رحیم یوسفی

رحیم یوسفی

سمت: مربی
مدرک تحصیلی: دانشیار، گروه روانشناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۶ مورد از کل ۱۶ مورد.
۱.

مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلال مصرف مواد صنعتی و سنتی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدفهدف پژوهش حاضر مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلال مصرف مواد صنعتی و سنتی بود. روش98 نفر از بیماران مبتلا به اختلال مصرف مواد صنعتی و سنتی (دو گروه 49 نفره) کلینیک های ترک اعتیاد شهرستان تبریز به شیوه ی هدفمند، از طریق مصاحبه ساختار یافته بالینی و با توجه به اطلاعات موجود در پرونده آن ها برای تعیین نوع ماده مصرفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی طرحواره های ناسازگار اولیه – فرم کوتاه استفاده شد. یافته هانتایج نشان داد که بین دو گروه از بیماران در طرحواره های ناسازگار اولیه تفاوت معناداری وجود داشت و نمرات بیماران مبتلا به اختلال مصرف مواد صنعتی در حوزه های بریدگی و طرد، محدودیت های مختل و در طرح واره های رهاشدگی/ بی ثباتی و بازداری هیجانی به طور معناداری از بیماران مبتلا به اختلال مصرف مواد سنتی بالاتر بود. نتیجه گیریطرح واره های ناسازگارانه اولیه می تواند بعنوان یک هدف مهم مداخلاتی برای برنامه های درمانی بر حسب نوع ماده مصرفی باشد.
۲.

نقش بازداری پاسخ در پیش بینی علائم اختلالات رفتاری در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مقطع ابتدائی باواسطه گری سبک های فرزند پروری

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش بازداری پاسخ در پیش بینی علائم اختلالات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مقطع ابتدائی باواسطه گری سبک های فرزند پروری بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش 150 دانش آموز کم توان ذهنی آموزش پذیر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از مدارس تبریز انتخاب شدند. سپس، پرسشنامه های سیاهه رفتاری کودک (CBCL) و سبک های فرزند پروری بامیرند توسط والدین تکمیل گردید و آزمون نوروسایکولوژیک ریسک پذیری برو-نرو-برو به صورت کامپیوتری توسط آزمودنی ها انجام شد. همچنین دادهای گرداوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین بازداری پاسخ با علائم اختلالات رفتاری و همچنین بین سبک فرزند پروری مقتدرانه با علائم اختلالات رفتاری رابطه منفی و معنادار وجود دارد (001/0P<). همچنین نتایج نشان داد که اکثر والدین دارای سبک فرزند پروری مقتدرانه (1/79%) بودند. علاوه بر این نتایج معادلات ساختاری PLS نشان که بازداری پاسخ و سبک فرزند پروری مقتدرانه توانایی پیش بینی علائم اختلالات رفتاری را دارند (001/0 P<). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه از نقش بازداری پاسخ و سبک فرزند پروری مقتدرانه در علائم اختلالات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر حکایت دارد. واژهای کلیدی: بازداری پاسخ، اختلالات رفتاری، کم توان ذهنی، سبک های فرزند پروری
۳.

اعتباریابی مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۲۱
اهداف مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت، فرمول بندی جدیدتری از شخصیت ناسازگارانه است که پس از مدل صفات سه گانه تاریک شخصیت مطرح شده است و به ترکیب صفات خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی، متغیر چهارم را با عنوان دیگرآزاری اضافه کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اعتبار مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت در نمونه ایرانی بود. مواد و روش ها این مطالعه به صورت مقطعی روی 500 دانشجوی کارشناسی در سال تحصیلی 96-95 انجام شد. نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و با مقیاس دوجین کثیف و مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری ارزیابی شد. داده های گردآوری شده با نرم افزار های spss نسخه 22 و نرم افزار لیزرل نسخه 8 تحلیل شدند. به منظور آزمون روایی سازه مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد یافته   ها نتایج روایی سازه نشانگر تأیید ساختار چهارعاملی مدل و برازش خوب آن با داده های حاصل بود. ضرایب باز آزمایی برای کل مقیاس و مؤلفه ها در دامنه ای بین 76/0 تا 84/0 قرار داشت که نشانگر پایایی آزمون بود. ضریب همسانی درونی برای کل مدل و نیز خرده مقیاس ها بین 68/0 تا 88/0 به دست آمد که نشانگر انسجام درونی آزمون بود. نتیجه   گیری مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت در نمونه ایرانی مورد تأیید بوده و برازش مطلوبی دارد.
۴.

نقش جهت گیری مذهبی و صفات شخصیت در پیش بینی نشانه های اختلال شخصیت دستة «ب»

کلید واژه ها: جهت گیری مذهبیصفات شخصیتاختلالات شخصیت دستة «ب»

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش جهت گیری مذهبی و صفات شخصیت در پیش بینی نشانه های اختلال شخصیت دستة «ب» بود. برای این منظور، تعداد 290 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و به وسیلة پرسش نامه «میلون-3»، پرسش نامة کوتاه «شخصیت نئو»، و «مقیاس جهت گیری مذهبی» ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از روش «تحلیل رگرسیون چندگانه» تحلیل شد. نتایج نشان داد عامل روی آوری به مذهب با اختلالات شخصیت به صورت مثبت همبسته است و توانست نشانه های اختلال شخصیت نمایشی، ضداجتماعی و مرزی را پیش بینی کند. همچنین صفات شخصیت تجربه پذیری، توافق جویی، برون گرایی و روان نژندی با اختلالات شخصیت به صورت متفاوت همبسته بود و توانست نشانه های آنها را پیش بینی کند. جهت گیری مذهبی و صفات شخصیت با اختلالات شخصیت مرتبط است و می تواند نشانه های اختلال شخصیت را پیش بینی نماید.
۵.

اعتباریابی و پایایی سنجی پرسشنامه باورهای وسواسی: نسخه کودک و نوجوان

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
مقدمه: وسواس در کودکان و نوجوانان، علی رغم داشتن سیری بسیار ناتوان کننده، همواره مورد بی توجهی قرار گرفته است. در واقع، ماهیت مرموز و پنهان این اختلال است که در تعامل با فرایند رشد٬ تابلویی پیچیده ترسیم کرده است که پی آمد آن بالطبع درمان دشوار این اختلال است.هدف پژوهش حاضراعتباریابی و پایایی سنجی پرسشنامه باورهای وسواسی کودک و نوجوان بود. روش: بدین منظور 324 نفر دانش آموزان شهر اصفهان و 15 نفر نوجوان مبتلا به وسواس فکری-عملی 17-14 سال مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس چهار عامل را برای پرسشنامه باورهای وسواسی  نوجوان استخراج نمود که به ترتیب عبارتند از: اهمیت/کنترل افکار، کمال گرایی/یقین، مسئولیت پذیری، برآورد تهدید. نتایج همبستگی بالا پرسشنامه وسواس مادزلی با پرسشنامه پرسشنامه باورهای وسواسی نوجوان و همبستگی متوسط مقیاس ییل- براون با پرسشنامه باورهای وسواسی نوجوان را نشان داد. همبستگی متوسط بین پرسشنامه های اضطراب و افسردگی با پرسشنامه باورهای وسواسی نوجوان دیده شد. ضریب پایایی بازآزمایی در فاصله دو هفته برای کل پرسشنامه 67/0 و آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد. نتایج آزمون t مستقل، نشان داد که بین میانگین نمرات جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج t جهت بررسی تفاوت میانگین نمرات دو گروه بالینی و عادی نشان دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه بود. نتیجه گیری: همبستگی بالای این چهار عامل نشان دهنده ی همگرایی این عوامل است که هدف سنجش آزمون پرسشنامه باورهای وسواسی  نوجوان را تأمین می کند. بنابراین می توان چنین پیش بینی کرد که میان باورها و علائم وسواسی می تواند ارتباط محکمی وجود داشته باشد.
۶.

نقش طرح واره های ناسازگار اولیه، صفات شخصیت و سبک های دلبستگی در پیش بینی علائم نشانگان ضربه عشق دانشجویان دختر

کلید واژه ها: شخصیتدلبستگیطرح وارهضربه عشق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جسمی و روانی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، تفریحات و سلامت روانشناسی زنان
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه و هدف : تجربه عشق و سوگ عاشقانه در دانشجویان دانشگاه شایع است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش طرح واره های ناسازگار اولیه، صفات شخصیت و سبک های دلبستگی در پیش بینی نشانگان ضربه عشق بود. روش : به این منظور تعداد 192 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود انتخاب شدند و پرسشنامه طرح واره های ناسازگار یانگ، پرسشنامه شخصیتی نئو و مقیاس دلبستگی بزرگسالان را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه با روش همزمان تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرح واره های ناسازگار حوزه خودگردانی و عملکرد مختل و دیگرجهت مندی، و همچنین صفات شخصیتی روان رنجوری و باوجدان بودن، و در نهایت سبک دلبستگی ایمن توانستند نشانگان ضربه عشق را در دانشجویان پیش بینی نمایند. نتیجه گیری : طرح واره های ناسازگار اولیه، صفات شخصیت و سبک های دلبستگی با نشانگان ضربه عشق ارتباط دارند و می توانند آن را پیش بینی نمایند.
۷.

انطباق و هنجاریابی پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نوجوانان (BFQ-C) در دانش آموزان مقطع متوسطه

کلید واژه ها: رواییپایاییدانش آموزانپرسشنامه پنج عامل شخصیتی نوجوانان (BFQ-C)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۱ تعداد دانلود : ۵۰۵
این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات روانسنجی پرسشنامه پنج عامل شخصیتی نوجوانان (BFQ-C) در دانش آموزان متوسطه ماکو انجام شد و از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل مقطع متوسطه شهر ماکو در سال تحصیلی 1390-1391 بودند. از میان آن ها 427 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. از پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت کودکان و نوجوانان (BFQ-C) و نسخه اصلاح شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک (EPQ)برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها با روش های آماری آزمون t تست مستقل، ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین روان رنجورخویی آیزنک با بی ثباتی هیجانی همبستگی مثبت وجود دارد. برون گرایی آیزنک با انرژی/برون گرایی و هوش/ گشودگی همبستگی مثبت دارد. بین روان پریشی آیزنک با با وجدان بودن و توافق پذیری همبستگی مثبت وجود دارد. ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای بی ثباتی هیجانی 74/0 ، با وجدان بودن 78/0 ، انرژی/برون گرایی 65/0 ، توافق پذیری 72/0 ، هوش/ گشودگی 72/0 بود. نتایج حاصل از پایایی بازآزمایی در نمونه 30 نفری در فاصله دو هفته ای نشان داد که پایایی بازآزمایی بی ثباتی هیجانی 82/0 ، با وجدان بودن 61/0 ، انرژی/برون گرایی 67/0 ، توافق پذیری 68/0 ، هوش/گشودگی 58/0 بود (01/0P<). همچنین هنجار ایرانی BFQ-C با استفاده از نمرات استاندارد T و Z محاسبه شد.
۸.

مقایسهی طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک زندگی در افراد وابسته به مواد و افراد عادی

کلید واژه ها: وابستگی به موادطرحواره های ناسازگار اولیهسبک های زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۷ تعداد دانلود : ۴۰۲
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه ی طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک زندگی در افراد وابسته به مواد و افراد عادی بود. طرح واره های شناختی و سبک زندگی به علت اهمیتی که در تفسیر کردن موقعیت های خاص دارند در نظریه های شناختی نقش مهمی دارند. روش: روش تحقیق حاضر، علی- مقایسه ای از نوع توصیفی است. نمونه شامل 100 نفر از افراد وابسته به مواد و 100 نفر از افرادی بود که به مواد وابستگی نداشتند و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (فرم کوتاه) و موفقیت های بین فردی آدلر (فرم بزرگسالان). یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین گروه های پژوهش در طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک های زندگی تفاوت معنا داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که افراد وابسته به مواد از سطوح بالای طرح واره های ناسازگار اولیه رنج می برند و سبک زندگی در افراد وابسته به مواد ناسازگار است. این موضوع نشان می دهد که در پیشگیری از وابستگی به مواد و در درمان آن باید به عوامل شناختی توجه شود.
۹.

بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه شخصیتی آیووا

کلید واژه ها: اعتباررواییتحلیل عاملیپرسشنامه شخصیتی آیوواپنج عامل بزرگ شخصیت (نئو)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۳ تعداد دانلود : ۳۲۶
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اعتبار، روایی و تحلیل عاملی پرسشنامه شخصیتی آیووا و ارتباط آن با پنج عامل بزرگ شخصیت در جامعه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان و دانشگاه تبریز بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی می باشد.تعداد 500 نفر دانشجوی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان و تبریز شامل 263 دختر و 237 پسر، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور بررسی روایی همزمان و افتراقی، پرسشنامه شخصیتی نئو به همراه پرسشنامه اصلی، توسط نمونه تکمیل شد و داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی، تحلیل عوامل و تحلیل واریانس، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی و تجزیه به مؤلفه های اصلی به روش چرخش واریماکس نشانگر استخراج سه مؤلفه هیجان پذیری مثبت، هیجان پذیری منفی و مقیدبودن بود، که در مجموع 03/58 واریانس را تبیین می کرد. ضریب اعتبار پرسشنامه به روش بازآزمایی برای کل پرسشنامه 85/0 و برای عامل ها بین72/0 تا 87/0 بود. محاسبه ضرایب همبستگی بین مؤلفه های پرسشنامه شخصیتی آیووا و مقیاس نئو نشان داد که پرسشنامه از روایی خوبی برخوردار است. مقایسه نمرات دختران و پسران نشان داد که بین میانگین نمرات دختران و پسران در عامل های پرسشنامه شخصیتی آیووا تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما در مقیاس های پرخاشگری، واکنش به استرس، نزدیکی اجتماعی و جذب، تفاوت بین میانگین نمرات دختران و پسران معنادار است. در نهایت نتایج نشان دهنده ی همبستگی میان پرسشنامه شخصیتی آیووا و نئو بود. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان دهنده اعتبار و ویژگی های روانسنجی مطلوب برای پرسشنامه شخصیتی آیووا می باشد و در جامعه دانشجویان قابلیت کاربرد دارد.
۱۰.

عوامل پیش بینی کننده ی جستجوی جراحی زیبایی

کلید واژه ها: شخصیتدفاعجراحی زیبایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۳۰۸
مقدمه: پی­گیری زیبایی از طریق جراحی یک کناره­گیری روانی از واقعیت است. این مفهوم چند­بعدی به ­عوامل متعددی به ویژه صفات شخصیت و سبک­های دفاعی افراد، وابسته است. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل پیش­بینی­کننده­ی جستجوی جراحی زیبایی در افراد داوطلب بود. روش­کار: این تحقیق از نوع همبستگی­ با روش نمونه گیری ­در ­دسترس اجرا شد. از تعداد 80 نفر از مراجعه­کنندگان برای انجام جراحی زیبایی به کلینیک های زیبایی شهرستان یزد در سال 1390، درخواست ­شد تا به صورت داوطلبانه پرسش­نامه­های صفات شخصیتی نئو و سبک های دفاعی را تکمیل نمایند. 80 نفر از مراجعه کنندگان غیر داوطلب به بیمارستان­های فوق، به عنوان ­گروه شاهد تعیین شد. برای تحلیل داده­ها از تحلیل رگرسیون لجستیک و تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته­ها: سه متغیر وضعیت تاهل، سطح تحصیلات مادر و سبک­های دفاعی روان­آزرده، پیش­بینی­کننده­های قوی برای گرایش به جراحی زیبایی می باشند. مقایسه­ی افراد داوطلب و غیر داوطلب هم­جنس، نشان داد که با کنترل اثر سن و تحصیلات فرد، مردان دو گروه از نظر صفات ­شخصیت­ هیچ تفاوت معنی­داری با یکدیگر ندارند و از بین سبک­های دفاعی، فقط از لحاظ سبک­های رشدنایافته تفاوت آن­ها معنی­دار است (0.02=P)، صفات شخصیتی در زنان گروه داوطلب و غیر داوطلب نیز تفاوت ندارند و از لحاظ سبک های رشدنایافته (0.03=P) و ­روان­آزرده­ (0.002=P) تفاوت­آن­ها معنی­دار است.­ نتیجه­گیری: ­انگیزه­ی جستجوی جراحی زیبایی بر اساس ترکیبی از عوامل روان­شناختی، هیجانی و مربوط به خانواده است و دفاع های­ من به ­عنوان ­مکانیسم­های روان­شناختی تعدیل­کننده­ی صفات ناسازگار و عواطف منفی به کار می­روند.
۱۱.

مقایسه اثربخشی دو مداخله آموزش گروهی طرح واره محور و سبک زندگی محور در ارتقاء سطح بینش شناختی زوجین دارای نارضایتی زناشویی

کلید واژه ها: سبک زندگیمداخلهزوجینطرح وارهبینش شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
زمینه و هدف: اغلب مداخله ها و روشهای زوج درمانی در صدد ارتقاء خودآگاهی و بینش زوجین هستند. بینش شناختی به عنوان توانایی ارزیابی و تصحیح باورهای تحریف شده و تفسیرهای نادرست تعریف شده است. هدف پژوهش بررسی اثربخشی مداخله های آموزش گروهی طرح واره م حور و سبک زندگی محور در افزایش سطح بینش شناختی زوجین دارای نارضایتی زناشویی است روش: به این منظور از بین جامعه زوجین دارای نارضایتی زناشویی مراجعه ک ننده به مراکز مشاوره دولتی وخصوصی شهرستان خوی، تعداد 106 نفر از زوجین پس از اعمال ملاک های ورود و خروج غربال شدند، سپس 90نفر (زن و شوهر) به صورت تصادفی در سه گروه مداخله طرح واره محور (30 نفر)، سبک زندگی محور (30 نفر) و کنترل (30 نفر) گماشته شدند. مداخله های طرح واره محور و سبک زندگی محور هر کدام 11 جلسه (5/1 ساعت) برای دو گروه آزمایشی اجرا شدند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد و در لیست انتظار قرار گرفت. پس از اتمام مداخله ها از هر سه گروه پس آزمون گرفته شد و پس از یک ماه پیگیری به عمل آمد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله های آموزشی طرح واره محور و سبک زندگی محور در ارتقاء سطح بینش شناختی اثربخش هستند. همچنین نتایج نشان داد که مؤلفه ی خوداندیشمندی تحت تأثیر مداخله های فوق قرار گرفته، اما در مؤلفه ی اطمینان به خود تاثیری ایجاد نشده است. مداخله آموزشی طرح واره محور در افزایش سطح خود-اندیشمندی زوجین اثربخش تر از مداخله سبک زندگی محور بود. نتیجه گیری: مداخله های آموزشی طرح واره محور و سبک زندگی محور می توانند به عنوان برنامه های مداخله ای مقرون به صرفه و آسان و با هدف افزایش سطح بینش زوجین، در دسترس روان شناسان و مشاوران خانواده قرار بگیرند.
۱۲.

اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر مدل طرحواره ها در ارتقاء رضایت زناشویی

کلید واژه ها: طرحوارهنارضایتی زناشویی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۹ تعداد دانلود : ۸۱۲
مقدمه: رضایت زناشویی یک جنبه بسیار مهم و پیچیده از یک رابطه زناشویی است که عوامل مهمی در آن نقش دارند و می تواند به وسیله روش های مداخله ای مختلف تحت تاثیر قرار بگیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی طرحواره های غالب در نارضایتی زناشویی و بررسی اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر مدل طرحواره ها در ارتقاء رضایت زناشویی زوجین بود. روش: به این منظور، تعداد 40 نفر (زن و مرد) از زوجین دارای نارضایتی زناشویی پس از مصاحبه و ارزیابی به وسیله ابزارهای پژوهش (ENRICH، SCL-90، GHQ، YSQ-SF)، در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند و سپس مداخله روی گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد و در فهرست انتظار قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه با نارضایتی زناشویی مرتبط هستند، همچنین مداخله طرحواره محور در ارتقاء رضایت زناشویی زوجین اثربخش بود. نتیجه گیری: مداخله آموزشی مبتنی بر مدل طرحواره ها می تواند به عنوان یکی از روش های مداخله در زمینه مشکلات بین فردی زوجین به ویژه نارضایتی زناشویی مورد استفاده قرار بگیرد.
۱۴.

مقایسه ارزیابی ها و نگرش ها نسبت به بیماری در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، اختلال اسکیزوافکتیو و افسردگی اساسی

کلید واژه ها: اسکیزوفرنیانگرشبینشاسکیزوافکتیو

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
تعداد بازدید : ۱۱۰۹ تعداد دانلود : ۵۰۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ارزیابی ها و نگرش های بیماران دارای تشیخص های اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو و افسردگی اساسی بدون علائم روا ن پریشی نسبت به بیماری شان بود. روش: هفتاد و هفت بیمار دارای تشخیص-های اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو و افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی تحت مصاحبه تشخیصی قرار گرفته و به -وسیله پرسشنامه خود– ارزیابی بیماری مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: در بین بیماران فوق، گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و اسکیزوافکتیو در مقایسه با بیماران دارای تشخیص افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی، دارای سطوح بالاتر انکار بیماری و پیامدهای آن و انکار نیاز به درمان و نیز دارای سطح پایین-تر نگرانی بودند. نتیجه گیری: بیماران اسکیزوفرنیا و اسکیزوافکتیو در مقایسه با بیماران افسردگی اساسی نقایص خودآگاهی بیشتر و بینش پایین تری دارند. جمعیت افسرده بدون علائم روان پریشی از بینش نسبتاً بالایی در مقایسه با دو گروه دیگر برخوردار بودند.
۱۵.

مقایسه فراشناخت ها در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا اختلال اضطرابی و گروه کنترل غیربیمار

کلید واژه ها: اسکیزوفرنیافوبی اجتماعیفراشناختوسواس فکری – عملی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۱۱۷۴
هدف: پژوهش حاضر به بررسی این فرضیه پرداخته است که فراشناخت ها یکی از عوامل آسیب پذیری در اختلالات روانشناختی هستند. به نظر می رسد که بیماران دچار اسکیزوفرنیا و بیماران دچار اختلال اضطرابی، در مقایسه با گروه غیربیمار، در مقیاس های نقایص فراشناخت نمرات بالاتری کسب می کنند. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی – مقایسه ای بود که به صورت مقطعی انجام شد. دو گروه بیماران شرکت کننده در این مطالعه از بین بیماران بستری در مرکز روانپزشکی، و مراجعه کنندگان به کلینیک روانپزشکی و روان درمانی انتخاب شده، که به وسیله روانپزشکان و روانشناسان بالینی براساس ملاک های DSM-IV-TR تشخیص اسکیزوفرنیا (32=n) و اختلالات اضطرابی (فوبی اجتماعی (26=n) و وسواس فکری – عملی (28=n)) دریافت کرده بودند. به منظور افزایش اعتبار تشخیص ها، با این بیماران بر اساس DSM-IV مصاحبه تشخیصی شد و سپس همراه با گروه غیربیمار (30=n) به وسیله پرسشنامه فراشناخت ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: بیماران دچار اسکیزوفرنیا در مقایسه با سایر گروه ها، سطوح بالاتری از باورهای فراشناختی ناسازگارانه را نشان دادند. گروه بیماران دچار اختلال اضطرابی در مقایسه با گروه بیماران اسکیزوفرنیا نمرات پایین تر و در مقایسه با گروه غیربیمار نمرات بالاتری گرفتند. همچنین، گروه غیربیمار در مقایسه با گروه بیماران، باورهای فراشناختی سالم تر و سازگارانه تری نشان داد. نتیجه گیری: باورهای فراشناختی از عوامل آسیب پذیری معمول در طیف اختلالات روانشناختی، به ویژه اختلالات روانپریشی هستند.
۱۶.

مقایسه بینش شناختی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا، اختلال اسکیزوافکتیو و اختلالات خلقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات سایکوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۱۶۱۱ تعداد دانلود : ۸۰۱
هدف: در پژوهش حاضر، بینش شناختی بیماران روانی در ابعاد چندگانه سنجیده شده است. روش: نمونه این مطالعه را بیمارانی تشکیل داده اند که بر اساس معیارهای DSM-IV تشخیص اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو، اختلال دو قطبی، اختلال افسردگی اساسی با سیمایه روان پریشانه یا اختلال افسردگی اساسی بدون سیمایه روان پریشانه را دریافت کرده بودند. سنجش به وسیله مقیاس سنجش کلی (GAS) و مقیاس آگاهی از بیماری روانی (SUMD) صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشانگر این است که بینش ضعیف، ویژگی رایج اسکیزوفرنیا می باشد و نقایص خود آگاهی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا شدید و فراگیر است. بیماران دچار اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر گروه ها کارکرد ضعیفی نشان دادند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر با یافته های پژوهش های دیگری که نقایص خودآگاهی را پیامد نقایص عصب - روان شناختی می دانند، همسوست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان