اکبر بیگلریان

اکبر بیگلریان

سمت: دکترا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

رشد واجی درکودکان 3تا 5 ساله کُردزبان با گویش کرمانجی- میانی مکریانی

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
این پژوهش، رشد واجی کودکان کُردزبان با لهجۀ کرمانجی میانی– مکریانی را گزارش می دهد. نمونه های گفتاری 120 کودکِ 3 تا 5 سالۀ کُردزبان که به طورِ تصادفی از مراکز بهداشت و مهدکودک های شهرستان بوکان، آذربایجان غربی، انتخاب شده بودند، جمع آوری شد و مورد تحلیل قرار گرفت. سن اکتساب 29 همخوان زبان کُردی در سه موقعیت اول، وسط و آخر با استفاده از آزمون تصویری تولید، ارزیابی شد. نتایج نشان داد که کودکان کُردزبان تا سن چهارونیم سالگی همۀ همخوان ها را به استثنای{ʒ , z, g, ɣ, ʤ}در هر سه موقعیت اول، وسط و آخر کسب می کنند. همخوان ها در موقعیت آغازین درست تر از همخوان ها در موقعیت میانی و انتهایی تلفظ می شوند. رشد همخوان های زبان کُردی از 3 تا 5 سالگی تدریجاً افزایش می یابد. کودکان درستی بیشتری در تلفظ همخوان های خیشومی، روان و انسدادی نسبت به همخوان های سایشی، لرزشی و انسایشی دارند. نتایج این مطالعه پایه ای را براساس رشد واج شناسی طبیعی برای آسیب شناسان گفتار و زبان کُردی جهت ارزیابی و درمان کودکان دارای اختلال، فراهم می کند.
۲.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی «مقیاس تاب آوری وگنیلد و یانگ» در نوجوانان مقیم مراکز شبانه روزی

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف : هدف مطالعه حاضر بررسی ساختار عاملی و پایایی نسخه فارسی "مقیاس تاب آوری وگنیلد و یانگ" در جمعیت نوجوانان مقیم مراکز شبانه روزی بود. روش : مقیاس با توجه به شیوه وایلد و همکاران به فارسی ترجمه و ترجمه معکوس شد و روایی محتوا و روایی صوری آن برحسب آرا صاحب نظران در زمینه های مختلف پرستاری، روان شناسی و رفاه اجتماعی و نوجوانان مقیم مراکز شبانه روزی تعیین شد. نمونه گیری به روش در دسترس و براساس ویژگی های ورود به مطالعه انجام شد و 223 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی، روایی سازه ابزار بررسی شد و جهت بررسی همسانی درونی ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. جهت تعیین ثبات، از آزمون مجدد به فاصله دو هفته استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل عاملی تأییدی (نوبت اول)، نشان دهنده عدم تأیید دو عامل در نسخه فارسی بود. تحلیل عاملی اکتشافی وجودپنج عامل را تأیید کرد که80/43 درصد واریانس را تبیین می کردند. برازش مناسب داده ها با مدل پنج عاملی نسخه فارسی با انجام تحلیل عاملی تأییدی (نوبت دوم) نشان داده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل ابزار 77/0بود و ضریب همبستگی درون طبقه ای بین دو بار اجرای مقیاس به فاصله دو هفته 90/0 (001/0 p< ) محاسبه گردید. میانگین نمره تاب آوری نوجوانان 01/11± 41/84 بود که در سطح متوسط ارزیابی گردید. نتیجه گیری : نسخه فارسی مقیاس تاب آوری می تواند ابعاد مختلف تاب آوری را در نوجوانان مقیم مراکز شبانه روزی اندازه گیری کند و از روایی و پایایی مناسب برخوردار است.
۳.

