلید واژه ها: کم‌شنوای شدیدکاربردشناسیپیگیری موضوعنوبت‌گیریاصلاح مکالمه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری زبان
تعداد بازدید : ۱۳۱۸ تعداد دانلود : ۶۴۱
هدف: کاربردشناسی زبان عبارت از مطالعه کنشهای گفتاری و جنبه های اجتماعی تعاملات ارتباطی در بافت زبان است. کودکان کم‌شنوا، به دلیل محروم بودن از حس شنوایی که نقش مهمی در رشد مهارت‌های زبانی دارد، در تمام سطوح زبان و از جمله کاربردشناسی با مشکلاتی مواجهند. هدف از این پژوهش، مقایسه برخی توانایی‌های کاربردشناختی شامل پیگیری موضوع، نوبت‌گیری و اصلاح مکالمه در کودکان فارسی زبان کم‌شنوای شدید 4 تا 6 ساله با همسالان شنوا می‌باشد. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی مورد-شاهدی، 21 کودک شنوا به روش تصادفی ساده از مهدکودکهای عادی و 21 کودک کم‌شنوای شدید به روش نمونه گیری دردسترس از مراکز توانبخشی و کلینیکهای گفتاردرمانی تهران و کرج انتخاب شده و مهارت‌های کاربردشناسی آنها با استفاده از تکالیف محقق‌ساخته در خصوص پیگیری موضوع، نوبت‌گیری و اصلاح مکالمه مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوایی تکالیف، توسط یک زبان شناس و دو آسیب شناس گفتار و زبان و پایایی تمامی آنها به روش آزمون- بازآزمون و ضریب همبستگی 70/0 تا 95/0 مورد تأیید قرار گرفت. لازم به‌ذکر است ابتدا خرده آزمونهای هوش غیرکلامی از آزمودنیها به عمل آمد و در صورتی که نمره هوش آزمودنی در محدوده طبیعی به دست می آمد، تکالیف کاربرد شناختی در اختیار او قرار می گرفت. داده‌های حاصل با استفاده از آزمونهای مجذور خی، تی مستقل و مان ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین مدت‌زمان پیگیری موضوع ، نمرات نوبت‌گیری(00۱/0>P)، اصلاح مکالمه از نوع پاسخ به درخواست برای رفع ابهام (003/0=P) و اصلاح مکالمه از نوع درخواست برای رفع ابهام (002/0=P) بین دو گروه کم‌شنوا و شنوا اختلاف معناداری داشت. نتیجه‌گیری: کودکان کم‌شنوا در به‌کارگیری مهارت‌های کاربردشناسی ضعیف‌تر از کودکان شنوا عمل می‌کنند.
۳.

طراحی و معیاریابی آزمون تشخیصی خواندن

کلید واژه ها: اعتبارروایینارساخوانیآزمونخواندن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۱
" مقدمه: مقاله حاضر گزارشی است از چگونگی طراحی، ساخت و محتوای آزمون تشخیص نارسا خوانی. جمعیت هدف این آزمون کودکان فارسی زبانی هستند که قادر به یادگیری خواندن نیستند و چه بسا نارساخوان باشند.این آزمون تشخیصی اولین آزمون خواندن معیار برای کودکان فارسی زبان است. مواد و روش تحقیق: چارچوب نظری این آزمون بر مبنای دو آزمون خواندن معتبر انگلیسی به نامهای ""تحلیل مشکلات خواندن دورل"" و ""تحلیل توانایی خواند نیل"" و محتوای زبانی آن مبتنی بر واژگان و متن های کتاب فارسی کلاس اول است. بدنه اصلی آزمون مرکب از دو متن داستانی همتا (موازی) است که واژگان و ساختار جملات آن از نظر بسامد، قاعده مندی، ساختار هجایی، صرف، نحو و معنا شناسی توسط دو متخصص زبانشناس و سه معلم کلاس اول به دقت کنترل شده است. این آزمون بر روی 605 دانش آموز دختر و پسر پایه اول ابتدایی که به صورت تصادفی از مناطق مختلف تهران انتخاب شده اند معیار شده است. روش پژوهش مقطعی و توصیفی- تحلیلی است.در این آزمون علاوه بر تعیین صدکها، میانگین ها و انحراف معیار دقت و سرعت خواندن، از ضریب همبستگی پیرسون و یومن ویتنی نیز استفاده شده است. بحث و نتیجه گیری: روایی آزمون از طریق فرم های همتا (90%) و اعتبار آن به طریق اعتبار محتوایی بررسی شده است. این آزمون که دارای یک بخش تکمیلی مرکب از زیر آزمونهای املا، تناظر نویسه - واج، خواندن کلمات بی قاعده، خواندن ناکلمه ها و دستنویس نیز هست، می تواند در تشخیص نارساخوانی و آسیبهای مرتبط با خواندن کاربرد داشته باشند."
۴.

بررسی و مقایسه مهارتهای آگاهی واجی و سرعت نامیدن در کودکان نارساخوان و عادی

کلید واژه ها: نارساخوانیآگاهی واجیسرعت نامیدن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۷
"هدف: در طی دهه های اخیر ارتباط میان نقص در مهارتهای آگاهی واجی با مشکلات خواندن بطور وسیعی پذیرفته شده است و عمده ترین علت نارساخوانی، مشکلات پردازش واجی در نظر گرفته شده است. اگر چه نتایج تحقیقات اخیر در زمینه سرعت نامیدن، حاکی از اینست که این مهارت منبع احتمالی دیگری جهت نارساخوانی می باشد. روش بررسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه مهارتهای آگاهی واجی و سرعت نامیدن بر روی 58 کودک پایه دوم ابتدایی شهر تهران صورت گرفته است. 28 نفر از آزمودنیها نارساخوان و 30 نفر عادی بودند. تکالیف مورد استفاده در این تحقیق عبارت بودند از: آزمون آگاهی واج شناختی دستجردی (1381). کلیه اطلاعات جمع آوری شده در این پژوهش با استفاده از آزمونهای آماری تی مستقل و یومن ویتنی مورد تحلیل قرار گرفتند، همچنین همبستگی میان مهارتهای آگاهی واجی و سرعت نامیدن با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن در دو گروه آزمودنیها مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از اجرای آزمونهای آماری حاکی از آن است که بین گروه نارساخوان و عادی در مهارتهای مذکور تفاوت معنی داری وجود دارد و گروه نارساخوان در هر دو مهارت ضعیف تر از گروه عادی می باشد. همچنین در این پژوهش میان مهارتهای آگاهی واجی و سرعت نامیدن همبستگی معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نیز همسو بسیاری از تحقیقات مشابه، نشانگر وجود مشکلات آگاهی واجی و سرعت نامیدن در افراد نارسا خوان است. از نظر دیگر عدم همبستگی معنادار میان دو مهارت می تواند نشانگر آن باشد که سرعت نامیدن مستقل از آگاهی واجی است."

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان