مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
۲۹۰.
۲۹۱.
۲۹۲.
۲۹۳.
حماسه
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
123 - 146
حوزههای تخصصی:
ادبیات روسیه از جمله ادبیات جهان است که از دیرباز متأثّر از ادبیات مشرق زمین و به ویژه ادبیات کلاسیک ایران بوده است. یکی از آثار گران سنگ ادب فارسی که به گفته محقّقان بسیاری بر شکل گیری برخی افسانه ها، قصص و داستان های حماسی روسی تأثیر داشته، حماسه ملی ایرانیان، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است. از جمله این آثار، قصه روسیِ یِروسلان لازارِویچ است که ریشه در فولکلور و ادبیات باستانِ حماسیِ روسی دارد. در این پژوهش برآنیم تا به روش تحلیلِ تطبیقی و کیفی محتوا و کاربست نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و اسنادی در گردآوری داده ها، به نقد مناسبات بینامتنی قصه نامبرده در مواجهه با شاهنامه بپردازیم. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دو گونه بینامتنیت و فرامتنیت در این پژوهش بررسی پذیر نبوده و لذا، بررسی مناسبات پیرامتنی، سرمتنی و بیش متنی بر ادعای ما مبنی بر برگرفتگی قصه روسی از شاهنامه صحّه گذاشته اند. از جمله مصادیق پیرامتنی، نام اثر و نسخ خطی، آثار لوباک، کتاب ها و مقالات موجود پیرامون این قصه روسی را می توان برشمرد. همچنین، ویژگی ها و مختصات حماسی این قصه از جمله مصادیق رابطه سرمتنی بوده اند. در رابطه با بیش متنیت نیز در قصه روسی با جایگشت نثرسازی، گشتار کمّی کاهش از نوع برش و نیز گشتار کمّی افزایش از نوع انبساط روبه رو هستیم. علی رغم وجود برخی پیش متن های احتمالی از میان آثار شرقی باستان، شاهنامه را می توان پیش متن اصلی قصه یِروسلان لازارِویچ تلقی کرد.
ویژگی های عرفانی در داستان های غنایی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
219 - 240
حوزههای تخصصی:
مضامین عرفانی در شعر غنایی و حماسی نفوذ و ظهور دارد؛ چراکه جنگ و جدال ابتدا با نفس اماره در درون انسان؛ با کشاکش بین نیروهای خیر و شر در باطن آغازمی گردد و سپس به میدان رزم خارجی کشیده می شود. همچنین عشق و نفرت از درون می جوشد تا به دوست و دشمن در بیرون برسد. شاهنامه فردوسی جامع حماسه و عشق و عرفان است. در قالب حماسه به داستان های غنایی و عاشقانه هم می پردازد و از آن ها نتایج معنوی عرفانی نیز می گیرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر منابع دست اول کتابخانه ای به بررسی و تحلیل ویژگی های غنایی و عرفانی در داستان های شاهنامه پرداخته و پس از بیان رابطه حماسه و عرفان، به وجوه مشرک اندیشه های عرفانی در ادبیات غنایی و حماسی رسیده است و بالأخره به داستان کیخسرو، کسری و بوذرجمهر و هفت خان ها می پردازد و حکایت عشق در شاهنامه را با بهره گیری از مضامین عرفانی در حوزه انسان سازی نشان می دهد. کلیدواژه ها: شاهنامه، حماسه ، ادبیات غنایی، عرفان، داستان عاشقانه.