تأثیر برنامه گروهی بازآموزی اسنادی بر افسردگی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۸
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی برنامه بازآموزی اسنادی بر افسردگی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری شهر تهران بود. در این مطالعه شبه تجربی، از تمامی دانش آموزان (36 نفر؛ 27 پسر و 9 دختر) مراجعه کننده به مراکز ویژه اختلال های یادگیری دولتی منطقه 6 شهر تهران در سال تحصیلی 1392-1391 به شیوه در دسترس و هدفمند نمونه برداری شد و سپس دانش آموزان هر مرکز به طور مساوی و تصادفی در یکی از دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سیاهه افسردگی کودکان کوواکس (1977) توسط همه شرکت کنندگان قبل و بعد از مداخله آموزشی تکمیل شد. گروه آزمایش طی 11 جلسه 45 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) آموزش بازآموزی اسنادی گروهی را دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند اجرای برنامه بازآموزی اسنادی به کاهش معنادار نمره های افسردگی در دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری منجر می شود. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت برنامه گروهی بازآموزی اسنادی نشانه های افسردگی در دانش آموزان واجد ناتوانی های یادگیری را کاهش می دهد.
۴.

معناداری اثربخشی آموزش والدین کودکان نافرمان بر روش های فرزندپروری مادران و مشکلات رفتاری کودکان

کلید واژه ها: مشکلات رفتاری کودکان برنامه ""فرزندپروری کودک نافرمان روش های فرزندپروری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۷۹
به منظور بهبود روش های فرزندپروری مادران و کاهش مشکلات رفتاری کودکان بر اساس برنامه «فرزندپروری کودک نافرمان» (لانگ و فورهند، 2002) مطالعه ای شبه آزمایشی از نوع گروه های نامعادل انجام شد. گروه نمونه شامل 25 مادر (میانگین سنی 30 سال) مراجعه کننده به خانه های سلامت و اسباب بازی منطقه 10 شهرداری تهران، دارای کودک 4-6 سال و داوطلب شرکت در پژوهش بود که به دو گروه (آزمایش 13 و گواه 12 نفر) تقسیم شدند. در مرحله پیش آزمون، دو گروه سیاهه رفتاری والدین و نیز سیاهه رفتاری کودک آیبرگ را تکمیل کردند. 6 جلسه برنامه آموزش والدین در طول 2 ساعت برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین پس آزمون گروه ها با تحلیل کوواریانس، نشان داد برنامه آموزش والدین، بهبود روش های فرزندپروری و بعد کنترل قاطعانه مادران گروه آزمایش را به دنبال داشت. تفاوت معناداری در دیگر ابعاد روش های فرزندپروری و مشکلات رفتاری کودکان بین گروه های آزمایشی و گواه مشاهده نشد. یافته های پژوهش بر پایه مفهوم روش ها و ابعاد فرزندپروری، نقش تفاوت های فرهنگی، شیوه و مؤلفه برنامه های آموزش والدین و نیز عامل زمان و ابزار مورد بحث قرار گرفته است.
۷.

بررسی ویژگی های خواندن و نوشتن و طبقه بندی نارساخوان های رشدی فارسی زبان

کلید واژه ها: نارساخوانی رشدی انواع نارساخوانی خطاهای خواندن و نوشتن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۴۳
نارساخوانی رشدی، یکی از مباحث مهم و ناشناخته مسائل اختلال در خواندن است. شماری از پژوهشگران در پی این بوده اند که میتوان برای این اختلال، طبقه بندی ارائه کرد. این تحقیق، با هدف بررسی و طبقه بندی کودکان نارساخوان رشدی فارسی زبان، با استفاده از تجزیه و تحلیل خطاهای خواندن و نوشتن انجام شده است. این پژوهش از نوع مقطعی تحلیلی بود که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انجام گرفت. آزمودنی های تحقیق از میان کودکان فارسی زبان پایه دوم دبستان شهر تهران و با استفاده از آزمون تشخیصی خواندنِ شیرازی- نیلی پور انتخاب شدند. برای مشخص شدن انواع نارساخوانی رشدی؛ خطاهای خواندن و نوشتن کودکان در فعالیت های خواندن ونوشتن آن ها، مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل مسیرهای خواندن و نوشتن آزمودنی ها، از آزمون های «تی» مستقل و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (05/0>p) در این پژوهش بیش ترین خطاها در نوشتن کلمات به خطاهای بینایی و بیش ترین تعداد خطاهای خواندن متن، به خطای امتناع تعلق داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور مشخص و واضح نمی توان مرزهای طبقات نارساخوانی را تعیین کرد. این یافته ها، همخوان با نظریاتی است که نارساخوانی را یک سندرم می دانند و معتقدند که نارساخوانی رشدی دارای تنوعات مختلف است.
۸.

مقایسه مشکلات دوره بلوغ دختران نوجوان کم توان ذهنی با دختران نوجوان عادی

کلید واژه ها: بلوغ نوجوانی مشکلات رفتاری کم توان ذهنی مشکلات جنسی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی عقب ماندگی ذهنی
تعداد بازدید : ۲۹۷۶
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مشکلات دوره بلوغ (رفتاری و جنسی) دختران کم توان ذهنی و مقایسه آن با مشکلات دوره بلوغ در دختران عادی در شهر تهران است. روش: این پژوهش مطالعه ای تحلیلی از نوع مقطعی است. تعاد 90 نفر دختر کم توان ذهنی و 90 نفر دختر عادی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، به صورت گروه نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای بررسی مشکلات رفتاری در دوره بلوغ از چک لیست رفتاری آخنباخ (فرم CBCL) و برای بررسی مشکلات جنسی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله آزمون های آماری t مستقل، یومن ویتنی، خی دو، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که دختران کم توان ذهنی در دوره بلوغ حالت هایی چون گوشه گیری، اضطراب/ افسردگی، پرخاشگری، مشکلات اجتماعی، مشکلات توجه،‌ درونی سازی و مشکلات جنسی در آنها نسبت به دختران عادی بیشتر مشاهده می شود و در مقیاس های شکایت جسمانی، مشکلات تفکر، رفتار بزهکارانه و برونی سازی بین دو گروه، تفاوتی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که دختران کم توان ذهنی در مقایسه با دختران عادی با داشتن بهره هوشی پایین و اختلال در رفتار سازشی، در حل مشکلات فردی و اجتماعی نقص عمده دارند؛ بنابراین بلوغ و تغییرات همراه با آن می تواند مشکلاتی را برای این افراد و خانواده های آنها ایجاد کند.
۹.

رابطه فشار روانی با رضامندی زناشویی در والدین کودکان عقب مانده ذهنی

کلید واژه ها: فشار روانی رضامندی زناشوئی عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۹
"هدف: این تحقیق به منظور بررسی رابطه میزان فشار روانی با رضامندی زناشویی در والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر انجام شد. روش بررسی: روش پژوهش در این تحقیق مقطعی مقایسه ای است. نمونه های پژوهش شامل دو گروه 40 نفری از والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر (20 پسر و 20 دختر) و والدین کودکان عادی می باشند که به شیوه خوشه ای و تصادفی ساده از مناطق 1، 5، 15 و 18 آموزش و پرورش تهران برای گروه والدین کودکان عقب مانده ذهنی و همتاسازی با آنها برای والدین کودکان عادی، از طریق مراجعه به مدارس وابسته به سازمان کودکان استثنایی و مدارس عادی شهر تهران انتخاب شدند. جهت انجام پژوهش، دو پرسشنامه منبع استرس و رضامندی زناشویی انریچ اجرا گردید. نتایج با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، همبستگی پیرسون و آنالیز کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین فشار روانی و رضامندی زناشویی والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر رابطه معنی داری وجود دارد (P=0.001). همچنین والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر فشار روانی بیشتری را نسبت به والدین کودکان عادی تحمل می کنند (P=0.001). در عین حال، والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر نسبت به والدین کودکان عادی از رضایت زناشویی پایین تری برخوردارند (P=0.021). همچنین، نتایج نشان داد که همبستگی بین دو متغیر فشار روانی و رضامندی زناشویی والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر منفی است (r=-0.57) بدین مفهوم که با افزایش فشار روانی، رضامندی زناشویی به طور معناداری کاهش می یابد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق مبین این نکته است که افزایش فشار روانی والدین، تحت تاثیر حضور کودک عقب مانده ذهنی آموزش پذیر، منجر به کاهش رضامندی زناشویی والدین شده است. به عبارتی، رضامندی زناشویی را می توان تابعی از وجود کودک عقب مانده ذهنی در خانواده تلقی نمود. لذا با برگزاری جلسات آموزش و مشاوره جهت والدین کودکان عقب مانده ذهنی، می توان راه های کاهش استرس را به آنها آموزش داد."
۱۰.

مقایسه تمیز ادراک بینایی در سه گروه از دانش آموزان عادی ، عقب مانده ذهنی آموزش پذیر و دارای اختلالات یادگیری شهر تهران

کلید واژه ها: عقب مانده ذهنی آزمون ریورسال دانش آموز عادی نارساخوانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی عقب ماندگی ذهنی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات یادگیری
تعداد بازدید : ۲۰۳۴
"هدف: یکی از آزمون های تشخیص نارساخوانی در کودکان، آزمون تمیز ادراک بینایی ریورسال است که به وسیله آن امکان تشخیص اختلال در دانش آموزان دوره ابتدایی به ویژه کسانی که در هفته یا ماه های اول تحصیل هستند امکان پذیر می گردد. هدف این پژوهش، مقایسه سه گروه از دانش آموزان عادی، عقب مانده ذهنی آموزش پذیر و نارساخوان در تمیز ادراک بینایی به منظور تشخیص نارساخوانی در آنان می باشد. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات مقطعی– مقایسه ای است که با انجام آزمون ریورسال بر روی سه گروه 50 نفره از دانش آموزان 8 تا 12 ساله عادی، عقب مانده ذهنی آموزش پذیر و نارساخوان که با انتخاب ساده تصادفی از مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست بهزیستی شهر تهران گزینش شدند انجام گردیده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی، آنالیز واریانس و آزمون غیر پارامتری کروسکال والیس استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش، اختلاف معناداری را بین نمرات آزمون هر سه گروه مورد مطالعه نشان داد (P=0.001). بالاترین نمرات متعلق به گروه دانش آموزان عادی و کمترین نمرات متعلق به دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر است. اختلاف نمره منفی دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با دانش آموزان عادی بیش از اختلاف نمره آنها با دانش آموزان نارساخوان است. نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد که کودکان نارساخوان در ادراک بینایی خود دچار مشکلاتی می باشند و همچون وجود اختلاف معنادار بین نمرات آزمون سه گروه مورد مطالعه بیانگر وجود مشکلات ادراکی در دید و خواندن و لزوم برنامه ریزی به جهت تشخیص به موقع و شروع سریع تر درمان می باشد."
۱۱.

پذیرش دانش آموزان کم توان جسمی توسط دانش آموزان عادی در مدارس تلفیقی شهر تهران

کلید واژه ها: اختلالات شنیداری مدرسه تلفیقی اختلالات جسمی - حرکتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۰۰
هدف: جداسازی کودکان کم توان از جامعه عادی، علاوه بر تحمیل هزینه های گزاف بر جوامع، لطمات و مشکلات عاطفی زیادی بر این کودکان وارد می کند و موجب رشد نیافتگی بسیاری از قابلیت ها و کاهش قدرت تطابق آنان با محیط عادی می­گردد. بنابراین چند دهه ای است که روش تلفیق یا یکپارچه سازی در آموزش و پرورش مدنظر قرار گرفته است. در ایران نیز آموزش و پرورش تلفیقی برای دانش آموزان با اختلالات بینایی، شنیداری و جسمی - حرکتی شروع شده، اما تاکنون در مورد میزان مقبولیت و پذیرش آنان از طرف دانش آموزان عادی مطالعه گسترده ای نشده است. روش: 502 دانش آموز عادی از دبستان های تلفیقی و 120 دانش آموز از دبستان های عادی شهر تهران، در مقاطع سوم تا پنجم به کمک نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و میزان پذیرش آنان با استفاده از پرسشنامه «مقیاس پذیرش» تعیین و سپس اطلاعات به دست آمده تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: دانش آموزان کم شنوای مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی نسبت به دانش آموزان جسمی - حرکتی بیشتر مورد پذیرش دانش آموزان عادی قرار می گیرند، و در مجموع این پذیرش در مدارس تلفیقی بیشتر از مدارس غیر تلفیقی است. همچنین میزان پذیرش کودکان کم شنوا در میان دانش آموزان پسر بسیار بیشتر از دانش آموزان دختر است. نتیجه گیری: به نظر می رسد روش تلفیق برای کودکانی که دارای کم توانی، به ویژه کم توانایی­های خفیف مانند کم شنوایی هستند مفید بوده و در ارتقای وضعیت تحصیلی، سازگاری با افراد عادی، عادی سازی حضور در جامعه، و شناخت و توجه نسبت به نیازهای خاص آنان، بسیار موثر است.
۱۳.

تاثیر هم نشینی و معاشرت با گروه هنجار شکن و گرایش جوانان به اعتیاد

کلید واژه ها: اعتیاد جوان گرایش هنجار دوست هنجارشکنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۷۵
"روان شناسان اجتماعی به فشارهایی که از جانب گروه های نزدیک، نظیر خانواده و هم سالان به فرد وارد می شود، اهمیت بسیار قائلند و از طریق مقایسه نفوذ و فشار ارزش ها و هنجارهای دو گروه خانواده و هم سالان در مطالعاتشان، نفوذ هنجارهای غالب را نشان می دهند. بدیهی است جوان برای هم رنگ شدن با ارزش ها و هنجارهای گروه های نزدیک، زیر فشار قرار می گیرد. گاه هنجارها و ارزش های دو گروه به هم نزدیک و هماهنگ است و گاه با هم در تضاد قرار دارد. ولی به هر حال هر دو گروه برای هم رنگ شدن، جوان را زیر فشار قرار می دهند. در بررسی حاضر که با هدف شناخت عوامل موثر در گرایش جوانان به اعتیاد و ارائه راه کارهایی برای کاهش گرایش آنان به سوء مصرف مواد مخدر انجام گرفته است، پژوهش گران با عنایت کلی به نقش اعضای خانواده و بستگان نزدیک، در گرایش جوانان به اعتیاد، به تأثیر معاشرت با دوستان معتاد و هنجار شکن بسیار تأکید کرده اند. این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی از نوع مطالعات مقطعی است. از میان جامعه آماری، مجموعاً 99 نفر از جوانان معتاد مذکر، در گروه سنی زیر 25 سال، با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. به منظور مقایسه نیز 99 نفر جوان غیرمعتاد ـ که به لحاظ متغیرهای جنس، سن، تحصیلات، و محل سکونت، همتا شده بودند ـ به عنوان گروه مقایسه در آزمون شرکت داده شدند. براساس یافته های این تحقیق، میانگین سن معتادان بررسی شده 21.39 سال و میانگین سنی شروع مصرف مواد مخدر 16.7 سال بود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که از میان اقوام و بستگان جوانان معتاد، 60.6 درصد معتاد بودند؛ در حالی که این نسبت در گروه گواه 40.4 درصد برآورد شد. ضمنا در میان جوانان معتاد بررسی شده، 12.1 درصد پدران و 11.1 درصد برادران معتاد بودند؛ اما تنها 1 درصد پدر و مادر معتاد در میان جوانان غیرمعتاد گزارش شد. میانگین تعداد دوستان سیگاری، دوستان معتاد و دوستان دزد یا قاچاقچی در میان جوانان معتاد به ترتیب 7.38، 4.31 و 2.08 برآورد شد که در مقایسه با گروه گواه (1.54، 0.19 و 0.04) تفاوت معنی داری مشاهده شد. نکته جالب این که 64.6 درصد معتادان اظهار کردند که اولین بار از طرف دوستانشان مواد مخدر به آن ها عرضه شده است، و نکته مهم تر این که 87.9 درصد جوانان غیر معتاد با هیچ دوست معتادی هم نشین نبوده و معاشرت نداشته اند، در حالی که 89.9 درصد جوانان معتاد بیان داشتند که دارای دوست معتاد هستند."

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان