مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۰۱.
۳۰۲.
۳۰۳.
۳۰۴.
۳۰۵.
۳۰۶.
۳۰۷.
۳۰۸.
۳۰۹.
۳۱۰.
۳۱۱.
۳۱۲.
۳۱۳.
مهارت های اجتماعی
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
87 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش بینی کننده های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می رود که می تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست بود.
روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش آموز که نمره آن ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت های اجتماعی یک انحراف معیار پائین تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست است.
بررسی رابطه بین خصوصی سازی مدارس با کیفیت تدریس معلمان و ارتقا مهارت های اجتماعی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی
زمینه و هدف: خصوصی سازی مدارس به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، می تواند بر ابعاد مختلف عملکرد معلمان و رشد اجتماعی دانش آموزان تأثیرگذار باشد. بنابراین هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه بین خصوصی سازی مدارس با کیفیت تدریس معلمان و ارتقا مهارت های اجتماعی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهرستان بهشهر بود. روش کار: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان پایه چهارم، پنجم و ششم مقطع ابتدایی شهرستان بهشهر که تعداد آنها برابر 130 نفر استعلام گردبد. حجم نمونه طبق جدول کرجسی و مورگان 97 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسشنامه سه پرسشنامه کیفیت تدریس کووشی (1382)، مهارت های اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (1992) و پرسشنامه خصوصی سازی محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین خصوصی سازی مدارس با کیفیت تدریس معلمان و نیز با ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مؤلفه های خصوصی سازی سهم متفاوتی در پیش بینی کیفیت تدریس و مهارت های اجتماعی ایفا می کنند.نتیجه گیری: مجموع، خصوصی سازی مدارس در صورتی که با نظارت مؤثر، برنامه ریزی دقیق و حمایت های لازم همراه باشد، می تواند بستری مناسب برای ارتقای کیفیت آموزشی و تحقق اهداف کلان نظام تعلیم و تربیت فراهم سازد. به همین دلیل، سیاست گذاران و مدیران آموزشی لازم است ضمن بهره گیری از ظرفیت های بخش خصوصی، به ابعاد اجتماعی، اخلاقی و کیفی آموزش توجه ویژه داشته باشند تا علاوه بر بهبود عملکرد آموزشی، زمینه ی رشد همه جانبه دانش آموزان نیز فراهم شود.
بررسی رابطه سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی با میانجی گری تفکر انتقادی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت نقش مهمی در افزایش مهارت ها ازجمله مهارت های اجتماعی دارد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی با میانجی گری تفکر انتقادی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 200 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، سواد رسانه ای فلسفی (1393) و تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین سواد رسانه ای و تفکر انتقادی با نمره کل مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن وجود داشت (05/0P<). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و تفکر انتقادی نقش میانجی در رابطه بین سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی دانش آموزان داشت )05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر می توان دریافت که سواد رسانه ای و تفکر انتقادی نقش اثرات مستقیم و غیرمستقیم معنی داری بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارد و در برنامه های آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر آموزش مبتنی بر بازی های حرکتی روی عملکرد شناختی، کیفیت زندگی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در ورزش تربیتی (دانشگاهی) بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
23 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش های مبتنی بر بازی های حرکتی بر عملکرد شناختی، کیفیت زندگی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود. روش تحقیق، نیمه تجربی و نوع تحقیق کاربردی بود. همه دانش آموزان 8 تا ۱۰ ساله در مقطع ابتدایی استان مازندران در سال تحصیلی 1400-1399 جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل دادند که تعداد تقریبی 192 هزار دانش آموز بودند. تعیین حجم نمونه با توجه به محدودیت های موجود با استفاده از نرم افزار جی پاور نسخه 1/3 تعیین شد. در این پژوهش برای هریک از گروه های آزمایش و کنترل، ۲۵ نفر انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (۱۹۹۰) نسخه دانش آموزان، مقیاس کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کیداسکرین و مقیاس برج لندن بود. گروه آزمایش به مدت ۳۶ جلسه (در طول سه ماه، هفته ای سه جلسه) مداخله دریافت کردند. هر جلسه بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول کشید و در این مدت، آموزش مبتنی بر بازی های حرکتی را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها روش آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر بازی های حرکتی بر عملکرد شناختی (01/0<P) و کیفیت زندگی (01/0<P) و مهارت های اجتماعی (01/0<P) دانش آموزان مقطع ابتدایی تأثیر مثبت داشت. بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان بیان کرد که آموزش مبتنی بر بازی های حرکتی در دانش آموزان مقطع ابتدایی می تواند بر بهبود عملکرد شناختی و افزایش کیفیت زندگی و مهارت های اجتماعی و در نتیجه ارتقای سطح زندگی آنان مؤثر باشد.
مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهود مهارت های اجتما عی کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر مروری نظام مند بود. مقاله های چاپ شده از سال 2010 تا 2023 در پایگاه های خارجی پروکوئست، ساینس- دایرکت، گوگل اسکولار، پاب مد و اسپیرنگر با کلیدواژه های فناوری واقعیت افزوده، مداخلات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده )با و بدون استفاده از داستان های اجتماعی، الگوبرداری ویدئویی، پکس و مبتنی بر بازی(، برنامه آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، عینک واقعیت افزوده، کودکان با اختلال طیف اُُتیسم )عملکرد بالا، عملکرد پایین(، کودکان با اختلال آسپرگر و مهارت های اجتماعی ) کلامی یا غیرکلامی( مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدا با استفاده از سیاهه پریزما 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد 17 مقاله که منطبق با هدف پژوهش و ملاک های پژوهش بودند، استخراج شدند. در پژوهش حاضر، با مرور پژوهش های منتشرشده در زمینه کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به دنبال یافتن پاسخ به 7 پرسش اساسی بودیم. یافته ها: بررسی های انجام شده نشان داد، مطالعات با طرح های تک آزمودنی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشتند؛ بیشترین مطالعات محدودیت جنسیتی نداشت؛ مداخله مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده در گروه سنی مختلف بین 6 تا 16 سالگی انجام گرفته بود. استفاده از تلفن همراه بیشترین فراوانی را در فناوری به کار برده شده برای مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده داشت؛ از بین مطالعات بررسی شده، 1 مطالعه تأثیر سیستم ردیابی اسکلتی با استفاده از واقعیت افزوده ) 6درصد(، 3 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر عینک هوشمند ) 17 درصد(، 2 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر پکس ) 11 درصد(، 1 مطالعه تأثیر مدل سازی چهره مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6درصد( و 1 مطالعه تأثیر همزمان استفاده از کتاب داستان و مدل سازی ویدیویی مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6 درصد( در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پرداخته بودند و 9 مطالعه ) 53 درصد( اثربخشی استفاده از واقعیت افزوده بدون ابزار کمکی در افزایش مهارت های اجتماعی این کودکان را بررسی کرده بودند؛ نحوه ارائه مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده به شیوه انفرادی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشت و همه مطالعات بررسی شده، یعنی 17 مطالعه ) 100 درصد( نشان دهنده اثربخشی مثبت و معنادار مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتما عی و مؤلفه های مهارت های اجتما عی ا فراد با ا ختلال ط یف اُُتیسم بود. نتیجه گیری: براساس یافته ها، تدوین و طراحی مداخلات مبتنی بر فناوری در ارتقای مهارت های اجتماعی، شناختی، هیجا نی و ارتبا طی برای کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم ضرورت دارد.
مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
120 - 101
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، توسعه سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با تاکید بر کاربرد آموزش فعالیت بدنی در مدارس به عنوان مهمترین مولفه های اجتماعی، نقش اساسی در کیفیت تعاملات، رشد شخصیتی و موفقیت دانش آموزان ایفا می کند. هدف از مطالعه حاضر مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار شهر زاهدان بود. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود و جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1404-1403 شهر زاهدان بود. با توجه به جدول مورگان و همچنین از روش نمونه گیری تصادفی ساده 256 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز (2004)، پرسشنامه آموزش فعالیت بدنی محقق ساخته و پرسشنامه مهارت های اجتماعی کوانگ (2023) بود. برای بررسی روایی پرسشنامه ها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد. داده ها از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.تحلیل-های مدل سازی معادلات ساختاری، برازندگی الگوی پیشنهادی را تایید کرد. نتایج نشان داد که آموزش فعالیت بدنی بر سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، همچنین اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار آموزش فعالیت بدنی از طریق سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان نشان داده شد. بنابراین آموزش ورزش و فعالیت بدنی زمانی که در محیطی سالم و هدفمند انجام شود، می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای ارتقای سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان عمل کند. به همین دلیل، برنامه ریزان و مسئولین آموزشی باید با اتخاذ سیاست های مناسب، این پتانسیل را به حداکثر برسانند تا نسل آینده ای با مهارت های اجتماعی قوی تر و سلامت اجتماعی بالاتر پرورش یابند.
مقایسه تأثیر دو روش حل مسئله فردی و همیارانه بر انگیزه ی پیشرفت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه تأثیر دو روش آموزش مهارت حل مسئله به شیوه فردی و همیارانه بر انگیزه پیشرفت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی بود. روش پژوهش با رویکرد کمّی از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، سه کلاس (هر کدام شامل 25 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. گروه های آزمایش تحت آموزش با روش حل مسئله همیارانه و فردی قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه های انگیزش پیشرفت و مهارت های اجتماعی استفاده شد. آموزش علوم تجربی با روش حل مسئله فردی و همیارانه در 9 جلسه 50 دقیقه ای برای دو گروه آزمایش ارائه شد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که هر دو روش آموزش حل مسئله (فردی و همیارانه) در مقایسه با گروه کنترل، تأثیر معنی داری بر افزایش انگیزه پیشرفت و مهارت های اجتماعی داشتند. همچنین، نتایج پژوهش بیانگر این بود که روش حل مسئله همیارانه، شیوه مؤثرتر و بهتری نسبت به روش حل مسئله فردی است. با توجه به نتایج به دست آمده به معلمان پیشنهاد می شود که در تدریس علوم تجربی برای تقویت مهارت های اجتماعی و انگیزه پیشرفت در دانش آموزان از روش حل مسئله همیارانه استفاده کنند.
رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
103 - 115
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان با میانجی گری تنظیم هیجان صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان دوره متوسطه اول شهرستان قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آن ها نمونه ای به حجم 245 نفر (129 دختر و 116 پسر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و مقیاس تجدید نظر شده سبک های دلبستگی (RAAS)، پرسشنامه کارکرد تأملی (RFQ)، چک لیست تنظیم هیجانی (ERC-S) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی نوجوانان (MESSY) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد ذهنی سازی (0/19=β) و سبک دلبستگی ایمن (0/13=β) به صورت مثبت و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/08=β) و ناایمن دوسوگرا (0/12=β) به طور منفی مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کنند (0/01>p)؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که ذهنی سازی و سبک های دلبستگی به صورت غیرمستقیم و به واسطه تنظیم هیجان می توانند مهارت های اجتماعی نوجوانان را به طور معنی دار پیش بینی کنند (0/05>p). بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که تنظیم هیجان در رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان نقش میانجی دارد. بر این اساس می توان انتظار داشت که با ارتقای ظرفیت ذهنی سازی، افزایش دلبستگی ایمن و کارآمدی فرآیندهای تنظیم هیجان، مهارت های اجتماعی نوجوانان نیز بهبود یابد.
تعیین تفاوت اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر بر سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
105 - 118
حوزههای تخصصی:
ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف تعیین مقایسه اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺮ سرزندگی تحصیلی داﻧﺶ آﻣﻮزان ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح پیش آزمون - پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ دانش آموزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 1403-1402 ﮐﻪ آﻣﺎرﺷﺎن ﻃﺒﻖ اﻋﻼم آموزش و پرورش ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود 1786 ﻧﻔﺮ هستند. از جامعه حاضر تعداد 60 دانش آموز در 3 گروه 20 نفره به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش مهارت های اجتماعی را در 8 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 8 جلسه آموزش مهارت های تفکر را طی کرد و گروه سوم (کنترل) نیز هم زمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه داد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده استفاده شد. همچنین ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها از نرم افزار SPSS و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻮوارﯾﺎﻧﺲ تک متغیره (آنکوا) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکوا) نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر در افزایش سرزندگی تحصیلی مؤثر بودند؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت با وجود اثربخش بودن هر دو روش آموزشی، اما آموزش مهارت های اجتماعی در افزایش سرزندگی تحصیلی اثربخش تر و قوی تر بود. پیشنهاد می شود در مدارس از این دو آموزش برای افزایش سرزندگی تحصیلی استفاده شود.
اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
163 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستانی شهر تبریز بود. جامعه آماری شامل نوآموزان 4 و 5 ساله ی شهر تبریز در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 40 نوآموز بود که 20 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 20 نفر به عنوان گروه کنترل به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. در قالب طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای آزمون تورنس فرم ب تصویری و آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS) اطلاعات لازم جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی های اسکوپ طی 3 ماه و تحلیل داده ها با روش کواریانس، نتایج نشان داد که الگوی آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان موثر بوده است.
تدوین بسته قصه گویی مبتنی بر قصه های کهن و تأثیر آن بر مهارت های شناختی و اجتماعی کودکان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته ای از قصه گویی مبتنی بر قصه های کهن و بررسی تأثیر آن بر مهارت های شناختی و اجتماعی کودکان دیرآموز انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته صورت گرفت؛ در بخش کیفی، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ نفر از اساتید روان شناسی و متخصصان ادبیات کودک استفاده شد و در بخش کمی، ۳۰ دانش آموز دیرآموز ابتدایی در شهرستان جهرم به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون شرکت کردند. آموزش بسته قصه گویی طی ۳۰ جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون هوش وکسلر ۵ (WISC-V) و پرسش نامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بود. در بخش کیفی، مضامین اصلی و فرعی مرتبط با رشد مهارت های کلامی، شناختی و اجتماعی استخراج شد. یافته ها نشان داد آموزش بسته قصه گویی بر بهبود خرده مقیاس های مهارت های شناختی (درک مطلب کلامی، استدلال، حافظه فعال، سرعت پردازش) و مهارت های اجتماعی (خودکنترلی، همدلی، ابراز وجود، همکاری) اثر معناداری دارد. در نتیجه، بسته قصه گویی مبتنی بر قصه های کهن می تواند رویکردی مؤثر برای ارتقای توانایی های شناختی و اجتماعی کودکان دیرآموز در دوره ابتدایی باشد.
بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی بر ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهر مشکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مهارت های اجتماعی نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. تفکر مراقبتی که بر ارزش ها، احساسات و مسئولیت پذیری تأکید دارد، به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای این مهارت ها مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی در بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهرستان مشکان بود. روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان مشکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای آموزش تفکر مراقبتی را دریافت کرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (۱۹۸۳) بودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تفکر مراقبتی به طور معناداری مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل افزایش داد (p < 0.001). اندازه اثر 0.352 نشان دهنده تأثیر قابل توجه این مداخله بود .نتیجه گیری: آموزش تفکر مراقبتی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای مهارت هایی مانند ارتباطات، همدلی، همکاری، حل مسئله و مدیریت هیجان در دانش آموزان به کار گرفته شود. این روش به بهبود سلامت روانی-اجتماعی و تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و همدل کمک می کند.
پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر اساس تاب آوری، مهارت های اجتماعی و کمال گرایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول بر اساس تاب آوری، مهارت های اجتماعی و کمال گرایی انجام گرفت. از نظر نوع توصیفی - پیمایشی و از نظر روش همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مدرسه امام جعفر صادق (ع) متوسطه اول استان قم (350 نفر) است. حجم نمونه از طریق نرم افزار GPower، تعداد 74 نفر و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد و معدل دانش آموزان به عنوان شاخص پیشرفت استفاده شد. ارزیابی پایایی پرسشنامه ها به روش آلفای کرونباخ انجام شد. مقدار آماره آلفا 0.890 ، 0.938 و 0.887 بدست آمد که نشانگر پایایی مناسب ابزار است. تجزیه و تحلیل آماری داده ها از طریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و به کمک نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها نشان داد با استفاده از روش تحلیل رگرسیون همزمان، مدل معنی داری به دست آمد (0.369= مجذور R تعدیل شده و 0.05 P< و 15.219F=). این مدل 36.9 درصد از واریانس را توجیه می کند. در نهایت رابطه معنی داری بین کمال گرایی و پیشرفت تحصیلی یافت نشد اما بین تاب آوری و مهارت های اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری با پیشرفت تحصیلی وجود داشت.