مقایسۀ سبک شناسان حملۀ حیدری با داستان رستم و اشکبوس بر اساس کتب درسی فارسی دهم و فارسی یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی و مقایسه تفاوت ها و شباهت های حماسه های مصنوع و طبیعی در پیشینه تحقیقات ادبی می پردازد. در درس چهاردهم کتاب فارسی سال یازدهم، حماسه مصنوع حمله حیدری از باذل مشهدی به دلیل بسامد چشمگیر شباهت و تقلید شاعر از حماسه شاهنامه به ویژه تقلید از بخش جنگ های تن به تن در مقایسه با درس دوازدهم فارسی دهم، رستم و اشکبوس، برای دانش آموزان قابل توجّه است. نویسندگان این سطور بر این باورند که این میزان دقّت و توجّه دانش آموزان در این دو متن، پژوهش ریزبینانه ای را می طلبد. روش پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. پژوهندگان در این مقاله به شیوه سبک شناسی در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری به مقایسه ابیات این دو درس حماسی می پردازند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که باذل مشهدی در حماسه مصنوع خود تحت تأثیر ذهن و زبان فردوسی در شاهنامه است. بدیهی است به دلیل متفاوت بودن اوضاع زمانه و میزان هنر شاعری و حماسه سرایی باذل در مقایسه با فردوسی، تفاوت های زیادی در قلمروهای سه گانه سبکی مشاهده می شود. پی بردن به سبک شخصی دو شاعر و برآوردهایی از ذهنیت متفاوت آن ها و نیز تفاوت در هنر شاعری و تصویرسازی و همچنین میزان قوّت و قدرت زبان ایشان از نتایج دیگر این پژوهش است.
تصویر آرمانی شاه اسماعیل صفوی؛ تأثیر شاهنامه بر ترسیم سیمای شاه اسماعیل صفوی به مثابه قهرمان حماسی در کتاب فتوحات شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
106 - 73
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی متشکل از مجموعه ای از آداب و سنن ایرانی، اسطوره ها، فرهنگ، اصول سیاست وزری، تاریخ و … پیشااسلامی فلات ایران است که به واسطه ارزش و بیان هنری یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری چنین مفاهیمی میان ساکنان این اقلیم بوده است. در طول تاریخ، این تأثیر علاوه بر همه ابعاد فرهنگی، بر آداب کشورداری نیز مؤثر افتاد. ازآنجاکه مرز تاریخ و حماسه و اسطوره تا دوران معاصر چندان روشن نبوده است، تصویر شاه آرمانی و قهرمانان حماسی، در اذهان عمومی نیازی تولید می کرد که مورخان و شاعران و … دستگاه های تبلیغاتی هر سلسله و یا هر حاکمی باید بدان پاسخ می دادند. در آغاز دوره صفوی گستره تأثیر چشم گیر شاهنامه، هم بر مردم و هم بر شاه اسماعیل باعث شد، مورخی چون امینی هروی گاه خاسته و گاه ناخواسته از سویی به اتصاف شاه به ویژگی ها و خویش کاری های قهرمانان حماسی ملتزم شود و از دیگر سو با تقلید و الگوبرداری از نحوه و روش انشا در وجوه بلاغی و روایی شاهنامه، به ترسیم سیمای شاه اسماعیل در قالب شاهی آرمانی در کتاب فتوحات شاهی بپردازد.
بررسی تطبیقی حماسی ترانه رلان و یادگار زریران
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
22 - 41
حوزههای تخصصی:
ادبیات حماسی یکی از بهترین ژانرهای ادبی برای شناخت فرهنگ و ارزش های ملت ها است. حماسه همواره بازتابی از ارزش های وطنی و اخلاقی بوده است. یکی از قدیمی ترین حماسه ها در ادب فارسی، یادگار زریران است و در فرانسه نیز ترانه رلان از آثار ادبی مشهور می باشد که این دو اثر از نظر محتوا شباهت های بسیاری به هم دارند. ما در این پژوهش دو اثر ترانه رلان و یادگار زریران را با توجه به ویژگی های بلاغی قابل توجه مورد بررسی قرار دادیم و در ابتدا به این نکته پرداختیم که هر دو اثر، به دنبال ارزش های مشترک میان تمام اقوام و ملل هستند و قهرمانان خود را در پی هدفی که دارند فدا می کنند. از نظر بلاغی؛ یادگار زریران از غنای ادبی و بلاغی بیشتری نسبت به ترانه رلان برخوردار است. این اثر از نظر دستور زبان فارسی و کلمات و عباراتی که در آن آمده است، کهن گرایی دارد و از زبان نوشتار امروزی دور افتاده است. در ترانه رلان که ترجمه ای به زبان فارسی امروز است تلاش شده است که کهن گرایی صورت بگیرد؛ اما با این وجود از دستور زبان و بلاغت معتدل و امروزی خارج نشده است. در هر دو اثر تقدیرگرایی و اعتقاد به دین و دعا بسامد بسیار بالایی دارد.
بررسی منظومه قهرمانانِ استالینگرادِ شهریار بر اساس رویکرد ترامتنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
163 - 196
حوزههای تخصصی:
«قهرمانان استالینگراد» از سروده های شهریار منظومه نسبتاً بلندی است که از ابعاد مختلف می توان به آن نگریست؛ با این همه تاکنون از حیطه کندوکاوهای پژوهشگران معاصر به دور مانده است. این مقاله قصد دارد تا با کاربستِ رویکردِ ترامتنی نقد و خوانش جدیدی را از قهرمانان استالینگراد ارائه دهد. پیش از ورود به بحث، ابتدا، دلیل غفلت آگاهانه خود شهریار و منتقدان از این شعر را مطرح کرده ایم و سپس با توجه به محورهای پنج گانه ژرار ژنت و به شیوه تحلیلی-توصیفی روابط بینامتنی و متون پنهان در این اثر را مورد بررسی قرار داده ایم. در این قرائتِ ترامتنی، به این نتیجه رسیده ایم که منظومه «قهرمانان استالینگراد» از شعر گویندگانِ پیش از خود بهره بسیار گرفته است. منبع الهام شهریار در این شعر سنت حماسه سرایی ایران محسوب می شود. استعاره مرکزی اژدها که در این شعر برای ارتش آلمان به کار رفته است، به شکل نیرومندی روح شعر را به شاهنامه فردوسی پیوند می دهد. با وجود این، شهریار در محاکات لحن حماسی به توفیق چندانی دست نیافته است. شهریار همچنین در آفرینش این منظومه به اشعار حماسی جدیدی از وحید دستگردی و ملک الشعرا بهار نظر داشته و نیز آثار سروده شده توسط شاعران چپ گرا در اواسط دهه بیست شمسی مورد توجّه وی واقع شده است. شهریار این منظومه را تحت تأثیر فضای چپ زده بعد از پایان جنگ جهانی دوم آفرید و تا آخرِ حیاتِ خود از ارائه هرگونه توضیحی درباره آن پرهیز کرد.
کارکرد اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل های آیینی نصرالله مردانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای یکی از شیوه های مدرن سبک شناسی است که می کوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبک شناسی لایه ای، متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار می گیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمی یابد که اثر یک نویسنده در به کارگیری کدام یک از این سطوح برجسته تر است. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نماینده بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در به کارگیری اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل خود موفق بوده است و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر به چشم می خورد. مساله بنیادی در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود این است که کاربرد عناصر اسطوره ای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزل های نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورت های بلاغی معنایی، بیش تر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جان بخشی، که خود گونه ای استعاره مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.
از اوروک تا دشت های قفقاز سفر به دنیای حماسه های فراموش نشدنی مقایسه سفر" قیلقمش" و "بامسی بیرک" در پرتو نظریات یونگ؛ الیاده و کمبل نگاهی اساطیری به دو شاهکار ادبی جهان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
166 - 185
حوزههای تخصصی:
حماسه های کهن، آیینه ای از ترس ها، آرزوها و جهان بینی تمدن های باستانی هستند. در این میان، دو اثر حماسی قیلقمش و دده قورقود، هر کدام به ترتیب متعلق به تمدن بین النهرین و فرهنگ ترکی اوغوز، از جایگاهی ویژه برخوردارند. قیلقمش، کهن ترین حماسه مکتوب بشری، روایتی از جستجوی انسان برای غلبه بر مرگ است، در حالی که دده قورقود مجموعه ای از داستان های شفاهی است که روح جمعی و ارزش های قبیله ای ترک های اوغوز را بازتاب می دهد. این مقاله با بررسی جنبه های اساطیری این دو اثر، تلاش می کند تا هم نقاط مشترک و هم تفاوت های فرهنگی آن ها را تحلیل کند.
ادبیات حماسی هر تمدن، آیینه ای است که روح جمعی، آرمان ها و ترس های یک ملت را در خود منعکس می سازد. در این میان، دو اثر سترگ «حماسه قیلقمش» و «کتاب دده قورقود» به عنوان دو ستون استوار ادبیات حماسی جهان، حامل پیام های عمیق انسانی و اساطیری هستند که گذر سده ها نتوانسته از شکوه و اهمیت آنها بکاهد.
بررسی کارکرد و تحول حماسه در رمان های تاریخی از 1284 تا 1332 شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
239 - 272
حوزههای تخصصی:
داستان ها و اندیشه های حماسی ظرفیت هایی دارد که بخشی از آن جنبش های مقاومت انقلابی و رهایی بخش را تغذیه می کند و پاره ای دیگر در خدمت نظام های ضدبشری و دیکتاتوری و انواع بنیادگرایی درمی آید. ظرفیت حماسی داستان های ایرانی، به اقتضای هردوره، گاه درقالب منظومه های حماسی، گاه در لابه لای صفحات آثار تاریخی و گاه درقالب رمان ها و داستان های تاریخی ظهور یافته است. رمان تاریخی، به مثابه یکی از انواع ادبی نو ظهور در دوره قاجار، پیوستگی عمیقی با روایات و اندیشه های حماسی دارد و نویسندگان با اهداف و شیوه های گوناگون از آن بهره برده اند؛ بنابراین، انجام پژوهشی با هدف بررسی اهداف نویسندگان، چگونگی کاربرد و حتی تحولات راه یافته به حماسه و اندیشه های حماسی در این آثار ضروری است. یافته های پژوهش حاضر، که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و مقایسه ای به دست آمد، به این شرح است: 1. در رمان های تاریخی دوره نخست (1300-1284)، با توجه به خطر نابودی هویت ایرانی دربرابر بیگانگان، نویسندگان با نگاهی آموزشی درپی ترویج اندیشه های حماسی برای ایجاد روحیه مقاومت، اتحاد و دفاع از سرزمین بوده اند؛ 2. در آثار دوره دوم (1320-1300)، عنصر حماسه چون ابزاری در خدمت دربار و بیان اندیشه های ملی گرایانه پهلوی اول قرار دارد؛ 3. دوره سوم (1332-1320)، تحت تأثیر ورود متفقین به ایران و تزلزل دربار، اندیشه های حماسی دچار رکود می شود و داستان ها و قهرمانان عیار جای اندیشه های حماسی و پهلوانان حماسی را می گیرند.
بررسی بازتاب دگردیسی افراط و تفریط در چهار عنصر، از اسطوره به حماسه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
261 - 294
حوزههای تخصصی:
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
بررسی منابع و سیمای بعضی عجیب الخلقه ها در متون حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفر قهرمان به سرزمین های ناشناخته (اغلب جزایر هند) و دیدار/ستیز او با عجیب الخلقه ها از بن مایه های متون حماسی است که نشان کمرنگ آن را پسین تر در متون غنایی متأخر نیز می توان یافت؛ بن مایه ای افسانه وار، شگفت انگیز و مکرّر با پیشینه ای دراز که در متون علمی کهن نیز آمده و در گذر قرون، جزئی از فرهنگ عامه شده است؛ بنابر این، برای مخاطب، باورپذیر و آشناست. عجیب الخلقه ها، جانوران یا نیمه انسان – حیوان هایی هستند که چون از لحاظ جثّه، شکل و اندام، نابهنجارند، بنابر این، مضحک یا مخوف می نمایند و البته وجهی از انسان وارگی دارند؛ اسب سران، سگساران، نسناسان (نیمه تنان) و ورچشمان در این شمارند. پژوهش حاضر می کوشد تا ضمن توصیف بعضی عجیب الخلقه ها در متون حماسی، به بررسی منابع کهن یونانی، عربی و فارسی در این مقوله بپردازد تا تبیین کند که خاستگاه فرهنگی عجیب الخلقه ها و نیز کیفیت حضور آنها در متون حماسی و شخصیت پردازی حماسه سرا از آنها چگونه بوده است؟ صرف نظر از اساطیر ملل مختلف، کهن ترین توصیف تاریخی از اینگونه عجیب الخلقه ها را در متون کهن یونانی/رومی و به نقل از مورّخانی می یابیم که با فرهنگ هندی در ارتباط بوده اند. بازگردانی داستان اسکندر و متون علمی یونانی/رومی به زبان های شرقی از یک سو و همسایگی ایران و هندوستان و تأثیرات متقابل فرهنگی از دیگر سو را می توان برای این حضور در نظر داشت.
چرخش استعاری «نهنگ» از حماسه تا عرفان (متون بررسی شده: گرشاسپ نامه، شاهنامه، آثار سنایی، عطار و مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث اصلی مقاله حاضر، بررسی سیر تحول دامنه استعاری «نهنگ» در چند متن حماسی و پهلوانی (شاهنامه و گرشاسپ نامه) و عرفانی (آثار سنایی، عطار و مولانا) است. این متون را اصلی، مرکزی و معیار دانسته ایم و معتقدیم بررسی استعاره ها، چگونگی چرخش آنها در حرکت تاریخی خود، و شیوه انضمامی شدنشان در زبان، یکی از راه های فهم انواع ادبی و ادوار تاریخی آنها است. استعاره پرتکرار «نهنگ» در دو نوع حماسی و عرفانی، نشان از چرخشی اساسی دارد: در متون حماسی و پهلوانی، استعاره ای از نیرو و توان پهلوان است، در نسبت با «تن» او معنا می یابد، و این تن در تقابل با روان و خرد نیست؛ اما در آثار سنایی و عطار، این نسبت با «تن» در کلیت خود حفظ می شود ولی در چرخشی معکوس، «نهنگ» استعاره ای از نفس است و جنبه امّارگی، سترگی و زورمندی آن را تداعی می کند. به زبان روانکاوانه، «نهنگ» استعاره ای از غرایز ممنوع «نهاد» است. در این میان، مولوی طیف وسیعی از وارونه سازی، دوگانه زدایی و بازی با «دالّ» نهنگ را انجام می دهد و گسترش استعاری بیشتری دارد. مطالعه موردی و تاریخی استعاره «نهنگ» در دو گفتمان، نشان می دهد که دلالت های استعاری، امری تاریخی و دارای چرخش و حرکت است، نه امری ثابت و ایستا.
تحلیل ویژگی های حماسه در نگارگری هفت خان رستم شاهنامه 953ه.ق پاریس
حوزههای تخصصی:
حماسه یک رویداد مهم در تاریخ تمدن های باستان و برخی از ملل است. عمومأ حفظ مرزهای یک قلمرو و حفظ یکپارچگی آن با حماسه آفرینی یک پهلوان یا گروهی از پهلوانان انجام می گیرد که به جهت بزرگی و عظمت آن در تاریخ ثبت می شود؛ یادآوری و بازخوانی رویداد مذکور موجب اعتماد به نفس ملت و افزایش روحیه شجاعت و دلاوری مردم می گردد. فردوسی بخشی از حماسه های ایران را در اثر بزرگ خویش «شاهنامه» به نظم در آورده است و در آن پهلوان نامدار رستم، قهرمان اصلی حماسه های ایران می شود. هنرمندان بسیاری در حوزهء نگارگری نسخ شاهنامه به بازآفرینی تصویری داستان هفت خان از منظر حماسی پرداخته اند. شاهنامهء 953ه.ق پاریس از زمرهء آثار یاد شده است که به جهت داشتن وضوح تصویر، مورد مناسبی برای مطالعهء ویژگی های حماسه در نگارگری عصر صفوی (عصر طلایی نگارگری ایران» می باشد. سؤال این است که «نگارگر شاهنامه 953ه.ق پاریس در تصویرسازی هفت خان رستم تا چه میزان از ویژگی های حماسه بهره برده است؟» فرض بر آن است «که هنرمند با تکیه بر شاخص های مفهومی حماسی متن شاهنامه و نگارگری روایی توانسته است از عناصر تصویری در جهت فضاسازی حماسی هفت خان رستم شاهنامه953ه.ق پاریس بهره ببرد.» پژوهش پیش رو با هدف واکاوی میزان ارتباط نگارگری حماسی هفت خان رستم شاهنامه953ه.ق پاریس با ویژگی های حماسه انجام شده است. ماهیت پژوهش اسنادی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج تحقیق بر این نکته اذعان دارد که نگارگر هفت خان رستم شاهنامه مزبور با تکیه بر مهارت خویش در تصویرسازی توانسته است ارتباط قابل توجهی میان تصویر و شاخص های حماسه برقرار نماید. پژوهش در این حوزه مددرسان مطالعات جامعه شناسی هنر می باشد.