آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶

چکیده

هدف پژوهش حاضر، اثربخشی اجرای برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر روی نگرش به خلاقیت و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دختر شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-97 است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر رده سنی 12 تا 14 ساله شهر اصفهان تشکیل می دهد که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از میان کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر اصفهان، 2 مرکز (یک مرکز به عنوان گروه آزمایش و مرکز دیگر به منظور گروه کنترل) به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس، از هر یک از این مراکز تعداد 15 نفر از دانش آموزان به صورت تصادفی گزینش و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظور گردآوری داده ها ابتدا از پرسشنامه های نگرش نسبت به خلاقیت چارلز لی شیفر (1998) و انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) استفاده شد. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 61 / 0 و 79 / 0 محاسبه شد. در ادامه، برنامه آموزش فلسفه برای گروه آزمایش به مدت 15 جلسه یک ساعته (هر هفته 2 جلسه) آموزش داده شد. در پایان دوره نیز پرسشنامه های یادشده مجدداَ توسط هر دو گروه تکمیل شد. بنابراین، مقایسه میانگین نمره های نگرش به خلاقیت و انگیزه پیشرفت در گروه آزمایش و گواه با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شد و مبین تفاوت معناداری بود (001 / 0P<). به عبارتی، می توان اذعان داشت؛ اجرای برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر افزایش خلاقیت و انگیزه پیشرفت دانش آموزان تأثیر مثبتی داشته است. در همین راستا، با تدارک دوره های آموزشی فلسفه برای کودکان در مدارس کشور، امید است بتوان گامی در جهت ارتقای خلاقیت و انگیزه پیشرفت دانش آموزان برداشت.